۴ راهکار که با صرف روزانه ۱۵ دقیقه یک زبان جدید را یاد بگیریم

آیا می‌دانید که برای یادگیری یک زبان جدید روزانه چه مدت زمانی را باید به تمرین کردن زبان جدید اختصاص بدهید؟ در این مقاله راهکارهایی را به شما آموزش می‌دهیم که با استفاده از آنها می‌توانید تنها با صرف ۱۵ دقیقه در هر روز زبان جدید خارجی را یاد بگیرید.

۴ راهکار که با صرف روزانه ۱۵ دقیقه یک زبان جدید را یاد بگیریم

بسیاری از افراد بعد از تلاش‌های مداوم، یادگیری زبان خارجی در مدرسه را بی‌نتیجه می‌دانند. در بین زبان آموزانی که در موسسات آموزش زبان‌های خارجی می‌بینیم، زبان آموزان در نهایت در مکالمه به زبان خارجی با همکلاسان خود موفق نمی‌شوند و به استفاده از زبان مادری روی می‌آورند تا منظور خود را به مخاطب منتقل کنند. بعلاوه مشاهده می‌شود که از روش ترجمه واژه به واژه برای برگرداندن اصطلاحات رایج در زبان مادری به زبان انگلیسی یا زبان دوم استفاده می‌کنند. در بین تمام زبان آموزانی که سطوح متعددی را پشت سر گذاشته و کتاب‌های گوناگونی را خوانده اند، به ندرت زبان آموزانی را پیدا می‌کنید که زبان جدید را روان و سلیس صحبت می‌کنند.

در اینجا ما به شما روشی را آموزش می‌دهیم که می‌توانید با صرف روزانه ۱۵ دقیقه زبان جدیدی را فرا بگیرید. این مدت زمان در مقایسه با روش‌های طولانی مدت دانشگاهی که در آنها زبان دوم در طی جلسات ۹۰ دقیقه‌ای آموزش داده می‌شود به طرز شگفت آوری کوتاه است. با ما همراه باشید تا به شما یاد دهیم که درس‌های آموزش زبان ۱۵ دقیقه‌ای تنها چیزی است که برای حرفه‌ای شدن در یک زبان جدید به آن نیاز دارید.

یادگیری زبان جدید با روش روزانه ۱۵ دقیقه تمرین

این روش بر اساس یک اصل عمده استوار است: با خواندن حجم گسترده‌ای از اطلاعات نمی‌توانید هرچیزی را جذب کنید. این پدیده را اضافه بار اطلاعاتی یا اضافه بار شناختی می‌نامیم. مغز مهارت بسیار بالایی در شناخت و انتخاب مهم‌ترین اطلاعات روزانه ما و شناسایی اطلاعات بی‌ارزش و اضافی دارد. این اطلاعات اضافی بیرون ریخته می‌شود و هرگز وارد حافظه طولانی مدت ما نمی‌شوند. این اطلاعات اگرچه برای گذراندن زندگی روزمره ما جالب به نظر می‌رسند اما تاثیر مثبتی در یادگیری زبان ندارند.

در اینجا می‌خواهیم بی‌اثر بودن روش هایی را نشان دهیم که با استفاده از آنها چیزی را به سرعت یاد می‌گیرید اما این یادگیری تنها در حد قبول شدن شما در امتحان است. به یاد بیاورید زمانی را که امتحان مهمی داشته‌اید و شما چند روز قبل از امتحان و شب قبل از آن را به درس خواندن گذرانده‌اید و سعی کرده‌اید هر چیزی که لازم است بدانید را یاد بگیرید. اما یک هفته پس از گذشت امتحان چقدر از آن مطالب را به یاد می‌آوردید؟ احتمالا این مقدار چندان قابل توجه نیست.

مطلب مرتبط: تقویت زبان انگلیسی: ۱۷ بهترین نکته برای یادگیری زبان انگلیسی در منزل

به جای تلاش برای یادگیری حجم زیاد اطلاعات بخش های کوچ را مکررا بخوانید

به جای اینکه تلاش کنید تا حجم بسیار زیادی از مطالب را یکجا یاد بگیرید- که البته این تلاش برای شما نگرانی‌های بسیار زیادی به همراه دارد- مهم تر و بهتر آن است که بخش‌های کوچکی از اطلاعات را مکررا با خود تکرار کنید. برای آنکه چیزی را به حافظه طولانی مدت خودتان وارد کنید باید ارتباطاتی برقرار کنید و آنها را تکرار کنید. تکرار در یادگیری زبان نکته‌ای بسیار مهم و کلیدی است.

