برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

قبل از هر صحبتی و وارد شدن به مبحث برندسازی آنلاین (اینترنتی) بهتر دیدم یک تعریف مختصر از واژه برند داشته باشیم و در این مقاله و مقالات آینده این بحث را بصورت موشکافانه تر همرا با مثالهای متعدد پیش ببریم .بعد از  بررسی های متعددی که تاکنون در مبحث برندسازی اینترنتی و تعدادی از برندهای مطرح دنیا در سایت ای ماورا داشتیم به این سوال بر می خوریم که چطور برندهای موفق توانسته اند جایگاه ویژه ای را در ذهن مخاطبان خودشون ایجاد کنند باید به این مسئله برخورد کنیم که چه اتفاقی در حال افتادن هست و چه میشه که یک برند در میان مخاطبان خود به یک جایگاه ویژه ای  دست پیدا میکند.با دیدن تصویر زیر چه سوالی در ذهن شما ایجاد می شود؟!

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

در گذشته برای من همیشه جای سوال بود که  چرا این محصول با مبلغ بسیار بالاتر و با رضایتمندی کامل در سبد خرید خیلی از ما قرار میگیرد ، شاید شکل بسته بندی، رنگ، لوگو و … تاثیر داشته، اما گویا موضوع خیلی فراتر از اینهاست و آن چیزی نیست جز ایجاد حس اعتماد و وفاداری و مهمتر از آن تمایز یک محصول برای خریدار در میان دیگر محصولات.برند معانی زیادی را ممکن است بدهد که همه آنها مهم و حیاتی و در عین حال متفاوت از هم هستند، وقتی به برند اشاره میکنیم بعضی ها به لوگو فکر میکنند بعضی به تبلیغات و بعضی ها به شبکه های اجتماعی باید بگم همه اینها از عناصر تشکیل دهنده برند هستند و استراتژی برند کمک میکنه از همه اینها بصورت متمرکز استفاده کنیم تا خود شما معرف برندتان باشید و اجازه ندید آن را بازار تعریف کنه .برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام میدید و از این جهت پرسش این هست که چطور میشه قدرتمندش کرد؟ برای این کار  باید جایگاه بهینه و معنای حساب شده آن را پیدا کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون انجام می دهیم استفاده کنیم استراتژی برند در واقع همین انتخاب حساب شده برند هست که در ادامه این استراتژی را در فضای آنلاین و راهکارهای برند سازی اینترنتی را مطرح خواهم کرد.

دیوید آکر در یکی از کتابهای قدیمی خود تحت عنوان ساختن برندهای قدرتمند یا Building Strong Brands در بحث شناخت برند به این نکته اشاره می‌کند که بر اساس مطالعات انجام شده، انسانها، برندی را که قبلاً بیشتر در معرض آن قرار گرفته باشند، بیشتر از سایر برندها دوست دارند.

متمایز بودن اولین کاری هست که یک برند باید آن را انجام دهد .

  • تعریف وفاداری به برند از دید رفتاری:کسی را میتوان به یک برند وفادار دانست که در خریدهای متعدد خود در یک دسته محصول خاص، یک برند را به برندهای مشابه ترجیح دهد. دقت داشته باشید که وفاداری به برند، عموماً در مورد یک دسته محصول خاص صادق است و نه یک شرکت.

اگر چه ممکن است معدود مثالهایی در ذهن شما باشد که وفاداری به برند در مقیاس یک شرکت معنا پیدا میکند (مانند اپل) اما عموماً در مورد برترین برندهای دنیا هم وفاداری بین دسته محصولات مختلف کاملاً متفاوت است. شما ممکن است به موتور جستجوی گوگل وفادار باشید. اما به شبکه اجتماعی گوگل پلاس، وفادار نمانید. یا اینکه شما ممکن است به برند سامسونگ برای خرید تلویزیون وفادار باشید، اما در خرید MP3Player به سامسونگ وفادار نمانید.

شناسایی مشتری در برندسازی دیجیتالی

هرچند مبحث برندسازی در هر حوزه ای بسیار گسترده هست اما در عین حال بسیار کار آمد و مفید می باشد و هدف بنده و همکارانم در مجموعه ای ماورا پرداختن به مفید ترین مطالب در  برندسازی اینترنتی می باشد.

