فواید بازی های کامپیوتری: ۱۰ فایده روانشناختی بازی های ویدئویی

بازی های کامپیوتری بازی‌ های الکترونیکی سرگرم کننده‌ای هستند که شامل تعامل کاربری دو سویه برای ایجاد بازخورد بین کاربر و ابزار بازی مثلا از طریق تلویزیون، نمایشگر کامپیوتر یا گوشی‌های هوشمند می‌شوند. متاسفانه، بازی های کامپیوتری را اکثرا از منظری منفی می‌نگرند و توصیف می‌کنند. بازی‌ های ویدئویی را اعتیاد آور، وقت تلف کن و انرژی‌بر قلمداد می‌کنند. به رغم آن‌که اکثر آدم‌ها ممکن است فکر کنند بازی ویدئویی اساسا یک سرگرمی یا تفریح است، اما پژوهش‌های نوین چنین تحلیل کرده‌اند که افراد می‌توانند از طریق انجام این بازی‌ ها فوائدی کسب کنند از جمله در زمینه‌ی مالی و شناختی. در اینجا، ما قصد داریم کمی بیشتر به بحث درباره فواید بازی های کامپیوتری برای قدرت درک و شناخت آدم‌ها بپردازیم.

فواید بازی های کامپیوتری

مقدمه ای بر بازی های کامپیوتری

بازی های ویدئویی در پلتفرم‌های مختلفی موجود هستند مانند کنسول‌ها، دستگاه همراه (رایانه همراه)، رایانه‌های شخصی (پی‌سی)، آرکید، مرورگر وب، گوشی‌ موبایل، بلاکچین، و همچنین واقعیت مجازی. هر یک از آن‌ها رابط و فضای کاربری متفاوت و در عین حال مشخصی دارند. در ضمن، درست مثل فیلم‌های سینمایی و موسیقی، بازی های ویدئویی را نیز می‌توان به ژانرهای مختلف دسته بندی کرد مثل نقش آفرینی، آرکید، مسابقه‌ای، اکشن، ماجرایی، ورزشی، راهبردی، ترسناک،  و …

سه دسته‌بندی عمده و اصلی برای بازی‌ های ویدئویی وجود دارد: بازی‌های جدی، بازی‌های آموزشی تعلیمی، و نهایتا بازی‌های نامرتب. بازی‌های جدی هدف‌شان بیان اطلاعات زندگی واقعی یا آموختن تجربه به شخص انجام دهنده‌ی بازی است، مثل شبیه‌سازهای پرواز. بازی‌های آموزشی تعلیمی راهی سرگرم کننده و تعاملی برای آموزش به کاربر فراهم می‌آورند، در حالی که بازی های نامرتب سهولت دسترسی، گیم پلی، و قواعد و مقررات آسان و قابل درک دارند، مثل بازی های جور کردن، چیزهای پنهان و پازلی.

فواید بازی های کامپیوتری

۱. هماهنگی را بهبود می‌بخشد

شخص انجام دهنده‌ بازی ویدئویی به مهارت‌های حرکتی، شنیداری، بصری و توجهی بین گجت و نمایشگر نیاز دارد. هر اتفاقی بر روی صفحه‌ی نمایشگر رخ بدهد مهارت حرکتی ما را ورزیده می کند و باعث چابکی بیشتر ما در واکنش به آنچه می‌شود که در بازی اتفاق می‌افتد.

مطلب مرتبط:‌درمان اعتیاد به بازی های کامپیوتری: ۲۰ روش ترک اعتیاد به بازی های رایانه ای

۲. مهارت حل مسئله را نیز بهبود می‌بخشد

هر بازی ویدئویی قواعد و طرح مختص به خود را دارد. این امر بازی کننده را ملزم به حل مسئله در اثنای دنبال کردن قواعد می‌کند، و همچنین او را وادار به فکر کردن درباره‌ی استراتژی‌هایی می‌کند که با جلوتر رفتن فرد بازی کننده به مراحل بعدی بازی می‌توان انجام داد.

فواید بازی های کامپیوتری ۳: حافظه را تقویت می‌کنند

در ادامه‌ی مباحث فوق، باید گفت که قواعد و اهداف درون یک بازی ویدئویی ارائه می‌شوند. قطعا، آن‌ها در مراحل اولیه‌ی بازی مطرح می‌شوند. همین که بازی کننده در بازی پیش می‌رود، همچنان به یادآوری آن قواعد برای موفقیت در تکمیل بازی نیاز خواهد داشت.

۴. توجه و تمرکز را تقویت می‌کنند

بازی‌های مبارزه‌ای مثلا بازی اکشن می‌تواند و توجه و تمرکز شخص بازی کننده را در طول زمان بازی به خود معطوف کند. این به خاطر آن است که اگر بازی کننده فقط یکی از جزئیات ریز را از دست بدهد، احتمالا کل بازی را خواهد باخت.

مطلب مرتبط: فواید بازی: ۳۶ فایده بازی کردن برای کودکان و بزرگسالان

فواید بازی های کامپیوتری ۵: یک ابزار یادگیری هستند

بازی های ویدئویی، سوای سرگرم کننده بودن، می توانند به عنوان ابزار یادگیری استفاده شوند، درست مثل بازی‌های ویدئویی آموزشی تعلیمی. بازی های ویدئویی آموزشی تعلیمی تجربه‌ی یادگیری سرگرم کننده‌ای برای شخص بازی کننده فراهم می‌آورند به ویژه اگر برای کاربر یادگیری به شیوه‌های مرسوم امری دشوار باشد.

فواید بازی های کامپیوتری ۶: سرعت مغز را زیاد می‌کند

در طول انجام بازی، مغز به لحاظ شنیداری و دیداری تحریک می‌شود. این تحریکات تضمین می‌کند که مغز برای تفسیر آن‌ها مدام در حال کار کردن است. پژوهش‌های انجام شده به این نتیجه دست یافته‌اند که گیم‌بازهای حرفه‌ای می‌توانند این تحریکات را بسیار سریعتر از کسانی که گیم بازی نمی‌کنند پردازش کنند.

۷.  عامل و انگیزه‌ای برای عملکرد چند تکلیفی هستند

بازی های ویدئویی در ارگان های مختلف مانند مغز، دست‌ها، چشم‌ها و گوش‌ها عملکرد چند تکلیفی را تقویت می‌کنند. این امر تضمین می‌کند شخص بازی کننده قادر است مطابق جریان بازی خودش را هماهنگ کند و واکنش نشان بدهد.

۸.  مهارت‌های اجتماعی را درگیر می‌کنند

این فایده‌ی بازی های ویدئویی برای سلامتی مثل فایده دومینو بازی کردن برای سلامتی است. بعضی از بازی‌ های ویدئویی خاص، به ویژه چند نفره‌ها مستلزم ارتباطات و تعاملات متعدد بین کاربران و بازی کنندگان است. این امر به بازی کننده‌ها اجازه می‌دهد در عالم بازی و زندگی واقعی روابط و آشنایی‌های خود را ارتقاء دهند و این امر قطعا به دورهمی‌های بیشتر با دوستان می انجامد. همان طور که همه می‌دانیم، ارتباط جنبه‌ی مهمی از زندگی انسان‌ها و موجودات اجتماعی است.

مطلب مرتبط: نحوه گرفتن فال تاروت با ورق های بازی

فواید بازی های کامپیوتری ۹: برای روان افراد مفید است

بازی های کامپیوتری ممکن است اعتماد به نفس و عزت نفس شخص بازی کننده را بهبود ببخشند، به ویژه اگر بازی کننده گیم‌بازی قهار یا امتیاز آور باشد. برای زندگی اجتماعی و شخصی بهتر افراد به عزت نفس مثبت نیاز دارند.

۱۰.  ذهن را آرام می‌سازد و به آن نیرویی تازه می‌بخشد

بسیاری از گیم‌بازها از واقعیت‌های جهان گریزانند، که چیز بدی نیست چون هر از چند گاهی مغز به استراحت و فراغت از علائم افسردگی، خطرات استرس برای سلامتی که یکی از آن‌ها بازی کردن است نیاز دارد.

بهبود عملکرد شناختی با استفاده از بازی های ویدئویی

همان طور که در فوق اشاره شد، بازی کردن و مشغول شدن فعالانه به بازی های کامپیوتری در واقع می‌تواند عملکرد شناختی افراد را بهبود ببخشد. یکی از حیرت انگیز‌ترین و در عین حال بزرگ‌ترین مزایای انجام بازی های ویدئویی آن است که اجازه می‌دهد در حین لذت بردن از بازی به صورت منفعل مهارت‌های مغزی‌مان را بهتر کنیم و بهبود ببخشیم! اما، برای بیشینه کردن خلاقیت و ابتکار مغز از طریق انجام بازی های ویدئویی باید قانون ۲۰/۸۰ را رعایت کرد.

به عبارت دیگر مسئله‌ی اصلی این است که چگونه فرد می‌تواند بر تلاش‌هایش به طریقی تمرکز کند که به بیشترین مزیت یا اهداف دست کم در لحظه‌ی تلاش دست پیدا کند. وقتی در بافتار بازی های ویدئویی این قانون را اعمال کنیم، به معنی آن است که ۸۰٪ از فایده‌ها و مزایا‌ی بازی های ویدئویی از ۲۰٪ مدت زمان بازی به دست بیاید. بنابراین، اگر فردی علاقمند است بازی ویدئویی را به منظور بهبود عملکرد شناختی انجام دهد، پس مدیریت زمان و تلاش در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.

و سپس، راه دیگری که فرد می‌تواند مهارت های شناختی اش را با انجام بازی های ویدئویی بهبود دهد از طریق کشف و بازی کردن ژانرهای مختلف بازی های ویدئویی است. چون ژانرهای مختلف بازی‌های ویدئویی در سطوح مختلف دشواری نیازمند مهارت‌های راهبردی و تحلیلی مختلفی هستند.

مطلب مرتبط: ۱۴ مهمترین فواید سلامتی بازی کودکان در هوای آزاد

چگونه می توان مهارت های کسب شده از بازی های ویدئویی را در زندگی واقعی پیاده کرد؟

یکی از ساده‌ترین راه‌ها که فرد می‌تواند بفهمد مهارت‌های کسب شده از طریق بازی های کامپیوتری تا چه اندازه در زندگی واقعی قابل اعمال هستند تمرین مهارت ها و راهبردها در موقعیت‌های زندگی واقعی مشابه است. به عنوان مثال، اگر کسی دوست دارد بیسبال یا تنیس را با استفاده از مهارت‌های کسب شده در بازی‌های ویدئویی بازی کند، که بر مهارت‌های توجهی تاکید دارد، باید به مسیر و سرعت توپ توجه بیشتری بکند و سپس راکت یا چوب بیسبال را به نحوی بچرخاند که به فاصله‌ی مشخصی از خودش برسد.

راه دیگر برای پیاده کردن مهارت های بازی های کامپیوتری در زندگی واقعی از طریق انجام آزمایش های واکنشی (به طور مثال) است، ثبت نتایج، انجام بازی های اکشن که تاکتیک های مشابهی می‌طلبد، و انجام مجدد آزمایش واکنشی آنلاین برای اینکه بفهمیم فرد تا چه اندازه مهارت های شناختی اش را از طریق انجام بازی‌های ویدئویی افزایش داده است.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده -کامروا ابراهیمی

منبع: drhealthbenefits

فواید بازی های کامپیوتری: ۱۰ فایده روانشناختی بازی های ویدئویی


نوشته فواید بازی های کامپیوتری: ۱۰ فایده روانشناختی بازی های ویدئویی اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

درمان حملات اضطرابی: ۲۳ درمان خانگی حمله اضطرابی

امروزه، زندگی آدم‌ها‌ بسیار شلوغ‌تر و رقابتی‌تر از قبل شده است. بنابراین، اضطراب، استرس و تنش تقریبا اجتناب ناپذیرند. سایر عواملی که به این مشکل دامن می‌زنند شامل اختلال خواب، کمبود مواد مغذی، افسردگی، اختلال غدد آدرنال، اختلال تیروئید، نیکوتین و بعضی از داروهای خاص می‌شوند. در چارچوب این نوشتار، سایت بازده ۲۳ درمان خانگی طبیعی و بدون عوارض جانبی را برای درمان حملات اضطرابی به شما معرفی می‌کند.

درمان حملات اضطرابی

علائم شایع این مشکل عبارتند از ترس، دلهره، تپش قلب، بی‌قراری، سردرد، تنگی نفس، ناراحتی معده، حالت تهوع، خشکی دهان، مشکل خواب داشتن، سرگیجه و خستگی مفرط.  این درمان‌های خانگی به دقت و از منابع قابل اعتماد گرداوری شده‌اند. با این حال، قصد ما ارائه مشاوره‌ی پزشکی نیست و هدفمان فقط اطلاع رسانی است. برای کسب اطلاعات بیشتر به خواندن بقیه‌ی این مقاله ادامه دهید.

۱. ریحان مقدس  

درمان حملات اضطرابی

ریحان مقدس گیاهی است که به عنوان یک عامل آرامبخش و ضد استرس طبیعی عمل می‌کند. به علاوه، گیاهی انطباق‌پذیر است که می‌تواند واکنش طبیعی بدن به استرس فیزیکی و همچنین عاطفی را افزایش دهد. به علاوه، می‌تواند به بدن کمک کند تا عملکردی صحیح و مناسب در مدت زمان استرس از خود نشان بدهد.

مواد لازم:

– ۱۰ تا ۱۲ عدد برگ ریحان تازه

دستورالعمل:

– به سادگی، می‌توانید برگ‌های ریحان مقدس تازه را ۲ بار در روز بجوید

– برای حصول بهترین نتایج باید این روش را مرتبا انجام دهید.

۲. چای سبز

چای سبز ال-تیانین دارد، آمینو اسیدی که می‌تواند به شما کمک کند استرس را کاهش دهید، تولید آرامش کنید و همچنین با افزایش امواج مغزی آلفا هوشیاری ذهنی و تمرکزتان را افزایش دهید. به علاوه، آمینو اسید بخش مهمی از رشد اسید گاما-آمینوبیوتیک است؛ انتقال دهنده‌ی عصبی که احساس آرامش را تقویت خواهد کرد.

می‌توانید با یک فنجان چای سبز اضطراب را از خود دور نگه دارید.

مواد لازم:

-برگ‌های چای سبز – ۲ قاشق چایخوری

– آب داغ – ۱ فنجان

– آب لیمو و عسل بری طعم دهی

دستورالعمل:

– ابتدا، به یک لیوان آب جوش برگ‌های چای سبز اضافه کنید.

– بعد، روی ظرف را بپوشانید پ بگذارید به مدت حدودا ۵ دقیقه بماند

– سپس، آن را صاف کنید و چند قطره آب لیموی تازه به آن اضافه کنید و همین طور کمی عسل خام برای طعم دهی اضافه کنید.

– نهایتا می‌تواند از آن به آرامی و جرعه به جرعه بنوشید.

– بهتر است این چای را حدود ۲ تا ۳ بار در روز بنوشید تا استرس و اضطراب‌تان کاهش پیدار کند.

۳. ماساژ با استفاده از روغن

ماساژ با روغن از طریق از بین بدن مواد سمی موجود در بدن باعث آرامش و آرامسازی عمیق بدن‌تان خواهد شد. ماساژ با روغن باعث خواهد شد به لحاظ جسمی و ذهنی احساس بهتری داشته باشید.

مواد لازم:

– ۱۷۰ گرم روغن کنجد یا روغن ذرت

دستورالعمل:

– ابتدا، روغن کنجد را حرارت بدهید تا گرم (نه داغ) بشود.

– بعد، این روغن گرم را کف دستتان بریزید.

– این روغن را در تمام بدن خود از پوست سر گرفته تا نوک پا بمالید.

– باید قبل از دوش گرفتن در صبح روز بعد، با این روغن گرم بدن‌تان را ماساژ بدهید. این کار به آرامسازی شما برای انجام فعالیت‌های روزانه کمک خواهد کرد.

– اگر به خاطر اضطراب از خواب بیدار می‌شوید، می توانید این درمان را قبل از خوابیدن امتحان کنید.

– باید این فرایند را مرتبا تکرار کنید تا از دست اضطراب رهایی یابید.

۴. گل ساعتی

درمان حملات اضطرابی

یکی از روش های خانگی موثر برای درمان حملات اضطرابی گل ساعتی است. گل ساعتی می‌تواند سطح گاما آمینوبوتیریک اسید را در مغز افزایش دهد، که همین امر به درمان حملات اضطرابی و همچنین استرس و حملات هراسی کمک خواهد کرد.

مواد لازم:

– ۱ قاشق غذاخوری گل ساعتی خشک شده

– ۱ فنجان آب جوش

دستورالعمل:

– ابتدا، برای درست کردن چای، یک فنجان آب داغ تهیه کنید.

– بعد، گل ساعتی خشک شده را به آن اضافه کنید

– روی آن را بپوشانید و بگذارید به مدت حداقل ۱۰ دقیقه خیس بخورد

– بعد از آن، این چای را صاف کنید و بنوشید (تا وقتی که هنوز گرم است).

– باید هر روز یک فنجان چای گل ساعتی بنوشید تا اضطراب و استرس را کاهش دهید.

– به علاوه، این گیاه به صورت تنتور، به شکل قرص و عصاره‌ی مایع موجود است. بهتر است پیش از مصرف مکمل با پزشک‌تان مشورت کنید چون ممکن است با بعضی از داروهای خاص تداخل داشته باشد.

هشدار: زنانی که باردار یا شیرده هستند و بچه‌های کوچک نباید از این گیاه مصرف کنند.

۵. بادام

بادام سرشار از ویتامین B12 و روی است که به پیشگیری از اضطراب کمک خواهد کرد.

مواد لازم:

– ۱۰ عدد بادام

– مقداری زنجبیل

– مقداری جوز هندی

– ۱ فنجان شیر گرم

– مخلوط کن

دستورالعمل:

– ابتدا، بادام را داخل آب بریزید تا یک شب خیس بخورد و نرم شود

– صبح روز بعد پوست آن‌ها را بگیرید

– بعد، تمام مواد فوق را داخل مخلوط کن بریزید و آب آن‌ها را بگیرید

– از این آب شب‌ها و قبل از خوابیدن بنوشید.

– این آب با کاهش استرس به شما کمک خواهد کرد آرامش پیدا کنید.

– باید این فرایند را تا رسیدن به نتایج بهتر ادامه دهید.

۶. جوش شیرین

جوش شیرین با تسکین اعصاب به شما کمک خواهد کرد از اضطراب خلاص شوید:

مواد لازم:

– جوش شیرین – یک سوم فنجان

– زنجبیل – یک سوم فنجان

دستورالعمل:

– ابتدا تمام مواد فوق را داخل وان حمام بریزید

– بعد، به مدت ۱۵ دقیقه خودتان را داخل وان حمام بخیسانید

– بعد از آن که احساس راحتی پیدا کردید دوش بگیرید

– بهتر است این روش را به طور مرتب تکرار کنید تا اضطراب، استرس و تنش شما بر طرف شود.

۷. رزماری

درمان حملات اضطرابی

رزماری یکی از روشهای خانگی محبوب برای درمان حملات اضطرابی است چون حاوی اثرات آرامبخش است. به علاوه، جریان خون را تحریک خواهد کرد، عضلات دستگاه گوارشی و تنفسی را آرام می‌سازد، و اثری مثبت بر حافظه و هوشیاری دارد.

مواد لازم:

– گیاه رزماری خشک شده – ۱ تا ۲ قاشق چایخوری

– آب جوش – ۱ فنجان

دستورالعمل:

– ابتدا، گیاه رزماری خشک شده را به آب جوش اضافه کنید

– بگذارید به مدت حدودا ۱۰ دقیقه خیس بخورد

– بعد، چای را صاف کنید و از آن بنوشید

– یا می‌توانید رزماری را بو کنید تا از اثرات آرامش بخش آن بهره‌مند شوید

– باید این فرایند را هر وقت که لازم شد تکرار کنید

– می‌توانید روغن معطر رزماری را به دستگاه تولید بخار اضافه کنید یا از بخور رزماری استفاده کنید.

