برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

مارتین لیندستروم در کتاب «بازاریابی حسی» توضیح می‌دهد که چگونه در عملیات بازاریابی حواس پنج‌گانه را درگیر کنیم.

با اینکه در اغلب تبلیغات از صدا و تصویر استفاده می‌شود، مردم علاوه بر آن می‌توانند به بوها، چیزهایی که لمس می‌کنند مانند جعبه محصول و مزه‌ها نیز واکنش نشان دهند. همچنین می‌توانند هر محرک را با احساسات یا تجارب مختلف مرتبط کنند. اغلب عملیات بازاریابی دو بعدی است یعنی فقط از بینایی و شنوایی استفاده می‌شود. شاید بتوان عملیات بازاریابی طراحی کرد که بر ۵ حس مخاطب تاثیر بگذارد. حال تاثیر هرکدام از این موارد را بررسی می‌کنیم.

برندسازی حسی ایده‌ای است که برای بشر بیشترین پذیرش را دارد، وقتی که همهٔ پنج حس را درگیر می‌کند. شرکت دادن سه حس لامسه، بویایی و چشایی در برندسازی، راهی اثبات شده برای متمایز کردن و به‌یادماندنی کردن برند و نیز برقراری ارتباط عاطفی مؤثر و قوی با مشتریان است؛ بنابراین برندسازی حسی چیزی بیش از کاربرد سنتی آن است که تنها دو حس شنوایی و بینایی را درگیر می‌کند و تأثیر بسیار مطلوب در ارتباطات مؤثر بازاریابی برای آینده خواهد داشت.

برندسازی حسی و دنیای جدید پیش روی برندها

برندسازی حسی یعنی ایجاد حس های نوستالژیک در مشتریان و ترغیب آنان به خرید. بسیاری از بو ها، رنگ ها و صداها تداعی کننده خاطرات دلنشین مردم یک فرهنگ و یا سرزمین هستند. شما می توانید برند حسی خود را داشته باشید و بیانگر یک حس و حال خاص باشید. طبق تحقیقات ۹۳ درصد افرادی که خرید می کنند به خاطر رنگ محصولات جذب شده اند و ۶ درصد به خاطر جنس محصولات و آن یک درصد درگیر بو و فضا و سایر عوامل حسی دست به خرید زده اند.
پیچیده‌ترین قسمت در مدیریت یک پروژه برندسازی حسی، همسو سازی و ایجاد تعامل درست میان فرایندهای مدیریت طراحی با فرایندهای مدیریت کسب و کار و بازاریابی کلاسیک است. به این دلیل که در چنین پروژه‌هایی دو طرز فکر کاملاً متفاوت مشارکت می‌کنند که یکی خلاقانه و هنری و مبتنی بر درک شهودی و استنباط ابداکتیو است و دیگری مهندسی و ریاضی و مبتنی بر روش‌های عقلانی است. عدم همراهی و عملکرد ناهماهنگ این نقش‌ها عمدتاً پروژه‌های برندسازی حسی را به شکست می‌کشاند. برای حل این مسئله مدیریت طراحی نقش پر رنگی ایفا می‌کند و تدوین تفهیم‌نامه برند به عنوان یکی از انواع تفهیم‌نامه طراحی با مشارکت مستقیم متولیان طراحی و متولیان کسب و کار در سازمان، تا حد زیادی در سرنوشت و موفقیت یک پروژه برندسازی حسی مؤثر خواهد بود. تعریف پیش زمینه و کلیات پروژ، بررسی حیطه و طبقه کسب و کار ، بررسی مخاطب هدف، معرفی شرکت، محصولات و خدمات آن، اهداف کسب وکار (business objectives) و راهبرد طراحی (design strategy)، چشم‌انداز پروژه، زمانبندی و بودجه و … ممکن است از جمله مطالب یک تفهیم‌نامه برند باشد. وجود یک تفهیم نامه برند سبب می‌شود تا قضاوت نهایی دربارهٔ خروجی‌های حسی برند، نه به صورت ذهنیت‌گرایی و سلیقه‌ای، بلکه مبتنی بر عینی‌گرایی و اهداف مشخص پروژه به پیش برود و از اختلافات سلیقه‌ای در میان متولیان برند جلوگیری شود.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

انواع برندینگ حسی

برندسازی و تاثیر حس بویایی در یک برند

تا به حال توجه کرده اید با دیدن صحنه ای از یک فیلم که بازیگران در یک باغ گل رز در حال پیاده روی هستند و یک گل زیبا را استشمام می کنند، به این فکر می افتید که ای کاش من هم می توانستم بوی آن را استشمام کنم، با این نگرش می بینیم که دیگر تبلیغات بیلبوردی یا تصاویر اینترنتی نمی تواند حس بویایی را برای شما فراهم آورد. اگر کمی به گذشته برگردیم، می بینیم که استفاد از بو در جلب مشتری از قدیم به گونه ای دیگر رواج داشته است مثل انداختن دنبه در آتش توسط کباب فروش ها یا استفاده از هواکش قوی در قهوه فروشی ها و نانوایی ها برای دمیدن بو به سمت خیابان.بوها با خاطرات ما گره خورده اند و زمانی که بویی جدید به مشام ما برسد در جا با موقعیتی که در آن هستیم پیوند خورده و یک خانه از حافظه ما را پر می کند. تجربه نشان داده است که بوهای آشنا به خصوص بوهایی که تداعی گر محیط های امن و دوستانه هستند ضریب فروش را بالا برده و بسیاری از شرکت های بزرگ از این راز آگاه هستند و از آن استفاده می کنند .

شاید تا به حال فکر نکرده باشیم که حس بویایی در رفتار خرید مشتری چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. ۷۵ درصد احساسات ما به بویی که حس می‌کنیم بستگی دارد. اگر صاحب فروشگاه هستید شاید بویی که از فروشگاه شما به مشام می‌رسد به اندازه دکوراسیون فروشگاه در خریدها تاثیرگذار باشد.

قدرت بویایی ده هزار بار موثر‌تر از چشایی است، با این حال کمتر از ۳ درصد شرکت‌های موفق دنیا از این حس در تبلیغات و برندسازی خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از مردم به طور شفاف بوی ماشین نو را به خاطر دارند. آیا فکر می‌کنید این موضوع اتفاقی است؟ خودروسازان باهوش در آخرین مرحله تولید اسانس خاصی را در داخل خودرو پخش می‌کنند تا خریدار در اولین هفته‌های استفاده از آن خودرو حس خوبی داشته باشد.

حتی برخی از شرکت‌ها بوی خاصی را به عنوان بخشی از برند خود ثبت می‌کنند! فرودگاه سنگاپور از یک بوی ثبت‌شده برای معرفی برند خود استفاده می‌کند.بو یکی از مهم‌ترین مواردی است که می‌تواند بخشی از حافظه را فعال کند. گاهی به یک میهمانی می‌رویم و احساس می‌کنیم بوی آن خانه بسیار آشنا است. مثلا دقیقا بوی خانه مادربزرگمان است که سال‌ها قبل به آنجا می‌رفتیم. شاید عطر چای، بوی قالی و یا هر چیز دیگری مشابه با بویی است که قبلا در خانه مادربزرگ استشمام کرده‌ایم. این بو به سرعت خاطرات مربوط به زمان‌های گذشته را برای ما زنده می‌کند و شاید به یاد اتفاقاتی بیفتیم که به فراموشی سپرده شده بود.در یک نظرسنجی که در سال ۱۹۳۵ انجام شد ۸۰ درصد آقایان و ۹۰ درصد خانم‌ها با استشمام بوی یک عطر خاص به یاد خاطره‌ای شفاف و واضح از سال‌های دور می‌افتند.تحقیق مجله Business Research نشان داده است که بوها و رایحه‌های مختلف پیوند عمیقی با خاطرات ما دارند. اگر فروشگاه‌ها بتوانند روی خاطره درستی دست بگذارند، احتمالا تمایل بیشتری برای خرج کردن پول نشان خواهیم داد. بوهایی که در یک فروشگاه استشمام می‌شوند می‌تواند به صورت ناخودآگاه احساس ما را نسبت به یک محصول عوض کند و اگر به درستی استفاده شوند، در کل تجربه خرید بهتری را فراهم می‌کند.

یک فروشگاه لباس تصمیم گرفت از بوی وانیل استفاده کند و فروشش در چند ماه دو برابر شد! آیا دلیلش را می‌دانید؟ روش خرید ما طوری است که بارها تا آستانه خرید پیش می‌رویم و منصرف می‌شویم. وقتی در فروشگاه در حال مشاهده لباس هستیم، زمان حضور بیشتر در آنجا احتمال خرید ما را بیشتر می‌کند، چون در یک لحظه خاص شاید از نظر احساسی در شرایطی قرار بگیریم که تصمیم نهایی را بگیریم.یک رایحه خوب می‌تواند جزوی از هویت کارمان باشد. اگر همیشه از یک اسانس خاص استفاده کنیم، پس از مدتی مشتریان با استشمام آن بوی خاص به یاد کار ما می‌افتند.

برای بوییدن از طریق کامپیوتر، پژوهشگران دستگاه کوچکی ساخته اند به نام «سن تی» (Scentee) که به برنامه ویژه ای که روی گوشی های هوشمند نصب شده، متصل می شود.«سن تی یک دستگاه کوچک است که می توانید آن را با یک رابط صوتی به تلفن همراهتان وصل کنید. این وسیله به شما اجازه می دهد که یک پیام بویایی را از طریق تلفنتان بفرستید. مثلا اگر تولد کسی باشد، می توانید برایش پیامی با بوی توت فرنگی بفرستید.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 

این دستگاه کوچک به شما اجازه می دهد تا عطر گلهایی مانند اسطوخودوس و گل یاس، میوه هایی مانند توت فرنگی و یا رایحه های محرکی مانند قهوه را برای دیگران بفرستید. «سن تی» مجهز به یک کارتریج قابل تعویض با بوهای مختلف است و در هر کارتریج حدود ۱۰۰ اسپری مختلف وجود دارد. به این ترتیب و به کمک این فناوری و با استفاده از گوشی های هوشمند می توانید اتاق اطرافیان را به آرامی و متناسب با روحیات و سلیقه آنها با بوهای مختلف معطر کنید.

تحقیقات زیادی در مورد بوی قهوه انجام شده که نشان می‌دهد باعث فعال‌تر شدن حافظه کوتاه مدت می‌شود و همچنین احساس خوب و لذت‌بخشی در شخص ایجاد می‌کند. اگر قرار است مذاکره مهمی انجام دهید سرو قهوه باعث می‌شود مطالب گفته شده در ذهن طرف مقابل بهتر ثبت شود , و یا برند کرایولا شروع به جستجوی بوی خاص تجاری خود کرد و از مداد رنگی که محصول اصلی اش است این کار را شروع کرد و شکی نیست که بوی خود را در حافظه میلیونها کودک که با آن نقاشی می کنند حک می کند.برای ما ایرانیان بوی هل، گلاب، برنج دم کشیده، چای نبات و بوی برگه های کتاب تازه و یا بوی بهار نارنج و … نوستالژیک هستند. هر چند شاید امکان پذیر نباشد که این بو ها را به عنوان عطر به تولید رساند اما می توان از این بو ها در فروشگاه ها برای جلب مشتری استفاده کرد. آرام کردن و دلنشین کردن فضای خرید می تواند راه خوبی برای پر فروش تر کردن محصولات و برند شدن باشد. سعی کنید با برانگیختن احساسات نوستالژیک و خاطرات دلنشین وطنی، برند سازی حسی و یا تجربه محوری ایجاد کنید. با این کار در ذهن مشتریان ماندگار می شوید .
بوی نان تداعی کننده احساس گرمی و خانگی است، بوی سیب و خیار فضای فروشگاه را بزرگتر می کند و بوی هل آرامش بخش است. بوی دود باعث می شود فضا کوچکتر به نظر بیاید. بوی چرم تداعی کننده شیک بودن است.

