نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

سایمون سینک (Simon Sinek) مشاور انواع کسب و کارها در حوزه بازاریابی است که به  یکی از مهم‌ترین و پایه‌ای‌ترین مباحث کسب و کار می‌پردازد. سایمون سینک براساس مشاهدات خود، نظریه دایره طلایی را این چنین مطرح می‌کند:

طبق نظریه دایره طلایی، افراد و بیزینس­‌هایی به موفقیت­‌های چشمگیر خواهند رسید که تمرکزشان بر روی “چرایی” موضاعات باشد، و سپس به ترتیب بر روی “چگونگی” و “چیستی”. چرایی هدفی بالاتر از پول و درآمد است و حتی به اثری اشاره دارد که شما برای جهان ایجاد خواهید کرد.

اصلاً وفاداری مشتری آنلاین یعنی چه؟

قبل از اینکه به سراغ چگونگی ایجاد وفاداری مشتری آنلاین برویم، بهتر است بفهمیم وفاداری در رفتار و در احساسات افراد چگونه شکل گرفته و جلوه پیدا می‌کند.

حقیقت اول) وفاداری در روابط و وفاداری در مشتری از یک جنس نیستند

وفاداری در روابط شخصی و کاری در مقایسه با وفاداری مشتریان آنلاین کاملاً متفاوت است. در روابط شخصی یا کاری، وفاداری حاصل یک تعهد است و به همین دلیل، تا زمانی که تعهد و یا قرارداد فسخ نشده باشد حفظ آن لازم است. در تمام مکاتب اخلاقی به تعهد توصیه شده است (چه درست و چه غلط)؛ ولی قضیه وفاداری مشتری کمی فرق دارد.

در رابطه بین بیزینس و مشتریان آنلانین، وفاداری حاصل یک احساس در مشتریان است. اگر این احساس تامین نشود و یا خدشه­‌دار گردد، مشتریانِ وفادار خود را از دست خواهید داد. توصیه می‌کنیم ۴ قانون طلایی زیر را به یاد داشته باشید. این موارد زمینه‌ساز ایجاد یک رابطه خوب با مشتری بوده، و ادامه‌دهندۀ مسیری هستند که به وفاداری مشتری ختم می‌شود. در واقع این عوامل به مستحکم­‌تر شدن وفاداری کمک و آن را تقویت می­‌کنند:

  • اعتماد
  • علاقه
  • اهمیت قائل شدن
  • ارتباط فعال

     

     

    چگونه مشتری آنلاین را به خود وفادار کنیم؟ 

    اگر شما بتوانید مشتریان آنلانین وفادار زیادی را به خود جلب کنید کار بسیار راحت خواهد شد. فرض کنید همه مشتریان به شما وفادار بمانند. در هر صنعتی که فعالیت داشته باشید، وفاداری مشتری یکی از ارزشمندترین بخش های کسب و کار آنلاین است. تحقیقات نشان می دهد بازاریابی برای یک مشتریجدید پنج برابر هزینه بیشتری نسبت به بازاریابی برای مشتری های قدیمی دارد. ارزش وفاداری به مشتری را وقتی بهتر درک می کنید که بدانید ۴۰ درصد از درآمد تجارت الکترونیک تان از ۸ درصد از پایگاه مشتریان به دست میآید. خوشبختانه در این مقاله طرز تهیه یک مشتری وفادار را برایتان نوشته ایم!این دستورالعمل به شما کمک می کند روابط بهتری با مشتریان فعلی ایجاد و برای کسب درآمد بیشتر مشتریان جدیدی را نیز جذب کنید.

     

  • نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    مواد لازم:

    اطلاعات کافی در مورد مشتری
    روش هایی آسان برای ثبت نام و مشارکت
    پاداش های جذاب
    بازخورد و نقد و بررسی

    نمونه­‌هایی از رفتارها و ارزش‌­هایی است که نشان می‌دهد شما نسبت به مشتری وفادارید. داشتن دغدغه برای رضایت مشتریان، لازمه ایجاد وفاداری است، و این ارزش باید در فرهنگ سازمانی موسسه یا بیزینس شما نهادینه شود. تمامی استراتژی­‌ها و روش­‌هایی که در این مقاله به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، به نوعی اجرای همین ارزش است.

    نکته بسیار مهم دیگر در رابطه بین یک بیزینس و مشتریانش، نگاه انسانی به افراد است. یعنی چه؟ یعنی اگر شما به مشتریان و مراجعین خود به شکل کیسه پول نگاه کنید، قطعاً آن‌ها این نگاه شما را احساس خواهند کرد. فکر می‌کنم پیامد چنین نگاهی قابل حدس است؛ مشتریان دیگر به شما اعتماد نمی‌کنند!

    حقیقت سوم) ایجاد وفاداری در مشتری کار راحتی نیست!

    لازم است بدانید که وفاداری مشتری چیزی نیست که یک شبه ایجاد شود. کار کردن روی ایجاد این وفاداری، یک سرمایه‌ گذاری طولانی مدت برای بیزینس شماست؛ هر چند که نتایج زودبازده آن نیز فوق‌­العاده است. راستش را بخواهید ۷۸% مشتریان در آمریکا به هیچ برندی وفادار نیستند. اما چرا؟ چون بیشتر بیزینس‌ها توجهی به اهمیت مشتریان وفادار ندارند یا تلاش کافی برای ایجاد آن نمی­‌کنند.

    یک بار دیگر به جملۀ بالا توجه کنید. از این جمله چه چیزی دستگیرتان می‌شود؟ اجازه دهید من به شما بگویم: “توجه کافی به مشتریان وفادار می­‌تواند یک مزیت رقابتی قدرتمند و پایدار برای بیزینس شما باشد.”

    ۵ اقدام موثر برای ایجاد وفاداری در مشتریان

    حالا وقتش رسیده که یک راه حل عملی یاد بگیریم، پس بیایید ۵ اقدام موثری را که یک کسب و کار، در جهت ایجاد حس وفاداری در مشتریانش باید انجام دهد را مرور کنیم. در مورد اول که مهمترین هم هست بیشتر به مدیریت و چشم انداز (vision) شما از بیزینس خود بر می­گردد؛ اما موارد بعدی کاربردی­‌تر خواهند بود.

    ۱- به مشتریان یک دلیل برای وفادار بودن بدهید

    می‌توان گفت که وفادارترین مشتریان به یک برند آنلاین، متعلق به کمپانی اپل هستند. هیچ محصولی در دنیا به اندازه آیفون مشتری وفادار ندارد. مشتریان برای اثبات وفاداری خود به اپل، گاهی حتی پا را فراتر از حد می­گذارند؛ از بحث‌­های شدید و متعصبانه در حمایت از محصولات اپل  گرفته تا تتو کردن لوگوی اپل روی بدن خود!

    اخیراً دانشمندان اعصاب، مغز طرفداران اپل را اسکن کرده‌اند. آن‌ها دریافتند که همان قسمتی از مغز که در ذهن آدم‌­های مذهبی هنگام صحبت از اعتقاداتشان روشن می­‌شود، در ذهن افراد هنگام صحبت از محصولات مورد علاقه­‌شان نیز فعال می­‌گردد!

    در حقیقت همان‌طور که سایمون سینک در نظریه خود مطرح می­‌کند، اگر شما یک “چرایی” برای دنبال کردن به مشتریان خود بدهید و این اعتقاد را در آن‌ها ایجاد کنید که شما بهترین هستید، آنها کاملاً با شور و اشتیاق خود را وقف شما خواهند کرد. در همین مورد ما مقاله‌ای دیگری داریم به نام ارزش‌های برند که خواندن آن هم برای شما خالی از لطف نیست.

    این استراتژی می‌تواند نقطه عطف مدیریت بیزینس شما بوده و وفاداری به برند شما را تضمین کند. در واقع شما مشتریان را به “چرایی” خود معتقد می­کنید و انسان­‌های با اعتقاد، وفادارترین افرادند.

  • ۲- راه­‌هایی برای ارتباط با مشتری آنلاین خود در نظر بگیرید

    ارتباط مستمر با مشتریان، برند شما را در ذهن آن‌ها برجسته می‌کند. از طرف دیگر ماندگار شدن در ذهن مخاطبان، به تداوم اعتماد و وفاداری آن‌ها کمک زیادی می­کند. در این‌جا نکات مهم و موثر، برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان و ارتباط با آن‌ها را برایتان آماده کردیم:

  •  

    • نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

      نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    • یک پایگاه داده از اطلاعات مشتریان بسازید

    برای این کار بهتر است کمی وقت بگذارید و یک پایگاه داده از مشخصات مشتریان خود، شامل ایمیل، شماره تلفن، آدرس پستی و حتی‌ آی‌دی اینستاگرام بسازید.حالا با این اطلاعات چه کار باید کرد؟

    شما می­توانید برای مشتریان خود تبریک تولد، ماهنامه، تبریک سال نو، اخبار فروش ویژه، کد تخفیف یا حتی یادآوری‌های دوستانه بفرستید. نوع پیامی که می‌فرستید کاملاً به نوع کسب و کار شما، صدای برند و سایر سیاست‌هایتان بستگی دارد.

    توجه: یکی از بهترین روش‌ها برای ساختن پایگاه داده اطلاعات مشتریان، ایجاد خبرنامۀ اس‌ام‌اسی یا خبرنامۀ ایمیلی است.

    تعامل در شبکه­‌های اجتماعی

  • استفاده از شبکه های اجتماعی نیز یک راه عالی برای ارتباط و تعامل با مشتریان هستند، و شما می‌بینید که بسیاری از استارتاپ‌های بزرگ از طریق شبکه‌های اجتماعی با کاربران خود در ارتباط هستند. مثلا اگر دقت کرده باشید اسنپ و تپ‌سی در توئیتر به خیلی از کامنت‌ها و نقدهای کاربرانشان توجه می‌کنند و پاسخشان را می‌دهند. برای اینکه بتوانید در ارتباط با مشتری موفق عمل کنید، می‌توانید مقاله تعامل در شبکه‌های اجتماعی را در وبلاگ دیدوگرام بخوانید.

  • برای راهکارهای دیجیتال مارکتینگ حتما وب سایت دکتر شایان عرفانیان را ببینید.
  • هدف خود از ارتباطات را به صورت شفاف مشخص کنید

  • برای مثال ممکن است شما بخواهید بهترین مشتریانتان تبدیل به سفیرانی بشوند که شما را به دیگران معرفی می‌کنند. در این صورت هدف شما از ارتباط با مشتری باید بیشتر نوع آگاهی و اطلاع‌رسانی در مورد کسب و کارتان باشد، تا اینکه بخواهید به آن‌ها چیزی بفروشید.

    • روی نیازهای مشتری تمرکز کنید

    به مشتریان پیشنهاد و راهنمایی صادقانه اراده کنید، حتی اگر منجر به خرید آنها در لحظه نشود. به عبارت دیگر شما باید بهترین مشاور مشتریان خود در زمینه تخصصی‌تان باشید.

    مشتریان شما باید اطمینان داشته باشند که اولویت اول شما خیر و صلاح آنهاست نه سود خودتان. هیچ چیزی مانند این مورد در ساختن اعتماد مشتریان برای شما مفید نیست.

  •  

    • نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

      نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    • در ارتباطات رودررو از زبان بدن مثبت استفاده کنید

    به آنها نشان دهید که از دیدن آنها خوشحالید. سعی کنید اگر مشتری حضوری دارید، اسم آنها را یاد بگیرید. لبخند را فراموش نکنید. مودب و با حوصله باشید. (بد نیست خودتان هم اگر نکته دیگری به ذهنتان می‌رسد با خوانندگان این مطلب آن را به اشتراک بگذارید)

    • شنونده خوبی باشید

    شنونده خوبی باشید. و باز هم تاکید میکنم، شنونده خوبی باشید. این مورد به قدری مهم است که به صورت یک نکته جدا در ارتباطات مطرح شود. هیچ کاری مانند خوب گوش دادن، در ایجاد حس خوب و اعتماد موثر نیست. با اینکار مشتریان به شما اعتیاد پیدا خواهند کرد. کلا در هر نوع بیزینسی که دارید و از هر نوع کانال ارتباطی که استفاده می کنید، یک شنونده خوب بودن تاثیر بسیار زیادی در جهان کسب و کار شما دارد.

    • ارتباط با مشتریان را به بخشی از خدمات پس از فروش خود تبدیل کنید

  • حتما بعد از خرید، با مشتریان خود تماس بگیرید و از میزان رضایت آنان اطلاع پیدا کنید. به این کار هپی کال (HAPPY CALL) گفته می­شود (میشود آن را به صورت تماس خوشحالی ترجمه کرد) و به شدت در افزایش رضایت و حس خوب در مشتریان موثر است. در مورد نحوه درست اجرا و شخصی که برای انجام این کار در نظر می‌گیرید حتماً دقت کافی را به خرج دهید.

    فراموش نکنید: آدم‌ها دوست ندارند با یک ربات ارتباط داشته باشند. بنابراین اکیداً توصیه می‌کنم که ارتباط شخصی­‌سازی شده با مشتریان خود برقرار کنید.

    سیستم‌­های پشتیبانی و چت آنلاین به شدت کمک کننده هستند و در ایجاد اعتماد نقش موثری دارند. استفاده از امکان چت آنلاین نه تنها در سال‌­های اخیر در بین مشتریان بیشتر شده، بلکه افرادی که از آن استفاده می­کنند نسبت به کانال­‌های ارتباطی دیگر رضایت بالاتری (۹۲%) دارند

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    • رضایت مشتری در برقراری کانال ارتباطی را فراموش نکنید

    حتما از کانال‌­هایی که مشتری ترجیح می­دهد با او ارتباط برقرار کنید. ۵۱% مشتریان نسبت به برندهایی وفادارند که از طریق کانال ارتباطی منتخب خود مشتری با او ارتباط برقرار می­کند. همچنین ۸۵% نسبت به برندهایی که از اطلاعات شخصی آنان حفاظت می­کند، وفادارند. این مورد واقعاً اهمیت بالایی دارد و شما می‌­بایست حتما به مشتریان خود اطمینان دهید که از اطلاعات شخصی آنان سو استفاده نخواهد شد.

    ۳- مشتریان را به بازخورد تشویق کنید!

    از نظر بیل گیتس مشتریان ناراضی بزرگترین منبع یادگیری شما هستند. این موضوع چه ربطی به وفادار کردن مشتریان دارد؟

    جان ماکسول (John Maxwell)، بزرگترین معلم زندۀ علم رهبری، فرایند رشد را به صورت چرخه زیر می­داند:

    شما با دریافت نظرات و بازخورد مشتریان و شنیدن شکایات آنان، می­‌توانید نقاط ضعفتان را شناسایی کرده و بیزینس‌تان را بهبود ببخشید.

    یادتان نرود که گوش دادن به نظرات مشتریان، بهترین استراتژی برای کاهش نرخ ریزش آنان است. پس با دریافت نظرات از  آن‌ها، مشتریان ناراضی خود را شناسایی کرده و علل نارضایتی آنان را جویا شوید. در ضمن نظرات مشتریان به شما در مورد محصولات و خدمات جدید نیز ایده می­دهد.

    درخواست ثبت نظر از مشتریان، شاید کار آسانی نباشد، اما نشان می‌­دهد که شما در مورد دیدگاه آنان اهمیت قائل هستید. این نکته به شدت در ایجاد اعتماد و روابط پایدار با مشتریان و وفاداری آنان مفید است.

    یک مسأله حیاتی…

    مشتریان زمان خودشان را برای نظر دادن به شما صرف می‌کنند. همان طور که در مقاله قبلی صحبت کردیم، مهم­‌تر از گرفتن نظرات و شکایات مشتریان، نحوه برخورد شما در مورد نظر مشتری است. در واقع شیوه پاسخگویی و رفتار شما، در قبال نظرات مشتریان، شخصیت بیزینس شما را تعریف می­کند.

    باید از مشتری به خاطر وقتی که برای نظر دادن به شما صرف کرده، تشکر کنید و به اون نشان دهید که به نظرش توجه می­شود. همچنین اگر بر اساس نظرات مشتریان اقدامی صورت گرفت و یا تغییری ایجاد شد، آن را حتماً به اطلاع مشتری خود برسانید.

     

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    ۴- خدمات مشتریان را در اولویت قرار دهید

    شاید برایتان جالب باشد که  بدانید ۶۷ درصد مشتریانی که ارتباط خود را با یک بیزینس قطع می­‌کنند، از خدمات مشتریان گله دارند.چه با مشتریان خوب برخورد شود و چه بد، در هر دو حالت مشتری این حس را فراموش نمی­کند و در مورد آن با دوستان و آشنایان خود صحبت می­کند. به خصوص که اگر از برند شما و نحوه ارائه خدمات راضی نباشد آن را سریع‌تر به دیگران اطلاع می‌دهد و حتی دیده شده که در شبکه‌های اجتماعی نیز این حس و گلایه خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارد.

    نکته بدتر ماجرا اینجاست که از هر ۲۶ مشتری ناراضی، تنها یک نفر شکایت می­کند. شما شاید بتوانید ۱ نفر مشتری ناراضی را که شکایت کرده آرام کنید و او را دوباره به دایره مشتریان‌تان برگردانید؛ اما از ۲۵ نفر دیگر هیچ اطلاعی ندارید! در چنین مواقعی خدمات پس از فروش و هپی‌کال (که قبلاً به آن اشاره کردیم) تا حدودی راهگشا خواهد بود.

    توجه: خدمات مشتریان به حد و اندازه خودش قابل قبول است و لزومی ندارد که خدمات خارق‌العاده و خیلی خاصی ارائه کنید. بسیاری از بیزینس‌­ها احساس می­کنند که باید خدمات مشتریان ویژه‌­ای تدارک ببینند، در صورتی که برای مشتریان این موضوع اهمیت چندانی ندارد و اگر راستش را بخواهید اکثر مشتریان حتی آن را درک نیز نخواهند کرد. شما می­‌بایست خدمات متعارف خود را در سطحی عالی ارائه نمایید.

    ۵- آخرین و جالب‌ترین نکته…

    خدمات مشتریان همیشه به صورت مستقیم روی وفاداری مشتری تاثیر نمی‌گذارد! خیلی وقت‌ها این اتفاق از طریق اثرگذاری روی رضایت مشتریان می‌افتد. این نکته باید به شما میلیون­‌ها ایده در مورد نحوه افزایش وفاداری مشتریان بدهد.

    تیم خدمات مشتریان باید درک درستی از محصولات و خدمات اصلی بیزینس داشته باشند، و بتوانند درخواست‌­های مشتریان را به خوبی مدیریت کنند. ضمن اینکه درک آن‌ها از مشتریان شما نیز به شدت اهمیت دارد و شما باید در مورد بازار هدف خود و الگوهای رفتاری آنان اطلاعات کاملی در اختیار تیم خدمات مشتریان خود قرار دهید.

    علاوه بر مشتریان، شناخت رقبا نیز بسیار مهم است. شما باید رفتار و خدمات رقبای خودتان را تحت نظر داشته باشید تا بتوانید خدماتی رقابتی ارائه ­نمایید.

    نکته مهم دیگر درک متفاوت بودن افراد، توسط تیم خدمات مشتریان است. برخورد یکسان با افراد غیریکسان اشتباهی کشنده برای بیزینس است. در ادامه نکات مهمی که برای بحث خدمات مشتریان باید مورد توجه قرار گیرد را مرور خواهیم کرد.

     

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

    نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین

  • حالا با اجرای این ۵ گام در قلب مشتری نفوذ کنید!

    این ۵ اقدام چکیده تمامی کارهایی است که یک بیزینس برای جا باز کردن در قلب مشتریان خود لازم دارد. با اجرای هر کدام از این اقدامات، وفاداری مشتریان و طبیعتا درآمد بیزینس افزایش چشم­گیری خواهد داشت.

    نکته جذابی که کارآفرینان و صاحبان بیزینس باید متوجه باشند، کم خرج بودن این اقدامات است. در واقع هزینه این اقدامات در مقابل هزینه کمپین­‌های تبلیغاتی واقعا ناچیز است. این مورد تمرکز بر روی افزایش وفاداری را به یکی از پربازده‌­ترین اقداماتی که برای بیزینس می­توان انجام داد تبدیل کرده است.

     منبع:نوین

     

نوشته نقش وفاداری مشتری در برندسازی آنلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

سئو دائما در حال تغییر است و تا به خودمان می‌آییم، متوجه می‌شویم که هرچه تا به حال رشته‌ایم، پنبه شده. کلیدواژه‌هایی که چندین روز صرف تجزیه و تحلیلشان کردیم، دیگر اهمیت ندارند، الگوریتم‌هایی که با هزار زحمت از روش کار گوگل به دست آورده‌ایم، زمین تا آسمان تغییر کرده‌اند. بنابراین، اطلاع از جدیدترین روندهای سئو و تغییرات آن بسیار اهمیت دارد زیرا اگر از قبل با این تغییرات آشنا شویم، غافلگیر نخواهیم شد و شاید بتوانیم فکری به حال کنیم. به همین دلیل چند سؤال زیر مطرح می‌شود:

دنیای سئو در سال ۲۰۱۹ چه تغییری خواهد کرد؟ چه روندهای سئوی جدیدی ظهور خواهند کرد، کدام‌یک از روندهای قدیمی از دور خارج می‌شوند و کدام روندهای سئو در سال ۲۰۱۹ باقی خواهند ماند؟ برای پاسخ به این سؤالات در این مقاله به جدیدترین روندهای سئو در سال ۲۰۱۹ که بیشتر به کار شما می‌آیند، اشاره می‌کنیم.

