قانون ۷۲ در سرمایه گذاری: ۴ روش برای استفاده از قانون ۷۲

قانون ۷۲ یک قاعده سرانگشتی است که نشان می‌دهد چه مقدار طول می‌کشد تا سرمایه شما دو برابر شود. این روش برای نرخ‌هایی در دامنه ۵ درصد و ۲۰ درصد دقت زیادی دارد. این قانون همچنین می‌تواند نرخ بهره‌ی سالانه لازم برای دو برابر شدن مبلغی پول در تعداد سال‌هایی مشخص استفاده کرد. در مورد نرخ بازده‌های منطقی و رایج، می‌توان مدت زمانی را که برای دو برابر شدن مبلغ سرمایه‌گذاری لازم است، به طور تقریبی و با استفاده از قانون ۷۲ محاسبه کرد. فقط کافی است که عدد ۷۲ را بر نرخ بازده تقسیم کنید.

قانون ۷۲ سرمایه گذاری

مثلاً اگر نرخ بازده مورد انتظار ۹ درصد باشد، با تقسیم عدد ۷۲ بر ۹ به عدد ۸ می‌رسیم. یعنی ۸ سال طول می‌کشد که با پول شما دو برابر شود. این روش برای نرخ‌هایی در دامنه ۵ درصد و ۲۰ درصد دقت زیادی دارد. در مورد نرخ‌های بالاتر استفاده از قانون ۷۲ توصیه نمی‌شود.

دقت کنید که عددی که در مخرج کسر قرار می‌گیرد باید به صورت درصدی باشد. مثلاً اگر نرخ بازده ۸% باشد عددی که در مخرج قرار می‌گیرد ۸ است نه ۰٫۰۸.

در صورت مرکب شدن پیوسته یا روزانه نرخ‌ها، می‌توان به جای عدد ۷۲ از عدد ۶۹٫۳ استفاده کرد تا نتیجه دقیق‌تر گردد. برخی از افراد برای راحتی کار عدد ۶۹٫۳ را به ۶۹ یا ۷۰ گرد می‌کنند.

قانون ۷۲ در موارد «رشد نمایی» قابل کاربرد است (مثلا در بهره‌ی مرکب) یا در «افت نمایی» مثلا در کاهش قدرت خرید ناشی از تورم پولی.

مطلب مرتبط: ۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار

روش ۱ برآورد زمان «دو برابر شدن»

۱. R × T = ۷۲ را در نظر بگیرید

R نرخ رشد (نرخ بهره) است، و T مدت زمانی (به سال) است که طول می‌کشد تا مبلغ پول دو برابر شود.

۲. به R یک مبلغ بدهید

به عنوان مثال، چقدر طول می‌کشد تا با یک نرخ بهره‌ی سالانه‌ی ۵٪ مبلغ ۱۰۰ دلار به ۲۰۰ دلار تبدیل شود؟ با فرض R=۵ به ۵ × T=۷۲ می‌رسیم.

۳. معادله را حل کنید تا مقدار نامشخص پیدا شود

در این مثال، هر دو طرف معادله‌ی فوق را بر R (که برابر با ۵ است) تقسیم کنید تا به T = ۷۲ ÷ ۵ = ۱۴.۴ دست پیدا کنید. بنابراین ۱۴.۴ سال طول می‌کشد تا ۱۰۰ دلار با نرخ بهره‌ی سالانه‌ی ۵٪ به ۲۰۰ دلار برسد. (مقدار اولیه پول مهم نیست. فارغ از اینکه مقدار آغازین چقدر باشد همان مقدار زمان برای دو برابر شدنش طول خواهد کشید.)

۴. مثال‌های بیشتر را در قسمت زیر مطالعه کنید

– چقدر طول می‌کشد تا مقداری پول با نرخ بهره‌ی سالانه ۱۰٪ دو برابر شود؟

۱۰ × T = ۷۲. هر دو طرف معادله را بر ۱۰ تقسیم کنید، آنگاه T = ۷.۲ سال.

– چقدر طول می‌کشد تا با نرخ بهره‌ی سالانه‌ی ۷.۲٪ مبلغ ۱۰۰ دلار به ۱۶۰۰ دلار تبدیل شود؟

توجه داشته باشید ۱۰۰ باید چهار بار دو برابر شود تا به ۱۶۰۰ برسد (۱۰۰ دلار ← ۲۰۰ دلار، ۲۰۰ دلار ← ۴۰۰ دلار، ۴۰۰ دلار ← ۸۰۰ دلار، ۸۰۰ دلار ← ۱۶۰۰ دلار). برای هر بار دوبل شدن، ۷.۲ × T = ۷۲ آنگاه T = ۱۰.

در نتیجه چون هر بار دو برابر شدن ۱۰ سال طول می‌کشد، پس در کل زمان لازم برای تغییر ۱۰۰ دلار به ۱۶۰۰ دلار برابر با ۴۰ سال است.

مطلب مرتبط: ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

روش ۲ برآورد نرخ رشد

۱. R × T = ۷۲ در نظر بگیرید

R نرخ رشد است (در این مثال همان نرخ بهره است)، و T زمانی است (به سال) که طول می‌کشد هر مبلغ پول دو برابر شود.

۲. به T مقدار بدهید

به عنوان مثال، فرض کنید می‌خواهید پول‌تان را ظرف ۱۰ سال دو برابر کنید. برای انجام این کار به چه نرخ بهره‌ای نیاز دارید؟ مقدار ۱۰ را به T در معادله اختصاص بدهید. R × ۱۰ = ۷۲.

۳. مسئله را حل و R را پیدا کنید

هر دو طرف معادله را بر ۱۰ تقسیم کنید تا به R = ۷۲ ÷ ۱۰ = ۷.۲ برسید. پس برای آنکه پول‌تان ظرف ده سال دو برابر شود به یک نرخ بهره‌ی ۷.۲٪ نیاز دارید.

مطلب مرتبط: ۷ ویژگی یک سرمایه گذاری ناموفق

روش ۳ برآورد «افت نمایی»

۱. مدت زمانی را که طول می‌کشد نصف پول‌تان را از دست بدهید (یا قدرت خرید آن به خاطر تورم نصف شود) محاسبه کنید. پس T = ۷۲ ÷ R در نظر بگیرید.

این مثل همان معادله‌ی فوق است، فقط مقداری دستکاری شده است. حالا به R عدد بدهید. یک مثال:

– چه مدت زمان طول می‌کشد تا ۱۰۰ دلار قدرت خرید ۵۰ دلاری پیدا کند، نرخ تورم را ۵٪ در سال در نظر بگیرید.

– خب داریم ۵ × T = ۷۲، در نتیجه T = ۷۲ ÷ ۵ = ۱۴.۴. این همان تعداد سال‌هایی است که طول می‌کشد تا قدرت خرید در یک دوره‌ی تورم ۵٪ به نصف کاهش پیدا کند. (اگر قرار بود نرخ تورم هر سال تغییر کند، باید از میانگین نرخ تورم در طول دوره‌ی زمانی کامل استفاده می‌کردید.)

۲. نرخ افت (R) را در یک دوره‌ی زمانی مشخص پیدا کنید: R = ۷۲ ÷ T. به T مقدار بدهید و R را پیدا کنید.

به عنوان مثال:

– اگر قدرت خرید ۱۰۰ دلار ظرف ده سال به ۵۰ دلار برسد، نرخ تورم در طول آن دوره چقدر بوده است؟

– R × ۱۰ = ۷۲، → T = ۱۰ →→ R = ۷۲ ÷ ۱۰ = ۷.۲ %

۳. هر داده‌ی غیر معمول را نادیده بگیرید

اگر می‌توانید یک روند کلی پیدت کنید، نگران اعداد موقتی که خیلی با محدوده‌ی موجود فاصله دارند نباشید. اصلا به آن اعداد توجهی نکنید.

مطلب مرتبط: ۳ روش که چگونه سرمایه گذاری کنیم ؟

روش ۴ اشتقاق

۱. سعی کنید بفهمید اشتقاق برای ترکیب ادواری چگونه کار می‌کند

– برای ترکیب دوره‌ای، FV = PV (۱+r)˄T، که FV = ارزش آتی، PV = ارزش فعلی، r = نرخ رشد، T = زمان.

– اگر پول‌تان دو برابر شده است، FV = ۲ *PV، در نتیجه ۲PV=PV (۱+r)˄T، یا ۲= (۱+r)˄T، با فرض اینکه ارزش فعلی صفر نیست.

– با لگاریتم طبیعی گرفتن از هر دو طرف مقدار T را به‌دست آورید، و معادله را دستکاری کنید تا به T= In(۲) / In(۱+r).

– سری (بسط) تیلور برای In(۱+r) در حدود ۰ برابر است با r – r۲/۲ + r۳/۳ -…. برای مقادیر پایین r، هم بخشی‌های دوره‌های توان بالاتر کوچک هستند، و عبارت به r نزدیک می‌شود، به نحوی که t= In(۲) /r.

– توجه داشته باشید که In(۲)  ̴۰.۶۹۳، به نحوی که T ̴ ۰.۶۹۳ / r (یا T = ۶۹.۳ / R، که نرخ بهره را به عنوان درصد R از ۰-۱۰۰% نشان می‌دهد)، که قانون ۶۹.۳ است. سایر اعداد مانند ۶۹، ۷۰، و ۷۲ برای محاسبه‌ی آسان‌تر به کار برده می‌شوند.

مطلب مرتبط: سرمایه گذار فرشته

۲. نحوه‌ی کارکرد اشتقاق را برای ترکیب‌های پیوسته درک کنید

برای ترکیب دوره‌ای با ترکیب متعدد سالانه، ارزش آتی به اینصورت است PV (۱+r/n)˄nT که FV = ارزش آتی، PV = ارزش فعلی، r = نرخ رشد، T = زمان، و n = تعداد دوره‌های ترکیب در سال است. برای ترکیب پیوسته، n به سمت بی‌نهایت میل می‌کند. با استفاده از تعریف e=lim (۱+۱/n)˄n وقتی که n به سمت بی‌نهایت میل می‌کند، عبارت یا جمله‌ی ما به این شکل در می‌آید FV = PV e˄(rT).

– اگر پول دو برابر شود، FV= ۲*PV، در نتیجه ۲PV= PV e˄(rT)، یا ۲= e˄(rT)، با فرض اینکه ارزش فعلی صفر نیست.

– با لگاریتم طبیعی گرفتن از هر دو طرف T را به‌دست آورید و با کمی دستکاری به T = In(۲)/r=۶۹.۳/r برسید (که R=۱۰۰r برای بیان نرخ رشد به صورت درصد). این را قانون ۶۹.۳ می‌نامند.

– برای ترکیب پیوسته، ۶۹.۳ (یا تقریبا ۶۹) نتایج دقیق‌تری به‌دست می‌دهد، چون In(۲) تقریبا برابر با ۶۹.۳٪ است و R*T= In (۲)، که در آن R = نرخ رشد (یا افت)، T = زمان دوبل شدن (یا نصف شدن)، و In(۲) لگاریتم طبیعی ۲ است. به عنوان تقریبی برای ترکیب پیوسته یا روزانه (که به پیوسته نزدیک است) ممکن است از ۷۰ نیز استفاده شود، که این امر جهت سهولت در محاسبات است. این متغیرها با عناوین قانون ۶۹.۳، قانون ۶۹، یا قانون ۷۰ شناخته می‌شوند.

– یک قضاوت دقت و درستی مشابه برای قانون ۶۹.۳ جهت ترکیب روزانه با نرخ‌های بالا استفاده می‌شود: T= (۶۹.۳ + R/۳) / R.

– قانون مرتبه‌ی دوم اکارت-مک‌هیل یا قانون E-M، اصلاحی ضربی به قانون ۶۹.۳ یا ۷۰ (اما نه ۷۲) می‌دهد، تا دقت محاسبه‌ی محدوده‌ی نرخ بهره‌ی بالاتر بهتر شود. برای محاسبه‌ی تقریب E-M، قانون ۶۹.۳ (یا ۷۰) را در حاصل ۲۰۰/(۲۰۰-۱۸) ضرب کنید یعنی، T = (۶۹.۳/R)* (۲۰۰/۲۰۰-R). به عنوان مثال، اگر نرخ بهره ۱۸٪ باشد، قانون ۶۹.۳ می‌گوید t=۳.۸۵ سال. قانون E-M این عدد را در ۲۰۰/(۲۰۰-۱۸) ضرب می‌کند، که زمان دو برابر شدن ۴.۲۳ سال را به‌دست می‌دهد، که بهتر به زمان دوبرابر شدن واقعی ۴.۱۹ سال در این نرخ نزدیک است.

– برای برآورد زمان دو برابر شدن برای نرخ‌های بالاتر، با افزودن ۱ برای هر ۳ درصد بزرگتر از ۸٪، قانون ۷۲ را تعدیل می‌کنیم. یعنی T = [۷۲ + (R – ۸%)/۳] / R. به عنوان مثال، اگر نرخ بهره۳۲٪ باشد، زمانی که طول می‌کشد مقدار مشخصی پول دو برابر شود T= [۷۲ + (۳۲ – ۸)/۳] / ۳۲ = ۲.۵ سال است. توجه داشته باشید که در اینجابه‌جای ۷۲ از ۸۰ استفاده می‌شود که برای زمان دو برابر شدن تعداد ۲.۲۵ سال را به‌دست می‌دهد.

