آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

مدت زمان مطالعه ۱۰ دقیقه

همین که روی زمین سالم به مقصد برسم باید خدا را شکر کنم چه برسه به آسمان!

تجربه به همه ما ثابت کرده که در سالهای اخیر خیلی از ناممکن ها در دنیا امروزی ممکن شده است و تحقق هیچ چیز برای بشر دور از ذهن نمی باشد.در این مقاله قصد دارم دنیای جدید پیش رویمان را تصویر سازی کرده و تجربه آیندگان در استفاده از وسایل حمل و نقل شهری را درک کنیم هر چند که برای همه ما مشکلات و فواید استارتاپهای این حوزه مشخص می باشد اما دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده استارتاپهای هوایی را برای سفرهای درون شهری انتخاب کنیم.

در سالهای اخیر با اسامی زیادی مانند اوبر، تپسی، اسنپ و … برخورد کرده ایم که همه این برندها هر کدام به نوبه خود سروصدا های زیادی راه در فضای کسب و کار انلاین به را انداخته اند و کمتر کسی هست که از خدمات این استارتاپها استفاده نکرده باشد. ولی این روزها جدا از همه این بحث ها خبر از تاکسی های حمل و نقل هوایی به گوش می رسد و همانطور که رودین لیاسوف کارآفرین هوانوردی می گوید پرواز به زودی شخصی تر می شود به طوری که تاکسی های هوایی خودران کوچک به ما اجازه دور زدن شلوغی های ترافیک را می دهند و به طور کلی شیوه جا به جایی ما در شهرها و شهرک ها را تغییر خواهند داد.در قرن گذشته پرواز سیاره ما را به هم متصل کرد، در قرن بعدی جوامع محلی مان را دوباره پیوند خواهد داد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی چیست؟

تاکسی هوایی یا همان ایر‌تاکسی، یک نوع اصطلاح کلی است که برای انواع هواپیماهای دربستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایر تاکسی عبارت است از استفاده از هواپیما در مسیرهای مختلف پرواز بدون استفاده از برنامۀ پروازی که به‌خودی‌خود موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه خواهد شد. تاکسی هوایی یک هواپیمای سبک یا حتی فوق‌سبک است و می‌تواند با حداقل ظرفیت ممکن که چیزی در حدود ظرفیت یک تاکسی یا اتوبوس معمولی است، در مسیرهای کوتاه جا‌به‌جا شود.به تازگی شرکت Volicopter  از تاکسی‌های هوایی دونفره خود در دبی رونمایی کرد. این وسیله نقلیه با ۱۸ پروانه الکتریکی برای نخستین بار در آسمان دبی به پرواز درآمد و به این ترتیب نخستین سرویس تاکسی پرنده دنیا در این کشور آزمایش شد. این وسیله نقلیه خودران برای حمل دو سفر از نقطه A به B و بدون خلبان طراحی شده است. Volocopter  می تواند به مدت ۳۰ دقیقه پرواز کند و حداکثر سرعت آن نیز ۱۰۰ کیلومتر برساعت اعلام شده است.علاوه بر این موارد این تاکسی مجهز به چتر نجات، ۹ سیستم مستقل باتری، سیستم شارژ سریع و اتصال به شبکه برق است. شارژ کامل نمونه اولیه وسیله نقلیه حدود ۲ ساعت طول کشید که به گفته شرکت درنسخه های تولیدی کاهش می یابد. تاکسی‌های هوایی خودران با بقیه وسایل حمل ونقل عمومی دبی همخوان می شود و افراد می‌توانند با استفاده از اپلیکیشنی مخصوص آن را سفارش دهند. این تاکسی‌ها ۵ سال دیگر خدمات خود را در دبی آغاز می‌کنند.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی ایرباس با موفقیت تست های اولیه را پشت سر گذاشت

غول صنعت هوانوردی جهان یعنی ایرباس اخیرا از آزمایش موفقیت آمیز تاکسی پرنده برقی و خودران خود خبر داده است. این وسیله نقلیه منحصر بفرد که توسط لابراتوار A³ واقع در سیلیکون ولی توسعه یافته، واهانا (Vahana) نام دارد.

به گفته مقامات ایرباس، این تاکسی عمود پرواز توانسته تا ارتفاع ۱۶ فوتی (۴٫۸ متر) بلند شده و دوباره به طور سالم و موفق بر زمین بنشیند. طبق اطلاعات موجود تست اولیه در روز ۳۱ ژانویه در غرب آمریکا و در ایالت اورگن (Oregon) انجام شده است.

اگر چه این پرواز آزمایشی بسیار امیدوار کننده بوده، اما بیش از ۵۳ ثانیه طول نکشیده است. البته ظاهرا روز بعد مهندسین ایرباس یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر نیز انجام داده اند.

 آقای زاک لاورینگ (Zach Lovering) مدیر پروژه ایرباس در این باره گفته:

امروز ما یک دستاورد بسیار بزرگ در عرصه اختراعات هوانوردی را جشن می گیریم. در عرض تنها دو سال، واهانا از یک طرح اولیه بر روی کاغذ، به یک خودروی پرنده در مقیاس واقعی تبدیل شده و توانسته با موفقیت اولین پرواز خود را پشت سر بگذارد.