یک نرم افزار یادگیری زبان به نام Babbel طراحی شده است که محدودیت‌های حافظه انسان را به خوبی در نظر گرفته است. ۱۵ دقیقه زمان روزانه به خوبی با اصل تکه تکه کردن اطلاعات در روانشناسی مطابقت دارد. بر اساس این اصل، مغز ما هر بار در جذب ۷ چیز جدید( ۷ پاره اطلاعات جدید) بهترین عملکرد را نشان می‌دهد. اگر شما به ظرفیت و توان مغز خود برای هضم و پردازش ۷ تکه اطلاعات جدید فکر کنید، زمان یک محدودیت واضح و آشکار به نظر می‌رسد. در نرم افزار یادگیری زبان Babbel این باور وجود دارد که اگر شما درس جدید را تنها با یادگیری چند پاره اطلاعات جدید شروع کنید، زمانی که برای یادگیری این حجم از اطلاعات نیاز دارید تنها ۱۵ دقیقه است.

سپس می‌توانید این اطلاعات را تکرار کنید. ۱۰ مورد قبلی را تکرار کنید که برای این کار هم به کمتر از ۵ دقیقه زمان نیاز دارید. این روش به نظر ساده تر از روشی است که در آن می‌خواهید در طول یک یا چند شبانه روز حجم گسترده‌ای از اطلاعات را یاد بگیرید.

یک روش علمی موثر برای یادگیری زبان جدید

نرم افزار Babbel بر اساس یک روش علمی طراحی شده است. این نرم افزار از تمرین‌های مختلف در موقعیت‌های مختلف استفاده می‌کند و به این ترتیب تکرار را وارد درس می‌کند و شما می‌توانید ارتباطات مورد نیاز برای یادگیری را در ذهن خود برقرار کنید. مجموعه کلماتی که زبان آموزان در درس‌های اول با آنها روبه‌رو شده و آنها را فرا می‌گیرند، در درس‌های بعدی در موقعیت‌های گوناگون در تمرین‌های مکالمه گنجانده می‌شوند. برای مثال، در مکالمه‌ای با موضوع کودکان نه تنها از واژگان مربوط به پرورش کودک استفاده می‌شود بلکه بر استفاده از واژگان مربوط به بزرگترها، ساخت‌وساز و سر و صدا هم استفاده می‌شود زیرا ما در دنیایی دینامیک و پویا زندگی می‌کنیم و مهم این است که این لغات را در هر لحظه- نه صرفا در کودکستان- به یاد بیاوریم.

از آنجایی که تکرار در یادگیری زبان از اهمیت بالایی برخوردار است، نرم افزار Babbel به بخشی به نام مدیر بازبینی مجهز شده است که صرفا برای تکرار اطلاعات و وارد کردن آن به حافظه طولانی مدت شما طراحی شده است. این نرم افزار بر اساس یک اصل روانشناسی به نام فواصل زمانی استوار است. بر مبنای این اصل، هر بار که شما چیزی را تکرار می‌کنید و آن را درست می‌کنید، آن اطلاعات یک پله بالاتر می‌رود. در این نرم افزار می‌بینید که مرحله تکرار هم بعد از پایان درس و هم در روزها و هفته‌های آینده انجام می‌شود.

مطلب مرتبط: ۶ فایده مهم زبان آموزی برای کودکان

راهکارهایی برای یادگیری یک زبان جدید

۱.وقتی در مسیر رفت و آمد هستید زبان جدیدتان را هم یاد بگیرید

برای خودتان مشخص کنید که کجا وقت کمتر و کجا وقت بیشتری دارید. به این ترتیب می‌توانید درس‌های خود را مطابق با این وضعیت انتخاب کنید. درس‌های نرم افزار Babbel به گونه‌ای طراحی شده است که به خوبی برای زمان هایی که منتظر یا حتی در رفت و آمد هستید مناسب هستند. بسیاری از کاربران این برنامه را کارمندان تشکیل می‌دهند. آنها همزمان با استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی و به خصوص در مسیر رفت و برگشت از کار از این نرم افزار هم استفاده می‌کنند. این کار بهترین روش برای استفاده از زمانی طولانی و خسته‌کننده است.

