برندسازی دیجیتال تخم مرغ اینستاگرام

آژانس بازاریابی SO&U, Lagos در اقدامی خلاقانه یک پیام جالب توجه را به مناسبت روز جهانی سرطان ارائه داده است. این آگهی چاپی برگرفته شده از یکی از ترندهای معروفی است که در روزهای اخیر توجه زیادی را بین کاربران اجتماعی در سراسر جهان برانگیخته است.

احتمالا همه شما با تخم‌مرغ معروف اینستاگرامی آشنا هستید که ظرف مدت کوتاهی تعداد زیادی فالوئر و لایک دریافت کرده و نگرش‌های اجتماعی خاصی را نسبت به خود ایجاد کرده است؛ اقدام جالب توجهی که آژانس مذکور در رابطه با این تخم‌مرغ انجام داده، کاری خلاقانه و درخور توجه است.

به این معنا که طراحان این آگهی، با استفاده از شباهتی که بین تخم‌مرغ مورد نظر و سر فردی که دچار سرطان بوده و فرایند شیمی درمانی را طی می‌کند، وجود دارد، توانستند شعار معروف خود را با عنوان «اجازه ندهید این روند ترند‌شدن، متوقف شود»، ارائه بدهند.

این آگهی از این جهت درخور توجه است که طراحان آن به ترندشدن یک تخم‌مرغ میان کاربران اجتماعی جهان آگاه بوده و با توجه به شهرتی که این تخم‌مرغ معروف اینستاگرامی کسب‌ کرده‌ است، نگرشی دوباره به آن داشته‌اند.

مطمئنا اکثر بینندگان این تصویر در وهله اول، همان تخم‌مرغ شناخته‌شده را به خاطر می‌آورند و حتی عبارتی که در بالای این تصور درج شده است و از مخاطبان می‌خواهد که ترند شدن این تصویر را به اتمام نرسانند نیز کماکان همان تصویر تخم‌مرغ معروف اینستاگرامی را به ذهن بینندگان متبادر می‌کند.

مخاطب تنها زمانی متوجه خواهد شد که این تصویر در واقع سر فردی است که دچار سرطان بوده و در حال شیمی‌درمانی است که عبارت پایین صفحه را بخواند؛ عبارتی که درباره بالابردن افکار عمومی جهت تشخیص این بیماری است.

صنایع ادبی در تصویرسازی

بعد از این آگاهی که در ذهن مخاطب اتفاق می‌افتد، کم‌کم تصویر سر یک انسان برای او واضح می‌شود، به طوری که با کمی دقت حتی گوش‌های این فرد را نیز می‌تواند ببیند. شکی نیست که تخم‌مرغ موردنظر ترند بالایی داشت و از این نظر کماکان در ذهن کاربران جهانی اینستاگرام باقی مانده است.

حتی افرادی که در این شبکه اجتماعی عضو نبودند نیز از طریق سایر رسانه‌ها و حتی برنامه‌های تلویزیونی با تخم‌مرغ معروف اینستاگرامی آشنا شده‌اند، از این نظر می‌تواند گفت که آگهی فوق درباره روز جهانی سرطان، از این آگاهی مردم استفاده کرده و یک مفهوم شناخته‌شده را مورد بازبینی قرار داده است، به طوری که ذهن مخاطب به سمت بیماران سرطانی و راه‌های پیشگیری و مقابله با این بیماری سوق پیدا خواهد کرد.

تبادر یکی از مهم‌ترین و جالب‌ترین صنایع بیانی است که فقط خاص متون ادبی نبوده و گاهی اوقات حتی یک تصویر نیز می‌تواند همین صنعت بیانی را در خود گنجانده باشد؛ از این منظر، نوع زاویه‌ای که در عکس مذکور از سر یک انسان به نمایش درمی‌آید، از بالا به پایین بوده و نبودن مو روی سر و همچنین باز بودن منافذ پوست، باعث شباهت بیشتر این تصویر به آن تخم‌مرغ معروف شده است.