حس لامسه و تاثیر آن در برندسازی 

چگونگی احساس یک برند، ارتباط زیادی با آن دسته از کیفیتهای دارد که به محصول نسبت می دهیم .مردم هنوز هم دور یک اتوموبیل که قصد خریدش را دارند چرخ می زنند و به تایرهای آن لگد می زنند. این می تواند یک آزمون معقول از کیفیت باشد. روش حس کردن یک اتومبیل زمانی که داخل آن می نشینیم و دستهایمان را بر روی فرمان و کنترلها می کشیم برای ۴۹ درصد از مشتریان در تصمیم گیری برای انتخاب مهم است.استفاده از حس لامسه در طراحی بطری های برند کوکا کولا هم به صورت واضحی قابل لمس می باشد . همینطور شرکت ساپورو در طراحی قوطی های نوشیدنی یک قدم فراتر از کوکا کولا بوده و یک طراحی متمایز را در بین سایر نوشیدنی هایی که در قوطی ارزه می شوند را دارا می باشد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 گروهی از پژوهشگران ژاپنی، دستگاه کوچک حلقه ای شکلی ساخته اند که بوسیله آن می توان از طریق اینترنت حس لامسه را نیز منتقل کرد.این دستگاه «رینگ یو» (RingU) نامیده می شود و شما می توانید مثل انگشتر آن را به انگشت کنید. رینگ یو به گوشی هوشمند وصل می شود و به این ترتیب می توانید به هر کسی در دنیا از طریق اینترنت متصل شوید. مثلا من در لندن و دوستم در توکیوست. من می توانم انگشتانم را بفشارم و دوستم در توکیو این فشار را در انگشتانش از طریق اینترنت حس کند. این روشی برای برقراری ارتباطات لمسی از طریق گوشی های هوشمند است.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندینگ و ارتباط آن با صدا

صدا روی خلق و خو و شرایط روحی روانی ما تاثیر می گذارد ، در برابر خطر به ما هشدار می دهد و آرامش ذهن را برای روحمان به ارمغان می آورد .

صدا جز مهم برندسازی را تشکیل می دهد . مثلا صدای غرش خشن و خاص گرفته ی موتور هارلی دیویدسون و یا صدای خرد شدن غله ی صبحانه ی کلاگز ، آهنگ های آغازی مایکروسافت ، نوکیا و اینتل اینساید ملودی های زندگی تجاری روزانه ما رو تشکیل می دهند. هر روزه مردم صداهای زیادی می شنوند اولین صداهایی که توجه مردم را جلب می کنند صداهایی با فرکانس بالایی دارند ، اما صداهایی نیز وجو دارند که حتی اگر حواس ما به آن ها نباشد باز هم روی ما تاثیر می گذارند . وقتی یک صدای مستمر با فرکانس پایین مانند یک پنکه یا یخچال قطع می شود ، احساس آسودگی به ما دست می دهد . افراد توانایی بالایی در یادآوری صداهای دوران گذشته زندگی شان دارند . به عنوان مثال ، موسیقی مورد علاقه ی دوران جوانی مان می تواند ما را شدیدا احساساتی کند و به زمان و مکانی برگرداند که اولین بار شنیده ایم .

  • شرکت‌های بسیاری در بخش خرده‌فروشی از چگونگی کمک موسیقی به آن‌ها در ساخت هویتی قوی‌تر آگاه شده‌اند. شرکت‌هایی مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای The Gap آمریکا، Eddie Bauer، Toys “R” US برای سفارش قطعات موسیقی برای برند‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند.
  • بر اساس یک پژوهش، موسیقی موجب تحریک احساسات خاص مشترکی میان بسیاری از افراد می‌شود، احساساتی درونی که نیازی به تعریف و معرفی ندارند و با موسیقی منتقل می‌شوند. برای مثال در تحقیق مذکور به این نکته اشاره شد که قطعات منتخبی از باخ منجر به ایجاد واکنش‌های یکسانی در هر شرکت‌کننده می‌شود.
  • نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که موسیقی روی رفتار مردم در رستوران مؤثر است. موسیقی با ضرب‌آهنگ تند موجب می‌شود تا مشتریان رستوران زودتر میز خود را ترک کنند تا فضای نشستن برای مشتریان بعدی نیز مهیا شود. پخش این موسیقی برای رستوران‌های فست فود زنجیره‌ای و ناهارخوری‌هایی که گردش مشتری بیشتری دارند، می‌تواند مفید باشد. موسیقی با ضرب‌آهنگ کندتر را می‌توان هنگام شب پخش کرد تا موجب شود مشتریان زمان بیشتری در رستوران بمانند و غذای بیشتری سفارش دهند.

کاربردهای حس شنوایی نیز مانند حس بینایی بسیار وسیع و گسترده است : در صنعت بهداشت و درمان ، هتلداری ، بانکداری و 

قدرت صوت در برندسازی و تبلیغات بدون شک بسیار زیاد و غیرقابل انکار است. به طور مثال صداهایی که مرتبط با غذا و نوشیدنی هستند، مانند صدای حاصل از کف کردن نوشیدنی گازدار در زمان باز شدن درب آن. صدای جلز و ولز حاصل از قرار گرفتن غذا در روغن بطور خودکار موجب گرسنه شدن افراد و همچنین صدای کف کردن نوشابه هم حس تشنگی را به افراد انتقال می دهد. بنابراین تولیدکننده انواع غذا و نوشیدنی یا حتی صاحبان رستوران‌ها تمایل به استفاده از این صداها برای دستیابی به ترکیبی از برندسازی زمینه‌ای و احساسی دارند.
صدای خش خش برگ ها، صدای امواج، صدای باران که ممکن است شما را به یاد یکی از بهترین و خاطره انگیزترین تعطیلاتتان بیندازد. شما می توانید از صداهای طبیعت و صداهای خاص دیگر برای این که دیگران برند شما را با آهنگ و صدا به یاد بیاورند، استفاده کنید و یا یک موسیقی کاملا اختصاصی برای برند خود بسازید.

 از دوستان عزیز می خواهم که تجربیاتی که مرتبط با این حس داشتید یا درموردش شنیدید را در اختیار بقیه دوستان هم قرار بدید تا باهم در مورد این حس بیشتر بحث کنیم.

 

حس بینایی در برندسازی

بینایی تا همین اواخر به عنوان قدرتمندترین حس ما در نظر گرفته می شد، اما تحقیقات نشان می دهد که این موضوع دیگر صحت ندارد .در هر حال گریزی از این واقعیت نیست که طراحی متمایز، برندهای متمایزی را خلق خواهد کرد و برندهای موفق در ماهیت اصلی خود به طور بصری قابل تمایز هستند.

بسیار مهم است که محصولات ما وقتی دیده می‌شود چه حسی به مخاطب منتقل می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها اهمیت بسته‌بندی را دست‌کم می‌گیرند. اطلاعاتی که از طریق بینایی منتقل می‌شود تاثیر قابل‌توجهی بر احساس مخاطب از محصول یا خدمت شما دارد.

انتخاب رنگ مناسب نیز اهمیت دارد. رنگ‌ها می‌توانند بر نحوه خرید ما تاثیر بگذارند. مقاله‌ای که در سایت «لایف هکر» منتشر شده نشان داده است که پیشخدمت‌هایی که لباس قرمز می‌پوشند، اغلب انعام بیشتری دریافت می‌کنند و رنگ قرمز حتی بر میزان خریدهای آنلاین هم تاثیر می‌گذارد!

البته موضوع مقاله ما روانشناسی رنگ نیست و نمی‌خواهیم برتری یک رنگ را بر رنگ‌های دیگر نشان دهیم. موضوع مهم آن است که از انتخاب رنگ برای محیط کار، جعبه محصولات و … به راحتی نگذریم و به اندازه کافی تحقیق کنیم.

رنگ یکی از مواردی است که بعید است از یاد مشتری برود. با شنیدن واژه «ایرانسل» چه رنگی در ذهنتان تداعی می‌شود؟ برند «رایتل» چطور؟ نکته مهم آن است که وقتی رنگی را انتخاب کردیم در تمامی تبلیغات و اقلام بازاریابی از آن رنگ به عنوان رنگ غالب استفاده کنیم تا پس از مدتی آن رنگ بخشی از هویت کسب‌و‌کار ما شود.رنگ باید با نوع محصولات یا خدمات ما همخوانی داشته باشد. مدتی قبل یک شرکت تولید آب معدنی در ایران از رنگ قرمز استفاده کرده است. قرمز رنگی گرم است و نمی‌تواند سرد و خنک بودن را تداعی کند.موفقیت در انتخاب رنگ و مالکیت یک رنگ در ذهن مردم کاری بسیار دشوار و البته مهم است. در حقیقت تئوری رنگ ها به عنوان مرکز اصلی توجه در طراحی ها می باشد که اغلب نادیده گرفته می شود.در یک طبقه بندی ساده رنگ ها در دو طیف سرد و گرم دسته بندی می شود. رنگ هایی مانند قرمز و زرد که القا کننده ی انرژی و نشاط هستند و رنگ های سرد مانند آبی و سبز که حس آرامش و اطمینان را به مخاطب انتقال می دهند. در نتیجه انتخاب رنگ درست با توجه به محصول یا خدمت ارائه شده بسیار مهم است. هم از نظر احساسی، اینکه مشتریان با نگاه کردن به آن چه احساسی پیدا خواهند کرد و هم از نظر عملی و برجسته شدن در بازار. انتخاب رنگ ها می تواند برای شما به عنوان یک برند به یک شناسنامه تبدیل شود و یادآور برند شما برای مشتری شود. حتی می توانید با استفاده از رنگ ها و طرح های گلدار یک احساس خاص به مخاطب القا کنید.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

قوانین برندسازی ۵ بعدی

اگر به فکر استفاده از بازاریابی ۵ بعدی هستید به این چند مورد توجه کنید.

۱. مشخص کردن نقاط تماس

بسیاری از نام‌های تجاری تمامی حواس را تحریک می‌کنند ولی بیشتر آن‌ها مرتبط با ۲ یا ۳ مورد هستند. نقاط به کارگیری حواس را شناسایی کنید.در چه شرایطی این فرصت را دارید تا حس خوبی ایجاد کنید. مثلا اگر شرکتی دارید که اتاق میهمانان یا اتاق انتظار دارد، از آن مکان برای بازاریابی ۵ بعدی استفاده کنید. شرکت هاینز از یک شیشه ضخیم برای سس گوجه‌فرنگی استفاده کرد تا نشان دهد محصولی با کیفیت عرضه می‌کند.

۲. تقویت بازاریابی با درگیر کردن همزمان حواس

هواپیمایی سنگاپور از موسیقی آسیایی، مهمانداران آموزش دیده، عطر و لباس هماهنگ و مناسب برای ارائه یک تجربه لذت‌بخش استفاده می‌کند. در اتاق جلسات همزمان از رایحه مناسب، موسیقی دلپذیر و دمای هوای مناسب و … استفاده کنید.

۳. استفاده از بازاریابی ۵ بعدی در اولین تماس

فرض کنید وارد شرکتی می‌شوید که اتاق انتظار بسیار نامناسبی دارد. هوا گرم است، سر و صدای زیادی وجود دارد و حس خوبی ایجاد نمی‌کند. سپس وارد اتاق جلسات می‌شوید که در آن به بازاریابی ۵ بعدی توجه شده و همه چیز عالی است. این‌کار اثر مثبتی ندارد، زیرا در اولین تماس حس خوبی ایجاد نشده است.

شرکت‌های خودروسازی برای موفقیت بیشتر باید به اولین تماس توجه بیشتری کنند، یعنی ظاهر اتومبیل و همچنین دستگیره در که شخص از آن طریق وارد اتومبیل می‌شود. سپس صندلی و ظاهر بخش روبروی راننده اهمیت ویژه‌ای دارد.

۴. حفظ رویه یکسان برای افزایش وفاداری در مشتری

ثبات در بازاریابی ۵ بعدی منجر به کسب نتایج مطلوب می‌شود. پس از شروع کار تغییرات بزرگی ایجاد نکنید. پس از مدتی بویی که استفاده می‌کنید را تغییر ندهید. برای ایجاد حس خوب و تجربه لذت‌بخش باید از تغییرات بزرگ بپرهیزید.

۵. بازنگری و بهبود پیوسته نقاط تماس

با توجه به واکنش مشتری به بازاریابی ۵ بعدی همواره در حال بهبود تدریجی باشید. البته همانطور که گفتیم از ایجاد تغییرات بزرگ بپرهیزید.  کافی است رنگ سازمانی خود را تغغیر دهید تا اثر فعالیت‌های قبلی از بین برود.

بازاریابی ۵ بعدی و درگیر کردن حواس شخص باعث ایجاد تجربه‌ای لذت‌بخش برای مشتری می‌شود و فروش شما را افزایش می‌دهد.

نوشته برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن ! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندی به نام تو “A Brand Called YOU” عنوان جذاب ترین مقاله پرسنال برندینگ در دنیا بود. این مقاله آغازگر جنبش برندسازی شخصی شد. تام پیترز در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار در این مقاله که در مجله FAST COMPANY MAGAZINE منتشر شد،مفهوم برندسازی شخصی را مطرح و از استعاره‌ انسان به عنوان یک برند رونمایی کرد.این مقاله بلافاصله مورد توجه همگان قرار گرفت و الهام بخش مقالات، کتاب ها و سخنرانی های متعددی شد. تا جایی که می‌توان گفت تاریخ ۲۰ ساله برندسازی شخصی با نام تام پیترز و این مقاله پیوند خورده است.