۲. الگوی یادگیری مناسب خود را پیدا کنید

زبان آموزان می‌توانند روش مطالعه خود را با توجه به نوع شخصیتی که دارند انتخاب کنند. بطور کلی دو نوع زبان آموز وجود دارد: آن هایی که به کارهای روزانه و داشتن برنامه‌ای مشخص و منظم علاقمند هستند و کسانی که به کارهای روزانه مشخص علاقه‌ای ندارند. گروه اول می‌توانند برنامه کارهای روزانه مشخصی برای خود تهیه کنند. برای مثال دو مرتبه تکرار درس‌های قدیمی و یک درس جدید و این برنامه را اجرا کنند. گروه دوم به برنامه روزانه مشخص علاقه‌ای ندارند. این افراد می‌توانند برخی از روزهای خود را فقط به تکرار اختصاص بدهند و برخی روزها را هم به یادگیری درس‌های جدید یا هرچیزی که خودشان ترجیح می‌دهند.

مطلب مرتبط: ۳ ویژگی مهم زبان آموزان موفق را بدانید

۳. تمرین کنید و اعتماد به نفس خود را بالا ببرید

یک روز در هفته زبانی که یاد گرفته‌اید را در زندگی واقعی به کار ببرید. اگر رستورانی اسپانیایی در نزدیکی محل زندگی شما قرار دارد، به آنها به زبان اسپانیایی سلام بدهید یا غذاهای خود را به زبان اسپانیایی سفارش بدهید. اگر چنین رستورانی در نزدیکی شما وجود ندارد، از اینترنت استفاده کنید. می‌توانید متنی را به زبان اسپانیایی بخوانید، به پادکستی اسپانیایی گوش بدهید یا یک گروه آنلاین پیدا کنید و با دیگران به زبان اسپانیایی معاشرت کنید. استفاده عملی از اطلاعاتی که یاد گرفته‌اید بهترین راه برای وارد کردن آنها به حافظه بلند مدت است.

اگر هدف شما استفاده از زبان در زندگی واقعی است، پس راهی به جز به کار بردن آنچه یاد گرفته‌اید ندارید.

۴. یادگیری روزانه را به یکی از عادت‌های خود تبدیل کنید

مهم‌ترین کار این است که کاری را هر روز تکرار کنید. حتی اگر کاری را روزی ۱۰ دقیقه انجام دهید بهتر از انجام ندادن آن است زیرا به این ترتیب ارتباطات مغزی را به وجود می‌آورید. درحالیکه اختصاص دادن ۱۵ دقیقه زمان برای یادگیری و مرور روزانه باید هدف از یادگیری زبان باشد، اما تمرین روزانه کلید کسب مهارت در زبان جدید است. با تداوم استفاده از این روش می‌توانید در زمان کوتاهی به زبان جدید خود صحبت کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- فاطمه یحیی

منبع:babbel

۴ راهکار که با صرف روزانه ۱۵ دقیقه یک زبان جدید را یاد بگیریم


نوشته ۴ راهکار که با صرف روزانه ۱۵ دقیقه یک زبان جدید را یاد بگیریم اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

انگلیسی در سفر: ۵۶ جمله و اصطلاح ضروری انگلیسی برای سفر

اگر می‌خواهید انگلیسی را به راحتی صحبت کنید، باید محیط اطراف خودتان را پر کنید از مطالب و فیلم و موسیقی و کتاب انگلیسی. دانستن زبان انگلیسی در سفر به هر کشوری در هر قاره از جهان که سفر کرده باشید می تواند مشکلات ما را مرتفع کند و باعث برقراری ارتباط تان با اطرافیان شود. در این نوشتار با ما همراه باشید تا ۵۶ جمله و اصطلاح ضروری انگلیسی برای سفر را بدانید.

انگلیسی در سفر

مهاجرت کردن به یک کشور خارجی واقعا یکی از بهترین راه‌های یادگیری زبان است – و عده‌ی بسیاری معتقدند تنها راه یادگیری همین است.

خوشبختانه، انگلیسی در همه‌ جای دنیا هست. شما تقریبا می‌توانید به هر جایی سفر کنید و شانس آن را داشته باشید که زبان انگلیسی خود را تقویت کنید.

انگلیسی سومین بزرگترین جمعیت گویشوران بومی را در جهان دارد که بعد از زبان‌های ماندارین (چینی) و اسپانیایی قرار می‌گیرد. هرچند بسیاری از آدم‌ها انگلیسی زبان مادری‌شان است، اما بیشتر به عنوان زبان سوم رواج دارد. از آن‌جایی که این زبان به زبانی مهم برای رسانه، سیاست بین‌الملل و کسب و کار تبدیل شده است، برآورد می‌شود که در کل رایج‌ترین زبانی باشد که در جهان صحبت می‌شود.

