سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

سئو دائما در حال تغییر است و تا به خودمان می‌آییم، متوجه می‌شویم که هرچه تا به حال رشته‌ایم، پنبه شده. کلیدواژه‌هایی که چندین روز صرف تجزیه و تحلیلشان کردیم، دیگر اهمیت ندارند، الگوریتم‌هایی که با هزار زحمت از روش کار گوگل به دست آورده‌ایم، زمین تا آسمان تغییر کرده‌اند. بنابراین، اطلاع از جدیدترین روندهای سئو و تغییرات آن بسیار اهمیت دارد زیرا اگر از قبل با این تغییرات آشنا شویم، غافلگیر نخواهیم شد و شاید بتوانیم فکری به حال کنیم. به همین دلیل چند سؤال زیر مطرح می‌شود:

دنیای سئو در سال ۲۰۱۹ چه تغییری خواهد کرد؟ چه روندهای سئوی جدیدی ظهور خواهند کرد، کدام‌یک از روندهای قدیمی از دور خارج می‌شوند و کدام روندهای سئو در سال ۲۰۱۹ باقی خواهند ماند؟ برای پاسخ به این سؤالات در این مقاله به جدیدترین روندهای سئو در سال ۲۰۱۹ که بیشتر به کار شما می‌آیند، اشاره می‌کنیم.

حاکمیت سئو خود را با جست‌وجوی صوتی  آغاز کنید.

جست‌وجوی صوتی چند وقتی است که با سرعت بسیار زیادی در حال افزایش بوده و هر روز برای کاربران محبوب‌تر می‌شود. کارشناسان بر این باورند که تا سال ۲۰۲۰، ۵۰ درصد تمام جست‌وجوهای کاربران، جست‌وجوی صوتی خواهد بود.

تعداد افرادی که از دستیاران صدا استفاده می‌کنند، سال به سال و با سرعت زیاد افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، ۳۵٫۶ میلیون آمریکایی از جست‌وجوی صوتی تلفن همراه خود، حداقل یک بار در ماه استفاده می‌کنند و در حال حاضر، یک نفر از هر ۶ آمریکایی در خانه خود اسپیکر هوشمند دارد.

اگرچه دنیای موتورهای جست‌وجو و روندهای سئو دائما در حال تغییر و تحول هستند، اما افزایش استفاده از جست‌وجوی صوتی هنوز هم یکی از بزرگ‌ترین و مثبت‌ترین تغییرات است و که جست‌وجوی صوتی چیزی کاملا متفاوت بوده و به یک استراتژی بهینه‌سازی کاملا متفاوت نیاز دارد.

همچنین لازم است توجه داشته باشید که گوگل، پاسخ‌های کوتاه به سوالات جست‌وجوی صوتی را ترجیح می‌دهد: نتیجه و جواب معمولی به طور متوسط حدود ۲۹ واژه است.

جالب‌تر از آن ارتباط زیاد بین بهینه‌سازی جست‌وجوی صوتی و پاسخ‌های ویژه گوگل وجود دارد. همان پاسخ‌های کوتاهی که گاهی اوقات در بالای همه‌ نتایج جست‌وجو می‌بینید و در SERPها هیچ جایگاهی ندارند.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

شاخص اول سئو در موبایل

در ماه مارس سال ۲۰۱۸، گوگل بالاخره شروع به تغییر دادن و روی آوردن به شاخص اول موبایلی کرد. این شاخص در واقع به این‌صورت عمل می‌کند که در جست‌وجو با تلفن همراه رسپانسیو بودن و بهینه‌بودن یک وب‌سایت از نظر گوگل تاثیر در سئوی آن وب‌سایت در تلفن همراه دارد.

به این‌صورت که ممکن است وب‌سایتی در جست‌وجوی گوگل در یک کلمه خاص در کامپیوترهای شخصی لینک اول قرار گیرد اما به علت بهینه‌نبودن صفحات آن وب‌سایت برای تلفن همراه در تلفن همراه لینک اول نباشد.

نباید از این موضوع غافل شد زیرا دستگاه‌های تلفن همراه در حال حاضر تقریبا نصف ترافیک یک سایت را تشکیل می‌دهند و این عدد هنوز هم رو به افزایش است.

اما چرا این شاخص، یکی از روندهای سئو در سال ۲۰۱۹ شده است و برای طراحان وب دقیقا چه معنایی دارد؟ و آیا می‌توان انتظار داشت روندی مثل «شاخص جست‌وجوی صوتی» ایجاد شود؟ شاخص اول موبایلی کمتر از یک سال قدمت دارد و بنابراین، به‌راحتی نمی‌توان گفت که دقیقا این روند در آینده چه تاثیراتی خواهد داشت.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

اما چیزی که در این روند مهم قلمداد می‌شود، سرعت و داشتن یک وب‌سایت رسپانسیو است؛ وب‌سایتی که نه‌‌تنها در دستگاه‌های موبایل کارکرد خوب و عالی داشته باشد، بلکه از سرعت بالایی برخوردار بوده و موبایل‌پسند باشد. به نظر می‌رسد که بزرگ‌ترین مشکلی که گوگل با وب موبایلی دارد، سرعت بارگذاری پایین وب‌سایت‌هاست و به همین دلیل می‌خواهد از نفوذ خود در بازار استفاده کند تا صاحبان وب‌سایت را وادار کند عملکرد بهتری داشته باشند.

سرعت یک وب‌سایت یکی از اجزای اصلی است که تجربه کاربری یک وب‌سایت را تشکیل می‌دهد و بهترین کاری که صاحبان وب‌سایت می‌توانند برای بهبود حضور آنلاین در وب انجام دهند، کاهش زمان بارگذاری و افزایش سرعت سایت در موبایل است.

ساخت وب‌سایت‌های موبایل‌پسند و خلق تجارب کاربری بهتر برای بازدیدکنندگان با استفاده از دستگاه‌های تلفن همراه ضروری است، چون اگرچه نمی‌توان پیش‌بینی کرد که چه تغییراتی بعدا در شاخص اول موبایلی رخ می‌دهد اما آنچه که از سابقه‌ گوگل می‌شود فهمید، این است که وب‌سایت‌های شما باید دو ویژگی سهولت استفاده و قابلیت جست‌وجو و کاوش راحت را داشته باشند تا تجربه کاربری خوبی را برای کاربر خلق کرده و باعث افزایش سرعت سایت شود.

 

تاثیرگذاری فناوری بلاکچین بر سئو و SEM

ممکن است فکر کنیم که بلاکچین بیشتر به بیت‌کوین و ارز رمزنگاری‌شده و چیزهایی از این قبیل مرتبط باشد اما این تفکر اشتباه است و تاثیر بلاکچین بسیار فراتر از آن است.

به طور خلاصه، بلاکچین با هدف ثبت مطمئن و ایمن معاملات ایجاد شده و از آن می‌توان برای معاملاتی (به دلیل ارتباط بین آگهی‌دهندگان و صاحبان وب‌سایت) که در موتورهای جست‌وجو اتفاق می‌افتد، استفاده کرد.