برای اولین بار در دنیا، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۹، آقای اوباما از برندینگ فردی در حوزه برندینگ سیاسی استفاده نمود. مشاور برنامه‌ریزی استراتژیک کمپین او فردی به نام David Axelrod بود. او از مشاوره مدرسه مدیریت دانشگاه هاروارد نیز استفاده نمود. پس از او نیکولاس سرکوزی از این نوع برندینگ استفاده نمود. از سال ۲۰۱۲ استفاده از این روش برای انتخابات مجلس و حتی شوراهای شهرها در آمریکا استفاده می‌شود.

اولین و مهم ترین گام در برندسازی شخصی، خود آگاهی از موقعیت، جایگاه و تصویری است که تا به حال در ذهن اطرافیانتان اجتماعی ساخته‌اید. جایگاهی که در قلب، یا تصویری که در ذهن اعضای خانواده‌، آشنایان، همکاران، دوستان و فالوئرهایتان در شبکه‌های و… ساخته اید، با یکدیگر متفاوت است. این جایگاه یا تصویر با گذشت زمان بدست آمده است و ارتباط مستقیمی با کمیت و کیفیت روابطی دارد که تا به حال با این افراد برقرار کرده‌اید.برندسازی شخصی آنطور که در ذهن ما شکل گرفته به روندی معکوس فکر می‌کند. به این معنا که شغل من و موقعیت اجتماعی ام نسبت به بقیه برتری ندارند و احساس می‌کنم که با استفاده از برندسازی شخصی می‌توانم در این هیاهوی شلوغ جامعه، قدی بلندتر از اطرافیانم داشته باشم.

همه ما افراد مستعدی را می‌شناسیم که یا سر جای خودشان نیستند، یا کمتر از استحقاقشان دریافت می‌کنند، یا حتی بیکار هستند. برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ می‌گوید، افراد و مهارت‌هایشان نیز مانند محصولات کسب‌وکارها نیاز به معرفی دارند.

امروزه با وجود تجارت الکترونیک و دنیای ارتباطات ، ایجاد برند شخصی به یکی از نیاز های مهم افراد و فعالین کسب وکارها تبدیل شده است. در دنیای دیجیتالی امروز، مردم به جستجوی خدمات و محصولات می پردازند،‌ پس افراد نیز باید در نتایج مربوط ظاهر شوند و تلاش کنند بهترین تأثیر را روی مخاطب و مشتری احتمالی بگذارند. برند سازی شخصی در هرزمینه ای، نیازمند فعالیت‌ های منحصر به فرد خود است که با صبر و گذر زمان به وجود می آید . 

آشنایی با بوم برند سازی شخصی

بوم برندسازی شخصی، ابزاری است که به شما کمک می‌کند استراتژی برندینگ شخصی خود را در نهایت سادگی، سرعت و شفافیت خلق و آن را در قالب تصویر، نمایش دهید. نمایش تصویری به شما در به خاطرسپاری و یا بازطراحی استراتژی کمک ویژه‌ای خواهد کرد.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

پیشنهاد من برای پر کردن بوم برندینگ شخصی

برای پر کردن بوم برندینگ شخصی بهتر است تا حدودی با دانش تفکر طراحی آشنا باشید. مخصوصا برای پر کردن گام‌های ۱ تا ۳ و البته تکمیل و  نهایی نمودن اطلاعات کل بوم.

با فرض اینکه شما از دانش و مهارت‌ خوبی برخوردارید اما هنوز مخاطبانتان به درستی از توانایی‌های شما با خبر نیستد، با توجه به تجربه‌ای که در پر کردن بوم برندینگ شخصی داشته‌ام، پیمودن این روند ۶ مرحله‌ای را به شما پیشنهاد می‌کنم. این را بدانید که در شرایط و موقعیت‌های دیگر روند پر نمودن این بوم متفاوت خواهد بود.

نحوه پر کردن بوم برندینگ شخصی

  1. همزمان خانه های Identity، Audience و Result را پر کنید.
  2. همزمان خانه های Skills، offering و Promise را پر کنید.
  3. همزمان خانه های Competitors،positioning و Arena را پر کنید.
  4. خانه (Reason To Believe (RTB را پرکنید.
  5. خانه Communication را پر کنید.
  6. خانه Investments را پر کنید.
استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چرا برند سازی شخصی در فصای اینترنت مورد توجه قرار گرفته؟

با اطمینان زیاد می‌تونم بگم که ظهور شبکه های اجتماعی در جهان و رواج تب آن در ایران، یکی از ریشه های جدی شدن برندسازی شخصی آنلاین بوده است.ضمن اینکه شبکه های اجتماعی رسانه هایی ارزان قیمت یا رایگان به نظر می‌رسند و هر کسی فکر می‌کند حالا که رسانه ای در اختیار دارد، می‌تواند به برندسازی شخصی فکر کند.انبوه اعداد و ارقامی که با حضور در این رسانه ها، به سمت ما هجوم می‌آورند، اندیشیدن به برند شخصی را جدی‌تر کرده است.خلاصه اینکه ظهور شبکه های اجتماعی، ارزان شدن رسانه، عددی بودن و امکان مقایسه کمی موقعیت خود با دیگران در شبکه های اجتماعی،مواردی هستند که تب برندسازی شخصی را جدی‌تر از گذشته می کنند.

راهکارها و روشهای فوق العاده ای در رابطه با برند سازی شخصی :

  • مخاطب خود را تعریف کنید

تمرکز وبلاگ شما و تمام محتوای آن باید بر خوانندگان شما باشد. نیازهای آنها چه مواردی هستند؟ مشکلات آنها شامل چه مواردی است؟ شما باید بتوانید حدس بزنید، اما با حدس خطر اشتباه کردن را هم در پی خواهید داشت. بهترین روش برای حذف حدس زدن بررسی و مطالعه است. این بررسی، شما می توانید بطور خلاصه جمعیت مخاطب خود را شرح دهید و با هدف تهیه و توسعه محتوایی متمرکز تر تلاش کنید.

  • ارزش پیشنهادی مشخصی را ایجاد کنید

ما چه چیزی رو می توانیم به مخاطب خودمون عرضه کنیم؟ آیا شما منابعی را پیشنهاد می دهید که به دیگران کمک کند تا هوشمندانه تر کار کنند؟ آیا تفکرات رهبری را عرضه می کنید؟ اینها تنها چند نمونه کوچک از این دست هستند. برای این سوال پاسخی کوتاه و ساده ارائه دهید و آن پاسخ ارزش ارائه شده شماست. شما ممکن است نیاز داشته باشید تا این ارزش پیشنهاد شده خود را بررسی و تجربه کنید و در دوره های مختلف آن را تغییر دهید. داشتن یک ارزش پیشنهادی مشخص می تواند به عنوان یک چهارچوب روشن برای تلاش های شما مورد استفاده قرار بگیرد.

 

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندتان را ایجاد کنید

یک نام و شعار انتخاب کنید. که شما را توصیف کند و آسان باشد تا به خاطر سپرده شود. عکس بسیار مهم است. یک رنگ برای شرکت تان انتخاب کنید. یک لوگو که شما و هویت سازمانی را نشان دهد. خودتان باشید و درگیر داستان خودتان باشید و از بیوگرافی تان استفاده کنید.

قانون اساسی برندسازی،”متمایز بودن” است و هیچ برندی در دنیا با کپی کردن به برند قوی‌ای تبدیل نشده است. باید هویت حرفه‌ای‌تان را بر اساس چیزی بنا کنید که در مورد شخص شما صدق می‌کند. برای این کار باید بدانید جنبه تمایز شما و توانایی‌های متمایز شما نسبت به بقیه چیست و روی آن‌ها بیشتر سرمایه‌گذاری کنید.

آن چیزی که شما را از رقیبانتان متمایز می‌کند، ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتان است. پس سعی کنید از کپی کردن ترفند و یا تکرار روش‌هایی که به اسم افراد دیگر ثبت‌شده است، دوری‌کنید.

خودتان باشید

استراتژی برند شخصی شما باید ازآنچه هستید نشات بگیرد. استفاده از عناوین و جایگاه‌های تقلبی در برندسازی در بلندمدت جوابگو نخواهد بود.

ویژگی‌های اصلی استراتژی برند شخصی چهار مورد زیر است:

تمایز: کپی کردن، از شما یک بازیگر درجه‌دو می‌سازد.
تمرکز: سعی کنید استراتژی برند شخصی خود را در یک عبارت خلاصه کنید.
اعتبار و قانونی بودن: استراتژی برند شخصی شما باید بر اساس آنچه شما هستید و دارایی‌ها و تجربیات شما تعریف شود و صرفاً چیزی را می‌توانید ادعا کنید که واقعیت داشته باشد.
جذابیت در بازار: استراتژی خود را طوری در نظر بگیرید که در بازار خریدار داشته باشد. به عبارتی بر توانایی‌ها و مهارت‌هایی تمرکز کنید که کاربردی و نیاز بازار باشد. در کالج تپسل بیشتر بخوانید https://college.tapsell.ir/personal-branding-tips/

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

 

می خواهید به چه چیزی برسید، هدفتان چیست؟

بخش کاری خود را مشخص کنید. محصول یا خدمات شخصی تان را در فیلد کسب و کارتان ایجاد کنید.
بازار محصول یا خدمات شما چگونه است؟ هدف حقیقی مخاطبان را برای برند خود شناسایی کنید. ، بازار محصول یا خدماتتان را تعیین کنید.
سبک و سیاق شما چیست؟ سبک و برنامه خود را تعیین کنید تا ارتباط هایتان صریح و استوار باشد.

محتوای اورجینال ایجاد کنید

محتوای باارزش ارسال کنید که برای کاربرانتان مفید باشد و به طور مرتب وبلاگ را بروزرسانی کنید. محتوای چند رسانه ای (صوتی یا ویدیویی) ایجاد کرده و به اشتراک بگذارید. آن ها مثل ویروس هستند سریع دست به دست خواهند شد. با توجه به پلت فرم شیوه ارتباط را تغییر دهید.

از تحلیل نقاط قوت-ضعف، فرصت- تهدید (SWOT) در پرسونال برندینگ استفاده کنید.
متخصصین بازاریابی، برند را با تحلیل SWOT نیز بررسی می‌کنند. برای شناخت کامل تحلیل SWOT این مطلب را پیشنهاد می کنیم.

این کار کمک می‌کند روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، سعی کنید نقاط ضعف خود را برطرف کنید و همچنین از فرصت‌های موجود در مسیر حرفه‌ای خود بیشترین استفاده را ببرید. 

تکمیل پروفایل لینکدین

لینکدین یکی از ابزارهای مهم‌ برندسازی شخصی است. مخاطبان هدف پیش از اینکه بخواهند پروژه‌ای به شما محول کنند یا از محصولات و خدماتتان استفاده کنند، نام شما را در این شبکه‌ی اجتماعی جست‌وجو خواهند کرد. به‌همین‌دلیل، نباید به پرکردن مشخصات خود اکتفا کنید؛ بلکه باید پروفایل حرفه‌ای و کامل و جذابی داشته باشید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

متخصصان را به شرکتتان دعوت کنید

 تعامل با متخصصان حرکت کاملا هوشمندانه است که کمک می‌کند مهارت‌های لازم برای بازاریابی کسب‌و‌کار خود را به‌دست آورید. به‌علاوه، همین افراد پس از مشاهده‌ی قابلیت‌هایتان، روی همکاری‌های مشترک آینده حساب باز می‌کنند.

ارتباطات خود را در سطح بین‌المللی گسترش دهید

هدف از ساختن برند شخصی این است که دیگران شما و کارتان را در زمینه‌ی فعالیت‌هایتان بشناسند و بپذیرند. توسعه‌ی روابط بین‌المللی، خصوصا در بلندمدت، فرصت‌های فوق‌العاده‌ای پیش روی شما می‌گذارد که شاید پیش از این تصورش را هم نمی‌کردید.

روی یکی از کانال‌های بازاریابی بیشتر تمرکز کنید

 اغلب اوقات می‌شنویم باید بازاریابی محتوا را در چند کانال مختلف دنبال کنیم. این توصیه اشتباه نیست؛ اما بهتر است پیش از صرف انرژی و زمان، به مخاطبان توجه کنید. بررسی کنید آن‌ها محتوای مطلوب خود را بیشتر از چه کانال‌هایی پیگیری می‌کنند. سپس، سعی کنید در یکی از این کانال‌های ارتباطی مهارت خود را تاحدی افزایش دهید که محتوای واقعا تأثیرگذار و ارزشمندی در آن منتشر کنید.