تیم ما قدردان حمایت هایی است که از سوی لابراتوار A³، خانواده بزرگ ایرباس و شرکایی مثل MTSI و Pendleton UAS Range دریافت است.واهانا با توجه به قابلیت های خود می تواند انقلابی در عرصه حمل و نقل بوجود بیاورد. این تاکسی هوایی ظرفیت حمل یک نفر را داشته و از پیشرانه ای الکتریکی بهره می برد؛ همچنین به لطف هوش مصنوعی و تجهیز به امکانات پیشرفته توانایی هدایت خودکار را دارد.

تاکسی هوایی ایرباس نمونه ای مثال زدنی از تلاش شرکت های مختلف برای متحول کردن حمل و نقل شهری در آینده به شمار می رود. اما با وجود پیشرفت های زیاد و تست های موفقیت آمیز، هنوز برنامه زمانی دقیقی برای ورود وسایل نقلیه این چنینی به معابر و آسمان شهرها ارایه نشده است.

در زمان کنونی به نظر می رسد که واهانا و نمونه های مشابه هنوز نیازمند تکنولوژی پیشرفته تر، تست های گوناگون و البته توسعه قوانین و مقررات جدید هستند

تاکسی های هوایی خودران مسافرتهای شما را تغییر می دهند 

اگر برنامه های شرکت اوبر خوب پیش برود تا سال ۲۰۳۰ سرویسهای تاکسی های هوایی خود را راه می اندازد طرح تاکسی های اوبر خیلی خلاقانه به نظر می رسه اما در مرحله اجرا با مشکلات بسیاری هم روبروست، این تاکسی ها با باطری کار می کنند چیزی بین یک هواپیمای کوچک و یک هلیکوپتر با بالهای ثابت . شعار اوبر در مورد این تحول این است : ما به آسمان نگاه می کنیم و ما می خواهیم قانون حمل و نقل شهری را دگرگون کنیم با توجه به میزان حمل و نقل شهری که هر روز بیشتر می شود و مشکلاتی ایجاد می کند نیاز به طرحهای انقلابی داریم هرچند طرح تاکسی های هوایی در ابتدای کار بسیار گران خواهد بود چاالشهایی هم در راه تحقق رویای اوبر وجود دارد از جمله صدور گواهی نامه جدید پرواز و آموزش خلبانان و طراحی سیستم مدیریت ترافیک برای جلوگیری از تصادفات هوایی به این ترتیب باید منتظر باشیم و ببینیم دنیای فناوری چگونه جهانی که در آن زندگی میکنیم را دگرگون خواهد کرد و شرکتهای ایرانی آیا توانایی این را دارند که این گونه تحولات را در سیستم حمل و نقل وارد کنند !

پیشنهاد میکنم اگر علاقه مند این مبحث هستید ویدیو زیر را تماشا کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید:

 

نوشته آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

وفاداری در برندینگ رمز موفقیت کسب وکار شماست

بزارید در ابتدا به این نکته اشاره کنم که روانشناسی برند مبحثی هست که همه مدیران موفق و کارشناسان بازاریابی در هر مارکتی باید به اون تسلط کامل داشته باشند.اگر به بازارهای جهانی نگاهی کوتاه بندازید همه برندهایی که نامشون مطرح هست دارای هویت قوی هستند.

متاسفانه صاحبان صنعت حاظر هستند میلیون ها پول بابت تبلیغات بیلبوردی هزینه کنند اما برای فکر و برنامه ریزی هویت برند هزینه ای نپردازند. روانشناسی برند راهکارهایی است که یک مدیر برند استفاده می کند تا یک برند را در ذهن مخاطب ماندگار کند.

اساس برندسازی بر پایه ارتباط بیش از ارتباط عقلانی صرف با مخاطب است.

برای مثال  وقتی دو آدم عادی از هم خوششان می آید به این معنی است که از مکانیسمهای روانشناختی استفاده شده است. اما اینکه طرف ما دانسته و از اینها استفاده می کند، با برنامه ریزی استفاده می کند یا به طور خود به خود این کار انجام می شود چند چیز متفاوت است .

 

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

 

اصول روانشناسی در انتخاب نام برند

همه شرکتهایی که در تلاش برای معرفی یک برند مطرح در بازار جهانی می باشند  در انتخاب نام تجاری خود این اصول پنجگانه را باید در نظر بگیرند که شامل:صمیمیت، هیجان، برازندگی، کمالگرا، مستحکم می باشند .هر کدوم از این ویژگی ها شخصیت یک برند را به عموم مردم نشان میده.

برای مثال کسانی که از ویژگی صمیمیت استفاده می کنند باید در بازار رقابتی خود از صداقت و سخاوتمندی برای بدست آوردن حس اعتماد به نفس استفاده کنند.

هیجان را می توان از طریق تاکتیک های جسورانه، آگهی های تخیلی و فن آوری های روزمره به کار برد. و ممکنه که برازندگی به وسیله مهار کردن یک تصویر قابل اعتماد و سودمند ایجاد شود.کمالگرایی می تواند از طریق رویدادهای مسحور کننده و سفیران فریبنده ارتباط برقرارکند.