– در اینجا جدولی به شما ارائه می‌شود که تعداد ‌سال‌هایی که طول می‌کشد تا هر مقدار پول با نرخ‌های بهره‌ی مختلف دو برابر شود، ارائه و تقریب را در قانون‌های مختلف مقایسه می‌کند:

 

  نرخ تعداد واقعی سال‌ها قانون ۷۲ قانون ۷۰ قانون ۶۹.۳ قانون E-M
۰.۲۵٪ ۲۷۷.۶۰۵ ۲۸۸.۰۰۰ ۲۸۰.۰۰۰ ۲۷۷.۲۰۰ ۲۷۷.۵۴۷
۰.۵٪ ۱۳۸.۹۷۶ ۱۴۴.۰۰۰ ۱۴۰.۰۰۰ ۱۳۸.۶۰۰ ۱۳۸.۹۴۷
۱٪ ۶۹.۶۶۱ ۷۲.۰۰۰ ۷۰.۰۰۰ ۶۹.۳۰۰ ۶۹.۶۴۸
۲٪ ۳۵.۰۰۳ ۳۶.۰۰۰ ۳۵.۰۰۰ ۳۴.۶۵۰ ۳۵.۰۰۰
۳٪ ۲۳.۴۵۰ ۲۴.۰۰۰ ۲۳.۳۳۳ ۲۳.۱۰۰ ۲۳.۴۵۲
۴٪ ۱۷.۶۷۳ ۱۸.۰۰۰ ۱۷.۵۰۰ ۱۷.۳۲۵ ۱۷.۶۷۹
۵٪ ۱۴.۲۰۷ ۱۴.۴۰۰ ۱۴.۰۰۰ ۱۳.۸۶۰ ۱۴.۲۱۵
۶٪ ۱۱.۸۹۶ ۱۲.۰۰۰ ۱۱.۶۶۷ ۱۱.۵۵۰ ۱۱.۹۰۷
۷٪ ۱۰.۲۴۵ ۱۰.۲۸۶ ۱۰.۰۰۰ ۹.۹۰۰ ۱۰.۲۵۹
۸٪ ۹.۰۰۶ ۹.۰۰۰ ۸.۷۵۰ ۸.۶۶۳ ۹.۰۲۳
۹٪ ۸.۰۴۳ ۸.۰۰۰ ۷.۷۷۸ ۷.۷۰۰ ۸.۰۶۲
۱۰٪ ۷.۲۷۳ ۷.۲۰۰ ۷.۰۰۰ ۶.۹۳۰ ۷.۲۹۵
۱۱٪ ۶.۶۴۲ ۶.۵۴۵ ۶.۳۶۴ ۶.۳۰۰ ۶.۶۶۷
۱۲٪ ۶.۱۱۶ ۶.۰۰۰ ۵.۸۳۳ ۵.۷۷۵ ۶.۱۴۴
۱۵٪ ۴.۹۵۹ ۴.۸۰۰ ۴.۶۶۷ ۴.۶۲۰ ۴.۹۹۵
۱۸٪ ۴.۱۸۸ ۴.۰۰۰ ۳.۸۸۹ ۳.۸۵۰ ۴.۲۳۱
۲۰٪ ۳.۸۰۲ ۳.۶۰۰ ۳.۵۰۰ ۳.۴۶۵ ۳.۸۵۰
۲۵٪ ۳.۱۰۶ ۲.۸۸۰ ۲.۸۰۰ ۲.۷۷۲ ۳.۱۶۸
۳۰٪ ۲.۶۴۲ ۲.۴۰۰ ۲.۳۳۳ ۲.۳۱۰ ۲.۷۱۸
۴۰٪ ۲.۰۶۰ ۱.۸۰۰ ۱.۷۵۰ ۱.۷۳۳ ۲.۱۶۶
۵۰٪ ۱.۷۱۰ ۱.۴۴۰ ۱.۴۰۰ ۱.۳۸۶ ۱.۸۴۸
۶۰٪ ۱.۴۷۵ ۱.۲۰۰ ۱.۱۶۷ ۱.۱۵۵ ۱.۶۵۰
۷۰٪ ۱.۳۰۶ ۱.۰۲۹ ۱.۰۰۰ ۰.۹۹۰ ۱.۵۲۳

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده -کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

قانون ۷۲ در سرمایه گذاری: ۴ روش برای استفاده از قانون ۷۲


نوشته قانون ۷۲ در سرمایه گذاری: ۴ روش برای استفاده از قانون ۷۲ اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار

تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی از تئوری‌های بازار سرمایه‌ی چارلز هنری داو، بنیانگذار مجله‌ی وال استریت و یکی از موسسان شرکت داو جونز تکامل پیدا کرد. هدف تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی آن است که قیمت آینده سهام، کالاها، و سایر اوراق بهادار قابل داد و ستد را بر مبنای قیمت‌های قبل و عملکرد آن اوراق بهادار پیش بینی کنیم. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  قانون عرضه و تقاضا را به کار می‌بندند تا پی ببرند بازار سهام و سایر بورس‌های اوراق بهادار چگونه عمل می‌کنند، و روندها و سوددهی ها را از روی آن‌ها مشخص کنند. مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی را درک کنید و بفهمید برای انتخاب سهام و سایر کالاها چگونه باید آن را به کار ببندید.

تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی

مراحل تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی

۱. تئوری‌های داو که در پس تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی قرار دارند را درک کنید

سه مورد از نظریه‌های داو درباره‌ی سرمایه‌گذاری از پایه‌ّهای تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی نشات می‌گیرند و کارشان راهنمایی تحلیلگر فنی (تکنیکال)  برای دسترسی به بازارهای مالی است. آن تئوری‌ها در زیر توصیف شده‌اند و چگونگی تفسیر آن‌ها توسط تحلیلگران فنی (تکنیکال)  توضیح داده شده است.

– نوسانات بازار انعکاس دهنده‌ی تمام اطلاعات مشخص است. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  بر این باور هستند که تغییر در قیمت اوراق بهادار و چگونگی کیفیت مبادله‌ی آن در بازار تمام اطلاعات موجود درباره‌ی آن اوراق بهادار را منعکس می‌کند چون از تمام منابع مرتبط استخراج شده است. از این رو فهرست‌های قیمت را به عنوان ارزش منصفانه تصور می‌کنند. تغییرات ناگهانی در داد و ستدهای سهامی اغلب بر اخبار مهم درباره‌ی شرکتی که سهام را صادر کرده است تقدم دارند. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  خودشان را در نسبت قیمت-به-عایدی، حق مالکانه‌ی سهامدار، بازده حقوق مالکانه یا سایر عواملی که تحلیلگران بینادی مورد توجه قرار می‌دهند درگیر نمی‌کنند.

– اغلب می‌توان نقشه‌ی تحرکات قیمت را کشید و آن را پیش بینی کرد. تحلیلگران فنی (تکنیکال)  اذعان می‌کنند دوره‌هایی وجود دارند که قیمت‌ها به صورت تصادفی حرکت می‌کنند، اما زمان‌ّهایی هم هست که آن‌ها در یک روند قابل شناسایی حرکت می‌کنند. وقتی روندی قابل تشخیص باشد می‌توان از آن پول درآورد، یا از طریق خرید پایین و فروش بالا در یک دوره‌ی روند رو به بالا (بازار گاوی) یا با فروش کم در طول یک دوره‌ی رو به پایین (بازار خرسی). با تنظیم طول مدت، بازار تحلیل می‌شود، و مشخص کردن روندهای کوتاه و بلند مدت ممکن می‌شود.

– تاریخ تکرار می‌شود. آدم‌ها یک شبه انگیزه‌های‌شان را تغییر نمی‌دهند؛ می‌توان انتظار داشت وقتی همان شرایط پیشین رخ می‌دهد معامله‌گران به روشی مشابه روش قبل به شرایط جاری واکنش نشان بدهند. چون آدم‌ها به صورت قابل پیش بینی واکنش نشان می‌دهند تحلیلگران فنی (تکنیکال)  می‌توانند از دانش‌شان درباره‌ی چگونگی واکنش معامله‌گران در گذشته برای به سود دهی رسیدن و تکرار عملکردشان در هر شرایط زمانی استفاده کنند. به این لحاظ، تحلیل فنی (تکنیکال)  با «نظریه‌ی بازار کارآمد» که اثر اقدامات و واکنش‌های انسانی بر بازار را نادیده می‌گیرد متفاوت است.

۲. به دنبال نتایج سریع باشید

بر خلاف تحلیل بنیادی (فاندامنتال)، که به ترازنامه‌ها و سایر داده‌های مالی در طول یک دوره‌ی زمانی نسبتا طولانی نگاه می کند، تحلیل فنی (تکنیکال)  بر دوره‌هایی تمرکز می‌کند که از یک ماه طولانی‌تر نیستند و گاهی حتی به کوتاهی چند دقیقه هستند. این تحلیل بیشتر مناسب کسانی است  که به دنبال پول درآوردن از اوراق بهادار با خرید و فروش مکرر آن‌ها هستند تا مناسب کسانی که برای بلند مدت سرمایه‌گذاری می‌کنند.

مطلب مرتبط: ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

۳. نمودارها را بخوانید تا روند قیمت‌ها را شناسایی کنید

تحلیلگران فنی (تکنیکال)  به نمودارها و جدول‌های قیمت اوراق بهادار نگاه می کنند تا مسیر کلی که در آن قیمت‌ها سیر می‌کنند را شناسایی کنند و از نوسان‌ّهای فردی صرفنظر می‌کنند. روندها بر اساس نوع و مدت زمانشان طبقه بندی می‌شوند.

– روندهای صعودی، که از مشخصه‌های آن بالا و پایین‌هایی است که در نهایتا به سمت مقادیر بالاتر حرکت می‌کنند.

– روندهای نزولی، وقتی دیده می‌شوند که بالا و پایین‌های پشت سر هم در مجموع رو به پایین گرایش نشان می‌دهند.

– روندهای افقی،‌ که در آن بالا و پایین‌های پشت سر هم موفق نمی‌شوند نسبت به خط سیر مستقیم خود تغییر چندانی نشان بدهند.

– برای وصل کردن بالاهای پشت سر هم به یکدیگر و همین طور پایین‌های متوالی به هم از خطوط ترند (روند) استفاده می‌شود. این کار تشخیص روندها را آسانتر می‌کند. چنین خطوط روندی اغلب خطوط کانال نامیده می‌شوند.

– وقتی روندها بیش از یک سال طول بکشند به عنوان روندهای اصلی دسته‌بندی می‌شوند، مثل روندهای میانه که دست کم یک ماه طول می‌کشند اما کمتر از یک سال ادامه دارند، و مانند روندهای دوره-نزدیک که کمتر از یک ماه طول می‌کشند. روندهای میانه از روندهای دوره-نزدیک تشکیل شده‌اند، و روندهای اصلی (عمده) از روندهای دوره-نزدیک و روندهای میانه تشکیل می‌شوند، که لزوما به همان مسیر روند بزرگتری که از آن منشعب می‌شوند نمی‌روند.

– تحلیلگران فنی (تکنیکال)  از چهار نوع نمودار استفاده می‌کنند. آن‌ها از نمودارهای خطی استفاده می‌کنند تا قیمت‌های سهام پایانی را در طول یک دوره‌ی زمانی مشخص کنند، از نمودار میله‌ای برای نشان دادن قیمت‌های بالا و پایین برای دوره‌ی داد و ستد استفاده می‌کنند، و نمودارهای نقطه‌ای و تصاویر  را برای نشان دادن تحرکات قابل توجه قیمت در طول یک دوره‌ی زمانی به کار می‌بندند.

مطلب مرتبط: ۷ ویژگی یک سرمایه گذاری ناموفق

۴. مفاهیم حمایت و مقاومت را درک کنید

حمایت به پایین‌ترین قیمتی که یک اوراق بهادار قبل از ورود خریداران و بالا بردن قیمت به آن می‌رسد گفته می‌شود. مقاومت به بالاترین قیمتی که یک اوراق بهادار پیش از آنکه مالکان سهامشان را بفروشند و باعث پایین آمدن دوباره‌ی قیمت شوند گفته می‌شود. این سطوح ثابت نیستند بلکه در تغییر و نوسانند. بر روی یک نمودار که خطوط کانال را به تصویر می‌کشد، خط کف خط حمایت است، در حالی که خط سقف خط مقاومت را نشان می‌دهد. سطوح حمایت و مقاومت برای تایید وجود یک روند و شناسایی زمان معکوس شدن آن استفاده می شوند.

– چون آدم‌ها تمایل به گرد کردن اعداد دارند (۱۰، ۲۰، ۲۵، ۵۰، ۱۰۰، ۵۰۰، ۱.۰۰۰ و غیره)، قیمت های حمایت و مقاومت اغلب به صورت گرد و رند شده ارائه می‌شوند.

