سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

برند نایک که قبلاً بنام “محصولا ورزشی روبان آبی” (Blue Ribbon Sports) که به اختصار ” RBS ” نامیده میشد در سال ۱۹۶۴ توسط “فیل نایت” و “بیل باورمن” تاسیس شد. “فیل نایت” یک دونده نیمه استقامتی بود که تحت مربیگری “بیل باورمن” آموزش دیده بود. “بیل باورمن” که همیشه به دنبال راه هایی برای افزایش عملکرد شاگردش بود، در اوقات بیکاری سعی می کرد کفش های ورزشی او را بهبود بخشد.

اولین تصویری که لوگوی نایکی به ذهن می‌آورد، کفش‌های ورزشی منحصر به‌فرد آن است. با این حال اولین محصولی که برای اولین بار لوگوی نایکی را با خود به همراه داشت کفش کتانی نبود بلکه کفش‌های فوتبال بودند. شرکت نایکی سال ۱۹۷۱ برای اولین بار کفش‌های فوتبال خود را با لوگوی نایکی به بازار عرضه نمود. این کفش ها اواین محصولاتی بودند که لوگوی نایکی را به همراه داشتند. نمایشگاه عرضه ی کفش های فوتبال با قیمت ۱۶ دلار و ۹۵ سنت، به دلیل بارندگی و هوای سرد به خوبی برگزار نشد و نایکی در مقابل سایر رقبای خود که در آن زمان برندهای معروفی بودند، شکست خورد. در همین زمان بود که نایکی تمرکز خود را روی کیفیت و دوام کفش‌های تنیس، بسکتبال و دو گذاشت.هرگاه به لوگوی نایکی می‌اندیشیم، شعار معروف آن نیز در ذهنمان مرور می‌شود: فقط انجامش بده (Just Do It) . این جمله مدت‌هاست که جزو بهترین شعارهای تبلیغاتی محسوب می‌شود. در واقع این شعار به‌عنوان یکی از پنج شعار برتر تبلیغاتی در قرن بیستم شناخته شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

وگوی نایکی نمادی است از بال خدای پیروزی در یونان 

نام نایکی برگرفته از نام یکی از خدایان یونانی است. در داستان‌های یونانی آمده است که نایکی، خدای پیروزی تعداد بی‌شماری از جنگجویان شجاع را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است تا در مبارزات سرزمین خود پیروز شوند. این بال‌های نایکی بود که به جنگجویان جسارت و انگیزه می‌بخشید تا راهی میدان نبرد شوند. بعضی از متخصصان معتقدند ایده‌ی اصلی لوگوی نایکی الهام گرفته از این داستان یونانی است.

برندسازی و استفاده از چهره های مشهور 

اولین سفیر برند نایک “استیو پرفونتین” دونده مشهور آمریکایی بوده که در طول دوران کالج خود یعنی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ توانست هفت رکورد آمریکایی از ۲۰۰۰ متر تا ۱۰۰۰۰ متر به ثبت رساند. مدتی بعد در سال ۱۹۷۹ برند نایک تکنولوژی “نایک ایر” را طراحی کرد. (در تکنولوژی نایک ایر کیسه های بالشتکی با هوای تحت فشار پر شده و در قسمت پایین زیره میانی و پنجه ی کفش تعبیه می شود.
 این تکنولوژی فشار ناشی از ضربات دویدن و راه رفتن را کاهش می دهد.) ارائه ی این تکنولوژی گام مهمی در پیشرفت برند نایک به شمار می رود و این برند توانست در عرصه کفش های ورزشی بسیار قدرتمند ظاهر شود.
 این پیشرفت مهم منجر به ارائه ی عمومی این محصول در سال ۱۹۸۰ شد. کمی بعد برند نایک میان رشته های ورزشی بسیار محبوب شد و در سال ۱۹۸۲ توانست به تولید کننده شماره یک کفش ورزشی در آمریکا تبدیل شود.
ممکنه که به نظر برسد نایک تبلیغات چندانی را انجام نمی دهد، در صورتی که بیشترین تمرکز این برند بر روی ابزارهای دیجیتال و اینفلوئنسرها و چهره های محبوب ورزشی می باشد.بدون شک این شرکت یک سروگردن از رقابای خود در شبکه های اجنماعی بالاتر است و در حقیقت بیشترین نرخ مشارکت را با مشتریان خود دارا می باشد.
رقیبان ورزش ماراتن در سطح جهانی، الیود کیپچوگی، للیسا دسایا و زرزنی تادسی تلاش کرده اند تا زیر دو ساعت به ۲۶٫۲۱۹ مایل راه یابند، که پیش از این در تاریخ ورزش انجام نشده است. صرفنظر از نتیجه، برنده نهایی، Nike بود؛ زیرا ورزشکاران نسخه سفارشی کفش مسابقه نایک را برای این رویداد پوشیدند.

هشگ و تم خاص جهت ایجاد اجتماعی از طرفداران

نایک یکی از برترین مارک های آنلاین است که از شبکه های اجتماعی جهت ایجاد یک شیوه جدید زندگی در میان طرفدارانش استفاده می کند و باید گفت شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام یکی از قدرتمندترین ابزارها برای برندسازی اینترنتی مارکهای مطرح همچون Nike می باشد.صفحه نایک فوتبال با ۸۲ میلیون هوادار یکی از ۱۰ مورد از صفحات با نام تجاری Nike در فیس بوک است، در حالی که حساب اصلی اینستاگرام با نام تجاری دوم، ۷۷ میلیون دنبال کننده است!پست های جذاب نایک بخشی از دو کمپین اصلی و  بزرگ در سال ۲۰۱۷ بود. پروژه “Breaking2” بلندپروازانه آنها سبب  جذب بالایی در  رسانه های اجتماعی شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نایک دارای استاندارد طلایی بی نظیر در Instagram