محتوای هدفمند ارائه کنید

مخاطبان هدف خود را در شبکه‌های اجتماعی شناسایی کنید و به کمک پست‌هایی که به‌اشتراک گذاشته‌اند، به شخصیت آن‌ها پی ببرید. براین‌اساس، محتوای خود را به‌صورت هدفمند و هوشمندانه تنظیم کنید.

از اهرم قصه‌گویی استفاده کنید

 داستان‌سرایی یکی از بهترین ابزارهای بازاریابی برند است. شما می‌توانید با تعریف داستان‌های خودتان یا دیگران، ارتباط صمیمانه‌تری با مخاطبان برقرار کنید.

محیط AMA ایجاد کنید

 محیط AMA یا Ask Me Anything، یعنی فضایی که به دیگران اجازه می‌دهید سؤالات دلخواهشان را از شما بپرسند. سعی کنید از تبدیل این محیط به فضای تبلیغاتی اجتناب کنید و درعوض، پاسخ‌های دقیق و صحیح و مناسبی به سؤالات بدهید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چگونه در پرسونال برندینگ مخاطبین خود را بیابیم؟

بعد از تهیه چشم‌انداز پرسونال برندینگ، همانند محصول که برای فروش آن نیاز به شناخت بازار مشتریان دارید، برای پرسونال برندینگ هم نیاز به شناخت مخاطبین خود دارید. در واقع در پرسونال برندینگ تخصص و مهارت‌های خود را به مدیران عرضه می کنید و یا اگر خود در سمت مدیریت هستید، به جامعه مشتریان ارائه می‌دهید.سعی کنید انگیزه افراد (مدیران یا مشتریان پروژه‌ها و محصولات شما)، در همکاری با شما را متوجه شوید. دانستن اهداف و انگیزه‌ها فرصت‌های خوبی در اختیارتان خواهد گذاشت. در این صورت می‌توانید برای رشد و پیشرفت خود مهارت‌هایی را در همین راستا به دست آورید و یا در رزومه و توضیحات خود به توانایی‌های مربوط خود اشاره‌ کنید.برای جذب مخاطبان، در فضای آنلاین فعال باشید .

بیشترین فعالیت را در آن شبکه اجتماعی داشته باشید که اکثر مخاطبین موردنظرتان آنجا فعال هستند. ولی به عنوان یک فرد متخصص و کارشناس حتماً پروفایل لینکدین با اطلاعات کامل ایجاد کنید.
تهیه ویدئو بهترین ابزار برای ارتقای برند شخصی است. می‌توانید مباحثی را که در آن تخصص دارید، در ویدئویی آموزش دهید و در یوتیوب یا کانال آپارات با نام خودتان منتشر کنید.
یک وب‌سایت حرفه‌ای برای انتشار مطالبتان، بهترین تأثیرها را روی پرسونال برندینگ شما دارد. با ورد پرس می‌توانید وب‌سایت خود را مدیریت کنید.
برگه “درباره من” در وب‌سایت شخصی، مکانی است که در آن داستان حرفه‌ای خود را بیان می‌کنید. می‌توانید در این صفحه از علائق و سرگرمی‌هایتان نیز بگویید، اما دقت کنید که زیاد وارد جزئیات نشوید تا شکل حرفه‌ای وب‌سایت حفظ شود. 

تا چه زمانی باید به برندسازی شخصی ادامه دهم؟

ازنظر من برندسازی شخصی یک مقصد نیست. رسیدن به نقطه اوج موفقیت و شهرت نیست. بلکه یک مسیر است. یک مسیر برای پیمودن زندگی به شیوه درست. یک سبک زندگی است که شما این توانایی را پیدا می‌کنید که هم به کار موردعلاقه خود بپردازید و هم در این کار موفق شده و کسب درآمد و شهرت کنید. بسیاری از مردم از این سبک زندگی می‌ترسند. به دلیل اینکه فکر می‌کنند اگر به کار موردعلاقه خود بپردازند نمی‌توانند درآمد کافی کسب کنند. من این جمله شکسپیر را خیلی دوست دارم. او می‌گوید تردیدها به ما خیانت می‌کنند. گاهی اوقات ما تردید داریم که به کار موردعلاقه خود بپردازیم. چون می‌ترسیم.
تابه‌حال به ریشه این ترس‌ها و تردیدها فکر کرده‌اید؟ شاید یکی از دلایل آن این باشد که افرادی را دیده‌ایم که به این مسیر رفته‌اند و شکست‌خورده‌اند. بله درست است. هر فردی که به دنبال کار موردعلاقه‌اش برود صرفاً پیروز و موفق نمی‌شود. ممکن است حتی به‌شدت شکست بخورد. به دلیل اینکه قواعد کار را نمی‌داند. اگر ما قواعد برندسازی شخصی را ندانیم شکست می‌خوریم.

نوشته استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند داو Dove در سال ۱۹۵۴ با تولید قالب‌های صابونی که فرمول اولیه آن‌ها در ارتش آمریکا ایجادشده و مخصوص پوست‌های خشک و حساس می‌بود، گذاشته شد. موضع یابی نام برند Dove توسط David Ogilvy طراحی شد. او در این اقدام به شوخی بیان می‌کند: «من می‌توانستم این محصول را به‌عنوان ماده‌ی شوینده برای تمیزی دست مردان کارگر موضع یابی کنم.»

بااین‌حال او می‌دانست که با نگریستن دقیق به محصولات Dove مفاهیمی همچون: لطافت و نرمی، لوکس بودن و… در ذهن تداعی می‌گردد، به همین دلیل می‌توان گفت این محصول برای خانم‌ها مناسب‌تر است که به‌این‌ترتیب جایگاه این محصول برای جنس لطیف شناخته شد و برند Dove مبارزه‌های تبلیغاتی‌اش را با شعار «Dove تنها یک صابون نیست، بلکه کرم پوست شماست» آغاز نمود.

 

امروزه به شهرت رساندن برندتان در شبکه‌های اجتماعی کار آسانی نیست، در هر ۶۰ ثانیه بیش از ۱۰۰ ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود شده و هر ۲۴ ساعت بیش از ۴٫۷۵ میلیارد پست در فیسبوک به اشتراک گذاشته می‌شود. این آمارها حاکی از اهمیت فعالیت روی رسانه‌های اجتماعی و البته دشواری آن است. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که چه چیزی یک کمپین بازاریابی را ویروسی می کند و باعث می‌شود که محتوای آن از طریق رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها ثابت و از پیش تعیین شده نیستند (مثل بسیاری از مباحثی که در برندسازی آنلاین و بازاریابی وجود داد) و تنها روشی که برای نزدیک شدن به آن وجود دارد این است که کمپن‌های موفق در این زمینه را بررسی و تحلیل کنید، تا شاید ایده، استراتژی برندسازی اینترنتی ، یا ترفندی که متناسب با کسب‌و‌کار خودتان است را بیابید.  به همین منظور در این پست دو کمپین موفق داو در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ که پیام‌های مشابهی را منتقل می کنند برای شما آماده نمودیم.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

 

به طورکلی در ۶۰ سال گذشته Dove تعریف گسترده ای از زیبایی ارائه داده است، از کمپین« my beauty, my say» مشتمل بر آگهی تبلیغاتی «Beauty on your own terms» گرفته تا تجربه ی اجتماعی آن و به چالش کشیدن زنان در کمپین تبلیغاتی «Choose beautiful»، پیام Dove راجع به زیبایی درونی همواره از طریق تلاش های آن در حوزه ی بازاریابی به گوش مخاطبان می رسد. اکنون این برند یک قدم فراتر نهاده و برای اولین بار Dove با پیام خود اندام های مختلف را در قالب تغییر طراحی بسته بندی می ستاید.

داو در سال ۲۰۱۳ کمپینی به نام “ترسیم زیبایی واقعی” که مخاطبان آن زنان سراسر دنیا بودند، ترتیب داد. داو ویدئو این کمپین را به ۲۵ زبان مختلف در ۳۳ کانال یوتیوب خود آپلود کرد. این کمپین بیش از ۱۴۴ میلیون بار در یوتیوب در ماه اول دیده شد، بیش از ۳٫۸ میلیون بار به اشتراک گذاشته شد و ۱۵هزار مشترک جدید به کانال یوتیوب داو اضافه نمود. (تصور کنید که این میزان بازدید چه کمکی به گسترش پیام این برند نمود).

در این کمپین برای طراحی چهره خانم‌ها از یک کارشناس پزشکی قانونی FBI کمک گرفته شد که گیل زامورا (Gil Zamora) نام داشت. وی از پشت یک پرده با توجه به توصیفات خود فرد چهره‌ وی را ترسیم می‌کرد، سپس همان کار را بر اساس توصیفات یک فرد غریبه نیز انجام می‌داد. در بیشتر موارد تصویری که زامورا بر اساس توصیف شخص غریبه ترسیم می‌کرد بسیار زیباتر و دقیق‌تر از نمونه قبلی بود. هدف این کمپین تاکید بر اختلاف بین تصویر خانم‌ها از خودشان و تصویری است که دیگران از آن ها دارند. بر اساس اطلاعات منتشر شده به وسیله داو بیش از ۵۴ درصد از خانم‌ها در سراسر جهان اعتراف کرده‌اند که خودشان بدترین منتقد خودشان هستند. ویدئوی این کمپین را در زیر می‌بینید.

داو در سال ۲۰۱۵  نیز کمپین دیگری را با نام “زیبایی واقعی”  ترتیب داد که بار دیگر بر ارزش‌های والای اجتماعی و اخلاقی این برند تاکید می‌کرد.

در این ویدئو درب‌هایی با نام “معمولی” و “زیبا” تعبیه شده بود که بانوان باید برای ورود به مجتمع یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کردند. هدف این کمپین تقویت عزت نفس در خانم‌ها  و انتقال این پیام بوده، که “یک بانوی واقعی” باید خودش را زیبا ببیند.

گذشته از جنبه بازاریابی ویروسی، این ویدئو جاذبه عاطفی زیادی دارد که به طور مستقیم، مسائلی را که در قلب مخاطبان این برند وجود دارد، هدف قرار می‌دهد. این ویدئو به شدت ویروسی شد و داو را در معرض دید مخاطبان بسیار زیادی قرار داد، ضمن اینکه ارزش اخلاقی “زیبایی واقعی” را نیز در میان مخاطبان تقویت کرد.

 

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند Dove که اصلیت آن متعلق به انگلستان است، یکی از ۴۰۰ برند معروف متعلق به شرکت Unilever است. Unilever شرکت بریتانیایی هلندی است که مالک شمار زیادی از نام‌های تجاری بین‌المللی درزمینهٔ مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، محصولات مراقبت‌های شخصی، شوینده‌ها و لوازم‌آرایشی بهداشتی است. از نام‌های تجاری متعلق به Unilever می‌توان به: سیگنال، کنور، مگنوم، لوکس، سانسیلک، رکسونا، کلییر، دامستوس، سیف و … اشاره کرد.

Unilever برای اینکه بتواند بر روی نام‌های تجاری برتر خود تمرکز نماید درصدد برآمد با اعلام این مطلب به ۱۱۰ کسب‌وکار زیرمجموعه خود،۱۲۰۰ نام تجاری با نرخ اندک سود و کم‌فروش خود را به قیمت ۷۲ میلیارد یورو به فروش برساند. سپس آن دسته از نام‌هایی که از پتانسیل رشد بالا برخوردار نبودند، رها کرد. Unilever باقدرت بخشیدن به برند Dove، کسب‌وکاری را ایجاد کرد که فروش سالیانه آن به مرز ۲٫۵ میلیارد یورو فراتر رفت. در طول سال‌های دهه ۱۹۹۰، رشد سالیانه فروش محصولات این برند، در حدود ۲۵% بوده و امروزه نیز از رشد بالایی برخوردار است، به عبارتی این برند در طول دوران حیات خود، در رشد سودآوری روندی صعودی داشته است و با ارائه‌ی گزینه‌هایی جهت توسعه و رشد در بازار کشورهای جدید و انتخاب مسیرهای درست و خلاقانه به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یافته است.

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove اولین بار در ماورا پدیدار شد.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید قسمت اول.