حاکمیت سئو خود را با جست‌وجوی صوتی  آغاز کنید.

جست‌وجوی صوتی چند وقتی است که با سرعت بسیار زیادی در حال افزایش بوده و هر روز برای کاربران محبوب‌تر می‌شود. کارشناسان بر این باورند که تا سال ۲۰۲۰، ۵۰ درصد تمام جست‌وجوهای کاربران، جست‌وجوی صوتی خواهد بود.

تعداد افرادی که از دستیاران صدا استفاده می‌کنند، سال به سال و با سرعت زیاد افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، ۳۵٫۶ میلیون آمریکایی از جست‌وجوی صوتی تلفن همراه خود، حداقل یک بار در ماه استفاده می‌کنند و در حال حاضر، یک نفر از هر ۶ آمریکایی در خانه خود اسپیکر هوشمند دارد.

اگرچه دنیای موتورهای جست‌وجو و روندهای سئو دائما در حال تغییر و تحول هستند، اما افزایش استفاده از جست‌وجوی صوتی هنوز هم یکی از بزرگ‌ترین و مثبت‌ترین تغییرات است و که جست‌وجوی صوتی چیزی کاملا متفاوت بوده و به یک استراتژی بهینه‌سازی کاملا متفاوت نیاز دارد.

همچنین لازم است توجه داشته باشید که گوگل، پاسخ‌های کوتاه به سوالات جست‌وجوی صوتی را ترجیح می‌دهد: نتیجه و جواب معمولی به طور متوسط حدود ۲۹ واژه است.

جالب‌تر از آن ارتباط زیاد بین بهینه‌سازی جست‌وجوی صوتی و پاسخ‌های ویژه گوگل وجود دارد. همان پاسخ‌های کوتاهی که گاهی اوقات در بالای همه‌ نتایج جست‌وجو می‌بینید و در SERPها هیچ جایگاهی ندارند.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

شاخص اول سئو در موبایل

در ماه مارس سال ۲۰۱۸، گوگل بالاخره شروع به تغییر دادن و روی آوردن به شاخص اول موبایلی کرد. این شاخص در واقع به این‌صورت عمل می‌کند که در جست‌وجو با تلفن همراه رسپانسیو بودن و بهینه‌بودن یک وب‌سایت از نظر گوگل تاثیر در سئوی آن وب‌سایت در تلفن همراه دارد.

به این‌صورت که ممکن است وب‌سایتی در جست‌وجوی گوگل در یک کلمه خاص در کامپیوترهای شخصی لینک اول قرار گیرد اما به علت بهینه‌نبودن صفحات آن وب‌سایت برای تلفن همراه در تلفن همراه لینک اول نباشد.

نباید از این موضوع غافل شد زیرا دستگاه‌های تلفن همراه در حال حاضر تقریبا نصف ترافیک یک سایت را تشکیل می‌دهند و این عدد هنوز هم رو به افزایش است.

اما چرا این شاخص، یکی از روندهای سئو در سال ۲۰۱۹ شده است و برای طراحان وب دقیقا چه معنایی دارد؟ و آیا می‌توان انتظار داشت روندی مثل «شاخص جست‌وجوی صوتی» ایجاد شود؟ شاخص اول موبایلی کمتر از یک سال قدمت دارد و بنابراین، به‌راحتی نمی‌توان گفت که دقیقا این روند در آینده چه تاثیراتی خواهد داشت.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

اما چیزی که در این روند مهم قلمداد می‌شود، سرعت و داشتن یک وب‌سایت رسپانسیو است؛ وب‌سایتی که نه‌‌تنها در دستگاه‌های موبایل کارکرد خوب و عالی داشته باشد، بلکه از سرعت بالایی برخوردار بوده و موبایل‌پسند باشد. به نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین مشکلی که گوگل با وب موبایلی دارد، سرعت بارگذاری پایین وب‌سایت‌هاست و به همین دلیل می‌خواهد از نفوذ خود در بازار استفاده کند تا صاحبان وب‌سایت را وادار کند عملکرد بهتری داشته باشند.

سرعت یک وب‌سایت یکی از اجزای اصلی است که تجربه کاربری یک وب‌سایت را تشکیل می‌دهد و بهترین کاری که صاحبان وب‌سایت می‌توانند برای بهبود حضور آنلاین در وب انجام دهند، کاهش زمان بارگذاری و افزایش سرعت سایت در موبایل است.

ساخت وب‌سایت‌های موبایل‌پسند و خلق تجارب کاربری بهتر برای بازدیدکنندگان با استفاده از دستگاه‌های تلفن همراه ضروری است، چون اگرچه نمی‌توان پیش‌بینی کرد که چه تغییراتی بعدا در شاخص اول موبایلی رخ می‌دهد اما آنچه که از سابقه‌ گوگل می‌شود فهمید، این است که وب‌سایت‌های شما باید دو ویژگی سهولت استفاده و قابلیت جست‌وجو و کاوش راحت را داشته باشند تا تجربه کاربری خوبی را برای کاربر خلق کرده و باعث افزایش سرعت سایت شود.

 

تاثیرگذاری فناوری بلاکچین بر سئو و SEM

ممکن است فکر کنیم که بلاکچین بیشتر به بیت‌کوین و ارز رمزنگاری‌شده و چیزهایی از این قبیل مرتبط باشد اما این تفکر اشتباه است و تاثیر بلاکچین بسیار فراتر از آن است.

به طور خلاصه، بلاکچین با هدف ثبت مطمئن و ایمن معاملات ایجاد شده و از آن می‌توان برای معاملاتی (به دلیل ارتباط بین آگهی‌دهندگان و صاحبان وب‌سایت) که در موتورهای جست‌وجو اتفاق می‌افتد، استفاده کرد.

گوگل که در اینجا به عنوان واسطه بین تبلیغ‌کننده و صاحب‌وب سایت عمل می‌کند، به این دو گروه کمک می‌کند به یکدیگر اعتماد کنند به طوری که تمام این معاملات به آرامی انجام شود.

اما بلاکچین دقیقا به چه معناست؟ بلاکچین می‌تواند با ۱۰۰ درصد دقت تایید کند که یک کاربر دقیقا همان کسی است که خود او می‌گوید.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

بلاکچین تشخیص می‌دهد که تبلیغ را چه کسی مشاهده کرده است: یک فرد واقعی یا یک روبات. علاوه بر این، صاحبان وب‌سایت می‌توانند اطمینان یابند که تنها برای کلیک‌های واقعی برای وب‌سایت خود پول می‌پردازند. بنابراین همه اینها به کاهش فریب و کلاهبرداری‌های تبلیغاتی کمک می‌کند.

البته، این فناوری نه‌تنها بر درآمد حاصل از تبلیغ گوگل اثر می‌گذارد، بلکه به طور کلی بر سئو نیز تاثیرگذار است. هم‌اکنون، مایکروسافت و دیگر شرکت‌های بزرگ با سیستم‌های هویت مبتنی بر بلاکچین Blockstack Labs و ConsenSys کار می‌کنند که به بهبود خدمات و اپلیکیشن‌ها کمک می‌کند.

با استفاده از طرح نشانه‌گذاری جاسازی شده نیز وب‌سایت‌ها می‌توانند هویت بازدیدکنندگان خود را ثبت کنند یا حتی با کمک آن می‌توان محاسبه کرد که کدام بازدیدکنندگان کمک کرده‌اند یک پست خاص به محتوایی باارزش تبدیل شود و چه اقداماتی انجام داده‌اند. همه‌ این موارد جزو عوامل رتبه‌بندی در موتورهای جست‌وجو بوده و وب را به یک محیطی قوی‌تر و سازنده‌تر تبدیل می‌کند.

سئو و ظهور بهینه‌سازی جست‌وجوی آمازون

بسیاری از متخصصان سئو، بهبود و رشد عظیم بهینه‌سازی جست‌وجوی آمازون (Amazon Search Optimization ) را در سال جاری انتظار دارند. طبق مطالعه‌ شرکت کنشو (Kenshoo) روی مصرف‌کنندگان آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه، ۷۲ درصد خریداران از آمازون برای پیداکردن محصولات خود استفاده می‌کنند.

جالب‌تر اینکه آنها متوجه شدند که در واقع، ۵۶ درصد مصرف‌کنندگان قبل از اینکه به سراغ سایت‌های دیگر بروند، ابتدا در آمازون به جست‌وجو می‌پردازند. علاوه بر این، آنها فقط به دنبال یافتن محصولات نبوده بلکه هرچیزی که نیاز داشتند (نقد و بررسی محصولات، پیشنهاد محصولات مشابه و همه‌ محصولات دیگری که ممکن است به آن علاقه‌مند باشند) را در آمازون جست‌وجو می‌کردند و در صورتی که چیزی پیدا نمی‌کردند به سراغ گوگل می‌رفتند.

به عبارت دیگر، آنها در واقع، به موتور جست‌وجوی دیگری برای یافتن آنچه نیاز دارند یا می‌خواهند بخرند، نیاز آنچنانی ندارند و همچنین تحقیقات مناسب و لازم را قبل از تصمیم‌گیری برای خرید انجام می‌دهند.

این اتفاق قطعا تهدیدی بسیار بزرگ برای گوگل و تبلیغات گوگل است. اگر مردم کمتر محصولات موردنیاز خود را در گوگل جست‌وجو کنند، بر درآمد و تبلیغات گوگل تأثیر زیادی خواهد گذاشت. طبق جدیدترین داده‌های حاصل از گزارش جهانی تحقیقات خرید مصرف‌کننده BigCommerce، وقتی که صحبت از خرید می‌شود مردم آمازون را به دلیل راحتی، قیمت و سهولت حمل‌ونقل ترجیح می‌دهند.

شبیه این اتفاق برای وب‌سایت‌های مطرح فروشگاهی در ایران نیز افتاده است، به طوری که در حال حاضر بسیاری از افراد برای پیداکردن محصول مورد نیاز خود به جای جست‌وجو در گوگل، در دیجی‌کالا یا بامیلو محصولشان را جست‌وجو می‌کنند.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

حرف آخر

همین حالا هم تغییرات زیادی در دنیای دیجیتال از جمله در روندهای سئو و بهینه‌سازی موتور جست‌وجو رخ می‌دهد که گاهی اوقات هیجان‌انگیز و کمی ترسناک است.

شاید دقیقا معلوم نباشد که در آینده چه تغییراتی در روندهای سئو ایجاد می‌شود اما فناوری‌های نوظهور و قدیمی‌تر کم‌کم تاثیر بسیار زیاد خود بر سئو را نشان می‌دهند حتی اگر اکنون چنین اتفاقی نیفتاده باشد اما در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد تاثیر این روندهای سئو خواهیم بود.

اما شما فکر می‌کنید بزرگ‌ترین تغییرات و روندهای سئو چه خواهند بود؟ انتظار دارید چه تغییراتی در سئو در سال ۲۰۱۹ ایجاد شود؟ کدام یک برای شما هیجان‌انگیزتر است؟

منبع:شنبه

نوشته سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹ اولین بار در ماورا پدیدار شد.

قانون ۷۲ در سرمایه گذاری: ۴ روش برای استفاده از قانون ۷۲

قانون ۷۲ یک قاعده سرانگشتی است که نشان می‌دهد چه مقدار طول می‌کشد تا سرمایه شما دو برابر شود. این روش برای نرخ‌هایی در دامنه ۵ درصد و ۲۰ درصد دقت زیادی دارد. این قانون همچنین می‌تواند نرخ بهره‌ی سالانه لازم برای دو برابر شدن مبلغی پول در تعداد سال‌هایی مشخص استفاده کرد. در مورد نرخ بازده‌های منطقی و رایج، می‌توان مدت زمانی را که برای دو برابر شدن مبلغ سرمایه‌گذاری لازم است، به طور تقریبی و با استفاده از قانون ۷۲ محاسبه کرد. فقط کافی است که عدد ۷۲ را بر نرخ بازده تقسیم کنید.

قانون ۷۲ سرمایه گذاری

مثلاً اگر نرخ بازده مورد انتظار ۹ درصد باشد، با تقسیم عدد ۷۲ بر ۹ به عدد ۸ می‌رسیم. یعنی ۸ سال طول می‌کشد که با پول شما دو برابر شود. این روش برای نرخ‌هایی در دامنه ۵ درصد و ۲۰ درصد دقت زیادی دارد. در مورد نرخ‌های بالاتر استفاده از قانون ۷۲ توصیه نمی‌شود.

دقت کنید که عددی که در مخرج کسر قرار می‌گیرد باید به صورت درصدی باشد. مثلاً اگر نرخ بازده ۸% باشد عددی که در مخرج قرار می‌گیرد ۸ است نه ۰٫۰۸.

در صورت مرکب شدن پیوسته یا روزانه نرخ‌ها، می‌توان به جای عدد ۷۲ از عدد ۶۹٫۳ استفاده کرد تا نتیجه دقیق‌تر گردد. برخی از افراد برای راحتی کار عدد ۶۹٫۳ را به ۶۹ یا ۷۰ گرد می‌کنند.

قانون ۷۲ در موارد «رشد نمایی» قابل کاربرد است (مثلا در بهره‌ی مرکب) یا در «افت نمایی» مثلا در کاهش قدرت خرید ناشی از تورم پولی.

مطلب مرتبط: ۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار

روش ۱ برآورد زمان «دو برابر شدن»

۱. R × T = ۷۲ را در نظر بگیرید

R نرخ رشد (نرخ بهره) است، و T مدت زمانی (به سال) است که طول می‌کشد تا مبلغ پول دو برابر شود.

۲. به R یک مبلغ بدهید

به عنوان مثال، چقدر طول می‌کشد تا با یک نرخ بهره‌ی سالانه‌ی ۵٪ مبلغ ۱۰۰ دلار به ۲۰۰ دلار تبدیل شود؟ با فرض R=۵ به ۵ × T=۷۲ می‌رسیم.

۳. معادله را حل کنید تا مقدار نامشخص پیدا شود

در این مثال، هر دو طرف معادله‌ی فوق را بر R (که برابر با ۵ است) تقسیم کنید تا به T = ۷۲ ÷ ۵ = ۱۴.۴ دست پیدا کنید. بنابراین ۱۴.۴ سال طول می‌کشد تا ۱۰۰ دلار با نرخ بهره‌ی سالانه‌ی ۵٪ به ۲۰۰ دلار برسد. (مقدار اولیه پول مهم نیست. فارغ از اینکه مقدار آغازین چقدر باشد همان مقدار زمان برای دو برابر شدنش طول خواهد کشید.)

۴. مثال‌های بیشتر را در قسمت زیر مطالعه کنید

– چقدر طول می‌کشد تا مقداری پول با نرخ بهره‌ی سالانه ۱۰٪ دو برابر شود؟

۱۰ × T = ۷۲. هر دو طرف معادله را بر ۱۰ تقسیم کنید، آنگاه T = ۷.۲ سال.

– چقدر طول می‌کشد تا با نرخ بهره‌ی سالانه‌ی ۷.۲٪ مبلغ ۱۰۰ دلار به ۱۶۰۰ دلار تبدیل شود؟

توجه داشته باشید ۱۰۰ باید چهار بار دو برابر شود تا به ۱۶۰۰ برسد (۱۰۰ دلار ← ۲۰۰ دلار، ۲۰۰ دلار ← ۴۰۰ دلار، ۴۰۰ دلار ← ۸۰۰ دلار، ۸۰۰ دلار ← ۱۶۰۰ دلار). برای هر بار دوبل شدن، ۷.۲ × T = ۷۲ آنگاه T = ۱۰.

در نتیجه چون هر بار دو برابر شدن ۱۰ سال طول می‌کشد، پس در کل زمان لازم برای تغییر ۱۰۰ دلار به ۱۶۰۰ دلار برابر با ۴۰ سال است.

مطلب مرتبط: ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

روش ۲ برآورد نرخ رشد

۱. R × T = ۷۲ در نظر بگیرید

R نرخ رشد است (در این مثال همان نرخ بهره است)، و T زمانی است (به سال) که طول می‌کشد هر مبلغ پول دو برابر شود.

۲. به T مقدار بدهید

به عنوان مثال، فرض کنید می‌خواهید پول‌تان را ظرف ۱۰ سال دو برابر کنید. برای انجام این کار به چه نرخ بهره‌ای نیاز دارید؟ مقدار ۱۰ را به T در معادله اختصاص بدهید. R × ۱۰ = ۷۲.

۳. مسئله را حل و R را پیدا کنید

هر دو طرف معادله را بر ۱۰ تقسیم کنید تا به R = ۷۲ ÷ ۱۰ = ۷.۲ برسید. پس برای آنکه پول‌تان ظرف ده سال دو برابر شود به یک نرخ بهره‌ی ۷.۲٪ نیاز دارید.

مطلب مرتبط: ۷ ویژگی یک سرمایه گذاری ناموفق

روش ۳ برآورد «افت نمایی»

۱. مدت زمانی را که طول می‌کشد نصف پول‌تان را از دست بدهید (یا قدرت خرید آن به خاطر تورم نصف شود) محاسبه کنید. پس T = ۷۲ ÷ R در نظر بگیرید.

این مثل همان معادله‌ی فوق است، فقط مقداری دستکاری شده است. حالا به R عدد بدهید. یک مثال:

– چه مدت زمان طول می‌کشد تا ۱۰۰ دلار قدرت خرید ۵۰ دلاری پیدا کند، نرخ تورم را ۵٪ در سال در نظر بگیرید.

– خب داریم ۵ × T = ۷۲، در نتیجه T = ۷۲ ÷ ۵ = ۱۴.۴. این همان تعداد سال‌هایی است که طول می‌کشد تا قدرت خرید در یک دوره‌ی تورم ۵٪ به نصف کاهش پیدا کند. (اگر قرار بود نرخ تورم هر سال تغییر کند، باید از میانگین نرخ تورم در طول دوره‌ی زمانی کامل استفاده می‌کردید.)

۲. نرخ افت (R) را در یک دوره‌ی زمانی مشخص پیدا کنید: R = ۷۲ ÷ T. به T مقدار بدهید و R را پیدا کنید.

به عنوان مثال:

– اگر قدرت خرید ۱۰۰ دلار ظرف ده سال به ۵۰ دلار برسد، نرخ تورم در طول آن دوره چقدر بوده است؟

– R × ۱۰ = ۷۲، → T = ۱۰ →→ R = ۷۲ ÷ ۱۰ = ۷.۲ %

۳. هر داده‌ی غیر معمول را نادیده بگیرید

اگر می‌توانید یک روند کلی پیدت کنید، نگران اعداد موقتی که خیلی با محدوده‌ی موجود فاصله دارند نباشید. اصلا به آن اعداد توجهی نکنید.

مطلب مرتبط: ۳ روش که چگونه سرمایه گذاری کنیم ؟

روش ۴ اشتقاق

۱. سعی کنید بفهمید اشتقاق برای ترکیب ادواری چگونه کار می‌کند

– برای ترکیب دوره‌ای، FV = PV (۱+r)˄T، که FV = ارزش آتی، PV = ارزش فعلی، r = نرخ رشد، T = زمان.

– اگر پول‌تان دو برابر شده است، FV = ۲ *PV، در نتیجه ۲PV=PV (۱+r)˄T، یا ۲= (۱+r)˄T، با فرض اینکه ارزش فعلی صفر نیست.

– با لگاریتم طبیعی گرفتن از هر دو طرف مقدار T را به‌دست آورید، و معادله را دستکاری کنید تا به T= In(۲) / In(۱+r).

– سری (بسط) تیلور برای In(۱+r) در حدود ۰ برابر است با r – r۲/۲ + r۳/۳ -…. برای مقادیر پایین r، هم بخشی‌های دوره‌های توان بالاتر کوچک هستند، و عبارت به r نزدیک می‌شود، به نحوی که t= In(۲) /r.

– توجه داشته باشید که In(۲)  ̴۰.۶۹۳، به نحوی که T ̴ ۰.۶۹۳ / r (یا T = ۶۹.۳ / R، که نرخ بهره را به عنوان درصد R از ۰-۱۰۰% نشان می‌دهد)، که قانون ۶۹.۳ است. سایر اعداد مانند ۶۹، ۷۰، و ۷۲ برای محاسبه‌ی آسان‌تر به کار برده می‌شوند.

مطلب مرتبط: سرمایه گذار فرشته

۲. نحوه‌ی کارکرد اشتقاق را برای ترکیب‌های پیوسته درک کنید

برای ترکیب دوره‌ای با ترکیب متعدد سالانه، ارزش آتی به اینصورت است PV (۱+r/n)˄nT که FV = ارزش آتی، PV = ارزش فعلی، r = نرخ رشد، T = زمان، و n = تعداد دوره‌های ترکیب در سال است. برای ترکیب پیوسته، n به سمت بی‌نهایت میل می‌کند. با استفاده از تعریف e=lim (۱+۱/n)˄n وقتی که n به سمت بی‌نهایت میل می‌کند، عبارت یا جمله‌ی ما به این شکل در می‌آید FV = PV e˄(rT).

– اگر پول دو برابر شود، FV= ۲*PV، در نتیجه ۲PV= PV e˄(rT)، یا ۲= e˄(rT)، با فرض اینکه ارزش فعلی صفر نیست.

