اختلالات روانی در جوانان: ۲۴ مهمترین انواع و علائم بیماری روانی در نوجوانان

اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان موضوع بسیار مهمی است که در قرن حاضر دامنگیر بسیاری از افراد و خانواده هایشان شده است. شاید فکر کنید هنگامی که از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شوید، فرایند رشدتان کامل شده است. احتمالا از لحاظ جسمی،‌ قدتان به بلندترین حالت خود رسیده باشد، و از این زمان به بعد، در تمام طول زندگی بزرگسالی‌تان، ابعاد بدن‌تان به همین اندازه باقی خواهد ماند.

اختلالات روانی در جوانان

چه به دانشگاه بروید، چه در این دنیای بزرگ، مسیر زندگی خودتان را در پیش بگیرید، در این نقطه از زندگی به حد بالایی از استقلال دست خواهید یافت؛ ممکن است از خانواده‌تان جدا شوید و به تنهایی به زندگی‌تان برسید. با این‌که هنوز چیزهای زیادی وجود دارند که باید یاد بگیرید، احتمالا احساس می‌کنید فرایند رشدتان کامل شده است. با وجود این، به عنوان یک آدم بزرگسال جوان، هنوز از لحاظ روانی به رشد کامل نرسیده‌اید. جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله هنوز در حال تجربه‌ی رشد شناختی هستند، و به همین دلیل نیز این افراد در این دوره از زندگی ممکن است در معرض ابتلا به بیماری روانی قرار بگیرند.

رشد مغزی در نوجوانان و جوانان

بیش‌تر آدم‌ها با مرحله‌ی رشد نوجوانان (آدم‌های در حال بلوغ) آشنا هستند. اراده‌ی مستقل برای اتکا بر همسالان (به جای والدین) برای نخستین بار، ترس و اضطراب ناشی از یافتن هویت فردی و در عین حال، احساس تعلق به یک گروه اجتماعی، و تردیدها و تصمیم‌گیری‌های ضعیف بخش برجسته‌ای از سال‌های نوجوانی را تشکیل می‌دهند.

تا سن ۱۸ سالگی

با وجود این، آن‌چه بیش‌تر آدم‌ها از آن غافل هستند، این است که مرحله‌ی رشد مغزی انسان در ۱۸ سالگی متوقف نمی‌شود. بخشی از مغز که تکانه‌ها و برنامه‌ریزی‌ها را کنترل می‌کند و نحوه‌ی رفتار آدم را برای رسیدن به هدف ساماندهی می‌کند، تا اواسط دهه‌ی سوم زندگی (۲۰ تا ۲۹ سالگی) هم‌چنان به رشد خود ادامه می‌دهد. این فرایند رشد، در بیش‌تر آدم‌ها در سن ۱۸ سالگی،‌ تازه به نصف می‌رسد.

مغز نوجوانان به ایجاد و رشد یک سامانه‌ی پاداش مغزی می‌پردازد که تا سال‌ها بعد از برگزاری جشن تولد هجده سالگی‌شان، هم‌چنان فعال باقی می‌ماند. این افزایش حساسیت همان چیزی است که نوجوانان را به هیجان‌های شدید و حساسیت باورنکردنی به فشار همسالان (فشار همتا) وامی‌دارد. آن‌ها در طول دوران بیست سالگی، بدون توجه به خطرات، هم‌چنان به دنبال تجربه‌های جدید و به طور بالقوه لذت‌بخش هستند.

تا سن ۲۰ سالگی

تغییراتی که در ابتدای دوره‌ی بیست سالگی در مغز اتفاق می‌افتند، بر نحوه‌ی نتیجه‌گیری کلی آدم‌ها از تجربه‌ها و اطلاعات جدید تاثیر می‌گذارند. این رشد مغزی معمولا با کاهش کنترل والدین، و احتمالا خلاصی از اجبار حضور در کالج یا دانشگاه مصادف می‌شود. انواع تجربه‌هایی که یک جوان با آن رو به رو می‌شود، چه خوب و چه بد، می‌توانند به شکل قابل توجهی به نحوه‌ی رشد مغز در این مرحله شکل دهند؛ و به طور بالقوه به صورت بیماری روانی نمود پیدا ‌کنند.

نخستین نشانه های بیماری و اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان

بیماری روانی شامل طیف گسترده‌ای از اختلالاتی است که شدت این اختلالات نیز دارای یک طیف هستند. برخی از این اختلالات می‌توانند واکنش‌هایی موقتی به بحران یا سایر تجربه‌ها باشند؛ در حالی‌که برخی دیگر از این اختلالات نیز باعث ایجاد وضعیتی مزمن می‌شوند. بیماری‌های روانی دارای علت‌ها و محرک‌های مختلفی هستند. بیماری روانی در جوامع مدرن مانند گذشته یک اتفاق شرم‌آور تلقی نمی‌شود؛ زیرا امروزه آدم‌ها بیش از پیش متوجه‌ی بروز انواع مختلفی از بیماری روانی در خود می‌شوند، و به سطحی از آگاهی می‌رسند که می‌توانند زندگی‌شان را با انجام برخی اقدامات درمانی بهبود ببخشند.

شایعترین اختلالات روانی در جوانان

عموما بیماری‌های روانی را به شکل زیر دسته‌بندی‌ می‌کنند:

اختلالات غذایی اختلالات شخصیتی اعتیاد اختلالات خلقی اضطراب اختلالات فکری اختلالات رشدی
بی‌اشتهایی عصبی ضد اجتماعی الکل افسردگی اضطراب اجتماعی اسکیزوفرنی اوتیسم
پرخوری عصبی پارانویا مواد مخدر دو قطبی فوبیا اسکیزوافکتیو اختلال کم‌توجهی
زیاده‌روی در خوردن وسواس فکری-عملی تنباکو خلق ادواری اضطراب عمومی اختلال هذیان سندرم آسپرگر

بیماری های روانی شایع در دوران جوانی

با این‌که برخی از این بیماری‌های روانی می‌توانند در دوران کودکی ایجاد، و تشخیص داده شوند، بسیاری از اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان قابل تشخیص نیستند. برای مثال، تا وقتی هنوز شخصیت فرد به طور کامل شکل نگرفته باشد، نمی‌توان بروز اختلالات شخصیتی را در وی تایید کرد. اعتیاد نیز معمولا در دوران کودکی ایجاد نمی‌شود، زیرا به دلیل کنترل بزرگ‌ترها کودکان نمی‌توانند به راحتی به مواد دسترسی پیدا کنند. اختلالات غذایی نیز معمولا در دوران نوجوانی یا بعد از آن اتفاق می‌افتند، زیرا فرد در این سنین می‌تواند کنترل کامل بر عادات غذایی‌اش داشته باشد.

جوانان در این دوره‌ از فرایند رشد، به طور ویژه‌ای آسیب‌پذیر هستند؛ به همین دلیل نیز از هر پنج جوان یک نفر به بیماری روانی مبتلا است. بیماری‌های روانی و اختلالات روانی در جوانان و نوجوانان عبارت هستند از:‌

الف. اعتیاد
ب. اضطراب
پ. اختلال کم توجهی
ت. افسردگی

جوانان در حال تکمیل یک تحول در وضعیت روانی‌شان هستند؛ این دوره با هیجان‌ها و آشفتگی‌های بسیاری همراه است. اکنون در همین شرایط، تصور کنید به طور هم‌زمان، برخی تغییرات نیز در روند زندگی‌شان ایجاد شود؛ به این ترتیب،‌ در خواهید یافت آن‌ها در این دوره، چه‌قدر می‌توانند در برابر بیماری روانی آسیب‌پذیر باشند.

بیش‌تر آدم‌ها، در اوایل دوره‌ی بیست سالگی‌شان، برای نخستین بار خانواده‌ و والدین را به مقصد دانشگاه یا اولین آپارتمان مستقل ترک می‌کنند. آن‌ها برای رسیدن به موفقیت درسی، مالی، و اجتماعی تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارند. برخی از جوانان بعد از اتمام دانشگاه به خانه‌ی والدین باز می‌گردند، در حالی‌که سایرین ممکن است برای شروع مشاغل جدید از خانواده و نظام حمایتی‌شان خارج می‌شوند. تمام این تغییرات، در عین حال که هیجان‌آور هستند، قطعا باعث ایجاد استرس می‌شوند. با توجه به تمام این شرایط، استرس می‌تواند باعث تحریک بیماری روانی شود.

مهمترین انواع بیماری روانی در دانشجویان

۱. اعتیاد به الکل و مواد مخدر

دانشگاه نوع خاصی از استرس را با خود به همراه دارد. این دوران دارای چالش‌های درسی، مسئولیت‌های فزاینده، و ترتیبات جدیدی برای زندگی است. به همین خاطر، دانشگاه برای برخی آدم‌ها تحولات بسیاری به همراه دارد که باید آن‌ها را مدیریت کرد. دسترسی و پذیرش الکل و مواد مخدر بخشی از تجربه‌ی اجتماعی دانشگاهی را تشکیل می‌دهد و چشم‌انداز اجتماعی جدیدی را به روی زندگی باز می‌کند که آدم‌ها باید با آن سازگار شوند.

طبق گزارش‌های اخیر در خصوص مشکلات روانی در میان دانشجویان، بیش از ۲۰ درصد از دانشجویان در ۲۰۱۳ دچار بیماری روانی بودند یا به خاطر این مسئله تحت درمان قرار داشتند. ولی عده‌ای معتقدند، شمار دانشجویانی که به بیماری روانی مبتلا هستند بسیار بیش‌تر از این رقم است، زیرا تقریبا ۴۰ درصد از آن‌ها تحت درمان قرار نمی‌گیرند. طبق نتایج یک نظرسنجی، دست‌کم ۸۰ درصد از دانشجویان احساس می‌کنند کاملا غرق مسئولیت‌های‌شان شده‌اند، و در ۵۰ درصد از آن‌ها نیز اضطراب باعث شده است آن‌ها از لحاظ درسی به رقابت و تلاش بپردازند.

مدیران مراکز مشاوره‌ی دانشجویی موجود در بسیاری از دانشگاه‌ها تایید می‌کنند که میزان ابتلا به مشکلات روانی به صورت قابل توجهی در میان دانشجویان در حال رشد است. به گفته‌ی مشاوران دانشجویی، شمار دانشجویانی که به بیماری‌های شدید روانی مبتلا می‌شوند، هر سال به اندازه‌ي قابل توجهی افزایش می‌یابد.

۲. مشکلات هیجانی و استرس

طبق نتایج یک نظرسنجی که به تازگی روی فارغ‌التحصیلان یکی از دانشگاه‌های کالیفرنیا به انجام رسیده است، ۴۵ درصد از دانشجویان به اندازه‌ای دچار مشکلات هیجانی و استرس هستند که این مشکلات توانسته‌اند بر عملکرد درسی‌شان تاثیرگذار باشند. نتایج نظرسنجی سالانه‌ای که روی جمعیت بیش‌تری در سراسر آمریکا به عمل آمد نشان می‌دهد، ۳۰ درصد از دانشجویان تازه‌ وارد به دانشگاه مکررا احساس می‌کنند در مسئولیت‌های‌شان غرق شده‌اند. شمار دانشجویان دختر تازه وارد به دانشگاه نیز که دچار همین احساس هستند، از سال ۱۹۸۵ تاکنون تقریبا دو برابر شده است.

۳. اضطراب و افسردگی

مطالعات نشان می‌دهند، آمار گزارش شده در خصوص اضطراب و افسردگی در میان دانشجویان در دهه‌های اخیر افزایش یافته است. تقریبا یک سوم از دانشجویان گزارش کرده‌اند که در طول زندگی دانشجویی‌شان دچار اختلالات اضطراب و افسردگی شده‌اند. در ۲۰۱۳،‌ حدود ۲۷ درصد از دانشجویان پسر و ۳۳ درصد از دانشجویان دختر گزارش دادند، آن‌چنان احساس افسردگی می‌کنند که انجام کارها برای‌شان دشوار شده است.

داده‌های جمع‌آوری شده در خصوص بیماری‌های روانی در میان دانشجویان نشان می‌دهند، از دهه‌ی ۱۹۸۰ تاکنون آمار گزارش شده در مورد سطوح استرس، اضطراب، و افسردگی روند افزایشی داشته است.

علائم بیماری و اختلالات روانی در جوانان

به عنوان والدین یک جوان، شاید وقتی فرزندتان خانه را ترک کند یا به دانشگاه برود، احساس درماندگی می‌کنید؛ زیرا دیگر قادر نخواهید بود از آن‌ها در برابر بسیاری از خطرات موجود در این جهان محافظت کنید. اگر چه، وقتی صحبت از بیماری روانی به میان می‌آید، با تشخیص نشانه‌ها و زمان مناسب برای انجام اقدامات درمانی برای فرزندتان، می‌توانید شرایط را به شکل قابل توجهی تغییر دهید.

علائم بیماری و اختلالات روانی در جوانان عبارت هستند از:

الف. خشم
ب. سوءمصرف مواد
پ. گوشه‌گیری یا ترجیح تنهایی
ت. رفتارهای ضد اجتماعی
ث. اختلال هذیان
ج. افکار مغشوش و سردرگم
چ. نوسانات خلقی
ح. توهم
خ. فکر به خودکشی
د. اضطراب بیش از اندازه
ذ. ابتلای بی‌دلیل به امراض جسمی
ر. بروز تغییراتی در الگوهای خواب – بیداری در طول شب و خواب در طول روز
ز. بروز تغییراتی در اشتها یا رژیم غذایی
ژ. تکانشگری – به خصوص در مواردی نظیر رفتن به سفر، خرج کردن پول، یا روابط جنسی

تشخیص بیماری و اختلالات روانی در جوانان

بسیاری از این نشانه‌های اختلالات روانی در جوانان ممکن است نسبت به شخصیت یک نوجوان یا یک فرد جوان تا حدودی طبیعی به نظر برسند. غالبا، جوانان این گونه رفتارها را به عنوان بخشی طبیعی از تحول مغزی و زندگی‌شان از خود بروز می‌دهند. ولی شما به عنوان والدین یک جوان، فرزندتان را بهتر از سایرین می‌شناسید. اگر متوجه شده‌اید وی رفتارهایی غیر معمول از خود بروز می‌دهد، شاید لازم باشد اندکی با وی صحبت کنید.

فرد متخصص و والدین

فقط یک فرد متخصص و واجد شرایط می‌تواند بیمار روانی را به درستی تشخیص دهد، ولی والدین نیز شاید قادر باشند برخی از نشانه‌های هشداردهنده را شناسایی کنند و پیش از آن‌که دیر شود، متخصصان مربوطه را در جریان این وضعیت قرار دهند. یکی از مشکلات تشخیص بیماری روانی این است که فرد مبتلا ممکن است در این خصوص هیچ کمکی به متخصصان نکند. این افراد ممکن است متوجه‌ی نشانه‌های هشداردهنده در خود نباشند، یا به جای آن‌که با مشکلات رو به رو شوند و از دیگران کمک بخواهند، قصد دارند نشانه‌های هشداردهنده را در خود پنهان کنند.

نادیده گرفتن نشانه‌های بیماری روانی یکی از بدترین کارهایی است که افراد می‌توانند در زندگی‌شان انجام دهند. اگر فرزند دانشجوی‌تان رفتارهای غیر معمول از خود بروز می‌دهد، باید بی‌درنگ سعی کنید در این خصوص با وی صحبت کنید. اگر متوجه‌ی رفتاری شده‌اید که نشان‌دهنده‌ی یک بیماری روانی است، هیچ‌گونه شرم و خجالتی در این مورد وجود نخواهد داشت. کسب نظر افراد متخصص باعث تسکین ترس‌های‌تان می‌شود و در صورت نیاز، کمک‌تان می‌کند اقدامات درمانی را آغاز کنید.

تشخیص زودهنگام

بیماری روانی در جوانان، در صورت تشخیص زودهنگام، غالبا به شکل موثرتری قابل درمان است. وضعیت‌هایی نظیر افسردگی و اضطراب که به خاطر استرس‌های فزاینده در زندگی دانشجویی تحریک می‌شوند، با راهنمایی‌های افراد متخصص قابل کنترل هستند. ولی برای تشخیص این وضعیت و فراهم کردن استراتژی لازم برای درمان بیماری به کمک افراد متخصص نیاز دارید. چنان‌چه این وضعیت دارای علت‌های ریشه‌ای‌تری باشد، متخصصان روانپزشکی می‌توانند برای مقابله با این علت‌ها نیز به شما کمک کنند.

 


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع: skylandtrail

اختلالات روانی در جوانان: ۲۴ مهمترین انواع و علائم بیماری روانی در نوجوانان


 

نوشته اختلالات روانی در جوانان: ۲۴ مهمترین انواع و علائم بیماری روانی در نوجوانان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

بیماری روانی در پیری: ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان

چگونه می‌توانیم تشخیص دهیم عزیزان‌مان به بیماری روانی مبتلا هستند یا فقط دچار نشانه‌های طبیعی کهولت سن هستند؟ در این نوشتار با ما همراه باشید تا درباره بیماری روانی در پیری بیشتر بدانید و ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان را بشناسید.

بیماری روانی در پیری

بیماری روانی در پیری

آیا می‌دانستید حدود ۲۰ درصد از آدم‌های ۵۵ سال به بالا به برخی از انواع مشکلات روانی مبتلا هستند؛ با این حال، از هر سه نفر تقریبا یک نفر هیچ گونه درمانی دریافت نمی‌کند.

آمارها در خصوص بیماری روانی در افراد سالخورده می‌توانند نگران کننده باشند، ولی آن‌هایی که از یک فرد سالخورده مراقبت می‌کنند، با افزایش دانش و هوشیاری در این مورد، می‌توانند از سلامت هیجانی و روانی عزیزان سالخورده‌شان آگاه شوند و در صورت ابتلای آن‌ها به بیماری روانی، از انجام اقدامات درمانی مناسب اطمینان حاصل کنند.

شایع ترین بیماری روانی در پیری

جای تعجب نیست که شایع‌ترین مشکل روانی مربوط به افراد سالخورده، اختلال شناختی شدید یا زوال عقل (دمانس) است. به گزارش انجمن آلزایمر ایالات متحده، تخمین زده می‌شود، هم‌اکنون حدود ۵ میلیون فرد ۶۵ سال به بالا – یعنی حدود ۱۱ درصد از افراد سالخورده – در آمریکا به بیماری آلزایمر مبتلا هستند. کنترل بیماری آلزایمر آن‌چنان راحت نیست؛ ولی برای کنترل این بیماری، ‌علاوه بر توصیه‌ها و تجویزات پزشک می‌توانید از ۲۱ درمان خانگی بیماری آلزایمر که واقعا موثر هستند نیز بهره ببرید.

هم‌چنین، افسردگی و اختلالات خلقی نیز به میزان بالایی در میان آدم‌های سالخورده شایع است، و متاسفانه، این بیماری‌ها غالبا بدون تشخیص و درمان باقی می‌مانند. طبق گزارش مرکز کنترل و پیشگیری بیماری آمریکا، در حال حاضر، ۵ درصد از آدم‌های سالخورده‌ی ۶۵ سال به بالا به افسردگی مبتلا هستند، و حدود ۱۰.۵ درصد از سالخوردگان در برخی مراحل زندگی‌شان افسرده تشخیص داده می‌شوند.

از این رو، توصیه می‌شود برای کمک به بهبود وضعیت عزیزان سالخورده‌تان، از ۱۰ راه درمان افسردگی بدون دارو و هم‌چنین، ۸ چیز که آدم‌های افسرده می‌خواهند حتما بدانید نیز آگاهی یابید.

اضطراب نیز درست مانند افسردگی به عنوان یکی از شایع‌ترین مشکلات مربوط به سلامت روان آدم‌های سالخورده به شمار می‌رود. اختلالات اضطراب طیفی از مشکلات روانی را در بر می‌گیرند؛ از جمله سندرم جمع‌آوری اشیاء، اختلال وسواس فکری- عملی، انواع فوبیا و اختلال استرسی پس از آسیب روانی. به گزارش مرکز کنترل و پیشگیری بیماری، حدود ۷.۶ درصد از آدم‌های ۶۵ سال به بالا، در برخی مراحل زندگی‌شان، به اختلال اضطراب دچار می‌شوند.

عوامل خطر ابتلا به بیماری روانی در پیری

یکی از مشکلات دائمی تشخیص و درمان بیماری‌های روانی در آدم‌های سالخورده این است که این افراد غالبا از علائم جسمی شکایت می‌کنند تا از مشکلات روانی. با وجود این، حتی استرس‌های طبیعی هیجانی و جسمی مربوط به کهولت سن نیز می‌توانند از جمله عوامل خطر ابتلا به بیماری‌های روانی از قبیل اضطراب و افسردگی باشند.

بنیاد بهداشت روانی سالمندان ایالات متحده فهرستی از برخی محرک‌های بالقوه‌ی بیماری‌های روانی را در آدم‌های سالخورده جمع‌آوری کرده است:

الف. مصرف الکل یا مواد مخدر
ب. تغییر محیط زندگی، مثلا انتقال به خانه‌ی سالمندان
پ. ابتلا به بیماری‌های عامل بروز دمانس (مثلا بیماری آلزایمر)
ت. بیماری یا فقدان یکی از عزیزان
ث. ابتلای طولانی مدت به بیماری (مثلا سرطان یا بیماری قلبی)
ج. تداخل‌های دارویی
چ. ناتوانی جسمی
ح. بیماری‌های جسمی که می‌توانند بر هیجان‌، حافظه،‌ و افکار فرد تاثیر بگذارند
خ. رژیم غذایی نامناسب یا سوء تغذیه

یکی از روش‌هایی که می‌توان عوامل خطر فوق را از عزیزان‌تان دور کنید، این است که یاد بگیرید چگونه سالمندان بالای ۶۵ سال می‌توانند قوای عضلانی خود را تقویت کنند.

علائم اختلالات روانی سالمندان

با افزایش سن عزیزان‌مان، برخی تغییرات به طور طبیعی در وضعیت آن‌ها ایجاد می‌شود. یکی از این تغییرات، بروز فراموشی‌های مکرر است؛ با وجود این، از دست دادن دائمی قدرت شناختی و حافظه نیز یکی دیگر از این تغییرات است؛ این مورد می‌تواند به طور بالقوه بسیار جدی و خطرناک باشد.