با شگفتی تمام ۷۷٫۱ میلیون طرفدار این برند سبب شده تا نایک دومین نام تجاری در Instagram باشد.و این سبب شده نایک بیستمین پیج برتر در اینستاگرام باشد.در سال ۲۰۱۷، این نام تجاری رشد ۱۰٫۷ درصدی را در پیروان خود به خود جلب کرد و بیش از ۷ میلیون هوادار جدید را اضافه کرد.این نام تجاری در ساعت ۷ صبح و ۸ بعد از ظهر بیشترین نرخ  مشارکت را به دست آورد، در حالی که نرخ تعامل در ساعت ۱۱ صبح در اوج خود می رسد.روز یکشنبه بیشترین جذب را این برای برند داشته به همین دلیل محتوای خود را در این روز منتشر می کنند.به جای فقط فروش محصول، نایک یک رویکرد جامع برای محور هویت نام تجاری خود در اطراف مفهوم تناسب اندام و یک شیوه زندگی سالم را انجام می دهد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

همانطور که می دانید هر شرکتی در دنیای رقابتی امروز به دنبال ایجاد تاثیر بلند مدت و ماندگار در ذهن مشتریان خود هست.در حقیقت هر زمان که می خواهیم به سرعت پول زیادی  را پرداخت کنیم به دنبال یک برند هستیم و همینطور علاقه ای به این نداریم که برای پول با یک برند چانه بزنیم بنابر این ما می توانیم به این نتیجه برسیم که چطور برندینگ مناسب  برای یک محصول و رشد آن در بازار رقابتی مهم است.شرکت های موفق در تلاش برای کشف مخاطبان هدف خود، بهترین محصولات و یا خدمات خود را در کانالهای مختلف تبلیغاتی  قرار می دهند و به نظر من پلتفرمهای موفق که این بستر را برای آنها فراهم میکنند مانند facebook, Instagram, linked in, twetter هستند.تا سال ۲۰۱۷ این پلتفرمها نقش اساسی را در برندسازی آنلاین به عهده داشتند.تعداد انگشت شماری از  استراتژی های برندسازی آنلاین در رسانه های اجتماعی وجود دارد که شرکتها باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند.

استراتژی پذیرش واقعیت مجازی

استراتژی  برندسازی آنلاین خود را بیابید

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

تصورکنید مشتریان شما بدون اینکه وارد فروشگاه یا محل عرضه محصولات شما بشوند می توانند محصولات و برند شما را امتحان کنند و بعد از آن تصمیم گیری کنند.به عنوان مثال برند ایکیا از فناوری AR  استفاده کرده و به مشتریان تجربه بصری جذابی را قبل از خرید خود هدیه می دهد.علی بابا هم یکی از کمپانی هایی است که برای تقویت و بهبود تجارب آنلاین از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هردو استفاده میکند. شاید شما با واقعیت مجازی بیشتر آشنا باشید تا واقعیت افزوده. این تکنولوژی واقعیتی جایگزین و کاملا همه جانبه را خلق میکند و به این ترتیب دنیای واقعی را کم رنگ جلوه میدهد. واقعیت افزوده حاصل یک گام فراتر نهادن واقعیت مجازی است. واقعیت افزوده المان های مجازی را بصورت ویژوال پوشش داده و آنها را در فضای فیزیکی خود قرارمیدهد. بعنوان مثال شما می توانید یک ربات مجازی را ببینید که روی میز کافه ی شما غلت میخورد.

به گفته ی Tracey Wiedmeyer، “واقعیت مجازی نوید بخش آن است که “واقعیت” دیگر همچون گذشته نمی تواند شما را محدود، یا از چیزی بازدارد.” کمپانی Wiedmeyer با کمپانی های بزرگی در دنیا همچون Kellog’s، Wal-Mart و Nestle همکاری داشته است. درواقع به این کمپانی ها کمک کرده است تا با استفاده از واقعیت مجازی تولیدات جدید خود را تست کرده یا برای جلب مشتری برندینگ بهتری خلق کنند.
واقعیت افزوده المان های مجازی را وارد دنیای واقعی میکند. به همین دلیل است که کاراکترهای 
Pokemon Go در خانه ها، پارک ها و استادیوم های فوتبال دیده میشوند. در سالهای اخیر خرده فروشان نیز به استفاده از این فناوری روی آورده اند. کمپانی IKEA از واقعیت افزوده در کاتالوگ های دیجیتال خود برای آندروید و iOS استفاده میکند و به این ترتیب مشتریان می توانند نحوه ی قرارگیری اثاثیه در منزل خود را ببینند. کمپانی EBay فروشگاه واقعیت مجازی خود در استرالیا را راه اندازی کرده است. کمپانی Gap به تازگی از واقعیت افزوده استفاده میکند و به این ترتیب کاربران آنها می توانند بصورت مجازی لباس ها را در منزل خود امتحان کنند. و کمپانی LEGO در فروشگاههای خود از کیوسک های واقعیت مجازی استفاده میکند که مشتریان می توانند LEGO set را اسکن کرده و یک تصویر سه بعدی از کیت تمام شده داشته باشند.صنعت گردشگری نیز می تواند از فواید واقعیت مجازی بهره مند شود. به گزارش YouVisit اگر مسافران بتوانند با استفاده از واقعیت مجازی حضور در یک مکان گردشگری را تجربه کنند احتمال رفتن آنها به این مسافرت ۱۳ درصد بیشتر میشود. مراکز ویزیتور نیز برای جذب بازدید کنندگان به واقعیت مجازی و افزوده روی آورده اند. کمپانی بریتیش کلمبیا تجربه ی واقعیت مجازی “The Wild Within” را توسعه داده است که براساس گزارش Destination Marketing(که یک سازمان بازرگانی میباشد) برای مسافرت های گروهی، موجب جذب ۶۵ میلیون گردشگر شده و پنج درصد تعداد توریست ها را افزایش داده است.
فناوری های واقعیت مجازی و افزوده خرید آنلاین پوشاک را نیز متحول کرده اند. روی صفحه نمایش کامپیوتر یا موبایل همه ی لباس ها و پیراهن ها یکی هستند زیرا تا زمانی که پوشیده نشوند نمیدانید برای شما مناسب اند یا نه. پلتفرم ها و تکنولوژی های بادی مپینگ (
body maping) مانند True Fit(یک پلتفرم شخصی سازی دیتا محور برای بسیاری از برندهای مشهور کفش و پوشاک) به مشتریان امکان میدهند تا قبل از خرید، آیتم مورد نظر را امتحان کنند. به گزارش Kate Spade’s COO با استفاده از این پلتفرم مرجوعی کالاها هجده درصد کاهش داشته است.