به طوری که به احتمال خیلی زیاد بیننده این تصویر در درجه اول به یاد تخم‌مرغ ترند شده اینستاگرام خواهد افتاد و نقطه اوج این تبادر هنگامی است که بیننده از طریق نشانه‌های موجود در تصویر، متوجه می‌شود که عکس مورد نظر، آن تخم‌مرغ معروف نبوده و تصویری از سر یک فرد بیمار است.

چنین دریافتی باعث برقراری یک رابطه عاطفی و برانگیختن احساساتی چون همدردی، ترحم، دلسوزی و بشردوستی خواهد شد.

نوشته برندسازی دیجیتال تخم مرغ اینستاگرام اولین بار در ماورا پدیدار شد.

مشاور دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی دیجیتال

مشاور دیجیتال مارکتینگ بحث داغ ای روز های ایران. امروزه بازاریابی دیحیتال به یکی از مهمترین راه های موفقیت و ثروت اندوزی کسب و کار های مبدل گشته است و نظر به اهمیت این مقوله اهمیت مشاور و مشاوره دیجیتال مارکتینگ نیز به حد اعلا خود رسیده است. بسیاری از کسب و کار ها در ایران به سبب مشکلات فراوان برای توسعه مارکتینگ خود در بخش دیجیتال با مشکلات متعدد رو به رو هستند و تقاضا دریافت مشاوره حرفه ای در این صنعت را دارند.

 


شایان عرفانیان مشاور ارشد دیجیتال مارکتینگ برند های معتبراز طرف دیگر امروزه کسب و کار ها در ایران به این درک رسیده اند که برون سپاری پروژه های مارکتینگ و برندینگ ماحصل خوبی در پیش رو نخواهد داشت و بهره وری مورد نیازشان را تامین نمی کند .
فلذا در جشتجوی راهی جهت توسعه منابع انسانی و استراتژیک مارکتینگ خود در بخش دیجیتالی هستند.

خاطرم هست ۵ سال پیش مردم از واژه های بازاریابی اینترنتی، بازاریابی الکترونیک، آنلاین مارکتینگ بیشتر از عبارات دیگر استفاده می کردند. زمانی که اولین دوره دیجیتال مارکتینگ را در یکی از موسسات آموزشی در ایران طراحی کردم، در نگاه مخاطبان دو انتزاع ذهنی را به سهولت میدیدم.

گروهی میگفتند دیجیتال مارکتینگ همان بازاریابی اینترنتی هست و الکترونیک و تفاوتی با هم ندارند و چرا از واژه مرسوم بازاریابی اینترنتی استفاده نکنیم.
گروهی نیز می گفتند دیجیتال مارکتینگ علمی نیست که در ایران رایج شود و بار ها و بار ها این جمله معروف را میشنیدم که اینجا ایران است. !!!!
هم اکنون بعد از ۵ سال تلاش روزمره در صنعت بازاریابی دیجیتال مشاور دیجیتال مارکتینگ ۱۲ برند معتبر و ۲ بانک پر قدمت و محبوب در ایران بودم و از تمام تکنیک های دیجیتال مارکتینگ برای توسعه آن ها استفاده کردم.

چندین کنفرانس پر مخاطب به منظور جهت گیری صحیح و شناخت موثر دیجیتال مارکتینگ برای مردم در برج میلاد تهران و پایتخت صنعتی کشور با بیش از مجموع ۳ هزار مخاطب برگزار کردم.
اما لازم هست کمی با هم درد و دل کنیم. 

چالش بزرگ در صنعت دیجیتال و استارت آپی ایران نادانی نیست، توهم دانایی است. بسیاری بر این گمانند که بازاریابی دیجیتالی آن انتزاع ذهنی حاصل آمده از مسیر شغلی خودشان و منتج به ابزار هاست چه صحیح و چه غلط همان را بازگو می کنند.و چه انبوه کسب و کار هایی را دیدم که به سبب همین مشاوران به ظاهر دانا برشکست شدند.
ماحصل نشر این اطلاعات ناصحیح این می شود که بسیاری از کسب و کار ها مشاور دیجیتال مارکتینگ گرفته و با پرداخت هزینه های بالای مشاوره در این صنعت ره به ماه عسل کسب و کار نبرده و حتی شکست را تجربه می کنند.