گوگل که در اینجا به عنوان واسطه بین تبلیغ‌کننده و صاحب‌وب سایت عمل می‌کند، به این دو گروه کمک می‌کند به یکدیگر اعتماد کنند به طوری که تمام این معاملات به آرامی انجام شود.

اما بلاکچین دقیقا به چه معناست؟ بلاکچین می‌تواند با ۱۰۰ درصد دقت تایید کند که یک کاربر دقیقا همان کسی است که خود او می‌گوید.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

بلاکچین تشخیص می‌دهد که تبلیغ را چه کسی مشاهده کرده است: یک فرد واقعی یا یک روبات. علاوه بر این، صاحبان وب‌سایت می‌توانند اطمینان یابند که تنها برای کلیک‌های واقعی برای وب‌سایت خود پول می‌پردازند. بنابراین همه اینها به کاهش فریب و کلاهبرداری‌های تبلیغاتی کمک می‌کند.

البته، این فناوری نه‌تنها بر درآمد حاصل از تبلیغ گوگل اثر می‌گذارد، بلکه به طور کلی بر سئو نیز تاثیرگذار است. هم‌اکنون، مایکروسافت و دیگر شرکت‌های بزرگ با سیستم‌های هویت مبتنی بر بلاکچین Blockstack Labs و ConsenSys کار می‌کنند که به بهبود خدمات و اپلیکیشن‌ها کمک می‌کند.

با استفاده از طرح نشانه‌گذاری جاسازی شده نیز وب‌سایت‌ها می‌توانند هویت بازدیدکنندگان خود را ثبت کنند یا حتی با کمک آن می‌توان محاسبه کرد که کدام بازدیدکنندگان کمک کرده‌اند یک پست خاص به محتوایی باارزش تبدیل شود و چه اقداماتی انجام داده‌اند. همه‌ این موارد جزو عوامل رتبه‌بندی در موتورهای جست‌وجو بوده و وب را به یک محیطی قوی‌تر و سازنده‌تر تبدیل می‌کند.

سئو و ظهور بهینه‌سازی جست‌وجوی آمازون

بسیاری از متخصصان سئو، بهبود و رشد عظیم بهینه‌سازی جست‌وجوی آمازون (Amazon Search Optimization ) را در سال جاری انتظار دارند. طبق مطالعه‌ شرکت کنشو (Kenshoo) روی مصرف‌کنندگان آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه، ۷۲ درصد خریداران از آمازون برای پیداکردن محصولات خود استفاده می‌کنند.

جالب‌تر اینکه آنها متوجه شدند که در واقع، ۵۶ درصد مصرف‌کنندگان قبل از اینکه به سراغ سایت‌های دیگر بروند، ابتدا در آمازون به جست‌وجو می‌پردازند. علاوه بر این، آنها فقط به دنبال یافتن محصولات نبوده بلکه هرچیزی که نیاز داشتند (نقد و بررسی محصولات، پیشنهاد محصولات مشابه و همه‌ محصولات دیگری که ممکن است به آن علاقه‌مند باشند) را در آمازون جست‌وجو می‌کردند و در صورتی که چیزی پیدا نمی‌کردند به سراغ گوگل می‌رفتند.

به عبارت دیگر، آنها در واقع، به موتور جست‌وجوی دیگری برای یافتن آنچه نیاز دارند یا می‌خواهند بخرند، نیاز آنچنانی ندارند و همچنین تحقیقات مناسب و لازم را قبل از تصمیم‌گیری برای خرید انجام می‌دهند.

این اتفاق قطعا تهدیدی بسیار بزرگ برای گوگل و تبلیغات گوگل است. اگر مردم کمتر محصولات موردنیاز خود را در گوگل جست‌وجو کنند، بر درآمد و تبلیغات گوگل تأثیر زیادی خواهد گذاشت. طبق جدیدترین داده‌های حاصل از گزارش جهانی تحقیقات خرید مصرف‌کننده BigCommerce، وقتی که صحبت از خرید می‌شود مردم آمازون را به دلیل راحتی، قیمت و سهولت حمل‌ونقل ترجیح می‌دهند.

شبیه این اتفاق برای وب‌سایت‌های مطرح فروشگاهی در ایران نیز افتاده است، به طوری که در حال حاضر بسیاری از افراد برای پیداکردن محصول مورد نیاز خود به جای جست‌وجو در گوگل، در دیجی‌کالا یا بامیلو محصولشان را جست‌وجو می‌کنند.

 سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال 2019

سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹

حرف آخر

همین حالا هم تغییرات زیادی در دنیای دیجیتال از جمله در روندهای سئو و بهینه‌سازی موتور جست‌وجو رخ می‌دهد که گاهی اوقات هیجان‌انگیز و کمی ترسناک است.

شاید دقیقا معلوم نباشد که در آینده چه تغییراتی در روندهای سئو ایجاد می‌شود اما فناوری‌های نوظهور و قدیمی‌تر کم‌کم تاثیر بسیار زیاد خود بر سئو را نشان می‌دهند حتی اگر اکنون چنین اتفاقی نیفتاده باشد اما در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد تاثیر این روندهای سئو خواهیم بود.

اما شما فکر می‌کنید بزرگ‌ترین تغییرات و روندهای سئو چه خواهند بود؟ انتظار دارید چه تغییراتی در سئو در سال ۲۰۱۹ ایجاد شود؟ کدام یک برای شما هیجان‌انگیزتر است؟

منبع:شنبه

نوشته سئو و برندسازی اینترنتی و تاثیر جستجوی صوتی در سال ۲۰۱۹ اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

مارتین لیندستروم در کتاب «بازاریابی حسی» توضیح می‌دهد که چگونه در عملیات بازاریابی حواس پنج‌گانه را درگیر کنیم.

با اینکه در اغلب تبلیغات از صدا و تصویر استفاده می‌شود، مردم علاوه بر آن می‌توانند به بوها، چیزهایی که لمس می‌کنند مانند جعبه محصول و مزه‌ها نیز واکنش نشان دهند. همچنین می‌توانند هر محرک را با احساسات یا تجارب مختلف مرتبط کنند. اغلب عملیات بازاریابی دو بعدی است یعنی فقط از بینایی و شنوایی استفاده می‌شود. شاید بتوان عملیات بازاریابی طراحی کرد که بر ۵ حس مخاطب تاثیر بگذارد. حال تاثیر هرکدام از این موارد را بررسی می‌کنیم.

برندسازی حسی ایده‌ای است که برای بشر بیشترین پذیرش را دارد، وقتی که همهٔ پنج حس را درگیر می‌کند. شرکت دادن سه حس لامسه، بویایی و چشایی در برندسازی، راهی اثبات شده برای متمایز کردن و به‌یادماندنی کردن برند و نیز برقراری ارتباط عاطفی مؤثر و قوی با مشتریان است؛ بنابراین برندسازی حسی چیزی بیش از کاربرد سنتی آن است که تنها دو حس شنوایی و بینایی را درگیر می‌کند و تأثیر بسیار مطلوب در ارتباطات مؤثر بازاریابی برای آینده خواهد داشت.