جزء دیگر که وجود دارد برندینگ ناخودآگاه می باشد.این امر زمانی بدست می آید که کمپین انقدر تاثیر گذار بوده که مردم ناخود اگاه احساس وابستگی به برند را دارند حتی اگر تبلیغات از قبل به دست فراموشی سپرده شده باشند.

ممکنه تبلیغات در ایستگاه قطار و با در بیلبورد خیابانها دیده بشود و مردم بدون در نظر گرفتن و تشخیص، آنها را در ضمیر خود حفظ کنند.

هفت گام برای تغییر رفتار

متخصصان برند یک مسیر موثر برای تغییر رفتار مصرف کننده را شناسایی کرده اند که برای رسیدن به آن به این هفت مورد نیاز هست:۱- برای پیدا کردن مسیر جدید الگوهای قدیمی را کنار گذاشته۲-آسایش را برای مشتری های خود بوجود بیاورید تا تغییرات را به راحتی درک کنند.۳-تخیلات باید به یک عادت جدید منجر شود.۴-احساس را به نفع برند تغییر دهید و آن را با ذهن انتقادی دنبال کنید.۵-وقتی که شک و تردیدها شروع میشه مطمئن بشید که جواب های آنها از قبل وجود دارد.۶-به دستاوردهای خود بچسبید و وابستگی های خود را تغییر دهید.

مثالهایی از روانشناسی برند

در مقالات قبلی به مبحث روانشناسی رنگ پرداختیم و باید این را بدانید استفاده از رنگ استراتژی جالبی برای بازاریابان و متخصصین بازاریابی می باشد که جذابیت های یک برند را افزایش بدهند. رنگ های مختلف نشان دهنده ایده های مختلف هستند، بنابراین محصولات باید با این ذهنیت طراحی شوند. آن چیزی که مردم می بینند مشخص می کند که چه حسی را درباره شخصیت یک برند دارند.اطمینان حاصل کنید درک مردم با آنچیزی که کسب کار شما می خواهد انجام دهد همتراز باشد.

واژه ها باید به دقت انتخاب شوند.نام محصولات اغلب از طریق مشاوره های دقیق قبل از اینکه آنها نهایی شوند انتخاب می شوند . مصرف کنندگان تمایل دارند که به دنبال نامهایی به ظاهر گرانقیمت باشند همینطور اگر نامی را به سادگی بخوانند ناخودآگاه نگاهشان به سمت محصول دیگری خواهد رفت.

آنها براساس ادراک کمالگرایانه خود قضاوت می کنند. مثال دیگر ایجاد حس تعلق و دستیابی به موفقیت هست.برندها می توانند خودشان را متعلق به یک طبقه اجتماعی خاص مانند جوانان به رسمیت بشناسند.

وفاداری برخلاف بازار رقابتی موجود وقتی پرورش پیدا می کند که به مصرف کنندگان بگویید شما در کنار برند ما هستید.عمل خرید کردن ممکنه از یک کار ساده به تجربه ارتقاء یک نام تجاری منجر شود.فروشگاه های خرده فروشی می توانند به عنوان ابزار فیزیکی  هر چیزی که یک کسب و کار به آن نیاز دارد تا آن را به عموم انتقال دهد عمل کنند.

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

حس وفاداری را جدی بگیرید

اپل، فورد و استارباکس به عنوان شماره یک ها در رسته خود با توجه به شاخص وفاداری مشتری در نظر گرفته شده اند باید اینو صادقانه بپذیریم که استراتژی های برندینگ این شرکتها شایستگی بررسی این را دارند تا ببینیم چگونه همه مفاهیمشان در عمل کار می کند.برای مثال استفاده رنگها در اپل منطبق با رنگ سفید هست که بر می گرده به مفهوم پاکی، سادگی و ظرافت و همینطور برند اپل تبدیل شده به نماد فناوری های لوکس و پیشرفته، این در حالی است که منتقدان زیادی هم دارد اما شواهد نسان دهنده تمایل عموم برای خرید اپل با ویژگی های مطرح آن هست.

اکثریت داندگان آیفون ترجیح می دهند گوشی خود را با یکی از محصولات این کپانی جایگزین کنند و حتی تصور اینکه از برند گوشی دیگر استفاده کنند را ندارند.

از طرف دیگر فورد همیشه یکی از معتبرترین برندها در صنعت خودرو سازی در آمریکا بوده است. شعار بنیادین این برند ساخت بادوام است. این شرکت بر روی شعار سختی و پایداری  اتوموبیل سرمایه گذاری کرده تا رانندگان را متقاعد کند از آنها خرید کنند.