۸. رازیانه

این گیاه اعجاب انگیز می‌تواند اعصاب را آرام و به درمان حملات اضطرابی کمک کند. رازیانه حاوی روغن‌های فراری است که اثر اضطراب زدایی دارند. به علاوه، این گیاه علائم گوارشی را که ممکن است با اضطراب همراه باشند کاهش دهد.

دستورالعمل:

– (چند قطره) روغن معطر رازیانه را روی یک پارچه‌ی نازک بریزید و بوی آن را حدودا یک ساعت استنشاق کنید.

– باید این فرایند را هر روز چند ساعت در وقت نیاز تکرار کنید.

۹. کرفس

کرفس حاوی مقدار زیادی فولیک اسید و پتاسیم است که می‌تواند از عصبی شدن‌ شما جلوگیری کند.

مواد لازم:

– کرفس خام یا پخته ۲ فنجان

دستورالعمل:

– کرفس خام یا پخته را تهیه کنید

– این کرفس را هر روز یا هر وقت که می‌توانید با وعده‌ی غذایی روزانه‌تان مصرف کنید

– بهتر است به طور منظم به مدت ۱ تا ۲ هفته از این سبزی مصرف کنید تا جلوی اضطراب و استرس را بگیرد

– می‌توانید برای انجام این کار به جای کرفس از پیاز استفاده کنید.

۱۰. سنبل‌الطیب

سنبل‌الطیب یکی از مکمل‌های گیاهی است که خواب آور است و از این طریق اضطراب شما را کاهش می‌دهد. این گیاه همچنین به عنوان آرامبخش نیز شناخته می‌شود چون می‌تواند به بهبود کیفیت خواب کمک کند.

فرایند:

– چون بوی آن بسیار تند است، بهتر است آن را به شکل تنتور یا کپسول مصرف کنید نه به صورت چای

– هر روز عصر یک عدد کپسول بخورید. اما، باید حتما یادتان باشد که قبل از رفتن به محل کارتان این دارو را مصرف نکنید.

– به علاوه، می‌توانید این گیاه را در ترکیب با سایر داروهای گیاهی آرامبخش مانند بابونه، رازک، بادرنجبویه نیز استفاده کنید.

۱۱. بابونه

درمان حملات اضطرابی

بابونه ترکیبی دارد که می‌تواند با اتصال به گیرنده‌های مغز مانند یک دارو شما را آرام کند.

مواد لازم:

– ۲ تا ۳ قاشق چایخوری گل بابونه‌ی خشک شده

– یک فنجان آب داغ

دستورالعمل:

– ابتدا، این گل‌های خشک شده‌ی بابونه را در آب داغ بریزید

– بعد، روی آن را بپوشانید و بگذارید به مدت ۳ تا ۵ دقیقه خیس بخورد

– بعد از آن، آن را صاف کنید و می‌توانید کمی عسل و دارچین به آن اضافه کنید.

– حدودا ۱ تا ۲ بار در روز از این چای بنوشید

– اگر این چای را با آپی ژنین ۱.۲ درصد مصرف کنید بهترین نتایج را از آن خواهید گرفت.

– باید این چای بابونه را حداقل حدود ۴ هفته مصرف کنید و بعد از طی این مدت متوجه نتایج عالی آن خواهید شد.

۱۲. بادرنجبویه

بادرنجبویه، که به خانواده‌ی نعناعیان تعلق دارد، به عنوان یک تونیک اعصاب و آرامبخش ملایم عمل می‌کند. بنابراین، مدت‌ها از آن برای درمان حملات اضطرابی ، بهبود اشتها و سطح کیفیت خواب از آن استفاده شده است. می‌توانید آن را با سنبل‌الطیب، اسطوخودوس، علف گربه، چای سبز یا سایر گیاهان دارویی مخلوط کنید.

مواد لازم:

– ۱ قاشق چایخوری بادرنجبویه‌ی خشک شده

– ۱ فنجان آب داغ

دستورالعمل:

– ابتدا، بادرنجبویه‌ی خشک شده را به آب داغ اضافه کنید

– بعد، بگذارید حدود ۱۰تا۱۵ دقیقه خیس بخورد

– باید روی آن را بپوشانید تا رایحه‌ی این روغن به شکل بخار از بین نرود

– یک فنجان از این چای را قبل از خواب به مدت چند هفته بنوشید

– یادتان باشد که برای بیش از دو هفته از این چای ننوشید

۱۳. آب لیمو، زنجبیل و عسل

یکی از درمان‌های خانگی ساده برای درمان حملات اضطرابی ترکیب آب لیمو، زنجبیل و عسل است. این ترکیب می‌تواند تاثیر متعادل کننده‌ای داشته باشد و این کار را از طریق تقویت انرژی در دستگاه گوارش و کم کردن انرژی مازاد در ذهن‌تان انجام می‌دهد. به علاوه، این ترکیب مزایای منحصر به فرد خودش را دارد که به از بین بردن اضطراب کمک می‌کند. به عنوان مثال، آب لیمو فشار خون را با تقویت مویرگ‌ها کاهش می‌دهد، زنجبیل باعث تسکین معده درد می‌شود و عسل سطح قند خون را کنترل می‌کند که تمام این‌ها به درمان حملات اضطرابی و استرس کمک خواهند کرد.

مواد لازم:

– آب لیمو – ۱ قاشق چایخوری

– عسل – یک دوم قاشق چایخوری

– زنجبیل آسیاب شده – ۱ قاشق چایخوری

دستورالعمل:

– ابتدا، آب لیمو را بگیرید و با زنجبیل آسیاب شده و عسل مخلوط کنید تا یک محلول نرم از آن به دست بیاید

– بعد، از این محلول حدودا ۳ بار در روز بنوشید تا به درمان حملات اضطرابی شما کمک کند: این اتفاق با متعادل ساهتن سطح انرژی در دستگاه گوارش و کل بدن اتفاق می‌افتد.

– باید این فرایند را در وقت لزوم تکرار کنید

۱۴. پودر هل

درمان حملات اضطرابی

هل حاوی ویژگی ضد افسردگی است که به شما کمک می‌کند افسردگی و در نتیجه‌ی آن اضطراب را کاهش دهید.

مواد لازم:

– ۳ تا ۴ دانه‌ هل

– یک لیوان آب

دستورالعمل:

– ابتدا دانه‌های هل را بکوبید تا از آن پودر نرمی به دست بیاید

– بعد، یک دوم قاشق چایخوری پودر هل خرد شده را داخل یک لیوان آب بریزید

– نهایتا آن‌ها را خوب با هم مخلوط کنید

– باید هر روز از این نوشیدنی مصرف کنید و این کار به پیشگیری از اضطراب کمک خواهد کرد.

۱۵. انگور فرنگی هندی

انگور فرنگی هندی به عنوان یک ضد افسردگی عمل می‌کند که می تواند شما را از اضطراب و افسردگی رها سازد.

مواد لازم:

– ۴ تا ۵ انگور فرنگی هندی

– یک دوم قاشق چایخوری پودر جوز هندی

دستورالعمل:

– ابتدا، هسته‌های انگور فرنگی‌ها را در بیاورید

– بعد این هسته‌ها را بکوبید تا یک خمیر نرم از آن‌ها درست شود

– سپس، پودر جوز هندی را به این خمیر (۲ قاشق چایخوری) اضافه کنید.

– آن را خوب هم بزنید

– نهایتا، هر روز ۲ بار از آن مصرف کنید تا از اضطراب رهایی پیدا کنید.

۱۶. جوز هندی

در واقع، جوز هندی ادویه‌ای خوشبو است که می‌تواند آرامش را در ما افزایش دهد، با افسردگی مبارزه کند و به عنوان شل کننده‌ی عضلات عمل کند. بنابراین، این ادویه جزو یکی از درمان‌های خانگی عالی برای اضطراب، استرس، و افسردگی است. همچنین باور بر این است که جوز هندی کیفیت خواب را بهبود می‌بخشد.

خیلی راحت، فقط کافی است رایحه‌ی خوشبوی روغن جوز هندی را استنشاق کنید که می‌تواند روحیه‌ی شما را بهتر کند و خستگی ذهنی را برطرف سازد.

گزینه‌ی دیگر آن است که پودر جوز هندی (یک چهارم قاشق چایخوری) را به هر وعده‌ی غذایی‌تان اضافه کنید.

هشدار: استفاده‌ی بیش از حد جوز هندی به ویژه برای کسانی که از مشکلات روانشناختی رنج می‌برند توصیه نمی‌شود.

۱۷. قهوه

حتما به نوشیدن قهوه در هر روز صبح عادت دارید چون این کار می‌تواند از احساس بی‌قراری و پرخاشگری بکاهد و باعث شود احساس بهتری داشته باشید.

– بعضی از کارشناسان معتقدند که نوشیدن ۱ یا ۲ فنجان قهوه در روز واقعا به شما کمک می‌کند از اضطراب و افسردگی‌های خفیف خلاص شوید.

با وجود این، نباید در انجام این کار زیاده روی کنید چون می‌تواند به اضطراب و همچنین افسردگی بیشتر منجر شود.

۱۸. پرتقال

درمان حملات اضطرابی

بوی پرتقال و پوست آن می‌تواند به آرامسازی اعصاب کمک کند. به علاوه، باور بر این است که رایحه‌ی مرکبات می‌تواند به شما کمک کند با افسردگی مبارزه و سیستم ایمنی بدن‌تان را تقویت کنید.

– می‌توانید به راحتی یک پرتقال را پوست بکنید و بوی خوش آن را استشمام کنید. این کار به تقویت روحیه و خلق و خوی شما کمک خواهد کرد.

۱۹. روغن نارگیل

روغن نارگیل یکی از روشهای خانگی طبیعی برای درمان حملات اضطرابی است. می‌توانید برای بهره‌مندی از این درمان دستورالعمل زیر را اجرا کنید:

– ابتدا، روغن نارگیل را گرم کنید

– بعد، از این روغن گرم برای ماساژ دادن کل بدن به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه استفاده کنید.

– باید این فرایند را صبح‌ها قبل از حمام کردن انجام دهید تا ذهن و همچنین بدن‌تان در طول روز در آرامش بماند.

۲۰. اسطوخودوس

اسطوخودوس می‌تواند باعث آرامش شود و افسردگی را درمان کند. این گیاه حاوی اثر آرامش بخش و تسکین دهنده بر سیستم اعصاب است چون دارای اجزای زیست فعالی مانند لیناهول و لینالیل استات است.

بر اساس بعضی از مطالعه‌های انجام شده، این گیاه می‌تواند در درمان حملات اضطرابی به شما کمک کند.

مواد لازم:

– ۲ فنجان آب

– ۲ تا ۴ قطره روغن اسطوخودوس

دستورالعمل:

– ابتدا، آب را بجوشانید

– بعد، روغن معطر اسطوخودوس را به این آب جوش اضافه کنید

– نهایتا، می‌توانید جریان هوای برخاسته از آن را استنشاق کنید تا اضطراب‌تان کاهش پیدا کند.

– باید هر موقع که احساس نیاز شد این درمان را تکرار کنید.

۲۱. کاوا

در واقع، این یک مکمل گیاهی است که از ریشه‌های کاوای خشک شده تهیه می‌شود. این گیاه سال‌های سال برای درمان بسیاری از اختلالات عصبی استفاده می‌شده است چون کاوا می‌تواند به آرامسازی استرس فیزیکی و ذهنی کمک کند. این گیاه به ویژه برای درمان حملات اضطرابی استفاده می‌شود. تنها عارضه‌ی جانبی مربوط به استفاده از این گیاه خواب‌آلودگی است. ازاین رو باید هنگامی که قصد رانندگی کردن دارید از مصرف این دارو اجتناب کنید.

باید ۲ تا ۳ فنجان از این چای کاوا را برای حدود سه روز مصرف کنید تا شاهد بهبودی حیرت انگیز باشید.

۲۲. تنفس آرام و عمیق

این فرایند می‌تواند به آرام سازی وضعیت استرس‌ساز در شما کمک کند. با تنفس عمیق، بدن‌تان اکسیژن بیشتری دریافت خواهد کرد، که بر بدن و ذهن شما اثر تسکین دهنده‌ای دارد. در واقع، باید هر روز به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه نفس عمیق بکشید و این کار به پیشگیری از استرس کمک خواهد کرد. این روش می‌تواند به شما کمک کند شفاف‌تر فکر کنید و بتوانید راحت‌تر از عهده‌ی حل مشکلات روزمره برآیید.

– وقتی از تحت استرس بودن رنج می‌برید، باید در مکانی ساکت و راحت دراز بکشید یا بنشینید.

– چشمان‌تان را ببندید و از طریق بینی تا ۵ شماره به داخل نفس بکشید.

– نفس‌تان را ۵ شماره نگه دارید و سپس با ۵ شماره‌ی دیگر نفس‌تان را بیرون بدهید.

– باید ۵ تا ۶ بار یا تا زمانی که به آرامش و احساس راحتی دست پیدا می‌کنید به این کار ادامه بدهید.

۲۳. نمک اپسوم

یکی از درمان‌های خانگی مفید و موثر برای درمان حملات اضطرابی نمک اپسوم است که می‌تواند به آرامسازی شما وقتی که تحت استرس هستید کمک کند. استرس سطح منیزیم بدن را کاهش و سطح آدرنالین را افزایش می‌دهد.

نمک اپسوم مقدار زیادی منیزیم دارد، که به بهبود روحیه و همچنین افزایش سطح سروتونین در مغز کمک می‌کند. این کار به افزایش احساس آرامش، کاهش استرس و درمان حملات اضطرابی ، رفع بی‌خوابی، بی‌قراری و تپش قلب نا منظم کمک خواهد کرد.

مواد لازم:

– ۱ فنجان نمک اپسوم

– یک روغن معطر خوش رایحه – چند قطره

دستورالعمل:

– ابتدا،نمک اپسوم و روغن معطر خوشبو (به انتخاب خودتان) را درون آب گرم وان حمام بریزید

– سپس، آن را کاملا هم بزنید تا نمک اپسوم در آب حل شود

– بعد، در این آب به مدت حدودا ۲۰ دقیقه خودتان را بخیسانید

– بهتر است هر هفته ۲ یا ۳ بار از این حمام آرامش بخش استفاده کنید و از فوایدی که برای آرامسازی شما و رهایی‌تان از اضطراب و استرس دارد بهره‌مند شوید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: allremedies

درمان حملات اضطرابی: ۲۳ درمان خانگی حمله اضطرابی


 

نوشته درمان حملات اضطرابی: ۲۳ درمان خانگی حمله اضطرابی اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

انواع بیماری روانی: ۱۴ اختلال روانی که بسیار شایع است

وضعیت‌های مختلفی وجود دارند که به عنوان بیماری روانی یا اختلال روانی شناخته می‌شوند. در این نوشتار با ما همراه باشید تا با انواع بیماری روانی و ۱۴ اختلال روانی که بسیار شایع است آشنا شوید.

انواع بیماری روانی

انواع بیماری روانی

۱. اختلالات اضطراب

آدم‌های مبتلا به اختلالات اضطراب در مواجهه با برخی اشیا یا موقعیت‌های خاص با ترس و وحشت واکنش نشان می‌دهند؛ هم‌چنین، این واکنش‌ها می‌توانند شامل نشانه‌های جسمی اضطراب یا هراس، از جمله افزایش سرعت ضربان قلب و تعریق نیز باشند. اختلال اضطراب هنگامی در یک فرد تشخیص داده می‌شود که واکنش وی نسبت به یک موقعیت خاص مناسب نباشد، نتواند این واکنش را کنترل کند، یا اضطراب در کارکردهای معمول وی اختلال ایجاد کند. اختلالات اضطراب شامل اختلال اضطراب فراگیر، اختلال ترس، اختلال اضطراب اجتماعی، و فوبیاهای خاص می‌شوند.

برای مقابله با این وضعیت، علاوه بر آن‌که لازم است از افراد متخصص کمک بگیرید، باید از ۴ روش کنترل نگرانی و اضطراب نیز آگاه باشید.

۲. اختلالات خلقی

این اختلالات که با عنوان اختلالات عاطفی نیز شناخته می‌شوند، عبارت هستند از احساس اندوه مداوم یا دوره‌هایی از احساس شادی بیش از اندازه، یا نوسانات شادی شدید و اندوه شدید. شایع‌ترین اختلالات خلقی شامل افسردگی، اختلال دو قطبی، و اختلال خلق ادواری (سایکلوتایمیا) می‌شوند.

این اختلال می‌تواند زندگی فرد بیمار و آدم‌های اطراف‌اش را واقعا با مشکل مواجه کند. از این رو، لازم است بیمار و اطرافیان وی از ۱۷ روش درمان اختلال خلقی در زنان و مردان آگاهی یابند.

۳. اختلالات روان‌پریشی

اختلالات روان‌پریشی یا سایکوزیس شامل الگوهای به هم ریخته‌ی تفکر و آگاهی هستند. دو مورد از شایع‌ترین علائم اختلالات روان‌پریشی عبارت هستند از توهم – تجربه‌ی تصاویر و آواهایی که حقیقی نیستند، مانند شنیدن صداهایی که وجود خارجی ندارند – و هذیان – باورهای تثبیت شده‌ی نادرستی که فرد بیمار آن‌ها را به عنوان حقیقت می‌پذیرد؛ علی‌رغم آن‌که شواهد خلاف آن را ثابت می‌کنند. اسکیزوفرنی نمونه‌ای از اختلال روان‌پریشی است.

انواع بیماری روانی ۴: اختلالات غذایی

اختلالات غذایی شامل هیجان‌ها، نگرش‌ها، و رفتارهای شدیدی در خصوص وزن و مواد غذایی هستند. بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی، و زیاده‌روی در خوردن از جمله نمونه‌های شایع اختلالات غذایی به شمار می‌روند.

بعد از آن‌که توانستید با کمک پزشک و سایرین بر اختلالات غذایی‌تان غلبه کنید، توصیه می‌کنیم حتما مقاله‌ی ۱۵ مشهورترین و بهترین رژیم غذایی دنیا: تحلیل علمی و تاثیرات را مطالعه بفرمایید.

۵. اختلال کنترل تکانه و اعتیاد

آدم‌های مبتلا به اختلالات کنترل تکانه قادر نیستند در برابر امیال و تکانه‌ها (تحریکات) برای انجام اعمالی که می‌توانند برای آن‌ها یا دیگران مضر باشند،‌ مقاومت کنند. جنون آتش‌افروزی (پایرومانیا)، جنون دزدی (کلپتومنیا)، و قماربازی بیمارگونه از نمونه‌های اختلال کنترل تکانه هستند. الکل و مواد مخدر موارد شایع برای اعتیاد به شمار می‌روند. غالبا،‌ آدم‌های مبتلا به این اختلالات آن‌چنان درگیر موارد اعتیادشان می‌شوند که به تدریج مسئولیت‌ها و روابط‌شان را از یاد می‌برند.

با ۵ راه کمک برای درمان معتادان مواد مخدر، عزیزان‌تان را از این وضعیت ناراحتی کننده نجات دهید.

انواع بیماری روانی ۶: اختلالات شخصیت

آدم‌های مبتلا به اختلالات شخصیت خصوصیات شخصیتی شدید و انعطاف ناپذیری دارند که برای‌ خودشان بسیار ناراحت کننده هستند و / یا باعث ایجاد مشکلاتی در محل کار، مدرسه، یا روابط اجتماعی می‌شوند. به علاوه، الگوهای فکری و رفتاری فرد به شکل قابل توجهی با انتظارات اجتماعی متفاوت هستند و آن‌چنان سخت و محکم هستند که در کارکردهای معمول زندگی فرد مبتلا اختلال ایجاد می‌کنند. نمونه‌هایی از این اختلالات شامل اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت وسواسی جبری، و اختلال شخصیت پارانوئید می‌شوند.

