برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

به‌طور خلاصه اصل وجود شما و بازاریابی آگاه کردن دیگران از وجود شماست.برندینگ استراتژی شماست درحالی‌که بازاریابی اهداف تاکتیکی شمارا در برمی‌گیرد.برای اینکه به معنای برندینگ خود برسید و بفهمید که شما به‌عنوان یک شرکت یا یک سازمان چگونه تعریف می‌شوید، سؤالات زیر نقطه‌ی مناسبی برای شروع است.

اگر شما یک آرم، یک طراحی و یا یک شعار دارید ممکن است فکر کنید که یک نام تجاری دارید. ولی درواقع آنچه شما دارید مجموعه‌ای از مطالب و پیام‌های بازاریابی است.در مرحله‌ی اول شما باید ارزش برند خود را در بازار تعیین و تعریف کنید و بعد با یک استراتژی قوی برند خود را توسعه دهید. و ارزش آن را تقویت سازید و در مرحله‌ی آخر با ایجاد یک کمپین بازاریابی پیام خود را به گوش مخاطبتان برسانید.

مقاله چهار چوبهایی بنیادی در رابطه با ارزش ویژه برند برای آشنایی شما در سایت قرار داده شده است.

شما روش‌های بازاریابی خود را انتخاب می‌کنید و باعث می‌شوید مصرف‌کنندگان برند شمارا انتخاب کنند.در مقایسه با برندینگ، کنترل مارکتینگ آسان‌تر است. شما می‌توانید تبلیغات وسیع و گسترده انجام دهید، میلیون‌ها میلیون هزینه کنید ولی هیچ‌گاه نمی‌توانید با پول مستقیم برای برند خود ارزش بخرید.این ارزش را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند. شاید بتوان گفت مارکتینگ داستان‌سرائی و برندینگ گوش فرادادن است.یک برند معتبر زمانی ایجاد می‌شود که خوب گوش فرا دهید، زیرا این مصرف‌کنندگان شما هستند که به شما میگویند برندتان چقدر ارزش دارد. یا اینکه اصلاً به برند شما نیاز دارند یا خیر؟ جواب این سؤال را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند.برندهای معروف از تفاوت میان برندینگ و بازاریابی استفاده می‌کنند. آن‌ها با یک استراتژی قوی روی موقعیت برند در جامعه کار می‌کنند و به مشتریان خود گوش می‌دهند و ارزش‌ها، امید و خواسته‌های آن‌ها را در موقعیت تجاری خود مشخص می‌کنند که همه‌ی این‌ها منحصر به عمل برند سازی میشود و در آخر با کمپین‌های بازاریابی ارزش‌ها و تمایزات خود را به گوش مخاطبانشان می‌رسانند.

برندینگ یک استراتژی است و بازاریابی یک تکنیک

تفاوت اصلی که بین بازاریابی و برندسازی وجود دارد این است که بازاریابی مجموعه فعالیت‌ها، ابزارها و استراتژی‌هایی است که هر کسب‌وکاری به منظور ترویج و شناساندن خود به کار می‌برد.این ابزارها نیز طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند: رسانه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه، جستجوی محلی، تبلیغات سنتی و…در مقابل برند یا نام تجاری، پیام و فرهنگی است که ترویج شده و بین مصرف‌کنندگان نفوذ کرده و سمبلی از کسب‌وکار مورد نظر است.برندینگ، فارغ از هر گونه تلاش خاص بازاریابی است. زمانی که فعالیت های بازاریابی تمام شد و دیده شدن آن پایان پذیرفت، آنچه کماکان در فضای ذهنی مشتریان چسبیده است و خارج نمی شود، برند است. در حقیقت برندینگ، چیزی است که در زمان نیاز به خرید مشتری، او را به خریدن یا نخریدن محصول شما وادار می کند،حتی اگر تبلیغ شما را در آن لحظه نبیند.

بازاریابی، خریداران را تحریک می کند، اما برندینگ مشتری وفادار می سازد

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برندبرندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

اشتباه اول – ترکیب برند و بازاریابی

تصورات غلط و رایجی که در مورد نام تجاری بین مردم وجود دارد، به چندین شاخه تقسیم می‌شوند.مخلوط کردن نام تجاری و بازاریابی از اشتباهات رایجی است که در رابطه با برند وجود دارد.مفهوم برند بسیار عمیق‌تر از بازاریابی است. ابزارهای بازاریابی تنها به برقراری ارتباط بین نام تجاری و پیام تبلیغاتی می‌پردازند، به بیان دیگر نام تجاری دربردارنده پیام تبلیغاتی و هویت کسب‌وکار شماست و بنابراین مفهومی گسترده‌تر از بازاریابی دارد.

اشتباه دوم – برند یعنی قدرت نهایی

تصور اشتباه دیگری که در مورد برند شدن وجود دارد این است که اگر نام تجاری خود را به دست آورید، به قدرت نهایی می‌رسید.