– با لگاریتم طبیعی گرفتن از هر دو طرف T را به‌دست آورید و با کمی دستکاری به T = In(۲)/r=۶۹.۳/r برسید (که R=۱۰۰r برای بیان نرخ رشد به صورت درصد). این را قانون ۶۹.۳ می‌نامند.

– برای ترکیب پیوسته، ۶۹.۳ (یا تقریبا ۶۹) نتایج دقیق‌تری به‌دست می‌دهد، چون In(۲) تقریبا برابر با ۶۹.۳٪ است و R*T= In (۲)، که در آن R = نرخ رشد (یا افت)، T = زمان دوبل شدن (یا نصف شدن)، و In(۲) لگاریتم طبیعی ۲ است. به عنوان تقریبی برای ترکیب پیوسته یا روزانه (که به پیوسته نزدیک است) ممکن است از ۷۰ نیز استفاده شود، که این امر جهت سهولت در محاسبات است. این متغیرها با عناوین قانون ۶۹.۳، قانون ۶۹، یا قانون ۷۰ شناخته می‌شوند.

– یک قضاوت دقت و درستی مشابه برای قانون ۶۹.۳ جهت ترکیب روزانه با نرخ‌های بالا استفاده می‌شود: T= (۶۹.۳ + R/۳) / R.

– قانون مرتبه‌ی دوم اکارت-مک‌هیل یا قانون E-M، اصلاحی ضربی به قانون ۶۹.۳ یا ۷۰ (اما نه ۷۲) می‌دهد، تا دقت محاسبه‌ی محدوده‌ی نرخ بهره‌ی بالاتر بهتر شود. برای محاسبه‌ی تقریب E-M، قانون ۶۹.۳ (یا ۷۰) را در حاصل ۲۰۰/(۲۰۰-۱۸) ضرب کنید یعنی، T = (۶۹.۳/R)* (۲۰۰/۲۰۰-R). به عنوان مثال، اگر نرخ بهره ۱۸٪ باشد، قانون ۶۹.۳ می‌گوید t=۳.۸۵ سال. قانون E-M این عدد را در ۲۰۰/(۲۰۰-۱۸) ضرب می‌کند، که زمان دو برابر شدن ۴.۲۳ سال را به‌دست می‌دهد، که بهتر به زمان دوبرابر شدن واقعی ۴.۱۹ سال در این نرخ نزدیک است.

– برای برآورد زمان دو برابر شدن برای نرخ‌های بالاتر، با افزودن ۱ برای هر ۳ درصد بزرگتر از ۸٪، قانون ۷۲ را تعدیل می‌کنیم. یعنی T = [۷۲ + (R – ۸%)/۳] / R. به عنوان مثال، اگر نرخ بهره۳۲٪ باشد، زمانی که طول می‌کشد مقدار مشخصی پول دو برابر شود T= [۷۲ + (۳۲ – ۸)/۳] / ۳۲ = ۲.۵ سال است. توجه داشته باشید که در اینجابه‌جای ۷۲ از ۸۰ استفاده می‌شود که برای زمان دو برابر شدن تعداد ۲.۲۵ سال را به‌دست می‌دهد.

– در اینجا جدولی به شما ارائه می‌شود که تعداد ‌سال‌هایی که طول می‌کشد تا هر مقدار پول با نرخ‌های بهره‌ی مختلف دو برابر شود، ارائه و تقریب را در قانون‌های مختلف مقایسه می‌کند:

 

  نرخ تعداد واقعی سال‌ها قانون ۷۲ قانون ۷۰ قانون ۶۹.۳ قانون E-M
۰.۲۵٪ ۲۷۷.۶۰۵ ۲۸۸.۰۰۰ ۲۸۰.۰۰۰ ۲۷۷.۲۰۰ ۲۷۷.۵۴۷
۰.۵٪ ۱۳۸.۹۷۶ ۱۴۴.۰۰۰ ۱۴۰.۰۰۰ ۱۳۸.۶۰۰ ۱۳۸.۹۴۷
۱٪ ۶۹.۶۶۱ ۷۲.۰۰۰ ۷۰.۰۰۰ ۶۹.۳۰۰ ۶۹.۶۴۸
۲٪ ۳۵.۰۰۳ ۳۶.۰۰۰ ۳۵.۰۰۰ ۳۴.۶۵۰ ۳۵.۰۰۰
۳٪ ۲۳.۴۵۰ ۲۴.۰۰۰ ۲۳.۳۳۳ ۲۳.۱۰۰ ۲۳.۴۵۲
۴٪ ۱۷.۶۷۳ ۱۸.۰۰۰ ۱۷.۵۰۰ ۱۷.۳۲۵ ۱۷.۶۷۹
۵٪ ۱۴.۲۰۷ ۱۴.۴۰۰ ۱۴.۰۰۰ ۱۳.۸۶۰ ۱۴.۲۱۵
۶٪ ۱۱.۸۹۶ ۱۲.۰۰۰ ۱۱.۶۶۷ ۱۱.۵۵۰ ۱۱.۹۰۷
۷٪ ۱۰.۲۴۵ ۱۰.۲۸۶ ۱۰.۰۰۰ ۹.۹۰۰ ۱۰.۲۵۹
۸٪ ۹.۰۰۶ ۹.۰۰۰ ۸.۷۵۰ ۸.۶۶۳ ۹.۰۲۳
۹٪ ۸.۰۴۳ ۸.۰۰۰ ۷.۷۷۸ ۷.۷۰۰ ۸.۰۶۲
۱۰٪ ۷.۲۷۳ ۷.۲۰۰ ۷.۰۰۰ ۶.۹۳۰ ۷.۲۹۵
۱۱٪ ۶.۶۴۲ ۶.۵۴۵ ۶.۳۶۴ ۶.۳۰۰ ۶.۶۶۷
۱۲٪ ۶.۱۱۶ ۶.۰۰۰ ۵.۸۳۳ ۵.۷۷۵ ۶.۱۴۴
۱۵٪ ۴.۹۵۹ ۴.۸۰۰ ۴.۶۶۷ ۴.۶۲۰ ۴.۹۹۵
۱۸٪ ۴.۱۸۸ ۴.۰۰۰ ۳.۸۸۹ ۳.۸۵۰ ۴.۲۳۱
۲۰٪ ۳.۸۰۲ ۳.۶۰۰ ۳.۵۰۰ ۳.۴۶۵ ۳.۸۵۰
۲۵٪ ۳.۱۰۶ ۲.۸۸۰ ۲.۸۰۰ ۲.۷۷۲ ۳.۱۶۸
۳۰٪ ۲.۶۴۲ ۲.۴۰۰ ۲.۳۳۳ ۲.۳۱۰ ۲.۷۱۸
۴۰٪ ۲.۰۶۰ ۱.۸۰۰ ۱.۷۵۰ ۱.۷۳۳ ۲.۱۶۶
۵۰٪ ۱.۷۱۰ ۱.۴۴۰ ۱.۴۰۰ ۱.۳۸۶ ۱.۸۴۸
۶۰٪ ۱.۴۷۵ ۱.۲۰۰ ۱.۱۶۷ ۱.۱۵۵ ۱.۶۵۰
۷۰٪ ۱.۳۰۶ ۱.۰۲۹ ۱.۰۰۰ ۰.۹۹۰ ۱.۵۲۳

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده -کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

قانون ۷۲ در سرمایه گذاری: ۴ روش برای استفاده از قانون ۷۲


نوشته قانون ۷۲ در سرمایه گذاری: ۴ روش برای استفاده از قانون ۷۲ اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار

تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی از تئوری‌های بازار سرمایه‌ی چارلز هنری داو، بنیانگذار مجله‌ی وال استریت و یکی از موسسان شرکت داو جونز تکامل پیدا کرد. هدف تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی آن است که قیمت آینده سهام، کالاها، و سایر اوراق بهادار قابل داد و ستد را بر مبنای قیمت‌های قبل و عملکرد آن اوراق بهادار پیش بینی کنیم. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  قانون عرضه و تقاضا را به کار می‌بندند تا پی ببرند بازار سهام و سایر بورس‌های اوراق بهادار چگونه عمل می‌کنند، و روندها و سوددهی ها را از روی آن‌ها مشخص کنند. مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی را درک کنید و بفهمید برای انتخاب سهام و سایر کالاها چگونه باید آن را به کار ببندید.

تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی

مراحل تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی

۱. تئوری‌های داو که در پس تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی قرار دارند را درک کنید

سه مورد از نظریه‌های داو درباره‌ی سرمایه‌گذاری از پایه‌ّهای تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی نشات می‌گیرند و کارشان راهنمایی تحلیلگر فنی (تکنیکال)  برای دسترسی به بازارهای مالی است. آن تئوری‌ها در زیر توصیف شده‌اند و چگونگی تفسیر آن‌ها توسط تحلیلگران فنی (تکنیکال)  توضیح داده شده است.

– نوسانات بازار انعکاس دهنده‌ی تمام اطلاعات مشخص است. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  بر این باور هستند که تغییر در قیمت اوراق بهادار و چگونگی کیفیت مبادله‌ی آن در بازار تمام اطلاعات موجود درباره‌ی آن اوراق بهادار را منعکس می‌کند چون از تمام منابع مرتبط استخراج شده است. از این رو فهرست‌های قیمت را به عنوان ارزش منصفانه تصور می‌کنند. تغییرات ناگهانی در داد و ستدهای سهامی اغلب بر اخبار مهم درباره‌ی شرکتی که سهام را صادر کرده است تقدم دارند. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  خودشان را در نسبت قیمت-به-عایدی، حق مالکانه‌ی سهامدار، بازده حقوق مالکانه یا سایر عواملی که تحلیلگران بینادی مورد توجه قرار می‌دهند درگیر نمی‌کنند.

– اغلب می‌توان نقشه‌ی تحرکات قیمت را کشید و آن را پیش بینی کرد. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  اذعان می‌کنند دوره‌هایی وجود دارند که قیمت‌ها به صورت تصادفی حرکت می‌کنند، اما زمان‌ّهایی هم هست که آن‌ها در یک روند قابل شناسایی حرکت می‌کنند. وقتی روندی قابل تشخیص باشد می‌توان از آن پول درآورد، یا از طریق خرید پایین و فروش بالا در یک دوره‌ی روند رو به بالا (بازار گاوی) یا با فروش کم در طول یک دوره‌ی رو به پایین (بازار خرسی). با تنظیم طول مدت، بازار تحلیل می‌شود، و مشخص کردن روندهای کوتاه و بلند مدت ممکن می‌شود.

– تاریخ تکرار می‌شود. آدم‌ها یک شبه انگیزه‌های‌شان را تغییر نمی‌دهند؛ می‌توان انتظار داشت وقتی همان شرایط پیشین رخ می‌دهد معامله‌گران به روشی مشابه روش قبل به شرایط جاری واکنش نشان بدهند. چون آدم‌ها به صورت قابل پیش بینی واکنش نشان می‌دهند تحلیلگران فنی (تکنیکال)  می‌توانند از دانش‌شان درباره‌ی چگونگی واکنش معامله‌گران در گذشته برای به سود دهی رسیدن و تکرار عملکردشان در هر شرایط زمانی استفاده کنند. به این لحاظ، تحلیل فنی (تکنیکال)  با «نظریه‌ی بازار کارآمد» که اثر اقدامات و واکنش‌های انسانی بر بازار را نادیده می‌گیرد متفاوت است.

۲. به دنبال نتایج سریع باشید

بر خلاف تحلیل بنیادی (فاندامنتال)، که به ترازنامه‌ها و سایر داده‌های مالی در طول یک دوره‌ی زمانی نسبتا طولانی نگاه می کند، تحلیل فنی (تکنیکال)  بر دوره‌هایی تمرکز می‌کند که از یک ماه طولانی‌تر نیستند و گاهی حتی به کوتاهی چند دقیقه هستند. این تحلیل بیشتر مناسب کسانی است  که به دنبال پول درآوردن از اوراق بهادار با خرید و فروش مکرر آن‌ها هستند تا مناسب کسانی که برای بلند مدت سرمایه‌گذاری می‌کنند.

مطلب مرتبط: ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

۳. نمودارها را بخوانید تا روند قیمت‌ها را شناسایی کنید

تحلیلگران فنی (تکنیکال)  به نمودارها و جدول‌های قیمت اوراق بهادار نگاه می کنند تا مسیر کلی که در آن قیمت‌ها سیر می‌کنند را شناسایی کنند و از نوسان‌ّهای فردی صرفنظر می‌کنند. روندها بر اساس نوع و مدت زمانشان طبقه بندی می‌شوند.

– روندهای صعودی، که از مشخصه‌های آن بالا و پایین‌هایی است که در نهایتا به سمت مقادیر بالاتر حرکت می‌کنند.

– روندهای نزولی، وقتی دیده می‌شوند که بالا و پایین‌های پشت سر هم در مجموع رو به پایین گرایش نشان می‌دهند.

– روندهای افقی،‌ که در آن بالا و پایین‌های پشت سر هم موفق نمی‌شوند نسبت به خط سیر مستقیم خود تغییر چندانی نشان بدهند.

– برای وصل کردن بالاهای پشت سر هم به یکدیگر و همین طور پایین‌های متوالی به هم از خطوط ترند (روند) استفاده می‌شود. این کار تشخیص روندها را آسانتر می‌کند. چنین خطوط روندی اغلب خطوط کانال نامیده می‌شوند.

– وقتی روندها بیش از یک سال طول بکشند به عنوان روندهای اصلی دسته‌بندی می‌شوند، مثل روندهای میانه که دست کم یک ماه طول می‌کشند اما کمتر از یک سال ادامه دارند، و مانند روندهای دوره-نزدیک که کمتر از یک ماه طول می‌کشند. روندهای میانه از روندهای دوره-نزدیک تشکیل شده‌اند، و روندهای اصلی (عمده) از روندهای دوره-نزدیک و روندهای میانه تشکیل می‌شوند، که لزوما به همان مسیر روند بزرگتری که از آن منشعب می‌شوند نمی‌روند.

– تحلیلگران فنی (تکنیکال)  از چهار نوع نمودار استفاده می‌کنند. آن‌ها از نمودارهای خطی استفاده می‌کنند تا قیمت‌های سهام پایانی را در طول یک دوره‌ی زمانی مشخص کنند، از نمودار میله‌ای برای نشان دادن قیمت‌های بالا و پایین برای دوره‌ی داد و ستد استفاده می‌کنند، و نمودارهای نقطه‌ای و تصاویر  را برای نشان دادن تحرکات قابل توجه قیمت در طول یک دوره‌ی زمانی به کار می‌بندند.

مطلب مرتبط: ۷ ویژگی یک سرمایه گذاری ناموفق

۴. مفاهیم حمایت و مقاومت را درک کنید

حمایت به پایین‌ترین قیمتی که یک اوراق بهادار قبل از ورود خریداران و بالا بردن قیمت به آن می‌رسد گفته می‌شود. مقاومت به بالاترین قیمتی که یک اوراق بهادار پیش از آنکه مالکان سهامشان را بفروشند و باعث پایین آمدن دوباره‌ی قیمت شوند گفته می‌شود. این سطوح ثابت نیستند بلکه در تغییر و نوسانند. بر روی یک نمودار که خطوط کانال را به تصویر می‌کشد، خط کف خط حمایت است، در حالی که خط سقف خط مقاومت را نشان می‌دهد. سطوح حمایت و مقاومت برای تایید وجود یک روند و شناسایی زمان معکوس شدن آن استفاده می شوند.

– چون آدم‌ها تمایل به گرد کردن اعداد دارند (۱۰، ۲۰، ۲۵، ۵۰، ۱۰۰، ۵۰۰، ۱.۰۰۰ و غیره)، قیمت های حمایت و مقاومت اغلب به صورت گرد و رند شده ارائه می‌شوند.

– این امکان وجود دارد که قیمت سهام به بالای سطوح مقاومت افزایش یا به پایین سطوح حمایت کاهش پیدا کند. در چنین مواردی، سطح مقاومت ممکن است به سطح حمایت برای یک سطح مقاومت بالاتر و جدید تبدیل شود؛ یا سطح حمایت ممکن است به یک سطح مقاومت  برای سطح حمایت پایین‌تر تبدیل شود. برای آنکه این اتفاق بیفتد، قیمت باید تغییر قدرتمند و پایداری نشان بدهد. چنین دگرگونی‌هایی ممکن است در کوتاه مدت رایج باشند.

– عموما، وقتی اوراق بهادار نزدیک یک سطح حمایتی مبادله می‌شوند، تحلیلگران فنی (تکنیکال)  از خرید اجتناب می‌کنند چون نگران نوسان قیمت هستند. اما ممکن است در چند نقطه‌ی مختلف از این سطح دست به خریدهایی بزنند. کسانی که کمتر می‌فروشند از قیمت حمایتی به عنوان نقطه‌ی معاملات‌شان استفاده می‌کنند.

۵. به حجم مبادلات توجه داشته باشید

این که چه مقدار خرید و فروش در جریان است حاکی از اعتبار یک روند یا معکوس شدن آن روند است. اگر حجم داد و ستد فقط به طور اندک افزایش یابد (یا حتی کم شود) وقتی قیمت بالا می‌رود، احتمالا روند در معرض معکوس کردن خود قرار دارد.

مطلب مرتبط: ۳ روش که چگونه سرمایه گذاری کنیم ؟

۶. از متوسط حرکات برای فیلتر کردن نوسانات جزئی قیمت استفاده کنید

متوسط حرکت یک سری متوسط‌های محاسبه شده‌ی اندازه‌گیری شده در طول دوره‌های زمانی متوالی و یک‌اندازه است متوسط حرکات بالا و پایین‌های غیر رسمی را حذف می‌کند، و دیدن کل روند را آسانتر می‌سازد. طرح ریزی قیمت‌ها در مقابل متوسط‌های حرکتی، یا متوسط‌های کوتاه مدت در برابر متوسط‌های بلند مدت، یافتن معکوس‌های روند را آسانتر می‌سازد. چندین روش معکوس‌سازی استفاده شده وجود دارد:

– متوسط حرکت ساده (SMA) با افزودن تمام قیمت‌های پایانی در طول دوره‌ی زمانی و تقسیم آن مقدار بر تعداد قیمت‌های لحاظ شده به دست می‌آید.

– متوسط وزنی خطی هر قیمتی را در موقعیت آن بر روی نمودار قبل از جمع زدن قیمت‌ها با هم و تقسیم‌شان بر تعداد قیمت‌ها، ضرب می‌کند. در نتیجه، در طول یک دوره‌ی پنج روزه، اولین قیمت در ۱، دومی در ۲، سومی در ۳، چهارمی در ۴، و پنجمی در ۵ ضرب می‌شود.

– متوسط حرکتِ نمایی (EMA) شبیه متوسط حرکت خطی است، به استثناء این که فقط جدیدترین قیمت‌های استفاده شده در محاسبه‌ی متوسط را می‌سنجد، که آن را نسبت به جدیدترین اطلاعات پاسخگوتر می‌کند تا یک متوسط حرکت ساده.

مطلب مرتبط: سرمایه گذار فرشته

۷. از نماگرها و نوسانگرها برای حمایت از آنچه حرکات قیمت به شما می‌گویند استفاده کنید

نماگرها محاسباتی هستند که از اطلاعات حاصل از حرکات قیمت حمایت و عامل دیگری را در تصمیم‌تان مبنی بر خرید و فروش اوراق بهادار دخیل می‌کنند. (متوسط‌های حرکت توصیف شده در فوق مثالی از یک نماگر هستند). بعضی از نماگرها می‌توانند هر مقداری داشته باشند، در حالی که بقیه به یک طیف ویژه از مقادیر محدود می‌شوند، مثلا ۰ تا ۱۰۰. دومین نشانگرها، نوسانگر نامیده می‌شوند.

– نماگرها ممکن است یا پیشرو باشند یا تاخیری. نماگرهای پیشرو حرکت‌های قیمت را پیش بینی می‌کنند و در طول روندهای افقی برای نمایاندن روندهای صعودی یا نزولی مفید هستند. نماگرهای تاخیری حکات قیمت را تایید می‌کنند و در طول روندهای صعودی و نزولی بیشترین کاربرد را دارند.

– نماگرهای روند شامل نماگر حرکت جهت‌دار میانگین (ADX) و نماگر آرون (Aroon)  می‌شود. ADX از حرکات جهت‌دار مثبت و منفی برای تعیین شدت و قدرت روند صعودی و روند نزولی در یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ استفاده می‌کند. مقادیر زیر ۲۰ نشان دهنده‌ی روند ضعیف و بالای ۴۰ روند قوی هستند. نماگر آرون طول مدت را از بالاترین و پایین‌ترین قیمتی که معاملات به آن‌ها رسیده‌اند تعیین می‌کند، و از آن داده‌ها برای تعیین ماهیت و قدرت روند یا شروع یک روند جدید استفاده می‌کند.