برندسازی حسی و دنیای جدید پیش روی برندها

برندسازی حسی یعنی ایجاد حس های نوستالژیک در مشتریان و ترغیب آنان به خرید. بسیاری از بو ها، رنگ ها و صداها تداعی کننده خاطرات دلنشین مردم یک فرهنگ و یا سرزمین هستند. شما می توانید برند حسی خود را داشته باشید و بیانگر یک حس و حال خاص باشید. طبق تحقیقات ۹۳ درصد افرادی که خرید می کنند به خاطر رنگ محصولات جذب شده اند و ۶ درصد به خاطر جنس محصولات و آن یک درصد درگیر بو و فضا و سایر عوامل حسی دست به خرید زده اند.
پیچیده‌ترین قسمت در مدیریت یک پروژه برندسازی حسی، همسو سازی و ایجاد تعامل درست میان فرایندهای مدیریت طراحی با فرایندهای مدیریت کسب و کار و بازاریابی کلاسیک است. به این دلیل که در چنین پروژه‌هایی دو طرز فکر کاملاً متفاوت مشارکت می‌کنند که یکی خلاقانه و هنری و مبتنی بر درک شهودی و استنباط ابداکتیو است و دیگری مهندسی و ریاضی و مبتنی بر روش‌های عقلانی است. عدم همراهی و عملکرد ناهماهنگ این نقش‌ها عمدتاً پروژه‌های برندسازی حسی را به شکست می‌کشاند. برای حل این مسئله مدیریت طراحی نقش پر رنگی ایفا می‌کند و تدوین تفهیم‌نامه برند به عنوان یکی از انواع تفهیم‌نامه طراحی با مشارکت مستقیم متولیان طراحی و متولیان کسب و کار در سازمان، تا حد زیادی در سرنوشت و موفقیت یک پروژه برندسازی حسی مؤثر خواهد بود. تعریف پیش زمینه و کلیات پروژ، بررسی حیطه و طبقه کسب و کار ، بررسی مخاطب هدف، معرفی شرکت، محصولات و خدمات آن، اهداف کسب وکار (business objectives) و راهبرد طراحی (design strategy)، چشم‌انداز پروژه، زمانبندی و بودجه و … ممکن است از جمله مطالب یک تفهیم‌نامه برند باشد. وجود یک تفهیم نامه برند سبب می‌شود تا قضاوت نهایی دربارهٔ خروجی‌های حسی برند، نه به صورت ذهنیت‌گرایی و سلیقه‌ای، بلکه مبتنی بر عینی‌گرایی و اهداف مشخص پروژه به پیش برود و از اختلافات سلیقه‌ای در میان متولیان برند جلوگیری شود.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

انواع برندینگ حسی

برندسازی و تاثیر حس بویایی در یک برند

تا به حال توجه کرده اید با دیدن صحنه ای از یک فیلم که بازیگران در یک باغ گل رز در حال پیاده روی هستند و یک گل زیبا را استشمام می کنند، به این فکر می افتید که ای کاش من هم می توانستم بوی آن را استشمام کنم، با این نگرش می بینیم که دیگر تبلیغات بیلبوردی یا تصاویر اینترنتی نمی تواند حس بویایی را برای شما فراهم آورد. اگر کمی به گذشته برگردیم، می بینیم که استفاد از بو در جلب مشتری از قدیم به گونه ای دیگر رواج داشته است مثل انداختن دنبه در آتش توسط کباب فروش ها یا استفاده از هواکش قوی در قهوه فروشی ها و نانوایی ها برای دمیدن بو به سمت خیابان.بوها با خاطرات ما گره خورده اند و زمانی که بویی جدید به مشام ما برسد در جا با موقعیتی که در آن هستیم پیوند خورده و یک خانه از حافظه ما را پر می کند. تجربه نشان داده است که بوهای آشنا به خصوص بوهایی که تداعی گر محیط های امن و دوستانه هستند ضریب فروش را بالا برده و بسیاری از شرکت های بزرگ از این راز آگاه هستند و از آن استفاده می کنند .

شاید تا به حال فکر نکرده باشیم که حس بویایی در رفتار خرید مشتری چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. ۷۵ درصد احساسات ما به بویی که حس می‌کنیم بستگی دارد. اگر صاحب فروشگاه هستید شاید بویی که از فروشگاه شما به مشام می‌رسد به اندازه دکوراسیون فروشگاه در خریدها تاثیرگذار باشد.

قدرت بویایی ده هزار بار موثر‌تر از چشایی است، با این حال کمتر از ۳ درصد شرکت‌های موفق دنیا از این حس در تبلیغات و برندسازی خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از مردم به طور شفاف بوی ماشین نو را به خاطر دارند. آیا فکر می‌کنید این موضوع اتفاقی است؟ خودروسازان باهوش در آخرین مرحله تولید اسانس خاصی را در داخل خودرو پخش می‌کنند تا خریدار در اولین هفته‌های استفاده از آن خودرو حس خوبی داشته باشد.

حتی برخی از شرکت‌ها بوی خاصی را به عنوان بخشی از برند خود ثبت می‌کنند! فرودگاه سنگاپور از یک بوی ثبت‌شده برای معرفی برند خود استفاده می‌کند.بو یکی از مهم‌ترین مواردی است که می‌تواند بخشی از حافظه را فعال کند. گاهی به یک میهمانی می‌رویم و احساس می‌کنیم بوی آن خانه بسیار آشنا است. مثلا دقیقا بوی خانه مادربزرگمان است که سال‌ها قبل به آنجا می‌رفتیم. شاید عطر چای، بوی قالی و یا هر چیز دیگری مشابه با بویی است که قبلا در خانه مادربزرگ استشمام کرده‌ایم. این بو به سرعت خاطرات مربوط به زمان‌های گذشته را برای ما زنده می‌کند و شاید به یاد اتفاقاتی بیفتیم که به فراموشی سپرده شده بود.در یک نظرسنجی که در سال ۱۹۳۵ انجام شد ۸۰ درصد آقایان و ۹۰ درصد خانم‌ها با استشمام بوی یک عطر خاص به یاد خاطره‌ای شفاف و واضح از سال‌های دور می‌افتند.تحقیق مجله Business Research نشان داده است که بوها و رایحه‌های مختلف پیوند عمیقی با خاطرات ما دارند. اگر فروشگاه‌ها بتوانند روی خاطره درستی دست بگذارند، احتمالا تمایل بیشتری برای خرج کردن پول نشان خواهیم داد. بوهایی که در یک فروشگاه استشمام می‌شوند می‌تواند به صورت ناخودآگاه احساس ما را نسبت به یک محصول عوض کند و اگر به درستی استفاده شوند، در کل تجربه خرید بهتری را فراهم می‌کند.