در فرآیند برندسازی همه چیز با مشتری آغاز می شود، فاکتورهای چندگانه از سن و جنسیت گرفته تا درآمد مصرفی مورد تخمین در طول خریدهای متوالی باید در نظر گرفته شود. فرصت­ ها و چالش­ های موجود در برندسازی آنلاین ، و چگونگی افزایش آگاهی از برند از طریق  پلتفورمهایی که مخاطبان مرتباً با آنها در تعامل هستند، باید شناسایی شوند.اطلاعات آماری در دنیای دیجیتال اثراتی را به جا خواهند گذاشت. کاملاً ضروری است که تعیین کنید مشتریان در مورد چه موضوعاتی به جست­جو می پردازند، از چه ابزاری استفاده خواهند کرد و چه موقع و از کدام شبکه ­ی اجتماعی و وبسایتی استفاده می کنند، و با چه نرم افزاری­، در چه زمان و مکانی در تعامل هستند.

ایجاد هویت در برندسازی آنلاین ( اینترنتی )

اگر فرض کنیم یک برند مانند یک انسان است و تمام ویژگی‌های یک انسان را دارد، چه شخصیت انسانی را می‌توان به آن برند نسبت داد؟

یا اجازه بدهید به شکل دیگری بگوییم: اگر مردم، به برند ما به عنوان یک انسان نگاه کنند، مناسب است که آن را در قالب چه شخصیتی ببینند و بشناسند؟

شخصیت‌های انسانی، درونگرا هستند. برونگرا هستند. خلاق و ریسک پذیر هستند. محافظه کار و اهل تقلید هم هستند. شاد و زنده هستند. رسمی و مرده هم هستند. وحشی و رام نشدنی هستند. تابع و آرام هم هستند. هر صفتی را که به انسانی نسبت می‌دهیم می‌توانیم در مورد یک برند هم به کار ببریم.به گفته کارل یونگ روانشناس سوئیسی ۱۲ کهن الگوی شخصیتی وجود دارد که همه برندهای بزرگ و موفق از آنها استفاده می کنند که شامل:

شخصیت برند خلاق (Creator) : قدرت خیال پردازی، استعداد بیان خود و رها کردن هنرمند درون. مانند برند لِگو.

شخصیت برند آدم معمولی ((Ordinary manیکی مانند همه است. به ما تعلق دارد. این حس که همه‌ی انسانها مساوی‌اند. مانند فیات.

شخصیت برند دانا (Sage )دانائی و استادی. درک انسان‌ها. پخته رفتار می‫کند و به آموزش و تفکر تمایل دارد. مانند بوش.

شخصیت برند دلقک(Jester)شاد و خندان. اوقات خوش را به انسان‌ها وعده می‌دهد. حرف‌هائی را می زند که دیگران جسارت گفتنش را ندارند. مانند فانتا، چی توز.

شخصیت برند حاکم ((Rulerقدرت، پرستیژ، اعتبار و موقعیت بالا را نشان میدهد. مانند مرسدس.

شخصیت برند عاصی (Outlaw)معترض و در کار شکستن قوانین است. مانند دیزل، ماوی.

شخصیت برند بی گناه (Innocent )معصوم، نماینده خوبی و صداقت است. برای مشکلات پیچیده راه حل‌های آسان می‌یابد. مانند داو.

شخصیت برند کاشف ((Explorerبه دنبال کشف دنیا و لذت‌هاست. با کشف تازه ها خود را احیا می‌کند. مانند جیپ.

شخصیت برند شعبده باز (Magician) تغییر و تحول را با معجزه هایی که ایجاد می کند، وعده می دهد. مانند اپل، گوگل.

شخصیت برند عاشق ((Loverنماینده عشق، زیبائی و احساسات. همراه شدن با انسان‌های عاشق. مانند آلفا رومئو.

شخصیت برند قهرمان ((Hero دست‌یابی به تخصصی که دنیا را نجات دهد و رسیدن به اهداف را وعده می‌دهد. مانند نایکی، دومستوس.

شخصیت برند یاور ((Caregiver کمک به دیگران. به دیگران به اندازه خودش ارزش و نیرو می‫دهد. مانند ولوو.

کهن الگو ها می توانند باعث تمایز گذاری برند شما از سایرین بشود، در گذر زمان هویت برند به تصویری دیرینه برای ارائه ­ی تجربه مصرف ­کنندگان تبدیل می شود. هویت برند القا کننده ­ی احساس یا درکی متاثر از دیدگاه شما است، یا ممکن است تجربه­ ی مثبت یا منفی باشد که از برند مذکور دارید.