بروز اضطراب شدید یا افسردگی طولانی مدت نیز می‌تواند از جمله‌ی همین تغییرات باشد. آن‌هایی که از فردی سالخورده مراقبت می‌کنند، باید گوش به زنگ نشانه‌های هشدار دهنده‌ای باشند که از بروز مشکلاتی در سلامت روانی فرد سالخورده خبر می‌دهند:

۱. مشاهده‌ی تغییراتی در وضع ظاهر یا لباس، یا بروز مشکلاتی در نگهداری از خانه یا حیاط خانه.
۲. سردرگمی، عدم موقعیت‌آگاهی، و بروز مشکلاتی در مورد تمرکز یا تصمیم‌گیری.
۳. افزایش یا کاهش اشتها؛ بروز تغییراتی در وزن.
۴. مشاهده‌ی افسردگی که بیش‌تر از دو هفته به طول بیانجامد.
۵. تجربه‌ی حس بی‌ارزش بودن، احساس گناه بی‌مورد، حس بیچارگی؛ فکر کردن به خودکشی.
۶. از دست دادن حافظه، به خصوص مشکلات حافظه‌ – به تازگی یا به صورت کوتاه مدت.
۷. بروز مشکلات جسمی که قابل توضیح نیستند: درد، یبوست، و غیره.
۸. کناره‌گیری از اجتماع: از دست دادن علاقه به چیزهایی که پیش‌تر لذت‌بخش بودند.
۹. بروز مشکل در مدیریت مسائل مالی و محاسبه‌ی اعداد و ارقام.
۱۰. بروز بی‌دلیل خستگی مفرط، کمبود انرژی، و تغییرات وضعیت خواب.

اقدامات درمانی

بنیاد بهداشت روانی سالمندان ایالات متحده اکیدا توصیه می‌کند، در صورت ابتلای یکی از عزیزان‌ سالخورده‌تان به هر یک از علائم فوق، بی‌درنگ اقدامات درمانی را آغاز کنید.

پزشکان و متخصصان مختلفی وجود دارند که می‌توانند در این خصوص به شما کمک کنند؛ از جمله پزشک خانوادگی‌تان که همیشه فرد مناسب و قابل اعتمادی برای شروع اقدامات درمانی به شمار می‌رود. هم‌چنین، می‌توانید با یک مشاور، متخصص روان‌درمانی سالمندان، یا یک روانشناس مشورت کنید. به هر حال، مهم‌ترین نکته در این میان، این است که هرگز دست روی دست نگذارید و وی را تنها رها نکنید.

با کمک افراد مراقبت کننده، سایر اعضای خانواده، دوستان، و متخصصان روان درمانی قادر خواهید بود بیماری روانی را از عزیزان سالخورده‌تان دور کنید و از این‌که آن‌ها مسیر زندگی را به سلامت طی می‌کنند، اطمینان حاصل کنید. هم‌چنین، توصیه می‌شود از ۱۸ فعالیت مناسب برای سلامت جسم و ذهن افراد مسن و سالمند آگاهی یابید تا بتوانید به سلامتی جسم و ذهن عزیزان‌تان کمک کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:aplaceformom

بیماری روانی در پیری: ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان


نوشته بیماری روانی در پیری: ۱۰ مهمترین علائم اختلالات روانی سالمندان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان

با وجود این‌که امروزه آدم‌های بیش‌تری از مشکلات سلامت روانی آگاه شده‌اند، اما در مجموع همچنان توجه کمی به وضعیت ابتلا به انواع بیماری های روحی و روانی می شود و کمتر افرادی به دنبال شناختن اختلالات روانی خود و در پی آن درمان مشکلات سلامت روانی خود هستند. شناخت علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان کمک می کند تا هر چه زودتر برای رفع مشکلات اقدام کرد و به نتایج بهتر و مثبت تری رسید.

علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان

اگر علاقه مند بودید تا درباره انواع اختلالات روانی بیشتر بدانید مقاله ۱۳ اختلال روانی رایج که زندگی‌تان را مختل می‌کنند نکات بسیار جالبی برای شما خواهد داشت. و در ادامه این مقاله هم با ۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان آشنا خواهید شد.

چگونه بیماری روانی را تشخیص دهیم

معمولا وقتی ما به نشانه های بیمار روانی فکر می‌کنیم، رفتار خشونت آمیز، توهمات، یا دیوانه ‌بازی درآوردن را در نظرمان جلوه‌گر می‌شود. خب البته، کسانی که از بی‌ثباتی ذهنی رنج می‌برند ممکن است این رفتارها را از خود نشان بدهند. اما در علم روانپزشکی مدرن، همیشه همه چیز این قدر سیاه و سفید نیست!

اگر آدم‌ها خودشان ندانند روانی هستند، پس آدم‌های دیگری، مانند روانپزشک‌ها، از کجا سر در بیاورند که چه کسی بیمار روانی است؟ یکی از راه‌های مشخص کردن این که آیا کسی بیمار روانی هست یا نه استفاده از چک لیست روانپزشکی PCL-R دکتر رابرت هیر است. این چک لیست با ۲۰ دسته‌بندی، می‌تواند به روانپزشک کمک کند به وضعیت ذهنی نهفته و پنهان فرد پی ببرد و نسبت به نشانه های بیمار روانی آگاهی پیدا کند. اما آیا اگر کسی در اکثر دسته‌بندی‌های موجود در چک لیست، حتی با اراده شخص خودش، بیمار تشخیص داده شود، می‌توان بی‌تردید او را رسما یک بیمار روانی به حساب آورد؟ شاید نه. مطابق نظر جان رانسون، نویسنده‌ی کتاب آزمون بیماران روانی، اکثر آدم‌ها، گاهی اوقات، بسیاری از مشخصه‌های موجود در این فهرست را از خود بروز می‌دهند. اما، قطعا، نمی‌توانیم همه‌ی آن‌ها را بیمار روانی بنامیم. درست است؟

چک لیست دکتر هیل هنوز هم به عنوان استانداردی برای آزمایش وضعیت ذهنی آدم‌ها استفاده می‌شود. تشخیص حتمی و واقعی به متخصصان این امر واگذار می‌شود، چرا که مغز انسان‌ها پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. در این لینک ۲۰ مهمترین علائم که بیمار روانی را تشخیص دهید می توانید به این چک لیست نیز دسترسی داشته باشید.

علائم اختلالات روانی، بسته به نوع و شدت این وضعیت، متفاوت هستند. برخی علائم عمومی که ممکن است نشان‌دهنده‌ی بروز یک بیماری روانی باشند در ادامه آمده اند تا بتوانند به شما در تشخیص انواع مشکلات سلامت روانی کمک کنند.

مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان

علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان

الف. داشتن افکار مغشوش و ابتلا به سردرگمی
ب. اندوه یا زودرنجی طولانی مدت
پ. خلق و خوی به شدت افسرده یا به شدت پرخاشگرانه
ت. ترس، نگرانی، یا اضطراب شدید
ث. دوری از اجتماع
ج. تغییرات قابل توجه در عادات غذایی یا خواب
چ. احساس شدید خشم
ح. هذیان یا توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که در واقعیت وجود ندارند)
خ. تشدید ناتوانی در رسیدگی به مشکلات و فعالیت‌های روزانه
د. فکر کردن به خودکشی
ذ. انکار مشکلات مشهود و آشکار
ر. ابتلا به بسیاری از مشکلات جسمی بدون هیچ دلیل مشخص
ز. سوءمصرف دارو و / یا الکل

علائم فوق می‌توانند نشان‌دهنده‌ی بروز یک مشکل روانی جدی در بزرگسالان باشند. اکنون با آگاهی از این علائم، می‌توانید سعی کنید به دوستان یا اعضای خانواده‌تان که دچار این علائم هستند ، کمک کنید؛ ولی پیش از آن، باید به خوبی از ۳۷ درمان خانگی کاهش افسردگی در بزرگسالان آگاه شوید تا بتوانید به درستی با این مسئله برخورد کنید. هم‌چنین، اگر یکی از اطرفیان‌تان فکر خودکشی دارد، بهتر است به وی پیشنهاد کنید این مقاله را به طور کامل بخواند: مشاوره خودکشی :اگر قصد خودکشی دارید ابتدا این ۵ توصیه را بخوانید.

علائم و نشانه های بیماری روانی در کودکان (۹ الی ۱۱ سال)

الف. بروز تغییرات در عملکرد درسی، افت نمرات
ب. ناتوانی در رسیدگی به مشکلات و فعالیت‌های روزانه
پ. بروز تغییر در عادات خواب و / یا غذا
ت. شکایت شدید از مشکلات جسمی
ث. مخالفت با بزرگ‌ترها، فرار از مدرسه، ارتکاب دزدی، یا آسیب رساندن به اموال دیگران
ج. ترس شدید از افزایش وزن
چ. داشتن خلق و خوی منفی به صورت طولانی مدت؛ به همراه کاهش اشتها و فکر کردن به مرگ
ح. طغیان مکرر خشم و عصبانیت
خ. سوءمصرف دارو و / یا الکل
د. دوری از دوستان و فعالیت‌های اجتماعی

علاوه بر این‌ها، ۱۳ نشانه هشدار دهنده بیماری روحی و روانی در کودکان نیز وجود دارند که بهتر است، از آن‌ها نیز آگاه باشید. هم‌چنین، کودکان دارای شخصیت‌های مختلفی هستند که علائم فوق ممکن است در هر یک آن‌ها به نوع متفاوتی بروز کنند. از این رو، بهتر است ۴ نوع کودک متفاوت بر اساس شخصیت شناسی را نیز بشناسید تا به شکل بهتری بتوانید با آن‌ها برخورد کنید.

علائم و نشانه های بیماری روانی در کودکان زیر ۹ سال

الف. بروز تغییرات در عملکرد درسی
ب. کسب نمرات ضعیف علی‌رغم تلاش زیاد
پ. ابتلای شدید به نگرانی یا اضطراب
ت. بیش فعالی
ث. کابوس‌های شبانه‌ی مداوم
ج. نافرمانی و / یا رفتار تهاجمی مداوم
چ. بداخلاقی‌های مکرر

اضطراب در کودکان مسئله‌ای نگران کننده است که باعث می‌شود زندگی والدین نیز دچار نگرانی و اضطراب فراوان شود؛ در صورت بروز این مشکل می‌توانید از ۳۷ تکنیک برای آرام کردن کودکان مضطرب بهره ببرید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:webmd

۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان


نوشته ۳۰ مهمترین علائم و نشانه های بیماری روانی در بزرگسالان و کودکان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

بیماری های روانی کودکان: ۱۵ نشانه مشکلات سلامت روانی کودک

پژوهش‌ها نشان داده‌اند، آدم‌هایی که از مشکلات روانی رنج می‌برند، ممکن است از زمان نوزادی‌شان علائم و نشانه‌های خاصی از خود بروز می‌دادند. در حقیقت، امروزه متخصصانی وجود دارند که قادر هستند از بدو تولد تا سه سالگی به سلامت روانی کودکان کمک کنند. در ادامه این نوشتار با مهمترین نشانه های بیماری های روانی کودکان آشنا می شویم.

بیماری های روانی کودکان

نوزادان ممکن است احساس اضطراب، استرس، و حتی افسردگی را تجربه کنند؛ با این حال، تشخیص مشکلات روانی در نوزادانی که هنوز نمی‌توانند در مورد افکار و احساسات‌شان صحبت کنند، بسیار دشوار است. بسیاری از رفتارهای خاص، عوامل محیطی و هم‌چنین سابقه‌ی خانوادگی می‌توانند خطر مواجهه‌ی نوزادان با چالش‌های روانی را در آینده افزایش دهند. اگر والدین از قرار داشتن نوزادشان در معرض خطر ابتلا به بیماری روانی آگاه باشند و بتوانند شرایط را درک کنند، نیمی از راه را برای کمک به وضعیت کودک‌شان طی کرده‌اند.

اطمینان از سلامت نوزادان، ارزیابی وضعیت آن‌ها، و دریافت مشاوره‌های مناسب و / یا روان درمانی مراحل بعدی را تشکیل می‌دهند. وقتی صحبت از مقابله با بیماری روانی به میان می‌آید، هر چه مداخله و درمان زودتر اتفاق بیفتد، بیمار دارای پیش‌آگهی بهتری خواهد بود. به همین خاطر نیز، لازم است والدین از نشانه‌های هشدار دهنده‌ی احتمالی بیماری روانی آگاه باشند و با استفاده از توصیه‌ها و مشورت‌های متخصصین این حوزه، به پیگیری درمان‌های لازم بپردازند.

با این‌که هیچ کس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، راه‌های بسیاری وجود دارند که والدین جهت کمک به نوزادان‌شان برای آغاز زندگی با بهترین شکل ممکن، می‌توانند از آن‌ها بهره بگیرند. یکی از این راه‌ها، آگاهی از علائم و نشانه های بیماری های روانی کودکان است. تا انتهای این مقاله با سایت بازده همراه باشید، تا از ۱۵ نشانه‌ی بیماری های روانی کودکان آگاه شوید.

بیماری های روانی کودکان

۱۵. مشکلات دلبستگی

ایجاد احساس دلبستگی یا تعلق به والدین و سایر عزیزان یکی از مراحل طبیعی در دوران نوزادی است. این دلبستگی‌ها حسی از امنیت را برای نوزاد فراهم می‌سازند و در ایجاد اعتماد به نفس و مهارت‌های مقابله‌ای برای آینده به آن‌ها کمک می‌کنند. دلبستگی هنگامی شکل می‌گیرد که نوزاد دائما در معرض نوازش، راحتی، و مراقبت باشد – هم‌چنین، هنگامی که نیازهای‌شان برآورده می‌شوند، و احساس امنیت، محافظت، و دوست داشته شدن می‌کنند.

ایجاد دلبستگی سالم و قوی نخستین مرحله برای یادگیری عشق ورزیدن و اعتماد کردن به دیگران و هم‌چنین ایجاد آگاهی از احساسات و نیازهای سایر آدم‌ها است. این مرحله راه را جهت ایجاد و حفظ روابط سالم با دیگران در تمام طول زندگی هموار می‌کند.

در صورتی که نوزاد نادیده گرفته شود یا آزار ببیند، از یک پرستار به پرستار دیگر دست به دست شود، از والدین‌اش جدا بیفتد یا هنگامی که والدین (احتمالا به دلیل افسردگی یا بیماری) از لحاظ عاطفی و هیجانی سرد و بی‌احساس باشند، ممکن است دلبستگی به طور کامل در نوزاد تشکیل نشود یا دچار اختلال شود. مشکلات دلبستگی می‌توانند تا سنین بزرگسالی همراه فرد باشند، و باعث ایجاد بسیاری از چالش‌های روانی برای وی شوند.

گاهی اوقات، علائم اولیه‌ی اختلال دلبستگی ممکن است مشابه‌ی نشانه‌های اوتیسم و اختلال کم توجهی – بیش فعالی باشند؛ این علائم عبارت هستند از بی‌قراری و عدم احساس راحتی، گوشه‌گیری و عدم ایجاد رابطه، تنفر از برقراری تماس بدنی، و ناتوانی در ایجاد تماس چشمی یا خندیدن.

۱۴. دارای والدینی قربانی و بازمانده از سوءرفتار

ضروری‌ترین اقدامی که یک قربانی و بازمانده از سوءرفتار می‌تواند برای کودکان‌اش انجام دهد، درخواست کمک برای مقابله با اهریمنی است که از گذشته در وجودش وی را عذاب می‌دهد؛ اشتباه بزرگی که ممکن است این گونه افراد مرتکب شوند تلاش برای پنهان‌سازی این اهریمن و ادامه‌ی تحمل آن است. سوءرفتارهای گذشته می‌توانند اثر پروانه‌ای مخربی بر زندگی این افراد بگذارند – حتی اثر منفی این سوء رفتارها می‌تواند به زندگی کودکان‌شان نیز سرایت کند. آگاهی از این حقایق دلیل کافی را برای اهمیت دریافت مشاوره از متخصصان فراهم می‌کند.

زندگی قربانیان و بازماندگان سوءرفتارهای گذشته غالبا مملو از بحران‌های متوالی است که بر روابط، حرفه، و استقلال مالی‌ این افراد تاثیر می‌گذارند. در اثر این بحران‌ها، زندگی این افراد ممکن است دائما دارای آشفتگی‌های داخلی (و حتی خارجی) باشد که در اثر این آشفتگی‌ها، توانایی‌شان برای ایجاد زندگی قابل پیش‌بینی، طبیعی، و باثبات سلب می‌شود.

از آن‌جا که نوزادان برای داشتن احساس امنیت،‌ ایجاد دلبستگی‌های سالم، و پیشرفت اساسی نیازمند زندگی با ثبات و طبیعی هستند،‌ وجود آشفتگی در زندگی می‌تواند تاثیری به شدت منفی بر آن‌ها بگذارد.

این وضعیت حتی می‌تواند به بروز مشکلات روانی در زندگی آینده‌شان منجر شود؛ مشکلاتی از جمله افسردگی، اضطراب، اعتیاد، اختلالات تغذیه‌ای، و احتمالا ارتکاب خودکشی.

۱۳. ناراحتی و تسکین ناپذیری نوزاد

بیماری های روانی کودکان

مطالعات نشان داده‌اند، کودکانی که از اختلالات رفتاری یا بیماری روانی رنج می‌برند، معمولا از همان دوران نوزادی نشانه‌هایی احتمالا به صورت گریه‌ی بیش از حد و / یا مشکلات خواب از خود بروز می‌دهند. با این‌که ناراحتی و تسکین ناپذیری کودک ممکن است دلیلی جدی‌تر از مشکلاتی نظیر کولیک نوزادان، حساسیت (آلرژی)، تحریک شدن، و حتی خستگی نداشته باشد، تسکین ناپذیری نوزاد می‌تواند پیش‌درآمدی برای سایر علائم و مشکلات در آینده باشد. به همین دلیل، عدم دست کم گرفتن اهمیت گریه‌ی بیش از اندازه‌ی نوزاد – به خصوص هنگامی که والدین احساس می‌کنند ممکن است موضوعی جدی در میان باشد – از اهمیت بالایی برخوردار است.

هنگامی که والدین در کنار نوزاد هستند، حفظ آرامش و سرزندگی آن‌ها بسیار بااهمیت است؛ به این ترتیب، نوزاد می‌تواند امنیت و دریافت عشق را احساس می‌کند. از آن‌جا که گریه‌ی شدید و بیش از حد می‌تواند علامتی برای چالش‌های روانی آتی باشد، والدین در صورت نگرانی از این وضعیت، قطعا باید برای دریافت مشاوره با پزشک و فرد متخصص مشورت کنند.

چنان‌چه نوزاد از عارضه‌ای جدی‌تر از کولیک وخیم نوزادان رنج ببرد، اقدامات درمانی باید در اسرع وقت شروع شوند. هنگامی که صحبت از مقابله با مشکلات روانی احتمالی به میان می‌آید، هر چه اقدامات درمانی زودتر شروع شوند (چه از طریق مشاوره و چه حتی روان‌درمانی) برای آینده‌ی نوزاد بهتر است.

۱۲. فقدان یا محدودیت تماس چشمی

برقراری تماس چشمی یکی از مهم‌ترین نشانه‌های رفتاری برای نوزادان به شمار می‌رود. برقراری تماس چشمی از طریق ایجاد اتصال هیجانی میان نوزاد و سرپرست نوزاد، باعث پیشرفت فرایند ایجاد تعلق خاطر میان نوزاد و اطرافیان‌اش می‌شود. به علاوه، این مسئله به عنوان یکی از ابتدایی‌ترین اشکال برقراری رابطه میان انسان‌ها شناخته می‌شود، و بستری را برای ایجاد روابط طولانی‌ مدت با دیگران فراهم می‌کند.

اگر نوزاد تماس چشمی برقرار نکند یا به نظر برسد به طور کلی از برقراری تماس چشمی اجتناب می‌کند، گاهی اوقات این مسئله می‌تواند نشانه‌ای از مشکلی بزرگ‌تر باشد. عدم برقراری تماس چشمی ممکن است نشانه‌ی هشدار اولیه‌ی اوتیسم یا مشکلات روانی از قبیل اضطراب، افسردگی، و حتی اسکیزوفرنی باشد. در هر حالت، ارزیابی کامل نوزاد توسط یک فرد متخصص ضرری به همراه ندارد – حتی اگر در نهایت پزشک مسئله‌ی نگران کننده‌ای را تشخیص ندهد.

وقتی صحبت از احتمال وجود مشکلات روانی به میان می‌آید، نوزادان‌ و والدین‌شان، هر دو، از تشخیص و مداخله‌ی به موقع در بیماری نفع خواهند برد. مراجعه نزد افراد متخصص می‌تواند فرایندی طولانی مدت و فرسایشی باشد؛ از این رو، شروع اقدامات درمانی به محض بروز و مشاهده‌ی علائم بیماری بسیار عقلانی است.

۱۱. ابتلای والدین به بیماری روانی

اگر یکی از والدین نوزاد (یا هر دو) مبتلا به بیماری روانی (از جمله افسردگی پس از زایمان) باشند، خطر ابتلای این نوزاد به مشکلات روانی مشابه، قطعا بالاتر خواهد بود. این مسئله ممکن است دلایل ژنتیکی داشته باشد، یا به خاطر بی‌ثباتی و تحولات هیجانی باشد که ممکن است در طول دوران نوزادی و کودکی اتفاق بیفتند.

خوشبختانه، جهت کمک به کاهش عوامل خطر بروز مشکلات روانی برای کودک، اقدامات بسیاری می‌تواند صورت داد؛ از جمله

الف. عدم پنهان‌سازی بیماری والدین یا عدم تظاهر به این‌که همه چیز خوب پیش می‌رود. این مسئله بسیار مهم و حیاتی است. هر چه کودک اطلاعات بیش‌تری درباره‌ی بیماری والدین داشته باشد، احتمال افزایش اضطراب وی در این خصوص کم‌تر می‌شود.
ب. ایجاد محیطی باثبات و برنامه‌ی روزانه‌ای پیش‌بینی پذیر برای نوزاد / کودک. وقتی والدین (یا یکی از آن‌ها) از بیماری روانی رنج ببرد، عملی کردن این مسئله بسیار دشوار خواهد بود.
پ. دریافت مشاوره یا حتی اقدام برای روان‌درمانی. صحبت کردن با یک متخصص می‌تواند برای والدین و کودک، به اندازه‌ی یک دنیا تفاوت مثبت ایجاد کند. 