 

آفت اصلی امروزه مشاوران دیجیتال مارکتینگ این است که متخصصان این حوزه تحلیلگر نیستند و صرفا ابزار های را شناخته و در قالب آمار های بدون تحلیل ارائه شده به مشترکینشان مشاوره میدهند.
در حالی که یک مشاور استارت اپ یا دیجیتال مارکتینگ باید یک روانشناس ماهر در صنعت فناوری اطلاعات و بازاریابی باشد. بداند چه کسب و کاری با وجود نرخ ترافیک بالا و سهم بازار جاری در آینده نیز مفید فایده است. ضریب رشد و نرخ نفوذ پذیری ۲ عامل اصلی تحلیل یک مشاور بازاریابی اینترنتی است.

مشاور دیجیتال مارکتینگ بانک ها

منبع: مشاور دیجیتال مارکتینگ دکتر شایان عرفانیان

نوشته مشاور دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی دیجیتال اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندی به نام تو “A Brand Called YOU” عنوان جذاب ترین مقاله پرسنال برندینگ در دنیا بود. این مقاله آغازگر جنبش برندسازی شخصی شد. تام پیترز در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار در این مقاله که در مجله FAST COMPANY MAGAZINE منتشر شد،مفهوم برندسازی شخصی را مطرح و از استعاره‌ انسان به عنوان یک برند رونمایی کرد.این مقاله بلافاصله مورد توجه همگان قرار گرفت و الهام بخش مقالات، کتاب ها و سخنرانی های متعددی شد. تا جایی که می‌توان گفت تاریخ ۲۰ ساله برندسازی شخصی با نام تام پیترز و این مقاله پیوند خورده است.

برای اولین بار در دنیا، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۹، آقای اوباما از برندینگ فردی در حوزه برندینگ سیاسی استفاده نمود. مشاور برنامه‌ریزی استراتژیک کمپین او فردی به نام David Axelrod بود. او از مشاوره مدرسه مدیریت دانشگاه هاروارد نیز استفاده نمود. پس از او نیکولاس سرکوزی از این نوع برندینگ استفاده نمود. از سال ۲۰۱۲ استفاده از این روش برای انتخابات مجلس و حتی شوراهای شهرها در آمریکا استفاده می‌شود.

اولین و مهم ترین گام در برندسازی شخصی، خود آگاهی از موقعیت، جایگاه و تصویری است که تا به حال در ذهن اطرافیانتان اجتماعی ساخته‌اید. جایگاهی که در قلب، یا تصویری که در ذهن اعضای خانواده‌، آشنایان، همکاران، دوستان و فالوئرهایتان در شبکه‌های و… ساخته اید، با یکدیگر متفاوت است. این جایگاه یا تصویر با گذشت زمان بدست آمده است و ارتباط مستقیمی با کمیت و کیفیت روابطی دارد که تا به حال با این افراد برقرار کرده‌اید.برندسازی شخصی آنطور که در ذهن ما شکل گرفته به روندی معکوس فکر می‌کند. به این معنا که شغل من و موقعیت اجتماعی ام نسبت به بقیه برتری ندارند و احساس می‌کنم که با استفاده از برندسازی شخصی می‌توانم در این هیاهوی شلوغ جامعه، قدی بلندتر از اطرافیانم داشته باشم.

همه ما افراد مستعدی را می‌شناسیم که یا سر جای خودشان نیستند، یا کمتر از استحقاقشان دریافت می‌کنند، یا حتی بیکار هستند. برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ می‌گوید، افراد و مهارت‌هایشان نیز مانند محصولات کسب‌وکارها نیاز به معرفی دارند.

امروزه با وجود تجارت الکترونیک و دنیای ارتباطات ، ایجاد برند شخصی به یکی از نیاز های مهم افراد و فعالین کسب وکارها تبدیل شده است. در دنیای دیجیتالی امروز، مردم به جستجوی خدمات و محصولات می پردازند،‌ پس افراد نیز باید در نتایج مربوط ظاهر شوند و تلاش کنند بهترین تأثیر را روی مخاطب و مشتری احتمالی بگذارند. برند سازی شخصی در هرزمینه ای، نیازمند فعالیت‌ های منحصر به فرد خود است که با صبر و گذر زمان به وجود می آید . 