– این امکان وجود دارد که قیمت سهام به بالای سطوح مقاومت افزایش یا به پایین سطوح حمایت کاهش پیدا کند. در چنین مواردی، سطح مقاومت ممکن است به سطح حمایت برای یک سطح مقاومت بالاتر و جدید تبدیل شود؛ یا سطح حمایت ممکن است به یک سطح مقاومت  برای سطح حمایت پایین‌تر تبدیل شود. برای آنکه این اتفاق بیفتد، قیمت باید تغییر قدرتمند و پایداری نشان بدهد. چنین دگرگونی‌هایی ممکن است در کوتاه مدت رایج باشند.

– عموما، وقتی اوراق بهادار نزدیک یک سطح حمایتی مبادله می‌شوند، تحلیلگران فنی (تکنیکال)  از خرید اجتناب می‌کنند چون نگران نوسان قیمت هستند. اما ممکن است در چند نقطه‌ی مختلف از این سطح دست به خریدهایی بزنند. کسانی که کمتر می‌فروشند از قیمت حمایتی به عنوان نقطه‌ی معاملات‌شان استفاده می‌کنند.

۵. به حجم مبادلات توجه داشته باشید

این که چه مقدار خرید و فروش در جریان است حاکی از اعتبار یک روند یا معکوس شدن آن روند است. اگر حجم داد و ستد فقط به طور اندک افزایش یابد (یا حتی کم شود) وقتی قیمت بالا می‌رود، احتمالا روند در معرض معکوس کردن خود قرار دارد.

مطلب مرتبط: ۳ روش که چگونه سرمایه گذاری کنیم ؟

۶. از متوسط حرکات برای فیلتر کردن نوسانات جزئی قیمت استفاده کنید

متوسط حرکت یک سری متوسط‌های محاسبه شده‌ی اندازه‌گیری شده در طول دوره‌های زمانی متوالی و یک‌اندازه است متوسط حرکات بالا و پایین‌های غیر رسمی را حذف می‌کند، و دیدن کل روند را آسانتر می‌سازد. طرح ریزی قیمت‌ها در مقابل متوسط‌های حرکتی، یا متوسط‌های کوتاه مدت در برابر متوسط‌های بلند مدت، یافتن معکوس‌های روند را آسانتر می‌سازد. چندین روش معکوس‌سازی استفاده شده وجود دارد:

– متوسط حرکت ساده (SMA) با افزودن تمام قیمت‌های پایانی در طول دوره‌ی زمانی و تقسیم آن مقدار بر تعداد قیمت‌های لحاظ شده به دست می‌آید.

– متوسط وزنی خطی هر قیمتی را در موقعیت آن بر روی نمودار قبل از جمع زدن قیمت‌ها با هم و تقسیم‌شان بر تعداد قیمت‌ها، ضرب می‌کند. در نتیجه، در طول یک دوره‌ی پنج روزه، اولین قیمت در ۱، دومی در ۲، سومی در ۳، چهارمی در ۴، و پنجمی در ۵ ضرب می‌شود.

– متوسط حرکتِ نمایی (EMA) شبیه متوسط حرکت خطی است، به استثناء این که فقط جدیدترین قیمت‌های استفاده شده در محاسبه‌ی متوسط را می‌سنجد، که آن را نسبت به جدیدترین اطلاعات پاسخگوتر می‌کند تا یک متوسط حرکت ساده.

مطلب مرتبط: سرمایه گذار فرشته

۷. از نماگرها و نوسانگرها برای حمایت از آنچه حرکات قیمت به شما می‌گویند استفاده کنید

نماگرها محاسباتی هستند که از اطلاعات حاصل از حرکات قیمت حمایت و عامل دیگری را در تصمیم‌تان مبنی بر خرید و فروش اوراق بهادار دخیل می‌کنند. (متوسط‌های حرکت توصیف شده در فوق مثالی از یک نماگر هستند). بعضی از نماگرها می‌توانند هر مقداری داشته باشند، در حالی که بقیه به یک طیف ویژه از مقادیر محدود می‌شوند، مثلا ۰ تا ۱۰۰. دومین نشانگرها، نوسانگر نامیده می‌شوند.

– نماگرها ممکن است یا پیشرو باشند یا تاخیری. نماگرهای پیشرو حرکت‌های قیمت را پیش بینی می‌کنند و در طول روندهای افقی برای نمایاندن روندهای صعودی یا نزولی مفید هستند. نماگرهای تاخیری حکات قیمت را تایید می‌کنند و در طول روندهای صعودی و نزولی بیشترین کاربرد را دارند.

– نماگرهای روند شامل نماگر حرکت جهت‌دار میانگین (ADX) و نماگر آرون (Aroon)  می‌شود. ADX از حرکات جهت‌دار مثبت و منفی برای تعیین شدت و قدرت روند صعودی و روند نزولی در یک مقیاس ۰ تا ۱۰۰ استفاده می‌کند. مقادیر زیر ۲۰ نشان دهنده‌ی روند ضعیف و بالای ۴۰ روند قوی هستند. نماگر آرون طول مدت را از بالاترین و پایین‌ترین قیمتی که معاملات به آن‌ها رسیده‌اند تعیین می‌کند، و از آن داده‌ها برای تعیین ماهیت و قدرت روند یا شروع یک روند جدید استفاده می‌کند.

مطلب مرتبط: ۵ عادت سرمایه گذاران خیلی موفق

– شناخته شده‌ترین نماگر حجم نماگر میانگین متحرک همگرا واگرا (MACD) است. این از شاخص‌های تحلیل فنی (تکنیکال)  مورد استفاده در برآورد قیمت‌های سهام سرمایه است ، که برای پیش‌بینی ادامه یا شکست روند بکار گرفته می‌شود. این شاخص که معمولاً به صورت سری‌های زمانی۱۲ و ۲۶ روزه بررسی می‌شود، با توجه به همگرایی و واگرایی بین نمودار قیمت و نماگر تفسیر می‌شود. زمانی که نماگر میانگین متحرک همگرا واگرا در جهتی مخالف قیمت سهم در حال حرکت است، باید منتظر برگشت روند حرکت قیمت سهم باشیم. برای مثال اگر میانگین متحرک ۱۲ روزه در حال عبور از روی میانگین متحرک ۲۶ روزه از قسمت پایین است، پیغام خرید ضعیفی در روزهای آتی می‌تواند پیغامی از سوی این شرکت باشد. گرچه بر اساس این اطلاعات نمی‌توان برای خرید یا فروش نتیجه‌گیری قطعی کرد، اما می‌توان اطلاعات خود را برای تعیین مسیر آتی سهم و در نتیجه احتمال موفقیت خود را افزایش داد.

– این که اوراق بهادار هر چند وقت یکبار داد و ستد می‌شوند با هر دو شاخص قدرت نسبی (RSI) و نماگر استوکاستیک پیگیری می‌شود.  RSI از ۰ تا ۱۰۰ متغیر است؛ مقدار بالای ۷۰ نشانگر آن است که اوراق بهادار ارزشگذاری شده بیش از حد مورد خرید واقع می‌شود، در حالی که مقدار زیر ۳۰ نشان می‌دهد که بیش از حد فروخته می‌شود. RSI معمولا برای دوره‌های ۱۴ روزه استفاده می‌شود اما ممکن است برای دوره‌های کوتاه‌تر نیز استفاده شود، و آن را پر نوسان‌تر (بی ثبات تر) کند. نماگر استوکاستیک نیز از ۰ تا ۱۰۰ است. این نماگر نشان دهنده‌ی خرید بیش از حد در مقادیر بالای ۸۰ و فروش بیش از حد در مقادیر زیر ۲۰ است.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار


 

نوشته ۷ مرحله برای انجام تحلیل تکنیکال یا تجزیه و تحلیل فنی در کسب و کار اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

ایجاد یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده، کمی پیچیده‌تر از صرفا ایجاد حساب پس انداز و خرید یک سری سهام به صورت تصادفی است. به منظور درست کردن یک طرح مناسب، مهم است که بفهمید کجا قرار دارید و می‌خواهید با سرمایه‌ گذاری‌ها به چه دستاوردی برسید. پس، برای دستیابی به آن اهداف چگونگی روند را تعریف و بهترین گزینه‌های سرمایه‌گذاری را جهت نیل به آن‌ها انتخاب می‌کنید. خبر خوش آنکه جهت ایجاد و به کارگیری یک طرح سرمایه گذاری شخصی و توشه‌ اندوزی برای آینده هیچ وقت دیر نیست.

خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده

بخش ۱: ارزیابی جایی که هستید

۱. گزینه‌ی سرمایه گذاری متناسب با سن‌تان انتخاب کنید

سن و سال‌تان بر استراتژی سرمایه‌ گذاری‌تان تاثیر مهمی دارد.

– عموما، هرچه جوانتر باشید، ریسک‌های بیشتری می‌توانید بپذیرید. چون زمان بیشتری برای احیاء و بازسازی خود – بخصوص در بازار – بعد از زیان‌دهی احتمالی ارزش سرمایه‌گذاری‌ها خواهید داشت. بنابراین، اگر در دهه‌ی دوم (۲۰-۳۰) زندگی‌تان هستید، می‌توانید بخش بیشتری از پرتفوی‌تان را به سرمایه‌گذاری‌ها پر مخاطره‌تر اختصاص دهید.

– اگر نزدیک به بازنشستگی هستید، بخش بیشتری از پرتفوی‌تان را به سرمایه‌گذاری‌های کم مخاطره‌تر، مثل درآمد-ثابت و شرکت‌های دارای ارزش سرمایه‌ای زیاد، اختصاص دهید.

۲. وضعیت مالی فعلی‌تان را خوب درک کنید

مراقب باشید که چه مقدار درآمد قابل عرضه برای سرمایه‌گذاری در اختیار دارید. نگاهی به بودجه‌تان بیندازید و مشخص کنید برای سرمایه‌گذاری‌ها بعد از کسر مخارج ماهانه و بعد از کنار گذاشتن وجه مالی اضطراری – معادل ارزش مخارج سه تا ۶ ماه- چه مقدار پول باقی می‌ماند.

۳. پروفایل ریسک‌ درست کنید

پروفایل ریسک تعیین می‌کند چه میزان ریسک قرار است تقبل کنید. حتی اگر جوان باشید، ممکن است دلتان نخواهد خیلی ریسک بکنید. شما سرمایه‌گذاری‌های‌تان را بر مبنای پروفایل ریسک‌تان انتخاب خواهید کرد.

– در کل، سهام نسبت به قرضه بی‌ثبات‌تر است، و حساب‌های بانکی (حساب‌های پس‌انداز و جاری) دارای ثبات لازم هستند.

– یادتان باشد، همیشه ریسک انجام تهاترها وجود دارد. اغلب وقتی ریسک کمتری می‌پذیرید، دستاورد کمتری هم خواهید داشت. سرمایه‌گذاران در ازای پذیرش ریسک‌های قابل توجه پاداش‌های هنگفتی می‌گیرند اما می‌توانند با زیان‌های سنگینی نیز مواجه بشوند.

بخش ۲: تعیین کردن اهداف‌تان

۱. برای سرمایه‌گذاری‌های‌تان هدف تعیین کنید

با پولی که از سرمایه‌گذاری‌های‌تان به دست می‌آورید می‌خواهید چه کنید؟ می‌خواهید پیش از موعد بازنشسته شوید؟ آیا می‌خواهید خانه‌ای زیبا بخرید؟ آیا به یک قایق جدید احتیاج دارید؟

– به عنوان یک قاعده‌ی کلی، فارغ از اینکه اهداف‌تان چه هستند، یک پرتفوی متنوع لازم دارید. این ایده به رشد سرمایه‌گذاری در طول یک دوره‌ی طولانی مدت کمک خواهد کرد تا اینکه برای پرداختن بهای اهداف‌تان پول کافی را در اختیار داشته باشید.

– اگر هدف تان کاملا جسورانه باشد، به صورت ادواری پول بیشتری در سرمایه‌گذاری صرف خواهید کرد تا اینکه بخواهید یک سرمایه‌گذاری پر ریسک‌تر را انتخاب کنید. از این رو، احتمال آنکه به هدف‌تان برسید از اینکه پول سرمایه گذاری شده را از دست بدهید بیشتر است.

۲. تعیین جدول زمانی برای اهداف‌تان

دلتان می‌خواهد چقدر زود به اهداف مالی‌تان برسید؟ پاسخ این سوال نوع سرمایه‌گذاری که انجام می‌دهید را تعیین می‌کند.

– اگر به بازده عالی و سریع سرمایه گذاری علاقمند باشید، و آمادگی پذیرش ریسکی را داشته باشید که ممکن است به همان سرعت زیانی را نیز متوجه شما بکند، در آن صورت سرمایه‌گذاری پر مخاطره‌تر را انتخاب خواهید کرد که ظرفیت بازده قابل توجه را دارد. این‌ها شامل سهام کم‌ارزش‌گذاری‌شده، سهام ارزان، و زمین می‌شود که ممکن است خیلی سریع ارزش پیدا کنند.

– اگر به ثروت سازی آرام علاقمند هستید، سرمایه‌ ‌گذاری‌هایی را انتخاب خواهید کرد که بازده کندتری را در گذر زمان در سرمایه‌گذاری‌تان تولید خواهند کرد.