ت. ترغیب به ایجاد و پرورش رابطه‌ی میان کودک و پدر یا مادری که دچار بیماری روانی است. دریافت عشق از سمت والدین برای کودک بسیار لازم و حیاتی است؛ حتی اگر والدین (یکی از آن‌ها یا هر دو) دچار بیماری باشند.
ث. معرفی مدل‌های سالم و بالغی از افراد بزرگسال به نوزاد / کودک، و هم‌زمان ترغیب وی به ایجاد رابطه با افراد هم سن و سال در خارج از خانه. این کار به کودک کمک می‌کند حس قدرتمندی از خود ایجاد کند.

۱۰. واکنش‌های بیش از حد نوزاد

بیماری های روانی کودکان

نوزاد انسان به گونه‌ای خلق شده است که در برابر نیازها، غرایز طبیعی، و اتفاقات اطراف واکنش نشان می‌دهد. وقتی گرسنه باشد، گریه می‌کند؛ وقتی بغل‌اش می‌کنید، گریه‌اش متوقف می‌شود؛ هنگامی که فردی در حال صحبت کردن باشد، نوزاد به وی نگاه می‌کند.

نحوه و میزان واکنش نوزاد به سایر آدم‌ها، محرک‌های خارجی، و حتی نیازهای شخصی‌شان پیام مهمی برای متخصصان به همراه دارد. بعضی از نوزادان بیش از حد به همه چیز واکنش نشان می‌دهند – این گونه نوزادان به شدت توجه و مراقبت زیادی از والدین‌شان طلب می‌کنند. به هر دلیل، این نوزادان در مقایسه با دیگران، آن‌چنان ساکت و آرام نیستند.

با این‌که این علائم ممکن است فقط حساسیت‌های زودگذر یا حتی خصوصیات شخصیتی دائمی باشند، در برخی موارد می‌توانند نشانه‌هایی از بروز چالش‌های روانی در آینده باشند.

نشانه‌هایی که بر واکنش بیش از حد نوزاد دلالت می‌کنند، عبارت هستند از

الف. گریه‌ی فوری
ب. درخواست مداوم و حریصانه‌ی غذا
پ. عادات به شدت نامناسب خواب
ت. ناتوانی در خود تسکینی
ث. وجود تنش‌های مداوم در ماهیچه‌ها
ج. نشان دادن واکنش‌های شدید هنگام ناراحتی

والدینی که وجود بسیاری از این ویژگی‌های شخصیتی را در نوزادشان تشخیص داده‌اند، باید بی‌درنگ نگرانی‌های‌شان را با یک فرد متخصص در میان بگذارند.

۹. مشکلات شدید خواب

بیدار شدن نوزاد در طول شب برای غذا خوردن، تعویض پوشک، و در آغوش گرفته شدن مسئله‌ای کاملا طبیعی است. با این حال، تفاوت برجسته‌ای میان الگوهای بیدار شدن معمولی برای غذا و تعویض پوشک، و ابتلا به اختلال واقعی خواب وجود دارد. طبق نتایج مطالعات علمی، ۲۰ الی ۴۰ درصد تمام نوزادان و خردسالان، به نوعی، دچار مشکلات خواب هستند – اگرچه این مشکلات لزوما شامل اختلالات بالینی خواب نمی‌شوند.

مشکلات خواب به صورت غیر قابل انکاری با بیماری روانی در ارتباط هستند. در حقیقت، پژوهشگران نروژی دریافته‌اند، اختلالات خواب در نوزادان می‌تواند پیامدهای بلند مدتی داشته باشند و حتی ممکن است نشانه‌ای از بروز مشکلات روانی در آینده باشند. بنابراین، آیا عادات نامناسب خواب به مشکلات روانی منجر می‌شوند یا مشکلات روانی باعث بروز مشکلات خواب می‌شوند؟ پژوهشگران معتقدند هر دو عامل بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و می‌توانند به ایجاد چرخه‌ی معیوب بی‌پایانی منجر شوند.

شایع‌ترین اختلال خوابی که در نوزادان و کودکان تشخیص داده می‌شود، بی‌خوابی است – در اثر این اختلال، کودکان با دشواری به خواب می‌روند و هنگامی که می‌خوابند، ممکن است به آسانی از خواب بیدار شوند. سایر مشکلات مربوط به خواب عبارت هستند از پُر خوابی (کودک می‌خواهد دائما بخوابد) و خواب‌پریشی (دچار شدن به کابوس، ترس‌های شبانه، و خواب‌گردی).

۸. ابتلای والدین به سوءمصرف مواد

با این‌که اعتیاد و سوءمصرف مواد معمولا در افراد مبتلا به مشکلات روانی شایع است، ولی لزوما هیچ ارتباط مستقیمی میان آن‌ها وجود ندارد. عده‌ای معتقدند، استفاده از الکل و مواد مخدر، ممکن است روشی باشد که فرد برای خود درمانی علائم بیماری‌اش به کار می‌برد. ولی از آن جا که سوءمصرف مواد می‌تواند عوارض جانبی ایجاد کند؛ این مسئله ممکن است علائمی را که فرد در وهله‌ی اول، برای تسکین آن‌ها دچار سوءمصرف شده است، وخیم‌تر کند. سوءمصرف مواد می‌تواند حتی باعث تحریک بروز علائم جدیدتری نیز بشود.

مواد مخدر و الکل با داروهای تجویزی پزشک و داروهای ضد افسردگی سازگار نیستند. این مواد ممکن است اثرات مطلوب داروهای تجویزی را ضعیف کنند یا حتی آن‌ها را به طور کلی بی‌اثر سازند. و چنان‌چه،‌ از ابتدا، شخص در معرض ابتلا به بیماری روانی قرار داشته باشد، سوءمصرف مواد می‌تواند به آسانی شخص را در آستانه‌ی در هم شکستگی روانی قرار دهد.

نوزادان و کودکان افراد مبتلا به سوءمصرف مواد، به دلایل مختلف، بیش‌تر از سایرین در معرض ابتلا به بیماری روانی هستند؛ دلایلی از جمله

الف. وجود سابقه‌ی خانوادگی؛ ژنتیک نقش بسیار مهمی در بیماری روانی و سوءمصرف مواد بازی می‌کند.
ب. آشفتگی محیط خانواده؛ که باعث می‌شود احتمال ایجاد اثرات منفی در کودکان در خانه افزایش یابد.
پ. چالش‌های مربوط به سوءمصرف مواد در والدین؛ که می‌توانند پیامدهای دائمی رفتاری، شناختی، و روانی برای کودک داشته باشند.

۷. عدم تعامل نوزاد

بیماری های روانی کودکان

هنگامی که نوزاد، ابتدا، شروع به تعامل با والدین یا سرپرستان‌اش می‌کند، فرایند یادگیری نحوه‌ی اجتماعی شدن را آغاز می‌کند. نخستین لبخند، خنده، زمزمه، و نخستین باری که تماس چشمی برقرار می‌کند – این گونه رفتارها نشان‌دهنده‌ی نحوه‌ی ایجاد اتصالات معنادار نوزاد با دیگران و شروع روند ایجاد رابطه با اطرافیان هستند.

هنگامی که والدین یا سرپرست نوزاد به این رفتارها پاسخ‌ها و واکنش‌های مثبت نشان می‌دهند، نوزاد با کسب اعتماد به نفس و امنیت و در عین حال، با یادگیری نحوه‌ی پاسخ‌دهی و سازگار شدن با جهان اطراف‌اش، به تلاش‌های خود ادامه می‌دهد.

چنان‌چه نوزاد تا زمان رسیدن به نخستین سالگرد تولدش، علاقه‌ای به تعامل با هیچ یک از اطرافیان (اعم از والدین / نخستین سرپرست) نشان ندهد، نگرانی‌هایی درباره‌ی سلامت روان نوزاد ایجاد می‌شود. همین نگرانی‌ها نیز در مورد کودک یک ساله‌ای که به جز والدین‌اش (یا نخستین سرپرست‌اش) با هیچ کس دیگری – حتی با تشویق – تعامل نمی‌کند، وجود خواهد داشت.

این عدم تعامل ممکن است به دلیل احساس ترس و استرس در کودک باشد. ولی این علائم ممکن است نشان‌دهنده‌ی اوتیسم یا چالش‌های روانی آتی باشند. در هر دو صورت، اکیدا توصیه می‌شود برای بررسی بیش‌تر وضعیت کودک، با یک متخصص مشورت شود.

۶. قرار گرفتن نوزاد در معرض برخوردهای خشونت‌آمیز 

وقتی نوزاد دچار تجربه‌ی برخوردهای خشونت‌آمیز یا سوءرفتار (حتی غیر مستقیم) می‌شود، این تجربه می‌تواند بر مراحل حساس رشد مغز نوزاد اثر منفی داشته باشد. احساس ناامنی، ترس، و استرس می‌تواند به هیپوکامپ آسیب بزند و فرایند طبیعی رشد مغز نوزاد با دچار اختلال کند. این آسیب، در آینده، می‌تواند به افزایش خطر ابتلا به افسردگی، اعتیاد، و حتی اختلال استرسی پس از آسیب روانی منجر شود. 

لازم است والدین از این مسئله آگاه باشند که اعمال و رفتارهای‌ منفی‌شان – حتی اگر مستقیما کودکان‌شان را هدف قرار ندهند – هم‌چنان می‌توانند به همان اندازه آسیب‌رسان باشند که کودکان مستقیما هدف این اعمال و رفتارها قرار بگیرند. نوزادان و کودکان مشتاق و نیازمند فضایی طبیعی و باثبات در زندگی‌شان هستند. اگر فضای خانه برای آن‌ها آشفته و ناراحت کننده باشد، زندگی‌شان می‌تواند در معرض آسیب قرار بگیرد.

پژوهش‌ها ثابت کرده‌اند، تجربه‌ی سطوح بالایی از استرس در دوران جوانی، می‌تواند بر توانایی فرد برای مقابله با استرس (حتی در سطوح طبیعی) در آینده تاثیرگذار باشد. اساسا، تجربه‌ی استرس در مراحل اولیه، توانایی فرد را برای مدیریت آن در مراحل بعدی زندگی تضعیف می‌کند.

۵. عدم علاقه به نوازش و آغوش

به گفته‌ی روانشناسان، بیش‌تر نوزادان مشتاق تماس نزدیک فیزیکی هستند. نوازش‌ها و آغوش‌های گرم به آن‌ها کمک می‌کنند احساس امنیت، راحتی، و عشق کنند و به عنوان نخستین مرحله از ایجاد اتصالات و روابط طولانی مدت با سایر آدم‌ها به شمار می‌روند. روانشناسان معتقدند، احساس بسیاری از نوزادان معمولی دقیقا خلاف این مسئله است. برای برخی از نوزادان، تماس نزدیک می‌تواند احساس خفگی و محدودیت ایجاد کند – و باعث شود دچار استرس و اضطراب شوند.

والدین نوزادانی که ظاهرا به تماس فیزیکی علاقه ندارند، لازم است با فرزندان‌شان هم‌چنان مهربانانه رفتار کنند و هم‌زمان، برای اتصال به آن‌ها از سایر روش‌ها استفاده کنند. این نوزادان ممکن است برقراری تماس چشمی یا گوش دادن به صدای حرف زدن یا آواز خواندن را به نزدیکی فیزیکی ترجیح دهند. آن‌ها حتی ممکن است به تماس یا نوازش عاشقانه علاقه‌مند باشند – با این حال، از زندانی شدن در آغوش تنگ والدین فرار می‌کنند.

از سویی دیگر، به گفته‌ی روانشناسان، این رفتار (عدم علاقه به تماس فیزیکی) می‌تواند ریشه در برخی عوامل مشکلات و اختلالات بدنی داشته باشد. به همین دلیل، لازم است والدین، جهت انجام بررسی‌های دقیق و رفع هرگونه نگرانی‌ در خصوص سلامت نوزاد، وی را نزد یک متخصص ببرند. گاهی اوقات عدم علاقه به لمس و نوازش می‌تواند نشانه‌ی اولیه‌ی اوتیسم، اختلالات رشدی و / یا مشکلات روانی باشد.

۴. عدم برخورداری والدین از حمایت دیگران

بیماری های روانی کودکان

آگاهی از وضعیت سلامت روان نکته‌ای کلیدی برای پیشگیری و هم‌چنین درمان اولیه‌ به شمار می‌رود. وقتی والدین عضوی از یک شبکه‌ی بزرگ‌تر می‌شوند، قادر خواهند بود به شکل بهتری بر نیازها و تمام جوانب سلامت نوزادشان تمرکز کنند. آن‌هایی که به تازگی صاحب فرزند شده‌اند، چنان‌چه احساس تنهایی و جدا ماندگی کنند و آن‌چنان تحت فشار مسئولیت‌های‌شان قرار بگیرند که گویی بار تمام دنیا بر دوش آن‌ها قرار گرفته است، به سختی خواهند توانست از پس وظایف‌شان بر بیایند.

حمایت خانواده حقیقتا می‌تواند سطوح هورمون استرس مادر (که به تازگی صاحب فرزند شده است) را کاهش دهند؛ این مسئله به طور چشمگیری می‌تواند احتمال بروز افسردگی پس از زایمان را کاهش دهد. هنگامی که والدین نوزاد، در صورت نیاز، بتوانند برای دریافت توصیه، راهنمایی، و کمک به خانواده، دوستان، و متخصصان این امر مراجعه کنند، برطرف کردن هرگونه مشکلی که ممکن است در خصوص نگهداری از نوزاد برای‌شان پیش بیاید، بسیار آسان‌تر خواهد بود. در این صورت، احتمال نادیده گرفته شدن هرگونه نشانه و علامتی که نوزاد در حال دست و پنجه نرم کردن به آن‌ها باشد، کاهش خواهد یافت. و در نهایت، برای حفظ سلامتی نوزاد و هم‌چنین والدین نوزاد، دریافت کمک و مداخله‌ی به موقع در طول مراحل حساس زندگی نوزاد از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.

۳. بد غذایی شدید نوزاد

مطالعات اخیر نشان داده‌اند، نوزادانی که به آن‌ها اصطلاحا “‌بد غذا‌”‌ گفته می‌شود، ممکن است در معرض خطر ابتلا به شماری از مشکلات روانی از قبیل اضطراب، افسردگی، و اختلال کم توجهی – بیش فعالی قرار داشته باشند. به منظور کاهش این خطر، به بسیاری از متخصصان توصیه شده است به والدین نوزادانی که حتی سطوح خفیفی از “‌گزیده خوری‌”‌ را از خود نشان می‌دهند، راهنمایی‌های خاصی ارائه دهند.

والدین باید در این خصوص به غریزه‌شان اعتماد کنند – چنان‌چه احساس می‌کنند مسئله‌ی خاصی در این مورد وجود دارد، با این فرض که نوزاد بد غذای‌شان کمی لوس شده است یا با این امید که بد غذایی نوزاد یک مرحله‌ی زودگذر است، به سادگی از این مسئله عبور نکنند.

نشانه‌هایی که این بد غذایی می‌تواند به مشکلات بزرگ‌تری منجر شود، عبارت هستند از

الف. نوزاد از همان آغاز، با شیر مادر و شیر خشم مشکل دارد.
ب. نوزاد به آسانی یا مکررا احساس تهوع یا خفگی می‌کند.
پ. به نظر می‌رسد، نوزاد به شدت به بو حساس است.
ت. غذا خوردن نوزاد همیشه با دردسر همراه است.
ث. کودک با جویدن مشکل دارد و / یا هجده ماهگی را رد کرده است و هم‌چنان غذای پوره‌ای می‌خورد.

لازم است در این شرایط، والدین خونسردی‌شان را حفظ کنند و در هر مسئله‌ای که به غذای خوردن نوزاد مربوط می‌شود، از اجبار یا تهدید دوری کنند. این کار می‌تواند چرخه‌ای معیوب از استرس و اضطراب را ایجاد کند که در غالب اوقات، مشکل را حل نمی‌کند. چنان‌چه غذا خوردن نوزاد همیشه با دردسر همراه است، والدین باید نوزادشان را برای بررسی احتمال وجود مشکلات اساسی در سلامتی نوزاد، و هم‌چنین حساسیت یا مشکلات حسی،‌ نزد یک متخصص ببرند. به این ترتیب، جهت کمک به تسکین اضطراب (والدین و نوزاد) مربوط به مشکلات غذایی، می‌توانند همکاری‌های لازم را با فرد متخصص به عمل بیاورند.

۲. از دست دادن مهارت

یکی دیگر از نشانه‌های نگران کننده بیماری های روانی کودکان در خصوص ایجاد چالش‌های روانی آتی در نوزاد هنگامی بروز می‌کند که نوزاد دچار پسرفت یا از دست دادن مهارت‌هایی باشد که تاکنون یاد گرفته است. در ابتدا، این طور به نظر می‌رسید نوزاد، به طور طبیعی، در کسب مهارت‌های مهم زندگی در حال موفقیت است؛ ولی ناگهان مهارت‌های زبانی، اجتماعی، و حرکتی‌اش را از دست می‌دهد. فرایند از دست دادن این مهارت‌ها می‌تواند تدریجی یا سریع باشد، و ممکن است باعث ناامیدی و اضطراب در نوزاد شود؛ این مسئله می‌تواند به تغییرات رفتاری نوزاد نیز منجر شود.

به خاطر داشته باشید، هنگامی که نوزاد شروع به یادگیری مهارت‌های جدید می‌کند، ابتدا به نظر می‌رسد مهارت‌های قبلی را از یاد برده است. ولی نوزاد ممکن است به دلیل مشغولیت ذهنی ناشی از تلاش برای یادگیری مهارت‌های جدید، تمرکزش را از مهارت‌های پیشین برداشته باشد.

با این حال، از دست دادن مهارت می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از اوتیسم یا اختلال انسجام‌گسیختگی کودکی (که به اوتیسم شباهت دارد) تلقی شود. اختلال انسجام‌گسیختگی کودکی نوعی اختلال خاص و نادر است که به نظر می‌رسد با تشنج و سایر مشکلات جسمی مربوط به مغز همراه باشد. ولی برای بیان نظرات قطعی در این خصوص، مطالعات و پژوهش‌های بیش‌تری مورد نیاز است.

به علاوه، تجربه‌ی استرس ناگهانی و شدید، تروما یا بروز مشکلی بزرگ در زندگی نیز از دیگر دلایل پسرفت مهارتی نوزاد به شمار می‌روند.

۱. کم واکنش بودن نوزاد

کم واکنش بودن نوزاد نیز ممکن است یکی از نشانه های بیماری های روانی کودکان باشد و عامل نگران کننده‌ای است. حساسیت کم‌تر از حد انتظار نوزاد به محرک‌های حسی، عدم واکنش مناسب به تماس بدنی یا افزایش بیش از حد دما، و عدم آگاهی از خیس یا کثیف شدن از جمله علائم کم واکنش بودن نوزاد هستند. این نوزادان به خاطر خستگی، گرسنگی، یا نیاز به تعویض پوشک لزوما سر و صدا ایجاد نمی‌کنند. به نظر می‌رسد آن‌ها سست، کم انرژی، و غرق در دنیای خودشان هستند.

اگر نوزاد چنین علائمی را از خود نشان می‌دهد، لازم است توسط یک متخصص معاینه شود. معمولا پزشک متخصص وضعیت جسمی نوزاد را بررسی می‌کند و سپس، برای کسب اطلاعات بیش‌تر درباره‌ی سابقه‌ی خانوادگی، سابقه‌ی پزشکی، و پیشرفت‌های مهم نوزاد با والدین یا سرپرست نوزاد صحبت می‌کند. متاسفانه، آزمون‌های خاصی وجود ندارند که پزشک متخصص بتواند برای تشخیص قطعی این وضعیت از آن‌ها کمک بگیرد – پزشک فقط بر اساس ترکیبی از مشاهدات، مصاحبه‌ها، و علائم موجود می‌تواند تصمیم‌گیری کند.

کم واکنش بودن نوزاد می‌تواند نشانه‌ای از اختلال پردازش حسی باشد. هم‌چنین، این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از اختلال دلبستگی واکنشی نیز باشد؛ در اثر این اختلال، نوزاد قادر به ایجاد تعلق خاطر نیست، یا این‌که تعلق خاطر ایجاد شده در یک مرحله‌ی زمانی حساس دچار اختلال می‌شود. 


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:babygaga

بیماری های روانی کودکان: ۱۵ نشانه مشکلات سلامت روانی کودک


 

نوشته بیماری های روانی کودکان: ۱۵ نشانه مشکلات سلامت روانی کودک اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

مهارت ارتباط موثر: ۲۰ مهارت، فعالیت و استراتژی ارتباط با افراد دیگر

مهارت‌ های آدم‌ها تکنیک‌های اجتماعی هستند که افراد برای ایجاد روابط، مصالحه‌ در مذاکرات، و ارتباط برقرار کردن با سایر آدم‌ها و همچنین درک نیازها و خواسته‌های اطرافیان‌شان از آن‌ها استفاده می‌کنند. وقتی شما مهارت ارتباط موثر بین فردی خوبی داشته باشید، آن وقت راحت‌تر با دیگران کار خواهید کرد و همچنین بازده کاری بالاتری نیز خواهید داشت. اگر پی برده‌اید که این مهارت‌های انسانی را کم دارید مقاله‌ی حاضر می‌تواند فهرستی از ۲۰ مهارت ارتباط موثر ، فعالیت و استراتژي ارتباط بین فردی را که برای موفقیت کامل نیاز دارید به شما معرفی کند.