آشنایی با بوم برند سازی شخصی

بوم برندسازی شخصی، ابزاری است که به شما کمک می‌کند استراتژی برندینگ شخصی خود را در نهایت سادگی، سرعت و شفافیت خلق و آن را در قالب تصویر، نمایش دهید. نمایش تصویری به شما در به خاطرسپاری و یا بازطراحی استراتژی کمک ویژه‌ای خواهد کرد.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

پیشنهاد من برای پر کردن بوم برندینگ شخصی

برای پر کردن بوم برندینگ شخصی بهتر است تا حدودی با دانش تفکر طراحی آشنا باشید. مخصوصا برای پر کردن گام‌های ۱ تا ۳ و البته تکمیل و  نهایی نمودن اطلاعات کل بوم.

با فرض اینکه شما از دانش و مهارت‌ خوبی برخوردارید اما هنوز مخاطبانتان به درستی از توانایی‌های شما با خبر نیستد، با توجه به تجربه‌ای که در پر کردن بوم برندینگ شخصی داشته‌ام، پیمودن این روند ۶ مرحله‌ای را به شما پیشنهاد می‌کنم. این را بدانید که در شرایط و موقعیت‌های دیگر روند پر نمودن این بوم متفاوت خواهد بود.

نحوه پر کردن بوم برندینگ شخصی

  1. همزمان خانه های Identity، Audience و Result را پر کنید.
  2. همزمان خانه های Skills، offering و Promise را پر کنید.
  3. همزمان خانه های Competitors،positioning و Arena را پر کنید.
  4. خانه (Reason To Believe (RTB را پرکنید.
  5. خانه Communication را پر کنید.
  6. خانه Investments را پر کنید.
استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چرا برند سازی شخصی در فصای اینترنت مورد توجه قرار گرفته؟

با اطمینان زیاد می‌تونم بگم که ظهور شبکه های اجتماعی در جهان و رواج تب آن در ایران، یکی از ریشه های جدی شدن برندسازی شخصی آنلاین بوده است.ضمن اینکه شبکه های اجتماعی رسانه هایی ارزان قیمت یا رایگان به نظر می‌رسند و هر کسی فکر می‌کند حالا که رسانه ای در اختیار دارد، می‌تواند به برندسازی شخصی فکر کند.انبوه اعداد و ارقامی که با حضور در این رسانه ها، به سمت ما هجوم می‌آورند، اندیشیدن به برند شخصی را جدی‌تر کرده است.خلاصه اینکه ظهور شبکه های اجتماعی، ارزان شدن رسانه، عددی بودن و امکان مقایسه کمی موقعیت خود با دیگران در شبکه های اجتماعی،مواردی هستند که تب برندسازی شخصی را جدی‌تر از گذشته می کنند.

راهکارها و روشهای فوق العاده ای در رابطه با برند سازی شخصی :

  • مخاطب خود را تعریف کنید

تمرکز وبلاگ شما و تمام محتوای آن باید بر خوانندگان شما باشد. نیازهای آنها چه مواردی هستند؟ مشکلات آنها شامل چه مواردی است؟ شما باید بتوانید حدس بزنید، اما با حدس خطر اشتباه کردن را هم در پی خواهید داشت. بهترین روش برای حذف حدس زدن بررسی و مطالعه است. این بررسی، شما می توانید بطور خلاصه جمعیت مخاطب خود را شرح دهید و با هدف تهیه و توسعه محتوایی متمرکز تر تلاش کنید.