این حرف چه ربطی به سفر و مسافرت پیدا می‌کند؟ این امر یعنی این که شما، به عنوان مسافری که انگلیسی صحبت می‌کند، این فرصت را دارید به جاهای مختلفی در جهان سفر کنید و زبان انگلیسی خود را تقویت کنید! اما، هنگام سفر وقتی به یک انگلیسی زبان برخورد می‌کنید به او چه می‌گویید؟

با ما همراه باشید تا ۵۶ اصطلاحات و جملات رایج و پر کاربرد زبان انگلیسی را که در سفر به خارج از کشور کمک زیادی به شما خواهند کرد معرفی کنیم!

الف. سلام و احوال پرسی

برای زبان آموزان انگلیسی سلام و احوالپرسی (چیزهایی که در شروع یک مکالمه می‌گویید و استفاده می‌کنید) به نظر راحت و بی‌دردسر به نظر می‌رسند. اما، آن‌ها برای شروع مکالمه‌ها واقعا ضروری هستند. وقتی به یک کشور انگلیسی زبان سفر می‌کنید لازم است که سلام و احوالپرسی خوبی انجام دهید تا برداشت خوبی از شما بشود و منظورتان را بهتر بفهمند. حالا رایج‌ترین شیوه‌های سلام و احوالپرسی یا همان شروع مکالمه را با هم بررسی می‌کنیم.

۱. Good morning (صبح بخیر)

این عبارت به عنوان احوالپرسی رایج و استاندارد اوایل صبح برای انگلیسی زبان‌ها به حساب می‌آید. این عبارتی خیلی رسمی نیست، اما فرد صحبت کننده وقتی با سایرین و کسانی که آن‌ها را نمی‌شناسد یا افراد بالادست (معلم، پلیس، شخصیت مهم) شروع به مکالمه می‌کند قطعا باید از آن استفاده کند. باید افزود که این عبارت فقط تا راس ساعت 12:00 ظهر استفاده می‌شود. اگر بعد از ظهر از آن استفاده کنید متوجه نگاه استهزاآمیزی از سوی دیگران خواهید شد.

۲. Good afternoon (بعد از ظهر بخیر/عصر بخیر)

پس، اشتباه کردید و بعد از ساعت ۱۲ ظهر good morning گفتید؟! عبارتی که باید استفاده می‌کردید Good afternoon است، و هرچند تفاوت بین عصر (afternoon) و غروب (evening) کمی گنگ است، اما می‌توانید از این عبارت تا ساعت ۵ بعد از ظهر استفاده کنید.

۳. Good evening (غروب بخیر/ شب بخیر)

غروب/شب معمولا بین ساعت ۵ تا ۱۰ بعدازظهر اتفاق می‌افتد، که بعضی‌ها می‌گویند حتی تا لحظه‌ی خوابیدن هم می‌شود از آن استفاده کرد. در بعضی از موارد این عبارت برای دوره‌ی زمانی بعد از شام استفاده می‌شود.

۴. Hello / Hi / Hey (درود، سلام علیکم، سلام)

نمی‌خواهید نگران این باشید که چه وقتی از روز است؟ می‌توانید از این عبارت‌ها استفاده کنید. Hello بالاترین میزان رسمیت را دارد و باید برای کسانی که نمی‌شناسید یا در موقعیت‌های رسمی از آن استفاده کنید. Hi کمی رسمیت پایین‌تری دارد، اما از آن برای افراد صاحب منصب و مقام نباید استفاده کنیم. Hey فقط باید در هنگام گفتگو با دوستان و اعضای خانواده استفاده شود.

۵. How are you? / How is it going? (حال شما چطور است؟ / احوال شما؟)

این پرسش معمولا بعد از سلام کردن که در قسمت قبل توضیح داده شد می‌آید، و برای پرسیدن حال افراد از آن‌ استفاده می‌شود. هرچند شخص گوینده سوال می‌پرسد اما معمولا زیاد وارد جزئیات شدن وجه‌ی خوبی ندارد. عموما فقط گفتن « good» (خوبم) یا « not so good » (خیلی خوب نیستم) در پاسخ به این سوالات کفایت می‌کند.

ب. در فرودگاه

وقتی به یک کشور انگلیسی زبان می‌روید، اولین برخورد شما با زبان انگلیسی و استفاده از آن احتمالا در فرودگاه خواهد بود. برای همین بهتر است هنگام ورود به فرودگاه و انجام کارهای پرواز و ورود به داخل شهر اصطلاحات زیر را بدانید خوب است.

۶. ——————I would like (لطفا …. می‌خواهم)

این عبارت روشی استاندارد و مودبانه برای گفتن خواسته‌تان یا درخواست چیزی (کاری) است. به عنوان مثال، اگر تشنه هستید می‌توانید بگوید « I would like some water »  (لطفا کمی آب خوردن می‌خواهم).