مهارت ارتباط موثر

مهارت ارتباط موثر

۱. توانایی ارتباط برقرار کردن با آدم‌های دیگر

وقتی توانایی ارتباط برقرار کردن با سایر آدم‌ها و مواضع و نگرش‌های آن‌ها را داشته باشید، در آنصورت در کسب و کار صاحب تکنیکی بسیار حیاتی هستید. با داشتن شخصیتی کاربلد و ماهر و مجموعه‌ای از تجربه‌ها، اغلب ارتباط برقرار کردن با اکثر آدم‌ها برای‌تان کار راحتی خواهد بود. گاهی توانایی ارتباط برقرار کردن با سایر آدم‌ها فقط حس تمایل به موافقت یا مخالفت با حفظ حرمت طرفین است. فقط بگذارید افراد دیگر بدانند که شما موضع و نقطه نظرشان را درک می‌کنید.

۲. صادق بودن

صداقت برای اعتماد سازی میان آدم‌ها از ضروریات است. وقتی که این مزیت (اعتماد) را از دست بدهید به دست آوردن دوباره‌ی آن ناممکن است. در واقع، صداقت پایه‌ی اصلی هر رابطه‌ای، به خصوص در کسب و کار، است.

۳. مهارت های ارتباطی

این اساسی ترین و پایه‌ای ترین مهارت آدم‌ها به حساب می‌آید چون شامل توانایی سازش با سایر آدم‌ها، و متقاعد کردن‌شان به شنیدن درباره‌ی ایده‌ّهای‌تان و … می‌شود. قدرت ادای کلام (تکلم) برای داشتن ارتباطی خوب ضروری است. مهارت ارتباط موثر تعیین می‌کند که دیگران شما را چگونه تصور می‌کنند، البته بعد از ظاهرتان. به راحتی می‌توانید شبیه یک میلیاردر به نظر برسید، اما اگر نتوانید برای ساخت جملات کافی و وافی کلمات را خوب به هم بچسبانید، امتیازهای اصلی و اساسی را از دست خواهید داد. ارتباط گیرندگان موثر و بانفوذ در درک اشتباهات سیستماتیک و اجتناب از آن‌ها یا اصلاح‌شان در وقت ضرورت بسیار دقیق عمل می‌کنند.

به عبارت دیگر، به موقع و دقیق ارتباط برقرار کنید. ارتباط قوی شامل بیان واضح خود، گوش کردن کامل و با دقت در ارتباطات کتبی یا پشت تلفن می‌شود. آنچه در ادامه می‌آید توصیه‌هایی برای شما هستند تا به وسیله‌ی آن‌ها مهارت ارتباط موثر بین فردی قوی را تمرین کنید.

توصیه های مهم ارتباط بین فردی

– تا آنجا که ممکن است شفاف صحبت کنید، به ویژه در جلسات کسب و کار. وقتی مختصر، روشن و سرراست صحبت کنید، و همچنین مثال‌ها یا توضیحات بیشتری نیز درباره‌ی احساسات‌تان بدهید، می‌توانید توجه شنونده را بیشتر به خود جلب کنید، می‌توانید ارتباط گیری ماهرانه خود را به آن‌ها نشان بدهید، و آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهید.

– به دقت گوش فرا دهید. چرا باید به دقت گوش کنید؟ ساده است، بسیاری از اختلاف ها درگیریهای روزانه می‌توانند ناشی از سوء تفاهم‌ها در ارتباطات باشند. گوش کردن با دقت و جدیت می‌تواند به رفع سوءتفاهم‌ها کمک کند. چون وقتی آدم‌ها صحبت می‌کنند، تمرکز کردن بر آوای صدا، کلمات و زبان بدنشان می‌تواند پیام‌های دقیق و درستی را انتقال دهد.

– در ارتباط‌های نوشتاری خوب قضاوت کنید. در واقع، در بعضی از ارتباطات نوشتاری حس شوخ طبعی همیشه در اولویت قرار نمی‌گیرد و این گاهی به صدمه زدن به احساسات افراد و سوء تفاهم منجر می‌شود. به علاوه، بدون یک متن یا لحن صدای خاص، کلمات در ارتباطات نوشتاری سرد به نظر خواهند رسید به ویژه در رابطه با موقعیت‌های احساسی.

۴. شکیبایی کردن با دیگران

اگر در تعامل با دیگران به قدر کافی صبور و شکیبا باشید و بتوانید در وضعیت‌های استرس‌زا ذهن خود را آرام نگه دارید، در آن صورت این ویژگی با مدیریت صحیح می‌تواند به دارایی ارزشمندی برای شما تبدیل شود. در محل کار، وقتی که رئیس برای مدیریت کردن یک وضعیت خاص تحت فشار است که در آن سایرین خونسردی معمول خود را از دست می‌دهند، وی موقع ارتقاء رتبه‌ی کارکنان کسانی را که دردسرساز بوده‌اند خوب به یاد خواهد آورد.

۵. توانایی درک و اعتماد به دیگران

درک کردن این موضوع که آدم‌ها تربیت و فرهنگ خانوادگی متفاوتی دارند بسیار مهم است. بنابراین، لازم است درک کنیم که ما با دیگران فرق داریم و نباید بر مبنای ظاهر و در یک نگاه سایرین را قضاوت کنیم. شما می‌توانید برای کارآمدی و بازدهی بیشتر در عین حال که با شخصی هم نظر نیستید اما همچنان به همکاری‌تان با او ادامه بدهید.

۶. دانستن چگونگی و زمان نشان دادن همدردی

به بیان ساده، یعنی شما می‌توانید و توانایی آن را دارید که خودتان را جای سایرین بگذارید. این کلید خلق رابطه‌ای دراز مدت با دیگران است، و بینش شما را نسبت به انگیزه‌ّای مردم افزایش می‌دهد و شما را قادر می‌سازد واکنش‌های افراد را پیش بینی کنید.

در واقع، همه چیز همیشه سیاه و سفید نیست، و به منظور حفظ اثربخشی روابط با دیگران، باید در مواقع مقتضی دلسوزی و قدردانی خود را نشان بدهید.

۷. مهارت‌های گوش کردن (شنیداری)

شنیدن حرف‌های کسی و گوش کردن دقیق به او دو چیز کاملا متفاوت هستند. اکثر آدم‌ها وقتی دیگران صحبت می‌کنند فقط می‌شنوند حتی پیش از آن که شخص گفته‌هایش را تمام کند در ذهن خود پاسخ را آماده می‌کنند. در واقع، گوش کردن فعالانه و با دقت ممکن است زمان بیشتری از شما بگیرد اما نتایج بهتری به بار خواهد آورد. یعنی بدون وقفه گوش بسپارید و روی فکر کردن و آماده‌کردن جواب قبل از پاسخ‌دهی فکر کنید. هرچند این کار نیازمند تمرین است، اما چیزی که در عوض به دست خواهید آورد پشیمان‌تان نخواهد کرد. با وجود این یادتان باشد که کار نیکو کردن از پر کردن است.

۸. علاقمندی صادقانه نشان دادن به دیگران

آدم‌ها به راست یا دروغ بودن اعمال شما واقف هستند. آن‌ها می‌دانند چه وقت واقعا علاقمندشان هستید. وقتی علاقمندی صادقانه نشان ندهید، در آن صورت تعامل فعلی‌تان ممکن است اثری بر عکس بر شخص مورد نظر بگذارد.

۹. تحمل

تحمل یعنی اینکه بتوانید شیوه‌ی عمل یا اعتقاداتی را که ممکن است با طرز اقدام و باورهای شما همخوانی نداشته باشند بپذیرید. هر یک از ما ویژگی ها و نقطه نظرات متفاوت و خاصی دارد. این که بتوانید در کنار آدم‌هایی کار کنید که روش‌های عمل و اعتقادات متفاوتی دارند خودش یک فرصت و مزیت است.

۱۰. مدیریت استرس

در زندگی مدرن، استرس بسیار رایج است و به نظر می‌رسد که ما هر روز باید با استرس دست و پنجه نرم کنیم. طیف وسیعی از چیزهایی وجود دارند که می‌توان برای رفع استرس از آن‌ها استفاده کرد، مانند تای چی، یوگا، مراقبه، و تمرین ورزش‌های تنفسی. خودتان سعی کنید بفهمید کدام یک برای شما بهتر جواب می‌دهد و وقتی استرس داشتید چه در زندگی چه در سر کار، از آن استفاده کنید.

۱۱. قضاوت خوب

قضاوت خوب مهارتی پایه ای در فهرست مهارت ها، فعالیت‌ها، و استراتژی های ارتباطی بین فردی محسوب می‌شود و مستقیما از گوش کردن، یاد گرفتن و مشاهده کردن جهان اطراف‌تان به دست می آید. این مهارت ارتباط موثر می‌تواند به آدم‌ها اجازه بدهد دوستان و روابط‌شان را خردمندانه انتخاب کنند، پاسخ‌ها و واکنش‌ها را مشخص کنند و تصمیمات عاقلانه بگیرند.

۱۲. ترغیب یا متقاعد کردن

توانایی ترغیب یا متقاعد کردن دیگران در کسب و کار و انجام کارها ضروری است. وقتی باید به دیگران ایده‌ها، محصولات، خدمات خود و یا هر چیز دیگری را بفروشید این فرصت خوبی برای حرفه‌ی شما محسوب می‌شود. فارغ از نیت‌تان، لازم است که بتوانید بحث‌های قوی و متقاعد کننده انجام دهید و به مخاطب توضیح بدهید که چرا ایده‌ها، یا محصولات شما «انتخاب درست» و بهترین گزینه هستند.

۱۳. مهارت ‌های مذاکره

در واقع، مهارت های مذاکره کردن در بحث‌های داخلی و خارجی مفید هستند. اینکه قادر باشید با سایر افراد مذاکره کنید، چه همکار، چه عامه‌ی مردم، یا برای معاملات کسب و کار – به – کسب و کار، می‌تواند مهارتی باشد که زندگی‌تان را نجات بدهد. به عنوان مثال، وقتی صحبت از مذاکره در شغل یابی می‌شود، مباحث مربوط به پیشنهادات شغلی و حقوقی به شدت تحت تاثیر مذاکره‌های جدی قرار می‌گیرند. از نظر خارجی، یا بیرونی، نیز فروشندگان و مشتریان اغلب به مذاکره نیاز دارند و شما وقتی در هر یک از این زمینه‌ها موفق باشید می‌توانید به یک فرد حرفه‌ای تبدیل شوید.

۱۴. حس شوخ طبعی

شرط می‌بندم اکثر ما از خندیدن لذت می‌بریم. این کار یک نوع خنثی کننده‌ی تنش و درگیری بسیار موثر است. اگر می‌توانید از حس شوخ طبعی استفاده کنید، پس می‌توانید کار و زندگی‌تان را به مسیر دلخواه‌تان هدایت کنید.

۱۵. کنترل خشم

این نیز یکی از مهارت‌های عالی و موثر آدم‌ها است که در محل کار واقعا ارزشمند است. بسیار حیاتی است که بدانید عصبانی شدن در محل کار ممکن است به مشکلات مختلفی منجر شود و اگر نتوانید این احساسات را به درستی کنترل کنید احتمالا باعث از دست دادن شغل‌تان خواهد شد. همچنین، ضروری است که بدانید چه نوع وضعیتی شما را عصبانی می‌کند تا از قبل بتوانید با احساسات منفی مقابله کنید. بهتر آن است که در محل کار دیگران را مورد خشم خود قرار ندهید چون این کار ممکن است باعث ترساندن دیگران و منجر به بالا گرفتن خشونت در محل کار شود.

وقتی فکر می‌کنید خشم دارد بر شما غلبه می‌کند، برای آرام شدن چند نفس عمیق بکشید و اگر کارساز نبود، فقط کافی است آن محل را ترک کنید. قبل از عصبانی شدن، باید روش‌های درستی را یاد بگیرید که به حفظ آرامش‌تان کمک می‌کنند. کنترل خشم، به ویژه کنترل خشم در محل کار یکی از مهارت های عالی آدم‌ها است که به شما کمک می کند افکار و احساسات‌تان را با آدم‌های دور و برتان به شیوه‌ای درست و معقولانه در میان بگذارید.

۱۶. حل اختلافات

این چیزی است که همراه با کنترل خشم به دست می‌آید و یکی از مهارت های خوبی است که آدم‌ها می‌توانند در سر کار یا زندگی روزمره از آن برخوردار شوند. حل اختلافات شامل شناخت از خود اختلاف و نحوه‌ی تاثیر آن بر شما و اطلاع از دلایل اهمیت این اختلاف برای شما می‌شود. وقتی می‌خواهید اختلافی را بر طرف کنید، باید به طرف مقابل احترام بگذارید و از او نیز درباره‌ی راه‌حل‌های درست برای حل اختلاف نظرخواهی کنید. این مهارت ارتباط موثر مهمی است که آدم‌ها در محل کار از آن برخوردار هستند چون معمولا در اکثر مشاغل اختلاف نظرها و درگیری‌هایی بر سر موضوعات خاصی رخ می‌دهد. این که بدانید چگونه با یک اختلاف برخورد کنید و به طرف‌های درگیر احترام بگذارید به شما در حفظ روابط خوبی که دارید کمک خواهد کرد.

۱۷. خود آگاهی درباره‌ی زبان بدن

هرچه بر نقش زبان بدن تاکید کنیم باز هم کم است، چون این مهارت اکثریت آنچه را آدم‌ها به دیگران انتقال می‌دهند تشکیل می‌دهد. حقیقت این است که حتی وقتی صحبت نمی‌کنیم با آدم‌ها تمام مدت در حال ارتباط برقرار کردن هستیم. بنابراین، مراقب ایما و اشارات، بیانات، لحن حرف زدن و ظاهرتان باشید چون ارتباط برقرار کردن ممکن است بسیار به شما کمک کند یا به آدم‌های اطراف‌تان آسیب بزند، و در حالت کلی برای حرفه وشغل‌تان مهم باشد.

۱۸. کمی بیشتر بنویسید و بنویسید

نوشتن می‌تواند به شما کمک کند با اعتماد به نفس و دقت بیشتری اعتقادات خود را ابراز کنید. این کار یک نوع آماده سازی است که باعث می‌شود سخنرانی‌های طبیعی داشته باشید. شما همچنین می‌توانید توانایی حفظ کنترل در ارتباطات را نیز در خود ایجاد کنید. یادتان باشد که ارتباط درونی اغلب مقدم بر ارتباط بین فردی است، با این حال تمرین کردن هنر نوشتن به شما کمک خواهد کرد مهارت ارتباط موثر بین فردی خود را نیز به طرز موثری افزایش دهید.

۱۹. سعی کنید روابط  هماهنگ و سازگار ایجاد کنید

اگر روابط شخصی یا کاری‌تان کوتاه مدت، غیر صمیمی یا سرد است، بهتر است بر کیفیت یک سری از روابط خاص تمرکز کنید تا بتوانید روابطی سالم و هماهنگ ایجاد کنید. راه‌های مختلفی برای تمرین و انجام این کار وجود دارد. در اینجا بعضی از راه‌های مختلف تمرینی را به شما ارائه می‌کنیم:

– خودتان را در موضع شخص مقابل قرار دهید که به شما اجازه می‌دهد مسائل را از منظری متفاوت نگاه کنید. وقتی بتوانید دیگران را درک کنید، از پرخاشگری‌تان کاسته خواهد شد و اتحاد و تفاهم بیشتری با هم پیدا خواهید کرد.

– سر کار، در منزل، یا در رویدادهای اجتماعی و گرد هم آیی‌ّهای جمعی، کمک کنید افراد احساس خودمانی بودن بکنند و از آن‌ها حمایت کنید. اما، از رفتارهایی که باعث می‌شود آن‌ها احساس بیگانگی یا غریبگی بکنند پرهیز کنید.

– منصف و عادل باشید. اگر از آن دسته افرادی هستید که بیشتر در یک رابطه دست بگیر دارند تا دستِ بده، بهتر است یاد بگیرید فرد سخاوتمند تر باشید. به عنوان مثال، اگر دوستان‌تان اغلب با شما در رویدادهایی که دوست دارید همراه می‌شوند، شما نیز باید انصاف را رعایت کنید و با آن‌ها چنین رفتاری داشته باشید.

– صادق باشید. یادتان باشد که روابط در صورتی پایدار خواهند بود که آدم‌ها به یکدیگر اعتماد داشته باشند. بنابراین، اطمینان و تعهد را حفظ کنید تا بتوانید اعتماد سازی کنید و حتی شدت آن را افزایش دهید.

۲۰. کلاس بازیگری بروید

اگر شما از اهمیت مهارت ارتباط موثر بین فردی برای موفقیت در زندگی آگاه هستید، در رفتن به کلاس بازیگری تردید نکنید. در آنجا، می‌توانید مهارت‌های ارتباطی برنامه ریزی شده‌ای را یاد بگیرید که کنترل زبان و اعتماد به نفس‌تان را تقویت خواهد کرد.

یا به عنوان راهی دیگر، می‌توانید در یک کلاس سخنوری ثبت نام کنید؛ جایی که می توانید در آن پیوسته با دیگران ارتباط برقرار کنید، به نظاره بنشینید و ارتباط‌گران نافذ را زیر نظر بگیرید، تا هر موقع در وضعیتی مشابه قرار گرفتید بتوانید از تاثیرات مثبت و بلند مدت این مشاهدات استفاده ببرید.

شاید به نظر برسد که تمرکز بر همه ی مهارت‌های ارتباطی خوبی که در فوق به آن‌ها اشاره کردیم زمان بسیار زیادی از ما می‌گیرد. در نتیجه، بهتر است که از بین این ۲۰ مهارت ارتباط موثر ، فعالیت و استراتژی ارتباطی بین فردی یک یا دو مورد را انتخاب و با آن‌ها شروع کنید تا به عنوان مثال از فواید آن در محل کار بهره‌مند شوید. سعی نکنید یک شبه ره صد ساله را طی کنید و بهتر است عجول نباشید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: vkool

مهارت ارتباط موثر: ۲۰ مهارت، فعالیت و استراتژی ارتباط با افراد دیگر


 

نوشته مهارت ارتباط موثر: ۲۰ مهارت، فعالیت و استراتژی ارتباط با افراد دیگر اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

داستان گویی: ۷ فایده قصه گویی برای سلامت روان کودکان و بزرگسالان

قصه گویی یا داستان گویی به فعالیتی اشاره دارد که طی آن، داستانی توسط یک آدم برای آدم‌های دیگر تعریف می‌شود. بسیاری از آدم‌ها تصور می‌کنند داستان گویی به نحوی به لحظاتی مربوط می‌شود که مادرها یا پدرها تا قبل از آن که کودکان‌شان در رخت‌خواب به خواب بروند و خواب خوبی داشته باشند، برای‌شان داستان تعریف می‌کنند.

داستان گویی

با وجود این، در حقیقت، داستان گویی فقط به تعریف داستان برای کودکان محدود نمی‌شود. جدای از تعریف داستان‌های جن و پری، با پایان‌های شاد، داستان گویی مفهوم گسترده‌تری را در بر می‌گیرد. در واقع، در میان گذاشتن تجربه‌ها در برابر گروهی از آدم‌ها نیز نوعی داستان گویی به شمار می‌رود. مهم‌ترین مسئله‌ای که در این میان نباید فراموش شود این است که به نظر می‌رسد داستان گویی، نه فقط برای کودکان، بلکه برای آدم‌هایی در تمام سنین، نتایج خوبی به همراه خواهد داشت.

با این‌که در دوران مدرن، آدم‌های امروزی داستان گویی را به عنوان یک کار سنتی تصور می‌کنند، این کار هم‌چنان برای آدم‌ها فوق‌العاده مفید است. علی‌رغم آن‌که به نظر می‌رسد قصه گویی یا داستان گویی بسیار ساده است و فقط جنبه‌ی سرگرمی دارد، فواید این کار برای سلامت روان بسیار شگفت‌انگیز هستند. در طول روزهای هفته، ممکن است دائما مشغول کار باشید؛ ولی گاهی اوقات، زمان‌های بیکاری‌تان را مشغول وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی هستید.

از سویی دیگر، کودکان دائما به استفاده از وسایل الکترونیکی عادت کرده‌اند و این مسئله دیگر پدیده‌ای تازه و نادر نیست. داستان گویی در مقایسه با اعتیاد به دستگاه‌های الکترونیکی و تماشای برنامه‌های تلویزیون، پدیده‌ای است که برای تن‌درستی‌تان، به خصوص برای سلامت روان، بسیار مفید و ضروری است.

در ادامه، با فهرستی از فواید داستان گویی برای سلامت روان اشاره می‌کنیم. تا انتهای این مقاله با سایت بازده همراه باشید!

۱. افزایش خلاقیت

یکی از نتایج مفیدی که می‌توانید از جلسات داستان گویی به دست بیاورید، افزایش خلاقیت‌تان است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند، زمانی که در حال شنیدن یک داستان هستید یا زمانی که به اصطلاح “‌شنونده‌ی‌”‌ یک داستان می‌شوید، چیزی را که گوینده‌ی داستان در حال بازگو کردن است، تجربه و احساس می‌کنید.

برای مثال، وقتی گوینده مطلبی را درباره‌ی غذایی خوشمزه تعریف می‌کند، شما میزان خوشمزگی غذا را تصور خواهید کرد. در اثر این تصور، قشر حسی مغزتان فعال می‌شود. از آن جا که این تصور می‌تواند به فعال‌تر شدن مغزتان منجر شود، باعث ایجاد خلاقیت در شما خواهد شد. در این صورت، می‌توانید خلاق بمانید و یافتن ایده‌های جدید برای‌تان آن‌چنان دشوار نخواهد بود.

علاوه بر تاثیر داستان گویی و گوش دادن به داستان بر افزایش خلاقیت، ۳۵ روش رایگان برای تقویت خلاقیت نیز وجود دارند که می‌توانید با استفاده از آن‌ها حقیقتا خلاقیت‌تان را بالا ببرید.

۲. تقویت حافظه

وقتی به داستانی گوش می‌دهید، موقعیتی را که در داستان به تصویر کشیده می‌شود، در ذهن‌تان تصور می‌کنید. اگر بعد از چند روز سعی کنید داستان را به خاطر بیاورید، با تصور توالی رویدادهای موجود در شرح داستان، توانایی‌تان برای به یاد آوری مطالب افزایش می‌یابد.