این تاکتیک برندسازی به مشتریان حس ایمنی و امنیت را می بخشد و باعث می شود آنها فورد را به ماشینهای دیگر ترجیح دهند.وفاداری مشتریان بر اساس نظر سنجی نشان می دهد که ۴۴ درصد از مشتریان این کمپانی فورد دیگری را از قبل در گاراژ منزل خود داشته اند میشه گقت دلیل وفاداری مردم به این برند این است که همه مدلهای ماشین در این برند حس قابل اعتماد بودن را برخوردارند اما با ید به شما دوستان این نکته را متذکر بشم که صرفا کار این کمپانی فروش بر اساس این شعار نیست بلکه حقیقتا این برند شعار خود را به نحو احسنت عملی کرده است.

استار باکس یکی دیگر از شرکتهای مطرح می باشد که از رنگها برای متمایز ساختن خود در میان رقبایش بهره گرفته تا برای مشتریان خود یک پیام قوی را ارسال کند.

رنگ سبز نشان دهنده تعهد به تجارت منصفانه قهوه و مسئولیت اجتماعی و حقوقی آن است. همینطور طبقه بندی اجتماعی برای توسعه پیوند میان مشترسان و دور نگه داشتن رقبا مورد استفاده قرار می گیرد.

نتیجه نهایی یک برنامه وفاداری مشتری بسیار موفق است پاداشهایی مانندتخفیف و هدیه تبلیغاتی باعث می شود مشتران گاه به گاه به مشتریان دائمی تبدیل شوند.کسانی قادر به دستیابی به یک وضعیت عالی از طریق برنامه پاداش هستند حسی از تعلق و موفقیت را گزارش می دهند.

و این باعث تشویق مشتریان به ادامه خرید از آنها می شود.

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

دوصد گفته چون نیم ‌کردار نیست به عمل کار بر آید، به سخندانی نیست!

به این نکته توجه کنید که برند شما چه کاری را انجام می دهد چرا که هر کلمه که شنیده می شود می تواند اثرات عمیقی را در ذهن مخاطبان بجا گذارد و همینطور این ارزشها باید در اقدامات خود منعکس شوند و هر بی تعهدی نسبت به اجرا نشدن آن با عث قطع ارتباط برند با مخاطبان می گردد.

برندها باید از طریق تعامل با مشتران خودشان صحبت کنند.مخصوصا در حال حاظر که عصر رسانه های اجتماعی هست و مبحث بسیار مهمی به نام دیجیتال مارکتینگ مطرح می باشد .

بازاریابان برند باید مخاطب هدف خود را به خوبی بشناسند و راه حلها را به خوبی انجام دهند اینکه درک صحیحی از یک برند داشته باشند و اینکه برند مطرح قصد دارد چه نیازی را برای مخاطبان خود بر آورده کند تا آنها به مشتریان وفادار شما تبدیل شوند هدف اصلی یک کسب و کار می باشد.

نوشته وفاداری در برندینگ رمز موفقیت کسب وکار شماست اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است!

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

اگر می خواهید بازار هدف خود را گسترش دهید و پروژه های جدیدی را بر مبنای همکاری ها و مشارکت های استراتژیک توسعه دهید، Outreach برنامه ای موثر برای رسیدن به آن است.

بازاریابی درصدی توانایی گرفتن یک حساب کاربری و استفاده از آن در یک  رویکرد جامع به هنگام یک معامله می باشد، به اینصورت که شما برای  استفاده از این حساب از ترکیبی از بازاریابی و فروش استفاده می کنید.نامی که به شما اختصاص داده می شود در واقع چیزی هست که قبلا افراد دیگر هم برای خود آن را ایجاد کرده اند که هماهنگی میان فروش و بازاریابی را ایجاد می کند.لیستی از شرکتهای برتری که می دانید بر چه اساس برای شما باز شده است را ایجاد می کنید و بعد از آن می توانید افراد مناسب را پیدا کرده و تبلیغات هدفمند خود را به آنها اختصاص دهید.مشکل زمانی هست که فروش و بازاریابی پیچیده در کنار هم باشند حتی در صورت  واجد شرایط بودن ارتباطی با هم نخواهند داشت.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

اوایل سال ۲۰۱۴ بنیانگذاران یک کسب‌و‌کار نوپا خود را در موقعیت بی‌پولی و نزدیک به ورشکستگی می‌دیدند که برای نجات خود باید اهدافی که تعیین کرده بودند را عملی می‌ساختند. آنها برای غلبه بر شرایط دست به کارتولید نرم‌افزاری شدند که کمک می‌کرد ۳ نفر نیروی فروش، قادر به انجام کاری معادل ۲۰ نفر باشد‌ و به این ترتیب شرکتی خلق شد که امروز ارزش نیم میلیارد دلاری دارد.
شرکت Outreach یک استارت‌آپ مستقر در سیاتل است که از سال ۲۰۱۴ بنیانگذاری شده و طی چند سال به یکی از شرکت‌های مطرح و موفق تبدیل شده است. این شرکت به‌تازگی موفقیت جدیدی را با جذب ۶۵ میلیون دلار سرمایه رقم زده است. به این ترتیب رقم سرمایه‌های جذب شده اخیر این شرکت بالغ بر ۱۲۵ میلیون دلار می‌شود. رشد این شرکت و ارزش ۵۰۰میلیون دلاری آن تا این مرحله، شرایط را برای ظهور یک تک‌شاخ جدید مهیا کرده است. 