به این معنا که اگر صاحبان کسب‌وکارهای مختلف با انجام فعالیت‌های بازاریابی متنوع بتوانند به یک نام تجاری دست یابند و برند شناخته‌شده‌ای شوند، دلیل بر این نیست که به نهایت قدرت و شهرت در کسب‌وکار خود رسیده باشند.

همانطور که بالاتر اشاره شد، بازاریابی و برندینگ با هم تفاوت دارند. اما یکی از معدود نقاطی که این دو با یکدیگر همپوشانی دارند، هنگام تولید تصویر برند برای کسب و کار است. در اصطلاحات ذکر می شود “یک تصویر به اندازه هزار کلمه صحبت می کند” باید به یاد داشت که طراحی لوگو، رنگ، کارهای گرافیکی و غیره، بخشی است که همه کسب و کارها برندسازی و بازاریابی را در کنار یکدیگر می بینند.

مقاله قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین راهنمای خوبی برای شما در این زمینه خواهد بود.

برندینگ یک استراتژی است و مارکتینگ یک تاکتیک
بازاریابی می‌گوید”مرا بخر”. اما برندینگ می‌گوید “این چیزی است که من هستم” و چنین ویژگی‌هایی دارم و اگر دوست داری می‌توانی مرا بخری و به دوستانت معرفی کنی و از من حمایت کنی.

اساسی‌ترین تفاوت میان برندینگ و مارکتینگ این است که بازاریابی سعی نمی‌کند احساسات طولانی‌مدت کاربر را نسبت به محصول شکل دهد.و با چند تبلیغ ساده مشتری را متقاعد می‌سازد. از سوی دیگر برندینگ به دنبال ساخت دیدگاه بلندمدت مشتری با استفاده از اهرم‌های استراتژیک یک برند می‌باشد. که در آخر با ایجاد وفاداری مشتری را متقاعد به خرید می‌سازد. وفاداری به نام تجاری همان چیزی است که برندینگ انجام می‌دهد. درواقع پس‌ازآنکه شما برند سازی را انجام دادید یک بازار آماده از مخاطبان خوددارید که بی‌صبرانه مشتاق دریافت محصولات شماست.
بازاریابی مشتریان را پیدا می‌کند اما برندینگ آن‌ها را نگه می‌دارد و مصرف‌کنندگان را روزبه‌روز فعال‌تر و مشتاق‌تر می‌کند و همچنین برندینگ است که حامیان را جذب می‌کند و باعث پیشرفت روزبه‌روز برند می‌شود.

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برقراری ارتباط بین برندتان و مخاطبان

در نهایت، به نقطه ای رسیدید که بازاریابی وارد می شود. اکنون باید تصمیم بگیرید که چطور می خواهید آگاهی از برندتان را افزایش دهید. مراحل قبل به همراه تحقیقات بازار و آنالیزها، نقش عظیمی در تعیینِ نحوه و محل ارتباط برند شما برای دستیابی موثر به مخاطبان هدف ایفا می کند.

موارد زیر، مهم ترین نکاتی ست که باید به هنگام برنامه ریزی برای استراتژی های ارتباطی خود به چالش بکشید:

بیانیه مأموریت شما که به راحتی می توانید از هدف خود استنتاج کنید.

مزایایی که مشتریان شما می توانند از کسب و کار شما بدست بیاورند که در ابتدای مرحله پاسخ داده شده است. (پاسخ به چراها)

پلت فرم های انتخابی شما و رسانه ی مناسب برای هر یک. 

به عنوان مثال استارباکس یک نمونه قوی و کلاسیک ار برندینگ می باشد. در حالیکه این برند تبلیغات بسیار کمی هم دارد، اما همواره تجربه ای با کیفیت از خرید کردن در تمامی شعبه های خودش در سراسر آمریکا در اختیار مشتریان قرار می دهد. به گفته یکی از کارشناسان این حوزه بنام جو سولیوان، “زمانیکه که برای بار سوم شما وارد یکی از شعبه های این برند می شوید، تمامی کارکنان به احتمال زیاد شما را با نام کوچک می شناسند و از نوشیدنی مورد علاقه شما اطلاع دارند. آنها آموزش های خود را دیده اند. البته نکته جالب توجه اینکه این برند در هیچ یک از تبلیغات خود اشاره به شناختن شما و نوع نوشیدنی شما هم نمی کند.”
شما چطور؟ آیا در بین برند های شناخته شده و مطرح ایرانی، برندی را می شناسید که بتوانید در این رابطه به عنوان یک مثال نمونه و خوب معرفی کنید که بخوبی بین فرایند های بازاریابی، تبلیغات و برندینگ خودش تفاوت و تمایز قائل شده باشد و آن را بخوبی اجرا کرده باشد؟
در بخش نظرات منتظر شما هستم تا با هم بیشتر در این رابطه صحبت کنیم       