یک فروشگاه لباس تصمیم گرفت از بوی وانیل استفاده کند و فروشش در چند ماه دو برابر شد! آیا دلیلش را می‌دانید؟ روش خرید ما طوری است که بارها تا آستانه خرید پیش می‌رویم و منصرف می‌شویم. وقتی در فروشگاه در حال مشاهده لباس هستیم، زمان حضور بیشتر در آنجا احتمال خرید ما را بیشتر می‌کند، چون در یک لحظه خاص شاید از نظر احساسی در شرایطی قرار بگیریم که تصمیم نهایی را بگیریم.یک رایحه خوب می‌تواند جزوی از هویت کارمان باشد. اگر همیشه از یک اسانس خاص استفاده کنیم، پس از مدتی مشتریان با استشمام آن بوی خاص به یاد کار ما می‌افتند.

برای بوییدن از طریق کامپیوتر، پژوهشگران دستگاه کوچکی ساخته اند به نام «سن تی» (Scentee) که به برنامه ویژه ای که روی گوشی های هوشمند نصب شده، متصل می شود.«سن تی یک دستگاه کوچک است که می توانید آن را با یک رابط صوتی به تلفن همراهتان وصل کنید. این وسیله به شما اجازه می دهد که یک پیام بویایی را از طریق تلفنتان بفرستید. مثلا اگر تولد کسی باشد، می توانید برایش پیامی با بوی توت فرنگی بفرستید.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 

این دستگاه کوچک به شما اجازه می دهد تا عطر گلهایی مانند اسطوخودوس و گل یاس، میوه هایی مانند توت فرنگی و یا رایحه های محرکی مانند قهوه را برای دیگران بفرستید. «سن تی» مجهز به یک کارتریج قابل تعویض با بوهای مختلف است و در هر کارتریج حدود ۱۰۰ اسپری مختلف وجود دارد. به این ترتیب و به کمک این فناوری و با استفاده از گوشی های هوشمند می توانید اتاق اطرافیان را به آرامی و متناسب با روحیات و سلیقه آنها با بوهای مختلف معطر کنید.

تحقیقات زیادی در مورد بوی قهوه انجام شده که نشان می‌دهد باعث فعال‌تر شدن حافظه کوتاه مدت می‌شود و همچنین احساس خوب و لذت‌بخشی در شخص ایجاد می‌کند. اگر قرار است مذاکره مهمی انجام دهید سرو قهوه باعث می‌شود مطالب گفته شده در ذهن طرف مقابل بهتر ثبت شود , و یا برند کرایولا شروع به جستجوی بوی خاص تجاری خود کرد و از مداد رنگی که محصول اصلی اش است این کار را شروع کرد و شکی نیست که بوی خود را در حافظه میلیونها کودک که با آن نقاشی می کنند حک می کند.برای ما ایرانیان بوی هل، گلاب، برنج دم کشیده، چای نبات و بوی برگه های کتاب تازه و یا بوی بهار نارنج و … نوستالژیک هستند. هر چند شاید امکان پذیر نباشد که این بو ها را به عنوان عطر به تولید رساند اما می توان از این بو ها در فروشگاه ها برای جلب مشتری استفاده کرد. آرام کردن و دلنشین کردن فضای خرید می تواند راه خوبی برای پر فروش تر کردن محصولات و برند شدن باشد. سعی کنید با برانگیختن احساسات نوستالژیک و خاطرات دلنشین وطنی، برند سازی حسی و یا تجربه محوری ایجاد کنید. با این کار در ذهن مشتریان ماندگار می شوید .
بوی نان تداعی کننده احساس گرمی و خانگی است، بوی سیب و خیار فضای فروشگاه را بزرگتر می کند و بوی هل آرامش بخش است. بوی دود باعث می شود فضا کوچکتر به نظر بیاید. بوی چرم تداعی کننده شیک بودن است.

حس لامسه و تاثیر آن در برندسازی 

چگونگی احساس یک برند، ارتباط زیادی با آن دسته از کیفیتهای دارد که به محصول نسبت می دهیم .مردم هنوز هم دور یک اتوموبیل که قصد خریدش را دارند چرخ می زنند و به تایرهای آن لگد می زنند. این می تواند یک آزمون معقول از کیفیت باشد. روش حس کردن یک اتومبیل زمانی که داخل آن می نشینیم و دستهایمان را بر روی فرمان و کنترلها می کشیم برای ۴۹ درصد از مشتریان در تصمیم گیری برای انتخاب مهم است.استفاده از حس لامسه در طراحی بطری های برند کوکا کولا هم به صورت واضحی قابل لمس می باشد . همینطور شرکت ساپورو در طراحی قوطی های نوشیدنی یک قدم فراتر از کوکا کولا بوده و یک طراحی متمایز را در بین سایر نوشیدنی هایی که در قوطی ارزه می شوند را دارا می باشد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 گروهی از پژوهشگران ژاپنی، دستگاه کوچک حلقه ای شکلی ساخته اند که بوسیله آن می توان از طریق اینترنت حس لامسه را نیز منتقل کرد.این دستگاه «رینگ یو» (RingU) نامیده می شود و شما می توانید مثل انگشتر آن را به انگشت کنید. رینگ یو به گوشی هوشمند وصل می شود و به این ترتیب می توانید به هر کسی در دنیا از طریق اینترنت متصل شوید. مثلا من در لندن و دوستم در توکیوست. من می توانم انگشتانم را بفشارم و دوستم در توکیو این فشار را در انگشتانش از طریق اینترنت حس کند. این روشی برای برقراری ارتباطات لمسی از طریق گوشی های هوشمند است.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندینگ و ارتباط آن با صدا

صدا روی خلق و خو و شرایط روحی روانی ما تاثیر می گذارد ، در برابر خطر به ما هشدار می دهد و آرامش ذهن را برای روحمان به ارمغان می آورد .

صدا جز مهم برندسازی را تشکیل می دهد . مثلا صدای غرش خشن و خاص گرفته ی موتور هارلی دیویدسون و یا صدای خرد شدن غله ی صبحانه ی کلاگز ، آهنگ های آغازی مایکروسافت ، نوکیا و اینتل اینساید ملودی های زندگی تجاری روزانه ما رو تشکیل می دهند. هر روزه مردم صداهای زیادی می شنوند اولین صداهایی که توجه مردم را جلب می کنند صداهایی با فرکانس بالایی دارند ، اما صداهایی نیز وجو دارند که حتی اگر حواس ما به آن ها نباشد باز هم روی ما تاثیر می گذارند . وقتی یک صدای مستمر با فرکانس پایین مانند یک پنکه یا یخچال قطع می شود ، احساس آسودگی به ما دست می دهد . افراد توانایی بالایی در یادآوری صداهای دوران گذشته زندگی شان دارند . به عنوان مثال ، موسیقی مورد علاقه ی دوران جوانی مان می تواند ما را شدیدا احساساتی کند و به زمان و مکانی برگرداند که اولین بار شنیده ایم .