  • ارزش پیشنهادی مشخصی را ایجاد کنید

ما چه چیزی رو می توانیم به مخاطب خودمون عرضه کنیم؟ آیا شما منابعی را پیشنهاد می دهید که به دیگران کمک کند تا هوشمندانه تر کار کنند؟ آیا تفکرات رهبری را عرضه می کنید؟ اینها تنها چند نمونه کوچک از این دست هستند. برای این سوال پاسخی کوتاه و ساده ارائه دهید و آن پاسخ ارزش ارائه شده شماست. شما ممکن است نیاز داشته باشید تا این ارزش پیشنهاد شده خود را بررسی و تجربه کنید و در دوره های مختلف آن را تغییر دهید. داشتن یک ارزش پیشنهادی مشخص می تواند به عنوان یک چهارچوب روشن برای تلاش های شما مورد استفاده قرار بگیرد.

 

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندتان را ایجاد کنید

یک نام و شعار انتخاب کنید. که شما را توصیف کند و آسان باشد تا به خاطر سپرده شود. عکس بسیار مهم است. یک رنگ برای شرکت تان انتخاب کنید. یک لوگو که شما و هویت سازمانی را نشان دهد. خودتان باشید و درگیر داستان خودتان باشید و از بیوگرافی تان استفاده کنید.

قانون اساسی برندسازی،”متمایز بودن” است و هیچ برندی در دنیا با کپی کردن به برند قوی‌ای تبدیل نشده است. باید هویت حرفه‌ای‌تان را بر اساس چیزی بنا کنید که در مورد شخص شما صدق می‌کند. برای این کار باید بدانید جنبه تمایز شما و توانایی‌های متمایز شما نسبت به بقیه چیست و روی آن‌ها بیشتر سرمایه‌گذاری کنید.

آن چیزی که شما را از رقیبانتان متمایز می‌کند، ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتان است. پس سعی کنید از کپی کردن ترفند و یا تکرار روش‌هایی که به اسم افراد دیگر ثبت‌شده است، دوری‌کنید.

خودتان باشید

استراتژی برند شخصی شما باید ازآنچه هستید نشات بگیرد. استفاده از عناوین و جایگاه‌های تقلبی در برندسازی در بلندمدت جوابگو نخواهد بود.

ویژگی‌های اصلی استراتژی برند شخصی چهار مورد زیر است:

تمایز: کپی کردن، از شما یک بازیگر درجه‌دو می‌سازد.
تمرکز: سعی کنید استراتژی برند شخصی خود را در یک عبارت خلاصه کنید.
اعتبار و قانونی بودن: استراتژی برند شخصی شما باید بر اساس آنچه شما هستید و دارایی‌ها و تجربیات شما تعریف شود و صرفاً چیزی را می‌توانید ادعا کنید که واقعیت داشته باشد.
جذابیت در بازار: استراتژی خود را طوری در نظر بگیرید که در بازار خریدار داشته باشد. به عبارتی بر توانایی‌ها و مهارت‌هایی تمرکز کنید که کاربردی و نیاز بازار باشد. در کالج تپسل بیشتر بخوانید https://college.tapsell.ir/personal-branding-tips/

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

 

می خواهید به چه چیزی برسید، هدفتان چیست؟

بخش کاری خود را مشخص کنید. محصول یا خدمات شخصی تان را در فیلد کسب و کارتان ایجاد کنید.
بازار محصول یا خدمات شما چگونه است؟ هدف حقیقی مخاطبان را برای برند خود شناسایی کنید. ، بازار محصول یا خدماتتان را تعیین کنید.
سبک و سیاق شما چیست؟ سبک و برنامه خود را تعیین کنید تا ارتباط هایتان صریح و استوار باشد.

محتوای اورجینال ایجاد کنید

محتوای باارزش ارسال کنید که برای کاربرانتان مفید باشد و به طور مرتب وبلاگ را بروزرسانی کنید. محتوای چند رسانه ای (صوتی یا ویدیویی) ایجاد کرده و به اشتراک بگذارید. آن ها مثل ویروس هستند سریع دست به دست خواهند شد. با توجه به پلت فرم شیوه ارتباط را تغییر دهید.

از تحلیل نقاط قوت-ضعف، فرصت- تهدید (SWOT) در پرسونال برندینگ استفاده کنید.
متخصصین بازاریابی، برند را با تحلیل SWOT نیز بررسی می‌کنند. برای شناخت کامل تحلیل SWOT این مطلب را پیشنهاد می کنیم.