نوشته برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

مدت مطالعه ۸ دقیقه

برخلاف اینکه طرح تعداد بسیار زیادی از کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق محصول تحقیقات دانشگاهی است، اما در بخش سرمایه‌گذاری کسی نیست که شرکت‌ها را از این بابت ارزیابی کند که آیا آنچه انجام می‌دهند با نتایج تحقیقات دانشگاهی و تجارب موفق دانشگاه‌ها تطبیق دارد؟
 برخلاف کسب‌و‌کارهای نوپا در حوزه‌هایی همچون فناورهای زیستی و موارد مشابه، بیشتر کسب‌و‌کارهای نوپای فناورانه از بیرون مراکز دانشگاهی می‌آیند اما اغلب بر این اساس شکل گرفته‌اند که نیاز پاسخ داده نشده در بازار را برآورده سازند‌ و هیچ‌کس وقت کافی برای بحث با دانشگاهیان برای رفع این نقیصه صرف نمی‌کند.  به نظر می‌رسد که در حال حاضر این تفکر غالب و استاندارد در بین صنایع مختلف باشد اما من با حفظ احترام برای این دوست سرمایه‌گذار خود، فکر می‌کنم که این دسته‌بندی در اینجا به روشنی اشتباه است. نمی‌توان هر کسب‌و‌کار نوپایی را که فعالیتی خارج از تحقیقات دانشگاهی یا حتی در مسیر مخالف آنها انجام می‌دهد، مورد تردید قرار داد. اما پرسش‌هایی ایجاد می‌شود: آیا آنها به تحقیقات مرتبط توجهی دارند؟ آیا آنها چیزهایی می‌دانند که ما نمی‌دانیم؟ اگر کارآفرینان پاسخ‌های خوبی برای این پرسش‌ها دارند، پس دلایل خوبی برای ادامه کار خود دارند. اما اگر چنین نیست، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. 

به عنوان مثال، من معمولا تعداد نوشته‌های اندکی در فیس‌بوک قرار می‌دهم، اما آنانی که من را در فیس‌بوک دنبال می‌کنند، همچنان برداشت درستی از آنچه انجام می‌دهم دارند، چرا؟ چون فیس‌بوک از شیوه بقای رفتاری برای تشخیص آنچه که من انجام می‌دهم، استفاده می‌کند و بدون نیاز به حضور من و بهنگام‌سازی نوشته‌ها به دوستانم اجازه می‌دهد از حال و روز من مطلع شوند. این‌کار هم توسط بقای رفتاری داخلی (بر اساس آنچه که می‌خوانم و مواردی که روی آن کلیک می‌کنم) و هم بقای رفتاری خارجی (مانند تصاویری که خارج از فیس‌بوک گرفته شده) انجام می‌شود. برای درک اهمیت این موضوع در مورد شبکه‌های اجتماعی در نظر بگیرید که ۱۰درصد از همه بازدیدکنندگان متعارف سایت‌ها اقدام به ایجاد حساب کاربری می‌کنند. همچنین ۱۰درصد از این تعداد حداقل یک مطلب به اشتراک می‌گذارند و از بین آنها حدود ۱۰درصد تبدیل به مشارکت‌کنندگان اصلی در سایت می‌شوند. بنابراین یک کاربر نمونه با چند صد دوست، به معنای مشاهده محتوا به صورت منظم توسط تعداد کمی از افراد دیگر است. 

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

در نقطه مقابل فیس‌بوک، FourSquare است که مشکلات بزرگی در طراحی داخلی دارد: تنها محتوای موجود در سایت آنهایی است که به صورت دستی توسط کاربرانی ایجاد می‌شود که محلی را بازدید کرده و درباره آن نوشته‌ای می‌نویسند. 
بسیاری از کسب‌و‌کارهای نوپا که مورد تقدیر فراوان قرار می‌گیرند، موفق به جلب توجه خوبی هم می‌شوند اما تقریبا بخش زیادی از آنها قادر به نگهداری کاربران یا از بین‌بردن شکاف بین جریان اصلی نیستند. چرا کسی چنین شغلی ندارد که این موضوع را متوجه شود در حالی‌که این تحقیقات برای هرکس که مایل به خواندن آن باشد، در دسترس است؟  و چرا رویدادی در این حوزه نیست که سرمایه‌گذاران در آن پول نپاشند در حالی‌که تحقیقات نشان داده بسیاری از آنها بخت واقعی برای موفقیت ندارند؟

 

من معتقدم که جذابیت در کنار گروه همکاران دو عامل اثرگذار مهم در میزان موفقیت در جذب سرمایه است، اما آیا ما اینقدر کوته‌بین هستیم که ارزشی معادل صفر برای فهمیدن اینکه یک کسب‌و‌کار با نتایج تحقیقات بیش از ۸۰ سال اخیر مخالف یا موافق بوده، قائل نمی‌شویم؟ 
بنابراین آیا شما برای کسب‌و‌کاری که برای یادآوری وقت خوردن دارو پیامک می‌فرستد، سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ درباره به‌کارگیری کارگر موقت از طریق گوشی هوشمند چطور؟ در همه این موارد مقالات متعددی وجود دارد که می‌توان از آنها برای روشن‌شدن موقعیت استفاده کرد. به نظر می‌رسد که اگر کسی را ندارید که مقداری وقت صرف خواندن چنین مطالبی برای‌تان بکند، دچار یک نقیصه جدی هستید.

نوشته ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها اولین بار در ماورا پدیدار شد.