 

۲۵ درصد از برندها AR را برای بهبود تجربه کاربر نهایی خود در نظر می گیرند و هزینه های بیشتری را از سال ۲۰۱۸ تا سال ۲۰۲۲ ثبت خواهند کرد.

در پایان سال ۲۰۱۷، ۳۷ درصد از جمعیت جهان در رسانه های اجتماعی فعال شدند. در سال ۲۰۱۸، بسیاری از غول ها و برندها های میان رده در حال استفاده AR برای پیشی گرفتن از رقبای خود هستند.

پیش بینی می شود که کاربران AR & VR تا پایان سال ۲۰۱۹ به ۲۰۰ میلیون نفر برسند و ۶۵ درصد از مشتریان آنلاین تصمیم به خرید در صفحه فرود محصول خواهند داشت . نتیجه می گیریم کسب و کارها و بازاریابان باید بر روی استفاده از AR در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و وبلاگ ها بیشتر نفوذ کنند.

 سرمایه گذاری در بازاریابی نفوذ پذیری

شاید برای شما هم جالب باشه که بدانیدماهیت شبکه های اجتماعی جذب و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان برند شماست.در سال ۲۰۱۷ یکی از بهترین راه ها برای مطرح شدن در شبکه های اجتماعی اینفلوئنسر مارکتینگ معرفی شد،  به این معنی که اکثر شرکتها با استفاده از افراد تاثیر گذار در شبکه های اجتماعی مورد هدف خودشان مشتریان بالقوه خود را تحت تاثیر قرار می دهند و تمرکز بر این هدف تا سال آینده میلادی همچنان ادامه خواهد داشت.نیاز به اینفلوئنسر های علاقه مند در بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ ۹۰ برابر بوده و این روند تا سال آینده به دو برابر خود می رسد.در این راه اکثر برندها سعی بر آن دارند که به اندازه کافی تاثیر گذار باشند و فالوورهای زیادی را جذب کنند.

برای من یک نمونه بسیار موفق در این زمینه استراتژی برندH&M می باشد آنها از کسانی که در اینستاگرام به عنوان اینفلوئنسر شناخته می شدند دعوت به عمل می آوردند و در ازای معرفی برندشان از طرف آنها هر هفته یک هدیه رایگان ارسال می کردند هر چند این مورد به تازگی درایران توسط شرکت بامیلو به شکل و شمایل متفاوت به اجرا درآمد.

مقاله پیشنهادی :شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

افزایش مشارکت برند در بسترهای ارسال پیام

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی دیجیتالی ( اینترنتی ) محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

در حالی که تقریبا ۲٫۵ میلیارد نفر از پلتفورم های  پیام رسان مختلف همچون تلگرام و واتس اپ استفاده می کنند با این حال، برندها همچنان بر ارتباط با مصرف کنندگان در شبکه های اجتماعی تمرکز می کنند. وقتش رسیده تا برندها بر روی سیستم عاملهای پیام رسانی تمرکز کنند که  هم برای مشتریان مفید باشند و هم ارتباطی مفید و دوسویه را ایجاد کنند.به احتمال بسیار زیاد اکثر برندها پول و زمان خود را بر روی پلتفورم های پیام رسان سرمایه گذاری  می کنند.به نظر شما این یک استراتژی عالی در برندسازی آنلاین نمیتونه باشه تا برندها سرمایه گذاری بیشتری را در این بخش انجام بدهند؟

 

سرمایه گذاری بر روی اینستاگرام

استوری اینستاگرام روز به روز مورد اقبال بیشتری در بین مخاطبان قرار می گیرد .بیشتر از ۲۰۰ میلیون کاربر در ماه از استوری اینستاگرام استفاده می کنند که این آمار در اسنپ چت ۵۰ میلیون را به ما نشان می دهد در نتیجه نیمی از کاربران اینستاگرام از استوری به طور روزانه استفاده می کنند که این آنار باید برای برندها مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانند محتوای مناسب و هدفمند تولید کنند.به علاوه استفاده از هشتگ و ترغیب مخاطبان به اشتراک گذاری محصولات و خدمات یک برند می تواند محتوای یک برند را بیش از پیش به جریان رسانه ای شدن وارد کند.به عنوان مثال برند رد بول با طرح یک کمپین در میان مخاطبان خود و با استفاده از عکس ها و فیلمهای مخاطبانش و هشتگ معرفی شده از سوی این شرکت بسیار موفق عمل کرده است و به گونه ای مخاطبان بدون هیچ چشمداشتی  در اینجا حکم قاصدان یک برند را در وایرال شدن محتوای یک برند به عهده می گیرند.تمامی برندها باید از این امر آگاه باشند که دیده می شوند، ارزیابی می شوند و نهایتاً به سمت پاسخگویی رقبا براساس فضای شفاف دنیای دیجیتالی ( اینترنتی ) کشیده می شوند. قیمت­ ها مقایسه می شوند و در یک رنج قرار می گیرند، پست ­ها و مطالبی که به اشتراک می گذارید بررسی می شود، و وبسایت ­ها به این مسیر کشیده می شوند بنابراین برندها میتوانند با داشتن منابع و تاکتیک­ های درست، شروع به کسب منفعت از مزیت رقابتی  کنند.

پیشناد میکنم این مقاله را هم مطالعه کنید:برندسازی آنلاین دراینستاگرام و تاثیر بلند مدت استوری!

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

امنیت، بال پرواز برند volvo

هر زمان که راجع به برندینگ صحبت میکنم همیشه  از نام برند ولوو به عنوان نمونه یک برند موفق یاد میکنم. به مخاطبان خودم میگویم که می خواهم پیش بینی کنم چه کلمه جادویی مناسب یک برند است و چه کلمه ای بهترین توصیف برای برند ولوو می تواند باشد ؟ و اون کلمه چیزی نیست جز امنیت .

در باره برند ولوو

ولوو (به سوئدی: volvo) شرکت صنایع سنگین سوئدی است، که سازندهٔ خودروهای سنگین و قطعات مربوط به آن می‌باشد. از جمله تولیدات این شرکت تریلی، کامیون، اتوبوس، تجهیزات ترابری و سازه‌ای، سامانه‌های پیش‌رانش دریایی وصنعتی، تجهیزات هوافضا و ارائه خدمات مالی است.