مطلب مرتبط: ۵ عادت سرمایه گذاران خیلی موفق

– شناخته شده‌ترین نماگر حجم نماگر میانگین متحرک همگرا واگرا (MACD) است. این از شاخص‌های تحلیل فنی (تکنیکال)  مورد استفاده در برآورد قیمت‌های سهام سرمایه است ، که برای پیش‌بینی ادامه یا شکست روند بکار گرفته می‌شود. این شاخص که معمولاً به صورت سری‌های زمانی۱۲ و ۲۶ روزه بررسی می‌شود، با توجه به همگرایی و واگرایی بین نمودار قیمت و نماگر تفسیر می‌شود. زمانی که نماگر میانگین متحرک همگرا واگرا در جهتی مخالف قیمت سهم در حال حرکت است، باید منتظر برگشت روند حرکت قیمت سهم باشیم. برای مثال اگر میانگین متحرک ۱۲ روزه در حال عبور از روی میانگین متحرک ۲۶ روزه از قسمت پایین است، پیغام خرید ضعیفی در روزهای آتی می‌تواند پیغامی از سوی این شرکت باشد. گرچه بر اساس این اطلاعات نمی‌توان برای خرید یا فروش نتیجه‌گیری قطعی کرد، اما می‌توان اطلاعات خود را برای تعیین مسیر آتی سهم و در نتیجه احتمال موفقیت خود را افزایش داد.

– این که اوراق بهادار هر چند وقت یکبار داد و ستد می‌شوند با هر دو شاخص قدرت نسبی (RSI) و نماگر استوکاستیک پیگیری می‌شود.  RSI از ۰ تا ۱۰۰ متغیر است؛ مقدار بالای ۷۰ نشانگر آن است که اوراق بهادار ارزشگذاری شده بیش از حد مورد خرید واقع می‌شود، در حالی که مقدار زیر ۳۰ نشان می‌دهد که بیش از حد فروخته می‌شود. RSI معمولا برای دوره‌های ۱۴ روزه استفاده می‌شود اما ممکن است برای دوره‌های کوتاه‌تر نیز استفاده شود، و آن را پر نوسان‌تر (بی ثبات تر) کند. نماگر استوکاستیک نیز از ۰ تا ۱۰۰ است. این نماگر نشان دهنده‌ی خرید بیش از حد در مقادیر بالای ۸۰ و فروش بیش از حد در مقادیر زیر ۲۰ است.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار


 

نوشته ۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

گزارش بازاریابی: ۱۹ توصیه برای نوشتن یک گزارش بازاریابی

در کسب و کارتان ممکن است زمان و پول زیادی را صرف بازاریابی کنید. مالک باهوش یک کسب و کار باید چگونگی کارکرد طرح‌های بازاریابی‌‌اش را ارزیابی کند. مشخصا، تلاش‌های بازاریابی‌تان باید توجه‌ مشتریان احتمالی آینده را جلب کند. نهایتا، درصدی از آن مشتریان احتمالی و بالقوه باید به مشتریان بالفعل تبدیل شوند. شما می‌توانید برای سوال کردن از مشتریان‌تان درباره‌ی تاثیر پیام بازاریابی‌تان یک تحقیق بازاری به عمل آورید. شرکت‌ها نتایج تحقیق‌شان را در یک گزارش بازاریابی خلاصه می کنند. از نتایج گزارش برای پیشرفت کردن در کسب و کارتان استفاده کنید.

بازاریابی دیجیتال گزارش بازاریابی

بخش ۱ ارزیابی تلاش‌های بازاریابی تان

۱. این که چرا باید تحقیق بازاریابی انجام دهید را در نظر بگیرید و یک گزارش بنویسید

چه اطلاعاتی برای شما مهم هستند؟ بعد از درست کردن گزارش بازاریابی با آن چه کار خواهید کرد؟ این فرایند نیازمند سرمایه‌گذاری وقت و هزینه است. حتما مطمئن شوید که برای استفاده از اطلاعاتی که جمع‌آوری کرده‌اید یک طرح روشن وجود دارد.

– تحقیقات بازار فرایند ارزشیابی نحوه‌ی کارکرد تلاش‌های بازاریابی‌تان هستند. به ویژه، اینکه آیا بازاریابی‌تان توجه و علاقه‌ی مشتریان بالقوه‌ را جلب می‌کند؟ آیا به اندازه‌ی کافی این مشتریان بالقوه را به مشتریان بالفعل تبدیل می‌کنید؟

۲. مشتریان‌تان را شناسایی کنید

پیش از آنکه بتوانید نیاز یا مشکل مشتری را شناسایی کنید باید هدف یا مشتریان نوعی‌تان را مشخص کنید. مخاطب هدف‌تان عبارت است از پروفایل مشتری بخصوصی که سعی دارید به آن دست پیدا کنید. این می‌تواند آدم‌هایی از یک جنس، گروه سنی، حرفه، مجموعه علایق خاص یا هر ویژگی دیگری باشد که فکر می‌کنید باعث می‌شود یک مشتری از شما خرید کند. به عبارت دیگر، این‌ها آدم‌هایی هستند که به احتمال فراوان محصولات‌تان را خواهند خرید و کسانی هستند که بازاریابی‌تان را روی آن‌ها انجام می‌دهید.

– هرچه دیدگاه مشخص‌تری نسبت به هویت مشتری تان داشته باشید، بهتر می‌توانید به نیازهای‌شان بپردازید. از خودتان بپرسید‌ «با این محصول چه کسی را هدف قرار می‌دهم؟» و «آن‌ها خواهان چه چیزی هستند؟»

– به مشتریان فعلی تان نگاه کنید. میانگین سن آن‌ها چقدر است؟ جنسیت‌شان چیست؟ سطح تحصیلات؟ شخصیت؟ سبک زندگی؟ سرگرمی؟ حرفه؟ وضعیت تاهل؟ ارزش‌ها؟

مطلب مرتبط: ۱۸ توصیه که چگونه یک صاحب کسب و کار موفق باشیم

۳. مشکل مشتری‌تان را ارزیابی کنید

مشتریان برای حل یک مشکل بخصوص محصولات را خریداری می‌کنند. مشتریان‌تان فقط وقتی خرید می‌کنند که احساس کنند حل مشکل ضروری است.

– به عنوان مثال، بر مبنای نظرسنجی مشتریان و دانش شما از صنعتی که در آن هستید، مشکل مشتری را کشف می‌کنید. مثلا، مشتریان وقتی شارژ تلفن همراه‌شان تمام می‌شود وقت کار کردن یا مطالعه را از دست می‌دهند. اگر شما شارژر آن‌ها را فراموش کنید، آن‌ها ساعت‌ها کارآمدی و نتیجه‌گیری را از دست می‌دهند.

۴. با جزئیات دقیق ارتباط بین راه حل‌تان را با مشکل مشتری نشان بدهید

درباره‌ی اینکه دقیقا چگونه به مشکل مشتری‌تان واکنش نشان دادید فکر کنید. چرا آن را به این روش حل کردید؟ چه چیزی باعث می‌شود درباره‌ی این مشکل اینگونه فکر کنید؟ محصول یا راه‌حل‌تان دقیقا چه کاری انجام می‌دهد یا شامل چه چیزی می‌شود؟

– به عنوان مثال، برای حل مشکل تمام شدن شارژ باتری موبایل، شارژی تولید می‌کنید که داخل کوله پشتی تعبیه می‌شود. مشتریان‌تان از کوله پشتی برای حمل لپ‌تاپ و سایر کارها یا اقلام مربوط به مدرسه استفاده می‌کنند. در نتیجه، کارمند یا دانش آموز می‌تواند همیشه تلفنش را شارژ و از خاموش شدن آن جلوگیری کند.

۵. مشخص کنید که محصول‌ تان در زمینه حل مشکل مشتری چگونه عمل می‌کند

مشخص کنید که آیا محصول‌تان اثر مشکلی را که مشاهده کردید کم کرده‌است یا نه. این همچنین فرصت مناسبی برای تعیین آن است که آیا حل مشکل‌تان در اولویت بوده است یا نه. اگر فروش‌ همواره پایین باشد، این امر ممکن است نشانه‌ای باشد که راه حل‌تان ضروری و مورد نیاز است.

– در طول زمان، مشتریان بیشتری کوله‌ پشتی‌های شما را می‌خرند و استفاده از شارژرهای تعبیه شده درون آن‌ها را دوست خواهند داشت. این مشتریان همچنین باور دارند که محصول شما نسبت به محصول رقبا متفاوت و بهتر است. شما برای مشتریان‌تان ارزش برند می‌سازید.

مطلب مرتبط: ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

۶. نقاط قوت رقبای‌تان را شناسایی کنید

محصولات رقبا را بررسی کنید و تحلیل کنید راه‌حل‌هایی که ارائه می‌کنند با راه حل ‌های شما چه فرقی دارند. به عبارت دیگر، ببینید محصول‌تان چه چیزی را می‌تواند برای مشتریان‌تان فراهم کند که محصولات رقبای‌تان نمی‌توانند. چه چیزی باعث خاص و بهتر بودن محصول‌تان می‌شود؟ هدف ما در اینجا شناسایی نقاط قوت و برتری رقبا و تمرکز بر مزایای تلاش‌های بازاریابی آن‌ها است. اگر این مزایا و نقاط قوت پایدار باشند، به فروش بالاتر و حفظ بیشتر مشتریان منجر خواهد شد.

۷. نحوه‌ی کنونی بازاریابی محصول‌تان را بررسی کنید

ایده‌ی تحقیقات بازاریابی برای آن است که وضعیت کنونی بازاریابی‌تان و چگونگی واکنش مشتریان به آن را درک کنید. مراحلی را که در حال حاضر برای بازاریابی محصول‌تان استفاده می‌کنید تحلیل کنید. به عنوان مثال، اگر به صورت آنلاین بازاریابی می‌کنید، ممکن است بعضی از استراتژی‌های زیر را به کار ببرید:

– به صورت پیوسته پست‌ها، مقالات و محتوای دیگری را در وبسایت‌تان می‌گذارید. افزودن به محتوا می‌تواند ترافیک سایت‌تان را بالا ببرد. محتوای‌تان همچنین درصد رجوع مجدد مشتری برای محتوای جدید را بالا ببرد.

– سایت‌تان یک دکمه‌ی انتخاب برای خوانندگان فراهم می‌آورد تا خودشان را به محتوای بیشتری آبونه کنند که برای‌شان ایمیل می‌شود. این گروه هفته‌ای یک ایمیل از سوی شما و با لینک‌های محتوای جدید دریافت می‌کند.

– یک انتخاب تجارت الکترونیک برای مشتریان فراه می‌کنید. مشتریان می‌توانند محصولات‌تان را آنلاین خریداری و کوله‌ پشتی‌های‌شان را ظرف ۲-۳ روز کاری دریافت کنند.

– این را نیز باید در اطلاعات مربوط به کانال‌های فروش استفاده شده، مثل آنلاین، تجارت خشت و ملات، انواع خرده‌فروشی‌ها و غیره. بررسی کنید محصولتان در هر یک از این کانال‌ها چگونه عمل می‌کند.

۸. اثربخشی بازاریابی‌تان را ارزیابی کنید

آیا بازاریابی در رساندن اطلاعات محصول به مشتریان بالقوه خوب عمل می‌کند؟ اگر از پست‌ّها یا مقالات وبلاگ استفاده می‌کنید، آیا آن‌ها واقعا خوانده می‌شوند؟ مشخص کنید که آیا تلاش‌های بازاریابی‌تان واقعا به ترافیک بیشتر وبسایت‌تان و سپس تبدیل شدن این ترافک به فروش منجر می‌شوند. اگر نه، بهتر است در گزارش بازاریابی‌تان ایده‌هایی برای استراتژی بازاریابی بازنگری شده را لحاظ کنید.

– سهم بازارتان را در مقایسه با رقبا و روندهای سهم بازار ذکر کنید. آیا سهمی از بازار به دست می‌آورید، آن را از دست می‌دهید، یا سهم خودتان را حفظ می‌کنید؟

۹. یافته‌های‌تان را در گزارش بازاریابی خلاصه کنید

نتایج تحقیقات بازاری‌تان باید در گزارش بازاریابی نوشته و شرح داده شود. یک گزارش بازاریابی شامل خلاصه‌ی اجرایی ۱-۲ صفحه‌ای و بخش گزارش مفصل طولانی‌تر می‌شود.

– گزارش‌تان باید شامل آیتم‌هایی مانند تعریف اندازه‌ی بازار، رقبا و اندازه‌ی بازاریابی‌شان و همچنین برآوردهای سهام بازار باشد.

– شما می‌توانید از گزارش بازار برای ایجاد تغییرات در فرایند بازاریابی‌تان استفاده کنید. این تغییرات می‌تواند به شما کمک کند با پول و زمانی که در بازاریابی صرف می‌کنید کسب و کار بیشتری انجام دهید.

مطلب مرتبط: تغییرات بهترین لوگو ها: ۲۵ لوگوی برندهای معروف از گذشته تا کنون

بخش ۲ خلاصه‌ی اجرایی‌تان را بنویسید

۱. درباره‌ی هدف خلاصه‌ی اجرایی‌تان فکر کنید

لازم است که یک خلاصه‌ی یک صفحه‌ای، یا حداکثر ۲ صفحه‌ای، از نتایج تحقیقات بازاریابی‌تان فراهم کنید. مطمئن شوید که تمام نکات مهم و اصلی باقی گزارش‌تان را در این خلاصه آورده باشید. بسیاری از آدم‌ها ابتدا خلاصه‌ی شما را می‌خوانند تا یک مرور سریع و کلی از نتایج‌تان داشته باشند.

– این خلاصه باید شامل جزئیات مشخص، و ارقام و اعداد باقی گزارش‌تان باشد. این جزئیات باید شماره گذاری کنید به شکلی که در گزارش‌تان مورد توجه قرار بگیرند و جلب نظر کنند.

۲. شرکت‌تان را توصیف کنید

خلاصه باید شرحی باشد از آنچه شرکت‌تان انجام می‌دهد، مکانی که در آن واقع شده است، و نوع کارکنانی (در صورت وجود) که دارید، و هر جزئیات سازمانی دیگری. همچنین محصولات و اهداف‌تان را برای تولیدات یا فروش آتی توصیف کنید.

– به عنوان مثال، اگر شرکت کوله‌پشتی‌های شارژری‌تان برای توسعه‌ و تولید کیف‌های زنانه‌ی شارژردار یا خط محصولات مشابه دیگری طرح‌هایی دارد، این طرح‌ها را در خلاصه‌ی خود بگنجانید.

– این خلاصه باید شامل کانال‌ّهای فروش استفاده شده توسط کسب و کارتان و همچنین رقبا و کانال‌های فروش‌شان باشد. آیا شما متفاوت هستید؟ چرا؟ اگر نه، آیا مزیت رقابتی دارید که بتوانید آن را در تلاش‌های بازاریابی و فروش‌تان به کار بگیرید؟

۳. هدف تحقیقات خود را تشریح کنید

گزارش‌تان باید مشخص کند سعی داشته‌اید در تحقیقات بازاریابی‌تان چه چیزی را مشخص کنید. این می‌تواند شامل مواردی باشد که ذکر می‌شود: این که آیا بازاریابی‌تان در محتوا موثر بوده است یا نه، آیا به مخاطب درست دسترسی پیدا کرده‌اید یا نه، آیا درباره‌ی محصول‌تان به درستی به مشتریان اطلاع رسانی کرده است یا نه، یا هر قصد دیگری که به دنبال عملی کردنش بوده‌اید.

۴. توانایی‌تان در دسترسی به مخاطب مورد نظر را بررسی و ارزیابی کنید

عموما، هدف تحقیقات بازار ارزیابی این نکته است که شما چقدر در جلب رضایت افراد مخاطب هدف‌تان جهت خرید محصولات‌تان موفق بوده‌اید. شما باید اطمینان حاصل کنید به مخاطبی که حقیقتا محصول‌تان را خریداری خواهد کرد دسترسی و ارتباط برقرار خواهید کرد. اگر چنین عمل نمی‌کنید، توضیح دهید چرا فکر می‌کنید کارتان درست است و پیشنهاداتی برای دوره‌ّای اقدام متفاوت ارائه دهید.

– مثلا، می‌توانید نحوه‌ی تاثیر تبلیغات کوله‌پشتی های‌تان بر دانشجویان را بررسی کنید، چون احتمالا آن‌ها یکی از مخاطبان اصلی محصول شما هستند. اگر تبلیغات‌تان در درجه‌ی اول بزرگسالان را هدف قرار می‌دهد، که معمولا کوله پشتی با خود حمل نمی‌کنند، این مسئله‌ای است که باید در ارزیابی‌تان آن را مطرح و راه حلی برایش پیدا کنید.

مطلب مرتبط: نمونه کارت ویزیت خلاقانه: ۲۵ طرح کارت ویزیت خاص و جذاب

۵. داده‌های (نرخ) تبدیل بازاریابی را نشان بدهید

این ارقام نشان‌دهنده‌ی آن است که چه تعداد از مشتریان بالقوه یا بازدیدکنندگان وبسایت‌تان عملا محصولی را خریداری کرده‌اند. این را می‌توان با شمارشگر ترافیک سایت ارزیابی کرد. اگر این عدد بسیار پایین است، باید توضیحاتی درباره‌ی مسئله‌ساز بودن آن بدهید و راه‌کاری برای بهبود و رفع آن ارائه کنید.

– مثلا، اگر فقط یکی از ۲۰ بازدید سایت‌تان به خرید واقعی کوله پشتی‌های‌تان منجر می‌شود، شاید بهتر باشد فکری به حال طرح وبسایت‌تان بکنید، همین طور در مورد سهولت خرید، یا قیمت محصول تدابیری بیندیشید.

۶. هر اشکالی در جمع آوری داده‌ها یا بخش‌های ناقص را بپذیرید

خلاصه‌ی اجرایی‌تان باید شامل بخشی نیز باشد که در آن توضیح می‌دهید آیا در جمع‌آوری داده‌ها اشکال یا مشکلاتی داشته‌اید یا نه. این می‌تواند به توضیح بخش‌ها یا موضوعات ناقص یا حذف شده کمک کند. گاهی، هیچ راهی برای کسب یک سری از داده‌ها به صورت موثق وجود ندارد. اگر چنین مسئله‌ای در خلاصه‌ی شما وجود دارد علت آن را توضیح دهید.

بخش ۳ تکمیل گزارش بازاریابی تان

۱. روندهای آتی را پیش‌بینی کنید

به جای صرفا تحلیل کردن کارآمدی تکنیک‌های بازاریابی گذشته، باید نگاهی هم به اثربخشی کمپین‌های آینده بیندازید. هر عاملی را که فکر می‌کنید ممکن است در این عرصه نقش بازی کند توضیح دهید. این می‌تواند شامل آوردن آدم‌های بیشتر روی خط اینترنت، ترافیک بیشتر به لینک‌های مرتبط با وبسایت‌تان، یا هر روند دیگری باشد که فکر می‌کنید به تکنیک‌های بازاریابی‌تان کمک می کنند یا آسیب می‌زنند.

– باید همچنین این حقیقت را در نظر بگیرید که سایر رقبا نیز همگام با موفقیت شما پیشرفت می‌کنند. بازده‌های قابل توجه رقبای بیشتری را جلب می‌کند. بنابراین اگر فعلن رقبای مستقیمی ندارید، خیالتان راحت که در آینده خواهید داشت. برای حفظ مزایای رقابتی‌تان به رغم ورود‌‌ی‌های جدید به بازار، نقشه و طرحی را از قبل آماده داشته باشید.

– مثلا، شاید متوجه شوید دانشجویان کمتر کوله پشتی حمل می‌کنند چون به تحصیلات تمام دیجیتال روی آورده‌اند. می‌توانید درباره‌ی این بررسی کنید که نکته‌ی مذکور چه آسیبی به کسب و کارتان می‌زند و توضیح دهید واکنش و پاسخ‌تان نسبت به آن چه خواهد بود.

۲. بازده بازاریابی سرمایه‌گذاری‌تان را محاسبه کنید

همچنین مهم است بدانید آیا پولی که روی تبلیغات هزینه می‌کنید به اندازه‌ای که ارزشش را داشته باشد عایدی نصیب‌تان می‌کند یا نه. خیلی ساده است، مخارج‌تان را در کمپین‌های بازاریابی بخصوص جمع ببندید و آن را با میزان فروشی که از زمان شروع آن کمپین‌ها افزایش یافته (یا نیافته) است مقایسه کنید. یادتان باشد که ممکن است بین به کار بستن کمپین بازاریابی و نتایج قابل توجه در میزان فروش تاخیر قابل ملاحظه‌ای وجود داشته باشد. ارزشی را که در ازای صرف پول بابت تبلیغات نصیب‌تان می‌شود مد نظر داشته باشید.

مطلب مرتبط: ۳۶ ایده خلاقانه تبلیغات محیطی و برچسب های تبلیغاتی

۳. نظرسنجی‌هایی انجام دهید و نتایج آن‌ها را جمع آوری کنید

می‌توانید در سایت خودتان نظرسنجی‌هایی انجام بدهید یا با استفاده از یک ایمیل کمپین بازاریابی این کار را انجام بدهید. همچنین می‌توانید از گروه‌های تمرکز اطلاعات بگیرید. توجه و تمرکزتان بر گروه باید شامل آدم‌های مخاطب هدف‌تان باشد.

– برای بیشترین استفاده و بهره از گروه تمرکزتان، با دقت سری سوالاتی را که می‌خواهید بپرسید از قبل برنامه ریزی کنید. گزارش بازاریابی‌تان باید شامل سوالاتی باشد که می‌پرسید و علت مهم بودن آن سوالات برای شما.