۷. What time is my flight? (پرواز من در چه ساعتی است؟)

فرودگاه‌ها لزوما همیشه زمان و برنامه‌ی سفر را خوب به اطلاع آدم نمی‌رسانند، اما این پرسش می‌تواند شما را مطمئن کند که پروازتان را از دست ندهید و به مقصد انگلیسی زبان خود برسید.

۸. What airline am I flying? (پرواز من مال چه خط هواپیمایی است؟)

خط هواپیمایی شرکتی است که مالک هواپیمایی است که شما با آن پرواز می‌کنید.

۹. Where is my gate? (از کدام گیت (ورودی) باید عبور کنم؟)

گیت (ورودی) نقطه‌ی ورود شما به هواپیما است، و جایی است که قبل از سوار شدن به هواپیما در آنجا منتظر می‌مانید.

۱۰. Where is the restroom? (سرویس بهداشتی کجاست؟)

Restroom مکانی است که در آن آبی به دست و صورت خود می‌زنید و از توالت استفاده می‌کنید. این عبارت انواع مختلفی دارد، و کشورها این مکان را با نام‌های مختلفی می‌نامند مانند: bathroom، washroom یا toilets.

۱۱. How much does the magazine cost? (قیمت این مجله چقدر است؟)

چه کسی هست که دلش بخواهد بدون سرگرمی سفر کند؟ با پرسیدن قیمت یک magazine (نشریه‌ای کتاب مانند حاوی مقالات کوتاه)، می‌توانید میزان پولی را که باید بابت آن بپردازید متوجه شوید. شما می‌توانید واژه‌ی magazine را با سایر واژگان برای اقلامی که ممکن است دوست داشته باشید بخرید عوض کنید: water bottle (آب معدنی)، snack (اسنک)، یا book (کتاب).

پ. داخل هواپیما

خب پس وارد فرودگاه شده‌اید و حالا درون هواپیما هستید. عبارت‌های زیر را از بر کنید تا پرواز خوبی داشته باشید.

۱۲. Are meals included? (آیا غذا هم جزو سرویس‌ّهای شما هست؟)

یک meal مجموعا غذایی است که در یک وعده سرو می‌شود. همه‌ی خطوط هواپیمایی غذا سرو نمی‌کنند، پس بهتر است بپرسید آیا در پرواز به شما غذا هم می‌دهند یا خیر.

۱۳. May I have something to eat/drink? (ممکن است لطفا چیزی برای خوردن/نوشیدن به من بدهید؟)

غذا جزو سرویس‌های خدماتی‌تان نیست؟ پس از این عبارت استفاده کنید تا لااقل کمی خوراکی یا نوشیدنی به شما بدهند.

۱۴. May I purchase headphones? (ممکن است یک هدفون بخرم لطفا؟)

اگر هدفون همراه نداشته باشید تلویزیون داخل هواپیما به چه دردتان می‌خورد؟ از مهماندار (flight attendant) بپرسید که آیا می‌توانید از آن‌ها هدفون خریداری کنید.

۱۵. What time is it? (ساعت چند است؟)

این سوالی استاندارد برای آن است که بفهمید در چه ساعتی از روز هستید. وقتی به مناطق زمانی مختلف سفر می‌کنید پرسیدن این سوال مفید است.

ت. در بخش پذیرش

بعد از فرودگاه و هواپیما استرس زا ترین تجربه‌ی مسافران این است: پذیرش. این قسمتی از سفر است که در آن بعد از ورود به یک کشور به افسر مربوطه پاسخ می‌دهید که قصدتان از مسافرت به کشور آن‌ها چیست. اما استرس نداشته باشید! این عبارت‌ها که در ادامه می‌آیند به شما کمک خواهند کرد.

۱۶. I have a connecting flight (پرواز غیر مستقیم دارم‌ [از اینجا عازم کشور دیگری هستم])

اگر شما به کشوری وارد شده‌اید که نمی‌خواهید در آن بمانید، و از آنجا سوار هواپیما می‌شوید و به کشور دیگری عزیمت می‌کنید از این عبارت استفاده می‌کنید.

۱۷. I am traveling for leisure (سفر من سیاحتی است)

اگر برای سیاحت یا تعطیلات مسافرت کرده‌اید از این عبارت استفاده کنید تا افسر مسئول هم در جریان قرار بگیرد.

۱۸. I am traveling for work (سفر من کاری است)

اگر از طرف شرکت سفر می‌کنید یا سفرتان در زمینه‌ی کسب و کار است، این عبارت مفهوم مذکور را به افسر مسئول انتقال خواهد داد.