این کار کمک می‌کند روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، سعی کنید نقاط ضعف خود را برطرف کنید و همچنین از فرصت‌های موجود در مسیر حرفه‌ای خود بیشترین استفاده را ببرید. 

تکمیل پروفایل لینکدین

لینکدین یکی از ابزارهای مهم‌ برندسازی شخصی است. مخاطبان هدف پیش از اینکه بخواهند پروژه‌ای به شما محول کنند یا از محصولات و خدماتتان استفاده کنند، نام شما را در این شبکه‌ی اجتماعی جست‌وجو خواهند کرد. به‌همین‌دلیل، نباید به پرکردن مشخصات خود اکتفا کنید؛ بلکه باید پروفایل حرفه‌ای و کامل و جذابی داشته باشید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

متخصصان را به شرکتتان دعوت کنید

 تعامل با متخصصان حرکت کاملا هوشمندانه است که کمک می‌کند مهارت‌های لازم برای بازاریابی کسب‌و‌کار خود را به‌دست آورید. به‌علاوه، همین افراد پس از مشاهده‌ی قابلیت‌هایتان، روی همکاری‌های مشترک آینده حساب باز می‌کنند.

ارتباطات خود را در سطح بین‌المللی گسترش دهید

هدف از ساختن برند شخصی این است که دیگران شما و کارتان را در زمینه‌ی فعالیت‌هایتان بشناسند و بپذیرند. توسعه‌ی روابط بین‌المللی، خصوصا در بلندمدت، فرصت‌های فوق‌العاده‌ای پیش روی شما می‌گذارد که شاید پیش از این تصورش را هم نمی‌کردید.

روی یکی از کانال‌های بازاریابی بیشتر تمرکز کنید

 اغلب اوقات می‌شنویم باید بازاریابی محتوا را در چند کانال مختلف دنبال کنیم. این توصیه اشتباه نیست؛ اما بهتر است پیش از صرف انرژی و زمان، به مخاطبان توجه کنید. بررسی کنید آن‌ها محتوای مطلوب خود را بیشتر از چه کانال‌هایی پیگیری می‌کنند. سپس، سعی کنید در یکی از این کانال‌های ارتباطی مهارت خود را تاحدی افزایش دهید که محتوای واقعا تأثیرگذار و ارزشمندی در آن منتشر کنید.

محتوای هدفمند ارائه کنید

مخاطبان هدف خود را در شبکه‌های اجتماعی شناسایی کنید و به کمک پست‌هایی که به‌اشتراک گذاشته‌اند، به شخصیت آن‌ها پی ببرید. براین‌اساس، محتوای خود را به‌صورت هدفمند و هوشمندانه تنظیم کنید.

از اهرم قصه‌گویی استفاده کنید

 داستان‌سرایی یکی از بهترین ابزارهای بازاریابی برند است. شما می‌توانید با تعریف داستان‌های خودتان یا دیگران، ارتباط صمیمانه‌تری با مخاطبان برقرار کنید.

محیط AMA ایجاد کنید

 محیط AMA یا Ask Me Anything، یعنی فضایی که به دیگران اجازه می‌دهید سؤالات دلخواهشان را از شما بپرسند. سعی کنید از تبدیل این محیط به فضای تبلیغاتی اجتناب کنید و درعوض، پاسخ‌های دقیق و صحیح و مناسبی به سؤالات بدهید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چگونه در پرسونال برندینگ مخاطبین خود را بیابیم؟

بعد از تهیه چشم‌انداز پرسونال برندینگ، همانند محصول که برای فروش آن نیاز به شناخت بازار مشتریان دارید، برای پرسونال برندینگ هم نیاز به شناخت مخاطبین خود دارید. در واقع در پرسونال برندینگ تخصص و مهارت‌های خود را به مدیران عرضه می کنید و یا اگر خود در سمت مدیریت هستید، به جامعه مشتریان ارائه می‌دهید.سعی کنید انگیزه افراد (مدیران یا مشتریان پروژه‌ها و محصولات شما)، در همکاری با شما را متوجه شوید. دانستن اهداف و انگیزه‌ها فرصت‌های خوبی در اختیارتان خواهد گذاشت. در این صورت می‌توانید برای رشد و پیشرفت خود مهارت‌هایی را در همین راستا به دست آورید و یا در رزومه و توضیحات خود به توانایی‌های مربوط خود اشاره‌ کنید.برای جذب مخاطبان، در فضای آنلاین فعال باشید .