– در گروه نظرسنجی یا تمرکز‌تان، از آدم‌ها ببپرسید برای بار اول چطور از محصولات شما باخبر شده‌اند. اگر شرکت تولید کوله‌پشتی هستید، ممکن است متوجه شوید اکثر مشتری‌ها وقتی پست یا مقاله‌ی وبلاگ‌تان را می‌خوانده‌اند شما را پیدا کرده‌اند.

– نتایج هر دو گروه نظرسنجی و گروه تمرکزتان را مستند کنید. گزارش‌تان باید هم شامل پرسش‌ها باشد و هم شامل پاسخ‌ها. به خواننده درصد هر نوع از پاسخ‌ها را اطلاع رسانی کنید. مثلا، شاید ۴۰٪ از پاسخ‌دهندگان بار اول از طریق پیدا کردن پست یا مقاله‌ی روی وبسایت‌تان با شرکت کوله پشتی‌تان آشنا شده‌اند.

۴. از گزارش بازاریابی تان برای ایجاد تغییرات در کسب و کارتان استفاده کنید

هدف تحقیقات بازارتان آن است که بفهمید چه چیزهایی کارساز هستند و چه جاهایی نیاز به بهبود و ارتقاء دارید. اگر بتوانید تغییرات درستی اعمال کنید، می‌توانید بدون افزایش بودجه‌ی بازاریابی‌تان بازاریابی موثرتری انجام دهید.

– حدودی که مشتریان‌‌تان محصول شما را متفاوت و بهتر از محصول رقیب‌تان می‌بینند ارزیابی کنید. اگر تفاوتی بین آن‌ها نمی‌بینند، به عمق پاسخ‌های آن‌ها نفوذ و سعی کنید علت را پیدا کنید.

– درباره‌ی بعضی از نتیجه‌گیری‌ّها تصمیم خود را اتخاذ کنید. مثلا، به این نتیجه می‌رسید که وبسایت‌تان باید بر این قضیه تاکید کند که شارژر موبایل شما بسیار با دوام‌تر از محصولات رقبا است.

– تصمیم بگیرید که در وبسایت‌تان و سایر قسمت‌های ارتباطی بازاریابی‌تان تغییراتی بدهید. بعد از یک دوره‌ی زمانی، می‌توانید این تغییرات را ارزیابی کنید تا ببینید چگونه بر سهام بازارتان تاثیر گذاشته‌اند. برای ارزیابی اثر تغییراتی که اعمال کرده‌اید تحقیقات بازاری بیشتری انجام بدهید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

گزارش بازاریابی: ۱۹ توصیه برای نوشتن یک گزارش بازاریابی


 

نوشته گزارش بازاریابی: ۱۹ توصیه برای نوشتن یک گزارش بازاریابی اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۱۸ توصیه که چگونه یک صاحب کسب و کار موفق باشیم

اکثر صاحبان کسب و کارها به شما می‌گویند شروع یک کسب و کار هم به عنوان چالش برانگیزترین و هم پرسودترین راه‌ امرار معاش به حساب می‌آید. برای آنکه یک صاحب کسب و کار موفق باشید لازم است سخت کوشی و ایثار زیادی از خود نشان بدهید، اما به طور کلی بر یک سری از ویژگی‌های شخصیتی و شیوه‌های کسب و کاری که از مشخصه‌های یک کارآفرین موفق هستند تاکید و تکیه داشته باشید. این ویژگی‌ها به همان اندازه که در فعالیت‌های روزانه جریان دارند در اصول پایه‌ای یک کسب و کار نیز جاری هستند و هر تصمیمی که کارآفرین می‌گیرد را به او دیکته می‌کنند. با دنبال کردن رهنمودهای زیر می‌توانید شانس تاسیس یک کسب و کار موفق یا بازگرداندن کسب و کار فعلی‌تان به مسیر موفقیت را افزایش دهید.

انواع کسب و کار, صاحب کسب و کار موفق

بخش ۱ ایجاد ذهنیت درست

۱. هر آنچه را که می‌دانید انجام دهید

یعنی، بهتر است کسب و کاری را شروع کنید که تمرکز آن بر چیزی باشد که در آن تجربه دارید. آن تجربه می‌تواند تجربه‌ی کاری قبلی باشد یا یک سرگرمی شخصی که آمادگی دارید آن را به یک حرفه تبدیل کنید. حتی اگر یک ایده‌ی کسب و کار در تئوری بسیار پرسود به نظر می‌رسید تا زمانی که از جان و دل به آن علاقمند نشده‌اید آن کسب و کار را شروع نکنید. درحالی که سود مهم است، اما احتمالا هر روز شما را در صدر نگه نخواهد داشت و باعث رشدتان نخواهد شد.

– به عنوان مثال، تصور کنید که در قهوه درست کردن به عنوان یک گارسون تجربه دارید و می‌خواهید این اشتیاق‌تان به خوب قهوه درست کردن را به یک کسب و کار کوچک تبدیل کنید. درباره‌ی این صنعت سطح دانش معقولی دارید و قادر هستید نه تنها از دانش خود بلکه از شور و علاقه‌تان نیز در کار استفاده کنید.

۲. با یک هدف خوب تعریف شده آغاز کنید

در حالی که مزایای مالی مالکیت کسب و کار می‌تواند عالی باشد، اکثر افراد صاحب کسب و کار موفق با فکر به پول کارشان را شروع نمی‌کنند. برای آنکه کسب و کارتان را رونق بدهید، به یک هدف روشن و مشخص نیاز خواهید داشت. این هدف باید ملموس‌تر از پول باشد، مثل خدمت به جامعه از طریق اشتغال زایی، حل مشکلی که در زندگی روزمره می‌بینید، یا دنبال کردن یک علاقه. این به معنی آن نیست که نباید برای سوددهی تلاش کنید، فقط اینکه باید هدف اصلی و اولیه‌تان دستیابی به هدف بزرگتری باشد.

– برای مثال کافی‌شاپی که زدیم، هدف‌تان می‌تواند سرو کردن یک فنجان قهوه‌ی بی‌نقص و عالی به هر یک از مشتریان باشد. یا اینکه می‌تواند تشکیل یک انجمن در کافی‌شاپ‌تان باشد جایی که مردم می‌توانند با هم دیدار کنند و وقت‌شان را با دوستان بگذرانند.

مطلب مرتبط: ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

۳. به عنوان یک صاحب کسب و کار موفق مشتری‌تان را بشناسید و خوب درک کنید

پیش از شروع، زمانی را صرف تحقیقات بازاری کنید و با مشتریان و صنعت‌تان آشنا شوید. برخی منابع وجود دارند که اطلاعات کافی و وافی در مورد خدمات و محصولات مورد تقاضا فراهم می‌آورند. همچنین باید درباره‌ی کسانی که محصول‌تان را می‌خرند یا از خدمات‌تان استفاده می‌کنند نیز فکر کنید و بهترین راه را برای خشنود کردن این عده پیدا کنید.

– در مورد مثال کافی شاپ، از خودتان بپرسید: آیا من سعی می‌کنم رضایت آدم‌های «عشقِ قهوه» را جلب کنم که برای‌شان پنج دقیقه منتظر سفارش ماندن زمان زیادی نیست؟ یا تمرکزم روی آدم‌هایی است که سر مسیرشان به سمت محل کار می‌خواهند یک فنجان قهوه بنوشند و سریع راهی شوند؟ یا هر دو؟ درک و شناخت آدم‌هایی که می‌خواهید به آن‌ها خدمت‌رسانی کنید می‌تواند در خدمت‌رسانی بهتر به آن‌ها کمک‌تان کند.

۴. به جای مقصد اولین قدم را مشخص کنید

باید همیشه با مدل کسب و کاری شروع کنید که بتوان به سرعت و با کم‌ترین بودجه‌ای آن را اجرا و اداره کرد. کسب و کارهای کوچک بسیاری هستند که با اهداف پر آب و تاب کارشان را شروع می‌کنند که به میزان سرمایه‌ استارت‌آپ زیاد و سرمایه‌گذاران نیاز دارد. با وجود این کسب و کار‌های موفق مدلی خواهند داشت که می‌توان آن را در مقیاس کوچک‌تر استفاده کرد. این به سرمایه‌گذاران احتمالی اثبات می‌کند که ایده‌ی شما راه معتبر و موثقی برای پول درآوردن است و شانس شما را برای دریافت پول سرمایه‌گذاری حتی بیشتر هم می‌کند (اگر این همان چیزی است که به دنبالش هستید.)

– مثلا، تصور کنید در مورد مثال مذکورمان، شما می‌خواهید فعالیت بزرگی را آغاز کنید که دانه‌ّای قهوه‌ای را که یا همانطور خام فروخته می‌شود یا در کافی‌شاپ به مشتریان سرو می‌شود خودش تامین، وارد، سرخ و بسته بندی می‌کند. به جای آنکه به فکر کمک‌های هنگفت از سوی سرمایه‌گذاران برای خرید تما این تجهیزات باشید باید با ابتدا با یک کافی شاپ کوچک کارتان را آغاز کنید، بعد احتمالا تامین و وارد کردن دانه‌های قهوه را امتحان از آنجا برای برندسازی تلاش‌های‌تان را آغاز کنید.

۵. به عنوان یک صاحب کسب و کار موفق شبکه حمایتی ایجاد کنید

یکی از مهمترین بخش‌های مالکیت موفق کسب و کار غلبه بر غرور و درخواست کمک است. بزرگترین منابع مشاوره‌ای شما می توانند گروه همکاران کسب و کار و سایر حرفه‌هایی باشند که اهداف شما را در سر دارند. دور و بر خودتان را از آدم‌های بادانش و موفق پر کنید و از این طریق همیشه تنور ایده‌ها و اشتیاق‌های‌تان را گرم نگه دارید.

– همچنین توصیه‌های کوچک کلی کسب و کار را به صورت آنلاین جستجو کنید؛ وب معدن اطلاعات است. فقط حتما اطلاعات را از منابع موثق و معتبر بگیرید.

مطلب مرتبط: تغییرات بهترین لوگو ها: ۲۵ لوگوی برندهای معروف از گذشته تا کنون

۶. یک مربی خوب پیدا کنید

یک مربی خوب در این مورد کسی است که خودش یک کسب و کار موفق داشته است یا دارد. مثالی خوب در این زمینه می‌تواند یکی از اعضای خانواده یا دوستان خانوادگی باشد که در کسب و کار موفق بوده است. این مربی می‌تواند به شما کمک کند همه‌چیز را درباره‌ی نحوه‌ی مدیریت کارکنان‌تان برای پر کردن برگه‌های مالیاتی به شما یاد خواهد داد. چون دانش آن‌ها مستقیما از تجربه می‌آید، آن‌ها قاد هستند شخصا بیشتر از هر منبع دیگری به شما کمک کنند.

– با اینکه مربی شما مجبور نیست حتما همان نوع کسب و کاری را که شما شروع کرده‌اید داشته باشد، اما اگر چنین باشد می‌تواند کمک بیشتری بکند. به عنوان مثال یک مالک کافی شاپ دیگر بهترین منبع اطلاعاتی در مثال مربوط به کافی شاپ خواهد بود اما یک رستوران دار هم می تواند کمک شایانی بکند.

بخش ۲ اداره‌ی کارآمد کسب و کارتان

۱. ابتدا فقط بر روی عملیات‌های اولیه‌تان تمرکز کنید

یعنی، از اینکه خودتان را درگیر هر فرصت کسب و کاری که سر راه‌تان قرار می‌گیرد درگیر کنید بپرهیزید. بهتر آن است که در یک چیز عالی باشید تا در ۵ چیز متوسط باشید. این موضوع به همان اندازه در تصمیم‌گیری‌های‌تان برای متمایز ساخت کسب و کارتان صدق می‌کند و همین طور در تصمیم گیری برای تقبل پروژه‌های بیشتر. تمرکز بر یک موضوع به شما اجازه می‌دهد تمام منابع‌تان را در آن زمینه متمرکز و متعهد کنید و در آن حوزه کارآمدتر باشید.

– در ادامه‌ی مثال‌مان تصور کنید می‌بینید کافی شاپ دیگری با فروش کالای شخصی سازی شده‌ی مربوط به قهوه پول در می‌آورد. این ممکن است باعث شود شما هم دلتان بخواهد به این بازار وارد شوید. اما، انجام این کار پیش از تعیین هدف اولیه، که قهوه درست کردن است، ریسک قابل توجهی به همراه خواهد داشت، و ممکن است توانایی تمرکز شما بر کیفیت قهوه را کم کند.

۲. روی جریان نقد تمرکز کنید، نه روی سود

در حالی که قطعا سوددهی باید یکی از اهداف تان باشد، اما وقتی کارتان را شروع می‌کنید نباید هدف اصلی و کانون توجه‌تان باشد. جریان نقد بسیار مهم‌تر است – بسیاری از کسب و کارها پیش از آنکه مدت زیادی برای رسیدن به سود و پولسازی سرپا بوده باشند پول کم می‌آورند و مجبور می‌شوند درهای کسب و کارشنان را ببندند. توجه‌ دقیقی به هزینه‌های سرشکن و فروش در طول سال‌های نخست داشته باشید و سوددهی را در درجه‌های بعدی اولویت قرار دهید.

۳. به عنوان یک صاحب کسب و کار موفق یادداشت‌های مفصلی بردارید

به منظور موفق بودن، مجبور خواهید بود از هر چه مخارج و عایدی که شرکت‌تان دارد و همچنین هر یک ریالی که از طریق آن جریان می‌یابد یادداشت بردارید. با اطلاع دقیق از منبع کسب پول، محلی که در آن خرج یا ذخیره می‌شود، بیشتر قادر خواهید بود مشکلات مالی را پیش از ظهور تشخیص دهید. به علاوه، انجام این کار ایده‌ی بهتری به شما می‌دهد درباره‌ی جاهایی که باید در مخارج صرفه‌جویی کنید یا عایدی‌ها را افزایش دهید.

مثلا در مثالی که ذکر کردیم، از میزان قهوه‌ای که ظرف یک ماه مشخص خریده‌اید و فروخته‌اید و چه چیزی برای آن پرداخته‌اید یادداشت‌های دقیق بر می‌دارید. این می‌تواند به شما کمک کند مشخص کنید که آیا، به عنوان مثال، قیمت دانه‌های قهوه به صورت یکنواخت افزایش پیدا کرده است و به شما کمک می‌کند برنامه ریزی کنید که قیمت‌های‌تان را بر اساس آن افزایش بدهید یا ندهید.

مطلب مرتبط: نمونه کارت ویزیت خلاقانه: ۲۵ طرح کارت ویزیت خاص و جذاب

۴. مخارج‌تان را تا حد ممکن محدود کنید

هرچند ممکن است بدیعی به نظر برسد، اما به حوزه‌هایی فکر کنید که می‌توانید با صرف پول کمتر نتایج مشابهی بگیرید. به استفاده از تجهیزاتی که از قبل داشته‌اید، یافتن اشکال ارزان‌تر تبلیغات، یا مذاکره‌ی بهتر درباره‌ی مفاد پرداختی با تامین کننده یا مشتریان برای پس‌انداز چند تومان در اینجا و آنجا فکر کنید. سعی کنید عادات بسیار کم هزینه‌تان را حفظ کنید و فقط وقتی و جایی که واقعا مجبور بودید پول خرج کنید.

– در مثال ما، این می‌تواند به معنی شروع با قهوه آسیاب‌کن‌های کارکرده (البته مادامی که همچنان خوب کار بکنند) و سعی برای تامین هرچه بیشتر مواد و لوازم مورد نیاز از همان تامین کننده (فنجان‌ها، درپوش‌ها، نی‌ها و …).

۵. به فکر کارآمدی چرخه‌ی تامین باشید

هزینه‌ها، و در نتیجه مزایا، به یک سازمان زنجیره‌ی تامین موفق نیاز دارد. با تقویت روابط خوب با تامین کنندگان، سازماندهی تحویل‌ها، و تامین مداوم مشتریان با خدمات منظم، می‌توانید سوددهی و شهرت خود را افزایش دهید. مدیریت موفق زنجیره‌ی تامین می‌تواند به شما کمک کند بخشی از کسب و کارتان را که هدررفت منابع دارد حذف کنید مثل مواد خام یا نیروی کار.

– در مثال ما، کافی‌ شاپ به یک سری از دلایل می‌خواهد با تامین کننده‌ی قهوه‌اش رابطه‌ی خوبی داشته باشد و ساختار زنجیره‌ی تامین سازماندهی شده‌ای داشته باشد. این موضوع به ویژه برای اطمینان از اینکه هرگز قهوه‌تان تمام نخواهد شد حیاتی است، اما می‌تواند به معنی این نیز باشد که می‌توانید تحویل‌دهی خدمات پیوسته‌ای داشته باشید، انواع جدید قهوه‌ها را به محض آمدن به بازار تهیه و امتحان کنید، یا درباره‌ی قیمت‌های پایین‌تر مذاکره کنید.

۶. به عنوان یک صاحب کسب و کار موفق به فکر یافتن شرکای استراتژیک باشید

بسیار شبیه به یک مربی خوب، شریک استراتژیک هم می‌تواند نیرویی را که برای رشد و پرورش کسب و کارتان نیاز دارید به شما بدهد. از طریق تعامل با کسب و کاری‌هایی که فکر می‌کنید می‌توانند به شما نفع برسانند، چه تامین کننده‌ باشند، فراهم کننده‌ی فناوری، یا کسب و کارهای مکمل، شراکت‌های استراتژیک را پرورش دهید. رابطه‌ی خوب با شرکتی دیگر می‌تواند تبلیغات رایگان، و هزینه‌های کسب و کار پایین‌تر را برای‌تان فراهم آورد یا اجازه‌ی توسعه‌ی بازارهای جدید را – بسته به شرکایی که انتخاب می‌کنید – به شما بدهد.

۷. وقتی پای بدهی‌ها به میان می‌آید مسئولیت‌پذیر باشید

خیلی مهم است که به طور واقع‌بینانه‌ای توانایی بازپرداخت بدهی‌هایی را که تقبل می‌کنید ارزیابی کنید. در حالی که شروع و اداره‌ی یک کسب و کار همیشه ریسک دارد، سعی کنید بدهی‌های‌تان را فقط با قرض گرفتن تا جایی که واقعا نیاز دارید، محدود کنید. و وقتی صحبت از بدهی می‌شود، مطمئن شوید که جریان‌های نقدتان را به نحوی ساختار بندی کرده باشید که در اسرع وقت بازپرداختش برای‌تان میسر باشد. بازپرداخت‌های بدهی‌ها را قبل از هر کار دیگری در اولویت قرار دهید.

– مثلا، اگر برای شروع به کار کافی‌شاپ 240.000.000 تومان وام گرفته‌اید، تا زمانی که آن وام را بازپرداخت نکرده‌اید به هزینه کردن برای بهبود تولیدات‌تان یا ارتقاء قهوه آسیاب کن‌های‌تان فکر نکنید.

مطلب مرتبط: ۳۶ ایده خلاقانه تبلیغات محیطی و برچسب های تبلیغاتی

بخش ۳ رشد و پرورش کسب  و کارتان

۱. معرفی‌نامه‌ی کسب و کارتان را کامل کنید

یک سخنرانی ۳۰ ثانیه‌ای آماده داشته باشید که کسب و کارتان را تا آنجا که ممکن است مفید و مختصر تشریح کند من جمله اطلاعاتی درباره‌ی اهداف، خدمات/محصولات، و مقاصدتان. داشتن یک معرفی‌نامه‌ی تمرین شده که بتواند شما را خیلی خوب به همه معرفی کند می‌تواند در شرایطی که سعی می‌کنید چیزی به مشتری بفروشید کمک‌تان کند و همچنین وقتی سعی می‌کنید سرمایه‌گذاری را جذب کنید نیز مفید خواهد بود. اگر نمی‌توانید کسب و کارتان را به این شیوه‌ی مختصر توصیف کنید، پس طرح کسب و کارتان به تصحیح نیاز دارد.

– برای کافی‌شاپ‌تان، باید کاری که انجام می‌دهید (فروش قهوه)، خدمات‌تان (نوشیدنی که عرضه می‌کنید)، علت خاص بودن‌تان (مثلا شاید قهوه‌ای که سرو می‌کنید کمیاب است یا در همانجا برشته می‌شود)، و این که در آینده چه کاری قصد دارید انجام دهید (توسعه‌ی مکانی جدید، محصولات جدید و غیره) را توضیح دهید.

۲. به عنوان یک صاحب کسب و کار موفق به ارائه‌ی خدمات خوب مشهور شوید

شهرت خوب به دست آوردن مثل یک تبلیغات رایگان است؛ مشتریان حرف کسب و کار شما را با دوستان‌شان در میان خواهند گذاشت و بیشتر به شما رجوع خواهند کرد. بسته به این امر هر فروش را به مانند موفقیت یا شکست کسب و کارتان در نظر بگیرید. این همچنین به معنی آن است که باید با هر عملی که کسب و کارتان انجام می‌دهد و هر تعمالی که با مشتریان انجام می‌دهد همگام شوید.

۳. رقبای‌تان را با دقت زیر نظر بگیرید

باید همیشه برای ایده‌های جدید، به ویژه در شروع کار، به رقبای‌تان نگاه کنید. احتمالا آن‌ّها کاری را درست انجام می‌دهند. اگر بتوانید بفهمید آن کار چیست، می‌توانید آن را در کسب و کارتان به کار ببندید و از آزمون و خطایی که آن‌ها پشت سر گذاشته‌اند تا به اینجا برسند اجتناب کنید.