۱۹. I will be here for ___ days (من به مدت …….. روز در اینجا خواهم بود)

در جای خالی عدد روزهایی را که در مقصد انگلیسی زبان خواهید بود وارد کنید.

۲۰. I am visiting family (آمده‌ام به خانواده‌ام سر بزنم)‌

اگر از اعضای خانواده‌تان کسی در کشور مقصد هست، افسر مسئول می‌خواهد که این را بداند. اگر از شما خواست حتما به او نام و آدرس خانواده‌تان را بگویید.

۲۱. ——————I am staying at (من در ………. می‌مانم)

افسر پذیرش ممکن است از شما بپرسد در آن کشور شب را کجا می‌گذرانید. اسم هتل‌تان را از قبل حفظ کنید تا به او بگویید.

ث. رسیدن به مقصدتان

بعد از طی مراحل قبل مسافرت شما به قسمت واقعا جالبی می‌رسد: مقصدتان (مکانی که از آن بازدید می‌کنید). این عبارت‌های رایج به شما کمک خواهند کرد خوب همه جا را بگردید و بازدید کنید.

۲۲. Do you have a map? (آیا شما نقشه دارید؟)

استفاده از نقشه (راهنمای کشور مقصد) قطعا به شما کمک خواهد کرد مکان‌هایی را در اطراف‌تان پیدا کنید مثل رستوران، جاذبه‌های گردشگری و حتی هتل‌تان را.

۲۳. Where is the currency exchange? (صرافی کجا است؟)

صرافی مکانی است که در آن پولی را که در کشور خودتان استفاده می‌کردید با پول کشور مقصد تعویض می‌کنید.

۲۴. Where is the bus stop? (ایستگاه اتوبوس کجاست؟)

اگر بخواهید راه ارزانی برای گشت و گذار در مقصدتان پیدا کنید پیدا کردن ایستگاه اتوبوس گزینه‌ی کاملا مناسبی است. با پرسیدن « where is this bus going? » (این اتوبوس به کجا می‌رود؟) نیز می‌تواند در پی بردن به اینکه آیا مسیر را درست می‌روید یا نه به شما کمک کند.

۲۵. Where can I find a taxi? (کجا می‌توانم تاکسی بگیرم؟)

اتوبوس نیست؟ مشکلی نیست: تاکسی بگیرید. در بعضی از کشورها به آن « cab» نیز می‌گویند.

۲۶. ————I would like to go to  (می‌خواهم به ……. بروم)

جای خالی را با مکانی که می‌خواهید به آنجا بروید پر کنید، و آن وقت مسیر را پیدا خواهید کرد.

۲۷. Do you know where this hotel is? (آیا می‌دانید این هتل در کجا قرار دارد؟)

اگر گم شدید، همیشه سعی کنید راه بازگشت‌تان را به هتل با پرسیدن سوال فوق پیدا کنید.

۲۸. I don’t understand (من متوجه نمی‌شوم)

این عبارت به گویشوران انگلیسی بومی کمک می‌کند بفهمند که انگلیسی زبان اول شما نیست. می‌توان همچنین از عبارت‌های دیگری نیز استفاده کنید: « I don’t speak English very well» (من انگلیسی را خوب صحبت نمی‌کنم)، و اگر همچنان دچار مشکل بودید به آن‌ها بگویید « please speak slowly» (یعنی لطفا آرام‌تر صحبت کنید).

ج. در هتل

جدای از پرواز، مهمترین چیز بعدی هنگام مسافرت به خارج مسئله‌ی اسکان‌تان است، و اگر در هتل قرار است بمانید، و نه در خانه‌ی دوستان یا خانواده، عبارات و اصطلاحات زیر به کارتان خواهد آمد.

۲۹. Does the room have a bathroom? (آیا اتاق سرویس بهداشتی دارد؟)

همان طور که قبلا اشاره شد، bathroom نام دیگری برای restroom  (مستراح) است که (washroom و toilets) هم نامیده می‌شود. و همیشه خوب است که بدانید آیا اتاق‌تان سرویس بهداشتی اختصاصی دارد یا اشتراکی است.

۳۰. How many beds are in the room? (اتاق من چند تختخواب دارد؟)

این سوال همچنین به شما کمک خواهد کرد بدانید که آیا برای خوابیدن در هتل محل اقامت‌تان و در اتاق شما جا به اندازه‌ی کافی برای خوابیدن مسافران هست یا نه.