  • شرکت‌های بسیاری در بخش خرده‌فروشی از چگونگی کمک موسیقی به آن‌ها در ساخت هویتی قوی‌تر آگاه شده‌اند. شرکت‌هایی مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای The Gap آمریکا، Eddie Bauer، Toys “R” US برای سفارش قطعات موسیقی برای برند‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند.
  • بر اساس یک پژوهش، موسیقی موجب تحریک احساسات خاص مشترکی میان بسیاری از افراد می‌شود، احساساتی درونی که نیازی به تعریف و معرفی ندارند و با موسیقی منتقل می‌شوند. برای مثال در تحقیق مذکور به این نکته اشاره شد که قطعات منتخبی از باخ منجر به ایجاد واکنش‌های یکسانی در هر شرکت‌کننده می‌شود.
  • نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که موسیقی روی رفتار مردم در رستوران مؤثر است. موسیقی با ضرب‌آهنگ تند موجب می‌شود تا مشتریان رستوران زودتر میز خود را ترک کنند تا فضای نشستن برای مشتریان بعدی نیز مهیا شود. پخش این موسیقی برای رستوران‌های فست فود زنجیره‌ای و ناهارخوری‌هایی که گردش مشتری بیشتری دارند، می‌تواند مفید باشد. موسیقی با ضرب‌آهنگ کندتر را می‌توان هنگام شب پخش کرد تا موجب شود مشتریان زمان بیشتری در رستوران بمانند و غذای بیشتری سفارش دهند.

کاربردهای حس شنوایی نیز مانند حس بینایی بسیار وسیع و گسترده است : در صنعت بهداشت و درمان ، هتلداری ، بانکداری و 

قدرت صوت در برندسازی و تبلیغات بدون شک بسیار زیاد و غیرقابل انکار است. به طور مثال صداهایی که مرتبط با غذا و نوشیدنی هستند، مانند صدای حاصل از کف کردن نوشیدنی گازدار در زمان باز شدن درب آن. صدای جلز و ولز حاصل از قرار گرفتن غذا در روغن بطور خودکار موجب گرسنه شدن افراد و همچنین صدای کف کردن نوشابه هم حس تشنگی را به افراد انتقال می دهد. بنابراین تولیدکننده انواع غذا و نوشیدنی یا حتی صاحبان رستوران‌ها تمایل به استفاده از این صداها برای دستیابی به ترکیبی از برندسازی زمینه‌ای و احساسی دارند.
صدای خش خش برگ ها، صدای امواج، صدای باران که ممکن است شما را به یاد یکی از بهترین و خاطره انگیزترین تعطیلاتتان بیندازد. شما می توانید از صداهای طبیعت و صداهای خاص دیگر برای این که دیگران برند شما را با آهنگ و صدا به یاد بیاورند، استفاده کنید و یا یک موسیقی کاملا اختصاصی برای برند خود بسازید.

 از دوستان عزیز می خواهم که تجربیاتی که مرتبط با این حس داشتید یا درموردش شنیدید را در اختیار بقیه دوستان هم قرار بدید تا باهم در مورد این حس بیشتر بحث کنیم.

 

حس بینایی در برندسازی

بینایی تا همین اواخر به عنوان قدرتمندترین حس ما در نظر گرفته می شد، اما تحقیقات نشان می دهد که این موضوع دیگر صحت ندارد .در هر حال گریزی از این واقعیت نیست که طراحی متمایز، برندهای متمایزی را خلق خواهد کرد و برندهای موفق در ماهیت اصلی خود به طور بصری قابل تمایز هستند.

بسیار مهم است که محصولات ما وقتی دیده می‌شود چه حسی به مخاطب منتقل می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها اهمیت بسته‌بندی را دست‌کم می‌گیرند. اطلاعاتی که از طریق بینایی منتقل می‌شود تاثیر قابل‌توجهی بر احساس مخاطب از محصول یا خدمت شما دارد.

انتخاب رنگ مناسب نیز اهمیت دارد. رنگ‌ها می‌توانند بر نحوه خرید ما تاثیر بگذارند. مقاله‌ای که در سایت «لایف هکر» منتشر شده نشان داده است که پیشخدمت‌هایی که لباس قرمز می‌پوشند، اغلب انعام بیشتری دریافت می‌کنند و رنگ قرمز حتی بر میزان خریدهای آنلاین هم تاثیر می‌گذارد!

البته موضوع مقاله ما روانشناسی رنگ نیست و نمی‌خواهیم برتری یک رنگ را بر رنگ‌های دیگر نشان دهیم. موضوع مهم آن است که از انتخاب رنگ برای محیط کار، جعبه محصولات و … به راحتی نگذریم و به اندازه کافی تحقیق کنیم.

رنگ یکی از مواردی است که بعید است از یاد مشتری برود. با شنیدن واژه «ایرانسل» چه رنگی در ذهنتان تداعی می‌شود؟ برند «رایتل» چطور؟ نکته مهم آن است که وقتی رنگی را انتخاب کردیم در تمامی تبلیغات و اقلام بازاریابی از آن رنگ به عنوان رنگ غالب استفاده کنیم تا پس از مدتی آن رنگ بخشی از هویت کسب‌و‌کار ما شود.رنگ باید با نوع محصولات یا خدمات ما همخوانی داشته باشد. مدتی قبل یک شرکت تولید آب معدنی در ایران از رنگ قرمز استفاده کرده است. قرمز رنگی گرم است و نمی‌تواند سرد و خنک بودن را تداعی کند.موفقیت در انتخاب رنگ و مالکیت یک رنگ در ذهن مردم کاری بسیار دشوار و البته مهم است. در حقیقت تئوری رنگ ها به عنوان مرکز اصلی توجه در طراحی ها می باشد که اغلب نادیده گرفته می شود.در یک طبقه بندی ساده رنگ ها در دو طیف سرد و گرم دسته بندی می شود. رنگ هایی مانند قرمز و زرد که القا کننده ی انرژی و نشاط هستند و رنگ های سرد مانند آبی و سبز که حس آرامش و اطمینان را به مخاطب انتقال می دهند. در نتیجه انتخاب رنگ درست با توجه به محصول یا خدمت ارائه شده بسیار مهم است. هم از نظر احساسی، اینکه مشتریان با نگاه کردن به آن چه احساسی پیدا خواهند کرد و هم از نظر عملی و برجسته شدن در بازار. انتخاب رنگ ها می تواند برای شما به عنوان یک برند به یک شناسنامه تبدیل شود و یادآور برند شما برای مشتری شود. حتی می توانید با استفاده از رنگ ها و طرح های گلدار یک احساس خاص به مخاطب القا کنید.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

قوانین برندسازی ۵ بعدی

اگر به فکر استفاده از بازاریابی ۵ بعدی هستید به این چند مورد توجه کنید.