۷. اختلال وسواس فکری – عملی

آدم‌های مبتلا به اختلال وسواس فکری – عملی گرفتار افکار و ترس‌های دائمی هستند که باعث می‌شوند به انجام برخی تشریفات و رویه‌های خاص دست بزنند. این افکار مزاحم “‌وسواس‌”‌، و این تشریفات “‌اجبار‌”‌ نامیده می‌شوند. یکی از نمونه‌های مشهور این قبیل اختلالات، می‌توان به آن‌هایی اشاره کرد که دارای ترس غیر منطقی از جرم و آلودگی هستند و دائما دست‌‌های‌شان را می‌شویند.

۸. اختلال استرسی پس از آسیب روانی

اختلال استرسی پس از آسیب روانی وضعیتی است که ممکن است بعد از وقوع یک ضربه‌ی روانی و / یا اتفاق وحشتناک از قبیل تعرض جنسی یا جسمی، مرگ ناگهانی یکی از عزیزان، یا یک فاجعه‌ی طبیعی ایجاد شود. آدم‌های مبتلا به اختلال استرسی پس از آسیب روانی غالبا دارای افکار و خاطرات ماندگار و ترسناکی از آن اتفاق هستند، و معمولا دچار کرختی هیجانی می‌شوند.

چنان‌چه یکی از عزیزان‌تان را از دست داده‌اید، و این اتفاق بر تمام جنبه‌های زندگی‌تان تاثیر منفی گذاشته است، باید به سرعت از این وضعیت خارج شوید. برای درمان سوگ و اندوه، ۶ روش کنار آمدن با غم از دست دادن عزیزان را امتحان کنید تا شاید بتوانید خودتان و سایرین را به آرامش برسانید.

علاوه بر موارد فوق، برخی انواع کم‌تر شایع بیماری روانی عبارت هستند از:

۹. سندرم واکنش استرسی (اختلالات سازگاری)

سندرم واکنش استرسی که پیش‌تر به آن اختلالات سازگاری نیز گفته می‌شد هنگامی در فرد بروز می‌کند که در واکنش به یک اتفاق یا موقعیت استرس‌زا علائمی هیجانی یا رفتاری در وی ایجاد می‌شوند. این عوامل استرس‌زا ممکن است شامل فجایع طبیعی نظیر زمین لرزه یا طوفان؛ حوادث یا بحران‌هایی نظیر تصادف خودرو یا تشخیص یک بیماری سخت؛ یا مشکلات مربوط به ارتباطات بین فردی نظیر طلاق، مرگ یکی از عزیزان، از دست دادن شغل، یا مشکلاتی در خصوص سوءمصرف مواد شوند. سندرم واکنش استرسی معمولا ظرف سه ماه بعد از بروز اتفاق یا ایجاد موقعیت استرس‌زا شروع می‌شود و ظرف شش ماه بعد از توقف یا رفع عوامل استرس‌زا پایان می‌یابد.

انواع بیماری روانی ۱۰: اختلالات گسستگی

آدم‌های مبتلا به اختلالات گسستگی از ناراحتی‌ها یا تغییرات شدیدی در حافظه، هوشیاری، هویت، و آگاهی عمومی نسبت به خودشان و دنیای اطراف‌شان رنج می‌برند. این اختلالات معمولا با استرسی طاقت‌فرسا همراه است که شاید نتیجه‌ی ضربه‌های روانی، تصادفات، یا فجایعی باشد که فرد احتمالا آن‌ها را تجربه کرده یا شاهدشان بوده است. اختلال تجزیه هویت که پیش‌تر به آن اختلال شخصیت چندگانه یا “‌شخصیت دوگانه‌”‌ گفته می‌شد، و اختلال زوال شخصیت از نمونه‌های اختلالات گسستگی هستند.

۱۱. اختلالات ساختگی (تمارض به بیماری)

اختلالات ساختگی وضعیت‌هایی هستند که در آن‌ها، فرد به طور آگاهانه و از روی عمد علائم بیماری جسمی و / یا هیجانی در خود ایجاد، یا از وجود این علائم در خود شکایت می‌کند تا خود را در نقش فردی بیماری یا محتاج کمک نشان دهد.

۱۲. اختلالات جنسیتی و جنسی

این وضعیت شامل اختلالاتی است که بر میل، عملکرد، و رفتار جنسی تاثیر می‌گذارند. ناکارآمدی جنسی، اختلال هویت جنسیتی، و انحراف جنسی (پارافیلیا) از نمونه‌های اختلالات جنسیتی و جنسی به شمار می‌روند.

۱۳. اختلالات روان‌تنی

فرد مبتلا به اختلالات روان‌تنی، که پیش‌تر با عناوین اختلال سایکوسوماتیک یا اختلال سوماتوفرم شناخته می‌شد، از سطح شدید و نامتناسبی از علائم یک بیمار جسمی یا درد شکایت می‌کند؛ با این‌که شاید پزشک هیچ علت جسمی را برای بروز این علائم تشخیص ندهد.

۱۴. اختلال تیک

آدم‌های مبتلا به اختلال تیک، اصوات یا حرکاتی تکراری، سریع، ناگهانی، بدون هدف و / یا غیر قابل کنترل از خود بروز می‌دهند. (به اصواتی که به صورت ناخواسته در فرد ایجاد می‌شوند،‌ تیک صوتی گفته می‌شود.) سندرم توره یکی از نمونه‌های اختلال تیک به شمار می‌رود.

سایر بیماری‌ها یا وضعیت‌ها شامل انواع مختلفی از مشکلات مربوط به خواب و بسیاری از اشکال دمانس (زوال عقل) نظیر بیماری آلزایمر نیز گاهی اوقات در زمره‌ی بیماری‌های روانی طبقه‌بندی می‌شوند، زیرا این بیماری‌ها مغز انسان را درگیر می‌کنند.

علاوه بر این‌ها، ۱۰ عجیب‌ترین اختلالات روانی نیز وجود دارند که شاید کم‌تر کسی از آن‌ها باخبر باشد.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:webmd

انواع بیماری روانی: ۱۴ اختلال روانی که بسیار شایع است


 

نوشته انواع بیماری روانی: ۱۴ اختلال روانی که بسیار شایع است اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۸ مهمترین روش مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان

جوانان در طی دوره فرایند رشد خود، به طور ویژه‌ای آسیب‌پذیر هستند؛ به همین دلیل نیز از هر پنج جوان یک نفر به بیماری روانی مبتلا است. بیماری‌های روانی که معمولا در دوران جوانی شیوع دارند، عبارت هستند از اعتیاد، اضطراب، اختلال کم توجهی، افسردگی، استرس و موارد بسیار زیادی دیگری که گاهی اوقات پنهان و در برخی موارد آشکار هستند. از این رو پس از شناسایی مشکلات و اختلالات روانی جوانان شناسایی روش های درمانی و مراقبتی از آنان بسیار اهمیت می یابد. در این نوشتار ۸ مهمترین روش مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان را آورده ایم که حتما می تواند به شما در احیای سلامت روحی جوان تان کمک کند.

مهمترین روش مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان

جوانان در حال تکمیل یک تحول در وضعیت روانی‌شان هستند؛ این دوره با هیجان‌ها و آشفتگی‌های بسیاری همراه است. اکنون در همین شرایط، تصور کنید به طور هم‌زمان، برخی تغییرات نیز در روند زندگی‌شان ایجاد شود؛ به این ترتیب،‌ در خواهید یافت آن‌ها در این دوره، چه‌قدر می‌توانند در برابر بیماری روانی آسیب‌پذیر باشند.

بیش‌تر آدم‌ها، در اوایل دوره‌ی بیست سالگی‌شان، برای نخستین بار خانواده‌ و والدین را به مقصد دانشگاه یا اولین آپارتمان مستقل ترک می‌کنند. آن‌ها برای رسیدن به موفقیت درسی، مالی، و اجتماعی تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارند. برخی از جوانان بعد از اتمام دانشگاه به خانه‌ی والدین باز می‌گردند، در حالی‌که سایرین ممکن است برای شروع مشاغل جدید از خانواده و نظام حمایتی‌شان خارج می‌شوند. تمام این تغییرات، در عین حال که هیجان‌آور هستند، قطعا باعث ایجاد استرس می‌شوند. با توجه به تمام این شرایط، استرس می‌تواند باعث تحریک بیماری روانی شود.

با این‌که برخی از بیماری های روانی می‌توانند در دوران کودکی ایجاد، و تشخیص داده شوند، بسیاری از آن‌ها تا دوران نوجوانی یا حتی بعد از آن قابل تشخیص نیستند. برای مثال، تا وقتی هنوز شخصیت فرد به طور کامل شکل نگرفته باشد، نمی‌توان بروز اختلالات شخصیتی را در وی تایید کرد. اعتیاد نیز معمولا در دوران کودکی ایجاد نمی‌شود، زیرا به دلیل کنترل بزرگ‌ترها کودکان نمی‌توانند به راحتی به مواد دسترسی پیدا کنند. اختلالات غذایی نیز معمولا در دوران نوجوانی یا بعد از آن اتفاق می‌افتند، زیرا فرد در این سنین می‌تواند کنترل کامل بر عادات غذایی‌اش داشته باشد.

گزینه‌های مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان

بسیاری از آدم‌ها از این مسئله می‌ترسند که درمانی برای هیچ گونه بیماری روانی وجود نداشته باشد؛ از این رو، سعی می‌کنند علائم بیماری‌شان را پنهان کنند و جوری وانمود می‌کنند که هیچ مشکلی وجود ندارد. متاسفانه، اطلاعات نادرست زیادی نیز از طریق رسانه‌ها درباره‌ی بیماری روانی گسترش یافته است.

۱. ترکیب رفتار درمانی و دارو درمانی

در حقیقت، بیماری‌های روانی را می‌توان از طریق روش‌های مبتنی بر شواهد علمی درمان یا کنترل کرد. ترکیبی از رفتار درمانی و داروها می‌توانند به آدم‌های مبتلا به انواع مختلفی از بیماری‌های روانی کمک کنند زندگی شادی داشته باشند و به یکی از اعضای سازنده‌ی جامعه‌ی خودشان تبدیل شوند. احتمالا خبر ندارید کدام‌یک از آدم‌های اطراف‌تان از بیماری روانی نجات یافته است یا هم‌چنان با این بیماری زندگی می‌کند.

با وجود این، از آن‌جا که بخش‌هایی از مغز جوانان هم‌چنان در حال رشد هستند، تشخیص به موقع بیماری روانی و درمان موثر آن می‌تواند احتمال رسیدن به نتایج مطلوب را افزایش دهد. بیماری‌هایی نظیر اعتیاد و افسردگی، که هر دو در میان جوانان شایع هستند، می‌توانند به مرور زمان با یکدیگر ترکیب شوند. هنگامی که این اختلالات در انسان بروز می‌کنند، معمولا به خودی خود از بین نمی‌روند. برای درمان این اختلالات به کمک متخصصان نیاز داریم.

گزینه‌های درمان بیماری های روانی در جوانان برای این بیماری‌ها و سایر بیماری‌های روانی نسبت به دهه‌های گذشته بسیار بیش‌تر شده‌اند. امروزه، طیفی از روش‌های درمانی ایجاد شده‌اند که می‌توانند به تنهایی یا به صورت ترکیبی به مقابله با انواع مختلفی از بیماری‌های روانی بپردازند. این طیف گزینه‌های درمانی از درمان‌های سرپایی برای آدم‌هایی که از پیش دارای برخی مهارت‌ها برای کنترل علائم بیماری‌شان هستند، آغاز می‌شود و تا بستری کردن افرادی که دارای وضعیت بحرانی هستند، ادامه می‌یابد.

۲. روان درمانی اقامتی

یکی از گزینه‌های معمول برای کنترل این وضعیت عبارت است از روان درمانی اقامتی. یک دوره‌ی اقامت در بیمارستان یا مراکز بستری روان درمانی حاد معمولا تنها چند هفته طول خواهد کشید. بعد از بستری، درمان اقامتی به عنوان گزینه‌ای مناسب برای جوانانی به شمار می‌رود که هم‌چنان برای سازگاری با داروهای جدید، یادگیری مطالبی درباره‌ی علائم بیماری‌شان، و تمرین مهارت‌هایی برای مقابله‌ی موثر با استرس، و زندگی مستقل به زمان و حمایت بیش‌تر نیاز دارند. شاید لازم باشد جوان مبتلا به بیماری روانی به مدت چند هفته الی چند ماه در برنامه‌ی روان درمانی اقامتی شرکت کند. بعد از پایان دوره‌ي درمان اقامتی، فرد جوان می‌تواند به زندگی‌اش به طور معمول ادامه دهد، و از طریق درمان‌های سرپایی و مراقبت‌های فردی سلامت روانی‌اش را حفظ کند.

۳. روش‌های درمانی کل‌نگر

برخی از برنامه‌های درمانی اقامتی، علاوه بر کنترل داروهای معمول و رفتار درمانی، روش‌های درمانی کل‌نگر را نیز ارائه می‌دهند. این برنامه‌ی درمانی نه تنها از طریق روش‌های پزشکی معمول به مقابله علیه مشکلات روانی بیمار می‌پردازد، بلکه می‌تواند با استفاده از رژیم غذایی، تمرین ورزشی، سرگرمی، و هنر تمام جنبه‌های زندگی بیمار را تحت پوشش قرار دهد. طبق شواهد تجربی، استفاده از روش‌های درمانی کل‌نگر برای کنترل بیماری روانی نتایج بهتری در بر خواهد داشت.

جوان بیمار در یک مرکز اقامتی و مراقبتی برای مدتی از زندگی معمول خود دور می‌شود. به تعلیق در آمدن مسئولیت‌های فرد در زندگی خارج از این مرکز، فرصت را برای درمان و رشد بیمار فراهم می‌کند. این وضعیت تا هنگامی که فرد قادر باشد به مسئولیت‌های زندگی‌اش رسیدگی کند، ادامه می‌یابد. در بسیاری از موارد،‌ جوانان به دلیل شرایط محیطی‌شان دچار بیماری روانی می‌شوند. خارج کردن آن‌ها از چنین محیطی، فرایند درمان را آسان‌تر می‌کند؛ سپس، آن‌ها پیش از بازگشت به زندگی معمول‌شان، استراتژی‌های لازم را برای مقابله با مشکلات موجود در محیط زندگی‌شان فرا می‌گیرند.

جوان بیمار در این مراکز درمانی اقامتی با افراد متخصص و سایر آدم‌هایی که با مشکلات روانی مشابه‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند، به تعامل می‌پردازد. آگاهی از این‌که شما به عنوان یک فرد جوان، تنها کسی نیستید که با مشکلات روانی دست و پنجه نرم می‌کنید، به شما آرامش خواهد داد. زندگی و مشاوره با سایرین حقیقتا برنامه توانبخشی را قوی‌تر می‌کند، و همراهی با آدم‌هایی که واقعا وضعیت شما را درک می‌کنند، می‌تواند بسیار یاری دهنده باشد.

نتایج درمان بیماری های روانی در جوانان

بیش‌تر جوانان مبتلا به بیماری روانی می‌توانند نحوه‌ی کنترل موفق علائم بیماری‌شان را یاد بگیرند و از زندگی پرثمر در میان سایر افراد جامعه لذت ببرند. بسیاری از جوانان مبتلا به بیماری روانی می‌توانند دانشگاه را به پایان برسانند، وارد بازار کار شوند، یا برای کمک به رفع علت‌های بروز بیماری روانی داوطلب شوند. درمان موثر می‌تواند به جوانان کمک کند روابط‌شان را با والدین، سایر اعضای خانواده، و دوستان بهبود ببخشند.

رسیدن به معیارهای سلامت روانی اندکی دشوار است، ولی به این معنی نیست که باید آرزوها و نقشه‌های‌تان را برای آینده به طور کامل رها کنید. با دریافت درمان و حمایت مناسب، جوانان می‌توانند از آینده‌ای سالم و شاد لذت ببرند.

روش های مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان

وقتی فردی از خانواده، یا یکی از نزدیکان‌تان دچار بیماری روانی است، همه اطرافیان وی تحت تاثیر قرار می‌گیرند. گاهی اوقات احساس می‌کنید علاوه بر فرد بیمار (که یکی از عزیزان‌تان است)، شما نیز به تدریج به بیماری روانی دچار می‌شوید. علاوه بر این‌که سعی می‌کنید نیازهای فرزندتان را برآورده کنید، هم‌زمان ممکن است اندکی احساس گناه و شرم نیز به سراغ‌تان بیاید. این تجربه‌ی هیجانی می‌تواند بسیار طاقت‌فرسا باشد.

چه بیماری روانی فرزند دانشجوی‌تان موقتی باشد و چه این بیماری مزمن باشد، مرحله‌ی درمان اولیه ممکن است طولانی‌تر از حد انتظارتان باشد. شکیبایی و ایجاد یک استراتژی برای کمک به مقابله با این مشکل از اهمیت بالایی برخوردار است.

در ادامه، به برخی نکات اشاره می‌کنیم که هنگام مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان باید به خاطر داشته باشید:

۱. یک شبکه‌ی حمایتی برای خودتان ایجاد کنید

به یاد داشته باشید، این مشکل گریبان‌گیر شما نیز شده‌ است. آدم‌هایی را که می‌توانید هنگام سختی و ناامیدی به آن‌ها تکیه کنید، در اطراف‌تان شناسایی کنید. آدم‌هایی را پیدا کنید که با شرایط مشابه‌ی شما دست و پنجه نرم می‌کنند؛ آن‌هایی که می‌توانند احساس‌تان را درک کنند. سعی نکنید به تنهایی از فرزندتان حمایت کنید. در عوض، برای این کار یک تیم تشکیل دهید.

۲. نشانه‌های هشداردهنده را نادیده نگیرید

بیماری روانی معمولا به خودی خود از بین نمی‌رود. اعتیاد، افسردگی، یا اختلالات غذایی بیماری‌هایی نیستند که فرزندتان از یک سن خاص به بعد از آن‌ها مصون بماند. به نشانه‌های هشداردهنده دقت کنید و سوال بپرسید. با فرزندتان درباره‌ی تغییرات اخیر در رفتارش صحبت کنید. از قدرت بصیرت مادرانه یا پدرانه‌تان استفاده کنید و تشخیص دهید آیا فرزندتان دچار مشکل است یا خیر.

درمان بیماری های روانی در جوانان ۳: استراحت کنید

بیماری روانی می‌تواند تمام وقت و انرژی‌تان را بگیرد. ناگهان به خودتان می‌آیید و می‌بینید تمام حرف‌های‌تان، و حتی بیش‌تر افکارتان، همگی در مورد این بیماری و راه‌های درمان آن هستند. اختصاص زمانی در هر روز برای انجام کارهایی غیر از رسیدگی به بیماری روانی فرزندتان از اهمیت بالایی برخوردار است. پیاده‌روی کنید، در فعالیت‌های تفریحی شرکت کنید، یا فقط به همراه دوستان‌تان ناهار میل کنید. در برنامه‌ریزی‌های‌تان حتما زمانی را برای استراحت و تفریح در نظر بگیرید.

درمان بیماری های روانی در جوانان ۴: مشورت بگیرید

اگر از فردی حمایت و مراقبت می‌کنید که با بیماری روانی دست و پنجه نرم می‌کند، خودتان نیز به مشاوره نیاز پیدا خواهید کرد. مراقبت از بیمار روانی به حدی سخت و طاقت‌فرسا است که گویی خودتان به بیماری مبتلا هستید. متخصص مشاوری پیدا کنید که با شرایط خاص کنونی‌تان آشنا باشد، و در برنامه‌ریزی‌های‌تان به طور مرتب حضور در جلسات مشاوره را نیز در نظر بگیرید.