بیشترین فعالیت را در آن شبکه اجتماعی داشته باشید که اکثر مخاطبین موردنظرتان آنجا فعال هستند. ولی به عنوان یک فرد متخصص و کارشناس حتماً پروفایل لینکدین با اطلاعات کامل ایجاد کنید.
تهیه ویدئو بهترین ابزار برای ارتقای برند شخصی است. می‌توانید مباحثی را که در آن تخصص دارید، در ویدئویی آموزش دهید و در یوتیوب یا کانال آپارات با نام خودتان منتشر کنید.
یک وب‌سایت حرفه‌ای برای انتشار مطالبتان، بهترین تأثیرها را روی پرسونال برندینگ شما دارد. با ورد پرس می‌توانید وب‌سایت خود را مدیریت کنید.
برگه “درباره من” در وب‌سایت شخصی، مکانی است که در آن داستان حرفه‌ای خود را بیان می‌کنید. می‌توانید در این صفحه از علائق و سرگرمی‌هایتان نیز بگویید، اما دقت کنید که زیاد وارد جزئیات نشوید تا شکل حرفه‌ای وب‌سایت حفظ شود. 

تا چه زمانی باید به برندسازی شخصی ادامه دهم؟

ازنظر من برندسازی شخصی یک مقصد نیست. رسیدن به نقطه اوج موفقیت و شهرت نیست. بلکه یک مسیر است. یک مسیر برای پیمودن زندگی به شیوه درست. یک سبک زندگی است که شما این توانایی را پیدا می‌کنید که هم به کار موردعلاقه خود بپردازید و هم در این کار موفق شده و کسب درآمد و شهرت کنید. بسیاری از مردم از این سبک زندگی می‌ترسند. به دلیل اینکه فکر می‌کنند اگر به کار موردعلاقه خود بپردازند نمی‌توانند درآمد کافی کسب کنند. من این جمله شکسپیر را خیلی دوست دارم. او می‌گوید تردیدها به ما خیانت می‌کنند. گاهی اوقات ما تردید داریم که به کار موردعلاقه خود بپردازیم. چون می‌ترسیم.
تابه‌حال به ریشه این ترس‌ها و تردیدها فکر کرده‌اید؟ شاید یکی از دلایل آن این باشد که افرادی را دیده‌ایم که به این مسیر رفته‌اند و شکست‌خورده‌اند. بله درست است. هر فردی که به دنبال کار موردعلاقه‌اش برود صرفاً پیروز و موفق نمی‌شود. ممکن است حتی به‌شدت شکست بخورد. به دلیل اینکه قواعد کار را نمی‌داند. اگر ما قواعد برندسازی شخصی را ندانیم شکست می‌خوریم.

نوشته استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند داو Dove در سال ۱۹۵۴ با تولید قالب‌های صابونی که فرمول اولیه آن‌ها در ارتش آمریکا ایجادشده و مخصوص پوست‌های خشک و حساس می‌بود، گذاشته شد. موضع یابی نام برند Dove توسط David Ogilvy طراحی شد. او در این اقدام به شوخی بیان می‌کند: «من می‌توانستم این محصول را به‌عنوان ماده‌ی شوینده برای تمیزی دست مردان کارگر موضع یابی کنم.»

بااین‌حال او می‌دانست که با نگریستن دقیق به محصولات Dove مفاهیمی همچون: لطافت و نرمی، لوکس بودن و… در ذهن تداعی می‌گردد، به همین دلیل می‌توان گفت این محصول برای خانم‌ها مناسب‌تر است که به‌این‌ترتیب جایگاه این محصول برای جنس لطیف شناخته شد و برند Dove مبارزه‌های تبلیغاتی‌اش را با شعار «Dove تنها یک صابون نیست، بلکه کرم پوست شماست» آغاز نمود.