اگر بخواهید حافظه‌ی کودک‌تان تقویت شود، می‌توانید از همین ویژگی داستان گویی استفاده کنید. درست بعد از این‌که برای کودک‌تان داستانی را تعریف کردید، می‌توانید از کودک بخواهید جریان داستان را برای‌تان بازگو کند. طریقی که کودک‌تان می‌تواند جزییات و ترتیب وقایع داستان را به خاطر بیاورد، می‌تواند حافظه‌ی کودک را تقویت کند.

به غیر از داستان گویی، فعالیت‌های جذاب و مفید دیگری هم وجود دارند که می‌توانند حافظه‌تان را تقویت کنند؛ به طور مثال، نقاشی کشیدن حافظه‌تان را تقویت می‌کند.

۳. افزایش دایره‌ی واژگان

علاوه بر ۲۵ فایده خواندن کتاب برای سلامت ذهنی و بدنی، گوش دادن به داستان نیز می‌تواند دایره‌ی واژگانی را افزایش دهد؛ به خصوص وقتی این کار برای کودکان انجام شود. درک و آشنایی با واژگان گوناگون از طریق انجام فعالیت‌های سرگرم کننده‌ای نظیر داستان گویی برای کودکان می‌تواند بسیار آسان‌تر باشد. داستان گویی با ایجاد فضایی که آن‌چنان مانند فضای مدرسه خشک و جدی نیست، روش بسیار جذاب‌تر و دلپذیرتری برای یادگیری و آموزش است.

زمانی که کودکان به داستان گوش می‌دهند، واژگان و عباراتی که آن‌ها می‌شنوند، به طور خودکار باعث می‌شوند ذهن‌شان با این واژگان آشنا شود. به این ترتیب، آن‌ها در صحبت کردن و خواندن مسلط‌تر و روان‌تر می‌شوند، زیرا داستان گویی کمک می‌کند دایره‌ی واژگانی کودکان افزایش یابد.

۴. گریز از تنهایی

وقتی در جلسات داستان گویی در کنار سایر آدم‌ها قرار می‌گیرید، تنهایی‌تان نیز از بین می‌رود. همان طور که می‌دانید، داستان گویی تنها به تعریف داستان از سوی مادرها و پدرها برای کودکان‌شان محدود نمی‌شود. در شرایطی که آدم‌ها داستان‌های‌شان را برای یکدیگر تعریف می‌کنند، دیگر کسی احساس تنهایی نخواهد کرد.

داستان گویی باعث ایجاد حس با هم بودن می‌شود و تنهایی را می‌زداید. حضور در جمع آدم‌ها و هم‌زمان، در میان گذاشتن داستان‌های‌تان می‌تواند به گریز از تنهایی کمک کند. به علاوه، این کار باعث می‌شود آدم‌ اجتماعی‌تری شوید.

علاوه بر داستان گویی، ۸ روش دیگر وجود دارند که احساس تنهایی نکنید.

۵. احساس شادمانی

گوش دادن به داستان‌های سایر آدم‌ها می‌تواند باعث ایجاد حس شادمانی شود. این کار برای ایجاد حس شادی بسیار مفید است؛، به خصوص هنگامی که آدم‌های حاضر در جلسه‌ی داستان گویی، نقش‌های‌شان را با یکدیگر تعویض می‌کنند؛ به این ترتیب که گوینده می‌تواند به شنونده تبدیل شود و بالعکس.

وقتی داستان آدم‌های دیگر را می‌شنوید، به خصوص هنگامی که این داستان‌ها درباره‌ی کشمکش‌ها و مبارزات‌شان در زندگی و نحوه‌ی پشت سر گذاشتن مشکلات باشند، چشم‌انداز جدیدی از زندگی به دست خواهید آورد. این مسئله حس قدرشناسی‌تان را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود در زندگی‌تان احساس شادتری داشته باشید. همین شرایط هنگامی که گوینده‌ی داستان باشید نیز صادق است. در میان گذاشتن تجربه‌های‌تان در برابر سایر آدم‌ها، باعث می‌شود شادتر باشید و به خودتان افتخار کنید.

شنیدن داستان‌های دیگران و آگاهی از تجربه‌های‌شان در تمام زمینه‌ها حقیقتا باعث بهبود حس شادمانی‌تان می‌شود؛ به خصوص وقتی ۱۰ درس شادی از متیو ریکارد، شادترین مرد دنیا را بشنوید.

۶. درمان افسردگی

علاوه بر ۱۰ راه درمان افسردگی بدون دارو که در مقاله‌ای دیگر برای‌تان توضیح داده‌ایم، داستان گویی نیز قادر است افسردگی را در برخی آدم‌ها بهبود ببخشد. هنگامی که در حال شنیدن یک داستان شگفت‌انگیز هستید، می‌توانید آن‌چه را در جریان داستان می‌گذرد، در ذهن‌تان پردازش کنید و درس‌هایی جدید بیاموزید. تا وقتی تحت تاثیر افکار مثبت قرار بگیرید، ارتعاشات مثبت اجازه نخواهند داد افسرده بمانید.

به علاوه، وقتی داستانی را تعریف می‌کنید و اجازه می‌دهید دیگران آن را بشنوند، اندکی از سنگینی بار این تجربه‌ها را از دوش خود بر می‌دارید. به این ترتیب، دیگر لازم نیست بار تجربه‌های ناراحت کننده‌تان را به تنهایی به دوش بکشید. از همه مهم‌تر، با حضور همیشگی در این گونه جمع‌ها، برای همیشه از شر افسردگی خلاص می‌شوید.

۷. افزایش عزت نفس

اگر به دلیل پایین بودن عزت نفس‌، با حضور در جمع مشکل دارید و اعتماد به نفس لازم را برای این کار ندارید، داستان گویی روش خوبی است که از طریق آن، می‌توانید اعتماد به نفس‌تان را افزایش دهید. در شرایطی که می‌بینید گوینده‌ی داستان در حال تعریف ماجرایی الهام‌بخش است، می‌توانید زندگی‌تان را در قاب بزرگ‌تری مشاهده کنید؛ و همین مسئله می‌تواند باعث شود فرد مثبت‌تری باشید. بنابراین، داستان گویی می‌تواند سطح عزت نفس‌تان را بالا ببرد.

هم‌چنین، تغییر نقش‌تان، از جایگاه شنونده به گوینده، نیز می‌تواند برای افزایش عزت نفس مفید باشد. با تغییر نقش‌تان، از شنونده به گوینده‌ی داستان، می‌توانید یاد بگیرید چگونه باید داستان‌های‌تان را برای سایر آدم‌ها تعریف کنید. می‌توانید درباره‌ی همه چیز صحبت کنید؛ هر موضوعی که به آن علاقه‌مند هستید. نخست، ممکن است احساس سختی و مشقت کنید،‌ زیرا با شرایطی که در مرکز توجه دیگران قرار بگیرید،‌ آشنایی چندانی ندارید. ولی با مرور زمان، اعتماد به نفس بیش‌تری پیدا خواهید کرد.

توصیه‌ی آخر

از آن‌جا که داستان گویی برای سلامت روان مفید است، لازم است بیش‌تر به این مسئله فکر کنید و آن را به اندازه‌ی بیش‌تری در برنامه‌ی زندگی‌تان قرار دهید. کسب و کار و مشغله‌های مربوطه ممکن است ذهن و وجودتان را در خود غرق کرده‌ باشند. بنابراین، توصیه می‌شود زمانی را برای داستان گویی با دوستان اختصاص دهید، و شاید هم به جلسات گروهی داستان گویی ملحق شوید.

فارغ از این که چه میزان در زندگی مشغولیت دارید، باید سعی کنید داستان گویی را در برنامه‌ی زندگی‌تان قرار دهید. این کار را می‌توانید در برنامه‌های هفتگی‌تان یا در اوقات فراغت‌تان بگنجانید. فواید داستان گویی برای سلامت روان، ارزش امتحان کردن را دارند. اجازه دهید ذهن‌تان در وضعیتی آرام و بی‌دغدغه قرار بگیرد؛‌ به این ترتیب، بدن‌تان نیز سالم خواهد ماند!


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع:drhealthbenefits

داستان گویی: ۷ فایده قصه گویی برای سلامت روان کودکان و بزرگسالان


 

نوشته داستان گویی: ۷ فایده قصه گویی برای سلامت روان کودکان و بزرگسالان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

افسردگی زنان: ۳۵ نکته درباره انواع، دلایل، علائم و درمان افسردگی زنان

ما زنان نقش‌های زیادی در زندگی داریم. مادر، همسر، کارمند، دوست، شفا‌دهنده، مراقبت‌کننده و بله!‌ این فهرست کماکان ادامه دارد! پیچیدگی تمام این نقش‌ها می‌تواند در زندگی هر زنی بالا و پایین‌های زیادی ایجاد کند. برخی از این تغییرات خلقی ممکن است به خاطر رویدادهای پیش آمده در زندگی (به عنوان مثال بحث و جدل با یک دوست) باشد یا ممکن است به دلیل هورمون‌ها (مثلا در زمان بارداری، چرخه‌ی قاعدگی) روی بدهد. به طور کلی، بعد از چند روز، احساسات شما کم کم به حالت عادی بازمی‌گردند و دیگر احساس بدی نخواهید داشت. اما افسردگی زنان موضوع بسیار جدی و مهمی است که نمود آن مقطعی نیست و برای طولانی مدت یک زن را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

افسردگی زنان

اما، اگر از افسردگی رنج می‌برید، آن حالت “غم و اندوه” شما بعد از چند روز از بین نمی‌رود و ممکن است در فعالیت‌های روزمره و روابط شما مشکلاتی ایجاد کند. این وضعیت می‌تواند یک چرخه‌ی ناتوان‌کننده باشد و ممکن است در اثر چند علت متفاوت ایجاد شود. علائم افسردگی می‌توانند هفته‌ها، ماه‌ها یا سال‌ها ادامه بیابند و ممکن است گاه گاهی یا فقط یک بار رخ بدهند.

احتمال بروز افسردگی زنان نسبت به مردان تقریبا دو برابر است و معمولا علل بروز آن در خانم‌ها متفاوت‌‌تر از آقایان است. عوامل تاثیرگذار در بروز این بیماری عبارتند از: هورمون‌های تولید مثل، واکنش زنانه‌ی متفاوت نسبت به استرس و فشارهای اجتماعی که برای تجربیات زندگی یک زن منحصر به فرد هستند. در زیر اشکال مختلف افسردگی را می‌بینید که در زنان بسیار شایع هستند:

انواع مختلف افسردگی زنان

۱. افسردگی شدید

افسردگی شدید نوع سختی از افسردگی است که در آن زن توانایی لذت بردن از فعالیت‌هایی را که زمانی برای او لذت‌بخش بوده‌است، از دست می‌دهد. علاوه بر این، بر توانایی زن در کار، خواب و خوردن به صورت معمول و موثر تأثیر می‌گذارد و معمولا ارتباطات بین فردی و اجتماعی فرد را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می‌دهد. با افسردگی شدید، که به عنوان اختلال افسردگی شدید نیز شناخته شده‌است، حالت افسردگی شما ممکن است برای مدت زمان طولانی ادامه داشته باشد و اغلب با عزت نفس پایین همراه است.

۲. افسردگی پس از زایمان

این یکی شکل خاصی از افسردگی است که پس از تولد کودک رخ می‌دهد. در حالی که نشانه‌های معمول این نوع افسردگی در ماه‌های بعد از تولد شروع می‌شود، اما در برخی از زنان ممکن است در حالی که هنوز باردار هستند رخ بدهد.

۳. اختلال افسردگی مداوم

این مورد که یک حالت خفیف‌تر افسردگی در نظر گرفته می‌شود نوعی به هم ریختن خلق و خو است که دو سال یا بیش‌تر طول می‌کشد. حملات افسردگی شدید (یعنی فرم شدیدتر افسردگی) ممکن است در طول اختلال افسردگی مداوم رخ بدهد.

۴. اختلال افسردگی قبل از قاعدگی

نوعی از افسردگی که به چرخه‌ی قاعدگی زن مرتبط است. در این حالت افسردگی، نوسانات شدید خلق و خو، اضطراب و افکار منفی خود را در هفته‌ی قبل از شروع قاعدگی نشان می‌دهند و زمانی که دوره‌ی قاعدگی شروع می‌شود، از بین می‌روند. علائم افسردگی در این نوع آن‌قدری شدید هستند که تاثیر منفی بر روابط بین فردی بگذارند و در فعالیت‌های روزمره‌تان تداخل ایجاد کنند.

برخی از فاکتورهای برجسته وجود دارند که نشان می‌دهند افسردگی چه‌طور در زنان و مردان متفاوت است. این فاکتورها عبارتند از:

علایم متفاوت افسردگی زنان و مردان

۱. زنان احساس اضطراب و ترس می‌کنند؛ مردان محتاط می‌شوند

۲. زنان به دلیل وجود این حالت افسردگی خود را سرزنش می‌کنند؛ مردان دیگران را سرزنش می‌کنند

۳. زنان وقتی افسرده هستند غالبا احساس غم، بی‌ارزش بودن و دلمردگی می‌کنند؛ مردان معمولا تحریک‌پذیر و عصبانی می‌شوند

۴. زنان در معرض افسردگی بیش‌تر از پیش آمدن درگیری دوری می‌کنند؛ مردان بیش‌تر درگیری و اختلاف ایجاد می‌کنند

۵. زنان به غذا و دوستان‌شان مراجعه می‌کنند تا خودشان را درمان کنند؛ مردان به الکل، تلویزیون، رابطه‌ی جنسی یا ورزش پناه می‌برند تا خود را درمان کنند

۶. زنان احساس خمودی و عصبانیت دارند؛ مردان احساس پریشان‌حالی و بی قراری دارند

۷. زنان به راحتی در مورد احساس عدم اعتماد به نفس و ناامیدی‌شان صحبت می‌کنند؛ مردان در مورد عدم اعتماد به نفس و ناامیدی‌شان را پنهان می‌کنند، زیرا این‌ها را نشانه‌ای از ضعف می‌دانند

علل افسردگی زنان

بسیاری از عوامل ژنتیکی، هورمونی، روانشناختی و اجتماعی وجود دارند که می‌توانند در بروز افسردگی زنان نقش مهمی ایفا کنند.

۱. زیست‌شناسی و هورمون‌ها

به لحاظ بیولوژیکی، افسردگی در خانواده‌ها به صورت ارثی اتفاق می‌افتد – شواهد علمی ‌که نشان می‌دهند برخی از ترکیبات ژنتیکی بیش‌تر از بقیه مستعد افسردگی هستند، در حالی که برخی از ترکیبات ژنتیکی نسبت به آن مقاوم‌تر هستند. با این وجود، تصور بر این است که عوامل محیطی با پیش‌گراشدگی ژنتیکی برهم کنش دارند. به این معنا که هرچند شما به دلیل ژن‌های‌تان بیش‌تر از بقیه مستعد ابتلا به افسردگی باشید، اما داشتن خانواده‌ی سالم و روابط اجتماعی درست می‌تواند مانع از بروز این بیماری در شما شود.

سایر عوامل بیولوژیک و هورمونی نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهند. مسائل مربوط به دوران بارداری، باروری، پیش از یائسگی، یائسگی و چرخه‌های قاعدگی، فاکتورهای خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهند. اکثر این موارد ناشی از عدم تعادل هورمونی و نوسان سریع در هورمون‌های تولید مثل است. مشکلات بهداشتی به طور کلی، به ویژه بیماری‌های مزمن یا ناتوانی جسمانی و همین‌طور بروز تغییرات در وضعیت سلامتی- مانند رژیم‌های مکرر و ترک سیگار- می‌توانند موجب افسردگی در زنان شوند.

۲. علل روانشناختی

زنان بیش‌تر از مردان در اثر علل روانشناختی مستعد ابتلا به افسردگی هستند. زنان به این دلیل که عاطفی‌تر هستند، در دوران افسردگی بیش‌تر افکار منفی را تکرار می‌کنند. در حالی که واکنش عادی این است که گریه کنید، با دوستان‌تان صحبت کنید و مدام به این فکر کنید که چرا این اتفاق برای‌تان رخ داده‌است، تحقیقات نشان داده‌اند که فکر کردن مداوم در مورد افسردگی می‌تواند باعث طولانی شدن و حتی بدتر شدن آن شود. در مقابل، مردان معمولا سعی می‌کنند حواس خودشان پرت کنند تا حالت افسردگی از آن‌ها دور بماند: ثابت شده‌است این کار مدت زمان پدیدار شدن علائم را کاهش می‌دهد.

عوامل روانشناختی دیگری که روی زنان بیش از مردان تاثیر می‌گذارد، عبارتند از تصاویر منفی نسبت به بدن و افسردگی ناشی از استرس. زنان نسبت به مردان بیش‌تر دچار استرس می‌شوند، زیرا ثابت شده سطح پروژسترون افزایش یافته در آن‌ها مانع  کم شدن سطح هورمون استرس می‌شود. مسائل مربوط به تصویر بدنی معمولا در دوران نوجوانی شروع می‌شوند و به نظر می‌رسد با شروع دوران بلوغ در زنان مرتبط هستند.

۳. علل اجتماعی

مهارت‌های مقابله با مشکلات، انتخاب روابط و انتخاب سبک زندگی روی زنان در مقایسه با مردان به صورت متفاوتی تاثیر می‌گذارد. شما به عنوان یک زن، بیش‌تر از مردها در معرض افسردگی ناشی از مشکلات زناشویی یا روابط، مشکلات تعادل بین کار و زندگی، مشکلات مالی و رویدادهای زندگی روزمره، از جمله از دست دادن یکی از عزیزان، هستید.

علاوه بر علل بیولوژیکی، روانی و اجتماعیِ افسردگی که در بالا ذکر شد، موسسات ملی بهداشت نشان می‌دهند که موارد زیر نیز عوامل خطر افسردگی در زنان هستند:

– مرگ یکی از والدین قبل از 10 سالگی

– از دست دادن شغل، مشکلات ارتباطی، طلاق

– سوء استفاده فیزیکی یا جنسی در دوران کودکی

– سابقه‌ی وجود اختلالات خلقی

– استفاده از داروهای خاص

علائم و نشانه‌های افسردگی زنان

علائم و نشانه‌های افسردگی از زنی به زن دیگر متفاوت است. برخی از علائم و نشانه‌های شایع این بیماری  عبارتند از:

۱. احساس خلاء، ناامیدی، یاس و اندوه

۲. تحریک‌پذیری، اضطراب و گناه

۳. احساس فرسودگی، خستگی شدید

۴. از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلا برای او لذت‌بخش بوده‌اند

۵. ناتوانی در تمرکز یا یادآوری جزئیات

۶. فکر کردن به خودکشی یا تلاش برای خودکشی

۷. اختلالات خواب؛ خواب بیش از حد زیاد یا خیلی کم، بی‌خوابی

۸. بروز تغییر در اشتها – خوردن بیش از حد یا خیلی کم

۹. علائم فیزیکی – درد، گرفتگی، سردرد، مشکلات گوارشی، حساسیت پستان، نفخ

۱۰. نداشتن انرژی

۱۱. احساس لگام‌گسیختگی

۱۲. نوسانات خلق و خوی و گریه و زاری

۱۳. حملات هراس

۱۴. داشتن احساس تنش

۱۵. عدم علاقه به انجام فعالیت‌های روزانه و روابط

روش های درمان افسردگی زنان

۱. مراجعه به دکتر روانپزشک

اگر شما یک زن هستید و از افسردگی رنج می‌برید بهتر است برای بهبود کیفیت زندگی‌تان به دنبال درمان باشید. اولین اقدام شما باید مراجعه به پزشک یا روانشناس باشد. پزشک‌تان به شما یک سری سوال می‌دهد و آزمایشاتی را انجام می‌دهد برای رد وجود یک اختلال پزشکی جدی که موجب افسردگی می‌شود یا تعیین این‌که آیا ممکن است بعضی از داروها علت رخ دادن افسردگی در شما باشند یا خیر. پزشک در ابتدا سؤالاتی در مورد علائم شما می‌پرسد – علائم چه مدت طول می‌کشند، چه زمانی شروع می‌شوند، شدت آن‌ها، این‌که تا چه حد ماندگار هستند (میزان عود مجدد) و سابقه‌ی افسردگی در خانواده‌ی شما. اگر پزشک‌تان متقاعد شود که به افسردگی مبتلا هستید، شما را به یک روانپزشک معرفی می‌کند که می‌تواند به طور رسمی بیماری شما را تشخیص دهد و توصیه‌هایی را برای درمان ارائه دهد.

۲. مصرف داروهای ضد افسردگی

رایج‌ترین روش‌های درمان زنان مبتلا به افسردگی استفاده از برخی داروها و برخی شیوه‌های خاص روانشناختی است. اگر در حین درمان باردار هستید یا احتمال دارد که باردار شوید حتما به پزشک‌تان بگویید چرا که داروهای خاصی برای درمان افسردگی ممکن است بر رشد کودک تأثیر بگذارند. اگر افسردگی دارید، پزشک‌تان ممکن است داروهای ضد افسردگی را برای‌تان تجویز کند تا علائم افسردگی در شما کاهش بیابد. اگر مصرف داروهای ضد افسردگی را شروع کردید، مهم است که علائم‌تان را تحت نظر داشته باشید و عوارض جانبی را یادداشت کنید. بعضی عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی می‌توانند موجب بدتر شدن افسردگی در درصد کمی از افراد شوند. به طور خاص، افزایش میزان فکر کردن به خودکشی، تلاش برای خودکشی و تحریک‌پذیری با استفاده از داروهای ضد افسردگی در برخی افراد مرتبط هستند.

عوارض جانبی شایع داروهای ضدافسردگی عبارتند از:

– حالت تهوع

– سردرد

– اختلالات خواب

– پریشان حالی

– مشکلات جنسی

با این وجود، این مشکلات معمولا در طول زمان کاهش می‌یابند.