– یکی از بهترین راه‌های انجام این کار موقع شروع کسب و کار آن است که استراتژی‌های قیمت گذاری رقبا را بررسی کنید. در مثال مربوط به کافی شاپ، ساده‌تر خواهد بود که قهوه‌ را شبیه رقبای‌تان قیمت گذاری کنید تا اینکه بخواهید با قیمت‌های خودتان به آزمون و خطا دست بزنید.

۴. به عنوان یک صاحب کسب و کار موفق همیشه به دنبال فرصت‌های رشد باشید

وقتی کسب و کارتان را به راه انداختید، بهتر است همیشه به دنبال مکان‌هایی باشید که می‌توانید آن‌ها را توسعه بدهید. چه این حرف به معنی آن باشد که به یک مغازه‌ی بزرگتر نقل مکان کنید، فضای تولیدتان را افزایش دهید، یا مکان جدیدی باز کنید به کسب و کار و اهداف‌تان بستگی خواهد داشت. مالکان موفق کسب و کارها درک می‌کنند که یکی از مخالفان اصلی رشد بلند مدت ثابت می‌ماند. این یعنی ریسک کردن در زمینه‌ی توسعه و رشد به جای درجا زدن روی یک موفقیت.

– درمورد مثال کافی شاپ، ممکن است در نزدیکی‌ها ناحیه‌ای وجود داشته باشد که متوجه شوید توسط کافی‌شاپ‌ها به آنجا خوب خدمت‌رسانی نشده است. وقتی محل اصلی‌تان مشخص شد و به راه افتاد، بهتر است به فکر باز کردن مغازه‌ای جدید در آن منطقه باشید. این می‌تواند به معنی آن نیز باشد که از یک دکه‌ی کوچک به یک کافی‌شاپ کامل – بسته به شرایط‌تان – نقل مکان کنید.

۵. جریان‌های درآمدتان را متنوع کنید

راه دیگر برای افزایش ارزش کسب و کارتان آن است که حوزه‌های دیگری که می‌توانید از آن پول در بیاورید را بررسی کنید. فرض کنید اخیرا کسب و کار اصلی تان را راه انداخته‌اید، خوب اطراف‌تان را بگردید و ببینید کجا می‌توانید محصول یا خدمات متفاوتی را ارائه کنید. شاید مشتریان‌تان مرتبا برای یک قلم مرتبا به مغازه شما سر می‌زنند و بعد بلافاصله برای یک قلم دیگر به مغازه‌ای دیگر می‌روند. بررسی کنید آن قلم دیگر چیست و خودتان آن را نیز ارائه کنید.

– بعضی از گزینه‌های متنوع برای کافی شاپ می‌توانند عرضه‌ی شیرینی، ساندویچ یا کتاب به مشتریان باشد.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

۱۸ توصیه که چگونه یک صاحب کسب و کار موفق باشیم


 

نوشته ۱۸ توصیه که چگونه یک صاحب کسب و کار موفق باشیم اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

تکنیک های طوفان فکری: ۲۰ راه تقویت فوران ایده های ذهنی خوب

بالاخره همه در مقطعی نیاز دارند که به ایده‌های جدیدی دست پیدا کنند. چه برای افزایش بودجه‌ی جدید باشد، یا اتخاذ فرایندی بهتر در محل کار، یا برای حل یک مشکل غیر منتظره، طوفان فکری یکی از بهترین راه‌ها برای انجام دادن درست کارها است.

در این نوشتار ما شما را برای کنترل جلسه‌ی طوفان فکری تان آماده و به ۲۰ روش برای باز کردن آسمان فکرتان و بارش ایده‌های ناب مسلح خواهیم کرد.

تکنیک های طوفان فکری

ایده‌هایی درباره‌ی طوفان فکری ایده‌ها

طوفان فکری رویکردی قدیمی است که طی آن به ایده‌هایی برای حل مشکلات دست پیدا می‌کنیم. شما می‌توانید این کار را خودتان به تنهایی انجام دهید، اما وقتی در قالب گروهی کوچک انجام می‌شود بهترین نتیجه را دارد به نحوی که می‌توانید غریزه‌های خلاق سایر آدم‌ها را به کار بیندازید.

برای ایده‌زایی، وقتی بحث از خلاقیت می‌شود یک به علاوه‌ی یک می‌تواند برابر با ۳ یا بیشتر باشد. اما وقتی دو یا چند نفر درگیر باشند، یک جلسه‌ی موثر مستلزم سازماندهی و رهبری است. در اینجا گام‌های لازم برای تبدیل جلسه‌ی طوفان فکری تان به جلسه‌ای پرثمر را با شما در میان می‌گذاریم. با آماده‌سازی خوب، کار خود را شروع کنید.

آماده شدن

برای ساختاربندی جلسه‌ی طوفان فکری جهت ثمربخش شدن، باید آدم‌های درست را در محیط درست با کاری شفاف و روشن برای انجام دادن در اختیار داشته باشید. آنچه نیاز دارید به قرار زیر است.

۱. آدم‌های درست (مناسب)

تنوع کلید ماجرا است. اگر همه مثل شما فکر کنند، به ایده‌ای بکر دست پیدا کردن دشوارتر خواهد شد. از آدم‌هایی با ذهنیت‌ها، تجارب، و نگرش‌های مختلف در گروه دعوت به عمل آورید. اگر چیزی تولید می‌کنید، به کسانی برای مهندسی، فروش، بازاریابی، تولید و مدیریت به خاطر نگرش‌ّهای ارزشمند و متنوع‌شان نیاز خواهید داشت.

مطلب مرتبط: ۲۰ سودآورترین ایده کسب و کارهای مرتبط با تبلیغات و بازاریابی

۲. تعداد درست (متناسب)‌

هشت تا دوازده نفر تعداد خوبی است؛ بیش از این برای شروع غیر قابل کنترل می‌شود؛ کمتر هم ممکن نیست به ایده‌های جدید چندانی دست پیدا کنند.

۳. مکان درست (مناسب)

مکانی را انتخاب کنید که از عوامل حواس پرت کن خالی باشد تا بتوانید بر کار مورد نظر تمرکز کنید. در اتاقی که هستید برای دریافت و نمایش ایده‌های‌تان به همه به یک یا چند راه نیاز دارید: وایت‌بورد، سه پایه، پروژکتور، یا فضایی از دیوار که می‌توانید با کاغذ رنگی بپوشانید.

۴. محیط درست (مناسب)

مکان و زمان باید برای همه راحت باشد، جایی که آدم‌ها بتوانند آزادانه بدون ترس از طرد شدن یا مضحکه یا قضاوت شدن صحبت کنند. آدم‌های مثبت روشن‌فکری را انتخاب کنید که می‌خواهند قضاوت را کنار بگذارند و با دیگران همکاری کنند.

۵. نگرش درست (مناسب)‌

نگرشی شاد و جذاب ایجاد کنید؛ بگذارید جلسه حالت سرگرم کننده پیدا کند. یکی از راه‌ها برای ایجاد چنین فضایی تغییر مبلمان اتاق به روشی غیر قابل انتظار است: میز را یک گوشه بگذارید، یا تمام صندلی‌ها را بردارید، یا همه به شکل دایره‌ای بنشینید. بر هم زدن روش عادی انجام دادن کارها راهی فوق‌العاده برا ایجاد نگرش مثبت و یافتن راه‌های جدید برای فکر کردن است.

مطلب مرتبط: ۲۵ سودآورترین ایده در کسب و کار صنایع غذایی

۶. فرد گره گشای مناسب

شما به کسی نیاز خواهید داشت که این جلسه را هدایت کند. شاید آن فرد خودتان باشید، اما حتما مجبور نیستید خودتان تقبل کنید. به دنبال کسی باشید که بتواند بی‌طرف بماند، و گروه را متمرکز نگه دارد و به جلو هدایت کند.

۷. اعضا را به مشارکت دعوت کنید

وقتی همه چیز آماده شد، یک دعوت‌نامه حاوی اندازه‌ی کافی اطلاعات برای کسانی که می‌توانند به جلسه بیایند بفرستید تا خودشان را برای مشارکت آماده کنند. مراقب باشید در این کار زیاده روی نکنید – اطلاعات بیش از حد می‌تواند فکر آن‌ها را محدود و خلاقیت‌شان را مختل کند.

اداره کردن جلسه

وقتی همه را داخل اتاق جمع کردید، بهتر است برای متمرکز نگه داشتن گروه فقط به اندازه‌ی کافی ساختار پیش روی‌شان بگذارید.

۸. هدف تعیین کنید

یا یک محدودیت زمانی مقرر کنید یا هدفی عددی برای تعداد ایده‌ها. این هدف گذاری می‌تواند یک ساعت زمان یا پنجاه ایده‌ی جدید باشد.

۹. قواعد اصلی را تعیین کنید

چیزهایی از این قبیل:

– سعی کنید جنبه‌ی سرگرمی را حفظ کنید

– وسط حرف همدیگر نپرید

– از ایده‌ّهای غیر معمول هم استقبال کنید

– سعی کنید ایده‌ها را ترکیب کنید و بهبود ببخشید

– انتقاد و قضاوت ممنوع

– ایده‌ی همه ارزشمند است

۱۰. یخ بحث را آب کنید

اگر آدم‌های داخل اتاق همدیگر را نمی‌شناسند، شما باید در اسرع وقت یخ بحث را بشکنید. داشتن یک سر صحبت باز کن خیلی سریع گروه را به حرف خواهد آورد و همچنین باعث به کار افتادن ذهن‌شان می‌شود.

مطلب مرتبط: ۱۰۰ ایده کسب و کار موفق که می توانید همین امروز شروع کنید

۱۱. با شرح مسئله شروع کنید

مهم است که درباره‌ی آنچه دقیقا این ایده‌های جدید قرار است به آن بپردازند شفاف و روشن عمل کنید. مسئله را بخوانید و به صورت مختصر پیش زمینه‌ی لازم را برای همه جهت آغاز به کار با تمرکز یکسان فراهم آورید. شاید لازم باشد صورت مسئله را مدام جایی درون اتاق به عنوان یادآوری به نمایش بگذارید.

۱۲. درونگراها را به حرف بکشید

یکی از مشکلات جلسات گروه آن است که آدم‌های برونگراتر بر جلسه سیطره پیدا می‌کنند؛ ولی ساکت‌ترها ممکن است ایده‌هایی داشته باشند که هرگز کسی نشنیده باشد. دو راه برای حل این مشکل وجود دارد:

۱. بعد از بیان مسئله، از همه بخواهید اولین ۱۰ دقیقه را به تنهایی به پیدا کردن پنج ایده‌ی خوب صرف کنند؛ آن‌ها را روی تکه‌های کاغذ بنویسند. وقتی وقت تمام شد، همه‌ی ایده‌ها را داخل یک جعبه بگذارید و به صورت تصادفی یکی را بیرون بکشید، درباره‌ی آن بحث کنید و بعد ایده‌ی بعد را …

۲. در طول بحث، فرد کارگشا باید تعمدا از اعضای ساکت‌تر گروه حرف بکشد.

۱۳. ایده‌ها را از آن‌ها بگیرید

روی یک صفحه‌ نمایش بزرگ، فرد کارگشا باید ایده‌ها را برای همه بنویسد تا آن‌ها را ببینند. این سرنخ بصری یک ایده ممکن است به دیگران انگیزه و ایده بدهد و یک سابقه‌ی مکتوب برای ایده‌های بعدی فراهم آورد.

مطلب مرتبط: ۱۲ بهترین ایده های کسب و کار کوچک در ایران

۱۴. بیشتر بر کمیت تاکید کنید تا کیفیت

شما می‌خواهید موتور ایده پردازی را گرم نگه دارید، پس روی گرفتن ایده‌ها تا بیشترین تعداد ممکن تمرکز کنید.

۱۵. حمایت کنید، انتقاد نکنید

سعی کنید حال و هوای جمع را مثبت نگه دارید و حامی دیگران باشید؛ نه منتقد آن‌ها. کاری کنید آدم‌ها از ایده‌های هم بهترین استفاده را برای ایده پردازی بکنند. به یکدیگر کمک کنید ایده‌ها را بازنگری کنید و بهبود ببخشید.

فلک را سقف بشکافیم

گاهی بحث محدود می‌شود یا بیش از حد بر یک ایده متمرکز می‌گردد. فرد کارگشا باید با تغییر موضوع اوضاع را کنترل کند، دیگران را به صحبت تشویق و از یکی از ایده‌های زیر استفاده کند.

۱۶. به نقطه‌ی متضاد فکر کنید

مسئله را وارونه بیان کنید. مثلا: یونانی‌ها نهایتا تروی را با حمله نکردن به شهر (بدون حمله به شهر) تصرف کردند.

۱۷. یک مانع را از سر راه بردارید

اگر پول، زمان، یا کمک نامحدود داشتید چه اتفاقی می‌افتاد، یا می‌توانستید جاذبه را از کار بیندازید؟ توجه داشته باشید که چطور از میان برداشتن یک مانع اصلی روشی که می‌توانید مسئله را حل کنید تغییر می‌دهد.

۱۸. یک مانع اضافه کنید

اگر فقط ۵۰۰ هزار تومان در اختیار داشتید چطور؟ یا یک ساعت زمان؟ یا مجبور بودید به زبانی متفاوت ارتباط برقرار کنید؟ تغییر مفروضات به تغییر چشم‌انداز و نگرش و تولید ایده‌های جدید کمک خواهد کرد.

مطلب مرتبط: ۱۶ عجیب ترین و خلاقانه ترین تبلیغات دنیا

۱۹. به آدم‌ها نقش‌هایی بدهید تا بازی کنند

از نقطه نظر مشتری مشکل چگونه به نظر می رسد؟ از نظر یک فرد خارجی؟ از نظر رییس؟ یکی از والدین؟ کسی در خط مونتاژ؟ به آدم‌ها نقش‌هایی بسپارید و از آن‌ها بخواهید تجارب‌شان را تصویرسازی کنند – این کار دیدگاه‌شان را تغییر خواهد داد و روح و انگیزش تازه‌ای به بحث خواهد دمید.

۲۰. تصادفی بودن (غیرمترقبه بودن) را معرفی کنید

شما می‌توانید با اضافه کردن ایده‌ها یا چیزهای رندوم غیرمنتظره به معادله، باعث خلاقیت و ابتکار بشوید.

قدم بعدی چیست؟

وقتی به هدف‌تان رسیدید، جلسه را خاتمه دهید. از همه تشکر کنید، و به آن‌ها قدم بعدی را اطلاع دهید. آیا جلسه‌ی دیگری برای فیلتر کردن ایده‌های برتر خواهید داشت؟ شاید این ایده‌ی خوبی باشد که معیارهایی برای به تصویر کشیدن و ارزیابی تمام آن ایده‌های خوب ایجاد کنید تا بتوانید بهترین گزینه‌ را انتخاب کنید.

طوفان فکری – نتیجه گیری

با آماده سازی خوب و محیط درست و مناسب، جلسه‌ی طوفان فکری می‌تواند راه عالی برای خلق ایده‌های جدید جهت حل مسئله باشد. کلید ماجرا آن است که در آغاز بیان مسئله‌ی شفاف و روشنی داشته باشید، تا آنجا که می‌توانید ایده تولید کنید حتی اگر احمقانه به نظر برسند، و راهی برای ثبت آن ایده‌ها به محض تراوش کردن ذهن داشته باشید تا سایرین بتوانند آن‌ها را ببینند و چیزی به آن‌ها بیفزایند. با داشتن رویکرد درست، به عنوان یک رهبر، شما یک قدم به حل مسئله‌تان نزدیک‌تر می‌شوید، یا دست کم به یک ایده‌ی عالی دیگر دست پیدا می‌‌کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: rapidstartleadership

تکنیک های طوفان فکری: ۲۰ راه تقویت فوران ایده های ذهنی خوب


نوشته تکنیک های طوفان فکری: ۲۰ راه تقویت فوران ایده های ذهنی خوب اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

ایجاد یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده، کمی پیچیده‌تر از صرفا ایجاد حساب پس انداز و خرید یک سری سهام به صورت تصادفی است. به منظور درست کردن یک طرح مناسب، مهم است که بفهمید کجا قرار دارید و می‌خواهید با سرمایه‌ گذاری‌ها به چه دستاوردی برسید. پس، برای دستیابی به آن اهداف چگونگی روند را تعریف و بهترین گزینه‌های سرمایه‌گذاری را جهت نیل به آن‌ها انتخاب می‌کنید. خبر خوش آنکه جهت ایجاد و به کارگیری یک طرح سرمایه گذاری شخصی و توشه‌ اندوزی برای آینده هیچ وقت دیر نیست.

خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

بخش ۱: ارزیابی جایی که هستید

۱. گزینه‌ی سرمایه گذاری متناسب با سن‌تان انتخاب کنید

سن و سال‌تان بر استراتژی سرمایه‌ گذاری‌تان تاثیر مهمی دارد.

– عموما، هرچه جوانتر باشید، ریسک‌های بیشتری می‌توانید بپذیرید. چون زمان بیشتری برای احیاء و بازسازی خود – بخصوص در بازار – بعد از زیان‌دهی احتمالی ارزش سرمایه‌گذاری‌ها خواهید داشت. بنابراین، اگر در دهه‌ی دوم (۲۰-۳۰) زندگی‌تان هستید، می‌توانید بخش بیشتری از پرتفوی‌تان را به سرمایه‌گذاری‌ها پر مخاطره‌تر اختصاص دهید.

– اگر نزدیک به بازنشستگی هستید، بخش بیشتری از پرتفوی‌تان را به سرمایه‌گذاری‌های کم مخاطره‌تر، مثل درآمد-ثابت و شرکت‌های دارای ارزش سرمایه‌ای زیاد، اختصاص دهید.

۲. وضعیت مالی فعلی‌تان را خوب درک کنید

مراقب باشید که چه مقدار درآمد قابل عرضه برای سرمایه‌گذاری در اختیار دارید. نگاهی به بودجه‌تان بیندازید و مشخص کنید برای سرمایه‌گذاری‌ها بعد از کسر مخارج ماهانه و بعد از کنار گذاشتن وجه مالی اضطراری – معادل ارزش مخارج سه تا ۶ ماه- چه مقدار پول باقی می‌ماند.

۳. پروفایل ریسک‌ درست کنید

پروفایل ریسک تعیین می‌کند چه میزان ریسک قرار است تقبل کنید. حتی اگر جوان باشید، ممکن است دلتان نخواهد خیلی ریسک بکنید. شما سرمایه‌گذاری‌های‌تان را بر مبنای پروفایل ریسک‌تان انتخاب خواهید کرد.

– در کل، سهام نسبت به قرضه بی‌ثبات‌تر است، و حساب‌های بانکی (حساب‌های پس‌انداز و جاری) دارای ثبات لازم هستند.

– یادتان باشد، همیشه ریسک انجام تهاترها وجود دارد. اغلب وقتی ریسک کمتری می‌پذیرید، دستاورد کمتری هم خواهید داشت. سرمایه‌گذاران در ازای پذیرش ریسک‌های قابل توجه پاداش‌های هنگفتی می‌گیرند اما می‌توانند با زیان‌های سنگینی نیز مواجه بشوند.

بخش ۲: تعیین کردن اهداف‌تان

۱. برای سرمایه‌گذاری‌های‌تان هدف تعیین کنید

با پولی که از سرمایه‌گذاری‌های‌تان به دست می‌آورید می‌خواهید چه کنید؟ می‌خواهید پیش از موعد بازنشسته شوید؟ آیا می‌خواهید خانه‌ای زیبا بخرید؟ آیا به یک قایق جدید احتیاج دارید؟

– به عنوان یک قاعده‌ی کلی، فارغ از اینکه اهداف‌تان چه هستند، یک پرتفوی متنوع لازم دارید. این ایده به رشد سرمایه‌گذاری در طول یک دوره‌ی طولانی مدت کمک خواهد کرد تا اینکه برای پرداختن بهای اهداف‌تان پول کافی را در اختیار داشته باشید.

– اگر هدف تان کاملا جسورانه باشد، به صورت ادواری پول بیشتری در سرمایه‌گذاری صرف خواهید کرد تا اینکه بخواهید یک سرمایه‌گذاری پر ریسک‌تر را انتخاب کنید. از این رو، احتمال آنکه به هدف‌تان برسید از اینکه پول سرمایه گذاری شده را از دست بدهید بیشتر است.

۲. تعیین جدول زمانی برای اهداف‌تان

دلتان می‌خواهد چقدر زود به اهداف مالی‌تان برسید؟ پاسخ این سوال نوع سرمایه‌گذاری که انجام می‌دهید را تعیین می‌کند.

– اگر به بازده عالی و سریع سرمایه گذاری علاقمند باشید، و آمادگی پذیرش ریسکی را داشته باشید که ممکن است به همان سرعت زیانی را نیز متوجه شما بکند، در آن صورت سرمایه‌گذاری پر مخاطره‌تر را انتخاب خواهید کرد که ظرفیت بازده قابل توجه را دارد. این‌ها شامل سهام کم‌ارزش‌گذاری‌شده، سهام ارزان، و زمین می‌شود که ممکن است خیلی سریع ارزش پیدا کنند.

– اگر به ثروت سازی آرام علاقمند هستید، سرمایه‌ ‌گذاری‌هایی را انتخاب خواهید کرد که بازده کندتری را در گذر زمان در سرمایه‌گذاری‌تان تولید خواهند کرد.