هر برندی داستان منحصر به فرد خودش را دارد و کلید موفقیت همه برندها تغییر استراتژی برند سازی اینترنتی و تفکر روشن درباره طبیعت ذاتی برند شماست فکر میکنید تغییر برای چیست؟اگر تا به حال به صورت عمقی به هدف برند خودتان و ارزشهای آن و یا اینکه چه استراتژی هایی در برندسازی آنلاین و یا آفلاین می تواند سهام شما را قدرتمندتر از دیروز کند فکر نکرده اید در حالی که هنوز هم در حال برنامه ریزی برای برند خودتان هستید پس لطفا دست نگه دارید و این مقاله را مطالعه کنید و در آخر نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.برند شما به صورت صریح یا ضمنی چیزی که نمایانگرش هست را نشان میدهد این رابطه تجارت شما با مخاطبانتان هست، برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام می دهید و از این جهت پرسش بزرگ این هست که چطور می شود قدرتمندش کرد؟

برند شما شما لوگوی شما نیست. تکرار کنید: برند شما لوگو شما نیست

همانطور که در مثال های گذشته اشاره داشتم برندشما در واقع خیلی وسیعتر از آن چیزی هست که بخواهیم به عنوان لوگو ، نام و یا شعار تبلیغاتی یاد کنیم.برند در واقع یک مفهوم و نگرش از هر آن چیزی می باشد که وجود دارد و در نهایت برندشما همچون لنز دوربینی هست که مشتریان از طریق آن شما را مشاهده می کنند.

بیاید یک تمرین فکری برای جدا کردن دوچیز انجام بدیم:

یکی از بهترین دوستانتان را تصور کنید، چهره او، مدل موهایش و طرز لباس پوشیدنش و هر آن چیزی که ظاهر دوست شما را تعریف می کند.این در واقع چیزی هست که در برند سازی به عنوان لوگو از آن یاد می کنیم و در فضای آنلاین همه ویژگی های بصری از نمای ظاهری سایت، شبکه های اجتماعی رنگها دیده می شود است.حالا بیاییم یکن دقیقتر بشیم و در مورد شخصیت قردی و اجتماعی دوستتان صحبت کنیم اینکه چطور به اشخاصی که او را نمی شناسند معرفی کنیم این همان برند دوست شماست.باید این را هم اضافه کنم که این دو چیزی که مثال زدیم از هم جدا نیستند و به هیج وجه متضاد نمی باشند.در واقع شکا ظاهری یک قسمتی از برندشماست و بیان بیرونی آن می باشد.

به دلیل اینکه کسب و کارها در ذهن مشتریانشان معنی و مفهوم داشته باشند نیاز دارند که دارای شخصیت باشند.وقتی که این مهم بصورت درست انجام شود یک برند معتبر درعمل می تواند روابط عمیق تر و طولانی تری  را با مشتریانش ایجاد کند و در کنار آن شبکه های اجتماعی توانسته اند به بهترین شکل ممکن به کمک برندها بیایند زیرا که مشتریان در این شبکه ها همانند سفریان برندتان می شوند. مطالعات جدید نشان می دهد که محتوایی که توسط مشتریان در باره محصول مصرفی و خریداری شده در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود به مراتب ترافیک بیشتری را نسبت به محتوایی که خود برند تولید می کند ایجاد کرده برندها باید DNA واقعی خودشان را درک کنند تا اطمینان پیدا کنند که محتوایی که ایجاد می شود با عمیقترین ارزشها و و ماموریت آنها همراه است.

بسیاری از برندهایی که در گذشته می شناختیم و شاید در حال حاظر هنوز هم وجود داشته باشند هدف ارزشها و فلسفه وجودی برند را نادیده گرفته اند.

 

DNA نام تجاری شما همیشه متفاوت از آنچه دیگران است، خواهد بود. “

عصاره برند یا Brand Essence یکی از واژه‌های فراگیر در حوزه برند و برندسازی است .برای لغت عصاره برند از DNA و هسته (Kernel) هم استفاده شده است. عصاره برند یک «ایده» یا یک «جمله» است که قلب و روح برند را بیان می‌کند. برای اینکه برند زنده بماند و شیره‌ی جان آن از دست نرود، اگر همه چیز هم تغییر می‌کند، عصاره برند نباید تغییر کند. هیچ حرکتی در بازاریابی و تبلیغات، نباید این عصاره را تغییر داده یا تضعیف کند.

لغت عصاره برند توسط دیوید آکر به کار برده شده است. کوین کلر درکتاب مدیریت استراتژیک برندخود،‌ برای عصاره برند از لغت «مانترا» یا «ورد برند» استفاده می‌کند. کاپفرر در کتاب خود، واژه‌ی Kernel یا هسته را ترجیح می‌دهد. اما به هر حال مفهوم یکی است. اگر همه چیز هم در مورد یک برند تغییر کند، چیزی باید باشد که ثابت بماند!

ست گادین کتابی دارد به نام Tribes یا قبیله‌ها. او در این کتاب توضیح می‌دهد که هر فرد یا کسب و کار یا هر برند موفقی، باید تلاش کند که برای خودش یک قبیله بسازد. این چیزی است که می‌تواند آن ایده یا محصول یا برند را ماندگار کند. حرف‌های ست گادین را از جمله کاربردی‌ترین و قابل درک‌ترین نکات در خصوص شکل دادن به جامعه یک برند می‌دانند.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

 

صدای منحصر به فرد خود را پیدا کنید و تعریف کنید

هر نام تجاری دارای سه ویژگی اصلی است.قانع کردن ، تفاوت و اعتبار اگر به هر دلیلی یک کدام از این سه از دست بره  ارتباط خود با مشتریانتان را از دست می دهید.برای مثال برند  Starbucks یک تجربه با کیفیت بالا در هر مکان را تضمین می کند.استارباکس یک داستان عالی از یک برند با شخصیت و صدای مشخص ایجاد کرده است.این برای هر کارمند در هر استارباکس، از سطح شرکتی، به فروشگاه های خرده فروشی، به صورت آنلاین،به صورت واضح اجرا شده.

اصلی‌ترین و مهم‌ترین عنصر DNA برند

خود مالک برند / صاحب کسب‌وکار است. اگر شما شور و شوقی برای کار ندارید، پس پاسخ مناسبی برای “چرایی” حضور در این کسب‌وکار را در ذهنتان ندارید.این پاسخ همان ماموریت شماست. در نتیجه برند شما محکوم به شکست خواهد بود. استیو جابز ( مدیر پیشین اپل ) توانست برند اپل را به موفقیت بالایی برساند. اگر به سخنرانی‌های به زبان انگلیسی توجه نمایید ، شور و شوق را در کلام وی متوجه می‌شوید. انگیزه بالا برای موفقیت . او می‌دانست که چه می‌خواهد و می‌دانست که چگونه باید به آن دست پیدا نماید. زمانی که وی به علت سرطان از اپل جدا شد ، ضربه بزرگی به اپل زده شد ، زیرا وی بخش حیاتی و کلیدی برند اپل بود که اصطلاحا آن را کلید DNA ( کلید دی ان ای ) می‌نامند . او هوش و دانش عجیبی نداشت ، اما شور و شوق بالایی داشت.

مزایای تعریف DNA برند و یا همان عصاره برند

.تمرکز بر روی ارزش هویت برند

.تمرکز بر روی موقعیت برند

.خلق یک داستان خلاقانه برای برند

.فراهم کردن یک بستر مناسب برای ایده های جدید

.رشد نام تجاری همراه با ارزشها و پیام برند

DNA برند ترکیبی از سه عنصر اساسی است :

  1. علل بوجود آمدن برند
  2. چیزی که سبب شده که این علل در کنار هم باقی مانده و همچنان برند را پابرجا نگه دارند.
  3. اهداف بلندمدت برند
DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

مدل دافی در طراحی DNA برند

هدف اصلی از طراحی DNA برند، کمک به بهینه نمودن فرایند تطبیق سازمان با شرایط بسیار متغیر محیط پیرامون است. برای خلق DNA برند و شکوفا شدن، شناخت محیط کسب و کار یسبار مهم است.ما از مدل Duffy Brand Model برای تعریف این محیط استفاده می نماییم.

طراحی نقشه DNA برند بر اساس مدلDuffy

این مدل نشان می دهد همه نیروها و عناصر بر برند تاثیر گذاشته و موجب شکل دادن به پیشنهادهای برند برای بازار هدف است. در هنگام ایجاد استراتژی برند باید همه ابعاد داخلی و خارجی در نظر گرفته شود.در دسته بندی این نیروها به چهار مورد بر می خوریم تا بتوانیم بیشتر آنها را ارزیابی کنیم

ماهیت بازار هدف

شاخصه های جمعیت شناختی و روانشناختی

خواسته ها، علایق نیازها و اهداف

مشکلات، چالشها و دردها

احساسات، باورها، ادراکات

راه حلهای جایگزین

ارزش ها

فرایند خرید

افراد موثر بر کسب و کار

برندهای مورد علاقه و گروه هایی که به آنها وابسته است

نیروهای خارجی

برند با چه فرصتها و تهدیدهای خارجی در بازار مواجه است؟از منظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی و محیط زیست چه مواردی باید پیش بینی شود

نیروهای داخلی

نقاط قوت و ضعف شرکت در چیست؟چگونگی عواملی مانند بودجه بندی، باورهای قدیمی درون شرکت در خصوص شیوه بازاریابی، اهداف و ماموریت های برند،

استراتژی برند در بازار

استراتزی سازمان برای متمایز نمودن برند، تمرکز، ارائه پیشنهاد و رقابت چیست؟ چگونه این موضوع مربوط به هدف ، رقبا ، طبقه محصول یا خدمت، موقعیت، ارزش پیشنهادی برند، فروش برند، پروفایل مشتریان و فروش و انتخاب نام تجاری می باشد؟

برای همه اینها در ابتدا باید جایگاه بهینه برندتان و معنای بهینه را بصورت حساب شده انتخاب کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه برای هدایت هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون نیاز هست را انجام دهیم.

یکی از استراتژی های برند که همیشه مثال می زنم و می توانم با شما به اشتراک بگذارم جایگاه برند نایک برای زنان می باشد، برای همه شما تا چند سال گذشته برند نایک دارای یک پلتفورم مردانه بود و بصورت کلی همه نشانه های معرفی این برند به صورت عمدا مردانه طراحی شده بود و این امر باعث ناسازگاری نام تجاری این برند با خواسته های زنان شده بود و جالبه که بدونید بیش از ۶۰ درصد از فروش محصولات به زنان کاهش پیدا کرده بود.بعد از متوجه شدن این ضعف که در این چهارچوب درست شده بود و همه ابعاد را شامل نمی شد نایک متوجه این موضوع شد و از زنان قهرمان در حوزه های مختلف ورزشی بهره برد و به سرعت این کاهش فروش را متوقف کرد و فروش خود را به ۴۰۰ درصد افزایش داد.

نوشته DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید قسمت اول. اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

برند نایک که قبلاً بنام “محصولا ورزشی روبان آبی” (Blue Ribbon Sports) که به اختصار ” RBS ” نامیده میشد در سال ۱۹۶۴ توسط “فیل نایت” و “بیل باورمن” تاسیس شد. “فیل نایت” یک دونده نیمه استقامتی بود که تحت مربیگری “بیل باورمن” آموزش دیده بود. “بیل باورمن” که همیشه به دنبال راه هایی برای افزایش عملکرد شاگردش بود، در اوقات بیکاری سعی می کرد کفش های ورزشی او را بهبود بخشد.

اولین تصویری که لوگوی نایکی به ذهن می‌آورد، کفش‌های ورزشی منحصر به‌فرد آن است. با این حال اولین محصولی که برای اولین بار لوگوی نایکی را با خود به همراه داشت کفش کتانی نبود بلکه کفش‌های فوتبال بودند. شرکت نایکی سال ۱۹۷۱ برای اولین بار کفش‌های فوتبال خود را با لوگوی نایکی به بازار عرضه نمود. این کفش ها اواین محصولاتی بودند که لوگوی نایکی را به همراه داشتند. نمایشگاه عرضه ی کفش های فوتبال با قیمت ۱۶ دلار و ۹۵ سنت، به دلیل بارندگی و هوای سرد به خوبی برگزار نشد و نایکی در مقابل سایر رقبای خود که در آن زمان برندهای معروفی بودند، شکست خورد. در همین زمان بود که نایکی تمرکز خود را روی کیفیت و دوام کفش‌های تنیس، بسکتبال و دو گذاشت.هرگاه به لوگوی نایکی می‌اندیشیم، شعار معروف آن نیز در ذهنمان مرور می‌شود: فقط انجامش بده (Just Do It) . این جمله مدت‌هاست که جزو بهترین شعارهای تبلیغاتی محسوب می‌شود. در واقع این شعار به‌عنوان یکی از پنج شعار برتر تبلیغاتی در قرن بیستم شناخته شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

وگوی نایکی نمادی است از بال خدای پیروزی در یونان 

نام نایکی برگرفته از نام یکی از خدایان یونانی است. در داستان‌های یونانی آمده است که نایکی، خدای پیروزی تعداد بی‌شماری از جنگجویان شجاع را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است تا در مبارزات سرزمین خود پیروز شوند. این بال‌های نایکی بود که به جنگجویان جسارت و انگیزه می‌بخشید تا راهی میدان نبرد شوند. بعضی از متخصصان معتقدند ایده‌ی اصلی لوگوی نایکی الهام گرفته از این داستان یونانی است.