شرکت ولوو در سال ۱۹۲۴ با مشارکت مدیر امور مالی کمپانی اس‌کااف؛ اسار گابریلسن و یکی از مهندسان ارشد این شرکت بنام؛ گوستاو لارسون، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه اس‌کااف راه‌اندازی شد. شرکت ولوو در نهایت در سال ۱۹۲۷ به عنوان یک شرکت خودروسازی، در شهر گوتنبورگ آغاز به کار کرد. این شرکت در آغاز شاخه‌ای از شرکت بلبرینگ‌سازی اس‌کااف به‌شمار می‌آمد، که در سال ۱۹۳۵ در پی ورود ولوو به بازار بورس اوراق بهادار سوئد، اس‌کااف سهامش در این شرکت را واگذار نمود.

گروه ولوو در سال ۱۹۹۹ اقدام به فروش بخش خودروهای سبک خود، تحت نام ولوو کارز، به ارزش ۶٫۴۵ میلیارد دلار، به شرکت آمریکایی فورد نمود. در سال ۲۰۱۰ فورد نیز ولوو کارز را با قیمت ۱٫۸ میلیارد دلار به شرکت چینی جیلی فروخت. در حال حاضر شرکت ولوو تنها تولیدکننده خودروهای سنگین شامل کامیون و اتوبوس می‌باشد، و بخش ساخت خودروی سواری (ولوو کارز)، زیرمجموعه شرکت چینیجیلی هست.

امنیت بال پرواز برند volvo

امنیت بال پرواز برند volvo

 اگر می خواهید یک برند بسازید ، باید برای داشتن یک کلمه مخصوص خودتان تمرکز کنید ، کلمه ای که تا الان هیچ کس آن را نداشته است. اعتبار نام تجاری چیزی هست که مشتریان و مردم راجع به شما فکر می کنند همیطور نمای بیرونی برند شما و جایگاه آن در ذهن مخاطبان را شامل می شود.

شرکت ولوو همیشه جلوتر از زمان در حرکت بوده و حتی یه مشتران خود محصولاتی که درآینده در دست تولید دارد را معرفی می کند.

به همین دلیل است که در استراتژی شرکت ولوو، شعار” طراحی شده برای شما ”   مردم را در مرکز تمام فعالیت های شرکت قرار می دهد دلیل اصلی سرمایه گذاری در نام تجاری ولوو استراتژی شرکت در  “طراحی شده برای شما”  بوده است و هدف رسیدن به فروش هشت صد هزار اتومبیل های سال ۲۰۲۰ می باشد.

ولوو در میانه راه یک استراتژی جاه‌طلبانه قرار دارد که در این استراتژی همه مدل‌های خط تولید ولوو تا انتهای دهه جاری تعویض می‌شوند و چند نسخه جدید اضافه خواهند شد. این مسئولیت ولوو را به طور منصفانه‌ای متعهد می‌سازد که تا تکمیل این استراتژی، وقت کمی را صرف مسائل دیگر کند. بنابراین پس از سه کانسپتی که از سری ۹۰ جدید در طول سه سال گذشته رونمایی شد، احتمالاً دیگر شاهد تعداد زیادی (اگر نگوییم هیچ) کانسپت جدید از الان تا سال ۲۰۲۰ نخواهیم بود. برای دیدن کوپه‌ها و کانورتیبل‌های دو در نیز باید صبر کنیم و ایده کوپه XC90 اسلنت‌بک برای رقابت با بی‌ام‌و X6 که رئیس آمریکایی ولوو لکس کرسمیکرز اقرار کرده است که “داشتن آن خوب خواهد بود”، حتی در زمان طولانی‌تری عملی خواهد شد. اما ولوو در طول چند سال آینده برای حفظ اشتیاق ما چند خودروی جدید عرضه خواهد کرد و ممکن است حتی چند سورپرایز هم برای ما داشته باشد.

هدف Volvo در ایجاد ایمنی یک اولویت است

در سال ۱۹۵۸، ولوو با کمربند ایمنی ۳ نقطه ای عرضه شد. با اینکه میلیون ها نفر  می توانستند ان را به اجرا درآورند، Volvo تصمیم گرفت که این فناوری را با سایر تولید کنندگان خودرو به اشتراک بگذارد.

ولوو همیشه ازمقررات ایمنی خودرو هم جلوتر می باشد، در حقیقت ایجاد ایمنی از اولویت های این شرکت برای مشتریانش می باشد. همینطور در دهه ۱۹۹۰ باز هم جلوتر از رقبای خود سیستم کیسه های هوای خود را با استفاده از تبلیقات تلوزیونی و ایجاد تست های مختلف معرفی کرد منحصر به فرد ترین ویژگی ولوو شاید برای همه ما وسواس ایجاد ایمنی و پیشرفت در محصولات خود است.

درآخر شما را به تماشای ویدیو تبلیغاتی شرکت ولوو دعوت میکنم ، لازم به ذکر است این ویدیو تا کنون ۹۰ میلیون بازدید در سایت youtube را داشته است قسمتی از جملاتی که ژان کلوود بازیگر معروف سینما بیان می کند:(من در زندگی بالا و پایین زیاد داشتم. از جاده‌های ناهموار عبور و بادهای شدید را تحمل کرده ام. این‌ها از من همان چیزی را ساخته که امروز هستم و الان روبروی شما ایستاده‌ام. آنچه می‌بینید بدنی آرمانی است)

 


 

نوشته امنیت، بال پرواز برند volvo اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین

مدت زمان مطالعه ۱۸ دقیقه

همه ما برای برندمان رویاها و برنامه هایی داریم، و بر این موضوع واقفیم که داشتن نام و نشان (لوگو) مناسب یک برند چقدر در سرعت بخشیدن به برنامه ها و ماندگاری در ذهن مخاطبین و مشتریان موثر است.
اما حالا که مراحل سخت اولیه را پشت سرگذاشتیم، موضوع مهم دیگری نیز باید در نظر داشته باشیم؛
انتخاب رنگ برند مناسب، عاملی که به نحوی به نام و نشان ما جلوه خواهد داد و روح فلسفه برند ما را به مخاطب انتقال می دهد!