۳. سطح نقدینگی که می‌خواهید را معین کنید

یک دارایی «نقدی» تحت عنوان دارایی تعریف می‌شود که می‌توان به راحتی آن را نقد کرد. از این رو، در وقت نیاز و اضطرار دسترسی سریعی به پول خواهید داشت.

– سرمایه‌ها و صندق‌های سرمایه‌گذاری مشترک بسیار نقد هستند و می‌توانند – معمولا ظرف چند روز – به نقد تبدیل شوند.

– مستغلات خیلی نقدی نیستند. معمولا هفته‌ها یا ماه‌ها طول می‌کشد تا یک دارایی نقد شود.

بخش ۳: ایجاد طرح سرمایه گذاری

۱. تصمیم بگیرید چگونه می‌خواهید متمایز شوید

حتما نمی‌خواهید که همه‌ی تخم مرغ‌های‌تان را درون یک سبد بگذارید. به عنوان مثال، ممکن است بخواهید ۳۰٪ از پول سرمایه‌گذاری‌تان را در بخش سهام بگذارید، ۳۰٪ دیگر را در اوراق قرضه، و ۴۰٪ باقیمانده را در یک حساب پس انداز. این درصدها و گزینه‌های سرمایه گذاری را به نحوی تنظیم کنید که با اهداف مالی تان همسو و هماهنگ باشند.

۲. مطمئن شوید که طرح سرمایه گذاری تان با پروفایل ریسک‌تان هماهنگ است

اگر ۹۰٪ از درآمدتان را هر ماه در سهام سرمایه گذاری کنید، در آن صورت اگر بازار سهام دچار بحران شود پول بسیار زیادی را از دست خواهید داد. این ممکن است ریسکی باشد که دوست داشته باشید تقبل کنید اما پیش از انجام این ریسک همه‌ی جوانب را بسنجید.

۳. با یک مشاور مالی مشورت کنید

اگر درباره‌ی نحوه‌ی تنظیم یک طرح سرمایه گذاری که همراستا و هماهنگ با اهداف و پروفایل ریسک‌تان باشد اطمینان ندارید، با یک مشاور مالی کارکشته صحبت کنید و از او بازخورد لازم را بگیرید.

۴. درباره‌ی گزینه‌های پیش روی‌تان تحقیق و بررسی کنید

حساب‌های مختلف بسیاری وجود دارند که ممکن است برای یک طرح سرمایه گذاری استفاده کنید. خودتان را با بعضی از اصول آشنا سازید و سعی کنید بفهمید کدامیک برای شما جواب می دهد.

– یک حساب پس انداز اضطراری کوتاه مدت با احتساب ارزش سه تا شش ماه هزینه‌ی زندگی ایجاد کنید. مهم است که برای محافظت از خودتان در صورتی که اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ بدهد (از دست دادن شغل، آسیب دیدگی یا بیماری و …) چنین حسابی را ایجاد کنید. این پول باید به وقت ضرورت راحت الوصول باشد.

– انتخاب‌های‌تان برای پس اندازهای بلند مدت را در نظر بگیرید. اگر به پس انداز برای بازنشستگی فکر می‌کنید، بهتر است یک IRA (طرح حساب بازنشستگی فردی) یا 401(k) (مزایای بازنشستگی)‌ ایجاد کنید. کارفرمای‌تان ممکن است طرح 401(k) را پیشنهاد بدهد که در آن با بتوانند با مشارکت‌های شما هماهنگ بشوند.

– اگر می‌خواهید بودجه‌ی (فاند) تحصیلی را آغاز کنید به طرح ۵۲۹ و حساب پس انداز تحصیلی (ESAs) فکر کنید. عایدات حاصل از این حساب‌ها مادامی که آن‌ها طبق معمول مخارج تحصیلات عالیه را پرداخت کنند از مالیات بر درآمد فدرال معاف خواهند بود.

بخش ۴: ارزیابی پیشرفت

۱. سرمایه‌گذاری‌های‌تان را هر از گاهی تحت نظارت داشته باشید

بررسی کنید و ببینید آیا سرمایه‌گذاری‌های‌تان مطابق اهداف‌تان عمل می‌کنند. اگر چنین نیستند، سرمایه‌گذاری‌های‌تان را دوباره ارزیابی کنید و مشخص کنید کجاها لازم است تغییراتی ایجاد شود.

۲. مشخص کنید آیا لازم است پروفایل ریسک‌تان را تغییر دهید

عموما، هرچه سن‌تان بالاتر می‌رود، ریسک پذیری‌تان کمتر می‌شود. حتما سرمایه‌گذاری‌های‌تان را مطابق با این نکته تنظیم کنید.

– اگر پول‌تان را در سرمایه‌گذاری‌های ریسکی هزینه کرده‌اید، فروش آن‌ها و انتقال پول به سرمایه‌گذاری‌های با ثبات‌تر هنگامی که پیرتر می‌شوید ایده‌ی خوبی به نظر می‌رسد.

– اگر امور مالی‌تان تغییر و نوسان پرتفوی‌تان را به خوبی تاب بیاورد، احتمالا دوست داشته باشید حتی ریسک‌های بیشتری بکنید تا زودتر به اهداف‌تان دست پیدا کنید.

۳. ارزیابی کنید که آیا به اندازه‌ی کافی برای رسیدن به اهداف مالی‌تان مشارکت (فعالیت) می‌کنید یا نه

ممکن است موضوع از این قرار باشد که از هر چک حقوق ماهیانه به قدر کافی برای رسیدن به اهداف‌تان در سرمایه‌گذاری‌های که کرده‌اید خرج نکنید. و از جنبه‌ی مثبت اگر نگاه کنیم ممکن است متوجه شوید که خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کردید به اهداف‌تان رسیده‌اید و مرتبا دارید بیش از حد پول در سرمایه‌گذاری‌های‌تان هزینه می‌کنید. در این صورت، بهتر است مشارکت‌ّهای‌تان را مطابق با سرمایه‌گذاری‌ها هماهنگ و تنظیم کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده


نوشته ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

مارتین لیندستروم در کتاب «بازاریابی حسی» توضیح می‌دهد که چگونه در عملیات بازاریابی حواس پنج‌گانه را درگیر کنیم.

با اینکه در اغلب تبلیغات از صدا و تصویر استفاده می‌شود، مردم علاوه بر آن می‌توانند به بوها، چیزهایی که لمس می‌کنند مانند جعبه محصول و مزه‌ها نیز واکنش نشان دهند. همچنین می‌توانند هر محرک را با احساسات یا تجارب مختلف مرتبط کنند. اغلب عملیات بازاریابی دو بعدی است یعنی فقط از بینایی و شنوایی استفاده می‌شود. شاید بتوان عملیات بازاریابی طراحی کرد که بر ۵ حس مخاطب تاثیر بگذارد. حال تاثیر هرکدام از این موارد را بررسی می‌کنیم.

برندسازی حسی ایده‌ای است که برای بشر بیشترین پذیرش را دارد، وقتی که همهٔ پنج حس را درگیر می‌کند. شرکت دادن سه حس لامسه، بویایی و چشایی در برندسازی، راهی اثبات شده برای متمایز کردن و به‌یادماندنی کردن برند و نیز برقراری ارتباط عاطفی مؤثر و قوی با مشتریان است؛ بنابراین برندسازی حسی چیزی بیش از کاربرد سنتی آن است که تنها دو حس شنوایی و بینایی را درگیر می‌کند و تأثیر بسیار مطلوب در ارتباطات مؤثر بازاریابی برای آینده خواهد داشت.

برندسازی حسی و دنیای جدید پیش روی برندها

برندسازی حسی یعنی ایجاد حس های نوستالژیک در مشتریان و ترغیب آنان به خرید. بسیاری از بو ها، رنگ ها و صداها تداعی کننده خاطرات دلنشین مردم یک فرهنگ و یا سرزمین هستند. شما می توانید برند حسی خود را داشته باشید و بیانگر یک حس و حال خاص باشید. طبق تحقیقات ۹۳ درصد افرادی که خرید می کنند به خاطر رنگ محصولات جذب شده اند و ۶ درصد به خاطر جنس محصولات و آن یک درصد درگیر بو و فضا و سایر عوامل حسی دست به خرید زده اند.
پیچیده‌ترین قسمت در مدیریت یک پروژه برندسازی حسی، همسو سازی و ایجاد تعامل درست میان فرایندهای مدیریت طراحی با فرایندهای مدیریت کسب و کار و بازاریابی کلاسیک است. به این دلیل که در چنین پروژه‌هایی دو طرز فکر کاملاً متفاوت مشارکت می‌کنند که یکی خلاقانه و هنری و مبتنی بر درک شهودی و استنباط ابداکتیو است و دیگری مهندسی و ریاضی و مبتنی بر روش‌های عقلانی است. عدم همراهی و عملکرد ناهماهنگ این نقش‌ها عمدتاً پروژه‌های برندسازی حسی را به شکست می‌کشاند. برای حل این مسئله مدیریت طراحی نقش پر رنگی ایفا می‌کند و تدوین تفهیم‌نامه برند به عنوان یکی از انواع تفهیم‌نامه طراحی با مشارکت مستقیم متولیان طراحی و متولیان کسب و کار در سازمان، تا حد زیادی در سرنوشت و موفقیت یک پروژه برندسازی حسی مؤثر خواهد بود. تعریف پیش زمینه و کلیات پروژ، بررسی حیطه و طبقه کسب و کار ، بررسی مخاطب هدف، معرفی شرکت، محصولات و خدمات آن، اهداف کسب وکار (business objectives) و راهبرد طراحی (design strategy)، چشم‌انداز پروژه، زمانبندی و بودجه و … ممکن است از جمله مطالب یک تفهیم‌نامه برند باشد. وجود یک تفهیم نامه برند سبب می‌شود تا قضاوت نهایی دربارهٔ خروجی‌های حسی برند، نه به صورت ذهنیت‌گرایی و سلیقه‌ای، بلکه مبتنی بر عینی‌گرایی و اهداف مشخص پروژه به پیش برود و از اختلافات سلیقه‌ای در میان متولیان برند جلوگیری شود.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

انواع برندینگ حسی

برندسازی و تاثیر حس بویایی در یک برند

تا به حال توجه کرده اید با دیدن صحنه ای از یک فیلم که بازیگران در یک باغ گل رز در حال پیاده روی هستند و یک گل زیبا را استشمام می کنند، به این فکر می افتید که ای کاش من هم می توانستم بوی آن را استشمام کنم، با این نگرش می بینیم که دیگر تبلیغات بیلبوردی یا تصاویر اینترنتی نمی تواند حس بویایی را برای شما فراهم آورد. اگر کمی به گذشته برگردیم، می بینیم که استفاد از بو در جلب مشتری از قدیم به گونه ای دیگر رواج داشته است مثل انداختن دنبه در آتش توسط کباب فروش ها یا استفاده از هواکش قوی در قهوه فروشی ها و نانوایی ها برای دمیدن بو به سمت خیابان.بوها با خاطرات ما گره خورده اند و زمانی که بویی جدید به مشام ما برسد در جا با موقعیتی که در آن هستیم پیوند خورده و یک خانه از حافظه ما را پر می کند. تجربه نشان داده است که بوهای آشنا به خصوص بوهایی که تداعی گر محیط های امن و دوستانه هستند ضریب فروش را بالا برده و بسیاری از شرکت های بزرگ از این راز آگاه هستند و از آن استفاده می کنند .

شاید تا به حال فکر نکرده باشیم که حس بویایی در رفتار خرید مشتری چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. ۷۵ درصد احساسات ما به بویی که حس می‌کنیم بستگی دارد. اگر صاحب فروشگاه هستید شاید بویی که از فروشگاه شما به مشام می‌رسد به اندازه دکوراسیون فروشگاه در خریدها تاثیرگذار باشد.

قدرت بویایی ده هزار بار موثر‌تر از چشایی است، با این حال کمتر از ۳ درصد شرکت‌های موفق دنیا از این حس در تبلیغات و برندسازی خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از مردم به طور شفاف بوی ماشین نو را به خاطر دارند. آیا فکر می‌کنید این موضوع اتفاقی است؟ خودروسازان باهوش در آخرین مرحله تولید اسانس خاصی را در داخل خودرو پخش می‌کنند تا خریدار در اولین هفته‌های استفاده از آن خودرو حس خوبی داشته باشد.

حتی برخی از شرکت‌ها بوی خاصی را به عنوان بخشی از برند خود ثبت می‌کنند! فرودگاه سنگاپور از یک بوی ثبت‌شده برای معرفی برند خود استفاده می‌کند.بو یکی از مهم‌ترین مواردی است که می‌تواند بخشی از حافظه را فعال کند. گاهی به یک میهمانی می‌رویم و احساس می‌کنیم بوی آن خانه بسیار آشنا است. مثلا دقیقا بوی خانه مادربزرگمان است که سال‌ها قبل به آنجا می‌رفتیم. شاید عطر چای، بوی قالی و یا هر چیز دیگری مشابه با بویی است که قبلا در خانه مادربزرگ استشمام کرده‌ایم. این بو به سرعت خاطرات مربوط به زمان‌های گذشته را برای ما زنده می‌کند و شاید به یاد اتفاقاتی بیفتیم که به فراموشی سپرده شده بود.در یک نظرسنجی که در سال ۱۹۳۵ انجام شد ۸۰ درصد آقایان و ۹۰ درصد خانم‌ها با استشمام بوی یک عطر خاص به یاد خاطره‌ای شفاف و واضح از سال‌های دور می‌افتند.تحقیق مجله Business Research نشان داده است که بوها و رایحه‌های مختلف پیوند عمیقی با خاطرات ما دارند. اگر فروشگاه‌ها بتوانند روی خاطره درستی دست بگذارند، احتمالا تمایل بیشتری برای خرج کردن پول نشان خواهیم داد. بوهایی که در یک فروشگاه استشمام می‌شوند می‌تواند به صورت ناخودآگاه احساس ما را نسبت به یک محصول عوض کند و اگر به درستی استفاده شوند، در کل تجربه خرید بهتری را فراهم می‌کند.

یک فروشگاه لباس تصمیم گرفت از بوی وانیل استفاده کند و فروشش در چند ماه دو برابر شد! آیا دلیلش را می‌دانید؟ روش خرید ما طوری است که بارها تا آستانه خرید پیش می‌رویم و منصرف می‌شویم. وقتی در فروشگاه در حال مشاهده لباس هستیم، زمان حضور بیشتر در آنجا احتمال خرید ما را بیشتر می‌کند، چون در یک لحظه خاص شاید از نظر احساسی در شرایطی قرار بگیریم که تصمیم نهایی را بگیریم.یک رایحه خوب می‌تواند جزوی از هویت کارمان باشد. اگر همیشه از یک اسانس خاص استفاده کنیم، پس از مدتی مشتریان با استشمام آن بوی خاص به یاد کار ما می‌افتند.

برای بوییدن از طریق کامپیوتر، پژوهشگران دستگاه کوچکی ساخته اند به نام «سن تی» (Scentee) که به برنامه ویژه ای که روی گوشی های هوشمند نصب شده، متصل می شود.«سن تی یک دستگاه کوچک است که می توانید آن را با یک رابط صوتی به تلفن همراهتان وصل کنید. این وسیله به شما اجازه می دهد که یک پیام بویایی را از طریق تلفنتان بفرستید. مثلا اگر تولد کسی باشد، می توانید برایش پیامی با بوی توت فرنگی بفرستید.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 

این دستگاه کوچک به شما اجازه می دهد تا عطر گلهایی مانند اسطوخودوس و گل یاس، میوه هایی مانند توت فرنگی و یا رایحه های محرکی مانند قهوه را برای دیگران بفرستید. «سن تی» مجهز به یک کارتریج قابل تعویض با بوهای مختلف است و در هر کارتریج حدود ۱۰۰ اسپری مختلف وجود دارد. به این ترتیب و به کمک این فناوری و با استفاده از گوشی های هوشمند می توانید اتاق اطرافیان را به آرامی و متناسب با روحیات و سلیقه آنها با بوهای مختلف معطر کنید.

تحقیقات زیادی در مورد بوی قهوه انجام شده که نشان می‌دهد باعث فعال‌تر شدن حافظه کوتاه مدت می‌شود و همچنین احساس خوب و لذت‌بخشی در شخص ایجاد می‌کند. اگر قرار است مذاکره مهمی انجام دهید سرو قهوه باعث می‌شود مطالب گفته شده در ذهن طرف مقابل بهتر ثبت شود , و یا برند کرایولا شروع به جستجوی بوی خاص تجاری خود کرد و از مداد رنگی که محصول اصلی اش است این کار را شروع کرد و شکی نیست که بوی خود را در حافظه میلیونها کودک که با آن نقاشی می کنند حک می کند.برای ما ایرانیان بوی هل، گلاب، برنج دم کشیده، چای نبات و بوی برگه های کتاب تازه و یا بوی بهار نارنج و … نوستالژیک هستند. هر چند شاید امکان پذیر نباشد که این بو ها را به عنوان عطر به تولید رساند اما می توان از این بو ها در فروشگاه ها برای جلب مشتری استفاده کرد. آرام کردن و دلنشین کردن فضای خرید می تواند راه خوبی برای پر فروش تر کردن محصولات و برند شدن باشد. سعی کنید با برانگیختن احساسات نوستالژیک و خاطرات دلنشین وطنی، برند سازی حسی و یا تجربه محوری ایجاد کنید. با این کار در ذهن مشتریان ماندگار می شوید .
بوی نان تداعی کننده احساس گرمی و خانگی است، بوی سیب و خیار فضای فروشگاه را بزرگتر می کند و بوی هل آرامش بخش است. بوی دود باعث می شود فضا کوچکتر به نظر بیاید. بوی چرم تداعی کننده شیک بودن است.

حس لامسه و تاثیر آن در برندسازی 

چگونگی احساس یک برند، ارتباط زیادی با آن دسته از کیفیتهای دارد که به محصول نسبت می دهیم .مردم هنوز هم دور یک اتوموبیل که قصد خریدش را دارند چرخ می زنند و به تایرهای آن لگد می زنند. این می تواند یک آزمون معقول از کیفیت باشد. روش حس کردن یک اتومبیل زمانی که داخل آن می نشینیم و دستهایمان را بر روی فرمان و کنترلها می کشیم برای ۴۹ درصد از مشتریان در تصمیم گیری برای انتخاب مهم است.استفاده از حس لامسه در طراحی بطری های برند کوکا کولا هم به صورت واضحی قابل لمس می باشد . همینطور شرکت ساپورو در طراحی قوطی های نوشیدنی یک قدم فراتر از کوکا کولا بوده و یک طراحی متمایز را در بین سایر نوشیدنی هایی که در قوطی ارزه می شوند را دارا می باشد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 گروهی از پژوهشگران ژاپنی، دستگاه کوچک حلقه ای شکلی ساخته اند که بوسیله آن می توان از طریق اینترنت حس لامسه را نیز منتقل کرد.این دستگاه «رینگ یو» (RingU) نامیده می شود و شما می توانید مثل انگشتر آن را به انگشت کنید. رینگ یو به گوشی هوشمند وصل می شود و به این ترتیب می توانید به هر کسی در دنیا از طریق اینترنت متصل شوید. مثلا من در لندن و دوستم در توکیوست. من می توانم انگشتانم را بفشارم و دوستم در توکیو این فشار را در انگشتانش از طریق اینترنت حس کند. این روشی برای برقراری ارتباطات لمسی از طریق گوشی های هوشمند است.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندینگ و ارتباط آن با صدا

صدا روی خلق و خو و شرایط روحی روانی ما تاثیر می گذارد ، در برابر خطر به ما هشدار می دهد و آرامش ذهن را برای روحمان به ارمغان می آورد .

صدا جز مهم برندسازی را تشکیل می دهد . مثلا صدای غرش خشن و خاص گرفته ی موتور هارلی دیویدسون و یا صدای خرد شدن غله ی صبحانه ی کلاگز ، آهنگ های آغازی مایکروسافت ، نوکیا و اینتل اینساید ملودی های زندگی تجاری روزانه ما رو تشکیل می دهند. هر روزه مردم صداهای زیادی می شنوند اولین صداهایی که توجه مردم را جلب می کنند صداهایی با فرکانس بالایی دارند ، اما صداهایی نیز وجو دارند که حتی اگر حواس ما به آن ها نباشد باز هم روی ما تاثیر می گذارند . وقتی یک صدای مستمر با فرکانس پایین مانند یک پنکه یا یخچال قطع می شود ، احساس آسودگی به ما دست می دهد . افراد توانایی بالایی در یادآوری صداهای دوران گذشته زندگی شان دارند . به عنوان مثال ، موسیقی مورد علاقه ی دوران جوانی مان می تواند ما را شدیدا احساساتی کند و به زمان و مکانی برگرداند که اولین بار شنیده ایم .