۳۱. I would like two double beds, please (من اتاق دو تخته می‌خواهم لطفا)

دو نفر می‌توانند روی یک تخت دو نفره بخوابند، اما گاهی یک نفر فقط زمانی تخت دو نفره می‌خواهد که به فضای بیشتری برای خوابیدن نیاز داشته باشد.

۳۲. What floor am I on? (اتاق من در کدام طبقه واقع شده است؟)

Floor در این عبارت به موقعیت قرار گرفتن اتاق شما در طبقات هتل بر می‌گردد.

۳۳. I would like one queen bed, please (اتاقی با یک تخت دو نفره می‌خواهم)

queen bed تختی است که دو نفر می‌توانند در کنار هم به راحتی روی آن بخوابند.

۳۴. Where are the elevators? (آسانسور در کجا قرار دارد؟)

در صورتی که اتاق تان در طبقات بالا واقع شده است، ممکن است به استفاده از آسانسور نیاز داشته باشید تا به شما در رسیدن به اتاق‌تان کمک کند.

۳۵. How do I access the Internet? (دسترسی من به اینترنت چگونه است؟)‌

بعضی هتل‌ها ممکن است WiFi (اینترنت بی‌سیم) داشته باشند، و اگر شما بخواهید از آن استفاده کنید، باید نحوه‌ی دسترسی به آن را سوال کنید. همچنین می توانید این سوال را بپرسید « what is the password for the WiFi» (گذرواژه‌ی وای‌فای شما چیست؟).

۳۶. Is there free breakfast? آیا صبحانه رایگان است؟

بعضی از هتل‌ها در هزینه‌ی دریافتی خود از شما صبحانه‌ی مختصری را نیز به صورت رایگان می‌گنجانند. از مسئول پذیرش در اینباره بپرسید.

۳۷. My room needs towels (من در اتاقم به حوله احتیاج دارم)

اکثر اوقات، مسئولان تمیزکاری اتاق چک می‌کنند که همه‌ی چیزهای مورد نیاز را در اتاق‌تان داشته باشید. اگر فراموش کرده بودند، از آن‌ها بخواهید به شما towels (حوله) یا bed sheets (ملحفه) یا toilet paper (دستمال توالت) بدهند.

۳۸. My room is messy, and I would like it clean (اتاق من به هم ریخته است، و لازم است مرتب شود)

اگر اتاق‌تان تمیز نبود، اصلا تردید نکنید و از آن‌ها بخواهید که مجددا آن را تمیز کنند.

۳۹. How do I call for room service? (اگر چیزی خواستم چگونه تماس بگیرم؟)

Room service یعنی کسی بیاید و برای شما خوراکی یا نوشیدنی به اتاق‌تان بیاورد.

۴۰. How do I call down to the front desk? (چگونه با پذیرش تماس بگیرم؟)

front desk واژه‌ی دیگری برای reception desk (میز پذیرش) است. اکثر آن‌ها شبانه‌روزی مشغول فعالیت هستند، و اگر چیزی لازم داشته باشید بهتر است ابتدا با این افراد تماس بگیرید.

چ. دور و اطراف شهر

واژگان استفاده شده برای فرودگاه و هتل‌تان خوب هستند، اما وقتی به بازدید از یک مکان جدید می‌روید چطور؟ عبارت‌های زیر را هنگام گشت و گذار در شهر می‌توانید استفاده کنید.

۴۱. Where can I find a grocery store? (کجا می‌توانم یک خواربار فروشی پیدا کنم؟)

خواربار فروشی در واقع مکانی است که اگر دوست نداشته باشید در رستوران غذا بخورید می‌توانید از آن خوراکی بخرید.

۴۲. Where is the hospital? (بیمارستان کجاست؟)

اگر شما یا یکی از همراهان‌تان بیمار شوید یا آسیب ببینید به بیمارستان احتیاج پیدا خواهید کرد.

۴۳. Where can I find a restaurant? (کجا می‌توانم یک رستوران پیدا کنم؟)

آیا از درست کردن غذا خسته شده‌اید؟ پس رفتن به رستوران برای امتحان کردن غذاهای محلی یکی از بهترین راه‌ها است.

۴۴. Where is the bank? (بانک کجاست؟)

اگر پول‌تان تمام شد، ممکن است برای پول گرفتن به بانک نیاز داشته باشید پس این جمله را به خاطر بسپارید.

۴۵. ————-How do you get to ? (چطور به ………. بروم؟)

استفاده از این عبارت به شما کمک خواهد کرد نحوه‌ی رفتن به مکان مورد نظرتان را بفهمید.

۴۶. ————-How far is it to ? (از ……………. چقدر فاصله دارد؟)

این عبارت به شما کمک خواهد کرد بفهمید آیا مکان مورد نظرتان به شما نزدیک است که پیاده بروید یا دور است که تاکسی بگیرید یا سوار اتوبوس شوید.