مدیر و بنیانگذار این شرکتManny Medina  است که پیش از این در بخش خدمات وب شرکت آمازون و بخش اجرایی مایکروسافت کار کرده و همه او را به عنوان فردی پر‌انرژی می‌شناسند. او مدیری شاد و سرحال است که اسامی همه کارکنان را به خاطر دارد و نخستین ساعات کار روزانه را صرف مشت‌پرانی به کارکنان می‌کند! شرکت او در حال حاضر ۳۰۰ کارمند دارد که تعداد آنها از سال گذشته دوبرابر شده. سرزنده‌بودن و شادمانی او صرف‌نظر از روحیه و عادات شخصی به موفقیت چشمگیر شرکتش نیز برمی‌گردد؛ شرکتی که فاصله ورشکستگی در سال ۲۰۱۴ تا نزدیک‌شدن به یک شرکت میلیارد‌دلاری را بسیار سریع طی کرده است.
مدینا و همکارانش کسب‌و‌کار خود را بر مبنای نرم‌افزاری ایجاد کرده بودند که خدمات مدیریت نیروی انسانی ارائه می‌کرد، این نرم‌افزار چندان مورد توجه قرارنگرفته و شرکت آنها در حال ورشکستگی بود. آنها اما در سال ۲۰۱۴ با مشتریانی مواجه شدند که به‌دنبال بهینه‌سازی روند فروش تلفنی بودند، آن مشتریان به نرم‌افزار مدیریت منابع انسانی نیاز نداشتند، اما مدینا موفق شد در مسیر کار نرم‌افزار را تغییر داده و آن را به ابزاری برای خودکار‌کردن روند فروش تلفنی تبدیل ساختند. این ابزار آنقدر کارآمد بود که کارکنان وقت کافی برای رسیدگی به سایر امور همچون تهیه ایمیل‌ها و شرکت در جلسات را هم داشته باشند. مدینا به این ترتیب موفق به جذب مشتریان شده و به سرعت رکورد فروش یک میلیون دلار را به دست آورد. 

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

وقتی که شرکای مدینا او را برای یافتن سرمایه‌گذار تحت فشار قرار دادند، او کاری بی‌رحمانه انجام داد و در جلسه‌ای که با سرمایه‌گذاران داشت، تنها یک اسلاید را نمایش داد و آنگونه که خودش بازگو می‌کند: «اسلاید من تنها یک نمودار بود، گفتم که این نشان‌دهنده رشد درآمد ماست. ما خدماتی را به فروشندگان می‌فروشیم. پرسشی هست؟» پس از این جلسه و نخستین جذب سرمایه بود که آنها موفق شدند نرخ رشد درآمد شرکت را افزایش دهند و پس از آن شرکت هدف جذب ۱۰ میلیون دلار را در دستور کار قرار داد و در زمانی کمتر از ۲سال بعد از اینکه در آستانه ورشکستگی قرار داشتند، موفق به عبور از مرحله درآمد ۱۰ میلیون دلاری شدند. آن جلسه جذب سرمایه با یک اسلاید، منجر به جذب ۲.۳ میلیون دلار سرمایه شد‌ و پس از آن نیز ۹.۲ میلیون دلار دیگر سرمایه جذب کردند. 
مدینا شرکتش را اینک در رتبه پس از شرکت بزرگ Salesforce قرار داده و موفق شده که برای جلسات جذب سرمایه، شرکت‌های بزرگی همچون مایکروسافت را مشارکت دهد. اما همچنان می‌داند که سایر رقبا هم موفق به جذب مقادیر قابل توجهی سرمایه شده‌اند. اما او معتقد است که در دنیای نرم‌افزارهای «مدیریت ارتباط با مشتری» که حوزه کاری آنهاست، نیاز نیست یک نرم‌افزار جایگزین نرم‌افزار دیگری شود، تنها باید نوآوری‌هایی صورت پذیرد. 