یکی از فاکتورهای مهمی که در هویت برند باید مدنظر قرارگیرد نام ­گذاری برند است، در بازاریابی دیجیتالی این مورد بیشتر تحت تاثیر تحقیق و جستجو است. دانستن نام یک چیز است، اما اگر به خاطر سپاری یا تلفظ آن دشوار باشد، می تواند به اندازه ­ی داشتن مغازه ­ای که فقط از طریق جاده ای فوق سری قابل دسترسی است، سخت و هولناک باشد.

همچنین، در اکثر مواقع حتی اگر کاربران آدرس ( URL ) شما را ندانند ولی از طریق آفلاین در مورد برند شما شنیده باشند، حتماً در اینترنت به جستجوی برند و وب سایت شما خواهند پرداخت. این عمل باعث می شود نام برندتان منتخب شود، اگر به گونه ­ای باشد که به یاد ماندنی باشد و همچنین اگر همچنان به عنوان کلید واژه اصلی باقی بماند مشتریان بالقوه­ تان نیز از آن استفاده خواهند کرد، و از این طریق به سئو ( SEO ) شما نیز کمک می شود چراکه در رتبه­ بندی ( URL ) شما عامل تاثیرگذاری خواهد بود.

فاکتور کلیدی دیگر چگونگی استقرار هویت در میان تجارب انبوه پلتفرم­ های چندگانه است. تمام افراد باید در مورد چگونگی ارائه­­ و اظهار هویت و برقراری ارتباط با هریک از پلت­فرم ­ها به خوبی در مورد موارد زیر فکر کنند : صفحات انتخابی کاربران ( bookmarks )، آیکون تب مناسب برای صفحه­ ی وب ( tab favicons )، برنامه­ های وب نصب شده بر روی مرورگرهای آنها، تصاویری که به عنوان نتایج جستجو نشان داده می شود و همچنین آیکون­ های نرم ­افزارهای موبایلی که از آن استفاده می کنند. مهمتر از آن حالا باید انعطاف پذیری هویت برند در مقابل تغییرات و حفظ به ­روز بودن و قابلیت شناسایی آسان آن را نیز درنظر بگیرید .فیس بوک ( Facebook ) در این مورد مثال خوبی است که چگونه “لوگو”ی متمایز آن یا  آیکون” علامت تایید”ش به خوبی برای آن کار می کند همچنین این لوگوی منحصر به فرد این برند را برای رویکردهایی با پلت­فرم ­های چندگانه ایده ­آل کرده است.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

  برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

پیام رسانی در برندسازی اینترنتی چطور اتفاق می افتد؟

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی اینترنتی محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

بهترین روش برای پیام رسانی برند و رساندن آنلاین ( اینترنتی ) پیام برند به مخاطبان و مشتریان، به نمایش درآوردن آن در میان تعداد بسیاری از برندها است اما لازم است پیام برند به اندازه کافی متمایز و جذاب باشد تا در میان انبوه ی از برندها که برای خود پیام بخصوصی هم دارند قابل تشخیص، شناسایی، جذاب و به یاد ماندنی باشد.محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که احساسی را در مخاطبانتان به وجود آورد که علاوه بر مرتبط بودن با ماهیت و ماموریت برند، احساس موردنظر شما باشد و القای این احساسات به مخاطبان برای شما مطلوب باشد و نهایتاً منجر به ترقی برند شما شود. پیام برند و تجربه مشتریان از تعامل با وبسایت و شبکه ­ی اجتماعی شما باید مرتبط، قابل دسترس و یکپارچه باشند. به گونه ­ای عمل کنید و خود را به شیوه ­ای معرفی کنید که به مخاطبانتان القا کند شما بهتر از رقبا عمل می کنید و در حوزه­ ی کاری خود بهترین هستید.علاوه بر ایجاد پیام­ های برند سطح بالا، برند شما در دنیای دیجیتال باید ارائه دهنده ­ی تن صدایی یکسان، سطوح اطلاعات سازگار و مشابه و داستان سرایی مداوم برای مخاطبان باشد به گونه ­ای که آنها احساسی طبیعی در مورد برند پیدا کنند و به پشتیبانی از آن برخیزند.

بستر مناسب برندسازی اینترنتی 

در هنگام توسعه­ ی یک پروژه برندسازی، مکان مناسب یکی از فاکتورهای اصلی محسوب می شود. مکانی که کسب و کار شما در آن قرار خواهد گرفت، جایی که مشتریان در آن زندگی می کنند، زبانی که با آن صحبت می کنند و جایی که از آن تقاضای سفارش می کنند، یا مکانی که سفارشات خود را از آن دریافت میکنند؟ اینها نمونه سوالاتی هستند که ارزش پاسخگویی را دارند.اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.

اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.ایجاد تعامل عامل ماندگاری در ذهن مشتریان شماست و چه بهتر که ابزارهای آنلاین در اختیار همه برندها قرار گرفته است. 

 

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 برندسازی دراینستاگرام

یکی از مباحثی که در آینده بصورت کامل به آن می پردازم استفاده از پلتفورم اینستاگرام جهت تعامل هرچه بشتر با مشتریان و ایجاد حس اعتماد و وفاداری آنها با برند شما خواهد بود.

 برندسازی در پلتفورم های انتشار محتوای ویدیویی

( اگر یک تصویر در خود صدها معنی را داشته باشد یک ویدیو میلیونها پیام را در بر می گیرد) برای مثال youtube  پلتفورم قدرتمندی هست که از سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و میلیونها کار بر در سراسر دنیا را در خود جای داده است، برندسازی چیزی نیست که محدود به فروش شود بلکه تعریف کردن یک داستان هست و ویدیو یکی از بهترین ابزارهای برندینگ می باشد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 

  اهمیت محصول در برندسازی آنلاین

شبکه های اجتماعی ، میزان مصرف آن، فرمت ­های متفاوت و تعاملی آن به برندهای موجود فرصتی برای نمایش خود، فروش، به اشتراک گذاری و تحویل آنلاین محصولات می دهد. در فرآیند برندسازی، محصولات بر حسب پیام اصلی شان و نمایش سطح بالای تصویر برند و جایگاه یابی شرکت، درنظر گرفته می شوند. اگر یک برند به عنوان برندی که دارای مشخصه ­های منحصربه­ فرد یا به اصطلاح “از بین برنده­ ی رقبا” در واقع  تمایز در میان رقبای خود را داشته باشد.

کسب و کار و عاملان آن باید سوالاتی مشابه عناوین زیر را از افراد بپرسند :

۱ ) آیا منابع لازم برای برقراری ارتباط آنلاین را دارم، جایگاه برند من و اصول دیکته شده توسط مشتریان چه طور؟در واقع برند من در ذهن مشتریان دارای چه جایگاهی می باشد؟

۲ ) آیا سبک محتوای آنلاین شما با پیام و صدای برند متناسب و همسان است ؟ آیا قبل از هر کاری لحن برند خود را انتخاب کرده اید؟

۳ ) از چه کانالی باید استفاده کنید تا خدمات مشتریان اثرگذاری را فعال کنید؟ در واقع باید بدانید مشتریان شما چه کسانی هستتند و در کجا بیشترین حضور را دارند

۴ ) اگر یک تیم نوشتن محتوای آنلاین داشتید چگونه باید از سازگاری محتوای تولید شده اطمینان حاصل کنید؟اصول محتوا نویسی از جمله مواردی هست که در بحث برندینگ نقش اساسی را عهده دار می باشد

برندسازی و به عبارت ساده ­تر برند دیگر وجود نخواهد داشت مگر آنکه دیجیتال ( اینترنت ) در محوریت نحوه­ ی برقراری ارتباط آن، تبلیغات، مصرف و به اشتراک گذاری آن قرارگیرد. و در چند سال آینده چیزی جز کلمه برند و تکنولوژی وجود نخواهد داشت و همه برندها برای حفظ حیاط خود باید وارد این زمین تشنه شوند همانطور که ما به خاک به عنوان بستری برای رویش و پیشرفت نگاه میکنیم فضای آنلاین در دنیای امروزی نوید بخش این پیام خواهد بود که هر برندی که وارد فضای آنلاین شود حیاط خود را تضمین نموده است .

نوشته برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول) اولین بار در ماورا پدیدار شد.