چرا با وجود اینکه موضوع روانشناسی رنگ بسیار بحث برانگیز است، اما اطلاعات حقیقیِ بسیار کمی برای حمایت از آن وجود دارد؟

براساس نتایج یک تحقیق، سوءتفاهم‌هایی که در مورد رنگ‌ها بوجود میاد، اغلب به خاطر مواردی مثل ترجیحات شخصی، تجربیات، روش آموزش و تربیت، تفاوت‌های فرهنگی و در نهایت تاثیر مبهمی که ممکنه رنگ‌ها روی شخصیت ما داشته باشن، هست. پس این ایده که مثلا رنگ‌هایی مثل زرد یا ارغوانی می‌تونن یک نوع حس ماورایی خاص رو آزاد کنن، چندان هم صحبت غیرمنطقی نیست.

اما اگر بازهم قبول نداریم که پاسخ‌های محکم این چنینی نمی‌تونن تضمینی باشن، پس هنوز موارد زیادی وجود داره که باید در موردشون خوند و یادگرفت. راه‌چاره این هست که به دنبال راه‌هایی کاربردی باشید تا در مورد رنگ‌ها تصمیم‌گیری کنین.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

 

در عکس بالا رنگها اینگونه توضیح داده شدند:

  • زرد: خوش‌بینی، شفافیت و گرمی و صمیمیت
  • نارنجی: دوستانه، شاد، بااعتماد به نفس
  • صورتی: هیجان، جوانی، جسارت
  • بنفش:‌ خلاق، دارای قوه تخیل بالا، دانا
  • آبی: اطمینان، قابل اعتماد، قدرت
  • سبز: صلح‌طلب، رشد، سلامتی
  • خاکستری: تعادل، بی‌طرفی، آرامش

اطلاعات نادرست و بی روحی که روانشناسی رنگ را تنها در چند جمله  خلاصه می کند، شرایط را بدتر می کند، برخی از این عبارت ها در ذیل آمده است:

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلا

–    از لحاظ روانشناسی رنگ زرد شادترین رنگ موجود است.

–    شخصیت کارتونی گرین لنترن (Green Lantern) از رنگ زرد می‌ترسید.

–    ۷۵ درصد از مدادهایی که در امریکا به فروش می رسد به رنگ زرد هستند.

حالا زمان آن است که به بررسی تحقیقاتی مبنی بر نقش مهم رنگ در متقاعدسازی مشتری بپردازیم.

روانشناسی رنگ و انتخاب رنگ مناسب برای برند خود

مردم به روشهای مختلف از جمله شیوه های روانشناختی و اجتماعی بوسیله رنگ تحت تاثیر قرار می گیرند. با رنگ می توان بیانه ای ایجاد نمود ، خلق و خو را تغییر داد و توجه را جلب کرد. به همین دلیل روانشناسی رنگها دربرندسازی بسیار مهم است. صفحات مختلف در ایجاد بیانیه و جذب کاربر نقش حیاتی ایفا می کنند. اگر در طراحی یک برند رنگ مناسب بکار گرفته شود این رنگ می تواند علاوه بر انتقال پیام به کاربر انرژی نیز دهد.

تلاش‌های فراوانی جهت طبقه‌بندی واکنش مصرف‌کننده به رنگ‌های مختلف انجام شده است. اما حقیقت امر این است که رنگ به تجارب شخصی افراد بسیار وابسته است و انتقال احساس و برداشت خاص از یک رنگ به صورت جهانی دشوار است.اما الگوهای پیامی بسیاری در مفهوم رنگ وجود دارد. به عنوان مثال رنگ‌ها نقش حیاتی در خرید و برند، بازی می‌کنند.

محققان بر اساس مقاله ای با عنوان ” تاثیر رنگ در بازاریابی”  یافته اند که بالغ بر ۹۰درصد قضاوت هایی که از سوی مصرف کنندگان درباره محصولات می شود، تنها بر اساس رنگ است. (انتخاب نوع رنگ هم به محصول بستگی دارد.)

با توجه به نقش مهم رنگ در برند، نتایج حاصل شده از یک مطالعه با عنوان ” تاثیرات متقابل رنگ” نشان می دهد که رابطه بین رنگ و برند بر پایه تناسب درکِ رنگی است که در برند خاصی استفاده می شود. ( به عبارت دیگر آیا رنگ با آنچه که فروخته می شود “تناسب” دارد یا نه)

مطالعه‌ای با عنوان “قرمزِ هیجان انگیز و آبی رقابتی” نیز تاثیر رنگ بر خرید را بر اساس چگونگی اثرگذاری مفهوم برند، تایید می‌کند. این بدان معنا است که رنگ باعث می شود مصرف کننده درباره “وبژگی” برند، قضاوت کند. (اگر موتورهای هارلی دیویدسان، حس خوب و قدرتمندی را به موتورسوار نمی دادند، دیگر چه کسی می خواست آنها را بخرد؟)

برخی دیگر از مطالعات نشان می‌دهند که مغز ما برندهای قابل شناسایی را ترجیح می دهد که باعث می شود رنگ اهمیت ویژه ای در ویژگی برند داشته باشد.حتی پیشنهاد شده که کسب‌و‌کارهای نوپا رنگی را برای لوگو انتخاب کنند که آنها را از سایر رقیبان خود متمایز سازد. (مثلا اگر کلیه رقیبان از رنگ آبی در برند خود در زمینه کسب و کارتان استفاده می کنند، شما رنگ بنفش را انتخاب کنید.)

بر اساس مطالعات محققان، زمانی که وقت انتخاب “صحیح ترین” رنگ می رسد، پیش بینی واکنش مصرف کننده به رنگ انتخابی که با محصول در تناسب باشد، بسیار مهم تر از خود رنگ است. بنابراین اگر مالکان کمپانی هارلی-دیویدسن (Harley-Davidson-migna.ir) می خواهند محصولی را تولید کنند که در مشتریان احساس قدرت کنند، باید پیش بینی کنند که محصولاتی با رنگ صورتی هرگز به فروش نخواهد رسید.

جنیفر آکر، استاد دانشگاه استنفورد، مطالعاتی را در زمینه‌ی وسعت ویژگی برند انجام داده و پنج اصلی را که نقش مهمی در شخصیت برند بازی می‌کند مورد بررسی قرار داده است. مطالعات دیگر نشان داده که واقعاً بین استفاده از رنگی خاص و برداشت مصرف‌کننده از ویژگی برند رابطه وجود دارد.