۵. برای کنترل رفتارهای غیر معمول بیمار، یک استراتژی طراحی کنید.

محدودیت‌های‌تان را برای مقابله با بیماری روانی درک کنید. شما، به عنوان مادر یا پدر، می‌توانید به فرزندتان عشق و حمایت بدهید، ولی نمی‌توانید بیماری‌اش را درمان کنید. به علاوه، شما مشاور متخصص و آموزش دیده نیستید. جهت طراحی یک استراتژی برای مقابله با رفتارهای نامعمول بیمارتان با مشاور وی همکاری کنید. اگر دچار توهم است یا رفتارهای تکانشی از خود بروز می‌دهد، برنامه‌ای را برای مقابله با این رفتارها طراحی کنید. استراتژی باعث می‌شود مواجهه با این نوع از اتفاقات برای‌تان استرس کم‌تری به همراه داشته باشد.

بیش‌تر والدین عبور موفق از دوران اولیه‌ی زندگی فرزندشان را، که به تازگی زبان باز می‌کند و ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه از خود بروز دهد، یک پیروزی بزرگ می‌دانند. و سپس، نوبت به مقابله با دوران سرکش نوجوانی می‌رسد که باید با مدل‌های موی عجیب و دوستان عجیب‌تر فرزندتان دست و پنجه نرم کنید. در نهایت،‌ وقتی وی از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شود، فکر می‌کنید وظیفه‌تان به عنوان مادر یا پدر تقریبا در حال پایان است.

با وجود این، بسیاری از جوانان،‌ در آخرین مرحله‌ی رشد خود،‌ هم‌چنان به والدین‌شان نیاز دارند. هم‌زمان با این‌که آن‌ها آزادی‌ها و مسئولیت‌های جدیدشان را تجربه می‌کنند، مراقب‌شان باشید. هم‌چنان می‌توانید برای کمک به تشخیص و مقابله و درمان بیماری های روانی در جوانان ،‌ راهنمایی‌های لازم را به فرزندتان ارائه دهید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع: skylandtrail

۸ مهمترین روش مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان


نوشته ۸ مهمترین روش مراقبت و درمان بیماری های روانی در جوانان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

اختلالات روانی در جوانان: ۲۴ مهمترین انواع و علائم بیماری روانی در نوجوانان

اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان موضوع بسیار مهمی است که در قرن حاضر دامنگیر بسیاری از افراد و خانواده هایشان شده است. شاید فکر کنید هنگامی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شوید، فرایند رشدتان کامل شده است. احتمالا از لحاظ جسمی،‌ قدتان به بلندترین حالت خود رسیده باشد، و از این زمان به بعد، در تمام طول زندگی بزرگسالی‌تان، ابعاد بدن‌تان به همین اندازه باقی خواهد ماند.

اختلالات روانی در جوانان

چه به دانشگاه بروید، چه در این دنیای بزرگ، مسیر زندگی خودتان را در پیش بگیرید، در این نقطه از زندگی به حد بالایی از استقلال دست خواهید یافت؛ ممکن است از خانواده‌تان جدا شوید و به تنهایی به زندگی‌تان برسید. با این‌که هنوز چیزهای زیادی وجود دارند که باید یاد بگیرید، احتمالا احساس می‌کنید فرایند رشدتان کامل شده است. با وجود این، به عنوان یک آدم بزرگسال جوان، هنوز از لحاظ روانی به رشد کامل نرسیده‌اید. جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله هنوز در حال تجربه‌ی رشد شناختی هستند، و به همین دلیل نیز این افراد در این دوره از زندگی ممکن است در معرض ابتلا به بیماری روانی قرار بگیرند.

رشد مغزی در نوجوانان و جوانان

بیش‌تر آدم‌ها با مرحله‌ی رشد نوجوانان (آدم‌های در حال بلوغ) آشنا هستند. اراده‌ی مستقل برای اتکا بر همسالان (به جای والدین) برای نخستین بار، ترس و اضطراب ناشی از یافتن هویت فردی و در عین حال، احساس تعلق به یک گروه اجتماعی، و تردیدها و تصمیم‌گیری‌های ضعیف بخش برجسته‌ای از سال‌های نوجوانی را تشکیل می‌دهند.

تا سن ۱۸ سالگی

با وجود این، آن‌چه بیش‌تر آدم‌ها از آن غافل هستند، این است که مرحله‌ی رشد مغزی انسان در ۱۸ سالگی متوقف نمی‌شود. بخشی از مغز که تکانه‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را کنترل می‌کند و نحوه‌ی رفتار آدم را برای رسیدن به هدف ساماندهی می‌کند، تا اواسط دهه‌ی سوم زندگی (۲۰ تا ۲۹ سالگی) هم‌چنان به رشد خود ادامه می‌دهد. این فرایند رشد، در بیش‌تر آدم‌ها در سن ۱۸ سالگی،‌ تازه به نصف می‌رسد.

مغز نوجوانان به ایجاد و رشد یک سامانه‌ی پاداش مغزی می‌پردازد که تا سال‌ها بعد از برگزاری جشن تولد هجده سالگی‌شان، هم‌چنان فعال باقی می‌ماند. این افزایش حساسیت همان چیزی است که نوجوانان را به هیجان‌های شدید و حساسیت باورنکردنی به فشار همسالان (فشار همتا) وامی‌دارد. آن‌ها در طول دوران بیست سالگی، بدون توجه به خطرات، هم‌چنان به دنبال تجربه‌های جدید و به طور بالقوه لذت‌بخش هستند.

تا سن ۲۰ سالگی

تغییراتی که در ابتدای دوره‌ی بیست سالگی در مغز اتفاق می‌افتند، بر نحوه‌ی نتیجه‌گیری کلی آدم‌ها از تجربه‌ها و اطلاعات جدید تاثیر می‌گذارند. این رشد مغزی معمولا با کاهش کنترل والدین، و احتمالا خلاصی از اجبار حضور در کالج یا دانشگاه مصادف می‌شود. انواع تجربه‌هایی که یک جوان با آن رو به رو می‌شود، چه خوب و چه بد، می‌توانند به شکل قابل توجهی به نحوه‌ی رشد مغز در این مرحله شکل دهند؛ و به طور بالقوه به صورت بیماری روانی نمود پیدا ‌کنند.

نخستین نشانه های بیماری و اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان

بیماری روانی شامل طیف گسترده‌ای از اختلالاتی است که شدت این اختلالات نیز دارای یک طیف هستند. برخی از این اختلالات می‌توانند واکنش‌هایی موقتی به بحران یا سایر تجربه‌ها باشند؛ در حالی‌که برخی دیگر از این اختلالات نیز باعث ایجاد وضعیتی مزمن می‌شوند. بیماری‌های روانی دارای علت‌ها و محرک‌های مختلفی هستند. بیماری روانی در جوامع مدرن مانند گذشته یک اتفاق شرم‌آور تلقی نمی‌شود؛ زیرا امروزه آدم‌ها بیش از پیش متوجه‌ی بروز انواع مختلفی از بیماری روانی در خود می‌شوند، و به سطحی از آگاهی می‌رسند که می‌توانند زندگی‌شان را با انجام برخی اقدامات درمانی بهبود ببخشند.

شایعترین اختلالات روانی در جوانان

عموما بیماری‌های روانی را به شکل زیر دسته‌بندی‌ می‌کنند:

اختلالات غذایی اختلالات شخصیتی اعتیاد اختلالات خلقی اضطراب اختلالات فکری اختلالات رشدی
بی‌اشتهایی عصبی ضد اجتماعی الکل افسردگی اضطراب اجتماعی اسکیزوفرنی اوتیسم
پرخوری عصبی پارانویا مواد مخدر دو قطبی فوبیا اسکیزوافکتیو اختلال کم‌توجهی
زیاده‌روی در خوردن وسواس فکری-عملی تنباکو خلق ادواری اضطراب عمومی اختلال هذیان سندرم آسپرگر

بیماری های روانی شایع در دوران جوانی

با این‌که برخی از این بیماری‌های روانی می‌توانند در دوران کودکی ایجاد، و تشخیص داده شوند، بسیاری از اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان قابل تشخیص نیستند. برای مثال، تا وقتی هنوز شخصیت فرد به طور کامل شکل نگرفته باشد، نمی‌توان بروز اختلالات شخصیتی را در وی تایید کرد. اعتیاد نیز معمولا در دوران کودکی ایجاد نمی‌شود، زیرا به دلیل کنترل بزرگ‌ترها کودکان نمی‌توانند به راحتی به مواد دسترسی پیدا کنند. اختلالات غذایی نیز معمولا در دوران نوجوانی یا بعد از آن اتفاق می‌افتند، زیرا فرد در این سنین می‌تواند کنترل کامل بر عادات غذایی‌اش داشته باشد.

جوانان در این دوره‌ از فرایند رشد، به طور ویژه‌ای آسیب‌پذیر هستند؛ به همین دلیل نیز از هر پنج جوان یک نفر به بیماری روانی مبتلا است. بیماری‌های روانی و اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان عبارت هستند از:‌

الف. اعتیاد
ب. اضطراب
پ. اختلال کم توجهی
ت. افسردگی

جوانان در حال تکمیل یک تحول در وضعیت روانی‌شان هستند؛ این دوره با هیجان‌ها و آشفتگی‌های بسیاری همراه است. اکنون در همین شرایط، تصور کنید به طور هم‌زمان، برخی تغییرات نیز در روند زندگی‌شان ایجاد شود؛ به این ترتیب،‌ در خواهید یافت آن‌ها در این دوره، چه‌قدر می‌توانند در برابر بیماری روانی آسیب‌پذیر باشند.

بیش‌تر آدم‌ها، در اوایل دوره‌ی بیست سالگی‌شان، برای نخستین بار خانواده‌ و والدین را به مقصد دانشگاه یا اولین آپارتمان مستقل ترک می‌کنند. آن‌ها برای رسیدن به موفقیت درسی، مالی، و اجتماعی تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارند. برخی از جوانان بعد از اتمام دانشگاه به خانه‌ی والدین باز می‌گردند، در حالی‌که سایرین ممکن است برای شروع مشاغل جدید از خانواده و نظام حمایتی‌شان خارج می‌شوند. تمام این تغییرات، در عین حال که هیجان‌آور هستند، قطعا باعث ایجاد استرس می‌شوند. با توجه به تمام این شرایط، استرس می‌تواند باعث تحریک بیماری روانی شود.

مهمترین انواع بیماری روانی در دانشجویان

۱. اعتیاد به الکل و مواد مخدر

دانشگاه نوع خاصی از استرس را با خود به همراه دارد. این دوران دارای چالش‌های درسی، مسئولیت‌های فزاینده، و ترتیبات جدیدی برای زندگی است. به همین خاطر، دانشگاه برای برخی آدم‌ها تحولات بسیاری به همراه دارد که باید آن‌ها را مدیریت کرد. دسترسی و پذیرش الکل و مواد مخدر بخشی از تجربه‌ی اجتماعی دانشگاهی را تشکیل می‌دهد و چشم‌انداز اجتماعی جدیدی را به روی زندگی باز می‌کند که آدم‌ها باید با آن سازگار شوند.

طبق گزارش‌های اخیر در خصوص مشکلات روانی در میان دانشجویان، بیش از ۲۰ درصد از دانشجویان در ۲۰۱۳ دچار بیماری روانی بودند یا به خاطر این مسئله تحت درمان قرار داشتند. ولی عده‌ای معتقدند، شمار دانشجویانی که به بیماری روانی مبتلا هستند بسیار بیش‌تر از این رقم است، زیرا تقریبا ۴۰ درصد از آن‌ها تحت درمان قرار نمی‌گیرند. طبق نتایج یک نظرسنجی، دست‌کم ۸۰ درصد از دانشجویان احساس می‌کنند کاملا غرق مسئولیت‌های‌شان شده‌اند، و در ۵۰ درصد از آن‌ها نیز اضطراب باعث شده است آن‌ها از لحاظ درسی به رقابت و تلاش بپردازند.

مدیران مراکز مشاوره‌ی دانشجویی موجود در بسیاری از دانشگاه‌ها تایید می‌کنند که میزان ابتلا به مشکلات روانی به صورت قابل توجهی در میان دانشجویان در حال رشد است. به گفته‌ی مشاوران دانشجویی، شمار دانشجویانی که به بیماری‌های شدید روانی مبتلا می‌شوند، هر سال به اندازه‌ي قابل توجهی افزایش می‌یابد.

۲. مشکلات هیجانی و استرس

طبق نتایج یک نظرسنجی که به تازگی روی فارغ‌التحصیلان یکی از دانشگاه‌های کالیفرنیا به انجام رسیده است، ۴۵ درصد از دانشجویان به اندازه‌ای دچار مشکلات هیجانی و استرس هستند که این مشکلات توانسته‌اند بر عملکرد درسی‌شان تاثیرگذار باشند. نتایج نظرسنجی سالانه‌ای که روی جمعیت بیش‌تری در سراسر آمریکا به عمل آمد نشان می‌دهد، ۳۰ درصد از دانشجویان تازه‌ وارد به دانشگاه مکررا احساس می‌کنند در مسئولیت‌های‌شان غرق شده‌اند. شمار دانشجویان دختر تازه وارد به دانشگاه نیز که دچار همین احساس هستند، از سال ۱۹۸۵ تاکنون تقریبا دو برابر شده است.

۳. اضطراب و افسردگی

مطالعات نشان می‌دهند، آمار گزارش شده در خصوص اضطراب و افسردگی در میان دانشجویان در دهه‌های اخیر افزایش یافته است. تقریبا یک سوم از دانشجویان گزارش کرده‌اند که در طول زندگی دانشجویی‌شان دچار اختلالات اضطراب و افسردگی شده‌اند. در ۲۰۱۳،‌ حدود ۲۷ درصد از دانشجویان پسر و ۳۳ درصد از دانشجویان دختر گزارش دادند، آن‌چنان احساس افسردگی می‌کنند که انجام کارها برای‌شان دشوار شده است.

داده‌های جمع‌آوری شده در خصوص بیماری‌های روانی در میان دانشجویان نشان می‌دهند، از دهه‌ی ۱۹۸۰ تاکنون آمار گزارش شده در مورد سطوح استرس، اضطراب، و افسردگی روند افزایشی داشته است.

علائم بیماری و اختلالات روانی در جوانان

به عنوان والدین یک جوان، شاید وقتی فرزندتان خانه را ترک کند یا به دانشگاه برود، احساس درماندگی می‌کنید؛ زیرا دیگر قادر نخواهید بود از آن‌ها در برابر بسیاری از خطرات موجود در این جهان محافظت کنید. اگر چه، وقتی صحبت از بیماری روانی به میان می‌آید، با تشخیص نشانه‌ها و زمان مناسب برای انجام اقدامات درمانی برای فرزندتان، می‌توانید شرایط را به شکل قابل توجهی تغییر دهید.

علائم بیماری و اختلالات روانی در جوانان عبارت هستند از:

الف. خشم
ب. سوءمصرف مواد
پ. گوشه‌گیری یا ترجیح تنهایی
ت. رفتارهای ضد اجتماعی
ث. اختلال هذیان
ج. افکار مغشوش و سردرگم
چ. نوسانات خلقی
ح. توهم
خ. فکر به خودکشی
د. اضطراب بیش از اندازه
ذ. ابتلای بی‌دلیل به امراض جسمی
ر. بروز تغییراتی در الگوهای خواب – بیداری در طول شب و خواب در طول روز
ز. بروز تغییراتی در اشتها یا رژیم غذایی
ژ. تکانشگری – به خصوص در مواردی نظیر رفتن به سفر، خرج کردن پول، یا روابط جنسی

تشخیص بیماری و اختلالات روانی در جوانان

بسیاری از این نشانه‌های اختلالات روانی در جوانان ممکن است نسبت به شخصیت یک نوجوان یا یک فرد جوان تا حدودی طبیعی به نظر برسند. غالبا، جوانان این گونه رفتارها را به عنوان بخشی طبیعی از تحول مغزی و زندگی‌شان از خود بروز می‌دهند. ولی شما به عنوان والدین یک جوان، فرزندتان را بهتر از سایرین می‌شناسید. اگر متوجه شده‌اید وی رفتارهایی غیر معمول از خود بروز می‌دهد، شاید لازم باشد اندکی با وی صحبت کنید.

فرد متخصص و والدین

فقط یک فرد متخصص و واجد شرایط می‌تواند بیمار روانی را به درستی تشخیص دهد، ولی والدین نیز شاید قادر باشند برخی از نشانه‌های هشداردهنده را شناسایی کنند و پیش از آن‌که دیر شود، متخصصان مربوطه را در جریان این وضعیت قرار دهند. یکی از مشکلات تشخیص بیماری روانی این است که فرد مبتلا ممکن است در این خصوص هیچ کمکی به متخصصان نکند. این افراد ممکن است متوجه‌ی نشانه‌های هشداردهنده در خود نباشند، یا به جای آن‌که با مشکلات رو به رو شوند و از دیگران کمک بخواهند، قصد دارند نشانه‌های هشداردهنده را در خود پنهان کنند.

نادیده گرفتن نشانه‌های بیماری روانی یکی از بدترین کارهایی است که افراد می‌توانند در زندگی‌شان انجام دهند. اگر فرزند دانشجوی‌تان رفتارهای غیر معمول از خود بروز می‌دهد، باید بی‌درنگ سعی کنید در این خصوص با وی صحبت کنید. اگر متوجه‌ی رفتاری شده‌اید که نشان‌دهنده‌ی یک بیماری روانی است، هیچ‌گونه شرم و خجالتی در این مورد وجود نخواهد داشت. کسب نظر افراد متخصص باعث تسکین ترس‌های‌تان می‌شود و در صورت نیاز، کمک‌تان می‌کند اقدامات درمانی را آغاز کنید.

تشخیص زودهنگام

بیماری روانی در جوانان، در صورت تشخیص زودهنگام، غالبا به شکل موثرتری قابل درمان است. وضعیت‌هایی نظیر افسردگی و اضطراب که به خاطر استرس‌های فزاینده در زندگی دانشجویی تحریک می‌شوند، با راهنمایی‌های افراد متخصص قابل کنترل هستند. ولی برای تشخیص این وضعیت و فراهم کردن استراتژی لازم برای درمان بیماری به کمک افراد متخصص نیاز دارید. چنان‌چه این وضعیت دارای علت‌های ریشه‌ای‌تری باشد، متخصصان روانپزشکی می‌توانند برای مقابله با این علت‌ها نیز به شما کمک کنند.

 


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع: skylandtrail

اختلالات روانی در جوانان: ۲۴ مهمترین انواع و علائم بیماری روانی در نوجوانان


 

نوشته اختلالات روانی در جوانان: ۲۴ مهمترین انواع و علائم بیماری روانی در نوجوانان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

بیماری روانی در پیری: ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان

چگونه می‌توانیم تشخیص دهیم عزیزان‌مان به بیماری روانی مبتلا هستند یا فقط دچار نشانه‌های طبیعی کهولت سن هستند؟ در این نوشتار با ما همراه باشید تا درباره بیماری روانی در پیری بیشتر بدانید و ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان را بشناسید.

بیماری روانی در پیری

بیماری روانی در پیری

آیا می‌دانستید حدود ۲۰ درصد از آدم‌های ۵۵ سال به بالا به برخی از انواع مشکلات روانی مبتلا هستند؛ با این حال، از هر سه نفر تقریبا یک نفر هیچ گونه درمانی دریافت نمی‌کند.