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

مدت مطالعه ۸ دقیقه

برخلاف اینکه طرح تعداد بسیار زیادی از کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق محصول تحقیقات دانشگاهی است، اما در بخش سرمایه‌گذاری کسی نیست که شرکت‌ها را از این بابت ارزیابی کند که آیا آنچه انجام می‌دهند با نتایج تحقیقات دانشگاهی و تجارب موفق دانشگاه‌ها تطبیق دارد؟
 برخلاف کسب‌و‌کارهای نوپا در حوزه‌هایی همچون فناورهای زیستی و موارد مشابه، بیشتر کسب‌و‌کارهای نوپای فناورانه از بیرون مراکز دانشگاهی می‌آیند اما اغلب بر این اساس شکل گرفته‌اند که نیاز پاسخ داده نشده در بازار را برآورده سازند‌ و هیچ‌کس وقت کافی برای بحث با دانشگاهیان برای رفع این نقیصه صرف نمی‌کند.  به نظر می‌رسد که در حال حاضر این تفکر غالب و استاندارد در بین صنایع مختلف باشد اما من با حفظ احترام برای این دوست سرمایه‌گذار خود، فکر می‌کنم که این دسته‌بندی در اینجا به روشنی اشتباه است. نمی‌توان هر کسب‌و‌کار نوپایی را که فعالیتی خارج از تحقیقات دانشگاهی یا حتی در مسیر مخالف آنها انجام می‌دهد، مورد تردید قرار داد. اما پرسش‌هایی ایجاد می‌شود: آیا آنها به تحقیقات مرتبط توجهی دارند؟ آیا آنها چیزهایی می‌دانند که ما نمی‌دانیم؟ اگر کارآفرینان پاسخ‌های خوبی برای این پرسش‌ها دارند، پس دلایل خوبی برای ادامه کار خود دارند. اما اگر چنین نیست، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. 

به عنوان مثال، من معمولا تعداد نوشته‌های اندکی در فیس‌بوک قرار می‌دهم، اما آنانی که من را در فیس‌بوک دنبال می‌کنند، همچنان برداشت درستی از آنچه انجام می‌دهم دارند، چرا؟ چون فیس‌بوک از شیوه بقای رفتاری برای تشخیص آنچه که من انجام می‌دهم، استفاده می‌کند و بدون نیاز به حضور من و بهنگام‌سازی نوشته‌ها به دوستانم اجازه می‌دهد از حال و روز من مطلع شوند. این‌کار هم توسط بقای رفتاری داخلی (بر اساس آنچه که می‌خوانم و مواردی که روی آن کلیک می‌کنم) و هم بقای رفتاری خارجی (مانند تصاویری که خارج از فیس‌بوک گرفته شده) انجام می‌شود. برای درک اهمیت این موضوع در مورد شبکه‌های اجتماعی در نظر بگیرید که ۱۰درصد از همه بازدیدکنندگان متعارف سایت‌ها اقدام به ایجاد حساب کاربری می‌کنند. همچنین ۱۰درصد از این تعداد حداقل یک مطلب به اشتراک می‌گذارند و از بین آنها حدود ۱۰درصد تبدیل به مشارکت‌کنندگان اصلی در سایت می‌شوند. بنابراین یک کاربر نمونه با چند صد دوست، به معنای مشاهده محتوا به صورت منظم توسط تعداد کمی از افراد دیگر است. 

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

در نقطه مقابل فیس‌بوک، FourSquare است که مشکلات بزرگی در طراحی داخلی دارد: تنها محتوای موجود در سایت آنهایی است که به صورت دستی توسط کاربرانی ایجاد می‌شود که محلی را بازدید کرده و درباره آن نوشته‌ای می‌نویسند. 
بسیاری از کسب‌و‌کارهای نوپا که مورد تقدیر فراوان قرار می‌گیرند، موفق به جلب توجه خوبی هم می‌شوند اما تقریبا بخش زیادی از آنها قادر به نگهداری کاربران یا از بین‌بردن شکاف بین جریان اصلی نیستند. چرا کسی چنین شغلی ندارد که این موضوع را متوجه شود در حالی‌که این تحقیقات برای هرکس که مایل به خواندن آن باشد، در دسترس است؟  و چرا رویدادی در این حوزه نیست که سرمایه‌گذاران در آن پول نپاشند در حالی‌که تحقیقات نشان داده بسیاری از آنها بخت واقعی برای موفقیت ندارند؟

 

من معتقدم که جذابیت در کنار گروه همکاران دو عامل اثرگذار مهم در میزان موفقیت در جذب سرمایه است، اما آیا ما اینقدر کوته‌بین هستیم که ارزشی معادل صفر برای فهمیدن اینکه یک کسب‌و‌کار با نتایج تحقیقات بیش از ۸۰ سال اخیر مخالف یا موافق بوده، قائل نمی‌شویم؟ 
بنابراین آیا شما برای کسب‌و‌کاری که برای یادآوری وقت خوردن دارو پیامک می‌فرستد، سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ درباره به‌کارگیری کارگر موقت از طریق گوشی هوشمند چطور؟ در همه این موارد مقالات متعددی وجود دارد که می‌توان از آنها برای روشن‌شدن موقعیت استفاده کرد. به نظر می‌رسد که اگر کسی را ندارید که مقداری وقت صرف خواندن چنین مطالبی برای‌تان بکند، دچار یک نقیصه جدی هستید.

نوشته ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها اولین بار در ماورا پدیدار شد.