برندسازی و استفاده از چهره های مشهور 

اولین سفیر برند نایک “استیو پرفونتین” دونده مشهور آمریکایی بوده که در طول دوران کالج خود یعنی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ توانست هفت رکورد آمریکایی از ۲۰۰۰ متر تا ۱۰۰۰۰ متر به ثبت رساند. مدتی بعد در سال ۱۹۷۹ برند نایک تکنولوژی “نایک ایر” را طراحی کرد. (در تکنولوژی نایک ایر کیسه های بالشتکی با هوای تحت فشار پر شده و در قسمت پایین زیره میانی و پنجه ی کفش تعبیه می شود.
 این تکنولوژی فشار ناشی از ضربات دویدن و راه رفتن را کاهش می دهد.) ارائه ی این تکنولوژی گام مهمی در پیشرفت برند نایک به شمار می رود و این برند توانست در عرصه کفش های ورزشی بسیار قدرتمند ظاهر شود.
 این پیشرفت مهم منجر به ارائه ی عمومی این محصول در سال ۱۹۸۰ شد. کمی بعد برند نایک میان رشته های ورزشی بسیار محبوب شد و در سال ۱۹۸۲ توانست به تولید کننده شماره یک کفش ورزشی در آمریکا تبدیل شود.
ممکنه که به نظر برسد نایک تبلیغات چندانی را انجام نمی دهد، در صورتی که بیشترین تمرکز این برند بر روی ابزارهای دیجیتال و اینفلوئنسرها و چهره های محبوب ورزشی می باشد.بدون شک این شرکت یک سروگردن از رقابای خود در شبکه های اجنماعی بالاتر است و در حقیقت بیشترین نرخ مشارکت را با مشتریان خود دارا می باشد.
رقیبان ورزش ماراتن در سطح جهانی، الیود کیپچوگی، للیسا دسایا و زرزنی تادسی تلاش کرده اند تا زیر دو ساعت به ۲۶٫۲۱۹ مایل راه یابند، که پیش از این در تاریخ ورزش انجام نشده است. صرفنظر از نتیجه، برنده نهایی، Nike بود؛ زیرا ورزشکاران نسخه سفارشی کفش مسابقه نایک را برای این رویداد پوشیدند.

هشگ و تم خاص جهت ایجاد اجتماعی از طرفداران

نایک یکی از برترین مارک های آنلاین است که از شبکه های اجتماعی جهت ایجاد یک شیوه جدید زندگی در میان طرفدارانش استفاده می کند و باید گفت شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام یکی از قدرتمندترین ابزارها برای برندسازی اینترنتی مارکهای مطرح همچون Nike می باشد.صفحه نایک فوتبال با ۸۲ میلیون هوادار یکی از ۱۰ مورد از صفحات با نام تجاری Nike در فیس بوک است، در حالی که حساب اصلی اینستاگرام با نام تجاری دوم، ۷۷ میلیون دنبال کننده است!پست های جذاب نایک بخشی از دو کمپین اصلی و  بزرگ در سال ۲۰۱۷ بود. پروژه “Breaking2” بلندپروازانه آنها سبب  جذب بالایی در  رسانه های اجتماعی شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نایک دارای استاندارد طلایی بی نظیر در Instagram

با شگفتی تمام ۷۷٫۱ میلیون طرفدار این برند سبب شده تا نایک دومین نام تجاری در Instagram باشد.و این سبب شده نایک بیستمین پیج برتر در اینستاگرام باشد.در سال ۲۰۱۷، این نام تجاری رشد ۱۰٫۷ درصدی را در پیروان خود به خود جلب کرد و بیش از ۷ میلیون هوادار جدید را اضافه کرد.این نام تجاری در ساعت ۷ صبح و ۸ بعد از ظهر بیشترین نرخ  مشارکت را به دست آورد، در حالی که نرخ تعامل در ساعت ۱۱ صبح در اوج خود می رسد.روز یکشنبه بیشترین جذب را این برای برند داشته به همین دلیل محتوای خود را در این روز منتشر می کنند.به جای فقط فروش محصول، نایک یک رویکرد جامع برای محور هویت نام تجاری خود در اطراف مفهوم تناسب اندام و یک شیوه زندگی سالم را انجام می دهد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

قبل از هر صحبتی و وارد شدن به مبحث برندسازی آنلاین (اینترنتی) بهتر دیدم یک تعریف مختصر از واژه برند داشته باشیم و در این مقاله و مقالات آینده این بحث را بصورت موشکافانه تر همرا با مثالهای متعدد پیش ببریم .بعد از  بررسی های متعددی که تاکنون در مبحث برندسازی اینترنتی و تعدادی از برندهای مطرح دنیا در سایت ای ماورا داشتیم به این سوال بر می خوریم که چطور برندهای موفق توانسته اند جایگاه ویژه ای را در ذهن مخاطبان خودشون ایجاد کنند باید به این مسئله برخورد کنیم که چه اتفاقی در حال افتادن هست و چه میشه که یک برند در میان مخاطبان خود به یک جایگاه ویژه ای  دست پیدا میکند.با دیدن تصویر زیر چه سوالی در ذهن شما ایجاد می شود؟!

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

در گذشته برای من همیشه جای سوال بود که  چرا این محصول با مبلغ بسیار بالاتر و با رضایتمندی کامل در سبد خرید خیلی از ما قرار میگیرد ، شاید شکل بسته بندی، رنگ، لوگو و … تاثیر داشته، اما گویا موضوع خیلی فراتر از اینهاست و آن چیزی نیست جز ایجاد حس اعتماد و وفاداری و مهمتر از آن تمایز یک محصول برای خریدار در میان دیگر محصولات.برند معانی زیادی را ممکن است بدهد که همه آنها مهم و حیاتی و در عین حال متفاوت از هم هستند، وقتی به برند اشاره میکنیم بعضی ها به لوگو فکر میکنند بعضی به تبلیغات و بعضی ها به شبکه های اجتماعی باید بگم همه اینها از عناصر تشکیل دهنده برند هستند و استراتژی برند کمک میکنه از همه اینها بصورت متمرکز استفاده کنیم تا خود شما معرف برندتان باشید و اجازه ندید آن را بازار تعریف کنه .برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام میدید و از این جهت پرسش این هست که چطور میشه قدرتمندش کرد؟ برای این کار  باید جایگاه بهینه و معنای حساب شده آن را پیدا کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون انجام می دهیم استفاده کنیم استراتژی برند در واقع همین انتخاب حساب شده برند هست که در ادامه این استراتژی را در فضای آنلاین و راهکارهای برند سازی اینترنتی را مطرح خواهم کرد.

دیوید آکر در یکی از کتابهای قدیمی خود تحت عنوان ساختن برندهای قدرتمند یا Building Strong Brands در بحث شناخت برند به این نکته اشاره می‌کند که بر اساس مطالعات انجام شده، انسانها، برندی را که قبلاً بیشتر در معرض آن قرار گرفته باشند، بیشتر از سایر برندها دوست دارند.

متمایز بودن اولین کاری هست که یک برند باید آن را انجام دهد .

  • تعریف وفاداری به برند از دید رفتاری:کسی را میتوان به یک برند وفادار دانست که در خریدهای متعدد خود در یک دسته محصول خاص، یک برند را به برندهای مشابه ترجیح دهد. دقت داشته باشید که وفاداری به برند، عموماً در مورد یک دسته محصول خاص صادق است و نه یک شرکت.

اگر چه ممکن است معدود مثالهایی در ذهن شما باشد که وفاداری به برند در مقیاس یک شرکت معنا پیدا میکند (مانند اپل) اما عموماً در مورد برترین برندهای دنیا هم وفاداری بین دسته محصولات مختلف کاملاً متفاوت است. شما ممکن است به موتور جستجوی گوگل وفادار باشید. اما به شبکه اجتماعی گوگل پلاس، وفادار نمانید. یا اینکه شما ممکن است به برند سامسونگ برای خرید تلویزیون وفادار باشید، اما در خرید MP3Player به سامسونگ وفادار نمانید.

شناسایی مشتری در برندسازی دیجیتالی

هرچند مبحث برندسازی در هر حوزه ای بسیار گسترده هست اما در عین حال بسیار کار آمد و مفید می باشد و هدف بنده و همکارانم در مجموعه ای ماورا پرداختن به مفید ترین مطالب در  برندسازی اینترنتی می باشد.

در فرآیند برندسازی همه چیز با مشتری آغاز می شود، فاکتورهای چندگانه از سن و جنسیت گرفته تا درآمد مصرفی مورد تخمین در طول خریدهای متوالی باید در نظر گرفته شود. فرصت­ ها و چالش­ های موجود در برندسازی آنلاین ، و چگونگی افزایش آگاهی از برند از طریق  پلتفورمهایی که مخاطبان مرتباً با آنها در تعامل هستند، باید شناسایی شوند.اطلاعات آماری در دنیای دیجیتال اثراتی را به جا خواهند گذاشت. کاملاً ضروری است که تعیین کنید مشتریان در مورد چه موضوعاتی به جست­جو می پردازند، از چه ابزاری استفاده خواهند کرد و چه موقع و از کدام شبکه ­ی اجتماعی و وبسایتی استفاده می کنند، و با چه نرم افزاری­، در چه زمان و مکانی در تعامل هستند.

ایجاد هویت در برندسازی آنلاین ( اینترنتی )

اگر فرض کنیم یک برند مانند یک انسان است و تمام ویژگی‌های یک انسان را دارد، چه شخصیت انسانی را می‌توان به آن برند نسبت داد؟

یا اجازه بدهید به شکل دیگری بگوییم: اگر مردم، به برند ما به عنوان یک انسان نگاه کنند، مناسب است که آن را در قالب چه شخصیتی ببینند و بشناسند؟

شخصیت‌های انسانی، درونگرا هستند. برونگرا هستند. خلاق و ریسک پذیر هستند. محافظه کار و اهل تقلید هم هستند. شاد و زنده هستند. رسمی و مرده هم هستند. وحشی و رام نشدنی هستند. تابع و آرام هم هستند. هر صفتی را که به انسانی نسبت می‌دهیم می‌توانیم در مورد یک برند هم به کار ببریم.به گفته کارل یونگ روانشناس سوئیسی ۱۲ کهن الگوی شخصیتی وجود دارد که همه برندهای بزرگ و موفق از آنها استفاده می کنند که شامل:

شخصیت برند خلاق (Creator) : قدرت خیال پردازی، استعداد بیان خود و رها کردن هنرمند درون. مانند برند لِگو.

شخصیت برند آدم معمولی ((Ordinary manیکی مانند همه است. به ما تعلق دارد. این حس که همه‌ی انسانها مساوی‌اند. مانند فیات.

شخصیت برند دانا (Sage )دانائی و استادی. درک انسان‌ها. پخته رفتار می‫کند و به آموزش و تفکر تمایل دارد. مانند بوش.

شخصیت برند دلقک(Jester)شاد و خندان. اوقات خوش را به انسان‌ها وعده می‌دهد. حرف‌هائی را می زند که دیگران جسارت گفتنش را ندارند. مانند فانتا، چی توز.

شخصیت برند حاکم ((Rulerقدرت، پرستیژ، اعتبار و موقعیت بالا را نشان میدهد. مانند مرسدس.

شخصیت برند عاصی (Outlaw)معترض و در کار شکستن قوانین است. مانند دیزل، ماوی.

شخصیت برند بی گناه (Innocent )معصوم، نماینده خوبی و صداقت است. برای مشکلات پیچیده راه حل‌های آسان می‌یابد. مانند داو.

شخصیت برند کاشف ((Explorerبه دنبال کشف دنیا و لذت‌هاست. با کشف تازه ها خود را احیا می‌کند. مانند جیپ.

شخصیت برند شعبده باز (Magician) تغییر و تحول را با معجزه هایی که ایجاد می کند، وعده می دهد. مانند اپل، گوگل.

شخصیت برند عاشق ((Loverنماینده عشق، زیبائی و احساسات. همراه شدن با انسان‌های عاشق. مانند آلفا رومئو.

شخصیت برند قهرمان ((Hero دست‌یابی به تخصصی که دنیا را نجات دهد و رسیدن به اهداف را وعده می‌دهد. مانند نایکی، دومستوس.

شخصیت برند یاور ((Caregiver کمک به دیگران. به دیگران به اندازه خودش ارزش و نیرو می‫دهد. مانند ولوو.

کهن الگو ها می توانند باعث تمایز گذاری برند شما از سایرین بشود، در گذر زمان هویت برند به تصویری دیرینه برای ارائه ­ی تجربه مصرف ­کنندگان تبدیل می شود. هویت برند القا کننده ­ی احساس یا درکی متاثر از دیدگاه شما است، یا ممکن است تجربه­ ی مثبت یا منفی باشد که از برند مذکور دارید.