۳. رفتاردرمانی شناختی

اگر از افسردگی رنج می‌برید، باید بدانید که ثابت شده درمان‌های این اختلال بسیار موثر هستند. رفتاردرمانی شناختی (CBT) یکی از رایج‌ترین روش‌های روان‌درمانی در درمان افسردگی است. این روش درمانی بر روش‌های جدید تفکر و مکانیسم‌های مقابله با احساس افسردگی تمرکز دارد. به علاوه این درمان به زنان کمک می‌کند که روابط دشوار و چگونگی بهبود آن‌ها را درک کنند و نحوه‌ی تغییر عاداتی که ممکن است در افسردگی آن‌ها نقش داشته باشد،‌ بیاموزند. علاوه بر درمان انفرادی، درمان گروهی یا خانوادگی هم یک روش مفید برای درمان افسردگی است در صورتی که استرس خانوادگی عامل مهمی‌ در ایجاد حالت افسردگی در شما باشد.

متأسفانه، میزان تشخیص اشتباه افسردگی در زنان می‌تواند نرخی برابر با 50٪ داشته باشد و کم‌تر از نیمی از زنان مبتلا به افسردگی شدید هرگز به دنبال درمان نیستند. و خوشبختانه نرخ درمان افسردگی بسیار بالا است. بیش از 80٪ از زنان مبتلا به افسردگی با استفاده از داروهای ضد افسردگی، روان‌درمانی یا ترکیبی از هر دو، درمان می‌شوند.

۴. تکنیک خود درمانی

در صورتی که از افسردگی رنج می‌برید، علاوه بر دارو و درمان، تکنیک‌های خود درمانی زیر نیز می‌تواند به بهبود خلق و خوی شما کمک کنند:

– احساسات‌تان را درون خودتان حبس نکنید – یک گروه پشتیبانی پیدا کنید یا با کسانی که مورد اعتمادتان هستند، احساسات‌تان را در میان بگذارید

– در فعالیت‌ها و رویدادهای اجتماعی شرکت کنید

– به طور منظم ورزش کنید

– خواب کافی داشته باشید – 8 ساعت در شب ایده‌آل است

– مراقبه کنید، یوگا را امتحان کنید، یا دیگر تکنیک‌های آرامش را انجام بدهید

۵. کمک گرفتن از افراد مورد اعتماد

اگر شما یا یکی از عزیزان از افسردگی رنج می‌برید، بدانید که تنها نیستید. برای بالا بردن کیفیت زندگی‌تان و بهبود اوضاع خلق و خوی افسرده‌تان از افراد ذی صلاح کمک بگیرید. اگر مطمئن نیستید که باید به چه کسی مراجعه کنید، موارد زیر را امتحان کنید:

– پزشک خانواده

– برنامه‌های کمک به کارمندان

– مراکز سلامت روان

– آژانس‌های اجتماعی

– متخصصین سلامت ذهن و روان (روانپزشکان، مددکاران اجتماعی، مشاوران بهداشت روانی)

– کلینیک‌های خصوصی

– سازمان‌های حفظ بهداشت

مطلب مرتبط: ۱۱ حقیقت درباره افسردگی‌ که همه باید بدانند

۶. استفاده از روش های درمان خانگی

۱. سیب

۲. زعفران

۳. گلبرگ گل رز

۴. هل

۵. قهوه

۶. زردچوبه

۷. چای سبز

۸. چای زنجبیل

۹. سیر

۱۰. جوز هندی

۱۱. بلغور جوی دوسر

۱۲. بادام زمینی

۱۳. تخمه‌ی کدو تنبل

۱۴. اسید فولیک

۱۵. اسیدهای چرب امگا ۳

۱۶. گیاه دارویی به‌لیمو

۱۷. مارچوبه

۱۸. سنبل هندی


 

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- سارا فیضی

منبع: سایکام

افسردگی زنان: ۳۵ نکته درباره انواع، دلایل، علائم و درمان افسردگی در زنان


 

نوشته افسردگی زنان: ۳۵ نکته درباره انواع، دلایل، علائم و درمان افسردگی زنان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

قانون مورفی: ۱۰ نسخه از قانون مورفی که روایتگر حقایق کائنات هستند

قانون مورفی و نسخه‌های مختلف آن باید برای کسانی که شیفته‌ی ابعاد ماوراء الطبیعه‌ی کائنات هستند جالب توجه باشد. قانون مورفی نامی است که بر روی این مَثَل یا حکایت رایج گذاشته شده است که می‌گوید، «هر خطای ممکن رخ خواهد داد!»

تفسیرهای صورت گرفته از این مثل در اسنادی یافت شده است که به اوایل قرن ۱۹ام بر می‌گردد. این جمله وقتی شهرت و محبوبیت پیدا کرد که ادوارد مورفی، مهندسی که روی یک پروژه‌ای پایگاه نیروی هوایی ادواردز کار می‌کرد، متوجه خطای یکی از تکنسین‌های زیردست خود شد و به او گفت: «اگر به هر طریق خطایی بکند، او متوجه خواهد شد». دکتر جان پائول استاپ، که در این پروژه سهیم بود، یادداشتی درباره‌ی عمومیت خطاها نوشت و قانونی را درست کرد به نام «قانون مورفی». بعدها، در همایشی، وقتی گزارشگران از او پرسیدند چگونه از تصادم‌ها پیشگیری می‌کرده‌اند، او اشاره کرد که از قانون مورفی طبیعت می‌کرده‌اند، که به آن‌ها کمک می‌کرده است از اشتباهاتی که عموما آدم‌ها مرتکب می‌شوند دور بمانند. صحبت درباره‌ی قانون مورفی خیلی زود بر سر زبان‌ها پیچید و این عبارت خلق شد.

قانون اصلی و اولیه‌ی مورفی نسخه‌های مشابه بسیاری دارد که ماهیتی مشابه دارند. در این مقاله شما را با ۱۰ مورد از معروفترین نسخه‌های قانون مورفی اصلی آشنا می‌کنیم:

۱. قانون مورفی اصلی

قانون مورفی

«هر خطای ممکنی رخ خواهد داد».

این اصل همان «قانون مورفی» مرسوم است، که به ماهیت جهانی و جامع بی‌عرضگی اشاره دارد که به پیامدهای بد منتج می‌شود. به جای آن که بدبینانه به این مثل معروف نگاه کنید، آن را نوعی هشدار و پند به حساب آورید: از کنترل کیفیت غافل نشوید و به سطح متوسط بودن اکتفا نکنید، چون یک لغزش کوچک کافی است تا فاجعه‌ای به وقوع بپیوندد.

مطلب مرتبط: قانون کائنات: ۱۲ قانون معنوی دنیا برای کسب موفقیت و ثروت

۲. قانون چیزهای گم شده

قانون مورفی

«هیچ وقت چیزی را که گم کرده‌ای پیدا نخواهی کرد تا زمانی که یکی جایگزین آن کرده باشی»

مطابق این نسخه و روایت از قانون مورفی آن چیز گم شده چه یک گزارش باشد، یک دسته کلید، یا یک ژاکت تا زمانی که جایگزینی برای آن نیافته باشید پیدا نخواهد شد!

۳. قانون ارزش

قانون مورفی

« آسیب دیدن هر چیزی با ارزش آن نسبت مستقیم دارد»

آيا تا به حال دقت کرده‌اید اکثرا این چیزهای ارزشمند هستند که به طرز جبران ناپذیری آسیب می‌بییند، اما چیزهایی که برای‌تان مهم نیستند تا ابد دوام می‌آورند؟ پس مواظب چیزهایی که خیلی برای‌تان ارزشمندند باشید، چون احتمال از بین رفتن‌شان زیاد است.

۴. قانون آينده

«لبخند بزن، فردا اوضاع بدتر از این خواهد بود.»

آیا تا به حال به فردایی بهتر باور داشته‌اید؟ طبق این قانون مورفی، هرگز نمی‌توان مطمئن بود که فردا از امروز بهتر است. پس بهترین بهره را از امروزتان ببرید؛ فقط همین است که از همه چیز مهمتر است. هرچند رد پایی از بدبینی در اینجا به چشم می‌خورد، اما این قانون مورفی به ما می‌آموزد به جای تمرکز بر آینده‌ای بهتر قدر آنچه امروز داریم را بدانیم.

۵. قانون حل مسئله

قانون مورفی

«اگر چیزی را به حال خودش رها کنید، از وضعیت بد به وضعیت بدتر تبدیل خواهد شد»

آيا این رخدادی رایج نیست؟ اگر مسائل و مشکلات را حل نشده رها کنید ممکن است پیچیده‌تر شوند. اگر اختلاف با دوست‌تان را بر طرف نکنید، از آن نقطه به بعد اوضاع بدتر خواهد شد. درسی که باید از این قانون به خاطر بسپاریم آن است که نمی‌توان مشکل یا مسئله‌ای را نادیده گرفت. پیش از آنکه اوضاع از کنترل‌تان خارج شود، مشکل را حل کنید.

۶. قانون نظریه‌ها

قانون مورفی

«پژوهش‌های کافی به اثبات نظریه‌ی شما کمک خواهد کرد».

این یکی از نسخه‌های قانون مورفی است که به تعمق و تامل عمیق نیاز دارد. آیا این جمله یعنی اگر پژوهش‌های کافی صورت بپذیرد هر اندیشه‌ی کلی به اثبات خواهد رسید؟ یا اینکه اگر به ایده‌ای باور داشته باشید، می‌توانید پژوهش کافی برای تایید آن بیابید؟ پرسش واقعی این است که آیا می‌توانید از منظری بی‌طرف به پژوهش خود بنگرید.

۷. قانون ظواهر

«غنای دکوراسیون و نمای یک دفتر با قدرت و توان مالی آن شرکت رابطه‌ی معکوس دارد و فرق می‌کند»

«ظواهر می‌توانند فریبنده باشند» پیام این نسخه از قانون مورفی است. یک سیب سرخ و به ظاهر سالم ممکن است از درون پوسیده باشد. سعی کنید درگیر جلال و جبروت ظاهری چیزی نشوید. حقیت ممکن است بسیار با آنچه می‌بینید متفاوت باشد.

۸. قانون باور

«به یک نفر بگویید ۳۰۰ میلیارد ستاره در کائنات وجود دارد و او حرف شما را باور خواهد کرد. به همین فرد بگویید نیمکتی که می‌خواهد روی آن بنشیند تازه رنگ شده است، او حتما باید با انگشت خود نیمکت را لمس کند تا از این موضوع مطمئن شود»

وقتی بحث بر سر حقیقتی دشوار باشد، مردم آن را درجا می‌پذیرند. اما وقتی حقیقتی را بیان می‌کنید که به راحتی قابل اثبات یا رد شدن است، آن وقت مردم می‌خواهند که مطمئن شوند. چرا؟ چون بشر عادت دارد اطلاعات زیاد و سنگین را بدیهی بپندارد. آن‌ها منابع یا حضور ذهن کافی برای راستی آزمایی یک ادعای عریض و طویل را ندارند.

۹. قانون مدیریت زمان (قانون نود-نود)

«۹۰ درصد اول یک پروژه ۹۰ درصد زمان می گیرد؛ ۱۰ درصد باقیمانده ۹۰ درصد دیگر زمان می‌برد»

هرچند این گفته اغلب به تام کارژیل نسبت داده می‌شود، اما آن هم قانون مورفی به حساب می‌آید. اگر تعداد پروژه‌هایی را که به خاطر قصور در انجام در مهلت تعیین شده از دست رفته‌اند حساب کنید واقعا خنده‌دار است. زمان پروژه‌ را نمی‌توان همیشه به نسبت‌های ریاضیاتی تخصیص داد. زمان به قدری کش پیدا می‌کند تا فضای موجود را پر کند، در حالی که به نظر می‌رسد وقتی به آن نیاز دارید آب می‌رود! این قانون شبیه قانون پارکینسون است که می‌گوید: «کار تا جایی کش پیدا می‌کند که زمان موجود برای انجام آن را تماما بگیرد و اشغال کند». اما طبق قانون مورفی، کار فراتر از زمان اختصاص یافته کش پیدا می‌کند.

۱۰. قانون کار کردن تحت فشار

«اوضاع تحت فشار بدتر می‌شود»

آيا همه‌ی ما از صحت این گفته با خبر نیستیم؟ وقتی سعی می‌کنید تا به زور اوضاع را به نفع خودتان برگرندانید، نتیجه عکس می‌دهد و اوضاع بدتر می‌شود. اگر نوجوانی در خانه داشته باشید، پس حتما این موضوع را تجربه کرده‌اید. هرچه فشار بیشتری وارد می‌کنید، احتمال موفقیت‌تان کمتر خواهد بود.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- کامروا ابراهیمی

منبع: thoughtco

قانون مورفی: ۱۰ نسخه از قانون مورفی که روایتگر حقایق کائنات هستند


 

نوشته قانون مورفی: ۱۰ نسخه از قانون مورفی که روایتگر حقایق کائنات هستند اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

افسردگی: ۳۰ نشانه افسردگی و ۳۰ درمان افسردگی

افسردگی چیزی بیش از احساس ناراحتی صرف است. این بیماری نوعی اختلال خلقی است که می‌تواند زندگی روزمره‌ی فرد مبتلا را مختل کند. مطابق با نظر کارشناسان پزشکی، شش نوع اصلی افسردگی وجود دارد: افسردگی شدید، افسردگی غیر معمول، دیس تایمی (کج‌خلقی)، افسردگی پس‌زایمانی، اختلال ناخوشی پیشاقاعدگی و اختلال عاطفی فصلی. افسردگی همراه با شیدایی هم به عنوان اختلال دوقطبی شناخته شده‌است.

۳۰ نشانه افسردگی و ۳۰ درمان افسردگی

عدم درمان‌افسردگی می‌تواند زندگی شما را به مدت چند ماه، و گاه شاید چند سال، دچار مشکل کند. اختلال افسردگی شدید می‌تواند منجر به بروز افکار خودکشی در ذهن فرد شود. در این نوشتار ۳۰ نشانه افسردگی و ۳۰ درمان افسردگی را می‌بینید که توسط متخصصان بهداشت روان توضیح داده شده‌اند. اگر یکی یا بیش‌تر از این علائم را تجربه می‌کنید، حتما با پزشک‌تان صحبت کنید و بعد از این درمان های خانگی استفاده کنید.

۳۰ نشانه افسردگی

۳۰. احساس غم و اندوه

افرادی که افسرده هستند اغلب به عنوان “غمگین” توصیف می‌شوند. آنها ممکن است احساس غم و اندوه و ناتوانی در شاد بودن را تجربه کنند. این احساس ممکن است به هر بخشی از فعالیت‌های روزمره‌ی آنها نفوذ کند.

۲۹. تحریک‌پذیری

برخی افراد افسرده خشم و تحریک‌پذیری را تجربه می‌کنند. این افراد ممکن است از زندگی و فعالیت‌های موجود در آن ناراضی باشند. حتی ممکن است مدام در چیزهای مختلف و آدم‌هایی که قبلا موجب شادی آنها بوده‌اند، اشکال و اشتباه پیدا کنند.

۲۸. ناامیدی

افراد افسرده ممکن است در زندگی روزمره‌شان از چیزهای ساده ناراحت شوند. مثلا این‌که به نظرشان هیچ چیز جذابی در برنامه‌های تلویزیونی وجود ندارد. آنها ممکن است به راحتی از دست خودشان و دیگر عزیزان‌شان ناراحت و مایوس شوند.

۲۷. تمرکز بر موضوعات کوچک و بی‌ارزش

افراد مبتلا به افسردگی معمولا روی مسائل کوچک تمرکز دارند که کم‌اهمیت و جزئی هستند. این مشکلات کوچک ممکن است به شدت آنها را به هم بریزد. در واقع آنها قادر به دیدن تصویر بزرگ نیستند.

۲۶. ناتوانی در داشتن لذت و خوشی

به نظر می‌رسد بعضی از افرادی که افسرده هستند دیگر قادر به لذت بردن از زندگی و شاد بودن نیستند. آنها ممکن است چند ساعت یا دوره‌ای از زمان را خوب بگذرانند و خوش باشند، اما پس از پایان آن فعالیت یا زمان لذت‌بخش، دوباره به حالت افسردگی بازمی‌گردند.

۲۵. کم شدن میل جنسی

افراد افسرده ممکن است برخی نشانه‌های فیزیکی را تجربه کنند که می‌تواند در ناتوانی آنها برای لذت بردن از رابطه‌ی جنسی نمود کند. آنها ممکن است دیگر به همان اندازه‌ای که قبلا از رابطه‌ی جنسی‌شان لذت می‌بردند، لذت نبرند.

۲۴. از بین رفتن علاقه به انجام فعالیت‌های روزانه

افرادی که افسرده هستند ممکن است علاقه‌شان را به انجام فعالیت‌های روزمره و معمول خود از دست بدهند. این بی‌علاقگی می‌تواند به سادگی عدم تمایل برای رفتن به محل کار و به خطرناکی عدم میل به خوردن داروهای‌شان باشد.

۲۳. بی‌خوابی

برخی از آدم‌هایی که افسرده هستند شب‌ها را با نگرانی می‌گذرانند و در نتیجه بی‌خوابی را تجربه می‌کنند. آنها ممکن است به مصرف داروهای خواب یا نوشیدن الکل روی بیاورند تا بتوانند کمی استراحت کنند.

۲۲. بیش از حد خوابیدن

افراد افسرده ممکن است خواب بیش از حد را نیز تجربه کنند. آنها ممکن است تمایل به جدا شدن از رختخواب نداشته باشند و حتی می‌توانند ساعت‌ها در رختخواب بمانند. حتی ممکن است در زمان‌های نامناسب به خواب بروند.

۲۱. بیش از حد خوردن

افرادی که افسرده هستند ممکن است از بیش از حد غذا بخورند. برخی افراد به اشتباه خودشان را با مواد غذایی نامناسب و هله هوله مانند بستنی و فست‌فود تسکین می‌دهند. چنین رفتاری به این دلیل است که خوردن، مواد شیمیایی لذت را در مغز آزاد می‌کند و می‌تواند به طور موقت احساس بهتری را در فرد ایجاد کند، هرچند این احساس تماما مصنوعی و غیرواقعی است. این احساس اغلب دوام چندانی ندارد.

۲۰. از دست دادن اشتها

طرف مقابل پرخوری از دست دادن اشتها است. در واقع برخی از افرادی که افسرده هستند، از دست دادن اشتها را تجربه می‌کنند. این حالت ممکن است در اثر اضطراب و حالت تهوع باشد. آنها همچنین در تلاش برای کنترل بخشی از دنیا‌ی‌شان ممکن است گرفتار عادت‌های مخرب خوردن شوند.

۱۹. بی‌قراری

افراد افسرده ممکن است احساس بی‌قراری داشته باشند، مثل این‌که می‌خواهند کاری انجام دهند، اما نمی‌دانند چه کاری. این علامت می‌تواند خود را با ضربه زدن به زمین با نوک پا و تیک‌های عصبی نشان بدهد. کسانی که افسرده‌اند، ممکن است دارای دامنه‌ی تمرکز کوتاهی باشند و از فعالیتی به فعالیت دیگر بپردازند در حالی که از هیچ یک از آنها لذت نبرده‌اند.

۱۸. از کوره در رفتن

افرادی که افسرده هستند ممکن است بدون هیچ دلیلی عصبانی شوند. آنها درک نمی‌کنند که چه اتفاقی در ذهنشان رخ می‌دهد و ممکن است احساس کنند که به ستوه رسیده‌اند، حالتی که می‌تواند سبب شود که فرد در زمان نامناسبی از کوره دربرود و افرادی را که واقعا گناهی ندارند، ناراحت کند.

۱۷. کند شدن روند تفکر

بعضی از افرادی که افسرده هستند ممکن است در روند تفکرشان تاخیر را تجربه کنند، به عنوان مثال، آن‌چه گفته‌اند یا انجام داده‌اند را به سرعت از یاد می‌برند. برای یک فرد جوان، این پیامد می‌تواند در محیط مدرسه دشواری‌هایی به بار بیاورد.

۱۶. حرکات آهسته

افراد افسرده کندی در حرکات‌شان را نیز می‌توانند تجربه کنند. ممکن است سرعت راه رفتن‌شان مثل سابق نباشد. اگر سابقا فعال بوده‌اند، ممکن است دیگر ورزش نکنند.

۱۵. بلاتکلیفی

افرادی که افسرده هستند ممکن است در زندگی روزمره‌ی خود دچار حس بلاتکلیفی باشند. آنها می‌دانند که فعالیت‌های خاصی آنها را خوشحال نخواهد کرد، بنابراین نمی‌توانند تصمیم بگیرند که چه کاری انجام دهند و مدام حالت بلاتکلیفی دارند.

۱۴. حواس‌پرتی

برخی از افرادی که افسرده هستند، به راحتی حواس‌شان پرت می‌شود. هیچ فعالیتی سبب نمی‌شود که تمرکزشان را حفظ کنند. زمانی که باید کارشان را انجام بدهند، ممکن است ساعت‌های زیادی را به تماشای تلویزیون یا گشت و‌گذار در اینترنت بگذرانند.

۱۳. کاهش تمرکز

افراد افسرده ممکن است دچار کاهش تمرکز شوند. به ویژه مطالعه ممکن است برای‌شان به شدت سخت باشد. آنها می‌توانند به جای تمرکز روی کار، به دور و برشان خیره شوند.

۱۲. خستگی

افرادی که افسرده هستند ممکن است خستگی شدیدی را تجربه کنند. این حالت می‌تواند ناشی از نامناسب بودن اوضاع خواب‌شان باشد. ممکن است مدام میل به خواب داشته باشند، زیرا اراده یا انرژی لازم را برای انجام کارهای دیگر ندارند.

۱۱. از دست دادن انرژی

برخی از افرادی که افسرده هستند از نداشتن انرژی رنج می‌برند. این حالت می‌تواند جسمانی باشد، به این صورت که آنها دست از انجام فعالیت‌های عادی می‌کشند. همچنین می‌تواند ذهنی و عاطفی باشد، به این ترتیب که آدم‌های مورد علاقه‌شان را کنار می‌زنند.

۱۰. احساس بی‌ارزش بودن

افراد افسرده ممکن است احساس کنند که بی‌ارزش هستند و هیچکس آنها را دوست ندارد. آنها احساس می‌کنند که هیچ فایده‌ای برای جامعه ندارند و مردم از آنها متنفر هستند. این حالت می‌تواند منجر به افکار مخربی مانند خودکشی شود.