۳. سطح نقدینگی که می‌خواهید را معین کنید

یک دارایی «نقدی» تحت عنوان دارایی تعریف می‌شود که می‌توان به راحتی آن را نقد کرد. از این رو، در وقت نیاز و اضطرار دسترسی سریعی به پول خواهید داشت.

– سرمایه‌ها و صندق‌های سرمایه‌گذاری مشترک بسیار نقد هستند و می‌توانند – معمولا ظرف چند روز – به نقد تبدیل شوند.

– مستغلات خیلی نقدی نیستند. معمولا هفته‌ها یا ماه‌ها طول می‌کشد تا یک دارایی نقد شود.

بخش ۳: ایجاد طرح سرمایه گذاری

۱. تصمیم بگیرید چگونه می‌خواهید متمایز شوید

حتما نمی‌خواهید که همه‌ی تخم مرغ‌های‌تان را درون یک سبد بگذارید. به عنوان مثال، ممکن است بخواهید ۳۰٪ از پول سرمایه‌گذاری‌تان را در بخش سهام بگذارید، ۳۰٪ دیگر را در اوراق قرضه، و ۴۰٪ باقیمانده را در یک حساب پس انداز. این درصدها و گزینه‌های سرمایه گذاری را به نحوی تنظیم کنید که با اهداف مالی تان همسو و هماهنگ باشند.

۲. مطمئن شوید که طرح سرمایه گذاری تان با پروفایل ریسک‌تان هماهنگ است

اگر ۹۰٪ از درآمدتان را هر ماه در سهام سرمایه گذاری کنید، در آن صورت اگر بازار سهام دچار بحران شود پول بسیار زیادی را از دست خواهید داد. این ممکن است ریسکی باشد که دوست داشته باشید تقبل کنید اما پیش از انجام این ریسک همه‌ی جوانب را بسنجید.

۳. با یک مشاور مالی مشورت کنید

اگر درباره‌ی نحوه‌ی تنظیم یک طرح سرمایه گذاری که همراستا و هماهنگ با اهداف و پروفایل ریسک‌تان باشد اطمینان ندارید، با یک مشاور مالی کارکشته صحبت کنید و از او بازخورد لازم را بگیرید.

۴. درباره‌ی گزینه‌های پیش روی‌تان تحقیق و بررسی کنید

حساب‌های مختلف بسیاری وجود دارند که ممکن است برای یک طرح سرمایه گذاری استفاده کنید. خودتان را با بعضی از اصول آشنا سازید و سعی کنید بفهمید کدامیک برای شما جواب می دهد.

– یک حساب پس انداز اضطراری کوتاه مدت با احتساب ارزش سه تا شش ماه هزینه‌ی زندگی ایجاد کنید. مهم است که برای محافظت از خودتان در صورتی که اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ بدهد (از دست دادن شغل، آسیب دیدگی یا بیماری و …) چنین حسابی را ایجاد کنید. این پول باید به وقت ضرورت راحت الوصول باشد.

– انتخاب‌های‌تان برای پس اندازهای بلند مدت را در نظر بگیرید. اگر به پس انداز برای بازنشستگی فکر می‌کنید، بهتر است یک IRA (طرح حساب بازنشستگی فردی) یا 401(k) (مزایای بازنشستگی)‌ ایجاد کنید. کارفرمای‌تان ممکن است طرح 401(k) را پیشنهاد بدهد که در آن با بتوانند با مشارکت‌های شما هماهنگ بشوند.

– اگر می‌خواهید بودجه‌ی (فاند) تحصیلی را آغاز کنید به طرح ۵۲۹ و حساب پس انداز تحصیلی (ESAs) فکر کنید. عایدات حاصل از این حساب‌ها مادامی که آن‌ها طبق معمول مخارج تحصیلات عالیه را پرداخت کنند از مالیات بر درآمد فدرال معاف خواهند بود.

بخش ۴: ارزیابی پیشرفت

۱. سرمایه‌گذاری‌های‌تان را هر از گاهی تحت نظارت داشته باشید

بررسی کنید و ببینید آیا سرمایه‌گذاری‌های‌تان مطابق اهداف‌تان عمل می‌کنند. اگر چنین نیستند، سرمایه‌گذاری‌های‌تان را دوباره ارزیابی کنید و مشخص کنید کجاها لازم است تغییراتی ایجاد شود.

۲. مشخص کنید آیا لازم است پروفایل ریسک‌تان را تغییر دهید

عموما، هرچه سن‌تان بالاتر می‌رود، ریسک پذیری‌تان کمتر می‌شود. حتما سرمایه‌گذاری‌های‌تان را مطابق با این نکته تنظیم کنید.

– اگر پول‌تان را در سرمایه‌گذاری‌های ریسکی هزینه کرده‌اید، فروش آن‌ها و انتقال پول به سرمایه‌گذاری‌های با ثبات‌تر هنگامی که پیرتر می‌شوید ایده‌ی خوبی به نظر می‌رسد.

– اگر امور مالی‌تان تغییر و نوسان پرتفوی‌تان را به خوبی تاب بیاورد، احتمالا دوست داشته باشید حتی ریسک‌های بیشتری بکنید تا زودتر به اهداف‌تان دست پیدا کنید.

۳. ارزیابی کنید که آیا به اندازه‌ی کافی برای رسیدن به اهداف مالی‌تان مشارکت (فعالیت) می‌کنید یا نه

ممکن است موضوع از این قرار باشد که از هر چک حقوق ماهیانه به قدر کافی برای رسیدن به اهداف‌تان در سرمایه‌گذاری‌های که کرده‌اید خرج نکنید. و از جنبه‌ی مثبت اگر نگاه کنیم ممکن است متوجه شوید که خیلی زودتر از آنچه فکر می‌کردید به اهداف‌تان رسیده‌اید و مرتبا دارید بیش از حد پول در سرمایه‌گذاری‌های‌تان هزینه می‌کنید. در این صورت، بهتر است مشارکت‌ّهای‌تان را مطابق با سرمایه‌گذاری‌ها هماهنگ و تنظیم کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: wikihow

۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده


نوشته ۱۳ گام برای خلق یک طرح سرمایه گذاری موفق و پربازده اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

مارتین لیندستروم در کتاب «بازاریابی حسی» توضیح می‌دهد که چگونه در عملیات بازاریابی حواس پنج‌گانه را درگیر کنیم.

با اینکه در اغلب تبلیغات از صدا و تصویر استفاده می‌شود، مردم علاوه بر آن می‌توانند به بوها، چیزهایی که لمس می‌کنند مانند جعبه محصول و مزه‌ها نیز واکنش نشان دهند. همچنین می‌توانند هر محرک را با احساسات یا تجارب مختلف مرتبط کنند. اغلب عملیات بازاریابی دو بعدی است یعنی فقط از بینایی و شنوایی استفاده می‌شود. شاید بتوان عملیات بازاریابی طراحی کرد که بر ۵ حس مخاطب تاثیر بگذارد. حال تاثیر هرکدام از این موارد را بررسی می‌کنیم.

برندسازی حسی ایده‌ای است که برای بشر بیشترین پذیرش را دارد، وقتی که همهٔ پنج حس را درگیر می‌کند. شرکت دادن سه حس لامسه، بویایی و چشایی در برندسازی، راهی اثبات شده برای متمایز کردن و به‌یادماندنی کردن برند و نیز برقراری ارتباط عاطفی مؤثر و قوی با مشتریان است؛ بنابراین برندسازی حسی چیزی بیش از کاربرد سنتی آن است که تنها دو حس شنوایی و بینایی را درگیر می‌کند و تأثیر بسیار مطلوب در ارتباطات مؤثر بازاریابی برای آینده خواهد داشت.

برندسازی حسی و دنیای جدید پیش روی برندها

برندسازی حسی یعنی ایجاد حس های نوستالژیک در مشتریان و ترغیب آنان به خرید. بسیاری از بو ها، رنگ ها و صداها تداعی کننده خاطرات دلنشین مردم یک فرهنگ و یا سرزمین هستند. شما می توانید برند حسی خود را داشته باشید و بیانگر یک حس و حال خاص باشید. طبق تحقیقات ۹۳ درصد افرادی که خرید می کنند به خاطر رنگ محصولات جذب شده اند و ۶ درصد به خاطر جنس محصولات و آن یک درصد درگیر بو و فضا و سایر عوامل حسی دست به خرید زده اند.
پیچیده‌ترین قسمت در مدیریت یک پروژه برندسازی حسی، همسو سازی و ایجاد تعامل درست میان فرایندهای مدیریت طراحی با فرایندهای مدیریت کسب و کار و بازاریابی کلاسیک است. به این دلیل که در چنین پروژه‌هایی دو طرز فکر کاملاً متفاوت مشارکت می‌کنند که یکی خلاقانه و هنری و مبتنی بر درک شهودی و استنباط ابداکتیو است و دیگری مهندسی و ریاضی و مبتنی بر روش‌های عقلانی است. عدم همراهی و عملکرد ناهماهنگ این نقش‌ها عمدتاً پروژه‌های برندسازی حسی را به شکست می‌کشاند. برای حل این مسئله مدیریت طراحی نقش پر رنگی ایفا می‌کند و تدوین تفهیم‌نامه برند به عنوان یکی از انواع تفهیم‌نامه طراحی با مشارکت مستقیم متولیان طراحی و متولیان کسب و کار در سازمان، تا حد زیادی در سرنوشت و موفقیت یک پروژه برندسازی حسی مؤثر خواهد بود. تعریف پیش زمینه و کلیات پروژ، بررسی حیطه و طبقه کسب و کار ، بررسی مخاطب هدف، معرفی شرکت، محصولات و خدمات آن، اهداف کسب وکار (business objectives) و راهبرد طراحی (design strategy)، چشم‌انداز پروژه، زمانبندی و بودجه و … ممکن است از جمله مطالب یک تفهیم‌نامه برند باشد. وجود یک تفهیم نامه برند سبب می‌شود تا قضاوت نهایی دربارهٔ خروجی‌های حسی برند، نه به صورت ذهنیت‌گرایی و سلیقه‌ای، بلکه مبتنی بر عینی‌گرایی و اهداف مشخص پروژه به پیش برود و از اختلافات سلیقه‌ای در میان متولیان برند جلوگیری شود.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

انواع برندینگ حسی

برندسازی و تاثیر حس بویایی در یک برند

تا به حال توجه کرده اید با دیدن صحنه ای از یک فیلم که بازیگران در یک باغ گل رز در حال پیاده روی هستند و یک گل زیبا را استشمام می کنند، به این فکر می افتید که ای کاش من هم می توانستم بوی آن را استشمام کنم، با این نگرش می بینیم که دیگر تبلیغات بیلبوردی یا تصاویر اینترنتی نمی تواند حس بویایی را برای شما فراهم آورد. اگر کمی به گذشته برگردیم، می بینیم که استفاد از بو در جلب مشتری از قدیم به گونه ای دیگر رواج داشته است مثل انداختن دنبه در آتش توسط کباب فروش ها یا استفاده از هواکش قوی در قهوه فروشی ها و نانوایی ها برای دمیدن بو به سمت خیابان.بوها با خاطرات ما گره خورده اند و زمانی که بویی جدید به مشام ما برسد در جا با موقعیتی که در آن هستیم پیوند خورده و یک خانه از حافظه ما را پر می کند. تجربه نشان داده است که بوهای آشنا به خصوص بوهایی که تداعی گر محیط های امن و دوستانه هستند ضریب فروش را بالا برده و بسیاری از شرکت های بزرگ از این راز آگاه هستند و از آن استفاده می کنند .

شاید تا به حال فکر نکرده باشیم که حس بویایی در رفتار خرید مشتری چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. ۷۵ درصد احساسات ما به بویی که حس می‌کنیم بستگی دارد. اگر صاحب فروشگاه هستید شاید بویی که از فروشگاه شما به مشام می‌رسد به اندازه دکوراسیون فروشگاه در خریدها تاثیرگذار باشد.

قدرت بویایی ده هزار بار موثر‌تر از چشایی است، با این حال کمتر از ۳ درصد شرکت‌های موفق دنیا از این حس در تبلیغات و برندسازی خود استفاده می‌کنند.

بسیاری از مردم به طور شفاف بوی ماشین نو را به خاطر دارند. آیا فکر می‌کنید این موضوع اتفاقی است؟ خودروسازان باهوش در آخرین مرحله تولید اسانس خاصی را در داخل خودرو پخش می‌کنند تا خریدار در اولین هفته‌های استفاده از آن خودرو حس خوبی داشته باشد.