۱. مشخص کردن نقاط تماس

بسیاری از نام‌های تجاری تمامی حواس را تحریک می‌کنند ولی بیشتر آن‌ها مرتبط با ۲ یا ۳ مورد هستند. نقاط به کارگیری حواس را شناسایی کنید.در چه شرایطی این فرصت را دارید تا حس خوبی ایجاد کنید. مثلا اگر شرکتی دارید که اتاق میهمانان یا اتاق انتظار دارد، از آن مکان برای بازاریابی ۵ بعدی استفاده کنید. شرکت هاینز از یک شیشه ضخیم برای سس گوجه‌فرنگی استفاده کرد تا نشان دهد محصولی با کیفیت عرضه می‌کند.

۲. تقویت بازاریابی با درگیر کردن همزمان حواس

هواپیمایی سنگاپور از موسیقی آسیایی، مهمانداران آموزش دیده، عطر و لباس هماهنگ و مناسب برای ارائه یک تجربه لذت‌بخش استفاده می‌کند. در اتاق جلسات همزمان از رایحه مناسب، موسیقی دلپذیر و دمای هوای مناسب و … استفاده کنید.

۳. استفاده از بازاریابی ۵ بعدی در اولین تماس

فرض کنید وارد شرکتی می‌شوید که اتاق انتظار بسیار نامناسبی دارد. هوا گرم است، سر و صدای زیادی وجود دارد و حس خوبی ایجاد نمی‌کند. سپس وارد اتاق جلسات می‌شوید که در آن به بازاریابی ۵ بعدی توجه شده و همه چیز عالی است. این‌کار اثر مثبتی ندارد، زیرا در اولین تماس حس خوبی ایجاد نشده است.

شرکت‌های خودروسازی برای موفقیت بیشتر باید به اولین تماس توجه بیشتری کنند، یعنی ظاهر اتومبیل و همچنین دستگیره در که شخص از آن طریق وارد اتومبیل می‌شود. سپس صندلی و ظاهر بخش روبروی راننده اهمیت ویژه‌ای دارد.

۴. حفظ رویه یکسان برای افزایش وفاداری در مشتری

ثبات در بازاریابی ۵ بعدی منجر به کسب نتایج مطلوب می‌شود. پس از شروع کار تغییرات بزرگی ایجاد نکنید. پس از مدتی بویی که استفاده می‌کنید را تغییر ندهید. برای ایجاد حس خوب و تجربه لذت‌بخش باید از تغییرات بزرگ بپرهیزید.

۵. بازنگری و بهبود پیوسته نقاط تماس

با توجه به واکنش مشتری به بازاریابی ۵ بعدی همواره در حال بهبود تدریجی باشید. البته همانطور که گفتیم از ایجاد تغییرات بزرگ بپرهیزید.  کافی است رنگ سازمانی خود را تغغیر دهید تا اثر فعالیت‌های قبلی از بین برود.

بازاریابی ۵ بعدی و درگیر کردن حواس شخص باعث ایجاد تجربه‌ای لذت‌بخش برای مشتری می‌شود و فروش شما را افزایش می‌دهد.

نوشته برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن ! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند داو Dove در سال ۱۹۵۴ با تولید قالب‌های صابونی که فرمول اولیه آن‌ها در ارتش آمریکا ایجادشده و مخصوص پوست‌های خشک و حساس می‌بود، گذاشته شد. موضع یابی نام برند Dove توسط David Ogilvy طراحی شد. او در این اقدام به شوخی بیان می‌کند: «من می‌توانستم این محصول را به‌عنوان ماده‌ی شوینده برای تمیزی دست مردان کارگر موضع یابی کنم.»

بااین‌حال او می‌دانست که با نگریستن دقیق به محصولات Dove مفاهیمی همچون: لطافت و نرمی، لوکس بودن و… در ذهن تداعی می‌گردد، به همین دلیل می‌توان گفت این محصول برای خانم‌ها مناسب‌تر است که به‌این‌ترتیب جایگاه این محصول برای جنس لطیف شناخته شد و برند Dove مبارزه‌های تبلیغاتی‌اش را با شعار «Dove تنها یک صابون نیست، بلکه کرم پوست شماست» آغاز نمود.

 

امروزه به شهرت رساندن برندتان در شبکه‌های اجتماعی کار آسانی نیست، در هر ۶۰ ثانیه بیش از ۱۰۰ ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود شده و هر ۲۴ ساعت بیش از ۴٫۷۵ میلیارد پست در فیسبوک به اشتراک گذاشته می‌شود. این آمارها حاکی از اهمیت فعالیت روی رسانه‌های اجتماعی و البته دشواری آن است. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که چه چیزی یک کمپین بازاریابی را ویروسی می کند و باعث می‌شود که محتوای آن از طریق رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها ثابت و از پیش تعیین شده نیستند (مثل بسیاری از مباحثی که در برندسازی آنلاین و بازاریابی وجود داد) و تنها روشی که برای نزدیک شدن به آن وجود دارد این است که کمپن‌های موفق در این زمینه را بررسی و تحلیل کنید، تا شاید ایده، استراتژی برندسازی اینترنتی ، یا ترفندی که متناسب با کسب‌و‌کار خودتان است را بیابید.  به همین منظور در این پست دو کمپین موفق داو در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ که پیام‌های مشابهی را منتقل می کنند برای شما آماده نمودیم.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

 

به طورکلی در ۶۰ سال گذشته Dove تعریف گسترده ای از زیبایی ارائه داده است، از کمپین« my beauty, my say» مشتمل بر آگهی تبلیغاتی «Beauty on your own terms» گرفته تا تجربه ی اجتماعی آن و به چالش کشیدن زنان در کمپین تبلیغاتی «Choose beautiful»، پیام Dove راجع به زیبایی درونی همواره از طریق تلاش های آن در حوزه ی بازاریابی به گوش مخاطبان می رسد. اکنون این برند یک قدم فراتر نهاده و برای اولین بار Dove با پیام خود اندام های مختلف را در قالب تغییر طراحی بسته بندی می ستاید.

داو در سال ۲۰۱۳ کمپینی به نام “ترسیم زیبایی واقعی” که مخاطبان آن زنان سراسر دنیا بودند، ترتیب داد. داو ویدئو این کمپین را به ۲۵ زبان مختلف در ۳۳ کانال یوتیوب خود آپلود کرد. این کمپین بیش از ۱۴۴ میلیون بار در یوتیوب در ماه اول دیده شد، بیش از ۳٫۸ میلیون بار به اشتراک گذاشته شد و ۱۵هزار مشترک جدید به کانال یوتیوب داو اضافه نمود. (تصور کنید که این میزان بازدید چه کمکی به گسترش پیام این برند نمود).

در این کمپین برای طراحی چهره خانم‌ها از یک کارشناس پزشکی قانونی FBI کمک گرفته شد که گیل زامورا (Gil Zamora) نام داشت. وی از پشت یک پرده با توجه به توصیفات خود فرد چهره‌ وی را ترسیم می‌کرد، سپس همان کار را بر اساس توصیفات یک فرد غریبه نیز انجام می‌داد. در بیشتر موارد تصویری که زامورا بر اساس توصیف شخص غریبه ترسیم می‌کرد بسیار زیباتر و دقیق‌تر از نمونه قبلی بود. هدف این کمپین تاکید بر اختلاف بین تصویر خانم‌ها از خودشان و تصویری است که دیگران از آن ها دارند. بر اساس اطلاعات منتشر شده به وسیله داو بیش از ۵۴ درصد از خانم‌ها در سراسر جهان اعتراف کرده‌اند که خودشان بدترین منتقد خودشان هستند. ویدئوی این کمپین را در زیر می‌بینید.