هر رنگ با ویژگی خاصی در ارتباط است. ( مثلاً رنگ قهوه ای با خشونت، بنفش با فرهیختگی، و رنگ قرمز با هیجان در ارتباط است). اما نکته قابل توجه در اکثر مطالعات دانشگاهی درباره رنگ و بازاریابی این است که به جای پرداختن به رنگ های کلیشه ای و مربوطه معمول، رنگ انتخابی تان باید با ویژگی دلخواهِ برندتان، تناسب داشته باشد.

به نادرست بودن این مفهوم کلی که رنگ سبز به معنی آرامش است توجه کنید. در صورت داشتن چنین عقیده ای از موضوع اصلی دور می مانیم؛ گاهی از رنگ سبز برای برندهای مربوط به امور زیست محیطی  مانند Timberland’s G.R.E.E.N standard, استفاده می شود، اما رنگ سبز گاهی اوقات جنبه مالی را هم مانند mint.com ( سرویس مدیریتی امورمالی شخصی در آمریکا) در برمی گیرد.

این موضوع درباره‌ی سایر رنگ‌ها هم صدق می‌کند، مثلاً رنگ قهوه‌ای در یک حوزه به معنی خشونت و در جایی دیگر نشاندهنده‌ی صمیمت و احساس میزبانی (مانند مراسم شکرگزاری) و یا اشتها‌آور ( مانند آگهی تبلیغاتی شکلات)  است.

اما این نکته را به خاطر داشته باشید که زمینه کاری شما مهم ترین نقش را بازی می کند. احساس و تصویر ذهنی که برند شما در متقاعد کردن مصرف کننده می گذارد، بسیار مهم است. رنگ انتخابی حتما باید با برند متناسب باشد.

یکی از جالب‌ترین آزمایشات در این زمینه توسط آقای Joe Hallock انجام گرفته. تحقیقات این شخص نشون داد که جنسیت در ترجیح دادن رنگ‌ها هم نقش داره (البته اغلب پاسخ‌دهندگان به این پرسش‌ها از جوامع غربی بودن). یکی از نکات جالب در تحقیقات جو هالوک، همونطور که در تصویر زیر می‌بینین، برتری رنگ آبی نسبت به سایر رنگ‌ها در میان هردوجنس زن و مرد هست و البته تفاوت در گرایش نسبت به رنگ ارغوانی در بین این دو گروه البته این رو هم نباید از یاد برد که محیط شخص- به خصوص ادراک فرهنگی- نقشی مهمی رو در تناسب یک رنگ برای یک جنس خاص بازی می‌کنه که این این مورد می‌تونه انتخاب‌های شخصی رو تحت الشعاع قرار بده.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

شایان ذکر است که محیط زندگی فردـ خصوصا مفاهیم فرهنگی نقش خیلی مهمی در علاقمندی افراد به رنگ های خاصی دارد. مثلا مقاله ای در مجله‌ی Smithsonian توضیح می‌دهد که چگونه آبی به رنگی برای پسرها و صورتی به رنگ دخترها تبدیل شده است.
مهم ترین نکته ی قابل توجه در این تصویر، علاقه ی هر دو جنس مرد و زن به رنگ آبی است. اما درباره رنگ بنفش هیچ شباهتی باهم ندارند. رنگ بنفش در صدر لیست رنگ های مورد علاقه ی خانم ها است. در رابطه با درک رنگ، مردان رنگ های تند را ترجیح می دهند، درصورتی که زنان رنگ های ملایم تری را دوست دارند.

بهتر است برای طراحی لوگوی خود این اطلاعات را در ذهن داشته باشید. چرا که در جذب مصرف کنندگان تأثیر به سزایی دارد.

هماهنگی رنگ ها و نرخ تبدیل    

اخیرا انتخاب “بهترین” رنگ برای نرخ تبدیل در وب سایت ها به موضوع بسیار محبوبی تبدیل شده است.  این وبسایت ها با توجه به این نکته که هیچ رنگی، بهترین رنگ برای نرخ تبدیل نیست،  توانسته اند پیشرفت خوبی در این زمینه داشته باشند.

براساس قانون روان شناسی تحت عنوان “اثر جداسازی” (the Isolation Effect)، احتمال یادآوری  آیتمی که “مانند انگشت شست نسبت به سایر انگشتان متمایز باشد، بیشتر است”. تحقیقات به وضوح نشان می دهد زمانی که یک آیتم نسبت به آیتم های اطرافش برجسته تر است، افراد بیشتر به آن توجه کرده و آن را به خاطر می‌سپارند.

مثلاً در مثال بالا باکس Sign Up مانند یک جزیره قرمز در میان دریای آبی صفحه بیشتر خودنمایی می کند.

مطالعاتی تحت عنوان “پاسخ زیباشناختی به ترکیب رنگ” و “ترجیحات مصرف کننده درباره ی ترکیب رنگ” نشان می دهد  در حالی که اکثریت مصرف کنندگان الگوهای رنگی با ته رنگ های مشابه را ترجیح می دهند، اما پالت هایی با رنگ های  بسیار متضاد را می پسندند.

این عبارت از نظر هماهنگی رنگ به معنی ایجاد یک ساختار بصری متشکل از پایه رنگ های مشابه و متضاد کردن آنها با رنگ های مکمل تند است. از رنگ های ثانویه نیز می توانید استفاده کنید.

ممکن است پس از خواندن این مطلب احساس کنید یک  دکوراتور داخلی هستید، اما درک درست این اطلاعات در درک نوسانات و بهینه سازی نرخ تبدیل از اهمیت بالایی برخوردار است.

در مثال زیر تغییر رنگِ کادر باعث افزایش نرخ تبدیل شد:

زمانی که رنگ باکس را از سبز به قرمز تغییر دادند، نرخ تبدیل ۲۱ درصد افزایش یافت. اما این بدان معنا نیست که رنگ قرمز دارای قدرت جادویی است و مردم را جذب می کند.

بیشتر که به عکس توجه کنید متوجه می شوید که رنگ سبز با قسمت های دیگر صفحه هماهنگی بیشتری دارد. رنگ قرمز (که مکمل سبز است) تضاد بصری چشمگیری را به وجود آورده است.

چرا قهوه “موکا” دوست داریم اما از رنگ “قهوه ای” متنفریم.