آمارها در خصوص بیماری روانی در افراد سالخورده می‌توانند نگران کننده باشند، ولی آن‌هایی که از یک فرد سالخورده مراقبت می‌کنند، با افزایش دانش و هوشیاری در این مورد، می‌توانند از سلامت هیجانی و روانی عزیزان سالخورده‌شان آگاه شوند و در صورت ابتلای آن‌ها به بیماری روانی، از انجام اقدامات درمانی مناسب اطمینان حاصل کنند.

شایع ترین بیماری روانی در پیری

جای تعجب نیست که شایع‌ترین مشکل روانی مربوط به افراد سالخورده، اختلال شناختی شدید یا زوال عقل (دمانس) است. به گزارش انجمن آلزایمر ایالات متحده، تخمین زده می‌شود، هم‌اکنون حدود ۵ میلیون فرد ۶۵ سال به بالا – یعنی حدود ۱۱ درصد از افراد سالخورده – در آمریکا به بیماری آلزایمر مبتلا هستند. کنترل بیماری آلزایمر آن‌چنان راحت نیست؛ ولی برای کنترل این بیماری، ‌علاوه بر توصیه‌ها و تجویزات پزشک می‌توانید از ۲۱ درمان خانگی بیماری آلزایمر که واقعا موثر هستند نیز بهره ببرید.

هم‌چنین، افسردگی و اختلالات خلقی نیز به میزان بالایی در میان آدم‌های سالخورده شایع است، و متاسفانه، این بیماری‌ها غالبا بدون تشخیص و درمان باقی می‌مانند. طبق گزارش مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا، در حال حاضر، ۵ درصد از آدم‌های سالخورده‌ی ۶۵ سال به بالا به افسردگی مبتلا هستند، و حدود ۱۰.۵ درصد از سالخوردگان در برخی مراحل زندگی‌شان افسرده تشخیص داده می‌شوند.

از این رو، توصیه می‌شود برای کمک به بهبود وضعیت عزیزان سالخورده‌تان، از ۱۰ راه درمان افسردگی بدون دارو و هم‌چنین، ۸ چیز که آدم‌های افسرده می‌خواهند حتما بدانید نیز آگاهی یابید.

اضطراب نیز درست مانند افسردگی به عنوان یکی از شایع‌ترین مشکلات مربوط به سلامت روان آدم‌های سالخورده به شمار می‌رود. اختلالات اضطراب طیفی از مشکلات روانی را در بر می‌گیرند؛ از جمله سندرم جمع‌آوری اشیاء، اختلال وسواس فکری- عملی، انواع فوبیا و اختلال استرسی پس از آسیب روانی. به گزارش مرکز کنترل و پیشگیری بیماری، حدود ۷.۶ درصد از آدم‌های ۶۵ سال به بالا، در برخی مراحل زندگی‌شان، به اختلال اضطراب دچار می‌شوند.

عوامل خطر ابتلا به بیماری روانی در پیری

یکی از مشکلات دائمی تشخیص و درمان بیماری‌های روانی در آدم‌های سالخورده این است که این افراد غالبا از علائم جسمی شکایت می‌کنند تا از مشکلات روانی. با وجود این، حتی استرس‌های طبیعی هیجانی و جسمی مربوط به کهولت سن نیز می‌توانند از جمله عوامل خطر ابتلا به بیماری‌های روانی از قبیل اضطراب و افسردگی باشند.

بنیاد بهداشت روانی سالمندان ایالات متحده فهرستی از برخی محرک‌های بالقوه‌ی بیماری‌های روانی را در آدم‌های سالخورده جمع‌آوری کرده است:

الف. مصرف الکل یا مواد مخدر
ب. تغییر محیط زندگی، مثلا انتقال به خانه‌ی سالمندان
پ. ابتلا به بیماری‌های عامل بروز دمانس (مثلا بیماری آلزایمر)
ت. بیماری یا فقدان یکی از عزیزان
ث. ابتلای طولانی مدت به بیماری (مثلا سرطان یا بیماری قلبی)
ج. تداخل‌های دارویی
چ. ناتوانی جسمی
ح. بیماری‌های جسمی که می‌توانند بر هیجان‌، حافظه،‌ و افکار فرد تاثیر بگذارند
خ. رژیم غذایی نامناسب یا سوء تغذیه

یکی از روش‌هایی که می‌توان عوامل خطر فوق را از عزیزان‌تان دور کنید، این است که یاد بگیرید چگونه سالمندان بالای ۶۵ سال می‌توانند قوای عضلانی خود را تقویت کنند.

علائم اختلالات روانی سالمندان

با افزایش سن عزیزان‌مان، برخی تغییرات به طور طبیعی در وضعیت آن‌ها ایجاد می‌شود. یکی از این تغییرات، بروز فراموشی‌های مکرر است؛ با وجود این، از دست دادن دائمی قدرت شناختی و حافظه نیز یکی دیگر از این تغییرات است؛ این مورد می‌تواند به طور بالقوه بسیار جدی و خطرناک باشد.

بروز اضطراب شدید یا افسردگی طولانی مدت نیز می‌تواند از جمله‌ی همین تغییرات باشد. آن‌هایی که از فردی سالخورده مراقبت می‌کنند، باید گوش به زنگ نشانه‌های هشدار دهنده‌ای باشند که از بروز مشکلاتی در سلامت روانی فرد سالخورده خبر می‌دهند:

۱. مشاهده‌ی تغییراتی در وضع ظاهر یا لباس، یا بروز مشکلاتی در نگهداری از خانه یا حیاط خانه.
۲. سردرگمی، عدم موقعیت‌آگاهی، و بروز مشکلاتی در مورد تمرکز یا تصمیم‌گیری.
۳. افزایش یا کاهش اشتها؛ بروز تغییراتی در وزن.
۴. مشاهده‌ی افسردگی که بیش‌تر از دو هفته به طول بیانجامد.
۵. تجربه‌ی حس بی‌ارزش بودن، احساس گناه بی‌مورد، حس بیچارگی؛ فکر کردن به خودکشی.
۶. از دست دادن حافظه، به خصوص مشکلات حافظه‌ – به تازگی یا به صورت کوتاه مدت.
۷. بروز مشکلات جسمی که قابل توضیح نیستند: درد، یبوست، و غیره.
۸. کناره‌گیری از اجتماع: از دست دادن علاقه به چیزهایی که پیش‌تر لذت‌بخش بودند.
۹. بروز مشکل در مدیریت مسائل مالی و محاسبه‌ی اعداد و ارقام.
۱۰. بروز بی‌دلیل خستگی مفرط، کمبود انرژی، و تغییرات وضعیت خواب.

اقدامات درمانی

بنیاد بهداشت روانی سالمندان ایالات متحده اکیدا توصیه می‌کند، در صورت ابتلای یکی از عزیزان‌ سالخورده‌تان به هر یک از علائم فوق، بی‌درنگ اقدامات درمانی را آغاز کنید.

پزشکان و متخصصان مختلفی وجود دارند که می‌توانند در این خصوص به شما کمک کنند؛ از جمله پزشک خانوادگی‌تان که همیشه فرد مناسب و قابل اعتمادی برای شروع اقدامات درمانی به شمار می‌رود. هم‌چنین، می‌توانید با یک مشاور، متخصص روان‌درمانی سالمندان، یا یک روانشناس مشورت کنید. به هر حال، مهم‌ترین نکته در این میان، این است که هرگز دست روی دست نگذارید و وی را تنها رها نکنید.

با کمک افراد مراقبت کننده، سایر اعضای خانواده، دوستان، و متخصصان روان درمانی قادر خواهید بود بیماری روانی را از عزیزان سالخورده‌تان دور کنید و از این‌که آن‌ها مسیر زندگی را به سلامت طی می‌کنند، اطمینان حاصل کنید. هم‌چنین، توصیه می‌شود از ۱۸ فعالیت مناسب برای سلامت جسم و ذهن افراد مسن و سالمند آگاهی یابید تا بتوانید به سلامتی جسم و ذهن عزیزان‌تان کمک کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:aplaceformom

بیماری روانی در پیری: ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان


نوشته بیماری روانی در پیری: ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان

با وجود این‌که امروزه آدم‌های بیش‌تری از مشکلات سلامت روانی آگاه شده‌اند، اما در مجموع همچنان توجه کمی به وضعیت ابتلا به انواع بیماری های روحی و روانی می شود و کمتر افرادی به دنبال شناختن اختلالات روانی خود و در پی آن درمان مشکلات سلامت روانی خود هستند. شناخت علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان کمک می کند تا هر چه زودتر برای رفع مشکلات اقدام کرد و به نتایج بهتر و مثبت تری رسید.

علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان

اگر علاقه مند بودید تا درباره انواع اختلالات روانی بیشتر بدانید مقاله ۱۳ اختلال روانی رایج که زندگی‌تان را مختل می‌کنند نکات بسیار جالبی برای شما خواهد داشت. و در ادامه این مقاله هم با ۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان آشنا خواهید شد.

چگونه بیماری روانی را تشخیص دهیم

معمولا وقتی ما به نشانه های بیمار روانی فکر می‌کنیم، رفتار خشونت آمیز، توهمات، یا دیوانه ‌بازی درآوردن را در نظرمان جلوه‌گر می‌شود. خب البته، کسانی که از بی‌ثباتی ذهنی رنج می‌برند ممکن است این رفتارها را از خود نشان بدهند. اما در علم روانپزشکی مدرن، همیشه همه چیز این قدر سیاه و سفید نیست!

اگر آدم‌ها خودشان ندانند روانی هستند، پس آدم‌های دیگری، مانند روانپزشک‌ها، از کجا سر در بیاورند که چه کسی بیمار روانی است؟ یکی از راه‌های مشخص کردن این که آیا کسی بیمار روانی هست یا نه استفاده از چک لیست روانپزشکی PCL-R دکتر رابرت هیر است. این چک لیست با ۲۰ دسته‌بندی، می‌تواند به روانپزشک کمک کند به وضعیت ذهنی نهفته و پنهان فرد پی ببرد و نسبت به نشانه های بیمار روانی آگاهی پیدا کند. اما آیا اگر کسی در اکثر دسته‌بندی‌های موجود در چک لیست، حتی با اراده شخص خودش، بیمار تشخیص داده شود، می‌توان بی‌تردید او را رسما یک بیمار روانی به حساب آورد؟ شاید نه. مطابق نظر جان رانسون، نویسنده‌ی کتاب آزمون بیماران روانی، اکثر آدم‌ها، گاهی اوقات، بسیاری از مشخصه‌های موجود در این فهرست را از خود بروز می‌دهند. اما، قطعا، نمی‌توانیم همه‌ی آن‌ها را بیمار روانی بنامیم. درست است؟

چک لیست دکتر هیل هنوز هم به عنوان استانداردی برای آزمایش وضعیت ذهنی آدم‌ها استفاده می‌شود. تشخیص حتمی و واقعی به متخصصان این امر واگذار می‌شود، چرا که مغز انسان‌ها پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. در این لینک ۲۰ مهمترین علائم که بیمار روانی را تشخیص دهید می توانید به این چک لیست نیز دسترسی داشته باشید.

علائم اختلالات روانی، بسته به نوع و شدت این وضعیت، متفاوت هستند. برخی علائم عمومی که ممکن است نشان‌دهنده‌ی بروز یک بیماری روانی باشند در ادامه آمده اند تا بتوانند به شما در تشخیص انواع مشکلات سلامت روانی کمک کنند.

مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان

علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان

الف. داشتن افکار مغشوش و ابتلا به سردرگمی
ب. اندوه یا زودرنجی طولانی مدت
پ. خلق و خوی به شدت افسرده یا به شدت پرخاشگرانه
ت. ترس، نگرانی، یا اضطراب شدید
ث. دوری از اجتماع
ج. تغییرات قابل توجه در عادات غذایی یا خواب
چ. احساس شدید خشم
ح. هذیان یا توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که در واقعیت وجود ندارند)
خ. تشدید ناتوانی در رسیدگی به مشکلات و فعالیت‌های روزانه
د. فکر کردن به خودکشی
ذ. انکار مشکلات مشهود و آشکار
ر. ابتلا به بسیاری از مشکلات جسمی بدون هیچ دلیل مشخص
ز. سوءمصرف دارو و / یا الکل

علائم فوق می‌توانند نشان‌دهنده‌ی بروز یک مشکل روانی جدی در بزرگسالان باشند. اکنون با آگاهی از این علائم، می‌توانید سعی کنید به دوستان یا اعضای خانواده‌تان که دچار این علائم هستند ، کمک کنید؛ ولی پیش از آن، باید به خوبی از ۳۷ درمان خانگی کاهش افسردگی در بزرگسالان آگاه شوید تا بتوانید به درستی با این مسئله برخورد کنید. هم‌چنین، اگر یکی از اطرفیان‌تان فکر خودکشی دارد، بهتر است به وی پیشنهاد کنید این مقاله را به طور کامل بخواند: مشاوره خودکشی :اگر قصد خودکشی دارید ابتدا این ۵ توصیه را بخوانید.

علائم و نشانه های بیماری روانی در کودکان (۹ الی ۱۱ سال)

الف. بروز تغییرات در عملکرد درسی، افت نمرات
ب. ناتوانی در رسیدگی به مشکلات و فعالیت‌های روزانه
پ. بروز تغییر در عادات خواب و / یا غذا
ت. شکایت شدید از مشکلات جسمی
ث. مخالفت با بزرگ‌ترها، فرار از مدرسه، ارتکاب دزدی، یا آسیب رساندن به اموال دیگران
ج. ترس شدید از افزایش وزن
چ. داشتن خلق و خوی منفی به صورت طولانی مدت؛ به همراه کاهش اشتها و فکر کردن به مرگ
ح. طغیان مکرر خشم و عصبانیت
خ. سوءمصرف دارو و / یا الکل
د. دوری از دوستان و فعالیت‌های اجتماعی

علاوه بر این‌ها، ۱۳ نشانه هشدار دهنده بیماری روحی و روانی در کودکان نیز وجود دارند که بهتر است، از آن‌ها نیز آگاه باشید. هم‌چنین، کودکان دارای شخصیت‌های مختلفی هستند که علائم فوق ممکن است در هر یک آن‌ها به نوع متفاوتی بروز کنند. از این رو، بهتر است ۴ نوع کودک متفاوت بر اساس شخصیت شناسی را نیز بشناسید تا به شکل بهتری بتوانید با آن‌ها برخورد کنید.

علائم و نشانه های بیماری روانی در کودکان زیر ۹ سال

الف. بروز تغییرات در عملکرد درسی
ب. کسب نمرات ضعیف علی‌رغم تلاش زیاد
پ. ابتلای شدید به نگرانی یا اضطراب
ت. بیش فعالی
ث. کابوس‌های شبانه‌ی مداوم
ج. نافرمانی و / یا رفتار تهاجمی مداوم
چ. بداخلاقی‌های مکرر

اضطراب در کودکان مسئله‌ای نگران کننده است که باعث می‌شود زندگی والدین نیز دچار نگرانی و اضطراب فراوان شود؛ در صورت بروز این مشکل می‌توانید از ۳۷ تکنیک برای آرام کردن کودکان مضطرب بهره ببرید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:webmd

۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان


نوشته ۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

بیماری های روانی کودکان: ۱۵ نشانه مشکلات سلامت روانی کودک

پژوهش‌ها نشان داده‌اند، آدم‌هایی که از مشکلات روانی رنج می‌برند، ممکن است از زمان نوزادی‌شان علائم و نشانه‌های خاصی از خود بروز می‌دادند. در حقیقت، امروزه متخصصانی وجود دارند که قادر هستند از بدو تولد تا سه سالگی به سلامت روانی کودکان کمک کنند. در ادامه این نوشتار با مهمترین نشانه های بیماری های روانی کودکان آشنا می شویم.

بیماری های روانی کودکان

نوزادان ممکن است احساس اضطراب، استرس، و حتی افسردگی را تجربه کنند؛ با این حال، تشخیص مشکلات روانی در نوزادانی که هنوز نمی‌توانند در مورد افکار و احساسات‌شان صحبت کنند، بسیار دشوار است. بسیاری از رفتارهای خاص، عوامل محیطی و هم‌چنین سابقه‌ی خانوادگی می‌توانند خطر مواجهه‌ی نوزادان با چالش‌های روانی را در آینده افزایش دهند. اگر والدین از قرار داشتن نوزادشان در معرض خطر ابتلا به بیماری روانی آگاه باشند و بتوانند شرایط را درک کنند، نیمی از راه را برای کمک به وضعیت کودک‌شان طی کرده‌اند.

اطمینان از سلامت نوزادان، ارزیابی وضعیت آن‌ها، و دریافت مشاوره‌های مناسب و / یا روان درمانی مراحل بعدی را تشکیل می‌دهند. وقتی صحبت از مقابله با بیماری روانی به میان می‌آید، هر چه مداخله و درمان زودتر اتفاق بیفتد، بیمار دارای پیش‌آگهی بهتری خواهد بود. به همین خاطر نیز، لازم است والدین از نشانه‌های هشدار دهنده‌ی احتمالی بیماری روانی آگاه باشند و با استفاده از توصیه‌ها و مشورت‌های متخصصین این حوزه، به پیگیری درمان‌های لازم بپردازند.

با این‌که هیچ کس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، راه‌های بسیاری وجود دارند که والدین جهت کمک به نوزادان‌شان برای آغاز زندگی با بهترین شکل ممکن، می‌توانند از آن‌ها بهره بگیرند. یکی از این راه‌ها، آگاهی از علائم و نشانه های بیماری های روانی کودکان است. تا انتهای این مقاله با سایت بازده همراه باشید، تا از ۱۵ نشانه‌ی بیماری های روانی کودکان آگاه شوید.

بیماری های روانی کودکان

۱۵. مشکلات دلبستگی

ایجاد احساس دلبستگی یا تعلق به والدین و سایر عزیزان یکی از مراحل طبیعی در دوران نوزادی است. این دلبستگی‌ها حسی از امنیت را برای نوزاد فراهم می‌سازند و در ایجاد اعتماد به نفس و مهارت‌های مقابله‌ای برای آینده به آن‌ها کمک می‌کنند. دلبستگی هنگامی شکل می‌گیرد که نوزاد دائما در معرض نوازش، راحتی، و مراقبت باشد – هم‌چنین، هنگامی که نیازهای‌شان برآورده می‌شوند، و احساس امنیت، محافظت، و دوست داشته شدن می‌کنند.

ایجاد دلبستگی سالم و قوی نخستین مرحله برای یادگیری عشق ورزیدن و اعتماد کردن به دیگران و هم‌چنین ایجاد آگاهی از احساسات و نیازهای سایر آدم‌ها است. این مرحله راه را جهت ایجاد و حفظ روابط سالم با دیگران در تمام طول زندگی هموار می‌کند.

در صورتی که نوزاد نادیده گرفته شود یا آزار ببیند، از یک پرستار به پرستار دیگر دست به دست شود، از والدین‌اش جدا بیفتد یا هنگامی که والدین (احتمالا به دلیل افسردگی یا بیماری) از لحاظ عاطفی و هیجانی سرد و بی‌احساس باشند، ممکن است دلبستگی به طور کامل در نوزاد تشکیل نشود یا دچار اختلال شود. مشکلات دلبستگی می‌توانند تا سنین بزرگسالی همراه فرد باشند، و باعث ایجاد بسیاری از چالش‌های روانی برای وی شوند.

گاهی اوقات، علائم اولیه‌ی اختلال دلبستگی ممکن است مشابه‌ی نشانه‌های اوتیسم و اختلال کم توجهی – بیش فعالی باشند؛ این علائم عبارت هستند از بی‌قراری و عدم احساس راحتی، گوشه‌گیری و عدم ایجاد رابطه، تنفر از برقراری تماس بدنی، و ناتوانی در ایجاد تماس چشمی یا خندیدن.