داو در سال ۲۰۱۵  نیز کمپین دیگری را با نام “زیبایی واقعی”  ترتیب داد که بار دیگر بر ارزش‌های والای اجتماعی و اخلاقی این برند تاکید می‌کرد.

در این ویدئو درب‌هایی با نام “معمولی” و “زیبا” تعبیه شده بود که بانوان باید برای ورود به مجتمع یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کردند. هدف این کمپین تقویت عزت نفس در خانم‌ها  و انتقال این پیام بوده، که “یک بانوی واقعی” باید خودش را زیبا ببیند.

گذشته از جنبه بازاریابی ویروسی، این ویدئو جاذبه عاطفی زیادی دارد که به طور مستقیم، مسائلی را که در قلب مخاطبان این برند وجود دارد، هدف قرار می‌دهد. این ویدئو به شدت ویروسی شد و داو را در معرض دید مخاطبان بسیار زیادی قرار داد، ضمن اینکه ارزش اخلاقی “زیبایی واقعی” را نیز در میان مخاطبان تقویت کرد.

 

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند Dove که اصلیت آن متعلق به انگلستان است، یکی از ۴۰۰ برند معروف متعلق به شرکت Unilever است. Unilever شرکت بریتانیایی هلندی است که مالک شمار زیادی از نام‌های تجاری بین‌المللی درزمینهٔ مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، محصولات مراقبت‌های شخصی، شوینده‌ها و لوازم‌آرایشی بهداشتی است. از نام‌های تجاری متعلق به Unilever می‌توان به: سیگنال، کنور، مگنوم، لوکس، سانسیلک، رکسونا، کلییر، دامستوس، سیف و … اشاره کرد.

Unilever برای اینکه بتواند بر روی نام‌های تجاری برتر خود تمرکز نماید درصدد برآمد با اعلام این مطلب به ۱۱۰ کسب‌وکار زیرمجموعه خود،۱۲۰۰ نام تجاری با نرخ اندک سود و کم‌فروش خود را به قیمت ۷۲ میلیارد یورو به فروش برساند. سپس آن دسته از نام‌هایی که از پتانسیل رشد بالا برخوردار نبودند، رها کرد. Unilever باقدرت بخشیدن به برند Dove، کسب‌وکاری را ایجاد کرد که فروش سالیانه آن به مرز ۲٫۵ میلیارد یورو فراتر رفت. در طول سال‌های دهه ۱۹۹۰، رشد سالیانه فروش محصولات این برند، در حدود ۲۵% بوده و امروزه نیز از رشد بالایی برخوردار است، به عبارتی این برند در طول دوران حیات خود، در رشد سودآوری روندی صعودی داشته است و با ارائه‌ی گزینه‌هایی جهت توسعه و رشد در بازار کشورهای جدید و انتخاب مسیرهای درست و خلاقانه به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یافته است.

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

امروزه دنیای دیجیتال مارکتینگ، ابعاد مختلفی را تحت پوشش خود قرار می دهد تا به واسطه همه ابزارها، برای کسب و کارهای متقاضی،  شروع به برندسازی آنلاین نموده و برای آنها مشتریان هدف را جذب نماید.در این راستا یکی از مواردی که در اکثر موارد به آن اشاره می شود واژۀ اینفلوئنسر ها می باشد که از آنها به عنوان ابزاری موثر در راستای بازاریابی و برند سازی اینترنتی استفاده می شود که در این شرایط می گوییم از روش اینفلوئنسر مارکتینگ مورد استفاده قرار گرفته شده است.

اینفلوئنسر مارکتینگ، روند شناسایی، تحقیق، جذب و حمایت بوسیله افرادی است که با مشتریانتان درمورد نام تجاری، محصولات یا خدمات شما، مکالمات با تاثیر بسیار بالا را ایجاد می کنند.اینفلوئنسر به افراد شناخته شده و تاثیر گذاری گفته می شود که اکثراً در شبکه های اجتماعی مشغول به فعالیت بوده و جامعه هدف خاصی آنها را تحت عنوان فالوور پیگیری می نماید.با توجه به نفوذ هرچه بیشتر شبکه های اجتماعی در میان تمامی اقشار مختلف جامعه، افرادی هستند که در این شبکه های اجتماعی، در موضوعات مختلفی شروع به فعالیت نموده و سعی می کنند تا نگاه کاربران مورد نظر را به سوی خود جلب نمایند.فعالیت این افراد بدین صورت است که سعی می کنند تا از زندگی روزمره خود عکس، فیلم و استوری و لایو گرفته و با این روش، شروع به جذب کاربران مختلف شبکه های اجتماعی نمایند.این فعالیت ها می تواند به صورت دغدغه های فرهنگی، سیاسی، ورزشی، هنری، اقتصادی و غیره باشد که تحت عناوین مختلف، از صفحات این افراد منتشر می گردد.در این میان، گروهی از کاربران وجود دارند که بر اساس علایق و سلیقه شخصی خود، جذب اینگونه از مطالب و محتوای منتشر شده توسط افراد انتشار دهنده شده و در انتها، آنها را فالو می کنند.نکته جذابی که این شرایط وجود دارد، آن است که این افراد بر خلاف سلبریتی های جامعه، در خارج از فضای مجازی کمتر شناخته شده اند و معروفیت اصلی خود را مدیون فضایی که شبکه های اجتماعی در اختیار آنها قرار داده است می باشند.

اینفلوئنسر مارکتینگ، فراتر از این است که صرفاً بخواهید در کانال یک اینستاگرامر با فالوئرهای بالا، یا یک بازیگر پرطرفدار دیده شوید. برای استفاده از این ابزار، هدف خود را مشخص کنید. می خواهید محبوبیت برند خود را افزایش دهید یا برای صفحه کسب و کارتان عضو بگیرید؟ محصول جدیدی برای معرفی دارید؟ چگونه می خواهید اثربخشی کمپین اینفلوئنسری خود را بسنجید؟

دسته بندی اینفلوئنسرها

در شبکه های اجتماعی، افراد موثر را می توان از جنبه های مختلفی دسته بندی نمود اما در حال حاضر، شاخص اصلی دسته بندی اینفلوئنسرها بر اساس تعداد فالوورهای آنها می باشد.

در این میان، هستند کسانی که این افراد را به ۲ گروه اینفلوئنسر های بالای ۵۰۰ هزار فالوور و زیر ۵۰۰ هزار فالوور تقسیم نمایند.