نوشته این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

مجله دیجیتالی foundr  یک منبع و یک راهنما برای کارآفرینانی هست که بصورت حرفه ای کسب و کار خود را شروع کرده اند. مجله در چند سال کوتاه پس از شروع به کار موفق به انجام بیش از ۲۴۰ مصاحبه تخصصی با صاحبان مشاغل یا افراد موثر در کسب‌و‌کارهای نوپا شده و از ۱۷۳ کشور بازدید‌کننده دارد. اما داستان شروع به کار، موفقیت‌ و شیوه این مجله چیست؟ ناتهان چان، پایه‌گذار این مجله معتقد است که بیشترین تاثیر در پیشرفت کار مجله را از مربیان خود گرفته.
هنگامی‌که  ناتهان چان در جست‌وجوی حل مشکلات راه‌اندازی کسب‌و‌کار نوپای خودش بود، دریافت که منابع مناسب و قابل تکیه برای افراد تازه‌وارد در این حوزه وجود ندارد و  این نقطه شروع مجله‌ای شد با نام فاندر که اینک در بین علاقه‌مندان به موضوعات کسب‌و‌کارهای نوپا و داستان‌های واقعی موفقیت آنها، منبعی شناخته شده است. چان نمی‌خواست که حرف‌های معمولی همچون «کارتان را تا انتها ادامه دهید» بشنود و به عنوان کارآفرینی که شور زیادی در سر دارد، به دنبال راهنمایی‌های ملموس از سوی افراد شاخص و کارآفرینانی بود که آنچه می‌گویند را در عمل انجام داده و موفق شده باشند؛ برای همین سراغ بزرگان حوزه کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق همچون راسل برانسون رفت؛ به این ترتیب کسب‌و‌کار تازه‌ای شکل گرفت که امروز به نام مجله فاندر شناخته می‌شود.
شروع به کار برای فاندر در سال ۲۰۱۳ در واقع نخستین تجربه چان بود و او تقریبا هیچ چیزی درباره تولید یک اپلیکیشن، انتشار، جمع‌کردن گروه کاری‌ و کارآفرینی نمی‌دانست. اما تنها یک چیز باعث شد تا امروز در نقطه‌ای متفاوت باشد و آن هم آموختن از مربیان است. او به طور مستمر مربیانی در کنارش داشت که او را راهنمایی کرده و کمک‌های ارزشمندی را در اختیارش قرار دهند. در  این زمینه همواره یک نصیحت وارن بافت را به یاد داشت که: «آموختن از اشتباهات خوب است اما از آن بهتر آموختن از اشتباهات دیگران است.» 
گرچه مجله اینترنتی فاندر منبعی از نوشته‌ها، مصاحبه، گزارش‌ و اطلاعات مفید برای کارآفرینان و صاحبان کسب‌و‌کارهای نوپا‌ست، اما ناتهان چان که خود بنیانگذار این مجله است، بیشترین تاکید را بر استفاده از مربیان و راهنمایان دارد که در طول مراحل طراحی تا پیشبرد یک کسب‌و‌کار در اختیار کارآفرینان هستند. او داستان شروع به کار و مشکلات و مسائلی را که با آنها مواجه بوده، از این زاویه بررسی می‌کند که چگونه می‌توان و چرا باید از وجود مربیان استفاده کرد؟ داستان موفقیت این مجله، بازگویی دلایل و زوایای موضوع استفاده از مربیان است.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  آیا کار کارآفرینان به مربی نیاز دارند؟

به‌راستی چرا کارآفرینان به مربی نیاز دارند و آیا افراد باهوشی که طرح‌های ارزشمندی دارند خودشان به‌تنهایی نمی‌توانند کار را پیش ببرند؟ اگر فردی همان مسیری را رفته که شما می‌خواهید دنبال کنید‌ و اگر بتوانید از آموخته‌های او استفاده کنید، در واقع می‌توانید از آموخته‌هایی که در طول ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال داشته در طول مسیر خود استفاده کنید. به این ترتیب می‌توانید آنچه را دوست دارید، روی یافته‌ها و تجربیات سایرین بنا کنید، این درست همان روشی است که در طول تاریخ با استفاده از آن دستاوردهای بزرگ فراهم شده. استفاده از مربی در هر نوع کسب‌و‌کاری توصیه می‌شود. آیا می‌توان بدون وجود مربی هم کارها را پیش برد؟ بله حتما، اما نمونه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد ادامه کار بدون راهنما و مربی، هزینه و مشکلات زیادی را تولید خواهد کرد در حالی‌که وقتی کارها را بدون دریافت راهنمایی از مربیان انجام دهیم،از بخت مناسب برای انجام بهتر کارها محروم شده‌ایم. 
راهنمایی‌های مربیان را می‌توان در کتاب‌ها یا متونی که منتشر شده‌اند یافت، یا اینکه آنها را استخدام کرد، یا از آنهایی که آشنایی قبلی داریم، در طول زمان به شکلی طبیعی به عنوان مربی استفاده کنیم. افراد موفقی که امکان دسترسی و فراگیری مستقیم از مربیان نداشته‌اند، حتما آموزش‌های لازم را از کتاب‌ها، دوره‌های آموزشی یا سایر شیوه‌های آموزشی دریافت کرده‌اند.