۹. احساس گناه

افرادی که افسرده هستند ممکن است به دلیل داشتن یک اختلال روانی احساس گناه کنند. آنها احساس می‌کنند که غم و اندوه خود را روی دیگران تحمیل می‌کنند. حتی ممکن است فکر کنند که اگر قوی‌تر بودند، هیچ کس مجبور نبود به خاطر آنها اذیت شود.

۸. تمرکز بر اشتباهات گذشته

برخی از افرادی که افسرده هستند، مدام در مورد اشتباهات و شکست‌های گذشته فکر می‌کنند. این اشتباهات ممکن است بسیار بی‌اهمیت باشند، چیزهایی مثل سوزاندن غذایی که برای شام آماده می‌کردند. با این حال، این اشتباهات ساده می‌تواند برای کسانی که افسردگی دارند، ناتوان‌کننده و عذاب‌آور باشند.

۷. وجود مشکل در روند فکر کردن

افراد افسرده ممکن است در واضح فکر کردن مشکل داشته باشند. افکار آنها مبهم و گیج‌کننده هستند. افسردگی آنها در مسیر تفکر عادی قرار می‌گیرد و آن را بر هم می‌زند.

۶. مشکل در تمرکز کردن

افرادی که افسرده هستند ممکن است برای تمرکز بر کارهای روزمره دشواری داشته باشند. شستشوی لباس‌ها یا پخت و پز ممکن است برای آنها بسیار سخت و طاقت‌فرسا باشد.

۵. مشکل در یادآوری

برخی از افرادی که افسرده هستند، در یادآوری اطلاعات مهم مشکل دارند. آنها ممکن است تاریخ‌ها و تعطیلات مهم یا چیزهای کوچک‌تر را فراموش کنند. حتی ممکن است فراموش کنند که غذا بخورند و بهداشت شخصی را رعایت کنند.

۴. گریه کردن بدون دلیل

افراد افسرده ممکن است بدون هیچ دلیلی گریه کنند. آنها ممکن است یک آگهی غم‌انگیز در تلویزیون ببینند و شروع به گریه کنند. ممکن است در طول گفت‌وگو با مردم گریه کنند. ممکن است بدون هیچ دلیل مشخصی، فقط در اثر غم و اندوه درونی‌شان گریه کنند.

۳. فکر کردن به خودکشی

افرادی که افسرده هستند ممکن است کم کم به فکر خودکشی بیفتند. افکار آنها می‌تواند بی‌نهایت مخرب باشد. اگر شخصی به شما بگوید که به فکر خودکشی است، حتما این موضوع را به خانواده و عزیزان وی گزارش دهید یا آنها را راضی کنید با یک متخصص حرفه‌ای صحبت کنند.

۲. فکر کردن مرگ

برخی از افرادی که افسرده هستند، نه تنها به مرگ خودشان بلکه به مرگ دیگران فکر می‌کنند. آنها ممکن است دیگران را تهدید کنند یا در مورد فعالیت‌های مخرب صحبت کنند. اگر فکر می‌کنید یک فرد در معرض خطر آسیب رساندن به خود یا دیگران است، بهتر است بلافاصله با پلیس تماس بگیرید.

۱. دردهای جسمانی

افراد افسرده همچنین ممکن است درد فیزیکی ناشی از درد عاطفی را تجربه کنند. آنها ممکن است به طور مکررتری به بیماری مبتلا شوند و به طور کلی ناخوش باشند. حتی ممکن است سردرد و میگرن را تجربه کنند. تجربه‌ی درد و سفتی عضلات هم در این افراد رخ می‌دهد.

۳۰ درمان افسردگی

۱. سیب

“خوردن یک سیب در روز افسردگی را از شما دور نگه می‌دارد.” هزاران سال است که سیب به عنوان میوه‌ای که تمام انواع بیماری‌ها را از انسان دور نگه می‌دارد، شناخته شده‌است. این میوه برای افسردگی بسیار موثر است. تکه‌های ریز و خرد شده‌ی نیمی از یک سیب و نصف قاشق چای خوری عسل را در یک لیوان شیر بریزید. این ترکیب را به صورت روزانه مصرف کنید. اگر شیر دوست ندارید، می‌توانید آب سیب بنوشید.

۲. زعفران

زعفران سطح سروتونین را در مغز افزایش می‌دهد، در نتیجه افسردگی خفیف را درمان می‌کند. این گیاه یک چاشنی خوشمزه برای تهیه‌ی غذاها و خوراکی‌ها است. شما می‌توانید کمی از آن را به طور منظم بخورید یا آن را به غذاهای‌تان اضافه کنید.

مطلب مرتبط: ۱۱ حقیقت درباره افسردگی‌ که همه باید بدانند

۳. گلبرگ گل رز

۲۵-۳۰ گلبرگ گل رز تازه را در آب بریزید. آن را به مدت ۱۲ تا ۱۵ دقیقه بجوشانید. صبر کنید تا خنک شود و سپس به آن شکر اضافه کنید. این مخلوط را دو یا سه بار در روز بنوشید. این درمان خانگی موثر شما را از حملات افسردگی خلاص می‌کند.

۴. هل

بوی دل‌انگیز هل عصب‌های مغزمان را آرام می‌کند. کمی چای برای خودتان آماده کنید. پودر دانه‌های هل را به آن اضافه کنید. چای‌تان را کم‌کم بنوشید.

۵. قهوه

با یک فنجان قهوه روزتان را پرطراوت آغاز کنید. کافئین موجود در قهوه بهبود دهنده‌ی خوب خلق و خوی است و باعث می‌شود شما احساس بهتری داشته باشید. ۱ تا ۲ فنجان قهوه در روز افسردگی خفیف را از بین می‌برد. اما اجازه ندهید مصرف‌تان از ۲ فنجان در روز فراتر رود. در غیر این صورت، ممکن است افسردگی‌تان افزایش بیابد.توجه داشته باشید که این پیشنهاد فقط برای کسانی است که قهوه دوست دارند، دیگران ممکن است از آن پرهیز کنند.

۶. زردچوبه

اگر شما مبتلا به افسردگی ناشی از تغییرات فصلی هستید، زردچوبه می‌تواند درمان بسیار خوبی برای شما باشد. کورکومینموجود در زردچوبه به شیوه‌ای مثبت بر مسیرهای سروتونین در مغز تاثیر می‌گذارد و در نتیجه، افسردگی را کاهش می‌دهد.

۷. چای سبز

نوشیدن ۲-۳ فنجان چای سبز در روز به کاهش علائم افسردگی کمک می‌کند. چای سبز به دلیل وجود اسیدهای آمینه در آن، دارای اثرات تسکین‌دهنده در مغز است.

۸. چای زنجبیل

۱ قاشق چای خوری پودر زنجبیل را در آب داغ به مدت چند دقیقه بجوشانید. اجازه بدهید که این مایع خنک شود. آن را دو بار در روز بنوشید. این نوشیدنی، درمان فوق‌العاده‌ای برای افسردگی است.

۹. سیر

به غذاهای‌تان سیر اضافه کنید چرا که این ماده‌ی خوراکی علائم مربوط به افسردگی، خستگی و بی‌خوابی را از بین می‌برد.

۱۰. جوز هندی

آب انگور فرنگی هندی را بگیرید. ۸/۱ قاشق چایخوری پودر جوز هندی به آن اضافه کنید. این ترکیب را سه بار در روز بنوشید.

۱۱. بلغور جوی دوسر

۴ تا ۵ قاشق غذاخوری بلغور جوی دوسر را در ۱ فنجان شیر سویا یا شیرِ برنج بپزید. میوه‌های خشک، بادام، آجیل، عسل یا شیره‌ی افرا به آن اضافه کنید. این ترکیب آرام‌تان می‌کند و افسردگی را از شما دور نگه می‌دارد، بنابراین، آن را به صورت منظم مصرف کنید.

۱۲. بادام زمینی

بادام زمینی قلب‌تان را سالم نگه می‌دارد چرا که سرشار از ویتامین B و B۲ است. این مغز ذهن‌تان را نیز زنده و سالم نگه می‌دارد. شما همچنین می‌توانید ۵ تا ۸ بادام زمینی را پودر کنید و هر روز آن را با یک لیوان شیر بخورید.

۱۳. تخمه‌ی کدو تنبل

تخمه‌ی کدو نه تنها بسیار خوشمزه است، بلکه سرشار است از عناصر مغذی مانند اسید گلوتامیک، آرژینین، فسفر، منیزیم، مس، آهن، فیبر، پروتئین و غیره. عطر و طعم این دانه‌ها شبیه به عطر بادام زمینی است و می‌توانید آنها را به سوپ یا سالاد اضافه کنید، و حتی می‌توانید آنها را به عنوان یک میان‌وعده مصرف کنید. دیگر غذاهای غنی از منیزیم کنجد و تخمه‌ی آفتابگردان هستند.

۱۴. اسید فولیک

کلم پیچ به خوبی استرس را از بین می‌برد چرا که منبع فوق‌العاده‌ی ویتامین C و اسید فولیک است. شما می‌توانید خوراک کاری کلم بخار‌پز یا سوپ کلم درست کنید یا می‌توانید آن را به صورت سالاد مصرف کنید.

– اسفناج منبع خوبی از اسید فولیک است که عملکرد خوبی در برابر افسردگی دارد. شما باید برای تامین نیاز روزانه‌تان به اسید فولیک ۴/۳ فنجان اسفناج در روز مصرف کنید.

۱۵. اسیدهای چرب امگا ۳

اسیدهای چرب امگا ۳ مانند اسید ایکوزاپنتانوئیک (EPA) و اسید دوکوزاهگزانوئیک (DHA) برای عملکرد بهینه‌ی مغز و کاهش خطر ابتلا به افسردگی ضروری هستند. ماهی‌هایی مانند ماهی سالمون یا ماهی تن، تخم کتان، ماهی روغن، سویا، پولاک(زغال ماهی)، کفشک ماهی و گردو سرشار از اسیدهای چرب امگا ۳ هستند. روغنِ ماهی نیز در برابر افسردگی مقاومت می‌کند. بنابراین، شما باید ماهی و روغن ماهی را در رژیم غذایی خود بگنجانید.

۱۶. گیاه دارویی به‌لیمو

۲۵ گرم گیاه به‌لیمو را در آب سرد بریزید. اجازه بدهید که به مدت ۱۲ تا ۱۵ ساعت بماند. این مرهم را دو یا سه بار در روز استفاده کنید.

۱۷. مارچوبه

ریشه‌ی خشک مارچوبه را به شکل پودر دربیاورید. ۱ تا ۲ گرم از این پودر را حداقل یک بار در روز همراه کمی آب بخورید.

۱۸. سنبل هندی

گفته می‌شود که عصاره‌ی ساقه‌ی زیرزمینی و ریشه‌های گیاه سنبل هندی اثرات آرامش‌بخش روی مغز دارد. این گیاه یک آرام‌بخش ملایم است که باعث می‌شود پرخاشگری کاهش بیابد.

۱۹. خنده

خنده با بهبود خلق و خو و تأثیر مطلوب بر روابط اجتماعی، به تعدیل علائم افسردگی کمک می‌کند. گذشته از این‌ها، “خنده بهترین دارو است.”

۲۰. ورزش

برای بهبود خلق و خوی، آرامش ذهن، بالا بردن عزت نفس، و حفظ سلامت روان‌تان، بسیار مهم است که مشغول نوعی فعالیت فیزیکی ملایم شوید. تمرینات تنفسی و شل‌کننده‌ی عضلات برای افراد مبتلا به افسردگی عالی در نظر گرفته می‌شوند. آرام دویدن و راه رفتن نیز به همان اندازه موثر هستند.

۲۱. یوگا و مراقبه

مراقبه (مدیتیشن) و یوگا بیوشیمی مغز را تغییر می‌دهد. زمانی که در طول یوگا بدن‌تان را کش می‌دهید، از طریق نخاع پیامی به مغزتان می‌فرستید. این پیام باعث بروز “احساس خوب” می‌شود. انجام تمرینات آسانا و پرانایاما به طور روزانه شما را از سودازدگی دور نگه می‌دارد.

۲۲. حمام آفتاب

سطح مواد ضد افسردگی که به صورت طبیعی در مغز وجود دارد با قرار گرفتن در معرض نور خورشید افزایش می‌یابد. یک تحقیق نشان داده‌است که مغز ما در روزهای آفتابی سروتونین بیش‌تری – یک ماده شیمیایی که خلق و خوی را بهبود می‌دهد- تولید می‌کند در مقایسه با روزهایی که هوا تاریک و ابری است. بنابراین، هر زمانی که نیاز دارید گرم شوید، به مدت دست کم ۳۰ دقیقه حمام آفتاب بگیرید.

۲۳. استحمام

از آنجا‌یی که حمام آفتاب گرفتن در شب یا روزهایی که هوا به شدت گرم است، امکان‌پذیر نیست، هر بار که احساس اندوه و افسردگی داشتید، دوش بگیرید. غافلگیر شدید؟ محققان کشف کرده‌اند که حمام کردن یا غوطه‌ور شدن در آب ذهن را آرام می‌کند و خلق و خوی را بهبودی می‌بخشد.

۲۴. درمان شناختی- رفتاری

این روش درمانی روی افکار شما متمرکز است. شما می‌توانید با توسعه‌ی یک چشم‌انداز خوش‌بینانه و تغییر شیوه‌ی تفکرتان به راحتی در برابر افسردگی مقاومت کنید. افکار بدبینانه سبب بروز احساس تنهایی و کم‌اهمیت بودن به شما می‌دهد، اما شما می‌توانید با تمرکز صرف بر جنبه‌ی مثبت هر چیزی که برای‌تان رخ می‌دهد، بر این وضعیت غلبه کنید. این یک درمان کوتاه مدت است که به مدت ۱۰ تا ۲۰ جلسه طول می‌کشد و افسردگی خفیف تا متوسط را به طور موثر درمان می‌کند.

۲۵. ماساژ

قبل از رفتن به رختخواب، کف پای‌تان را با روغن آفتابگردان یا نارگیل ماساژ بدهید. این کار اعصاب‌تان را احیا می‌کند و باعث می‌شود شما احساس بهتری پیدا کنید.

۲۶. طب سوزنی

طب سوزنی به عنوان یک راه طبیعی برای دور شدن از افسردگی در نظر گرفته می‌شود چرا که خلق و خوی فرد را بهبود می‌دهد و ذهن را آرام می‌کند. مطالعات این واقعیت را کشف کرده‌اند که طب سوزنی آزاد شدن نورهورمون‌ها (هورمون ساخته شده توسط بافت عصبی) و انتقال دهنده‌های عصبی را تغییر می‌دهد، در نتیجه شیمی مغز به طرز مطلوبی تغییر می‌کند.

۲۷. تجسم خلاق

تجسم خلاق روشی است که در آن ذهن و بدن‌تان از طریق لامسه، چشایی، بویایی و بینایی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. این روش شامل تجسم چیزهایی است که افکار مثبت را به ذهن‌تان می‌آورد چیزهایی مانند کوه، آبشار، طلوع و غروب خورشید در ساحل و غیره. شما تلاش می‌کنید که نسیم و بوی گل را احساس کنید و صدای طبیعت را بشنوید. شما می‌توانید این کار را در طول لمس‌درمانی و ماساژ درمانی تمرین کنید. مهارت‌های تجسم فکری را نمی‌توانید یک شبه کسب کنید. باید به طور مداوم تمرین کنید و صبر داشته باشید و زمان بگذارید تا در آن مهارت پیدا کنید.

۲۸. موسیقی درمانی

موسیقی درمانی یک روش غیر پزشکی برای غلبه بر غم و اندوه، اضطراب، ترس و استرس است. این روش روح‌تان را به طور طبیعی آرام می‌کند و برای همه‌ی آدم‌ها در هر سنی که باشند، خوب است. هدفون را در گوش‌تان بگذارید و به ملودی‌های قدیمی و کلاسیک یا راک بسته به سلیقه و خلق و خوی‌تان گوش بدهید.

۲۹. نور درمانی

در این روش درمانی، فرد افسرده نزدیک به یک جعبه‌ی چراغ به شدت روشن می‌نشیند. این جعبه محیط بیرون را تقلید می‌کند. در ابتدا، بیمار به مدت ۱۵ دقیقه در معرض این جعبه قرار می‌گیرد، اما بسته به شدت علائم، محدوده‌ی زمانی ممکن است تا ۲ ساعت در هر روز گسترش بیابد. شدت نور نیز با توجه به میزان افسردگی تعیین می‌شود. این روش درمانی تنها علائم مرتبط با سودازدگی را تسکین می‌دهد؛ اما به طور کامل افسردگی را درمان نمی‌کند.

۳۰. نوشتن درمانی

یک دفترچه مخصوص یادداشت کردن خلق و خو‌ی‌تان و یک قلم داشته باشید تا همه‌ی چیزهای مثبتی که در اطراف‌تان رخ می‌دهد را یادداشت کنید. در مورد رخدادهای منفی چیزی ننویسید. اگر احساس کردید هر روز نوشتن در این دفترچه برای‌تان دشوار است، دست کم یک بار در هفته بنویسید. هر زمان که احساس اندوه داشتید، دفترچه‌تان را بردارید و آن را بخوانید. این کار روزهای خوب خود را به یادتان می‌آورد و کمک می‌کند که لبخند روی صورت‌تان بنشیند.

به طور کلی، بیرون ریختن مکنونات قلبی‌تان از طریق نوشتن به گفته‌ی محققان شفابخش است. بنابراین، توصیه‌ی ما به شما این است که بیش‌تر بنویسید، مطمئنا این کار عوارض جانبی ندارد.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- سارا فیضی

منبع: اکتیو بیت

افسردگی: ۳۰ نشانه افسردگی و ۳۰ درمان افسردگی


 

نوشته افسردگی: ۳۰ نشانه افسردگی و ۳۰ درمان افسردگی اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.

درمان نوسانات خلقی: ۱۷ روش درمان اختلال خلقی در زنان و مردان

نوسانات خلقی مشکلات شایعی هستند که ممکن است در اثر مسائل موقعیتی، استرس، بیماری، هورمون‌ها، و سایر تغییرات ایجاد می‌شوند. با وجود این، چنان‌چه نوسانات خلقی به مدت طولانی پا بر جا بمانند، مکررا اتفاق بیفتند، با کارکردهای روزمره‌ی زندگی (در محل کار، مدرسه، و خانه) تداخل ایجاد کنند، یا ناراحتی‌های بسیاری ایجاد کنند، به یک مشکل بزرگ تبدیل می‌شوند. با این حال، با استفاده از برخی روش‌ها می‌توانید نوسانات خلقی را درمان کنید:‌ معاینه شدن توسط یک متخصص، تلاش برای درمان نوسانات خلقی ، رویارویی با نوسانات خلقی، و بهبود وضعیت کلی سلامت بدنی.

درمان نوسانات خلقی

الف. معاینه شدن توسط یک متخصص

۱. مراجعه به پزشک

نوسانات خلقی

جهت درمان موفق نوسانات خلقی، نخست لازم است توسط یک پزشک معاینه شوید. این اقدام برای حذف هرگونه مشکل پزشکی احتمالی است که ممکن است باعث ایجاد نوسانات خلقی شده باشد.

الف. چنان‌چه دریافتید دچار یک مشکل پزشکی هستید، مثلا هیپوگلیسمی (پایین بودن قند خون)، می‌توانید با کمک پزشک به کنترل علائم بیماری‌تان بپردازید.
ب. برخی دیگر از نمونه‌های مشکلات پزشکی که می‌توانند باعث بروز نوسانات خلقی شوند، عبارت هستند از: مشکلات تیروئید، دمانس (زوال عقل)، تومورهای مغزی، مننژیت، و بیماری‌های ریوی یا قلبی و عروقی.

۲. مشورت با یک درمانگر

اگر احتمال وجود هر گونه مشکل پزشکی عامل نوسانات خلقی رد شود، می‌توانید از سایر روش‌های درمانی استفاده کنید. نخست لازم است توسط یک روانشناس یا درمانگری معاینه شوید که بتواند به شکل مناسب وضعیت سلامت روان‌تان را بهبود ببخشد. مشکلات روانی بسیاری وجود دارند که می‌توانند شامل نوسانات خلقی باشند؛ مشکلاتی از قبیل اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD)، اختلالات افسردگی و اضطراب، اختلال نافرمانی مقابله ‌جویانه، اختلال انفجاری متناوب، اختلال شخصیت مرزی، و اختلال دو قطبی نوع یک و دو.

الف. رفتاردرمانی شناختی با تمرکز بر تغییر در تفکر ناسازگارانه که باعث افزایش حالات خلقی منفی می‌شود، می‌تواند به کاهش نوسانات خلقی کمک کند.

۳. مشورت با روانپزشک و استفاده از دارو

داروهایی نظیر داروهای تثبیت‌ کننده‌ی خلق می‌توانند در کاهش نوسانات خلقی بسیار موثر باشند.

الف. یک روش برای پیدا کردن یک روانپزشک خوب این است که از پزشک یا درمانگر بخواهید شما را به روانپزشک ارجاع دهد.
ب. روش دیگر این‌که، از طریق موسسه‌ی بیمه به دنبال روانپزشک باتجربه‌ای بگردید که با بیمه‌تان قرارداد داشته باشد.

ب. کاهش و پیشگیری از نوسانات خلقی

۱. تنظیم هیجان‌ها

استفاده از مهارت‌های تنظیم هیجانی می‌تواند باعث کاهش نوسانات خلقی شود. تنظیم هیجان‌ها عبارت است از یادگیری مهارت‌هایی جهت تغییر وضعیت کنونی یا هیجان‌های موجود درون‌تان.

الف. یکی از راه‌های تنظیم هیجان‌ها “حرف ‌زدن‌های مثبت با خود‌”‌ است. برای نمونه، اگر شدیدا احساس غم می‌کنید، می‌توانید به خودتان بگویید، “‌همه چیز درست خواهد شد. الان ناراحت هستم، ولی می‌توانم از این وضعیت عبور کنم.‌”‌ به این ترتیب، در خواهید یافت “حرف ‌زدن‌های مثبت با خود‌” می‌تواند هیجان‌های منفی را که دچارشان هستید، کاهش دهد.