یکی از فاکتورهای مهمی که در هویت برند باید مدنظر قرارگیرد نام ­گذاری برند است، در بازاریابی دیجیتالی این مورد بیشتر تحت تاثیر تحقیق و جستجو است. دانستن نام یک چیز است، اما اگر به خاطر سپاری یا تلفظ آن دشوار باشد، می تواند به اندازه ­ی داشتن مغازه ­ای که فقط از طریق جاده ای فوق سری قابل دسترسی است، سخت و هولناک باشد.

همچنین، در اکثر مواقع حتی اگر کاربران آدرس ( URL ) شما را ندانند ولی از طریق آفلاین در مورد برند شما شنیده باشند، حتماً در اینترنت به جستجوی برند و وب سایت شما خواهند پرداخت. این عمل باعث می شود نام برندتان منتخب شود، اگر به گونه ­ای باشد که به یاد ماندنی باشد و همچنین اگر همچنان به عنوان کلید واژه اصلی باقی بماند مشتریان بالقوه­ تان نیز از آن استفاده خواهند کرد، و از این طریق به سئو ( SEO ) شما نیز کمک می شود چراکه در رتبه­ بندی ( URL ) شما عامل تاثیرگذاری خواهد بود.

فاکتور کلیدی دیگر چگونگی استقرار هویت در میان تجارب انبوه پلتفرم­ های چندگانه است. تمام افراد باید در مورد چگونگی ارائه­­ و اظهار هویت و برقراری ارتباط با هریک از پلت­فرم ­ها به خوبی در مورد موارد زیر فکر کنند : صفحات انتخابی کاربران ( bookmarks )، آیکون تب مناسب برای صفحه­ ی وب ( tab favicons )، برنامه­ های وب نصب شده بر روی مرورگرهای آنها، تصاویری که به عنوان نتایج جستجو نشان داده می شود و همچنین آیکون­ های نرم ­افزارهای موبایلی که از آن استفاده می کنند. مهمتر از آن حالا باید انعطاف پذیری هویت برند در مقابل تغییرات و حفظ به ­روز بودن و قابلیت شناسایی آسان آن را نیز درنظر بگیرید .فیس بوک ( Facebook ) در این مورد مثال خوبی است که چگونه “لوگو”ی متمایز آن یا  آیکون” علامت تایید”ش به خوبی برای آن کار می کند همچنین این لوگوی منحصر به فرد این برند را برای رویکردهایی با پلت­فرم ­های چندگانه ایده ­آل کرده است.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

  برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

پیام رسانی در برندسازی اینترنتی چطور اتفاق می افتد؟

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی اینترنتی محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

بهترین روش برای پیام رسانی برند و رساندن آنلاین ( اینترنتی ) پیام برند به مخاطبان و مشتریان، به نمایش درآوردن آن در میان تعداد بسیاری از برندها است اما لازم است پیام برند به اندازه کافی متمایز و جذاب باشد تا در میان انبوه ی از برندها که برای خود پیام بخصوصی هم دارند قابل تشخیص، شناسایی، جذاب و به یاد ماندنی باشد.محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که احساسی را در مخاطبانتان به وجود آورد که علاوه بر مرتبط بودن با ماهیت و ماموریت برند، احساس موردنظر شما باشد و القای این احساسات به مخاطبان برای شما مطلوب باشد و نهایتاً منجر به ترقی برند شما شود. پیام برند و تجربه مشتریان از تعامل با وبسایت و شبکه ­ی اجتماعی شما باید مرتبط، قابل دسترس و یکپارچه باشند. به گونه ­ای عمل کنید و خود را به شیوه ­ای معرفی کنید که به مخاطبانتان القا کند شما بهتر از رقبا عمل می کنید و در حوزه­ ی کاری خود بهترین هستید.علاوه بر ایجاد پیام­ های برند سطح بالا، برند شما در دنیای دیجیتال باید ارائه دهنده ­ی تن صدایی یکسان، سطوح اطلاعات سازگار و مشابه و داستان سرایی مداوم برای مخاطبان باشد به گونه ­ای که آنها احساسی طبیعی در مورد برند پیدا کنند و به پشتیبانی از آن برخیزند.

بستر مناسب برندسازی اینترنتی 

در هنگام توسعه­ ی یک پروژه برندسازی، مکان مناسب یکی از فاکتورهای اصلی محسوب می شود. مکانی که کسب و کار شما در آن قرار خواهد گرفت، جایی که مشتریان در آن زندگی می کنند، زبانی که با آن صحبت می کنند و جایی که از آن تقاضای سفارش می کنند، یا مکانی که سفارشات خود را از آن دریافت میکنند؟ اینها نمونه سوالاتی هستند که ارزش پاسخگویی را دارند.اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.

اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.ایجاد تعامل عامل ماندگاری در ذهن مشتریان شماست و چه بهتر که ابزارهای آنلاین در اختیار همه برندها قرار گرفته است. 

 

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 برندسازی دراینستاگرام

یکی از مباحثی که در آینده بصورت کامل به آن می پردازم استفاده از پلتفورم اینستاگرام جهت تعامل هرچه بشتر با مشتریان و ایجاد حس اعتماد و وفاداری آنها با برند شما خواهد بود.

 برندسازی در پلتفورم های انتشار محتوای ویدیویی

( اگر یک تصویر در خود صدها معنی را داشته باشد یک ویدیو میلیونها پیام را در بر می گیرد) برای مثال youtube  پلتفورم قدرتمندی هست که از سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و میلیونها کار بر در سراسر دنیا را در خود جای داده است، برندسازی چیزی نیست که محدود به فروش شود بلکه تعریف کردن یک داستان هست و ویدیو یکی از بهترین ابزارهای برندینگ می باشد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 

  اهمیت محصول در برندسازی آنلاین

شبکه های اجتماعی ، میزان مصرف آن، فرمت ­های متفاوت و تعاملی آن به برندهای موجود فرصتی برای نمایش خود، فروش، به اشتراک گذاری و تحویل آنلاین محصولات می دهد. در فرآیند برندسازی، محصولات بر حسب پیام اصلی شان و نمایش سطح بالای تصویر برند و جایگاه یابی شرکت، درنظر گرفته می شوند. اگر یک برند به عنوان برندی که دارای مشخصه ­های منحصربه­ فرد یا به اصطلاح “از بین برنده­ ی رقبا” در واقع  تمایز در میان رقبای خود را داشته باشد.

کسب و کار و عاملان آن باید سوالاتی مشابه عناوین زیر را از افراد بپرسند :

۱ ) آیا منابع لازم برای برقراری ارتباط آنلاین را دارم، جایگاه برند من و اصول دیکته شده توسط مشتریان چه طور؟در واقع برند من در ذهن مشتریان دارای چه جایگاهی می باشد؟

۲ ) آیا سبک محتوای آنلاین شما با پیام و صدای برند متناسب و همسان است ؟ آیا قبل از هر کاری لحن برند خود را انتخاب کرده اید؟

۳ ) از چه کانالی باید استفاده کنید تا خدمات مشتریان اثرگذاری را فعال کنید؟ در واقع باید بدانید مشتریان شما چه کسانی هستتند و در کجا بیشترین حضور را دارند

۴ ) اگر یک تیم نوشتن محتوای آنلاین داشتید چگونه باید از سازگاری محتوای تولید شده اطمینان حاصل کنید؟اصول محتوا نویسی از جمله مواردی هست که در بحث برندینگ نقش اساسی را عهده دار می باشد

برندسازی و به عبارت ساده ­تر برند دیگر وجود نخواهد داشت مگر آنکه دیجیتال ( اینترنت ) در محوریت نحوه­ ی برقراری ارتباط آن، تبلیغات، مصرف و به اشتراک گذاری آن قرارگیرد. و در چند سال آینده چیزی جز کلمه برند و تکنولوژی وجود نخواهد داشت و همه برندها برای حفظ حیاط خود باید وارد این زمین تشنه شوند همانطور که ما به خاک به عنوان بستری برای رویش و پیشرفت نگاه میکنیم فضای آنلاین در دنیای امروزی نوید بخش این پیام خواهد بود که هر برندی که وارد فضای آنلاین شود حیاط خود را تضمین نموده است .

نوشته برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول) اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

همانطور که می دانید هر شرکتی در دنیای رقابتی امروز به دنبال ایجاد تاثیر بلند مدت و ماندگار در ذهن مشتریان خود هست.در حقیقت هر زمان که می خواهیم به سرعت پول زیادی  را پرداخت کنیم به دنبال یک برند هستیم و همینطور علاقه ای به این نداریم که برای پول با یک برند چانه بزنیم بنابر این ما می توانیم به این نتیجه برسیم که چطور برندینگ مناسب  برای یک محصول و رشد آن در بازار رقابتی مهم است.شرکت های موفق در تلاش برای کشف مخاطبان هدف خود، بهترین محصولات و یا خدمات خود را در کانالهای مختلف تبلیغاتی  قرار می دهند و به نظر من پلتفرمهای موفق که این بستر را برای آنها فراهم میکنند مانند facebook, Instagram, linked in, twetter هستند.تا سال ۲۰۱۷ این پلتفرمها نقش اساسی را در برندسازی آنلاین به عهده داشتند.تعداد انگشت شماری از  استراتژی های برندسازی آنلاین در رسانه های اجتماعی وجود دارد که شرکتها باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند.

استراتژی پذیرش واقعیت مجازی

استراتژی  برندسازی آنلاین خود را بیابید

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

تصورکنید مشتریان شما بدون اینکه وارد فروشگاه یا محل عرضه محصولات شما بشوند می توانند محصولات و برند شما را امتحان کنند و بعد از آن تصمیم گیری کنند.به عنوان مثال برند ایکیا از فناوری AR  استفاده کرده و به مشتریان تجربه بصری جذابی را قبل از خرید خود هدیه می دهد.علی بابا هم یکی از کمپانی هایی است که برای تقویت و بهبود تجارب آنلاین از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هردو استفاده میکند. شاید شما با واقعیت مجازی بیشتر آشنا باشید تا واقعیت افزوده. این تکنولوژی واقعیتی جایگزین و کاملا همه جانبه را خلق میکند و به این ترتیب دنیای واقعی را کم رنگ جلوه میدهد. واقعیت افزوده حاصل یک گام فراتر نهادن واقعیت مجازی است. واقعیت افزوده المان های مجازی را بصورت ویژوال پوشش داده و آنها را در فضای فیزیکی خود قرارمیدهد. بعنوان مثال شما می توانید یک ربات مجازی را ببینید که روی میز کافه ی شما غلت میخورد.

به گفته ی Tracey Wiedmeyer، “واقعیت مجازی نوید بخش آن است که “واقعیت” دیگر همچون گذشته نمی تواند شما را محدود، یا از چیزی بازدارد.” کمپانی Wiedmeyer با کمپانی های بزرگی در دنیا همچون Kellog’s، Wal-Mart و Nestle همکاری داشته است. درواقع به این کمپانی ها کمک کرده است تا با استفاده از واقعیت مجازی تولیدات جدید خود را تست کرده یا برای جلب مشتری برندینگ بهتری خلق کنند.
واقعیت افزوده المان های مجازی را وارد دنیای واقعی میکند. به همین دلیل است که کاراکترهای 
Pokemon Go در خانه ها، پارک ها و استادیوم های فوتبال دیده میشوند. در سالهای اخیر خرده فروشان نیز به استفاده از این فناوری روی آورده اند. کمپانی IKEA از واقعیت افزوده در کاتالوگ های دیجیتال خود برای آندروید و iOS استفاده میکند و به این ترتیب مشتریان می توانند نحوه ی قرارگیری اثاثیه در منزل خود را ببینند. کمپانی EBay فروشگاه واقعیت مجازی خود در استرالیا را راه اندازی کرده است. کمپانی Gap به تازگی از واقعیت افزوده استفاده میکند و به این ترتیب کاربران آنها می توانند بصورت مجازی لباس ها را در منزل خود امتحان کنند. و کمپانی LEGO در فروشگاههای خود از کیوسک های واقعیت مجازی استفاده میکند که مشتریان می توانند LEGO set را اسکن کرده و یک تصویر سه بعدی از کیت تمام شده داشته باشند.صنعت گردشگری نیز می تواند از فواید واقعیت مجازی بهره مند شود. به گزارش YouVisit اگر مسافران بتوانند با استفاده از واقعیت مجازی حضور در یک مکان گردشگری را تجربه کنند احتمال رفتن آنها به این مسافرت ۱۳ درصد بیشتر میشود. مراکز ویزیتور نیز برای جذب بازدید کنندگان به واقعیت مجازی و افزوده روی آورده اند. کمپانی بریتیش کلمبیا تجربه ی واقعیت مجازی “The Wild Within” را توسعه داده است که براساس گزارش Destination Marketing(که یک سازمان بازرگانی میباشد) برای مسافرت های گروهی، موجب جذب ۶۵ میلیون گردشگر شده و پنج درصد تعداد توریست ها را افزایش داده است.
فناوری های واقعیت مجازی و افزوده خرید آنلاین پوشاک را نیز متحول کرده اند. روی صفحه نمایش کامپیوتر یا موبایل همه ی لباس ها و پیراهن ها یکی هستند زیرا تا زمانی که پوشیده نشوند نمیدانید برای شما مناسب اند یا نه. پلتفرم ها و تکنولوژی های بادی مپینگ (
body maping) مانند True Fit(یک پلتفرم شخصی سازی دیتا محور برای بسیاری از برندهای مشهور کفش و پوشاک) به مشتریان امکان میدهند تا قبل از خرید، آیتم مورد نظر را امتحان کنند. به گزارش Kate Spade’s COO با استفاده از این پلتفرم مرجوعی کالاها هجده درصد کاهش داشته است.