۱۴. دارای والدینی قربانی و بازمانده از سوءرفتار

ضروری‌ترین اقدامی که یک قربانی و بازمانده از سوءرفتار می‌تواند برای کودکان‌اش انجام دهد، درخواست کمک برای مقابله با اهریمنی است که از گذشته در وجودش وی را عذاب می‌دهد؛ اشتباه بزرگی که ممکن است این گونه افراد مرتکب شوند تلاش برای پنهان‌سازی این اهریمن و ادامه‌ی تحمل آن است. سوءرفتارهای گذشته می‌توانند اثر پروانه‌ای مخربی بر زندگی این افراد بگذارند – حتی اثر منفی این سوء رفتارها می‌تواند به زندگی کودکان‌شان نیز سرایت کند. آگاهی از این حقایق دلیل کافی را برای اهمیت دریافت مشاوره از متخصصان فراهم می‌کند.

زندگی قربانیان و بازماندگان سوءرفتارهای گذشته غالبا مملو از بحران‌های متوالی است که بر روابط، حرفه، و استقلال مالی‌ این افراد تاثیر می‌گذارند. در اثر این بحران‌ها، زندگی این افراد ممکن است دائما دارای آشفتگی‌های داخلی (و حتی خارجی) باشد که در اثر این آشفتگی‌ها، توانایی‌شان برای ایجاد زندگی قابل پیش‌بینی، طبیعی، و باثبات سلب می‌شود.

از آن‌جا که نوزادان برای داشتن احساس امنیت،‌ ایجاد دلبستگی‌های سالم، و پیشرفت اساسی نیازمند زندگی با ثبات و طبیعی هستند،‌ وجود آشفتگی در زندگی می‌تواند تاثیری به شدت منفی بر آن‌ها بگذارد.

این وضعیت حتی می‌تواند به بروز مشکلات روانی در زندگی آینده‌شان منجر شود؛ مشکلاتی از جمله افسردگی، اضطراب، اعتیاد، اختلالات تغذیه‌ای، و احتمالا ارتکاب خودکشی.

۱۳. ناراحتی و تسکین ناپذیری نوزاد

بیماری های روانی کودکان

مطالعات نشان داده‌اند، کودکانی که از اختلالات رفتاری یا بیماری روانی رنج می‌برند، معمولا از همان دوران نوزادی نشانه‌هایی احتمالا به صورت گریه‌ی بیش از حد و / یا مشکلات خواب از خود بروز می‌دهند. با این‌که ناراحتی و تسکین ناپذیری کودک ممکن است دلیلی جدی‌تر از مشکلاتی نظیر کولیک نوزادان، حساسیت (آلرژی)، تحریک شدن، و حتی خستگی نداشته باشد، تسکین ناپذیری نوزاد می‌تواند پیش‌درآمدی برای سایر علائم و مشکلات در آینده باشد. به همین دلیل، عدم دست کم گرفتن اهمیت گریه‌ی بیش از اندازه‌ی نوزاد – به خصوص هنگامی که والدین احساس می‌کنند ممکن است موضوعی جدی در میان باشد – از اهمیت بالایی برخوردار است.

هنگامی که والدین در کنار نوزاد هستند، حفظ آرامش و سرزندگی آن‌ها بسیار بااهمیت است؛ به این ترتیب، نوزاد می‌تواند امنیت و دریافت عشق را احساس می‌کند. از آن‌جا که گریه‌ی شدید و بیش از حد می‌تواند علامتی برای چالش‌های روانی آتی باشد، والدین در صورت نگرانی از این وضعیت، قطعا باید برای دریافت مشاوره با پزشک و فرد متخصص مشورت کنند.

چنان‌چه نوزاد از عارضه‌ای جدی‌تر از کولیک وخیم نوزادان رنج ببرد، اقدامات درمانی باید در اسرع وقت شروع شوند. هنگامی که صحبت از مقابله با مشکلات روانی احتمالی به میان می‌آید، هر چه اقدامات درمانی زودتر شروع شوند (چه از طریق مشاوره و چه حتی روان‌درمانی) برای آینده‌ی نوزاد بهتر است.

۱۲. فقدان یا محدودیت تماس چشمی

برقراری تماس چشمی یکی از مهم‌ترین نشانه‌های رفتاری برای نوزادان به شمار می‌رود. برقراری تماس چشمی از طریق ایجاد اتصال هیجانی میان نوزاد و سرپرست نوزاد، باعث پیشرفت فرایند ایجاد تعلق خاطر میان نوزاد و اطرافیان‌اش می‌شود. به علاوه، این مسئله به عنوان یکی از ابتدایی‌ترین اشکال برقراری رابطه میان انسان‌ها شناخته می‌شود، و بستری را برای ایجاد روابط طولانی‌ مدت با دیگران فراهم می‌کند.

اگر نوزاد تماس چشمی برقرار نکند یا به نظر برسد به طور کلی از برقراری تماس چشمی اجتناب می‌کند، گاهی اوقات این مسئله می‌تواند نشانه‌ای از مشکلی بزرگ‌تر باشد. عدم برقراری تماس چشمی ممکن است نشانه‌ی هشدار اولیه‌ی اوتیسم یا مشکلات روانی از قبیل اضطراب، افسردگی، و حتی اسکیزوفرنی باشد. در هر حالت، ارزیابی کامل نوزاد توسط یک فرد متخصص ضرری به همراه ندارد – حتی اگر در نهایت پزشک مسئله‌ی نگران کننده‌ای را تشخیص ندهد.

وقتی صحبت از احتمال وجود مشکلات روانی به میان می‌آید، نوزادان‌ و والدین‌شان، هر دو، از تشخیص و مداخله‌ی به موقع در بیماری نفع خواهند برد. مراجعه نزد افراد متخصص می‌تواند فرایندی طولانی مدت و فرسایشی باشد؛ از این رو، شروع اقدامات درمانی به محض بروز و مشاهده‌ی علائم بیماری بسیار عقلانی است.

۱۱. ابتلای والدین به بیماری روانی

اگر یکی از والدین نوزاد (یا هر دو) مبتلا به بیماری روانی (از جمله افسردگی پس از زایمان) باشند، خطر ابتلای این نوزاد به مشکلات روانی مشابه، قطعا بالاتر خواهد بود. این مسئله ممکن است دلایل ژنتیکی داشته باشد، یا به خاطر بی‌ثباتی و تحولات هیجانی باشد که ممکن است در طول دوران نوزادی و کودکی اتفاق بیفتند.

خوشبختانه، جهت کمک به کاهش عوامل خطر بروز مشکلات روانی برای کودک، اقدامات بسیاری می‌تواند صورت داد؛ از جمله

الف. عدم پنهان‌سازی بیماری والدین یا عدم تظاهر به این‌که همه چیز خوب پیش می‌رود. این مسئله بسیار مهم و حیاتی است. هر چه کودک اطلاعات بیش‌تری درباره‌ی بیماری والدین داشته باشد، احتمال افزایش اضطراب وی در این خصوص کم‌تر می‌شود.
ب. ایجاد محیطی باثبات و برنامه‌ی روزانه‌ای پیش‌بینی پذیر برای نوزاد / کودک. وقتی والدین (یا یکی از آن‌ها) از بیماری روانی رنج ببرد، عملی کردن این مسئله بسیار دشوار خواهد بود.
پ. دریافت مشاوره یا حتی اقدام برای روان‌درمانی. صحبت کردن با یک متخصص می‌تواند برای والدین و کودک، به اندازه‌ی یک دنیا تفاوت مثبت ایجاد کند. 

ت. ترغیب به ایجاد و پرورش رابطه‌ی میان کودک و پدر یا مادری که دچار بیماری روانی است. دریافت عشق از سمت والدین برای کودک بسیار لازم و حیاتی است؛ حتی اگر والدین (یکی از آن‌ها یا هر دو) دچار بیماری باشند.
ث. معرفی مدل‌های سالم و بالغی از افراد بزرگسال به نوزاد / کودک، و هم‌زمان ترغیب وی به ایجاد رابطه با افراد هم سن و سال در خارج از خانه. این کار به کودک کمک می‌کند حس قدرتمندی از خود ایجاد کند.

۱۰. واکنش‌های بیش از حد نوزاد

بیماری های روانی کودکان

نوزاد انسان به گونه‌ای خلق شده است که در برابر نیازها، غرایز طبیعی، و اتفاقات اطراف واکنش نشان می‌دهد. وقتی گرسنه باشد، گریه می‌کند؛ وقتی بغل‌اش می‌کنید، گریه‌اش متوقف می‌شود؛ هنگامی که فردی در حال صحبت کردن باشد، نوزاد به وی نگاه می‌کند.

نحوه و میزان واکنش نوزاد به سایر آدم‌ها، محرک‌های خارجی، و حتی نیازهای شخصی‌شان پیام مهمی برای متخصصان به همراه دارد. بعضی از نوزادان بیش از حد به همه چیز واکنش نشان می‌دهند – این گونه نوزادان به شدت توجه و مراقبت زیادی از والدین‌شان طلب می‌کنند. به هر دلیل، این نوزادان در مقایسه با دیگران، آن‌چنان ساکت و آرام نیستند.

با این‌که این علائم ممکن است فقط حساسیت‌های زودگذر یا حتی خصوصیات شخصیتی دائمی باشند، در برخی موارد می‌توانند نشانه‌هایی از بروز چالش‌های روانی در آینده باشند.

نشانه‌هایی که بر واکنش بیش از حد نوزاد دلالت می‌کنند، عبارت هستند از

الف. گریه‌ی فوری
ب. درخواست مداوم و حریصانه‌ی غذا
پ. عادات به شدت نامناسب خواب
ت. ناتوانی در خود تسکینی
ث. وجود تنش‌های مداوم در ماهیچه‌ها
ج. نشان دادن واکنش‌های شدید هنگام ناراحتی

والدینی که وجود بسیاری از این ویژگی‌های شخصیتی را در نوزادشان تشخیص داده‌اند، باید بی‌درنگ نگرانی‌های‌شان را با یک فرد متخصص در میان بگذارند.

۹. مشکلات شدید خواب

بیدار شدن نوزاد در طول شب برای غذا خوردن، تعویض پوشک، و در آغوش گرفته شدن مسئله‌ای کاملا طبیعی است. با این حال، تفاوت برجسته‌ای میان الگوهای بیدار شدن معمولی برای غذا و تعویض پوشک، و ابتلا به اختلال واقعی خواب وجود دارد. طبق نتایج مطالعات علمی، ۲۰ الی ۴۰ درصد تمام نوزادان و خردسالان، به نوعی، دچار مشکلات خواب هستند – اگرچه این مشکلات لزوما شامل اختلالات بالینی خواب نمی‌شوند.

مشکلات خواب به صورت غیر قابل انکاری با بیماری روانی در ارتباط هستند. در حقیقت، پژوهشگران نروژی دریافته‌اند، اختلالات خواب در نوزادان می‌تواند پیامدهای بلند مدتی داشته باشند و حتی ممکن است نشانه‌ای از بروز مشکلات روانی در آینده باشند. بنابراین، آیا عادات نامناسب خواب به مشکلات روانی منجر می‌شوند یا مشکلات روانی باعث بروز مشکلات خواب می‌شوند؟ پژوهشگران معتقدند هر دو عامل بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و می‌توانند به ایجاد چرخه‌ی معیوب بی‌پایانی منجر شوند.

شایع‌ترین اختلال خوابی که در نوزادان و کودکان تشخیص داده می‌شود، بی‌خوابی است – در اثر این اختلال، کودکان با دشواری به خواب می‌روند و هنگامی که می‌خوابند، ممکن است به آسانی از خواب بیدار شوند. سایر مشکلات مربوط به خواب عبارت هستند از پُر خوابی (کودک می‌خواهد دائما بخوابد) و خواب‌پریشی (دچار شدن به کابوس، ترس‌های شبانه، و خواب‌گردی).

۸. ابتلای والدین به سوءمصرف مواد

با این‌که اعتیاد و سوءمصرف مواد معمولا در افراد مبتلا به مشکلات روانی شایع است، ولی لزوما هیچ ارتباط مستقیمی میان آن‌ها وجود ندارد. عده‌ای معتقدند، استفاده از الکل و مواد مخدر، ممکن است روشی باشد که فرد برای خود درمانی علائم بیماری‌اش به کار می‌برد. ولی از آن جا که سوءمصرف مواد می‌تواند عوارض جانبی ایجاد کند؛ این مسئله ممکن است علائمی را که فرد در وهله‌ی اول، برای تسکین آن‌ها دچار سوءمصرف شده است، وخیم‌تر کند. سوءمصرف مواد می‌تواند حتی باعث تحریک بروز علائم جدیدتری نیز بشود.

مواد مخدر و الکل با داروهای تجویزی پزشک و داروهای ضد افسردگی سازگار نیستند. این مواد ممکن است اثرات مطلوب داروهای تجویزی را ضعیف کنند یا حتی آن‌ها را به طور کلی بی‌اثر سازند. و چنان‌چه،‌ از ابتدا، شخص در معرض ابتلا به بیماری روانی قرار داشته باشد، سوءمصرف مواد می‌تواند به آسانی شخص را در آستانه‌ی در هم شکستگی روانی قرار دهد.

نوزادان و کودکان افراد مبتلا به سوءمصرف مواد، به دلایل مختلف، بیش‌تر از سایرین در معرض ابتلا به بیماری روانی هستند؛ دلایلی از جمله

الف. وجود سابقه‌ی خانوادگی؛ ژنتیک نقش بسیار مهمی در بیماری روانی و سوءمصرف مواد بازی می‌کند.
ب. آشفتگی محیط خانواده؛ که باعث می‌شود احتمال ایجاد اثرات منفی در کودکان در خانه افزایش یابد.
پ. چالش‌های مربوط به سوءمصرف مواد در والدین؛ که می‌توانند پیامدهای دائمی رفتاری، شناختی، و روانی برای کودک داشته باشند.

۷. عدم تعامل نوزاد

بیماری های روانی کودکان

هنگامی که نوزاد، ابتدا، شروع به تعامل با والدین یا سرپرستان‌اش می‌کند، فرایند یادگیری نحوه‌ی اجتماعی شدن را آغاز می‌کند. نخستین لبخند، خنده، زمزمه، و نخستین باری که تماس چشمی برقرار می‌کند – این گونه رفتارها نشان‌دهنده‌ی نحوه‌ی ایجاد اتصالات معنادار نوزاد با دیگران و شروع روند ایجاد رابطه با اطرافیان هستند.

هنگامی که والدین یا سرپرست نوزاد به این رفتارها پاسخ‌ها و واکنش‌های مثبت نشان می‌دهند، نوزاد با کسب اعتماد به نفس و امنیت و در عین حال، با یادگیری نحوه‌ی پاسخ‌دهی و سازگار شدن با جهان اطراف‌اش، به تلاش‌های خود ادامه می‌دهد.

چنان‌چه نوزاد تا زمان رسیدن به نخستین سالگرد تولدش، علاقه‌ای به تعامل با هیچ یک از اطرافیان (اعم از والدین / نخستین سرپرست) نشان ندهد، نگرانی‌هایی درباره‌ی سلامت روان نوزاد ایجاد می‌شود. همین نگرانی‌ها نیز در مورد کودک یک ساله‌ای که به جز والدین‌اش (یا نخستین سرپرست‌اش) با هیچ کس دیگری – حتی با تشویق – تعامل نمی‌کند، وجود خواهد داشت.

این عدم تعامل ممکن است به دلیل احساس ترس و استرس در کودک باشد. ولی این علائم ممکن است نشان‌دهنده‌ی اوتیسم یا چالش‌های روانی آتی باشند. در هر دو صورت، اکیدا توصیه می‌شود برای بررسی بیش‌تر وضعیت کودک، با یک متخصص مشورت شود.

۶. قرار گرفتن نوزاد در معرض برخوردهای خشونت‌آمیز 

وقتی نوزاد دچار تجربه‌ی برخوردهای خشونت‌آمیز یا سوءرفتار (حتی غیر مستقیم) می‌شود، این تجربه می‌تواند بر مراحل حساس رشد مغز نوزاد اثر منفی داشته باشد. احساس ناامنی، ترس، و استرس می‌تواند به هیپوکامپ آسیب بزند و فرایند طبیعی رشد مغز نوزاد با دچار اختلال کند. این آسیب، در آینده، می‌تواند به افزایش خطر ابتلا به افسردگی، اعتیاد، و حتی اختلال استرسی پس از آسیب روانی منجر شود. 

لازم است والدین از این مسئله آگاه باشند که اعمال و رفتارهای‌ منفی‌شان – حتی اگر مستقیما کودکان‌شان را هدف قرار ندهند – هم‌چنان می‌توانند به همان اندازه آسیب‌رسان باشند که کودکان مستقیما هدف این اعمال و رفتارها قرار بگیرند. نوزادان و کودکان مشتاق و نیازمند فضایی طبیعی و باثبات در زندگی‌شان هستند. اگر فضای خانه برای آن‌ها آشفته و ناراحت کننده باشد، زندگی‌شان می‌تواند در معرض آسیب قرار بگیرد.

پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند، تجربه‌ی سطوح بالایی از استرس در دوران جوانی، می‌تواند بر توانایی فرد برای مقابله با استرس (حتی در سطوح طبیعی) در آینده تاثیرگذار باشد. اساسا، تجربه‌ی استرس در مراحل اولیه، توانایی فرد را برای مدیریت آن در مراحل بعدی زندگی تضعیف می‌کند.

۵. عدم علاقه به نوازش و آغوش

به گفته‌ی روانشناسان، بیش‌تر نوزادان مشتاق تماس نزدیک فیزیکی هستند. نوازش‌ها و آغوش‌های گرم به آن‌ها کمک می‌کنند احساس امنیت، راحتی، و عشق کنند و به عنوان نخستین مرحله از ایجاد اتصالات و روابط طولانی مدت با سایر آدم‌ها به شمار می‌روند. روانشناسان معتقدند، احساس بسیاری از نوزادان معمولی دقیقا خلاف این مسئله است. برای برخی از نوزادان، تماس نزدیک می‌تواند احساس خفگی و محدودیت ایجاد کند – و باعث شود دچار استرس و اضطراب شوند.

والدین نوزادانی که ظاهرا به تماس فیزیکی علاقه ندارند، لازم است با فرزندان‌شان هم‌چنان مهربانانه رفتار کنند و هم‌زمان، برای اتصال به آن‌ها از سایر روش‌ها استفاده کنند. این نوزادان ممکن است برقراری تماس چشمی یا گوش دادن به صدای حرف زدن یا آواز خواندن را به نزدیکی فیزیکی ترجیح دهند. آن‌ها حتی ممکن است به تماس یا نوازش عاشقانه علاقه‌مند باشند – با این حال، از زندانی شدن در آغوش تنگ والدین فرار می‌کنند.

از سویی دیگر، به گفته‌ی روانشناسان، این رفتار (عدم علاقه به تماس فیزیکی) می‌تواند ریشه در برخی عوامل مشکلات و اختلالات بدنی داشته باشد. به همین دلیل، لازم است والدین، جهت انجام بررسی‌های دقیق و رفع هرگونه نگرانی‌ در خصوص سلامت نوزاد، وی را نزد یک متخصص ببرند. گاهی اوقات عدم علاقه به لمس و نوازش می‌تواند نشانه‌ی اولیه‌ی اوتیسم، اختلالات رشدی و / یا مشکلات روانی باشد.

۴. عدم برخورداری والدین از حمایت دیگران

بیماری های روانی کودکان

آگاهی از وضعیت سلامت روان نکته‌ای کلیدی برای پیشگیری و هم‌چنین درمان اولیه‌ به شمار می‌رود. وقتی والدین عضوی از یک شبکه‌ی بزرگ‌تر می‌شوند، قادر خواهند بود به شکل بهتری بر نیازها و تمام جوانب سلامت نوزادشان تمرکز کنند. آن‌هایی که به تازگی صاحب فرزند شده‌اند، چنان‌چه احساس تنهایی و جدا ماندگی کنند و آن‌چنان تحت فشار مسئولیت‌های‌شان قرار بگیرند که گویی بار تمام دنیا بر دوش آن‌ها قرار گرفته است، به سختی خواهند توانست از پس وظایف‌شان بر بیایند.