  •  چگونه مربی مناسب خودم را پیدا کردم؟

چان میگوید: من درس‌های بزرگی از مربیان خودم گرفته‌ام و بابت راهنمایی‌های ارزشمندی که کردند، از آنها سپاسگزارم. در همان زمانی‌که کار فاندر را تازه شروع کرده بودیم، در مدتی کمتر از ۴ ماه پس از شروع کار، بابت موضوع علامت تجاری از ما شکایت شد. این اتفاقی احمقانه به نظر می‌رسید ولی یکی از سخت‌ترین ایامی بود که من تجربه کردم. تصور کنید که رویای انجام کاری را دارید، آن را شروع می‌کنید‌ و ناگهان فردی از راه می‌رسد و از شما شکایت می‌کند. شاکی من یک شرکت بزرگ بود؛ مجله دیگری که چاپ دیجیتال کوچک ما را نابود کرد. من متاثر و وحشت‌زده شدم‌ و در آن شرایط نخستین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که چگونه از این مخمصه رها شوم؟ با بالاگرفتن موضوع من سراغ کارفرمایم رفتم و موفق شدم که او را برای کمک جلب کنم.  پرسیدم که چه توصیه‌ای به من می‌کند‌ و او واقعا به من برای خروج از آن بحران کمک کرد. در آن موقعیت اگر امکان استفاده از آن فرد به عنوان راهنما و مربی را نداشتم، واقعا چه کاری باید انجام می‌دادم؟ و کار جدیدم به عنوان فاندر در چه وضعیتی قرار می‌گرفت و مسیرکاری من به عنوان یک کارآفرین به کجا می‌کشید؟ آن راهنمایی‌ها نه‌تنها من را در حل موضوع کمک کرد، بلکه تجربه بسیار گرانقدری نیز بود.حتی در نبود یک کارفرمای سابق یا راهنما، می‌توان سراغ دوستان و خانواده رفت و یا از شبکه آشنایان برای جلب کمک استفاده کرد. اما نکته این است که بهتر است تنها برای دریافت کمک سراغ افراد نرویم بلکه شیوه «نخست خدمت‌کن، سپس درخواست کن» را در پیش بگیریم. 

  •  متخصصان حوزه‌های کاری 

چان معتقد است که دسترسی به افراد متخصص در حوزه کاری‌اش به او کمک کرده که تجربیات موفقی داشته باشد. 
او با خواندن نوشته‌ها و گوش‌دادن به پادکست‌های این افراد از آنچه در ذهن و فکرشان می‌گذرد، مطلع شده و با ذکر مثالی در این مورد آن را توضیح می‌دهد: «من به شنیدن پادکست علاقه‌مند هستم و در این میان به مواردی که راسل برانسون درباره رموز بازاریابی گفته گوش می‌کنم. از همین‌جا بود که طرح تهیه یک نسخه چاپی از مجله و ارسال رایگان آن به ذهنم رسید. ما این نسخه خاص را، نسخه برانسون نامیدیم که حاوی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین مصاحبه‌ها با برانسون است. ما هر ماه هزاران نسخه از آن را به صورت چاپی برای مخاطبان خود تهیه و ارسال می‌کنیم.»
اما واقعا متخصصان حوزه‌های کاری خود را چگونه پیدا کنیم؟ این افراد را الزاما نباید در میان دوستان و خانواده خود جست‌وجو کنیم. در گام نخست می‌توان به آنها از طریق کتاب‌ها و وب‌سایت‌ها یا پادکست‌هایشان دسترسی داشت. اما برخی از این افراد که می‌توانند نقش راهنما و مربی داشته باشند را می‌توان استخدام کرد. 
ناتهان چان می‌گوید: «من مربی بسیار ارزشمندی دارم که اغلب از او کمک می‌گیرم و به صورت ماهیانه هزینه خدمات او را پرداخت می‌کنم، من این مربی را از طریق وبلاگش در سایت مدیوم پیدا کردم. نمونه دیگر آنکه ما در ابتدا و زمانی‌که قصد داشتیم کارمان را توسعه دهیم و درس‌هایی را از طریق سایت ارائه کنیم، متخصص کارآمدی را که تجربیات ارزشمندی درباره ارائه دروس و آموزش داشت پیدا کردیم، اما در آن زمان توان پرداخت هزینه استخدام او را نداشتیم، مربی من پیشنهاد داد که او را برای همکاری در یک طرح آزمایشی دعوت کنیم و اگر او در انجام آن کار تاثیر مورد نظر را داشت، به صورت تمام‌وقت با هم همکاری کنیم. ما همین شیوه را در پیش گرفتیم و نتیجه خوبی هم برای‌مان داشت. اینک آن متخصص برای ما کار می‌کند و در طول یک‌سال محتوای ۱۲ دوره آموزش را برای‌مان فراهم کرده.»

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  مربیان کسب‌و‌کار، سرمایه‌های ارزشمند شما هستند

بر اساس تجربه و نمونه‌های مختلف باید اذعان کرد که مربیان برای هر کسب‌و‌کاری سرمایه‌های ارزشمندی هستند که نقش پررنگی در پیشبرد آن کسب‌و‌کار در هر گام دارند. اما باید به یاد داشته باشیم که با پرداخت هزینه خدمات، ارائه هدایا، یا کمک به آنها برای بهبود کسب‌و‌کار شخصی‌شان، نشان دهیم قدر کار آنها را می‌دانیم‌ و به یاد داشته باشیم که «نخست خدمت کن، سپس درخواست کن»

برگرفته از مجله اینترنتی شنبه.

اگر در تاریخ زمان مناسبی برای شروع یک کسب و کار وجود داشته باشد، آن هم اکنون است .