ب. گاهی اوقات، علی‌رغم قصد و اراده‌تان، نمی‌توانید هیجان‌های‌تان را متوقف کنید. اگر دچار هیجان شده‌اید، ولی در محیط بدی قرار دارید که قادر به بیان هیجان‌های درون‌تان نیستید، در صورت امکان محیط‌تان را تغییر دهید. مثلا می‌توانید به خودروی‌تان، دستشویی، یا هر جای دیگری بروید که بتوانید اندکی تنها باشید. اگر چند دقیقه‌ای به خودتان وقت دهید و هیجان‌های‌تان را (مثلا از طریق گریه) خارج کنید، احساس بهتری خواهید داشت و قادر خواهید بود به خوبی به کارهای‌تان برسید. این یکی از راه‌های موثری است که می‌توانید، هر از گاهی از طریق رها کردن خودتان، برای تنظیم هیجان‌های‌تان استفاده کنید.

۲. به تاخیر اندازی هیجان‌ها

یکی از راه‌های رویارویی با هیجان‌های منفی این است که مقابله با احساسات‌تان را به تاخیر بیندازید تا بتوانید هم‌چنان سازنده و مفید باقی بمانید یا بتوانید مکان مناسبی را برای بیان هیجان‌های‌تان پیدا کنید. به تاخیراندازی هیجان‌ها روش مفیدی است زیرا هر مکانی برای بیان برخی هیجان‌های خاص جای مناسبی نیست. برای نمونه، لزوما نباید خشم یا اشک‌های‌تان را در یک محیط شلوغ اداری و در مقابل چشم‌های همکاران‌تان رها کنید. این کار ممکن است به پیامدهای شغلی منفی منجر شود.

الف. پرت کردن حواس‌تان یکی از روش‌های عالی برای به تاخیر اندازی مقابله با یک هیجان خاص است. یکی از روش‌های موثر برای پرت کردن حواس افزایش تمرکز بر مسئولیت‌ها یا پروژه‌های کاری‌تان است.
ب. هم‌چنین می‌توانید به خودتان بگویید، “‌می‌دانم باید با برخی هیجان‌های‌ام مقابله کنم، ولی اکنون به تمرکز نیاز دارم.‌”‌
پ. وقتی را برای خالی کردن استرس یا مقابله با هیجان منفی اختصاص دهید. برای نمونه، در جدول برنامه‌ی روزانه‌تان دقیقا بنویسید، “‌زمان هیجان: از ۶ تا ۶:۳۰ بعد از ظهر.‌”‌ از این طریق می‌توانید به شکل سالم، برای بیان و خالی کردن هیجان‌های‌تان در زمان بیش‌تری برنامه‌ریزی کنید.
ت. هرگز هیجان‌های‌تان را به طور کامل کنار نگذارید و آن‌ها را نادیده نگیرید، زیرا این کار می‌تواند بسیار خطرناک باشد و ممکن است به فقدان همدلی و ارتکاب جرم یا خشونت علیه دیگران منجر شود. هر گاه احساس سردی و بی‌هیجانی (بی‌عاطفگی) کردید، با یک متخصص سلامت روان مشورت کنید و از وی کمک بخواهید.

۳. کنترل خشم

کنترل خشم عبارت است از مقابله با خشم، پیش از فوران و تبدیل شدن‌اش به خشونت. استفاده از “‌الگوی تشدید خشم‌”‌ ایده‌ی مفیدی است که میزان افزایش تدریجی خشم‌تان را در طول روز نشان‌تان می‌دهد. اگر به شکل مناسب به این الگو توجه نکنید و با خشم رو به رو نشوید، ممکن است، در نهایت، آن‌قدر روی هم اضافه شوند که سرانجام، به صورت نعره کشیدن یا ارتکاب هرگونه عمل تهاجمی دیگر فوران کنند.

الف. این حقیقت را بپذیرید که خشم یک هیجان معمول است؛ عیبی ندارد هر از گاهی آن را احساس کنید. چیزهای زیادی می‌توانند عصبانی‌مان کنند. آن‌چه از این نظر، باعث تفاوت میان آدم‌ها می‌شود، نحوه‌ی واکنش درونی آدم‌ها به خشم است.
ب. از جمله‌ روش‌های مناسب برای رویارویی با خشم و خالی کردن خود از این هیجان عبارت هستند از: صحبت کردن با یک دوست، ضربه زدن به بالش (یا هر شی نرم دیگری که باعث آسیب و جراحت نشود)، جیغ زدن در بالش، انجام تمرینات ورزشی، و انجام ورزش بکس (به صورت امن و بی‌خطر).

۴. تغییر نحوه‌ی تفسیر هیجان‌ها

‌معنایی‌ که شما شخصا برای هیجان‌های‌تان تعریف می‌کنید، می‌تواند باعث افزایش یا کاهش نوسانات خلقی‌تان شود؛ زیرا افکارتان مستقیما بر احساس‌ها و رفتارهای‌تان تاثیر می‌گذارند. از این رو، باورهای‌تان درباره‌ی هیجان‌ها می‌توانند مستقیما بر نوسانات خلقی‌تان نیز تاثیرگذار باشند.

الف. به احساس‌های‌تان مانند مجموعه‌ای از اطلاعات بنگرید؛ نه مانند چیزهای دردسرسازی که باید از آن‌ها دوری کنید. این گونه فکر کنید: “‌هیجان شدیدی را درون‌ام احساس می‌کنم. می‌توانم سعی کنم تا بفهمم این هیجان چه معنی دارد و چگونه می‌توانم با آن رو به رو شوم.‌”‌

ب. با استفاده از ذهن خردمندتان، افکار و هیجان‌های‌تان را به شکل منطقی مورد پرسش و تحلیل قرار دهید. از خودتان این پرسش‌ها را بپرسید:

ب.۱. من به چه فکر می‌کنم و چه احساسی دارم؟
ب.۲. حرف‌ها و کلمه‌های درون ذهن‌ام به من چه می‌گویند؟
ب.۳. آیا این افکار توصیفی هستند یا سنجشی؟
ب.۴. دقیق هستند یا غیر دقیق؟
ب.۵. مفید هستند یا غیر مفید؟
ب.۶. آیا این فکر بر مبنای حقیقت است یا نظر شخصی؟
ب.۷. تمرکز و توجه‌ام به کدام سمت است؟
ب.۸. برای رویارویی با هیجان چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟

۵. عدم تلاش برای کنترل هیجان‌ و پذیرش آن

به طرز عجیبی، هر چه برای کنترل یا اصلاح هیجان‌های‌تان تلاش کنید، ممکن است بیش‌تر دچار نوسانات خلقی شوید. گاهی اوقات، ممکن است به این دلیل بخواهید هیجان‌های‌تان را کنترل کنید که آن‌ها دردناک هستند یا مقابله به آن‌ها دشوار است.

الف. تلاش‌هایی برای کنترل هیجان‌ها که دارای نتایج و تاثیرات خلاف انتظار باشند به دو دسته طبقه‌بندی می‌شوند؛ رفتارهای صعودی (افزایش فعالیت)، یا رفتارهای نزولی (کاهش فعالیت).

ج. رویارویی با نوسانات خلقی

۱. تحمل ناراحتی

گاهی اوقات، نمی‌توانیم هیجان‌های‌مان را به طور موثر کاهش دهیم و در این شرایط شاید بهتر باشید فقط از آن‌ها دوری کنیم. با وجود این، دوری از احساس یک هیجان قوی یا اندیشه به یک فکر خاص می‌تواند به وضعیتی منجر شود که در آن، این هیجان شما را تحت کنترل قرار دهد و ناراحتی‌تان به مرور زمان افزایش یابد. وقتی هم‌چنان برای کاهش شدت هیجان‌تان تلاش می‌کنید، ولی این هیجان بسیار قوی‌تر از تلاش‌های شما است، می‌توانید از مهارت‌های تحمل ناراحتی استفاده کنید؛ به این معنی که یاد بگیرید چگونه با ناراحتی و هیجان‌های ناخوشایندی از قبیل خشم، غم، اضطراب، و عصبانیت مقابله کنید.

الف. یک روش برای افزایش میزان تحمل‌تان در برابر ناراحتی این است که اساسا احساس و وضعیت کنونی‌تان را بپذیرید؛ یعنی این‌که سعی نکنید آن را قضاوت کنید یا تغییر دهید، فقط آن را به همان شکلی که هست، بپذیرید. می‌توانید به خودتان بگویید، “‌شکل احساس‌ام را می‌پذیرم. شاید خوشایند نباشد، ولی همین است که هست. من می‌توانم از این وضعیت عبور کنم.‌”‌

ب. از آن‌جا که تغییر این هیجان به خودی خود بسیار دشوار است، سعی کنید وضعیت کنونی را از راه‌های مختلف بهبود ببخشید. می‌توانید این کار را با استفاده از شماری از مهارت‌های رویارویی (که در ادامه توضیح خواهیم داد) نظیر تمرینات گراندینگ یا اتصال به زمین (تمرین‌هایی که شما را به اکنون متصل می‌کنند)، روش‌های آرام‌سازی، یادداشت برداری‌های روزانه از وضعیت خلق و خوی‌تان، و اجتناب از روش‌های رویایی که باعث وخامت وضعیت‌تان در طولانی مدت شوند (روش‌هایی نظیر استفاده از دارو یا الکل)، به انجام برسانید.
پ. شرایط را به گونه‌ای فراهم کنید که بتوانید هیجان‌های‌تان را به شیوه‌‌های سالم بیان کنید. از جمله‌های راه‌‌های عالی برای بیان احساس‌های‌تان عبارت هستند از: نوشتن خلاقانه، صحبت با یک دوست، بیان خود از طریق کارهای هنری یا رقص، و گریستن.

۲. پرت کردن حواس‌

پرت کردن حواس یا انجام ‌”‌تمرینات اتصال به زمین‌”‌ به این معنی است که لحظه‌ای به چیز دیگری فکر کنید یا کار دیگری انجام دهید تا بتوانید قدرت هیجان‌تان را کاهش دهید و اندکی از آن فاصله بگیرید. تفکر واگرا، یا انجام تمرینات اتصال به زمین از جمله راه‌های منحرف کننده‌ی حواس و مثبت‌ شدن وضعیت خلق و خوی‌تان هستند. برای نمونه، نوعی تفکر واگرا می‌تواند شامل بیان بسیاری از کاربردهای لوازم داخل خانه، نظیر فنجان، باشد؛ مثلا می‌توانید به مدت یک دقیقه به کاربردهای فنجان فکر کنید.

الف. روش‌های انحراف حواس با استفاده از سرگرمی را به کار ببرید؛ مثلا تماشای فیلم، بازی کردن، مطالعه‌ی کتاب، نواختن ساز، نقاشی، رنگ‌آمیزی، داستان نویسی، آشپزی، یا صحبت با یک دوست.
ب. سایر روش‌‌های تمرینات اتصال به زمین را نیز امتحان کنید؛ نام بردن تمام اشیاء داخل اتاق، گرفتن دست‌ها زیر آب سرد یا گرم، فکر کردن به تمام رنگ‌هایی که می‌شناسید، شمردن بر عکس از ۱۰۰، و فکر کردن به نام پایتخت‌های کشورهای دنیا.
پ. مطمئن شوید که فعالیت انتخابی‌تان هیچ ارتباطی با هیجان‌های کنونی‌تان نداشته باشد. برای مثال، اگر غمگین هستید، برای پرت کردن حواس‌تان، فیلم غمگین تماشا نکنید. این کار در حقیقت باعث وخامت وضعیت‌تان می‌شود. هر چیز منطقی و غیر هیجانی را که بتواند ذهن‌تان را از وضعیت کنونی‌تان دور کند، امتحان کنید.

۳. استفاده از روش‌های آرام‌سازی

وقتی احساس اضطراب، خشم، یا اندوه شدید می‌کنید، روش‌های آرام‌سازی می‌توانند به آرامش‌تان کمک کنند. یکی از روش‌های آرام‌سازی تنفس عمیق است. در موقعیت راحت و مناسبی قرار بگیرید، و عمیقا با بینی نفس بکشید و سپس هوا را از طریق دهان خارج کنید. عمیقا بر تنفس و نحوه‌ی احساس‌تان در طول عمل دم و بازدم تمرکز کنید. این کار را حداقل به مدت ۵ دقیقه انجام دهید.

۴. تفکر منطقی

تفکر منطقی، یکی از اجزای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، نوعی روش درمانی است که بر تنظیم هیجانی و تحمل ناراحتی تمرکز دارد. این روش بر این ایده متمرکز است که ذهن‌های‌مان از یک بخش منطقی و یک بخش هیجانی تشکیل شده‌اند. آدم‌هایی که دچار نوسانات خلقی هستند، احتمالا بیش‌تر بر ذهن هیجانی‌شان متکی هستند، ولی جهت رسیدن به ذهنی خردمند لازم است از ترکیبی از منطق و هیجان استفاده کنند.

الف. درباره‌ی وضعیت‌تان به طور منطقی فکر کنید. چه اتفاقی افتاد؟ چه کسی در این اتفاق نقش داشت؟
ب. هیجان‌‌های‌تان را به طور منطقی تحلیل کنید. واکنش هیجانی‌تان را مورد پرسش قرار دهید؛ آیا این واکنش اغراق‌آمیز یا نامتناسب با وضعیت است؟‌ آیا ممکن است به چیزی در گذشته واکنش نشان می‌دهید (درد یا مشکلات ارتباطی از گذشته)؟
پ. از خودتان بپرسید، آیا این وضعیت در ۵ سال آینده نیز هم‌چنان برای‌ام مهم خواهید بود؟‌ این مسئله حقیقتا تا چه میزان بر زندگی‌ام تاثیرگذار است؟

۵. نظارت بر وضعیت خلق و خو

یادداشت برداری از وضعیت خلق و خو ممکن است به درک بهتر نوسانات خلقی کمک کند؛ به این ترتیب، می‌توانید نحوه‌ی پیش‌بینی و رویارویی با تغییرات هیجانی‌تان را بیاموزید. سطوح مختلفی از نوسانات خلقی وجود دارند. نوسانات خلقی متوسط ممکن است شامل تغییرات خلقی بسیاری در طول روز باشد؛ این تغییرات در ظرف چند ساعت می‌توانند شامل رفتاری متین و باوقار، خشم و سپس اندوه باشند؛ تغییرات خلقی معمولا با موقعیت متناسب نیستند و باعث اختلال در کارکرد فرد می‌شوند.

نوسانات خلقی شدید شامل نوسانات خلقی سریع، تقریبا در تمام لحظات، است؛‌ شدت این تغییرات به میزان زیادی نامتناسب با موقعیت است. نوسانات خلقی مفرط ممکن است دارای ویژگی‌های ذیل باشد؛ دائمی، وجود تغییرات انفجاری در خلق و خو، تغییرات خلقی متعدد در ظرف چند دقیقه، دشواری در تشخیص یک وضعیت خلقی خاص، و عدم تناسب اساسی تغییرات خلقی با موقعیت.

الف. با استفاده از فهرست زیر می‌توانید از وضعیت خلق و خوی‌تان یادداشت برداری کنید:

الف.۱. روز و زمان یک نوسان خلقی
الف.۲. هیجان و شدت تغییر خلقی (از شدت ۰ درصد الی ۱۰۰ درصد)
الف. ۳. چه اتفاقی در آن زمان رخ داد (چه کسی همراه‌تان بود و کجا بودید)؟
الف. ۴. چه افکاری در سرتان بود؟
الف.۵. دقیقا پیش از بروز نوسان خلقی، چه کاری انجام می‌دادید؟
الف.۶. بعد از بروز نوسان خلقی چه کردید (چگونه با آن مقابله یا رویارویی کردید)؟
الف.۷. از این یادداشت‌های خلقی جهت شناسایی و رویارویی با محرک‌هایی از قبیل استرس و تغییرات فصلی استفاده کنید.

۶. اجتناب از استراتژی‌های رویارویی منفی

یادگیری چگونگی رویارویی سالم با نوسانات خلقی و هم‌چنین، اجتناب از انجام روش‌های مضر برای رویارویی که می‌توانند به افزایش نوسانات خلقی و بروز سایر پیامدها منجر شوند، از اهمیت بالایی برخوردار است. برخی نمونه‌های استراتژی‌های رویارویی منفی با نوسانات خلقی عبارت هستند از: نشخوار ذهنی، آسیب زدن به خود، آسیب زدن به دیگران، تخریب اموال، و مصرف دارو، مواد مخدر یا الکل. برای نمونه، برخی آدم‌ها ممکن است جهت رویارویی با حالات هیجانی منفی و یافتن حس بهتر به انجام کارهای خشونت‌آمیز متوسل شوند. با وجود این، این کارها ممکن است دارای پیامدهای اجتماعی و قانونی از قبیل از دست دادن دوستان یا بازداشت توسل پلیس باشد.

الف. از مصرف مواد مخدر و الکل خودداری کنید. این مواد ممکن است نوسانات خلقی‌تان را افزایش دهند، زیرا باعث بروز تغییرات شیمیایی در مغز و هم خوردن تنظیم هیجانی می‌شود.

د. بهبود وضعیت کلی سلامت بدنی

۱. انجام مرتب تمرین‌های ورزشی

فعالیت بدنی می‌تواند به بهبود وضعیت خلق و خو (با ترشح اندورفین) و پیشگیری از مشکلات خلقی نظیر اختلالات اضطراب و افسردگی کمک کند. حداقل یک روز در میان، دست‌کم ۳۰ دقیقه ورزش کنید. یا وقتی احساس می‌کنید ممکن است دچار نوسانات خلقی شوید،‌ بیرون بروید و کمی فعالیت بدنی کنید.

الف. تمرین‌های سنتی نظیر پیاده‌روی، دویدن، و وزنه‌برداری برای ایجاد یک برنامه‌ی فعالیت بدنی مفید هستند.
ب. حتی می‌توانید داخل خانه نیز به انجام فعالیت‌های بدنی بپردازید. مشغول جارو زدن، تی کشیدن، یا سایر تمیزکاری‌های خانه شوید. یا با کمک برنامه‌های ویدئویی به انجام ورزش‌های سبک بپردازید.
پ. تمرین‌های ورزشی نباید خسته‌کننده باشند. به انجام فعالیت‌های بدنی سرگرم کننده و جذاب بپردازید؛ از جمله پیاده‌روی طولانی، قایق‌ سواری، ماهیگیری، باغبانی، طناب‌زنی، رقص، بولینگ، بیلیارد، کیک بوکسینگ، یوگا، و سایر ورزش‌ها.

۲. استراحت به اندازه‌ی کافی

طول مدت خواب و کیفیت آن بر وضعیت خلق و خو و وضعیت کلی سلامتی تاثیرگذار هستند. با کمبود خواب ممکن است بیش‌تر دچار اضطراب یا عصبانیت شوید؛ همین مسئله نیز می‌تواند باعث تحریک نوسانات خلقی شود.

الف. حداقل هر شب ۸ ساعت بخوابید.
ب. ساعت مشخصی برای به خواب رفتن و بیدار شدن‌تان (حتی در آخر هفته) تعیین کنید.
پ. حداقل نیم ساعت قبل از رفتن به خواب، تلویزیون نگاه نکنید و گوشی همراه‌تان را کنار بگذارید.

۳. رعایت رژیم غذایی سالم

هر آن‌چه در بدن‌تان وجود دارد، میزان حس تن‌درستی‌تان را تعیین می‌کند. رعایت یک رژیم غذایی سالم می‌تواند باعث ثبات بدنی و روانی شود. حتما به اندازه‌ی کافی انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی در رژیم غذایی‌تان بگنجانید.

الف. از مصرف تنقلات ناسالم خودداری کنید. مصرف یا زیاده‌روی در مصرف مواد غذایی ناسالم هیچ کمکی در رویارویی با نوسانات خلقی نمی‌کند.
ب. یک وعده‌ی غذایی را برای همیشه حذف نکنید. هر روز دست‌کم ۳ وعده‌ی غذایی کامل بخورید. به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که در شرایطی قرار نگیرید که در اواسط روز (زمان صرف نهار) هیچ غذایی نخورده باشید.
پ. همیشه تنقلات سالم به همراه داشته باشید، تا از بدخویی ناشی از گرسنگی پیشگیری کنید. وقتی احساس می‌کنید در حال افت انرژی یا تغییر در خلق و خو هستید، تنقلات سالم نوش جان کنید. برخی تنقلات سالم عبارت هستند از: ماست، میوه‌، آجیل (البته در صورت عدم حساسیت)، پنیر، شکلات پروتئینی، گرانولا، و سبزی.

ت. در صورت امکان، از مصرف قهوه و نوشابه‌ی گازدار خودداری کنید. قهوه و نوشابه‌ی گازدار سطوح قند خون‌تان را به سرعت بالا می‌برند؛ با وجود این، پس از مدت کوتاهی، سطوح قند خون به شدت کاهش می‌یابد؛ و به این ترتیب، دچار نوسانات خلقی می‌شوید. اگر روزانه ۴ فنجان قهوه یا ۴ لیوان نوشابه‌ی گازدار می‌نوشید، میزان مصرف‌تان را به مدت یک هفته به نصف برسانید. اگر در این مدت، همه چیز به خوبی پیش رفت، به مدت یک هفته‌ی دیگر، بار دیگر آن را نصف کنید. به این برنامه ادامه دهید تا زمانی دیگر قهوه یا نوشابه‌ی گازدار ننوشید.
ث. اگر به کمک بیش‌تری نیاز دارید، حتما با یک متخصص تغذیه یا پزشکی که درباره‌ی اصول تغذیه، مواد غذایی، و مکمل تحصیل کرده باشد، مشورت کنید.


ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده- امیر رضا مصطفایی

منبع: ویکی هاو

درمان نوسانات خلقی: ۱۷ روش درمان اختلال خلقی در زنان و مردان


نوشته درمان نوسانات خلقی: ۱۷ روش درمان اختلال خلقی در زنان و مردان اولین بار در مجله کسب و کار بازده پدیدار شد.