مسیرها و جهت‌ها: وقتی در مورد مسیرها سوال بپرسید، آدم‌ها از عبارت‌های زیر برای کمک به شما جهت رسیدن به مکان مورد نظرتان استفاده خواهند کرد.

– It’s to the right سمت راست شما قرار دارد.

– It’s to the left سمت چپ شما قرار دارد.

– It’s straight ahead مستقیم بروید

– It’s at the corner سر نبش است

– It’s two blocks ahead دو بلوک (یا … بلوک) جلوتر است.

ح. در یک رستوران

بعد از گشت و گذار در شهر، غذا خوردن همیشه استراحتی عالی به نظر می‌رسد. عبارت‌های زیر را که بیشتر در رستوران‌ها استفاده می‌شوند به خاطر بسپارید.

۴۷. A table for two/four (یک میز دو/چهار نفره)

تعداد مشخص شده در این عبارت نشان دهنده‌ی تعداد نفراتی است که قرار است با شما در رستوران غذا بخورند.

۴۸. ————–I would like to drink (مایلم ….. بنوشم)‌

این جمله را با نام نوشیدنی که مد نظرتان هست کامل کنید و عطش و تشنگی خود را فرو بنشانید. گزینه‌های پیش روی شما آب معدنی، نوشابه‌، ماء الشعیر و … هستند.

۴۹. May I see a menu? (می‌توانم منو را ببینم؟)

منو به شما کمک می‌کند در مورد چیزی که می‌خواهید بخورید تصمیم بگیرید.

۵۰. ————-I would like to order  (می‌خواهم …….. سفارش بدهم)

جای خالی را با چیزی که مد نظرتان است پر کنید یا با یکی از موارد زیر:

– I’ll have soup می‌خواهم سوپ بخورم

– I’ll have a salad یک سالاد می‌خواهم

– I’ll have a hamburger لطفا یک ساندویچ همبرگر به من بدهید

– I’ll have chicken گوشت مرغ می‌خواهم

۵۱. I’ll have an appetizer (می‌خواهم پیش غذا بخورم)

پیش غذا، وعده‌ی کوچکی است که قبل از غذای اصلی خورده می‌شود.

۵۲. I would like dessert (دسر می‌خواهم)

دسر خوراکی شیرینی است که بعد از غذای اصلی خورده می‌شود.

۵۳. May I have the bill? (لطفا صورتحساب من را می‌دهید؟)

Bill (صورتحساب) نشان می‌دهد که بابت غذایی که می‌خورید باید چقدر پرداخت کنید. حتما این را بپرسید. در بعضی از رستوران‌ها گارسون‌ها صورتحساب را تا شما از آن‌ها نخواهید سر میز نمی آورند.

خ. مشکلات عمومی و رایج

حتی اگر برنامه‌ریزی دقیق داشته باشید و این اصطلاحات را هم بدانید، ممکن است با مشکلاتی مواجه شوید. در اینجا بعضی از کاربردی‌ترین عبارت‌هایی که به شما هنگام وقوع حادثه‌ای بد کمک می‌کنند آورده می‌شود:

۵۴. I have lost my passport (پاسپورتم را گم کرده ام)

اگر پاسپورت‌تان را گم کرده اید، لازم است سفارت کشورتان را در آن مقصدی که هستید پیدا کنید. از این عبارت استفاده کنید و جای خالی را با نام کشورتان پر کنید: —————where is the embassy for ? (سفارت ………. کجا است؟)

۵۵. Someone stole my money (پول مرا دزدیده‌اند)

اگر کسی پول شما یا وسیله‌ای دیگر را از شما دزدید، لازم است به پلیس خبر بدهید. در ایالات متحده می‌توانید 911 را شماره‌گیری کنید.

۵۶. Help! (کمک!)

اگر اتفاق بدی داشت برای‌تان می‌افتاد، این واژه را فریاد بزنید تا توجه مردم به شما جلب شود و بتوانید از کمک آن ها استفاده کنید.

امیدواریم، هیچ وقت به این عبارات اضطراری نیاز پیدا نکنید. اما به هر حال بهتر است که از قبل آمادگی آن را داشته باشید!

سفر خوبی را برای‌تان آرزومندیم.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: fluentu

انگلیسی در سفر: ۵۶ جمله و اصطلاح ضروری انگلیسی برای سفر


نوشته انگلیسی در سفر: ۵۶ جمله و اصطلاح ضروری انگلیسی برای سفر اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.