نوشته داستان شروع به کار foundr برای یک برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

مدت مطالعه ۸ دقیقه

برخلاف اینکه طرح تعداد بسیار زیادی از کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق محصول تحقیقات دانشگاهی است، اما در بخش سرمایه‌گذاری کسی نیست که شرکت‌ها را از این بابت ارزیابی کند که آیا آنچه انجام می‌دهند با نتایج تحقیقات دانشگاهی و تجارب موفق دانشگاه‌ها تطبیق دارد؟
 برخلاف کسب‌و‌کارهای نوپا در حوزه‌هایی همچون فناورهای زیستی و موارد مشابه، بیشتر کسب‌و‌کارهای نوپای فناورانه از بیرون مراکز دانشگاهی می‌آیند اما اغلب بر این اساس شکل گرفته‌اند که نیاز پاسخ داده نشده در بازار را برآورده سازند‌ و هیچ‌کس وقت کافی برای بحث با دانشگاهیان برای رفع این نقیصه صرف نمی‌کند.  به نظر می‌رسد که در حال حاضر این تفکر غالب و استاندارد در بین صنایع مختلف باشد اما من با حفظ احترام برای این دوست سرمایه‌گذار خود، فکر می‌کنم که این دسته‌بندی در اینجا به روشنی اشتباه است. نمی‌توان هر کسب‌و‌کار نوپایی را که فعالیتی خارج از تحقیقات دانشگاهی یا حتی در مسیر مخالف آنها انجام می‌دهد، مورد تردید قرار داد. اما پرسش‌هایی ایجاد می‌شود: آیا آنها به تحقیقات مرتبط توجهی دارند؟ آیا آنها چیزهایی می‌دانند که ما نمی‌دانیم؟ اگر کارآفرینان پاسخ‌های خوبی برای این پرسش‌ها دارند، پس دلایل خوبی برای ادامه کار خود دارند. اما اگر چنین نیست، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. 

به عنوان مثال، من معمولا تعداد نوشته‌های اندکی در فیس‌بوک قرار می‌دهم، اما آنانی که من را در فیس‌بوک دنبال می‌کنند، همچنان برداشت درستی از آنچه انجام می‌دهم دارند، چرا؟ چون فیس‌بوک از شیوه بقای رفتاری برای تشخیص آنچه که من انجام می‌دهم، استفاده می‌کند و بدون نیاز به حضور من و بهنگام‌سازی نوشته‌ها به دوستانم اجازه می‌دهد از حال و روز من مطلع شوند. این‌کار هم توسط بقای رفتاری داخلی (بر اساس آنچه که می‌خوانم و مواردی که روی آن کلیک می‌کنم) و هم بقای رفتاری خارجی (مانند تصاویری که خارج از فیس‌بوک گرفته شده) انجام می‌شود. برای درک اهمیت این موضوع در مورد شبکه‌های اجتماعی در نظر بگیرید که ۱۰درصد از همه بازدیدکنندگان متعارف سایت‌ها اقدام به ایجاد حساب کاربری می‌کنند. همچنین ۱۰درصد از این تعداد حداقل یک مطلب به اشتراک می‌گذارند و از بین آنها حدود ۱۰درصد تبدیل به مشارکت‌کنندگان اصلی در سایت می‌شوند. بنابراین یک کاربر نمونه با چند صد دوست، به معنای مشاهده محتوا به صورت منظم توسط تعداد کمی از افراد دیگر است. 

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

در نقطه مقابل فیس‌بوک، FourSquare است که مشکلات بزرگی در طراحی داخلی دارد: تنها محتوای موجود در سایت آنهایی است که به صورت دستی توسط کاربرانی ایجاد می‌شود که محلی را بازدید کرده و درباره آن نوشته‌ای می‌نویسند. 
بسیاری از کسب‌و‌کارهای نوپا که مورد تقدیر فراوان قرار می‌گیرند، موفق به جلب توجه خوبی هم می‌شوند اما تقریبا بخش زیادی از آنها قادر به نگهداری کاربران یا از بین‌بردن شکاف بین جریان اصلی نیستند. چرا کسی چنین شغلی ندارد که این موضوع را متوجه شود در حالی‌که این تحقیقات برای هرکس که مایل به خواندن آن باشد، در دسترس است؟  و چرا رویدادی در این حوزه نیست که سرمایه‌گذاران در آن پول نپاشند در حالی‌که تحقیقات نشان داده بسیاری از آنها بخت واقعی برای موفقیت ندارند؟

 

من معتقدم که جذابیت در کنار گروه همکاران دو عامل اثرگذار مهم در میزان موفقیت در جذب سرمایه است، اما آیا ما اینقدر کوته‌بین هستیم که ارزشی معادل صفر برای فهمیدن اینکه یک کسب‌و‌کار با نتایج تحقیقات بیش از ۸۰ سال اخیر مخالف یا موافق بوده، قائل نمی‌شویم؟ 
بنابراین آیا شما برای کسب‌و‌کاری که برای یادآوری وقت خوردن دارو پیامک می‌فرستد، سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ درباره به‌کارگیری کارگر موقت از طریق گوشی هوشمند چطور؟ در همه این موارد مقالات متعددی وجود دارد که می‌توان از آنها برای روشن‌شدن موقعیت استفاده کرد. به نظر می‌رسد که اگر کسی را ندارید که مقداری وقت صرف خواندن چنین مطالبی برای‌تان بکند، دچار یک نقیصه جدی هستید.

نوشته ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها اولین بار در ماورا پدیدار شد.