 

۲۵ درصد از برندها AR را برای بهبود تجربه کاربر نهایی خود در نظر می گیرند و هزینه های بیشتری را از سال ۲۰۱۸ تا سال ۲۰۲۲ ثبت خواهند کرد.

در پایان سال ۲۰۱۷، ۳۷ درصد از جمعیت جهان در رسانه های اجتماعی فعال شدند. در سال ۲۰۱۸، بسیاری از غول ها و برندها های میان رده در حال استفاده AR برای پیشی گرفتن از رقبای خود هستند.

پیش بینی می شود که کاربران AR & VR تا پایان سال ۲۰۱۹ به ۲۰۰ میلیون نفر برسند و ۶۵ درصد از مشتریان آنلاین تصمیم به خرید در صفحه فرود محصول خواهند داشت . نتیجه می گیریم کسب و کارها و بازاریابان باید بر روی استفاده از AR در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و وبلاگ ها بیشتر نفوذ کنند.

 سرمایه گذاری در بازاریابی نفوذ پذیری

شاید برای شما هم جالب باشه که بدانیدماهیت شبکه های اجتماعی جذب و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان برند شماست.در سال ۲۰۱۷ یکی از بهترین راه ها برای مطرح شدن در شبکه های اجتماعی اینفلوئنسر مارکتینگ معرفی شد،  به این معنی که اکثر شرکتها با استفاده از افراد تاثیر گذار در شبکه های اجتماعی مورد هدف خودشان مشتریان بالقوه خود را تحت تاثیر قرار می دهند و تمرکز بر این هدف تا سال آینده میلادی همچنان ادامه خواهد داشت.نیاز به اینفلوئنسر های علاقه مند در بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ ۹۰ برابر بوده و این روند تا سال آینده به دو برابر خود می رسد.در این راه اکثر برندها سعی بر آن دارند که به اندازه کافی تاثیر گذار باشند و فالوورهای زیادی را جذب کنند.

برای من یک نمونه بسیار موفق در این زمینه استراتژی برندH&M می باشد آنها از کسانی که در اینستاگرام به عنوان اینفلوئنسر شناخته می شدند دعوت به عمل می آوردند و در ازای معرفی برندشان از طرف آنها هر هفته یک هدیه رایگان ارسال می کردند هر چند این مورد به تازگی درایران توسط شرکت بامیلو به شکل و شمایل متفاوت به اجرا درآمد.

مقاله پیشنهادی :شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

افزایش مشارکت برند در بسترهای ارسال پیام

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی دیجیتالی ( اینترنتی ) محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

در حالی که تقریبا ۲٫۵ میلیارد نفر از پلتفورم های  پیام رسان مختلف همچون تلگرام و واتس اپ استفاده می کنند با این حال، برندها همچنان بر ارتباط با مصرف کنندگان در شبکه های اجتماعی تمرکز می کنند. وقتش رسیده تا برندها بر روی سیستم عاملهای پیام رسانی تمرکز کنند که  هم برای مشتریان مفید باشند و هم ارتباطی مفید و دوسویه را ایجاد کنند.به احتمال بسیار زیاد اکثر برندها پول و زمان خود را بر روی پلتفورم های پیام رسان سرمایه گذاری  می کنند.به نظر شما این یک استراتژی عالی در برندسازی آنلاین نمیتونه باشه تا برندها سرمایه گذاری بیشتری را در این بخش انجام بدهند؟

 

سرمایه گذاری بر روی اینستاگرام

استوری اینستاگرام روز به روز مورد اقبال بیشتری در بین مخاطبان قرار می گیرد .بیشتر از ۲۰۰ میلیون کاربر در ماه از استوری اینستاگرام استفاده می کنند که این آمار در اسنپ چت ۵۰ میلیون را به ما نشان می دهد در نتیجه نیمی از کاربران اینستاگرام از استوری به طور روزانه استفاده می کنند که این آنار باید برای برندها مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانند محتوای مناسب و هدفمند تولید کنند.به علاوه استفاده از هشتگ و ترغیب مخاطبان به اشتراک گذاری محصولات و خدمات یک برند می تواند محتوای یک برند را بیش از پیش به جریان رسانه ای شدن وارد کند.به عنوان مثال برند رد بول با طرح یک کمپین در میان مخاطبان خود و با استفاده از عکس ها و فیلمهای مخاطبانش و هشتگ معرفی شده از سوی این شرکت بسیار موفق عمل کرده است و به گونه ای مخاطبان بدون هیچ چشمداشتی  در اینجا حکم قاصدان یک برند را در وایرال شدن محتوای یک برند به عهده می گیرند.تمامی برندها باید از این امر آگاه باشند که دیده می شوند، ارزیابی می شوند و نهایتاً به سمت پاسخگویی رقبا براساس فضای شفاف دنیای دیجیتالی ( اینترنتی ) کشیده می شوند. قیمت­ ها مقایسه می شوند و در یک رنج قرار می گیرند، پست ­ها و مطالبی که به اشتراک می گذارید بررسی می شود، و وبسایت ­ها به این مسیر کشیده می شوند بنابراین برندها میتوانند با داشتن منابع و تاکتیک­ های درست، شروع به کسب منفعت از مزیت رقابتی  کنند.

پیشناد میکنم این مقاله را هم مطالعه کنید:برندسازی آنلاین دراینستاگرام و تاثیر بلند مدت استوری!

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

امنیت، بال پرواز برند volvo

هر زمان که راجع به برندینگ صحبت میکنم همیشه  از نام برند ولوو به عنوان نمونه یک برند موفق یاد میکنم. به مخاطبان خودم میگویم که می خواهم پیش بینی کنم چه کلمه جادویی مناسب یک برند است و چه کلمه ای بهترین توصیف برای برند ولوو می تواند باشد ؟ و اون کلمه چیزی نیست جز امنیت .

در باره برند ولوو

ولوو (به سوئدی: volvo) شرکت صنایع سنگین سوئدی است، که سازندهٔ خودروهای سنگین و قطعات مربوط به آن می‌باشد. از جمله تولیدات این شرکت تریلی، کامیون، اتوبوس، تجهیزات ترابری و سازه‌ای، سامانه‌های پیش‌رانش دریایی وصنعتی، تجهیزات هوافضا و ارائه خدمات مالی است.

شرکت ولوو در سال ۱۹۲۴ با مشارکت مدیر امور مالی کمپانی اس‌کااف؛ اسار گابریلسن و یکی از مهندسان ارشد این شرکت بنام؛ گوستاو لارسون، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه اس‌کااف راه‌اندازی شد. شرکت ولوو در نهایت در سال ۱۹۲۷ به عنوان یک شرکت خودروسازی، در شهر گوتنبورگ آغاز به کار کرد. این شرکت در آغاز شاخه‌ای از شرکت بلبرینگ‌سازی اس‌کااف به‌شمار می‌آمد، که در سال ۱۹۳۵ در پی ورود ولوو به بازار بورس اوراق بهادار سوئد، اس‌کااف سهامش در این شرکت را واگذار نمود.

گروه ولوو در سال ۱۹۹۹ اقدام به فروش بخش خودروهای سبک خود، تحت نام ولوو کارز، به ارزش ۶٫۴۵ میلیارد دلار، به شرکت آمریکایی فورد نمود. در سال ۲۰۱۰ فورد نیز ولوو کارز را با قیمت ۱٫۸ میلیارد دلار به شرکت چینی جیلی فروخت. در حال حاضر شرکت ولوو تنها تولیدکننده خودروهای سنگین شامل کامیون و اتوبوس می‌باشد، و بخش ساخت خودروی سواری (ولوو کارز)، زیرمجموعه شرکت چینیجیلی هست.

امنیت بال پرواز برند volvo

امنیت بال پرواز برند volvo

 اگر می خواهید یک برند بسازید ، باید برای داشتن یک کلمه مخصوص خودتان تمرکز کنید ، کلمه ای که تا الان هیچ کس آن را نداشته است. اعتبار نام تجاری چیزی هست که مشتریان و مردم راجع به شما فکر می کنند همیطور نمای بیرونی برند شما و جایگاه آن در ذهن مخاطبان را شامل می شود.

شرکت ولوو همیشه جلوتر از زمان در حرکت بوده و حتی یه مشتران خود محصولاتی که درآینده در دست تولید دارد را معرفی می کند.

به همین دلیل است که در استراتژی شرکت ولوو، شعار” طراحی شده برای شما ”   مردم را در مرکز تمام فعالیت های شرکت قرار می دهد دلیل اصلی سرمایه گذاری در نام تجاری ولوو استراتژی شرکت در  “طراحی شده برای شما”  بوده است و هدف رسیدن به فروش هشت صد هزار اتومبیل های سال ۲۰۲۰ می باشد.

ولوو در میانه راه یک استراتژی جاه‌طلبانه قرار دارد که در این استراتژی همه مدل‌های خط تولید ولوو تا انتهای دهه جاری تعویض می‌شوند و چند نسخه جدید اضافه خواهند شد. این مسئولیت ولوو را به طور منصفانه‌ای متعهد می‌سازد که تا تکمیل این استراتژی، وقت کمی را صرف مسائل دیگر کند. بنابراین پس از سه کانسپتی که از سری ۹۰ جدید در طول سه سال گذشته رونمایی شد، احتمالاً دیگر شاهد تعداد زیادی (اگر نگوییم هیچ) کانسپت جدید از الان تا سال ۲۰۲۰ نخواهیم بود. برای دیدن کوپه‌ها و کانورتیبل‌های دو در نیز باید صبر کنیم و ایده کوپه XC90 اسلنت‌بک برای رقابت با بی‌ام‌و X6 که رئیس آمریکایی ولوو لکس کرسمیکرز اقرار کرده است که “داشتن آن خوب خواهد بود”، حتی در زمان طولانی‌تری عملی خواهد شد. اما ولوو در طول چند سال آینده برای حفظ اشتیاق ما چند خودروی جدید عرضه خواهد کرد و ممکن است حتی چند سورپرایز هم برای ما داشته باشد.

هدف Volvo در ایجاد ایمنی یک اولویت است

در سال ۱۹۵۸، ولوو با کمربند ایمنی ۳ نقطه ای عرضه شد. با اینکه میلیون ها نفر  می توانستند ان را به اجرا درآورند، Volvo تصمیم گرفت که این فناوری را با سایر تولید کنندگان خودرو به اشتراک بگذارد.

ولوو همیشه ازمقررات ایمنی خودرو هم جلوتر می باشد، در حقیقت ایجاد ایمنی از اولویت های این شرکت برای مشتریانش می باشد. همینطور در دهه ۱۹۹۰ باز هم جلوتر از رقبای خود سیستم کیسه های هوای خود را با استفاده از تبلیقات تلوزیونی و ایجاد تست های مختلف معرفی کرد منحصر به فرد ترین ویژگی ولوو شاید برای همه ما وسواس ایجاد ایمنی و پیشرفت در محصولات خود است.

درآخر شما را به تماشای ویدیو تبلیغاتی شرکت ولوو دعوت میکنم ، لازم به ذکر است این ویدیو تا کنون ۹۰ میلیون بازدید در سایت youtube را داشته است قسمتی از جملاتی که ژان کلوود بازیگر معروف سینما بیان می کند:(من در زندگی بالا و پایین زیاد داشتم. از جاده‌های ناهموار عبور و بادهای شدید را تحمل کرده ام. این‌ها از من همان چیزی را ساخته که امروز هستم و الان روبروی شما ایستاده‌ام. آنچه می‌بینید بدنی آرمانی است)

 


 

نوشته امنیت، بال پرواز برند volvo اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.