                                                                                                                             اگرچه روش‌های درک رنگ‌های مختلف، متفاوت است، اما نام خود رنگ‌ها هم در علاقه‌ی ما به آنها بی‌تأثیر نیست.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

                                                                                                                  تصاویری که در زیر آورده شده متعلق به شرکت Chopra که میزان دانلود نرم‌افزار تولیدی این شرکت رو در استایل‌های مختلف دانلود نشون می‌دن.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

ا

 
در بعضی موارد فقط نوشته شده دانلود، ودر  بقیه نوشته شده دانلود رایگان. می‌تونین حدس بزنین که کدوم استایل عمکلرد بهتری داشت؟
 
استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

در یک مطالعه از افراد خواستند تا محصولات را بر اساس نام‌های رنگی مختلفی ارزیابی کنند. نام‌های “شیک” بیشتر مورد استقبال افراد قرار گرفتند. به عنوان مثال، برند موکا از رنگش که قهوه‌ای بود، طرفداران بیشتری داشت. در صورتی که محققان رنگ های یکسانی را به آنها نشان داده بودند.

این تحقیق در طیف متنوعی از محصولات انجام گرفت و نتیجه ی همه ی آنها یکسان بود. به چشم مصرف کنندگان برندهایی که رنگی نوشته شده بودند جذاب تر بود.

ثابت شده که هرچه نام رنگ ها غیرمعمول تر و منحصربه فردتر باشد، نیت خرید مصرف کننده را بیشتر می کند. مثلا پاستیل هایی با نام “رازماتا” (Razzmatazz) فروش بیشتری از پاستیل هایی با نام “زرد لیمویی” داشتند. این موضوع درباره محصولات غیرغذایی هم صدق می کند.

پس به خاطر داشته باشید که انتخاب رنگ هم به اندازه‌ی انتخاب نام برند از اهمیت ویژه‌ای در جلب توجه مصرف‌کننده دارد.

 

نوشته قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

محتوای برنددار نردبان موفقیت برند شما

مدت مطالعه ۱۰ دقیقه

نوشتن محتوای برنددار راهی برای تبلیغ برند خود از طریق محتو‌است. تولید محتوای برنددار برای کسب‌وکارها چیز جدیدی نیست، اما هنوز هم بسیاری از مردم و صاحبان برند از آن آگاهی ندارند. می‌توان گفت که تولید محتوای برنددار، بخش مهمی از بازاریابی محتو‌است. با استفاده از محتوا می‌توان ابعاد و جنبه‌های مختلف آن را تقویت کرد. اما چگونه؟ 

  •  گفتن ‌داستان برند

هر برندی داستان منحصر‌به‌فرد خود را دارد. هرچه داستان برند جذاب‌تر باشد، یقینا افراد بیشتری را جذب خواهد کرد و شناخت برند را میسر می‌سازد. بنابراین، لازم است از اهمیت آن غافل نشوید. گاهی اوقات تنها خواندن یا شنیدن داستان برند برای شناخته‌شدن و ترغیب مخاطبان به خرید محصول و خدمات آن برند کافی است. داستان الهام‌بخش که از طریق آن بتوانید دل مخاطبان را به‌دست آورید، بنویسید. داستان برند باید الهام‌بخش باشد و دید منفی انسان را نسبت به زندگی تغییر دهد. بنابراین، با گفتن داستان جذاب برند خود و اهدافی که دارید، می‌توانید به معروف‌شدن، آگاهی بیشتر مخاطبان از برند و فروش بیشتر محصولات و خدمات خود کمک کنید.

محتوای برند دار نردبان موفقیت برند شما

  •  توصیف و نمایش مزایای محصول و خدمات 

شما می‌توانید با معرفی محصول خود با یک محتوای ویدئویی جذاب، برند خود را بیشتر در معرض دید قرار دهید و به آگاهی از برند کمک کنید. به مردم مزیت‌ها و معایب محصول یا خدمات خود و نحوه کار با آن را نشان دهید. سعی کنید به شکلی مؤثر مزایای محصول را بیان کنید به این صورت مخاطبان شما بیشتر به خرید ترغیب می‌شوند و برند شما بیشتر شناخته می‌شود. به خاطر بسپارید که تنها گفتن داستان کافی نیست، بلکه باید نشان دهید چه محصولات و خدمات عالی ارائه می‌دهید.

محتوای برند دار نردبان موفقیت برند شما

  •  شکل‌دادن ارتباط با مخاطب 

به جای اینکه از همان ابتدا به فکر بازاریابی برند باشید، در محتوای خود باید روی شکل دادن روابطی خوب و دوستانه با مخاطبان خود تمرکز کنید. سعی کنید ذهنیتی در مخاطب ایجاد کنید که شما را از طریق رفتار و لحن برند مؤدبانه و دوستانه در محتوا به خاطر بیاورند. از ابزار شبکه‌ اجتماعی برای رسیدن به این هدف استفاده کنید. با نوشتن محتوای برند خوب در شبکه‌های اجتماعی، می‌توانید جایگاه برند خود را ارتقا دهید. علاوه بر این، بهتر است درباره فعالیت‌های بشردوستانه خود به آنها بگویید و نشان دهید که انگیزه شما نه‌تنها فروش محصول بلکه خدمت به جامعه نیز هست.

محتوای برنددار نردبان موفقیت برند شما

  •  توصیف فرهنگ سازمانی

در تولید محتوا، درباره فرهنگ سازمانی برند خود صحبت کنید. شما باید داستان برند خود را از دیدگاه کارکنان خود بگویید. درباره احساسی که از کار در این شرکت دارند، مزایایی که به‌دست می‌آورند، رفتار کارفرما و اهدافی که در این سازمان به آن دست یافته‌اند، صحبت کنید. وقتی مردم بدانند که شرکت شما به کارکنان خود  توجه می‌کند و حس خوبی از کار کردن در آنجا دارند، تصویر خوب و مثبتی از شرکت شما در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. بنابراین، باید برای کارکنان خود تمام امکانات لازم را فراهم کرده و  به این امکانات در محتوای خود اشاره کنید.

  •  حفظ انسجام و تناسب محتوا

هنگام نوشتن محتوا برای برند خود باید به حفظ انسجام و مرتبط بودن مطالب دقت کنید. از هدف اصلی تبلیغ برند خود منحرف نشوید. به هدف بچسبید و درباره هرچیزی که به برند شما ربط دارد، در محتوا صحبت کنید. مخاطبان هدف خود را به خوبی بشناسید و سعی کنید بفهمید که چه چیزی و چه محتوایی بیشتر آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. محتوای خود را به نحوی اثربخش تبلیغ کنید و فراموش نکنید که تقویمی برای تولید منظم محتوا ایجاد کنید. 