حتی برخی از شرکت‌ها بوی خاصی را به عنوان بخشی از برند خود ثبت می‌کنند! فرودگاه سنگاپور از یک بوی ثبت‌شده برای معرفی برند خود استفاده می‌کند.بو یکی از مهم‌ترین مواردی است که می‌تواند بخشی از حافظه را فعال کند. گاهی به یک میهمانی می‌رویم و احساس می‌کنیم بوی آن خانه بسیار آشنا است. مثلا دقیقا بوی خانه مادربزرگمان است که سال‌ها قبل به آنجا می‌رفتیم. شاید عطر چای، بوی قالی و یا هر چیز دیگری مشابه با بویی است که قبلا در خانه مادربزرگ استشمام کرده‌ایم. این بو به سرعت خاطرات مربوط به زمان‌های گذشته را برای ما زنده می‌کند و شاید به یاد اتفاقاتی بیفتیم که به فراموشی سپرده شده بود.در یک نظرسنجی که در سال ۱۹۳۵ انجام شد ۸۰ درصد آقایان و ۹۰ درصد خانم‌ها با استشمام بوی یک عطر خاص به یاد خاطره‌ای شفاف و واضح از سال‌های دور می‌افتند.تحقیق مجله Business Research نشان داده است که بوها و رایحه‌های مختلف پیوند عمیقی با خاطرات ما دارند. اگر فروشگاه‌ها بتوانند روی خاطره درستی دست بگذارند، احتمالا تمایل بیشتری برای خرج کردن پول نشان خواهیم داد. بوهایی که در یک فروشگاه استشمام می‌شوند می‌تواند به صورت ناخودآگاه احساس ما را نسبت به یک محصول عوض کند و اگر به درستی استفاده شوند، در کل تجربه خرید بهتری را فراهم می‌کند.

یک فروشگاه لباس تصمیم گرفت از بوی وانیل استفاده کند و فروشش در چند ماه دو برابر شد! آیا دلیلش را می‌دانید؟ روش خرید ما طوری است که بارها تا آستانه خرید پیش می‌رویم و منصرف می‌شویم. وقتی در فروشگاه در حال مشاهده لباس هستیم، زمان حضور بیشتر در آنجا احتمال خرید ما را بیشتر می‌کند، چون در یک لحظه خاص شاید از نظر احساسی در شرایطی قرار بگیریم که تصمیم نهایی را بگیریم.یک رایحه خوب می‌تواند جزوی از هویت کارمان باشد. اگر همیشه از یک اسانس خاص استفاده کنیم، پس از مدتی مشتریان با استشمام آن بوی خاص به یاد کار ما می‌افتند.

برای بوییدن از طریق کامپیوتر، پژوهشگران دستگاه کوچکی ساخته اند به نام «سن تی» (Scentee) که به برنامه ویژه ای که روی گوشی های هوشمند نصب شده، متصل می شود.«سن تی یک دستگاه کوچک است که می توانید آن را با یک رابط صوتی به تلفن همراهتان وصل کنید. این وسیله به شما اجازه می دهد که یک پیام بویایی را از طریق تلفنتان بفرستید. مثلا اگر تولد کسی باشد، می توانید برایش پیامی با بوی توت فرنگی بفرستید.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 

این دستگاه کوچک به شما اجازه می دهد تا عطر گلهایی مانند اسطوخودوس و گل یاس، میوه هایی مانند توت فرنگی و یا رایحه های محرکی مانند قهوه را برای دیگران بفرستید. «سن تی» مجهز به یک کارتریج قابل تعویض با بوهای مختلف است و در هر کارتریج حدود ۱۰۰ اسپری مختلف وجود دارد. به این ترتیب و به کمک این فناوری و با استفاده از گوشی های هوشمند می توانید اتاق اطرافیان را به آرامی و متناسب با روحیات و سلیقه آنها با بوهای مختلف معطر کنید.

تحقیقات زیادی در مورد بوی قهوه انجام شده که نشان می‌دهد باعث فعال‌تر شدن حافظه کوتاه مدت می‌شود و همچنین احساس خوب و لذت‌بخشی در شخص ایجاد می‌کند. اگر قرار است مذاکره مهمی انجام دهید سرو قهوه باعث می‌شود مطالب گفته شده در ذهن طرف مقابل بهتر ثبت شود , و یا برند کرایولا شروع به جستجوی بوی خاص تجاری خود کرد و از مداد رنگی که محصول اصلی اش است این کار را شروع کرد و شکی نیست که بوی خود را در حافظه میلیونها کودک که با آن نقاشی می کنند حک می کند.برای ما ایرانیان بوی هل، گلاب، برنج دم کشیده، چای نبات و بوی برگه های کتاب تازه و یا بوی بهار نارنج و … نوستالژیک هستند. هر چند شاید امکان پذیر نباشد که این بو ها را به عنوان عطر به تولید رساند اما می توان از این بو ها در فروشگاه ها برای جلب مشتری استفاده کرد. آرام کردن و دلنشین کردن فضای خرید می تواند راه خوبی برای پر فروش تر کردن محصولات و برند شدن باشد. سعی کنید با برانگیختن احساسات نوستالژیک و خاطرات دلنشین وطنی، برند سازی حسی و یا تجربه محوری ایجاد کنید. با این کار در ذهن مشتریان ماندگار می شوید .
بوی نان تداعی کننده احساس گرمی و خانگی است، بوی سیب و خیار فضای فروشگاه را بزرگتر می کند و بوی هل آرامش بخش است. بوی دود باعث می شود فضا کوچکتر به نظر بیاید. بوی چرم تداعی کننده شیک بودن است.

حس لامسه و تاثیر آن در برندسازی 

چگونگی احساس یک برند، ارتباط زیادی با آن دسته از کیفیتهای دارد که به محصول نسبت می دهیم .مردم هنوز هم دور یک اتوموبیل که قصد خریدش را دارند چرخ می زنند و به تایرهای آن لگد می زنند. این می تواند یک آزمون معقول از کیفیت باشد. روش حس کردن یک اتومبیل زمانی که داخل آن می نشینیم و دستهایمان را بر روی فرمان و کنترلها می کشیم برای ۴۹ درصد از مشتریان در تصمیم گیری برای انتخاب مهم است.استفاده از حس لامسه در طراحی بطری های برند کوکا کولا هم به صورت واضحی قابل لمس می باشد . همینطور شرکت ساپورو در طراحی قوطی های نوشیدنی یک قدم فراتر از کوکا کولا بوده و یک طراحی متمایز را در بین سایر نوشیدنی هایی که در قوطی ارزه می شوند را دارا می باشد.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

 گروهی از پژوهشگران ژاپنی، دستگاه کوچک حلقه ای شکلی ساخته اند که بوسیله آن می توان از طریق اینترنت حس لامسه را نیز منتقل کرد.این دستگاه «رینگ یو» (RingU) نامیده می شود و شما می توانید مثل انگشتر آن را به انگشت کنید. رینگ یو به گوشی هوشمند وصل می شود و به این ترتیب می توانید به هر کسی در دنیا از طریق اینترنت متصل شوید. مثلا من در لندن و دوستم در توکیوست. من می توانم انگشتانم را بفشارم و دوستم در توکیو این فشار را در انگشتانش از طریق اینترنت حس کند. این روشی برای برقراری ارتباطات لمسی از طریق گوشی های هوشمند است.»

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندینگ و ارتباط آن با صدا

صدا روی خلق و خو و شرایط روحی روانی ما تاثیر می گذارد ، در برابر خطر به ما هشدار می دهد و آرامش ذهن را برای روحمان به ارمغان می آورد .

صدا جز مهم برندسازی را تشکیل می دهد . مثلا صدای غرش خشن و خاص گرفته ی موتور هارلی دیویدسون و یا صدای خرد شدن غله ی صبحانه ی کلاگز ، آهنگ های آغازی مایکروسافت ، نوکیا و اینتل اینساید ملودی های زندگی تجاری روزانه ما رو تشکیل می دهند. هر روزه مردم صداهای زیادی می شنوند اولین صداهایی که توجه مردم را جلب می کنند صداهایی با فرکانس بالایی دارند ، اما صداهایی نیز وجو دارند که حتی اگر حواس ما به آن ها نباشد باز هم روی ما تاثیر می گذارند . وقتی یک صدای مستمر با فرکانس پایین مانند یک پنکه یا یخچال قطع می شود ، احساس آسودگی به ما دست می دهد . افراد توانایی بالایی در یادآوری صداهای دوران گذشته زندگی شان دارند . به عنوان مثال ، موسیقی مورد علاقه ی دوران جوانی مان می تواند ما را شدیدا احساساتی کند و به زمان و مکانی برگرداند که اولین بار شنیده ایم .

  • شرکت‌های بسیاری در بخش خرده‌فروشی از چگونگی کمک موسیقی به آن‌ها در ساخت هویتی قوی‌تر آگاه شده‌اند. شرکت‌هایی مثل فروشگاه‌های زنجیره‌ای The Gap آمریکا، Eddie Bauer، Toys “R” US برای سفارش قطعات موسیقی برای برند‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند.
  • بر اساس یک پژوهش، موسیقی موجب تحریک احساسات خاص مشترکی میان بسیاری از افراد می‌شود، احساساتی درونی که نیازی به تعریف و معرفی ندارند و با موسیقی منتقل می‌شوند. برای مثال در تحقیق مذکور به این نکته اشاره شد که قطعات منتخبی از باخ منجر به ایجاد واکنش‌های یکسانی در هر شرکت‌کننده می‌شود.
  • نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که موسیقی روی رفتار مردم در رستوران مؤثر است. موسیقی با ضرب‌آهنگ تند موجب می‌شود تا مشتریان رستوران زودتر میز خود را ترک کنند تا فضای نشستن برای مشتریان بعدی نیز مهیا شود. پخش این موسیقی برای رستوران‌های فست فود زنجیره‌ای و ناهارخوری‌هایی که گردش مشتری بیشتری دارند، می‌تواند مفید باشد. موسیقی با ضرب‌آهنگ کندتر را می‌توان هنگام شب پخش کرد تا موجب شود مشتریان زمان بیشتری در رستوران بمانند و غذای بیشتری سفارش دهند.

کاربردهای حس شنوایی نیز مانند حس بینایی بسیار وسیع و گسترده است : در صنعت بهداشت و درمان ، هتلداری ، بانکداری و 

قدرت صوت در برندسازی و تبلیغات بدون شک بسیار زیاد و غیرقابل انکار است. به طور مثال صداهایی که مرتبط با غذا و نوشیدنی هستند، مانند صدای حاصل از کف کردن نوشیدنی گازدار در زمان باز شدن درب آن. صدای جلز و ولز حاصل از قرار گرفتن غذا در روغن بطور خودکار موجب گرسنه شدن افراد و همچنین صدای کف کردن نوشابه هم حس تشنگی را به افراد انتقال می دهد. بنابراین تولیدکننده انواع غذا و نوشیدنی یا حتی صاحبان رستوران‌ها تمایل به استفاده از این صداها برای دستیابی به ترکیبی از برندسازی زمینه‌ای و احساسی دارند.
صدای خش خش برگ ها، صدای امواج، صدای باران که ممکن است شما را به یاد یکی از بهترین و خاطره انگیزترین تعطیلاتتان بیندازد. شما می توانید از صداهای طبیعت و صداهای خاص دیگر برای این که دیگران برند شما را با آهنگ و صدا به یاد بیاورند، استفاده کنید و یا یک موسیقی کاملا اختصاصی برای برند خود بسازید.

 از دوستان عزیز می خواهم که تجربیاتی که مرتبط با این حس داشتید یا درموردش شنیدید را در اختیار بقیه دوستان هم قرار بدید تا باهم در مورد این حس بیشتر بحث کنیم.

 

حس بینایی در برندسازی

بینایی تا همین اواخر به عنوان قدرتمندترین حس ما در نظر گرفته می شد، اما تحقیقات نشان می دهد که این موضوع دیگر صحت ندارد .در هر حال گریزی از این واقعیت نیست که طراحی متمایز، برندهای متمایزی را خلق خواهد کرد و برندهای موفق در ماهیت اصلی خود به طور بصری قابل تمایز هستند.

بسیار مهم است که محصولات ما وقتی دیده می‌شود چه حسی به مخاطب منتقل می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها اهمیت بسته‌بندی را دست‌کم می‌گیرند. اطلاعاتی که از طریق بینایی منتقل می‌شود تاثیر قابل‌توجهی بر احساس مخاطب از محصول یا خدمت شما دارد.

انتخاب رنگ مناسب نیز اهمیت دارد. رنگ‌ها می‌توانند بر نحوه خرید ما تاثیر بگذارند. مقاله‌ای که در سایت «لایف هکر» منتشر شده نشان داده است که پیشخدمت‌هایی که لباس قرمز می‌پوشند، اغلب انعام بیشتری دریافت می‌کنند و رنگ قرمز حتی بر میزان خریدهای آنلاین هم تاثیر می‌گذارد!

البته موضوع مقاله ما روانشناسی رنگ نیست و نمی‌خواهیم برتری یک رنگ را بر رنگ‌های دیگر نشان دهیم. موضوع مهم آن است که از انتخاب رنگ برای محیط کار، جعبه محصولات و … به راحتی نگذریم و به اندازه کافی تحقیق کنیم.