اکثر اینفلوئنسرها در یکی از چند دسته ی زیر قرار میگیرند که آخرین دسته به سرعت به مهمترین دسته تبدیل شده است :

  1. سلیبریتی ها یا افراد مشهور
  2. متخصصان صنعت و رهبران فکری
  3. وبلاگ نویس ها و تولیدکنندگان محتوا
  4. میکرو اینفلوئنسرها

حال با واژه دیگری تحت عنوان “اینفلوئنسر مارکتینگ” آشنا خواهیم شد که در حال حاضر، به یکی از ابزار های موثر و کاربردی در دنیای دیجیتال تبدیل شده است.

 تنها به شهرت اینفلوئنسر توجه نکنید

شهرت اینفلوئنسرها نیز معیار مناسبی برای سنجش عیار تاثیرگذاری آنها نیست. همانطور که گفته شد، کیفیت ارتباط اینفلوئنسر با فالوئرهایش مسئله تعیین کننده ایست. ضمن اینکه شهرت به تنهایی به هیچ وجه تضمین کننده تاثیرگذاری وی بر سبک زندگی افراد نیست.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

 مهمترین هدف اینفلوئنسر حمایت از برند شماست.

اول مشخص کنید قصد برندینگ دارید یا فروش کالا برای ارتقاء فروش صفحات پربازدید در مرجله اول می باشند و برای برندینگ سلبریتی ها هستند که وزن برند شما را بیشتر می کنند.

“هرچه بزرگتر، بهتر!”

ذهنیت “هر چه بزرگتر، بهتر” بطور سنتی نشانه ی یک کمپین تبلیغاتی/ بازاریابی موفق بوده است. باوری قدیمی و بلند مدت در این مورد آن است که هرچه برندها از شبکه های اجتماعی مشهورتر و پر شورتر مثل اینستاگرام، توییتر، فیس بوک، یوتیوب و… استفاده کنند بیشتر به ذهن سپرده می شوند و نتایج بهتری را نیز رقم می زنند. اما جالب است بدانید، این رویکرد گران و از مد افتاده است.

و به همین دلیل است که این روزها برندهای باهوش به دنبال افراد تاثیر گذار در سطح خرد و با مخاطبان محدود هستند.

میکرو اینفلوئنسرها معمولا  مخاطبان پرشوری دارند و تمایل بیشتری برای همکاری جهت به اشتراک گذاری پیام ها و تصاویر برندها نشان میدهند. اما چرا؟

به این خاطر که اکثر آنها متوجه این مورد شده اند که فعالیت شبکه ی اجتماعی آنها به جای یک وسیله ی سرگرمی به یک شغل تمام وقت تبدیل شده است، و آنها حاضر اند زمان و تلاش قابل توجهی را صرف کنند تا از این طریق برای برندهای مختلف کار کنند.

صحبت آخر این است که اجازه ندهید تجربه بد یک نفر شما را از به کارگیری استراتژی بازاریابی اینفلوئنسر مارکتینگ، که می تواند برای برندتان موثر واقع شود، منصرف کند. در حال حاضر برندهای بزرگی مانند H&M و الی جی LG با به کارگیری بازاریابی افراد تاثیرگذار، به نتایج قابل توجهی دست یافته اند. از طرفی خود را با برندهای بزرگی که بودجه های هنگفتی برای تبلیغات در اختیار دارند مقایسه نکنید. اگر بودجه محدودی دارید بهتر است برای خود صفحه ای درست کنید و با خلق پست هایی جذاب و زیبا خود را معرفی کنید.

چگونگی فرایند فعالیت اینفلوئنسرها در اینفلوئنسر مارکتینگ

یکی از روش های پرکاربردی که افراد موثر در این روش تبلیغی از آن استفاده می کنند، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان و یا (Word of mouth marketing) می باشد.

روش بازاریابی دهان به دهان از جمله روش های پربازده در بازاریابی می باشد که همواره همیشه در کمپین های تبلیغاتی می توان آن را مشاهده نموده و تاثیرات شگرف آن را بررسی کرد.

با ظهور شبکه های اجتماعی و همچنین، حضور افراد موثر اینفلوئنسر، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان بیش از هر زمان دیگری به عرصۀ نمایش گذاشته شده است. اینفلوئنسر ها سعی کردند تا در صفحات شخصی خود، اطلاعاتی در مورد برند های سفارش دهنده را با کاربران خود در میان گذاشته و در ازای تعریف و معرفی، مبلغی را از آنها دریافت نماید.

در حال حاضر، این فرایند ساده به یکی از پرکاربردترین و موثرترین روش های بازاریابی تبدیل شده است که باعث می شود تا برند بیش از هر زمان دیگری، توسعه نموده و کاربران بیشتری با آن آشنا شوند.

در نظر داشته باشید در تهیه محتوای قابل ارائه در صحفه اینفلوئنسر، اهتمام ورزید که مستقیماً تبلیغاتی نباشد. گویی که اینفلوئنسر بصورت خود جوش، و صرفاً بر اساس میل باطنی اش تجربه خود از استفاده از یک محصول، و یا مراجعه به یک رستوران را باشتراک گذاشته است.

برا اجرای یک کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ، ارائه یک محتوای از پیش تعیین شده به اینفلوئنسرها برای باشتراک گذاری، کاملاً اشتباه است. اینفلوئنسر خود می بایست با توجه به هدف و هویت برند شما، در راستای style و tone متداول پست هایش، و همچنین عادات و سبک زندگی خود برای شما محتوایی تولید و آنرا باشتراک بگذارد. محتوا باید با سبک زندگی و سبک پست های عادی او همخوانی داشته باشد تا باور پذیر تر شود.قبل از انتخاب اینفلوئنسر خود مدتی آنها را زیر نظر بگیرید. سایر برندها و کسب و کارهایی که با آنها همکاری می کنند را رصد کنید، بازخورها را ببینید، در صورت امکان با آن برندها صحبت کنید و میزان اثربخشی کمپینشان را جویا شوید.

از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

نرخ تاثیرگذاری (Engagement rate) این روش بازاریابی چگونه محاسبه می گردد؟

یکی از مواردی که در فرایند اینفلوئنسر مارکتینگ بسیار حائز اهمیت می باشد آن است که صفحات افراد موثر، دارای چه میزان نرخ تاثیر گذاری می باشد؟

یکی از موارد جالبی که می توان به آن اشاره نمود، نرخ تاثیرگذاری بالایی است که در میان افراد موثر زیر ۵۰۰ هزار فالوور وجود دارد که در برخی شرایط، می توان مشاهده نمود که میزان اثر گذاری در صفحات این افراد، حتی از افراد سلبریتی و افراد موثر بالای ۵۰۰ هزار فالوور نیز بیشتر می باشد.

در این شرایط به این نکته خواهیم رسید که میزان بازگشت از سرمایه (ROI) در هنگام استفاده از اینفلوئنسر های زیر ۵۰۰ هزار فالوور، بسیار بیشتر و مناسب تر از دیگر موارد می باشد.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است

 اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

نوشته اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.