محتوای برند دار نردبان موفقیت برند شما

  •  ارزیابی محتوا

کیفیت مطالب خود را از طریق روش‌هایی مانند رشد مخاطب، نرخ کلیک، میزان ترافیک سایت و غیره بسنجید. بررسی کنید که آیا محتوای شما توانسته است مخاطبان را جذب کند یا خیر. با ارزیابی  محتوای برنددار خود می‌توانید تغییرات مورد نظر را در محتوای خود ایجاد کنید. علاوه بر این، برند خود را در بین انواع برندهای دیگر متمایز کرده و معروف شوید. به طور خلاصه، با ارزیابی و سنجش محتوا، نقاط قوت و ضعف محتوای برند خود را بهتر می‌شناسید. 

  •  استفاده از عناصر بصری در محتوای برند

هنگام نوشتن درباره برند خود، می‌توانید روی عناصر و محتوای بصری تکیه کنید چون تأثیرگذاری بیشتری داشته و محتوای شما را تقویت می‌کند. تصاویری از محل کار خود را به آنها نشان دهید. به صورتی که بفهمند شما در محیطی پویا و منظم کار می‌کنید. همچنین می‌توانید به مشتریان خود نحوه تولید یک محصول خاص را از طریق ویدئو نشان دهید. این کار به افزایش اعتماد به برند و محصول کمک می‌کند. مردم محتوای بصری را دوست دارند بنابراین از تصاویر، محتوای ویدئویی در معرفی و نمایش محصولات و  برند خود استفاده کنید.

منبع:شنبه

نوشته محتوای برنددار نردبان موفقیت برند شما اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برند KFC , طعمی پرهیجان درجام جهانی

مدت زمان مطالعه ۸ دقیقه

در آستانه شروع جام جهانی ۲۰۱۸، تب و تاب تندی جهان را فرا گرفته ‌و تقریبا در تمام نقاط دنیا، صحبت از این بازی‌ها و هیجان‌های ناشی از آن است؛ هیجانی که می‌تواند یک نقطه پرش برای برندهای مختلف و مشهور جهانی نیز باشد و بتوانند از طریق همگام‌شدن با این مناسبت بزرگ ورزشی، درخششی متمایز را در فرایند تبلیغاتی و برندسازی خود رقم بزنند. در همین راستا برند معروف سرهنگ ساندرز از طریق همکاری با آژانس بازاریابیFrank and Fame کمپین جالب توجهی را راه‌اندازی کرده ‌که هدف اصلی آن برقراری یک ارتباط برانگیزنده بین کنتاکی‌های KFC و هیجان ناشی از جام جهانی است.
این کمپین در قالب سه تصویر ارائه شده ‌که دارای محتوای معنایی یکسان بوده و سعی در ایجاد یک رابطه دو‌سویه بین طعم محصولات KFC و هیجان موجود در بازی‌های جام جهانی دارد. مهم‌ترین مفهومی که در این کمپین برجسته شده‌، طعمی است که می‌تواند در کنار مفاهیمی مانند صعود، بالا رفتن و هیجان قرار بگیرد؛ یعنی ادویه‌های خاص این برند که طعم تند آنها غالب است. مطمئنا یک طعم تند و داغ، می‌تواند مضامینی مانند صعود، پیشرفت و گل‌زدن را در ارتباط با بازی فوتبال ایجاد کند و این درست همان کاری است که این کمپین تبلیغاتی به دنبال پررنگ‌کردن آن است.

برند KFC , طعمی پرهیجان جام جهانی

در تصاویر مذکور ظرف قرمز شناخته‌شده برند کی‌اف‌سی مشاهده می‌شود که در لبه‌های آن ۴ نورافکن قرار داشته و فضای بالای این ظروف را روشن می‌کنند؛ فضایی که در آن، یک بازیکن فوتبال همراه با توپ خودش به سمت بالا پرتاب می‌شود و در حال اجرای حرکات جذاب ورزشی است. عباراتی که در قسمت بالا و پایین این تصاویر نوشته شده‌اند نیز مفاهیم موفقیت و بالا رفتن را به ذهن متبادر می‌کنند: ادویه‌هایی که بالا برده و ترقی می‌دهند؛ افتخار و مباهات یک طعم، بال‌های داغ! به بیان دیگر، گویی این ظرف قرمزرنگ، بال‌هایی برای پریدن را به بازیکن فوتبال می‌دهد.
طعم‌های تند ادویه مفاهیمی مانند بالا رفتن و صعود را در خود جای داده‌اند و تصویر بازیکنانی که به سمت بالای ظرف پرتاب شده‌اند نیز به معنای موفقیت و پیشرفت خواهد بود، ضمن اینکه هیجان ناشی از تشویق و به سمت بالا پرتاب‌کردن بازیکنان را نیز به بیننده القا می‌کنند؛ در ادامه برند کی‌اف‌سی، این ترقی و پیشرفت را افتخاری می‌داند که نصیب مرغ‌های طعم‌دار آن شده ‌و عبارت بال‌های داغ نیز تیر خلاصی که در این تصاویر به چشم می‌خورد: کی‌اف‌سی به شما بال‌هایی برای پریدن می‌دهد؛ بال‌های داغی که می‌توانند شما و تیم محبوب شما را برنده کنند.
از آنجایی که کی‌اف‌سی یک غذای فست‌فود محبوب در سراسر جهان است، مطمئنا می‌تواند یک میان‌وعده مناسب برای تماشاگران بازی‌های جام جهانی روسیه باشد که حین دیدن فوتبال تیم محبو‌ب خود، آن را میل کنند؛ به همین دلیل کمپین فوق یک حرکت تبلیغاتی دقیق به شمار می‌رود که در زمانی مناسب ارائه شده و به طور غیرمستقیم، هیجان و میل به برنده‌شدن در این بازی‌ها را از طریق طعم‌های تند خود به تصویر کشیده است.

نوشته برند KFC , طعمی پرهیجان درجام جهانی اولین بار در ماورا پدیدار شد.