  • شرکت‌های بسیاری در بخش خرده‌فروشی از چگونگی کمک موسیقی به آن‌ها در ساخت هویتی قوی‌تر آگاه شده‌اند. شرکت‌هایی مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای The Gap آمریکا، Eddie Bauer، Toys “R” US برای سفارش قطعات موسیقی برای برند‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند.
  • بر اساس یک پژوهش، موسیقی موجب تحریک احساسات خاص مشترکی میان بسیاری از افراد می‌شود، احساساتی درونی که نیازی به تعریف و معرفی ندارند و با موسیقی منتقل می‌شوند. برای مثال در تحقیق مذکور به این نکته اشاره شد که قطعات منتخبی از باخ منجر به ایجاد واکنش‌های یکسانی در هر شرکت‌کننده می‌شود.
  • نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که موسیقی روی رفتار مردم در رستوران مؤثر است. موسیقی با ضرب‌آهنگ تند موجب می‌شود تا مشتریان رستوران زودتر میز خود را ترک کنند تا فضای نشستن برای مشتریان بعدی نیز مهیا شود. پخش این موسیقی برای رستوران‌های فست فود زنجیره‌ای و ناهارخوری‌هایی که گردش مشتری بیشتری دارند، می‌تواند مفید باشد. موسیقی با ضرب‌آهنگ کندتر را می‌توان هنگام شب پخش کرد تا موجب شود مشتریان زمان بیشتری در رستوران بمانند و غذای بیشتری سفارش دهند.

کاربردهای حس شنوایی نیز مانند حس بینایی بسیار وسیع و گسترده است : در صنعت بهداشت و درمان ، هتلداری ، بانکداری و 

قدرت صوت در برندسازی و تبلیغات بدون شک بسیار زیاد و غیرقابل انکار است. به طور مثال صداهایی که مرتبط با غذا و نوشیدنی هستند، مانند صدای حاصل از کف کردن نوشیدنی گازدار در زمان باز شدن درب آن. صدای جلز و ولز حاصل از قرار گرفتن غذا در روغن بطور خودکار موجب گرسنه شدن افراد و همچنین صدای کف کردن نوشابه هم حس تشنگی را به افراد انتقال می دهد. بنابراین تولیدکننده انواع غذا و نوشیدنی یا حتی صاحبان رستوران‌ها تمایل به استفاده از این صداها برای دستیابی به ترکیبی از برندسازی زمینه‌ای و احساسی دارند.
صدای خش خش برگ ها، صدای امواج، صدای باران که ممکن است شما را به یاد یکی از بهترین و خاطره انگیزترین تعطیلاتتان بیندازد. شما می توانید از صداهای طبیعت و صداهای خاص دیگر برای این که دیگران برند شما را با آهنگ و صدا به یاد بیاورند، استفاده کنید و یا یک موسیقی کاملا اختصاصی برای برند خود بسازید.

 از دوستان عزیز می خواهم که تجربیاتی که مرتبط با این حس داشتید یا درموردش شنیدید را در اختیار بقیه دوستان هم قرار بدید تا باهم در مورد این حس بیشتر بحث کنیم.

 

حس بینایی در برندسازی

بینایی تا همین اواخر به عنوان قدرتمندترین حس ما در نظر گرفته می شد، اما تحقیقات نشان می دهد که این موضوع دیگر صحت ندارد .در هر حال گریزی از این واقعیت نیست که طراحی متمایز، برندهای متمایزی را خلق خواهد کرد و برندهای موفق در ماهیت اصلی خود به طور بصری قابل تمایز هستند.

بسیار مهم است که محصولات ما وقتی دیده می‌شود چه حسی به مخاطب منتقل می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها اهمیت بسته‌بندی را دست‌کم می‌گیرند. اطلاعاتی که از طریق بینایی منتقل می‌شود تاثیر قابل‌توجهی بر احساس مخاطب از محصول یا خدمت شما دارد.

انتخاب رنگ مناسب نیز اهمیت دارد. رنگ‌ها می‌توانند بر نحوه خرید ما تاثیر بگذارند. مقاله‌ای که در سایت «لایف هکر» منتشر شده نشان داده است که پیشخدمت‌هایی که لباس قرمز می‌پوشند، اغلب انعام بیشتری دریافت می‌کنند و رنگ قرمز حتی بر میزان خریدهای آنلاین هم تاثیر می‌گذارد!

البته موضوع مقاله ما روانشناسی رنگ نیست و نمی‌خواهیم برتری یک رنگ را بر رنگ‌های دیگر نشان دهیم. موضوع مهم آن است که از انتخاب رنگ برای محیط کار، جعبه محصولات و … به راحتی نگذریم و به اندازه کافی تحقیق کنیم.

رنگ یکی از مواردی است که بعید است از یاد مشتری برود. با شنیدن واژه «ایرانسل» چه رنگی در ذهنتان تداعی می‌شود؟ برند «رایتل» چطور؟ نکته مهم آن است که وقتی رنگی را انتخاب کردیم در تمامی تبلیغات و اقلام بازاریابی از آن رنگ به عنوان رنگ غالب استفاده کنیم تا پس از مدتی آن رنگ بخشی از هویت کسب‌و‌کار ما شود.رنگ باید با نوع محصولات یا خدمات ما همخوانی داشته باشد. مدتی قبل یک شرکت تولید آب معدنی در ایران از رنگ قرمز استفاده کرده است. قرمز رنگی گرم است و نمی‌تواند سرد و خنک بودن را تداعی کند.موفقیت در انتخاب رنگ و مالکیت یک رنگ در ذهن مردم کاری بسیار دشوار و البته مهم است. در حقیقت تئوری رنگ ها به عنوان مرکز اصلی توجه در طراحی ها می باشد که اغلب نادیده گرفته می شود.در یک طبقه بندی ساده رنگ ها در دو طیف سرد و گرم دسته بندی می شود. رنگ هایی مانند قرمز و زرد که القا کننده ی انرژی و نشاط هستند و رنگ های سرد مانند آبی و سبز که حس آرامش و اطمینان را به مخاطب انتقال می دهند. در نتیجه انتخاب رنگ درست با توجه به محصول یا خدمت ارائه شده بسیار مهم است. هم از نظر احساسی، اینکه مشتریان با نگاه کردن به آن چه احساسی پیدا خواهند کرد و هم از نظر عملی و برجسته شدن در بازار. انتخاب رنگ ها می تواند برای شما به عنوان یک برند به یک شناسنامه تبدیل شود و یادآور برند شما برای مشتری شود. حتی می توانید با استفاده از رنگ ها و طرح های گلدار یک احساس خاص به مخاطب القا کنید.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

قوانین برندسازی ۵ بعدی

اگر به فکر استفاده از بازاریابی ۵ بعدی هستید به این چند مورد توجه کنید.

۱. مشخص کردن نقاط تماس

بسیاری از نام‌های تجاری تمامی حواس را تحریک می‌کنند ولی بیشتر آن‌ها مرتبط با ۲ یا ۳ مورد هستند. نقاط به کارگیری حواس را شناسایی کنید.در چه شرایطی این فرصت را دارید تا حس خوبی ایجاد کنید. مثلا اگر شرکتی دارید که اتاق میهمانان یا اتاق انتظار دارد، از آن مکان برای بازاریابی ۵ بعدی استفاده کنید. شرکت هاینز از یک شیشه ضخیم برای سس گوجه‌فرنگی استفاده کرد تا نشان دهد محصولی با کیفیت عرضه می‌کند.

۲. تقویت بازاریابی با درگیر کردن همزمان حواس

هواپیمایی سنگاپور از موسیقی آسیایی، مهمانداران آموزش دیده، عطر و لباس هماهنگ و مناسب برای ارائه یک تجربه لذت‌بخش استفاده می‌کند. در اتاق جلسات همزمان از رایحه مناسب، موسیقی دلپذیر و دمای هوای مناسب و … استفاده کنید.

۳. استفاده از بازاریابی ۵ بعدی در اولین تماس

فرض کنید وارد شرکتی می‌شوید که اتاق انتظار بسیار نامناسبی دارد. هوا گرم است، سر و صدای زیادی وجود دارد و حس خوبی ایجاد نمی‌کند. سپس وارد اتاق جلسات می‌شوید که در آن به بازاریابی ۵ بعدی توجه شده و همه چیز عالی است. این‌کار اثر مثبتی ندارد، زیرا در اولین تماس حس خوبی ایجاد نشده است.

شرکت‌های خودروسازی برای موفقیت بیشتر باید به اولین تماس توجه بیشتری کنند، یعنی ظاهر اتومبیل و همچنین دستگیره در که شخص از آن طریق وارد اتومبیل می‌شود. سپس صندلی و ظاهر بخش روبروی راننده اهمیت ویژه‌ای دارد.

۴. حفظ رویه یکسان برای افزایش وفاداری در مشتری

ثبات در بازاریابی ۵ بعدی منجر به کسب نتایج مطلوب می‌شود. پس از شروع کار تغییرات بزرگی ایجاد نکنید. پس از مدتی بویی که استفاده می‌کنید را تغییر ندهید. برای ایجاد حس خوب و تجربه لذت‌بخش باید از تغییرات بزرگ بپرهیزید.

۵. بازنگری و بهبود پیوسته نقاط تماس

با توجه به واکنش مشتری به بازاریابی ۵ بعدی همواره در حال بهبود تدریجی باشید. البته همانطور که گفتیم از ایجاد تغییرات بزرگ بپرهیزید.  کافی است رنگ سازمانی خود را تغغیر دهید تا اثر فعالیت‌های قبلی از بین برود.

بازاریابی ۵ بعدی و درگیر کردن حواس شخص باعث ایجاد تجربه‌ای لذت‌بخش برای مشتری می‌شود و فروش شما را افزایش می‌دهد.

نوشته برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن ! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

۱۶ مرحله برای ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه

ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه موثر و کارآمد می‌تواند کمک کند جلوی مشکلات کوچک را بگیریم و از تبدیل شدن آن‌ها به معضلات بزرگ جلوگیری کنیم. انواع مختلف طرح مدیریت ریسک پروژه می‌توانند به محاسبه‌ی احتمال وقوع یک رویداد بپردازند، و اینکه آن رویداد چگونه ممکن است بر شما اثر بگذارد، ریسک مخاطره‌های بخصوص را تعریف کنند و مشکلات مربوط به آن ریسک‌ها را تجزیه و تحلیل کنند. داشتن چنین طرحی ممکن است به مواجه با اوضاع بد کمک کند یا اینکه اساسا قبل از وقوع جلوی آن‌ها را بگیرد.

 ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه

ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه

۱. درک کنید مدیریت ریسک چگونه عمل می‌کند

ریسک، اثر (مثبت یا منفی) یک پیشامد یا یک سری از پیشامدها است که در مکان یا مکان‌هایی اتفاق می‌افتند. این عامل از طریق احتمال تبدیل شدن یک پیشامد به مشکل و اثری که خواهد داشت محاسبه می‌شود. (ریسک = احتمال × تاثیر). برای تحلیل ریسک عوامل مختلفی باید مشخص شوند از جمله:

– پیشامد: چه چیزی ممکن است اتفاق بیفتد؟

– احتمال: چقدر محتمل است که اتفاق بیفتد؟

– اثر: اگر اتفاق بیفتد چقدر بد خواهد بود؟

– تخفیف: چگونه می‌توانید احتمال را تخفیف دهید (و تا چه مقدار)؟

– احتمال وقوع: چگونه می‌توانید اثر را کاهش دهید (و تا چه مقدار)؟

– کاهش: تخفیف × احتمال وقوع

– افشاء: ریسک – کاهش

طرح مدیریت ریسک پروژه ۲: پروژه را تعریف کنید

در این مقاله، بگذارید تظاهر کنیم شما مسئول سیستم کامپیوتری هستید که به گروه بزرگی از مردم اطلاعات مهم (اما نه حیاتی) را ارائه می‌کند. کامپیوتر مرکزی که این سیستم بر روی آن نصب شده قدیمی است و نیاز به تعویض دارد. کار شما آن است که برای این جابجایی یک طرح مدیریت ریسک ایجاد کنید. این مدلی ساده شده خواهد بود و اثر آن به صورت بالا، متوسط، یا پایین فهرست بندی خواهد شد (که خیلی رایج است به خصوص در مدیریت پروژه)

مطلب مرتبط: ۳ مرحله برای مدیریت پروژه های اضطراری

۳. از دیگران داده‌های ورودی بگیرید

درباره‌ی ریسک‌ّها از شگرد بارش فکری (برین استورم) استفاده کنید. چندین نفر را که با پروژه آشنا هستند دور هم جمع کنید و از آن‌ها بخواهید درباره‌ی آنچه ممکن است اتفاق بیفتد، و همین طور درباره‌ی چگونگی کمک به پیشگیری از آن، و این که در صورت وقوع چه باید کرد داده‌هایی به شما بدهند. یادداشت‌های بسیاری بردارید! شما از داده‌های این جلسه‌ی مهم چندین بار در طی انجام مراحل زیر استفاده خواهید کرد. سعی کنید درباره‌ی ایده‌های ارائه شده فکرتان باز باشد. «خارج از چارچوب» فکر کردن خوب است، اما کنترل جلسه را از دست ندهید. باید متمرکز و معطوف به هدف باقی بماند.

ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه

۴. پیامدهای هر ریسک را شناسایی کنید

از جلسه‌ی طوفان فکری، اطلاعاتی درباره‌ی این که اگر ریسک‌ها تحقق پیدا کنند چه اتفاقی خواهد افتاد جمع‌آوری کرده‌اید. هر ریسک را به پیامدهایی که در طول آن جلسه به آن‌ها دست یافتید ربط بدهید. «تاخیر پروژه» به اندازه‌ی «پروژه تا ۱۳ روز به تاخیر خواهد افتاد» مطلوب نیست. اگر ارزش ریالی وجود دارد آن را فهرست کنید؛ فقط این که بگوییم «بیش از بودجه» خیلی کلی است!

۵. مسائل بی‌ربط را حذف کنید

اگر در حال نقل مکان هستید، به عنوان مثال، سیستم کامپیوتری یک نمایندگی خودرو، هستید، پس تهدیداتی مانند جنگ هسته‌ای، طاعون همه‌گیر یا سیارک‌های قاتل چیزهایی  هستند که اغلب پروژه را بر هم خواهند زد. چیزی وجود ندارد که بتوانید برای برنامه‌ریزی آن‌ها انجام دهید یا اثرشان را کمتر کنید. ممکن است آن‌ها را در ذهن بسپارید، اما این نوع چیزها را در طرح مدیریت ریسک پروژه تان نگنجانید.

۶. تمام عناصر ریسک تعریف شده را فهرست کنید

نیازی نیست آن‌ها را به ترتیب خاصی پشت سر هم بچنید. فقط کافی‌ است یک به یک آن‌ها را فهرست کنید.

۷. احتمال وقوع را تعیین کنید

برای هر عنصر ریسک در فهرست‌تان، معین کنید که آیا احتمال به وقوع پیوستن آن بالا، متوسط یا پایین است. اگر مجبور هستید از اعداد و ارقام استفاده کنید پس احتمال را روی مقیاسی از ۰.۰۰ تا ۱.۰۰ ، ۰.۰۱ تا ۰.۳۳= پایین، ۰.۳۴ تا ۰.۶۶ = متوسط، ۰.۶۷ تا ۱.۰۰ = بالا در نظر بگیرید.

– نکته: اگر احتمال رخداد پیشامدی صفر بود، در آنصورت آن را از فهرست ملاحظات حذف خواهیم کرد. دلیلی ندارد چیزهایی را در نظر بگیریم که نمی توانند اتفاق بیفتند.

مطلب مرتبط: مدیریت کسب و کار: ۱۰ روش و ترفند مدیریت کسب و کار برای کارآفرینان

طرح مدیریت ریسک پروژه ۸: میزان اثر را تعیین کنید

در کل، میزان اثر را بر مبنای چند رهنمود از پیش تعیین شده بالا، متوسط، یا پایین معین کنید. اگر واقعا مجبور به استفاده از اعداد و ارقام هسیتد مقیاسی از ۰.۰۰ تا ۱.۰۰ را در نظر بگیرید به این منوال که ۰.۰۱ تا ۰.۳۳= پایین، ۰.۳۴ – ۰.۶۶= متوسط، ۰.۶۷ – ۱.۰۰ بالا.

– نکته: اگر اثر یک پیشامد صفر است نباید در فهرست بیاید. دلیلی ندارد چیزهایی را که بی‌ربط، و نامربوط به احتمال هستند (سگ من شام خورد) را مورد توجه قرار دهیم و به حساب بیاوریم.

۹. ریسک مربوط به عنصر را تعیین کنید

اغلب، برای این کار از یک جدول استفاده می‌شود. اگر از مقادیر پایین، متوسط، و بالا برای احتمال و اثر استفاده کرده‌اید، پس همان جدول فوق در اینجا هم به کار می‌آید. اگر از مقادیر عددی استفاده کرده‌اید، باید یک سیستم درجه‌‌بندی کمی پیچیده‌تر مشابه جدول دوم که در اینجا ذکر شد را در نظر بگیرید. شایان ذکر است هیچ فرمول کلی و جامعی برای ترکیب احتمال و اثر وجود ندارد؛ این بین آدم‌ها و پروژه‌های مختلف متفاوت خواهد بود. این فقط یک مثال است (به رغم اینکه از زندگی واقعی گرفته شده است):

– در تحلیل انعطاف پذیر باشید: گاهی ممکن است عقب و جلو کردن بین عنوان‌های بالا-متوسط-پایین و عنوان‌های عددی کار درستی باشد. ممکن است از جدولی مشابه جدولی که در تصویر زیر آمده است استفاده کنید.

ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه

۱۰. ریسک‌ها را رتبه بندی کنید

تمام عناصری را که از بالاترین ریسک تا پایین‌ترین ریسک شناسایی کرده‌اید فهرست کنید.

۱۱. ریسک کل را محاسبه کنید

این همان جایی است که اعداد به کمک شما می‌آیند. در جدول ۶، ۷ ریسک تعین شده به صورت بالا، بالا، متوسط، متوسط، متوسط،‌پایین، و پایین را دارید. این را می‌توان به صورت ۰.۸، ۰.۸، ۰.۵، ۰.۵، ۰.۵، ۰.۲ و ۰.۲ از جدول پنج نیز تعبیر کرد. متوسط ریسک کل در آن صورت ۰.۵ است که به سطح متوسط تعبیر می‌شود.

۱۲. استراتژی‌های تخفیف را ایجاد کنید

تخفیف برای کاهش احتمال تحقق یافتن ریسک تعیین می‌شود. معمولا فقط این کار را برای عناصر بالا و متوسط انجام خواهید داد. ممکن است بخواهید اقلام کم ریسک را تخفیف دهید، اما قطعا انواع دیگر را ابتدا مورد بررسی قرار خواهید داد. به عنوان مثال، اگر یکی از عناصر خطر آن باشد که در تحویل بخش‌های حیاتی تاخیر وجود خواهد داشت، شما این ریسک را می‌توانید با سفارش زودتر در پروژه تخفیف دهید.

۱۳. طرح‌های احتمال وقوع درست کنید

احتمال وقوع برای کاهش اثر در صورت تحقق یافتن یک ریسک، طراحی می‌شود. باز هم، معمولا فقط احتمالات وقوع را برای عناصر بالا و متوسط درست خواهید کرد. به عنوان مثال، اگر قطعاتی حیاتی که نیاز دارید به موقع وارد نشوند، ممکن است در اثنایی که منتظر رسیدن قطعات جدید هستید مجبور به استفاده از قطعات قدیمی و فعلی بشوید.

۱۴. اثربخشی استراتژی‌ها را تحلیل کنید

احتمال و اثر را چه میزان کاهش داده‌اید؟ استراتژی‌های احتمال وقوع و تخفیف را ارزیابی کنید و درجه‌بندی‌های موثر را مجددا به ریسک‌های خود تخصیص بدهید.

۱۵. ریسک موثرتان را محاسبه کنید

حالا ۷ ریسک شما «متوسط، متوسط، متوسط، پایین، پایین، پایین، و پایین» هستند، که به «۰.۵، ۰.۵، ۰.۵، ۰.۲، ۰.۲، ۰.۲، و ۰.۲» تعبیر می‌شوند. این مجموعه ریسک متوسط ۰.۳۲۹ را به دست می‌دهد. با نگاه کردن به جدول ۵، می‌بینیم که ریسک کل اکنون «پایین» طبقه‌بندی می‌شود. در اصل، این ریسک متوسط (۰.۵) بود. بعد از اضافه شدن استراتژی‌های مدیریت، ارائه (افشاء) شما پایین است (۰.۳۲۹). این یعنی شما به یک کاهش ۳۴.۲٪ در ریسک از طریق تخفیف و احتمال وقوع دست پیدا خواهید کرد. چندان بد نیست!

۱۶. ریسک‌های‌تان را تحت نظارت بگیرید

حالا که می دانید ریسک‌های‌تان چه هستند، باید تعیین کنید از کجا می‌دانید محقق خواهند شد در نتیجه خواهید دانست که چه وقت و آیا باید احتمالات وقوع‌تان را لحاظ کنید. این کار با مشخص کردن سرنخ‌های ریسک انجام می‌شود. برای هر یک از عناصر ریسک بالا و متوسط این کار را انجام بدهید. بعد، با پیشرفت پروژه‌تان، قادر خواهید بود تعیین کنید آیا یک عنصر ریسک به مشکل ( مسئله) تبدیل شده است یا نه. اگر این سرنخ‌ها را نشناسید، احتمال اینکه یک ریسک در خفا تحقق بپذیرد و بر پروژه تاثیر بگذارد – حتی اگر احتمالات وقوع خوبی را به کار گرفته باشید – بسیار زیاد خواهد بود.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

۱۶ مرحله برای ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه


 

نوشته ۱۶ مرحله برای ایجاد طرح مدیریت ریسک پروژه اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.