رنگ یکی از مواردی است که بعید است از یاد مشتری برود. با شنیدن واژه «ایرانسل» چه رنگی در ذهنتان تداعی می‌شود؟ برند «رایتل» چطور؟ نکته مهم آن است که وقتی رنگی را انتخاب کردیم در تمامی تبلیغات و اقلام بازاریابی از آن رنگ به عنوان رنگ غالب استفاده کنیم تا پس از مدتی آن رنگ بخشی از هویت کسب‌و‌کار ما شود.رنگ باید با نوع محصولات یا خدمات ما همخوانی داشته باشد. مدتی قبل یک شرکت تولید آب معدنی در ایران از رنگ قرمز استفاده کرده است. قرمز رنگی گرم است و نمی‌تواند سرد و خنک بودن را تداعی کند.موفقیت در انتخاب رنگ و مالکیت یک رنگ در ذهن مردم کاری بسیار دشوار و البته مهم است. در حقیقت تئوری رنگ ها به عنوان مرکز اصلی توجه در طراحی ها می باشد که اغلب نادیده گرفته می شود.در یک طبقه بندی ساده رنگ ها در دو طیف سرد و گرم دسته بندی می شود. رنگ هایی مانند قرمز و زرد که القا کننده ی انرژی و نشاط هستند و رنگ های سرد مانند آبی و سبز که حس آرامش و اطمینان را به مخاطب انتقال می دهند. در نتیجه انتخاب رنگ درست با توجه به محصول یا خدمت ارائه شده بسیار مهم است. هم از نظر احساسی، اینکه مشتریان با نگاه کردن به آن چه احساسی پیدا خواهند کرد و هم از نظر عملی و برجسته شدن در بازار. انتخاب رنگ ها می تواند برای شما به عنوان یک برند به یک شناسنامه تبدیل شود و یادآور برند شما برای مشتری شود. حتی می توانید با استفاده از رنگ ها و طرح های گلدار یک احساس خاص به مخاطب القا کنید.

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن !

قوانین برندسازی ۵ بعدی

اگر به فکر استفاده از بازاریابی ۵ بعدی هستید به این چند مورد توجه کنید.

۱. مشخص کردن نقاط تماس

بسیاری از نام‌های تجاری تمامی حواس را تحریک می‌کنند ولی بیشتر آن‌ها مرتبط با ۲ یا ۳ مورد هستند. نقاط به کارگیری حواس را شناسایی کنید.در چه شرایطی این فرصت را دارید تا حس خوبی ایجاد کنید. مثلا اگر شرکتی دارید که اتاق میهمانان یا اتاق انتظار دارد، از آن مکان برای بازاریابی ۵ بعدی استفاده کنید. شرکت هاینز از یک شیشه ضخیم برای سس گوجه‌فرنگی استفاده کرد تا نشان دهد محصولی با کیفیت عرضه می‌کند.

۲. تقویت بازاریابی با درگیر کردن همزمان حواس

هواپیمایی سنگاپور از موسیقی آسیایی، مهمانداران آموزش دیده، عطر و لباس هماهنگ و مناسب برای ارائه یک تجربه لذت‌بخش استفاده می‌کند. در اتاق جلسات همزمان از رایحه مناسب، موسیقی دلپذیر و دمای هوای مناسب و … استفاده کنید.

۳. استفاده از بازاریابی ۵ بعدی در اولین تماس

فرض کنید وارد شرکتی می‌شوید که اتاق انتظار بسیار نامناسبی دارد. هوا گرم است، سر و صدای زیادی وجود دارد و حس خوبی ایجاد نمی‌کند. سپس وارد اتاق جلسات می‌شوید که در آن به بازاریابی ۵ بعدی توجه شده و همه چیز عالی است. این‌کار اثر مثبتی ندارد، زیرا در اولین تماس حس خوبی ایجاد نشده است.

شرکت‌های خودروسازی برای موفقیت بیشتر باید به اولین تماس توجه بیشتری کنند، یعنی ظاهر اتومبیل و همچنین دستگیره در که شخص از آن طریق وارد اتومبیل می‌شود. سپس صندلی و ظاهر بخش روبروی راننده اهمیت ویژه‌ای دارد.

۴. حفظ رویه یکسان برای افزایش وفاداری در مشتری

ثبات در بازاریابی ۵ بعدی منجر به کسب نتایج مطلوب می‌شود. پس از شروع کار تغییرات بزرگی ایجاد نکنید. پس از مدتی بویی که استفاده می‌کنید را تغییر ندهید. برای ایجاد حس خوب و تجربه لذت‌بخش باید از تغییرات بزرگ بپرهیزید.

۵. بازنگری و بهبود پیوسته نقاط تماس

با توجه به واکنش مشتری به بازاریابی ۵ بعدی همواره در حال بهبود تدریجی باشید. البته همانطور که گفتیم از ایجاد تغییرات بزرگ بپرهیزید.  کافی است رنگ سازمانی خود را تغغیر دهید تا اثر فعالیت‌های قبلی از بین برود.

بازاریابی ۵ بعدی و درگیر کردن حواس شخص باعث ایجاد تجربه‌ای لذت‌بخش برای مشتری می‌شود و فروش شما را افزایش می‌دهد.

نوشته برندسازی آنلاین و نقش حواس پنجگانه در قدرتمندی آن ! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

مدت زمان مطالعه ۱۰ دقیقه

همین که روی زمین سالم به مقصد برسم باید خدا را شکر کنم چه برسه به آسمان!

تجربه به همه ما ثابت کرده که در سالهای اخیر خیلی از ناممکن ها در دنیا امروزی ممکن شده است و تحقق هیچ چیز برای بشر دور از ذهن نمی باشد.در این مقاله قصد دارم دنیای جدید پیش رویمان را تصویر سازی کرده و تجربه آیندگان در استفاده از وسایل حمل و نقل شهری را درک کنیم هر چند که برای همه ما مشکلات و فواید استارتاپهای این حوزه مشخص می باشد اما دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده استارتاپهای هوایی را برای سفرهای درون شهری انتخاب کنیم.

در سالهای اخیر با اسامی زیادی مانند اوبر، تپسی، اسنپ و … برخورد کرده ایم که همه این برندها هر کدام به نوبه خود سروصدا های زیادی راه در فضای کسب و کار انلاین به را انداخته اند و کمتر کسی هست که از خدمات این استارتاپها استفاده نکرده باشد. ولی این روزها جدا از همه این بحث ها خبر از تاکسی های حمل و نقل هوایی به گوش می رسد و همانطور که رودین لیاسوف کارآفرین هوانوردی می گوید پرواز به زودی شخصی تر می شود به طوری که تاکسی های هوایی خودران کوچک به ما اجازه دور زدن شلوغی های ترافیک را می دهند و به طور کلی شیوه جا به جایی ما در شهرها و شهرک ها را تغییر خواهند داد.در قرن گذشته پرواز سیاره ما را به هم متصل کرد، در قرن بعدی جوامع محلی مان را دوباره پیوند خواهد داد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی چیست؟

تاکسی هوایی یا همان ایر‌تاکسی، یک نوع اصطلاح کلی است که برای انواع هواپیماهای دربستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایر تاکسی عبارت است از استفاده از هواپیما در مسیرهای مختلف پرواز بدون استفاده از برنامۀ پروازی که به‌خودی‌خود موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه خواهد شد. تاکسی هوایی یک هواپیمای سبک یا حتی فوق‌سبک است و می‌تواند با حداقل ظرفیت ممکن که چیزی در حدود ظرفیت یک تاکسی یا اتوبوس معمولی است، در مسیرهای کوتاه جا‌به‌جا شود.به تازگی شرکت Volicopter  از تاکسی‌های هوایی دونفره خود در دبی رونمایی کرد. این وسیله نقلیه با ۱۸ پروانه الکتریکی برای نخستین بار در آسمان دبی به پرواز درآمد و به این ترتیب نخستین سرویس تاکسی پرنده دنیا در این کشور آزمایش شد. این وسیله نقلیه خودران برای حمل دو سفر از نقطه A به B و بدون خلبان طراحی شده است. Volocopter  می تواند به مدت ۳۰ دقیقه پرواز کند و حداکثر سرعت آن نیز ۱۰۰ کیلومتر برساعت اعلام شده است.علاوه بر این موارد این تاکسی مجهز به چتر نجات، ۹ سیستم مستقل باتری، سیستم شارژ سریع و اتصال به شبکه برق است. شارژ کامل نمونه اولیه وسیله نقلیه حدود ۲ ساعت طول کشید که به گفته شرکت درنسخه های تولیدی کاهش می یابد. تاکسی‌های هوایی خودران با بقیه وسایل حمل ونقل عمومی دبی همخوان می شود و افراد می‌توانند با استفاده از اپلیکیشنی مخصوص آن را سفارش دهند. این تاکسی‌ها ۵ سال دیگر خدمات خود را در دبی آغاز می‌کنند.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی ایرباس با موفقیت تست های اولیه را پشت سر گذاشت

غول صنعت هوانوردی جهان یعنی ایرباس اخیرا از آزمایش موفقیت آمیز تاکسی پرنده برقی و خودران خود خبر داده است. این وسیله نقلیه منحصر بفرد که توسط لابراتوار A³ واقع در سیلیکون ولی توسعه یافته، واهانا (Vahana) نام دارد.

به گفته مقامات ایرباس، این تاکسی عمود پرواز توانسته تا ارتفاع ۱۶ فوتی (۴٫۸ متر) بلند شده و دوباره به طور سالم و موفق بر زمین بنشیند. طبق اطلاعات موجود تست اولیه در روز ۳۱ ژانویه در غرب آمریکا و در ایالت اورگن (Oregon) انجام شده است.

اگر چه این پرواز آزمایشی بسیار امیدوار کننده بوده، اما بیش از ۵۳ ثانیه طول نکشیده است. البته ظاهرا روز بعد مهندسین ایرباس یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر نیز انجام داده اند.

 آقای زاک لاورینگ (Zach Lovering) مدیر پروژه ایرباس در این باره گفته:

امروز ما یک دستاورد بسیار بزرگ در عرصه اختراعات هوانوردی را جشن می گیریم. در عرض تنها دو سال، واهانا از یک طرح اولیه بر روی کاغذ، به یک خودروی پرنده در مقیاس واقعی تبدیل شده و توانسته با موفقیت اولین پرواز خود را پشت سر بگذارد.

تیم ما قدردان حمایت هایی است که از سوی لابراتوار A³، خانواده بزرگ ایرباس و شرکایی مثل MTSI و Pendleton UAS Range دریافت است.واهانا با توجه به قابلیت های خود می تواند انقلابی در عرصه حمل و نقل بوجود بیاورد. این تاکسی هوایی ظرفیت حمل یک نفر را داشته و از پیشرانه ای الکتریکی بهره می برد؛ همچنین به لطف هوش مصنوعی و تجهیز به امکانات پیشرفته توانایی هدایت خودکار را دارد.

تاکسی هوایی ایرباس نمونه ای مثال زدنی از تلاش شرکت های مختلف برای متحول کردن حمل و نقل شهری در آینده به شمار می رود. اما با وجود پیشرفت های زیاد و تست های موفقیت آمیز، هنوز برنامه زمانی دقیقی برای ورود وسایل نقلیه این چنینی به معابر و آسمان شهرها ارایه نشده است.

در زمان کنونی به نظر می رسد که واهانا و نمونه های مشابه هنوز نیازمند تکنولوژی پیشرفته تر، تست های گوناگون و البته توسعه قوانین و مقررات جدید هستند

تاکسی های هوایی خودران مسافرتهای شما را تغییر می دهند 

اگر برنامه های شرکت اوبر خوب پیش برود تا سال ۲۰۳۰ سرویسهای تاکسی های هوایی خود را راه می اندازد طرح تاکسی های اوبر خیلی خلاقانه به نظر می رسه اما در مرحله اجرا با مشکلات بسیاری هم روبروست، این تاکسی ها با باطری کار می کنند چیزی بین یک هواپیمای کوچک و یک هلیکوپتر با بالهای ثابت . شعار اوبر در مورد این تحول این است : ما به آسمان نگاه می کنیم و ما می خواهیم قانون حمل و نقل شهری را دگرگون کنیم با توجه به میزان حمل و نقل شهری که هر روز بیشتر می شود و مشکلاتی ایجاد می کند نیاز به طرحهای انقلابی داریم هرچند طرح تاکسی های هوایی در ابتدای کار بسیار گران خواهد بود چاالشهایی هم در راه تحقق رویای اوبر وجود دارد از جمله صدور گواهی نامه جدید پرواز و آموزش خلبانان و طراحی سیستم مدیریت ترافیک برای جلوگیری از تصادفات هوایی به این ترتیب باید منتظر باشیم و ببینیم دنیای فناوری چگونه جهانی که در آن زندگی میکنیم را دگرگون خواهد کرد و شرکتهای ایرانی آیا توانایی این را دارند که این گونه تحولات را در سیستم حمل و نقل وارد کنند !

پیشنهاد میکنم اگر علاقه مند این مبحث هستید ویدیو زیر را تماشا کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید:

 

نوشته آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

وفاداری در برندینگ رمز موفقیت کسب وکار شماست

بزارید در ابتدا به این نکته اشاره کنم که روانشناسی برند مبحثی هست که همه مدیران موفق و کارشناسان بازاریابی در هر مارکتی باید به اون تسلط کامل داشته باشند.اگر به بازارهای جهانی نگاهی کوتاه بندازید همه برندهایی که نامشون مطرح هست دارای هویت قوی هستند.