حمایت خانواده حقیقتا می‌تواند سطوح هورمون استرس مادر (که به تازگی صاحب فرزند شده است) را کاهش دهند؛ این مسئله به طور چشمگیری می‌تواند احتمال بروز افسردگی پس از زایمان را کاهش دهد. هنگامی که والدین نوزاد، در صورت نیاز، بتوانند برای دریافت توصیه، راهنمایی، و کمک به خانواده، دوستان، و متخصصان این امر مراجعه کنند، برطرف کردن هرگونه مشکلی که ممکن است در خصوص نگهداری از نوزاد برای‌شان پیش بیاید، بسیار آسان‌تر خواهد بود. در این صورت، احتمال نادیده گرفته شدن هرگونه نشانه و علامتی که نوزاد در حال دست و پنجه نرم کردن به آن‌ها باشد، کاهش خواهد یافت. و در نهایت، برای حفظ سلامتی نوزاد و هم‌چنین والدین نوزاد، دریافت کمک و مداخله‌ی به موقع در طول مراحل حساس زندگی نوزاد از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

۳. بد غذایی شدید نوزاد

مطالعات اخیر نشان داده‌اند، نوزادانی که به آن‌ها اصطلاحا “‌بد غذا‌”‌ گفته می‌شود، ممکن است در معرض خطر ابتلا به شماری از مشکلات روانی از قبیل اضطراب، افسردگی، و اختلال کم توجهی – بیش فعالی قرار داشته باشند. به منظور کاهش این خطر، به بسیاری از متخصصان توصیه شده است به والدین نوزادانی که حتی سطوح خفیفی از “‌گزیده خوری‌”‌ را از خود نشان می‌دهند، راهنمایی‌های خاصی ارائه دهند.

والدین باید در این خصوص به غریزه‌شان اعتماد کنند – چنان‌چه احساس می‌کنند مسئله‌ی خاصی در این مورد وجود دارد، با این فرض که نوزاد بد غذای‌شان کمی لوس شده است یا با این امید که بد غذایی نوزاد یک مرحله‌ی زودگذر است، به سادگی از این مسئله عبور نکنند.

نشانه‌هایی که این بد غذایی می‌تواند به مشکلات بزرگ‌تری منجر شود، عبارت هستند از

الف. نوزاد از همان آغاز، با شیر مادر و شیر خشم مشکل دارد.
ب. نوزاد به آسانی یا مکررا احساس تهوع یا خفگی می‌کند.
پ. به نظر می‌رسد، نوزاد به شدت به بو حساس است.
ت. غذا خوردن نوزاد همیشه با دردسر همراه است.
ث. کودک با جویدن مشکل دارد و / یا هجده ماهگی را رد کرده است و هم‌چنان غذای پوره‌ای می‌خورد.

لازم است در این شرایط، والدین خونسردی‌شان را حفظ کنند و در هر مسئله‌ای که به غذای خوردن نوزاد مربوط می‌شود، از اجبار یا تهدید دوری کنند. این کار می‌تواند چرخه‌ای معیوب از استرس و اضطراب را ایجاد کند که در غالب اوقات، مشکل را حل نمی‌کند. چنان‌چه غذا خوردن نوزاد همیشه با دردسر همراه است، والدین باید نوزادشان را برای بررسی احتمال وجود مشکلات اساسی در سلامتی نوزاد، و هم‌چنین حساسیت یا مشکلات حسی،‌ نزد یک متخصص ببرند. به این ترتیب، جهت کمک به تسکین اضطراب (والدین و نوزاد) مربوط به مشکلات غذایی، می‌توانند همکاری‌های لازم را با فرد متخصص به عمل بیاورند.

۲. از دست دادن مهارت

یکی دیگر از نشانه‌های نگران کننده بیماری های روانی کودکان در خصوص ایجاد چالش‌های روانی آتی در نوزاد هنگامی بروز می‌کند که نوزاد دچار پسرفت یا از دست دادن مهارت‌هایی باشد که تاکنون یاد گرفته است. در ابتدا، این طور به نظر می‌رسید نوزاد، به طور طبیعی، در کسب مهارت‌های مهم زندگی در حال موفقیت است؛ ولی ناگهان مهارت‌های زبانی، اجتماعی، و حرکتی‌اش را از دست می‌دهد. فرایند از دست دادن این مهارت‌ها می‌تواند تدریجی یا سریع باشد، و ممکن است باعث ناامیدی و اضطراب در نوزاد شود؛ این مسئله می‌تواند به تغییرات رفتاری نوزاد نیز منجر شود.

به خاطر داشته باشید، هنگامی که نوزاد شروع به یادگیری مهارت‌های جدید می‌کند، ابتدا به نظر می‌رسد مهارت‌های قبلی را از یاد برده است. ولی نوزاد ممکن است به دلیل مشغولیت ذهنی ناشی از تلاش برای یادگیری مهارت‌های جدید، تمرکزش را از مهارت‌های پیشین برداشته باشد.

با این حال، از دست دادن مهارت می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از اوتیسم یا اختلال انسجام‌گسیختگی کودکی (که به اوتیسم شباهت دارد) تلقی شود. اختلال انسجام‌گسیختگی کودکی نوعی اختلال خاص و نادر است که به نظر می‌رسد با تشنج و سایر مشکلات جسمی مربوط به مغز همراه باشد. ولی برای بیان نظرات قطعی در این خصوص، مطالعات و پژوهش‌های بیش‌تری مورد نیاز است.

به علاوه، تجربه‌ی استرس ناگهانی و شدید، تروما یا بروز مشکلی بزرگ در زندگی نیز از دیگر دلایل پسرفت مهارتی نوزاد به شمار می‌روند.

۱. کم واکنش بودن نوزاد

کم واکنش بودن نوزاد نیز ممکن است یکی از نشانه های بیماری های روانی کودکان باشد و عامل نگران کننده‌ای است. حساسیت کم‌تر از حد انتظار نوزاد به محرک‌های حسی، عدم واکنش مناسب به تماس بدنی یا افزایش بیش از حد دما، و عدم آگاهی از خیس یا کثیف شدن از جمله علائم کم واکنش بودن نوزاد هستند. این نوزادان به خاطر خستگی، گرسنگی، یا نیاز به تعویض پوشک لزوما سر و صدا ایجاد نمی‌کنند. به نظر می‌رسد آن‌ها سست، کم انرژی، و غرق در دنیای خودشان هستند.

اگر نوزاد چنین علائمی را از خود نشان می‌دهد، لازم است توسط یک متخصص معاینه شود. معمولا پزشک متخصص وضعیت جسمی نوزاد را بررسی می‌کند و سپس، برای کسب اطلاعات بیش‌تر درباره‌ی سابقه‌ی خانوادگی، سابقه‌ی پزشکی، و پیشرفت‌های مهم نوزاد با والدین یا سرپرست نوزاد صحبت می‌کند. متاسفانه، آزمون‌های خاصی وجود ندارند که پزشک متخصص بتواند برای تشخیص قطعی این وضعیت از آن‌ها کمک بگیرد – پزشک فقط بر اساس ترکیبی از مشاهدات، مصاحبه‌ها، و علائم موجود می‌تواند تصمیم‌گیری کند.

کم واکنش بودن نوزاد می‌تواند نشانه‌ای از اختلال پردازش حسی باشد. هم‌چنین، این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از اختلال دلبستگی واکنشی نیز باشد؛ در اثر این اختلال، نوزاد قادر به ایجاد تعلق خاطر نیست، یا این‌که تعلق خاطر ایجاد شده در یک مرحله‌ی زمانی حساس دچار اختلال می‌شود. 


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:babygaga

بیماری های روانی کودکان: ۱۵ نشانه مشکلات سلامت روانی کودک


 

نوشته بیماری های روانی کودکان: ۱۵ نشانه مشکلات سلامت روانی کودک اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

مهارت ارتباط موثر: ۲۰ مهارت، فعالیت و استراتژی ارتباط با افراد دیگر

مهارت‌ های آدم‌ها تکنیک‌های اجتماعی هستند که افراد برای ایجاد روابط، مصالحه‌ در مذاکرات، و ارتباط برقرار کردن با سایر آدم‌ها و همچنین درک نیازها و خواسته‌های اطرافیان‌شان از آن‌ها استفاده می‌کنند. وقتی شما مهارت ارتباط موثر بین فردی خوبی داشته باشید، آن وقت راحت‌تر با دیگران کار خواهید کرد و همچنین بازده کاری بالاتری نیز خواهید داشت. اگر پی برده‌اید که این مهارت‌های انسانی را کم دارید مقاله‌ی حاضر می‌تواند فهرستی از ۲۰ مهارت ارتباط موثر ، فعالیت و استراتژي ارتباط بین فردی را که برای موفقیت کامل نیاز دارید به شما معرفی کند.

مهارت ارتباط موثر

مهارت ارتباط موثر

۱. توانایی ارتباط برقرار کردن با آدم‌های دیگر

وقتی توانایی ارتباط برقرار کردن با سایر آدم‌ها و مواضع و نگرش‌های آن‌ها را داشته باشید، در آنصورت در کسب و کار صاحب تکنیکی بسیار حیاتی هستید. با داشتن شخصیتی کاربلد و ماهر و مجموعه‌ای از تجربه‌ها، اغلب ارتباط برقرار کردن با اکثر آدم‌ها برای‌تان کار راحتی خواهد بود. گاهی توانایی ارتباط برقرار کردن با سایر آدم‌ها فقط حس تمایل به موافقت یا مخالفت با حفظ حرمت طرفین است. فقط بگذارید افراد دیگر بدانند که شما موضع و نقطه نظرشان را درک می‌کنید.

۲. صادق بودن

صداقت برای اعتماد سازی میان آدم‌ها از ضروریات است. وقتی که این مزیت (اعتماد) را از دست بدهید به دست آوردن دوباره‌ی آن ناممکن است. در واقع، صداقت پایه‌ی اصلی هر رابطه‌ای، به خصوص در کسب و کار، است.

۳. مهارت های ارتباطی

این اساسی ترین و پایه‌ای ترین مهارت آدم‌ها به حساب می‌آید چون شامل توانایی سازش با سایر آدم‌ها، و متقاعد کردن‌شان به شنیدن درباره‌ی ایده‌ّهای‌تان و … می‌شود. قدرت ادای کلام (تکلم) برای داشتن ارتباطی خوب ضروری است. مهارت ارتباط موثر تعیین می‌کند که دیگران شما را چگونه تصور می‌کنند، البته بعد از ظاهرتان. به راحتی می‌توانید شبیه یک میلیاردر به نظر برسید، اما اگر نتوانید برای ساخت جملات کافی و وافی کلمات را خوب به هم بچسبانید، امتیازهای اصلی و اساسی را از دست خواهید داد. ارتباط گیرندگان موثر و بانفوذ در درک اشتباهات سیستماتیک و اجتناب از آن‌ها یا اصلاح‌شان در وقت ضرورت بسیار دقیق عمل می‌کنند.

به عبارت دیگر، به موقع و دقیق ارتباط برقرار کنید. ارتباط قوی شامل بیان واضح خود، گوش کردن کامل و با دقت در ارتباطات کتبی یا پشت تلفن می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید توصیه‌هایی برای شما هستند تا به وسیله‌ی آن‌ها مهارت ارتباط موثر بین فردی قوی را تمرین کنید.

توصیه های مهم ارتباط بین فردی

– تا آنجا که ممکن است شفاف صحبت کنید، به ویژه در جلسات کسب و کار. وقتی مختصر، روشن و سرراست صحبت کنید، و همچنین مثال‌ها یا توضیحات بیشتری نیز درباره‌ی احساسات‌تان بدهید، می‌توانید توجه شنونده را بیشتر به خود جلب کنید، می‌توانید ارتباط گیری ماهرانه خود را به آن‌ها نشان بدهید، و آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهید.

– به دقت گوش فرا دهید. چرا باید به دقت گوش کنید؟ ساده است، بسیاری از اختلاف ها درگیریهای روزانه می‌توانند ناشی از سوء تفاهم‌ها در ارتباطات باشند. گوش کردن با دقت و جدیت می‌تواند به رفع سوءتفاهم‌ها کمک کند. چون وقتی آدم‌ها صحبت می‌کنند، تمرکز کردن بر آوای صدا، کلمات و زبان بدنشان می‌تواند پیام‌های دقیق و درستی را انتقال دهد.

– در ارتباط‌های نوشتاری خوب قضاوت کنید. در واقع، در بعضی از ارتباطات نوشتاری حس شوخ طبعی همیشه در اولویت قرار نمی‌گیرد و این گاهی به صدمه زدن به احساسات افراد و سوء تفاهم منجر می‌شود. به علاوه، بدون یک متن یا لحن صدای خاص، کلمات در ارتباطات نوشتاری سرد به نظر خواهند رسید به ویژه در رابطه با موقعیت‌های احساسی.

۴. شکیبایی کردن با دیگران

اگر در تعامل با دیگران به قدر کافی صبور و شکیبا باشید و بتوانید در وضعیت‌های استرس‌زا ذهن خود را آرام نگه دارید، در آن صورت این ویژگی با مدیریت صحیح می‌تواند به دارایی ارزشمندی برای شما تبدیل شود. در محل کار، وقتی که رئیس برای مدیریت کردن یک وضعیت خاص تحت فشار است که در آن سایرین خونسردی معمول خود را از دست می‌دهند، وی موقع ارتقاء رتبه‌ی کارکنان کسانی را که دردسرساز بوده‌اند خوب به یاد خواهد آورد.

۵. توانایی درک و اعتماد به دیگران

درک کردن این موضوع که آدم‌ها تربیت و فرهنگ خانوادگی متفاوتی دارند بسیار مهم است. بنابراین، لازم است درک کنیم که ما با دیگران فرق داریم و نباید بر مبنای ظاهر و در یک نگاه سایرین را قضاوت کنیم. شما می‌توانید برای کارآمدی و بازدهی بیشتر در عین حال که با شخصی هم نظر نیستید اما همچنان به همکاری‌تان با او ادامه بدهید.

۶. دانستن چگونگی و زمان نشان دادن همدردی

به بیان ساده، یعنی شما می‌توانید و توانایی آن را دارید که خودتان را جای سایرین بگذارید. این کلید خلق رابطه‌ای دراز مدت با دیگران است، و بینش شما را نسبت به انگیزه‌ّای مردم افزایش می‌دهد و شما را قادر می‌سازد واکنش‌های افراد را پیش بینی کنید.

در واقع، همه چیز همیشه سیاه و سفید نیست، و به منظور حفظ اثربخشی روابط با دیگران، باید در مواقع مقتضی دلسوزی و قدردانی خود را نشان بدهید.

۷. مهارت‌های گوش کردن (شنیداری)

شنیدن حرف‌های کسی و گوش کردن دقیق به او دو چیز کاملا متفاوت هستند. اکثر آدم‌ها وقتی دیگران صحبت می‌کنند فقط می‌شنوند حتی پیش از آن که شخص گفته‌هایش را تمام کند در ذهن خود پاسخ را آماده می‌کنند. در واقع، گوش کردن فعالانه و با دقت ممکن است زمان بیشتری از شما بگیرد اما نتایج بهتری به بار خواهد آورد. یعنی بدون وقفه گوش بسپارید و روی فکر کردن و آماده‌کردن جواب قبل از پاسخ‌دهی فکر کنید. هرچند این کار نیازمند تمرین است، اما چیزی که در عوض به دست خواهید آورد پشیمان‌تان نخواهد کرد. با وجود این یادتان باشد که کار نیکو کردن از پر کردن است.

۸. علاقمندی صادقانه نشان دادن به دیگران

آدم‌ها به راست یا دروغ بودن اعمال شما واقف هستند. آن‌ها می‌دانند چه وقت واقعا علاقمندشان هستید. وقتی علاقمندی صادقانه نشان ندهید، در آن صورت تعامل فعلی‌تان ممکن است اثری بر عکس بر شخص مورد نظر بگذارد.

۹. تحمل

تحمل یعنی اینکه بتوانید شیوه‌ی عمل یا اعتقاداتی را که ممکن است با طرز اقدام و باورهای شما همخوانی نداشته باشند بپذیرید. هر یک از ما ویژگی ها و نقطه نظرات متفاوت و خاصی دارد. این که بتوانید در کنار آدم‌هایی کار کنید که روش‌های عمل و اعتقادات متفاوتی دارند خودش یک فرصت و مزیت است.

۱۰. مدیریت استرس

در زندگی مدرن، استرس بسیار رایج است و به نظر می‌رسد که ما هر روز باید با استرس دست و پنجه نرم کنیم. طیف وسیعی از چیزهایی وجود دارند که می‌توان برای رفع استرس از آن‌ها استفاده کرد، مانند تای چی، یوگا، مراقبه، و تمرین ورزش‌های تنفسی. خودتان سعی کنید بفهمید کدام یک برای شما بهتر جواب می‌دهد و وقتی استرس داشتید چه در زندگی چه در سر کار، از آن استفاده کنید.

۱۱. قضاوت خوب

قضاوت خوب مهارتی پایه ای در فهرست مهارت ها، فعالیت‌ها، و استراتژی های ارتباطی بین فردی محسوب می‌شود و مستقیما از گوش کردن، یاد گرفتن و مشاهده کردن جهان اطراف‌تان به دست می آید. این مهارت ارتباط موثر می‌تواند به آدم‌ها اجازه بدهد دوستان و روابط‌شان را خردمندانه انتخاب کنند، پاسخ‌ها و واکنش‌ها را مشخص کنند و تصمیمات عاقلانه بگیرند.

۱۲. ترغیب یا متقاعد کردن

توانایی ترغیب یا متقاعد کردن دیگران در کسب و کار و انجام کارها ضروری است. وقتی باید به دیگران ایده‌ها، محصولات، خدمات خود و یا هر چیز دیگری را بفروشید این فرصت خوبی برای حرفه‌ی شما محسوب می‌شود. فارغ از نیت‌تان، لازم است که بتوانید بحث‌های قوی و متقاعد کننده انجام دهید و به مخاطب توضیح بدهید که چرا ایده‌ها، یا محصولات شما «انتخاب درست» و بهترین گزینه هستند.

۱۳. مهارت ‌های مذاکره

در واقع، مهارت های مذاکره کردن در بحث‌های داخلی و خارجی مفید هستند. اینکه قادر باشید با سایر افراد مذاکره کنید، چه همکار، چه عامه‌ی مردم، یا برای معاملات کسب و کار – به – کسب و کار، می‌تواند مهارتی باشد که زندگی‌تان را نجات بدهد. به عنوان مثال، وقتی صحبت از مذاکره در شغل یابی می‌شود، مباحث مربوط به پیشنهادات شغلی و حقوقی به شدت تحت تاثیر مذاکره‌های جدی قرار می‌گیرند. از نظر خارجی، یا بیرونی، نیز فروشندگان و مشتریان اغلب به مذاکره نیاز دارند و شما وقتی در هر یک از این زمینه‌ها موفق باشید می‌توانید به یک فرد حرفه‌ای تبدیل شوید.

۱۴. حس شوخ طبعی

شرط می‌بندم اکثر ما از خندیدن لذت می‌بریم. این کار یک نوع خنثی کننده‌ی تنش و درگیری بسیار موثر است. اگر می‌توانید از حس شوخ طبعی استفاده کنید، پس می‌توانید کار و زندگی‌تان را به مسیر دلخواه‌تان هدایت کنید.