متاسفانه صاحبان صنعت حاظر هستند میلیون ها پول بابت تبلیغات بیلبوردی هزینه کنند اما برای فکر و برنامه ریزی هویت برند هزینه ای نپردازند. روانشناسی برند راهکارهایی است که یک مدیر برند استفاده می کند تا یک برند را در ذهن مخاطب ماندگار کند.

اساس برندسازی بر پایه ارتباط بیش از ارتباط عقلانی صرف با مخاطب است.

برای مثال  وقتی دو آدم عادی از هم خوششان می آید به این معنی است که از مکانیسمهای روانشناختی استفاده شده است. اما اینکه طرف ما دانسته و از اینها استفاده می کند، با برنامه ریزی استفاده می کند یا به طور خود به خود این کار انجام می شود چند چیز متفاوت است .

 

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

 

اصول روانشناسی در انتخاب نام برند

همه شرکتهایی که در تلاش برای معرفی یک برند مطرح در بازار جهانی می باشند  در انتخاب نام تجاری خود این اصول پنجگانه را باید در نظر بگیرند که شامل:صمیمیت، هیجان، برازندگی، کمالگرا، مستحکم می باشند .هر کدوم از این ویژگی ها شخصیت یک برند را به عموم مردم نشان میده.

برای مثال کسانی که از ویژگی صمیمیت استفاده می کنند باید در بازار رقابتی خود از صداقت و سخاوتمندی برای بدست آوردن حس اعتماد به نفس استفاده کنند.

هیجان را می توان از طریق تاکتیک های جسورانه، آگهی های تخیلی و فن آوری های روزمره به کار برد. و ممکنه که برازندگی به وسیله مهار کردن یک تصویر قابل اعتماد و سودمند ایجاد شود.کمالگرایی می تواند از طریق رویدادهای مسحور کننده و سفیران فریبنده ارتباط برقرارکند.

جزء دیگر که وجود دارد برندینگ ناخودآگاه می باشد.این امر زمانی بدست می آید که کمپین انقدر تاثیر گذار بوده که مردم ناخود اگاه احساس وابستگی به برند را دارند حتی اگر تبلیغات از قبل به دست فراموشی سپرده شده باشند.

ممکنه تبلیغات در ایستگاه قطار و با در بیلبورد خیابانها دیده بشود و مردم بدون در نظر گرفتن و تشخیص، آنها را در ضمیر خود حفظ کنند.

هفت گام برای تغییر رفتار

متخصصان برند یک مسیر موثر برای تغییر رفتار مصرف کننده را شناسایی کرده اند که برای رسیدن به آن به این هفت مورد نیاز هست:۱- برای پیدا کردن مسیر جدید الگوهای قدیمی را کنار گذاشته۲-آسایش را برای مشتری های خود بوجود بیاورید تا تغییرات را به راحتی درک کنند.۳-تخیلات باید به یک عادت جدید منجر شود.۴-احساس را به نفع برند تغییر دهید و آن را با ذهن انتقادی دنبال کنید.۵-وقتی که شک و تردیدها شروع میشه مطمئن بشید که جواب های آنها از قبل وجود دارد.۶-به دستاوردهای خود بچسبید و وابستگی های خود را تغییر دهید.

مثالهایی از روانشناسی برند

در مقالات قبلی به مبحث روانشناسی رنگ پرداختیم و باید این را بدانید استفاده از رنگ استراتژی جالبی برای بازاریابان و متخصصین بازاریابی می باشد که جذابیت های یک برند را افزایش بدهند. رنگ های مختلف نشان دهنده ایده های مختلف هستند، بنابراین محصولات باید با این ذهنیت طراحی شوند. آن چیزی که مردم می بینند مشخص می کند که چه حسی را درباره شخصیت یک برند دارند.اطمینان حاصل کنید درک مردم با آنچیزی که کسب کار شما می خواهد انجام دهد همتراز باشد.

واژه ها باید به دقت انتخاب شوند.نام محصولات اغلب از طریق مشاوره های دقیق قبل از اینکه آنها نهایی شوند انتخاب می شوند . مصرف کنندگان تمایل دارند که به دنبال نامهایی به ظاهر گرانقیمت باشند همینطور اگر نامی را به سادگی بخوانند ناخودآگاه نگاهشان به سمت محصول دیگری خواهد رفت.

آنها براساس ادراک کمالگرایانه خود قضاوت می کنند. مثال دیگر ایجاد حس تعلق و دستیابی به موفقیت هست.برندها می توانند خودشان را متعلق به یک طبقه اجتماعی خاص مانند جوانان به رسمیت بشناسند.

وفاداری برخلاف بازار رقابتی موجود وقتی پرورش پیدا می کند که به مصرف کنندگان بگویید شما در کنار برند ما هستید.عمل خرید کردن ممکنه از یک کار ساده به تجربه ارتقاء یک نام تجاری منجر شود.فروشگاه های خرده فروشی می توانند به عنوان ابزار فیزیکی  هر چیزی که یک کسب و کار به آن نیاز دارد تا آن را به عموم انتقال دهد عمل کنند.

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

حس وفاداری را جدی بگیرید

اپل، فورد و استارباکس به عنوان شماره یک ها در رسته خود با توجه به شاخص وفاداری مشتری در نظر گرفته شده اند باید اینو صادقانه بپذیریم که استراتژی های برندینگ این شرکتها شایستگی بررسی این را دارند تا ببینیم چگونه همه مفاهیمشان در عمل کار می کند.برای مثال استفاده رنگها در اپل منطبق با رنگ سفید هست که بر می گرده به مفهوم پاکی، سادگی و ظرافت و همینطور برند اپل تبدیل شده به نماد فناوری های لوکس و پیشرفته، این در حالی است که منتقدان زیادی هم دارد اما شواهد نسان دهنده تمایل عموم برای خرید اپل با ویژگی های مطرح آن هست.

اکثریت داندگان آیفون ترجیح می دهند گوشی خود را با یکی از محصولات این کپانی جایگزین کنند و حتی تصور اینکه از برند گوشی دیگر استفاده کنند را ندارند.

از طرف دیگر فورد همیشه یکی از معتبرترین برندها در صنعت خودرو سازی در آمریکا بوده است. شعار بنیادین این برند ساخت بادوام است. این شرکت بر روی شعار سختی و پایداری  اتوموبیل سرمایه گذاری کرده تا رانندگان را متقاعد کند از آنها خرید کنند.

این تاکتیک برندسازی به مشتریان حس ایمنی و امنیت را می بخشد و باعث می شود آنها فورد را به ماشینهای دیگر ترجیح دهند.وفاداری مشتریان بر اساس نظر سنجی نشان می دهد که ۴۴ درصد از مشتریان این کمپانی فورد دیگری را از قبل در گاراژ منزل خود داشته اند میشه گقت دلیل وفاداری مردم به این برند این است که همه مدلهای ماشین در این برند حس قابل اعتماد بودن را برخوردارند اما با ید به شما دوستان این نکته را متذکر بشم که صرفا کار این کمپانی فروش بر اساس این شعار نیست بلکه حقیقتا این برند شعار خود را به نحو احسنت عملی کرده است.

استار باکس یکی دیگر از شرکتهای مطرح می باشد که از رنگها برای متمایز ساختن خود در میان رقبایش بهره گرفته تا برای مشتریان خود یک پیام قوی را ارسال کند.

رنگ سبز نشان دهنده تعهد به تجارت منصفانه قهوه و مسئولیت اجتماعی و حقوقی آن است. همینطور طبقه بندی اجتماعی برای توسعه پیوند میان مشترسان و دور نگه داشتن رقبا مورد استفاده قرار می گیرد.

نتیجه نهایی یک برنامه وفاداری مشتری بسیار موفق است پاداشهایی مانندتخفیف و هدیه تبلیغاتی باعث می شود مشتران گاه به گاه به مشتریان دائمی تبدیل شوند.کسانی قادر به دستیابی به یک وضعیت عالی از طریق برنامه پاداش هستند حسی از تعلق و موفقیت را گزارش می دهند.

و این باعث تشویق مشتریان به ادامه خرید از آنها می شود.

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

دوصد گفته چون نیم ‌کردار نیست به عمل کار بر آید، به سخندانی نیست!

به این نکته توجه کنید که برند شما چه کاری را انجام می دهد چرا که هر کلمه که شنیده می شود می تواند اثرات عمیقی را در ذهن مخاطبان بجا گذارد و همینطور این ارزشها باید در اقدامات خود منعکس شوند و هر بی تعهدی نسبت به اجرا نشدن آن با عث قطع ارتباط برند با مخاطبان می گردد.

برندها باید از طریق تعامل با مشتران خودشان صحبت کنند.مخصوصا در حال حاظر که عصر رسانه های اجتماعی هست و مبحث بسیار مهمی به نام دیجیتال مارکتینگ مطرح می باشد .

بازاریابان برند باید مخاطب هدف خود را به خوبی بشناسند و راه حلها را به خوبی انجام دهند اینکه درک صحیحی از یک برند داشته باشند و اینکه برند مطرح قصد دارد چه نیازی را برای مخاطبان خود بر آورده کند تا آنها به مشتریان وفادار شما تبدیل شوند هدف اصلی یک کسب و کار می باشد.

نوشته وفاداری در برندینگ رمز موفقیت کسب وکار شماست اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است!

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

اگر می خواهید بازار هدف خود را گسترش دهید و پروژه های جدیدی را بر مبنای همکاری ها و مشارکت های استراتژیک توسعه دهید، Outreach برنامه ای موثر برای رسیدن به آن است.

بازاریابی درصدی توانایی گرفتن یک حساب کاربری و استفاده از آن در یک  رویکرد جامع به هنگام یک معامله می باشد، به اینصورت که شما برای  استفاده از این حساب از ترکیبی از بازاریابی و فروش استفاده می کنید.نامی که به شما اختصاص داده می شود در واقع چیزی هست که قبلا افراد دیگر هم برای خود آن را ایجاد کرده اند که هماهنگی میان فروش و بازاریابی را ایجاد می کند.لیستی از شرکتهای برتری که می دانید بر چه اساس برای شما باز شده است را ایجاد می کنید و بعد از آن می توانید افراد مناسب را پیدا کرده و تبلیغات هدفمند خود را به آنها اختصاص دهید.مشکل زمانی هست که فروش و بازاریابی پیچیده در کنار هم باشند حتی در صورت  واجد شرایط بودن ارتباطی با هم نخواهند داشت.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

اوایل سال ۲۰۱۴ بنیانگذاران یک کسب‌و‌کار نوپا خود را در موقعیت بی‌پولی و نزدیک به ورشکستگی می‌دیدند که برای نجات خود باید اهدافی که تعیین کرده بودند را عملی می‌ساختند. آنها برای غلبه بر شرایط دست به کارتولید نرم‌افزاری شدند که کمک می‌کرد ۳ نفر نیروی فروش، قادر به انجام کاری معادل ۲۰ نفر باشد‌ و به این ترتیب شرکتی خلق شد که امروز ارزش نیم میلیارد دلاری دارد.
شرکت Outreach یک استارت‌آپ مستقر در سیاتل است که از سال ۲۰۱۴ بنیانگذاری شده و طی چند سال به یکی از شرکت‌های مطرح و موفق تبدیل شده است. این شرکت به‌تازگی موفقیت جدیدی را با جذب ۶۵ میلیون دلار سرمایه رقم زده است. به این ترتیب رقم سرمایه‌های جذب شده اخیر این شرکت بالغ بر ۱۲۵ میلیون دلار می‌شود. رشد این شرکت و ارزش ۵۰۰میلیون دلاری آن تا این مرحله، شرایط را برای ظهور یک تک‌شاخ جدید مهیا کرده است. 

مدیر و بنیانگذار این شرکتManny Medina  است که پیش از این در بخش خدمات وب شرکت آمازون و بخش اجرایی مایکروسافت کار کرده و همه او را به عنوان فردی پر‌انرژی می‌شناسند. او مدیری شاد و سرحال است که اسامی همه کارکنان را به خاطر دارد و نخستین ساعات کار روزانه را صرف مشت‌پرانی به کارکنان می‌کند! شرکت او در حال حاضر ۳۰۰ کارمند دارد که تعداد آنها از سال گذشته دوبرابر شده. سرزنده‌بودن و شادمانی او صرف‌نظر از روحیه و عادات شخصی به موفقیت چشمگیر شرکتش نیز برمی‌گردد؛ شرکتی که فاصله ورشکستگی در سال ۲۰۱۴ تا نزدیک‌شدن به یک شرکت میلیارد‌دلاری را بسیار سریع طی کرده است.
مدینا و همکارانش کسب‌و‌کار خود را بر مبنای نرم‌افزاری ایجاد کرده بودند که خدمات مدیریت نیروی انسانی ارائه می‌کرد، این نرم‌افزار چندان مورد توجه قرارنگرفته و شرکت آنها در حال ورشکستگی بود. آنها اما در سال ۲۰۱۴ با مشتریانی مواجه شدند که به‌دنبال بهینه‌سازی روند فروش تلفنی بودند، آن مشتریان به نرم‌افزار مدیریت منابع انسانی نیاز نداشتند، اما مدینا موفق شد در مسیر کار نرم‌افزار را تغییر داده و آن را به ابزاری برای خودکار‌کردن روند فروش تلفنی تبدیل ساختند. این ابزار آنقدر کارآمد بود که کارکنان وقت کافی برای رسیدگی به سایر امور همچون تهیه ایمیل‌ها و شرکت در جلسات را هم داشته باشند. مدینا به این ترتیب موفق به جذب مشتریان شده و به سرعت رکورد فروش یک میلیون دلار را به دست آورد. 