۱۵. کنترل خشم

این نیز یکی از مهارت‌های عالی و موثر آدم‌ها است که در محل کار واقعا ارزشمند است. بسیار حیاتی است که بدانید عصبانی شدن در محل کار ممکن است به مشکلات مختلفی منجر شود و اگر نتوانید این احساسات را به درستی کنترل کنید احتمالا باعث از دست دادن شغل‌تان خواهد شد. همچنین، ضروری است که بدانید چه نوع وضعیتی شما را عصبانی می‌کند تا از قبل بتوانید با احساسات منفی مقابله کنید. بهتر آن است که در محل کار دیگران را مورد خشم خود قرار ندهید چون این کار ممکن است باعث ترساندن دیگران و منجر به بالا گرفتن خشونت در محل کار شود.

وقتی فکر می‌کنید خشم دارد بر شما غلبه می‌کند، برای آرام شدن چند نفس عمیق بکشید و اگر کارساز نبود، فقط کافی است آن محل را ترک کنید. قبل از عصبانی شدن، باید روش‌های درستی را یاد بگیرید که به حفظ آرامش‌تان کمک می‌کنند. کنترل خشم، به ویژه کنترل خشم در محل کار یکی از مهارت های عالی آدم‌ها است که به شما کمک می کند افکار و احساسات‌تان را با آدم‌های دور و برتان به شیوه‌ای درست و معقولانه در میان بگذارید.

۱۶. حل اختلافات

این چیزی است که همراه با کنترل خشم به دست می‌آید و یکی از مهارت های خوبی است که آدم‌ها می‌توانند در سر کار یا زندگی روزمره از آن برخوردار شوند. حل اختلافات شامل شناخت از خود اختلاف و نحوه‌ی تاثیر آن بر شما و اطلاع از دلایل اهمیت این اختلاف برای شما می‌شود. وقتی می‌خواهید اختلافی را بر طرف کنید، باید به طرف مقابل احترام بگذارید و از او نیز درباره‌ی راه‌حل‌های درست برای حل اختلاف نظرخواهی کنید. این مهارت ارتباط موثر مهمی است که آدم‌ها در محل کار از آن برخوردار هستند چون معمولا در اکثر مشاغل اختلاف نظرها و درگیری‌هایی بر سر موضوعات خاصی رخ می‌دهد. این که بدانید چگونه با یک اختلاف برخورد کنید و به طرف‌های درگیر احترام بگذارید به شما در حفظ روابط خوبی که دارید کمک خواهد کرد.

۱۷. خود آگاهی درباره‌ی زبان بدن

هرچه بر نقش زبان بدن تاکید کنیم باز هم کم است، چون این مهارت اکثریت آنچه را آدم‌ها به دیگران انتقال می‌دهند تشکیل می‌دهد. حقیقت این است که حتی وقتی صحبت نمی‌کنیم با آدم‌ها تمام مدت در حال ارتباط برقرار کردن هستیم. بنابراین، مراقب ایما و اشارات، بیانات، لحن حرف زدن و ظاهرتان باشید چون ارتباط برقرار کردن ممکن است بسیار به شما کمک کند یا به آدم‌های اطراف‌تان آسیب بزند، و در حالت کلی برای حرفه وشغل‌تان مهم باشد.

۱۸. کمی بیشتر بنویسید و بنویسید

نوشتن می‌تواند به شما کمک کند با اعتماد به نفس و دقت بیشتری اعتقادات خود را ابراز کنید. این کار یک نوع آماده سازی است که باعث می‌شود سخنرانی‌های طبیعی داشته باشید. شما همچنین می‌توانید توانایی حفظ کنترل در ارتباطات را نیز در خود ایجاد کنید. یادتان باشد که ارتباط درونی اغلب مقدم بر ارتباط بین فردی است، با این حال تمرین کردن هنر نوشتن به شما کمک خواهد کرد مهارت ارتباط موثر بین فردی خود را نیز به طرز موثری افزایش دهید.

۱۹. سعی کنید روابط  هماهنگ و سازگار ایجاد کنید

اگر روابط شخصی یا کاری‌تان کوتاه مدت، غیر صمیمی یا سرد است، بهتر است بر کیفیت یک سری از روابط خاص تمرکز کنید تا بتوانید روابطی سالم و هماهنگ ایجاد کنید. راه‌های مختلفی برای تمرین و انجام این کار وجود دارد. در اینجا بعضی از راه‌های مختلف تمرینی را به شما ارائه می‌کنیم:

– خودتان را در موضع شخص مقابل قرار دهید که به شما اجازه می‌دهد مسائل را از منظری متفاوت نگاه کنید. وقتی بتوانید دیگران را درک کنید، از پرخاشگری‌تان کاسته خواهد شد و اتحاد و تفاهم بیشتری با هم پیدا خواهید کرد.

– سر کار، در منزل، یا در رویدادهای اجتماعی و گرد هم آیی‌ّهای جمعی، کمک کنید افراد احساس خودمانی بودن بکنند و از آن‌ها حمایت کنید. اما، از رفتارهایی که باعث می‌شود آن‌ها احساس بیگانگی یا غریبگی بکنند پرهیز کنید.

– منصف و عادل باشید. اگر از آن دسته افرادی هستید که بیشتر در یک رابطه دست بگیر دارند تا دستِ بده، بهتر است یاد بگیرید فرد سخاوتمند تر باشید. به عنوان مثال، اگر دوستان‌تان اغلب با شما در رویدادهایی که دوست دارید همراه می‌شوند، شما نیز باید انصاف را رعایت کنید و با آن‌ها چنین رفتاری داشته باشید.

– صادق باشید. یادتان باشد که روابط در صورتی پایدار خواهند بود که آدم‌ها به یکدیگر اعتماد داشته باشند. بنابراین، اطمینان و تعهد را حفظ کنید تا بتوانید اعتماد سازی کنید و حتی شدت آن را افزایش دهید.

۲۰. کلاس بازیگری بروید

اگر شما از اهمیت مهارت ارتباط موثر بین فردی برای موفقیت در زندگی آگاه هستید، در رفتن به کلاس بازیگری تردید نکنید. در آنجا، می‌توانید مهارت‌های ارتباطی برنامه ریزی شده‌ای را یاد بگیرید که کنترل زبان و اعتماد به نفس‌تان را تقویت خواهد کرد.

یا به عنوان راهی دیگر، می‌توانید در یک کلاس سخنوری ثبت نام کنید؛ جایی که می توانید در آن پیوسته با دیگران ارتباط برقرار کنید، به نظاره بنشینید و ارتباط‌گران نافذ را زیر نظر بگیرید، تا هر موقع در وضعیتی مشابه قرار گرفتید بتوانید از تاثیرات مثبت و بلند مدت این مشاهدات استفاده ببرید.

شاید به نظر برسد که تمرکز بر همه ی مهارت‌های ارتباطی خوبی که در فوق به آن‌ها اشاره کردیم زمان بسیار زیادی از ما می‌گیرد. در نتیجه، بهتر است که از بین این ۲۰ مهارت ارتباط موثر ، فعالیت و استراتژی ارتباطی بین فردی یک یا دو مورد را انتخاب و با آن‌ها شروع کنید تا به عنوان مثال از فواید آن در محل کار بهره‌مند شوید. سعی نکنید یک شبه ره صد ساله را طی کنید و بهتر است عجول نباشید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: vkool

مهارت ارتباط موثر: ۲۰ مهارت، فعالیت و استراتژی ارتباط با افراد دیگر


 

نوشته مهارت ارتباط موثر: ۲۰ مهارت، فعالیت و استراتژی ارتباط با افراد دیگر اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

داستان گویی: ۷ فایده قصه گویی برای سلامت روان کودکان و بزرگسالان

قصه گویی یا داستان گویی به فعالیتی اشاره دارد که طی آن، داستانی توسط یک آدم برای آدم‌های دیگر تعریف می‌شود. بسیاری از آدم‌ها تصور می‌کنند داستان گویی به نحوی به لحظاتی مربوط می‌شود که مادرها یا پدرها تا قبل از آن که کودکان‌شان در رخت‌خواب به خواب بروند و خواب خوبی داشته باشند، برای‌شان داستان تعریف می‌کنند.

داستان گویی

با وجود این، در حقیقت، داستان گویی فقط به تعریف داستان برای کودکان محدود نمی‌شود. جدای از تعریف داستان‌های جن و پری، با پایان‌های شاد، داستان گویی مفهوم گسترده‌تری را در بر می‌گیرد. در واقع، در میان گذاشتن تجربه‌ها در برابر گروهی از آدم‌ها نیز نوعی داستان گویی به شمار می‌رود. مهم‌ترین مسئله‌ای که در این میان نباید فراموش شود این است که به نظر می‌رسد داستان گویی، نه فقط برای کودکان، بلکه برای آدم‌هایی در تمام سنین، نتایج خوبی به همراه خواهد داشت.

با این‌که در دوران مدرن، آدم‌های امروزی داستان گویی را به عنوان یک کار سنتی تصور می‌کنند، این کار هم‌چنان برای آدم‌ها فوق‌العاده مفید است. علی‌رغم آن‌که به نظر می‌رسد قصه گویی یا داستان گویی بسیار ساده است و فقط جنبه‌ی سرگرمی دارد، فواید این کار برای سلامت روان بسیار شگفت‌انگیز هستند. در طول روزهای هفته، ممکن است دائما مشغول کار باشید؛ ولی گاهی اوقات، زمان‌های بیکاری‌تان را مشغول وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی هستید.

از سویی دیگر، کودکان دائما به استفاده از وسایل الکترونیکی عادت کرده‌اند و این مسئله دیگر پدیده‌ای تازه و نادر نیست. داستان گویی در مقایسه با اعتیاد به دستگاه‌های الکترونیکی و تماشای برنامه‌های تلویزیون، پدیده‌ای است که برای تن‌درستی‌تان، به خصوص برای سلامت روان، بسیار مفید و ضروری است.

در ادامه، با فهرستی از فواید داستان گویی برای سلامت روان اشاره می‌کنیم. تا انتهای این مقاله با سایت بازده همراه باشید!

۱. افزایش خلاقیت

یکی از نتایج مفیدی که می‌توانید از جلسات داستان گویی به دست بیاورید، افزایش خلاقیت‌تان است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند، زمانی که در حال شنیدن یک داستان هستید یا زمانی که به اصطلاح “‌شنونده‌ی‌”‌ یک داستان می‌شوید، چیزی را که گوینده‌ی داستان در حال بازگو کردن است، تجربه و احساس می‌کنید.

برای مثال، وقتی گوینده مطلبی را درباره‌ی غذایی خوشمزه تعریف می‌کند، شما میزان خوشمزگی غذا را تصور خواهید کرد. در اثر این تصور، قشر حسی مغزتان فعال می‌شود. از آن جا که این تصور می‌تواند به فعال‌تر شدن مغزتان منجر شود، باعث ایجاد خلاقیت در شما خواهد شد. در این صورت، می‌توانید خلاق بمانید و یافتن ایده‌های جدید برای‌تان آن‌چنان دشوار نخواهد بود.

علاوه بر تاثیر داستان گویی و گوش دادن به داستان بر افزایش خلاقیت، ۳۵ روش رایگان برای تقویت خلاقیت نیز وجود دارند که می‌توانید با استفاده از آن‌ها حقیقتا خلاقیت‌تان را بالا ببرید.

۲. تقویت حافظه

وقتی به داستانی گوش می‌دهید، موقعیتی را که در داستان به تصویر کشیده می‌شود، در ذهن‌تان تصور می‌کنید. اگر بعد از چند روز سعی کنید داستان را به خاطر بیاورید، با تصور توالی رویدادهای موجود در شرح داستان، توانایی‌تان برای به یاد آوری مطالب افزایش می‌یابد.

اگر بخواهید حافظه‌ی کودک‌تان تقویت شود، می‌توانید از همین ویژگی داستان گویی استفاده کنید. درست بعد از این‌که برای کودک‌تان داستانی را تعریف کردید، می‌توانید از کودک بخواهید جریان داستان را برای‌تان بازگو کند. طریقی که کودک‌تان می‌تواند جزییات و ترتیب وقایع داستان را به خاطر بیاورد، می‌تواند حافظه‌ی کودک را تقویت کند.

به غیر از داستان گویی، فعالیت‌های جذاب و مفید دیگری هم وجود دارند که می‌توانند حافظه‌تان را تقویت کنند؛ به طور مثال، نقاشی کشیدن حافظه‌تان را تقویت می‌کند.

۳. افزایش دایره‌ی واژگان

علاوه بر ۲۵ فایده خواندن کتاب برای سلامت ذهنی و بدنی، گوش دادن به داستان نیز می‌تواند دایره‌ی واژگانی را افزایش دهد؛ به خصوص وقتی این کار برای کودکان انجام شود. درک و آشنایی با واژگان گوناگون از طریق انجام فعالیت‌های سرگرم کننده‌ای نظیر داستان گویی برای کودکان می‌تواند بسیار آسان‌تر باشد. داستان گویی با ایجاد فضایی که آن‌چنان مانند فضای مدرسه خشک و جدی نیست، روش بسیار جذاب‌تر و دلپذیرتری برای یادگیری و آموزش است.

زمانی که کودکان به داستان گوش می‌دهند، واژگان و عباراتی که آن‌ها می‌شنوند، به طور خودکار باعث می‌شوند ذهن‌شان با این واژگان آشنا شود. به این ترتیب، آن‌ها در صحبت کردن و خواندن مسلط‌تر و روان‌تر می‌شوند، زیرا داستان گویی کمک می‌کند دایره‌ی واژگانی کودکان افزایش یابد.

۴. گریز از تنهایی

وقتی در جلسات داستان گویی در کنار سایر آدم‌ها قرار می‌گیرید، تنهایی‌تان نیز از بین می‌رود. همان طور که می‌دانید، داستان گویی تنها به تعریف داستان از سوی مادرها و پدرها برای کودکان‌شان محدود نمی‌شود. در شرایطی که آدم‌ها داستان‌های‌شان را برای یکدیگر تعریف می‌کنند، دیگر کسی احساس تنهایی نخواهد کرد.

داستان گویی باعث ایجاد حس با هم بودن می‌شود و تنهایی را می‌زداید. حضور در جمع آدم‌ها و هم‌زمان، در میان گذاشتن داستان‌های‌تان می‌تواند به گریز از تنهایی کمک کند. به علاوه، این کار باعث می‌شود آدم‌ اجتماعی‌تری شوید.

علاوه بر داستان گویی، ۸ روش دیگر وجود دارند که احساس تنهایی نکنید.

۵. احساس شادمانی

گوش دادن به داستان‌های سایر آدم‌ها می‌تواند باعث ایجاد حس شادمانی شود. این کار برای ایجاد حس شادی بسیار مفید است؛، به خصوص هنگامی که آدم‌های حاضر در جلسه‌ی داستان گویی، نقش‌های‌شان را با یکدیگر تعویض می‌کنند؛ به این ترتیب که گوینده می‌تواند به شنونده تبدیل شود و بالعکس.

وقتی داستان آدم‌های دیگر را می‌شنوید، به خصوص هنگامی که این داستان‌ها درباره‌ی کشمکش‌ها و مبارزات‌شان در زندگی و نحوه‌ی پشت سر گذاشتن مشکلات باشند، چشم‌انداز جدیدی از زندگی به دست خواهید آورد. این مسئله حس قدرشناسی‌تان را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود در زندگی‌تان احساس شادتری داشته باشید. همین شرایط هنگامی که گوینده‌ی داستان باشید نیز صادق است. در میان گذاشتن تجربه‌های‌تان در برابر سایر آدم‌ها، باعث می‌شود شادتر باشید و به خودتان افتخار کنید.

شنیدن داستان‌های دیگران و آگاهی از تجربه‌های‌شان در تمام زمینه‌ها حقیقتا باعث بهبود حس شادمانی‌تان می‌شود؛ به خصوص وقتی ۱۰ درس شادی از متیو ریکارد، شادترین مرد دنیا را بشنوید.

۶. درمان افسردگی

علاوه بر ۱۰ راه درمان افسردگی بدون دارو که در مقاله‌ای دیگر برای‌تان توضیح داده‌ایم، داستان گویی نیز قادر است افسردگی را در برخی آدم‌ها بهبود ببخشد. هنگامی که در حال شنیدن یک داستان شگفت‌انگیز هستید، می‌توانید آن‌چه را در جریان داستان می‌گذرد، در ذهن‌تان پردازش کنید و درس‌هایی جدید بیاموزید. تا وقتی تحت تاثیر افکار مثبت قرار بگیرید، ارتعاشات مثبت اجازه نخواهند داد افسرده بمانید.

به علاوه، وقتی داستانی را تعریف می‌کنید و اجازه می‌دهید دیگران آن را بشنوند، اندکی از سنگینی بار این تجربه‌ها را از دوش خود بر می‌دارید. به این ترتیب، دیگر لازم نیست بار تجربه‌های ناراحت کننده‌تان را به تنهایی به دوش بکشید. از همه مهم‌تر، با حضور همیشگی در این گونه جمع‌ها، برای همیشه از شر افسردگی خلاص می‌شوید.

۷. افزایش عزت نفس

اگر به دلیل پایین بودن عزت نفس‌، با حضور در جمع مشکل دارید و اعتماد به نفس لازم را برای این کار ندارید، داستان گویی روش خوبی است که از طریق آن، می‌توانید اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهید. در شرایطی که می‌بینید گوینده‌ی داستان در حال تعریف ماجرایی الهام‌بخش است، می‌توانید زندگی‌تان را در قاب بزرگ‌تری مشاهده کنید؛ و همین مسئله می‌تواند باعث شود فرد مثبت‌تری باشید. بنابراین، داستان گویی می‌تواند سطح عزت نفس‌تان را بالا ببرد.

هم‌چنین، تغییر نقش‌تان، از جایگاه شنونده به گوینده، نیز می‌تواند برای افزایش عزت نفس مفید باشد. با تغییر نقش‌تان، از شنونده به گوینده‌ی داستان، می‌توانید یاد بگیرید چگونه باید داستان‌های‌تان را برای سایر آدم‌ها تعریف کنید. می‌توانید درباره‌ی همه چیز صحبت کنید؛ هر موضوعی که به آن علاقه‌مند هستید. نخست، ممکن است احساس سختی و مشقت کنید،‌ زیرا با شرایطی که در مرکز توجه دیگران قرار بگیرید،‌ آشنایی چندانی ندارید. ولی با مرور زمان، اعتماد به نفس بیش‌تری پیدا خواهید کرد.

توصیه‌ی آخر

از آن‌جا که داستان گویی برای سلامت روان مفید است، لازم است بیش‌تر به این مسئله فکر کنید و آن را به اندازه‌ی بیش‌تری در برنامه‌ی زندگی‌تان قرار دهید. کسب و کار و مشغله‌های مربوطه ممکن است ذهن و وجودتان را در خود غرق کرده‌ باشند. بنابراین، توصیه می‌شود زمانی را برای داستان گویی با دوستان اختصاص دهید، و شاید هم به جلسات گروهی داستان گویی ملحق شوید.

فارغ از این که چه میزان در زندگی مشغولیت دارید، باید سعی کنید داستان گویی را در برنامه‌ی زندگی‌تان قرار دهید. این کار را می‌توانید در برنامه‌های هفتگی‌تان یا در اوقات فراغت‌تان بگنجانید. فواید داستان گویی برای سلامت روان، ارزش امتحان کردن را دارند. اجازه دهید ذهن‌تان در وضعیتی آرام و بی‌دغدغه قرار بگیرد؛‌ به این ترتیب، بدن‌تان نیز سالم خواهد ماند!


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:drhealthbenefits

داستان گویی: ۷ فایده قصه گویی برای سلامت روان کودکان و بزرگسالان


 

نوشته داستان گویی: ۷ فایده قصه گویی برای سلامت روان کودکان و بزرگسالان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.