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

وقتی که شرکای مدینا او را برای یافتن سرمایه‌گذار تحت فشار قرار دادند، او کاری بی‌رحمانه انجام داد و در جلسه‌ای که با سرمایه‌گذاران داشت، تنها یک اسلاید را نمایش داد و آنگونه که خودش بازگو می‌کند: «اسلاید من تنها یک نمودار بود، گفتم که این نشان‌دهنده رشد درآمد ماست. ما خدماتی را به فروشندگان می‌فروشیم. پرسشی هست؟» پس از این جلسه و نخستین جذب سرمایه بود که آنها موفق شدند نرخ رشد درآمد شرکت را افزایش دهند و پس از آن شرکت هدف جذب ۱۰ میلیون دلار را در دستور کار قرار داد و در زمانی کمتر از ۲سال بعد از اینکه در آستانه ورشکستگی قرار داشتند، موفق به عبور از مرحله درآمد ۱۰ میلیون دلاری شدند. آن جلسه جذب سرمایه با یک اسلاید، منجر به جذب ۲.۳ میلیون دلار سرمایه شد‌ و پس از آن نیز ۹.۲ میلیون دلار دیگر سرمایه جذب کردند. 
مدینا شرکتش را اینک در رتبه پس از شرکت بزرگ Salesforce قرار داده و موفق شده که برای جلسات جذب سرمایه، شرکت‌های بزرگی همچون مایکروسافت را مشارکت دهد. اما همچنان می‌داند که سایر رقبا هم موفق به جذب مقادیر قابل توجهی سرمایه شده‌اند. اما او معتقد است که در دنیای نرم‌افزارهای «مدیریت ارتباط با مشتری» که حوزه کاری آنهاست، نیاز نیست یک نرم‌افزار جایگزین نرم‌افزار دیگری شود، تنها باید نوآوری‌هایی صورت پذیرد. 

نوشته این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

مجله دیجیتالی foundr  یک منبع و یک راهنما برای کارآفرینانی هست که بصورت حرفه ای کسب و کار خود را شروع کرده اند. مجله در چند سال کوتاه پس از شروع به کار موفق به انجام بیش از ۲۴۰ مصاحبه تخصصی با صاحبان مشاغل یا افراد موثر در کسب‌و‌کارهای نوپا شده و از ۱۷۳ کشور بازدید‌کننده دارد. اما داستان شروع به کار، موفقیت‌ و شیوه این مجله چیست؟ ناتهان چان، پایه‌گذار این مجله معتقد است که بیشترین تاثیر در پیشرفت کار مجله را از مربیان خود گرفته.
هنگامی‌که  ناتهان چان در جست‌وجوی حل مشکلات راه‌اندازی کسب‌و‌کار نوپای خودش بود، دریافت که منابع مناسب و قابل تکیه برای افراد تازه‌وارد در این حوزه وجود ندارد و  این نقطه شروع مجله‌ای شد با نام فاندر که اینک در بین علاقه‌مندان به موضوعات کسب‌و‌کارهای نوپا و داستان‌های واقعی موفقیت آنها، منبعی شناخته شده است. چان نمی‌خواست که حرف‌های معمولی همچون «کارتان را تا انتها ادامه دهید» بشنود و به عنوان کارآفرینی که شور زیادی در سر دارد، به دنبال راهنمایی‌های ملموس از سوی افراد شاخص و کارآفرینانی بود که آنچه می‌گویند را در عمل انجام داده و موفق شده باشند؛ برای همین سراغ بزرگان حوزه کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق همچون راسل برانسون رفت؛ به این ترتیب کسب‌و‌کار تازه‌ای شکل گرفت که امروز به نام مجله فاندر شناخته می‌شود.
شروع به کار برای فاندر در سال ۲۰۱۳ در واقع نخستین تجربه چان بود و او تقریبا هیچ چیزی درباره تولید یک اپلیکیشن، انتشار، جمع‌کردن گروه کاری‌ و کارآفرینی نمی‌دانست. اما تنها یک چیز باعث شد تا امروز در نقطه‌ای متفاوت باشد و آن هم آموختن از مربیان است. او به طور مستمر مربیانی در کنارش داشت که او را راهنمایی کرده و کمک‌های ارزشمندی را در اختیارش قرار دهند. در  این زمینه همواره یک نصیحت وارن بافت را به یاد داشت که: «آموختن از اشتباهات خوب است اما از آن بهتر آموختن از اشتباهات دیگران است.» 
گرچه مجله اینترنتی فاندر منبعی از نوشته‌ها، مصاحبه، گزارش‌ و اطلاعات مفید برای کارآفرینان و صاحبان کسب‌و‌کارهای نوپا‌ست، اما ناتهان چان که خود بنیانگذار این مجله است، بیشترین تاکید را بر استفاده از مربیان و راهنمایان دارد که در طول مراحل طراحی تا پیشبرد یک کسب‌و‌کار در اختیار کارآفرینان هستند. او داستان شروع به کار و مشکلات و مسائلی را که با آنها مواجه بوده، از این زاویه بررسی می‌کند که چگونه می‌توان و چرا باید از وجود مربیان استفاده کرد؟ داستان موفقیت این مجله، بازگویی دلایل و زوایای موضوع استفاده از مربیان است.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  آیا کار کارآفرینان به مربی نیاز دارند؟

به‌راستی چرا کارآفرینان به مربی نیاز دارند و آیا افراد باهوشی که طرح‌های ارزشمندی دارند خودشان به‌تنهایی نمی‌توانند کار را پیش ببرند؟ اگر فردی همان مسیری را رفته که شما می‌خواهید دنبال کنید‌ و اگر بتوانید از آموخته‌های او استفاده کنید، در واقع می‌توانید از آموخته‌هایی که در طول ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال داشته در طول مسیر خود استفاده کنید. به این ترتیب می‌توانید آنچه را دوست دارید، روی یافته‌ها و تجربیات سایرین بنا کنید، این درست همان روشی است که در طول تاریخ با استفاده از آن دستاوردهای بزرگ فراهم شده. استفاده از مربی در هر نوع کسب‌و‌کاری توصیه می‌شود. آیا می‌توان بدون وجود مربی هم کارها را پیش برد؟ بله حتما، اما نمونه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد ادامه کار بدون راهنما و مربی، هزینه و مشکلات زیادی را تولید خواهد کرد در حالی‌که وقتی کارها را بدون دریافت راهنمایی از مربیان انجام دهیم،از بخت مناسب برای انجام بهتر کارها محروم شده‌ایم. 
راهنمایی‌های مربیان را می‌توان در کتاب‌ها یا متونی که منتشر شده‌اند یافت، یا اینکه آنها را استخدام کرد، یا از آنهایی که آشنایی قبلی داریم، در طول زمان به شکلی طبیعی به عنوان مربی استفاده کنیم. افراد موفقی که امکان دسترسی و فراگیری مستقیم از مربیان نداشته‌اند، حتما آموزش‌های لازم را از کتاب‌ها، دوره‌های آموزشی یا سایر شیوه‌های آموزشی دریافت کرده‌اند.

  •  چگونه مربی مناسب خودم را پیدا کردم؟

چان میگوید: من درس‌های بزرگی از مربیان خودم گرفته‌ام و بابت راهنمایی‌های ارزشمندی که کردند، از آنها سپاسگزارم. در همان زمانی‌که کار فاندر را تازه شروع کرده بودیم، در مدتی کمتر از ۴ ماه پس از شروع کار، بابت موضوع علامت تجاری از ما شکایت شد. این اتفاقی احمقانه به نظر می‌رسید ولی یکی از سخت‌ترین ایامی بود که من تجربه کردم. تصور کنید که رویای انجام کاری را دارید، آن را شروع می‌کنید‌ و ناگهان فردی از راه می‌رسد و از شما شکایت می‌کند. شاکی من یک شرکت بزرگ بود؛ مجله دیگری که چاپ دیجیتال کوچک ما را نابود کرد. من متاثر و وحشت‌زده شدم‌ و در آن شرایط نخستین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که چگونه از این مخمصه رها شوم؟ با بالاگرفتن موضوع من سراغ کارفرمایم رفتم و موفق شدم که او را برای کمک جلب کنم.  پرسیدم که چه توصیه‌ای به من می‌کند‌ و او واقعا به من برای خروج از آن بحران کمک کرد. در آن موقعیت اگر امکان استفاده از آن فرد به عنوان راهنما و مربی را نداشتم، واقعا چه کاری باید انجام می‌دادم؟ و کار جدیدم به عنوان فاندر در چه وضعیتی قرار می‌گرفت و مسیرکاری من به عنوان یک کارآفرین به کجا می‌کشید؟ آن راهنمایی‌ها نه‌تنها من را در حل موضوع کمک کرد، بلکه تجربه بسیار گرانقدری نیز بود.حتی در نبود یک کارفرمای سابق یا راهنما، می‌توان سراغ دوستان و خانواده رفت و یا از شبکه آشنایان برای جلب کمک استفاده کرد. اما نکته این است که بهتر است تنها برای دریافت کمک سراغ افراد نرویم بلکه شیوه «نخست خدمت‌کن، سپس درخواست کن» را در پیش بگیریم. 

  •  متخصصان حوزه‌های کاری 

چان معتقد است که دسترسی به افراد متخصص در حوزه کاری‌اش به او کمک کرده که تجربیات موفقی داشته باشد. 
او با خواندن نوشته‌ها و گوش‌دادن به پادکست‌های این افراد از آنچه در ذهن و فکرشان می‌گذرد، مطلع شده و با ذکر مثالی در این مورد آن را توضیح می‌دهد: «من به شنیدن پادکست علاقه‌مند هستم و در این میان به مواردی که راسل برانسون درباره رموز بازاریابی گفته گوش می‌کنم. از همین‌جا بود که طرح تهیه یک نسخه چاپی از مجله و ارسال رایگان آن به ذهنم رسید. ما این نسخه خاص را، نسخه برانسون نامیدیم که حاوی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین مصاحبه‌ها با برانسون است. ما هر ماه هزاران نسخه از آن را به صورت چاپی برای مخاطبان خود تهیه و ارسال می‌کنیم.»
اما واقعا متخصصان حوزه‌های کاری خود را چگونه پیدا کنیم؟ این افراد را الزاما نباید در میان دوستان و خانواده خود جست‌وجو کنیم. در گام نخست می‌توان به آنها از طریق کتاب‌ها و وب‌سایت‌ها یا پادکست‌هایشان دسترسی داشت. اما برخی از این افراد که می‌توانند نقش راهنما و مربی داشته باشند را می‌توان استخدام کرد. 
ناتهان چان می‌گوید: «من مربی بسیار ارزشمندی دارم که اغلب از او کمک می‌گیرم و به صورت ماهیانه هزینه خدمات او را پرداخت می‌کنم، من این مربی را از طریق وبلاگش در سایت مدیوم پیدا کردم. نمونه دیگر آنکه ما در ابتدا و زمانی‌که قصد داشتیم کارمان را توسعه دهیم و درس‌هایی را از طریق سایت ارائه کنیم، متخصص کارآمدی را که تجربیات ارزشمندی درباره ارائه دروس و آموزش داشت پیدا کردیم، اما در آن زمان توان پرداخت هزینه استخدام او را نداشتیم، مربی من پیشنهاد داد که او را برای همکاری در یک طرح آزمایشی دعوت کنیم و اگر او در انجام آن کار تاثیر مورد نظر را داشت، به صورت تمام‌وقت با هم همکاری کنیم. ما همین شیوه را در پیش گرفتیم و نتیجه خوبی هم برای‌مان داشت. اینک آن متخصص برای ما کار می‌کند و در طول یک‌سال محتوای ۱۲ دوره آموزش را برای‌مان فراهم کرده.»

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  مربیان کسب‌و‌کار، سرمایه‌های ارزشمند شما هستند

بر اساس تجربه و نمونه‌های مختلف باید اذعان کرد که مربیان برای هر کسب‌و‌کاری سرمایه‌های ارزشمندی هستند که نقش پررنگی در پیشبرد آن کسب‌و‌کار در هر گام دارند. اما باید به یاد داشته باشیم که با پرداخت هزینه خدمات، ارائه هدایا، یا کمک به آنها برای بهبود کسب‌و‌کار شخصی‌شان، نشان دهیم قدر کار آنها را می‌دانیم‌ و به یاد داشته باشیم که «نخست خدمت کن، سپس درخواست کن»

برگرفته از مجله اینترنتی شنبه.

اگر در تاریخ زمان مناسبی برای شروع یک کسب و کار وجود داشته باشد، آن هم اکنون است .

نوشته داستان شروع به کار foundr برای یک برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.