 

امروزه به شهرت رساندن برندتان در شبکه‌های اجتماعی کار آسانی نیست، در هر ۶۰ ثانیه بیش از ۱۰۰ ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود شده و هر ۲۴ ساعت بیش از ۴٫۷۵ میلیارد پست در فیسبوک به اشتراک گذاشته می‌شود. این آمارها حاکی از اهمیت فعالیت روی رسانه‌های اجتماعی و البته دشواری آن است. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که چه چیزی یک کمپین بازاریابی را ویروسی می کند و باعث می‌شود که محتوای آن از طریق رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها ثابت و از پیش تعیین شده نیستند (مثل بسیاری از مباحثی که در برندسازی آنلاین و بازاریابی وجود داد) و تنها روشی که برای نزدیک شدن به آن وجود دارد این است که کمپن‌های موفق در این زمینه را بررسی و تحلیل کنید، تا شاید ایده، استراتژی برندسازی اینترنتی ، یا ترفندی که متناسب با کسب‌و‌کار خودتان است را بیابید.  به همین منظور در این پست دو کمپین موفق داو در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ که پیام‌های مشابهی را منتقل می کنند برای شما آماده نمودیم.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

 

به طورکلی در ۶۰ سال گذشته Dove تعریف گسترده ای از زیبایی ارائه داده است، از کمپین« my beauty, my say» مشتمل بر آگهی تبلیغاتی «Beauty on your own terms» گرفته تا تجربه ی اجتماعی آن و به چالش کشیدن زنان در کمپین تبلیغاتی «Choose beautiful»، پیام Dove راجع به زیبایی درونی همواره از طریق تلاش های آن در حوزه ی بازاریابی به گوش مخاطبان می رسد. اکنون این برند یک قدم فراتر نهاده و برای اولین بار Dove با پیام خود اندام های مختلف را در قالب تغییر طراحی بسته بندی می ستاید.

داو در سال ۲۰۱۳ کمپینی به نام “ترسیم زیبایی واقعی” که مخاطبان آن زنان سراسر دنیا بودند، ترتیب داد. داو ویدئو این کمپین را به ۲۵ زبان مختلف در ۳۳ کانال یوتیوب خود آپلود کرد. این کمپین بیش از ۱۴۴ میلیون بار در یوتیوب در ماه اول دیده شد، بیش از ۳٫۸ میلیون بار به اشتراک گذاشته شد و ۱۵هزار مشترک جدید به کانال یوتیوب داو اضافه نمود. (تصور کنید که این میزان بازدید چه کمکی به گسترش پیام این برند نمود).

در این کمپین برای طراحی چهره خانم‌ها از یک کارشناس پزشکی قانونی FBI کمک گرفته شد که گیل زامورا (Gil Zamora) نام داشت. وی از پشت یک پرده با توجه به توصیفات خود فرد چهره‌ وی را ترسیم می‌کرد، سپس همان کار را بر اساس توصیفات یک فرد غریبه نیز انجام می‌داد. در بیشتر موارد تصویری که زامورا بر اساس توصیف شخص غریبه ترسیم می‌کرد بسیار زیباتر و دقیق‌تر از نمونه قبلی بود. هدف این کمپین تاکید بر اختلاف بین تصویر خانم‌ها از خودشان و تصویری است که دیگران از آن ها دارند. بر اساس اطلاعات منتشر شده به وسیله داو بیش از ۵۴ درصد از خانم‌ها در سراسر جهان اعتراف کرده‌اند که خودشان بدترین منتقد خودشان هستند. ویدئوی این کمپین را در زیر می‌بینید.

داو در سال ۲۰۱۵  نیز کمپین دیگری را با نام “زیبایی واقعی”  ترتیب داد که بار دیگر بر ارزش‌های والای اجتماعی و اخلاقی این برند تاکید می‌کرد.

در این ویدئو درب‌هایی با نام “معمولی” و “زیبا” تعبیه شده بود که بانوان باید برای ورود به مجتمع یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کردند. هدف این کمپین تقویت عزت نفس در خانم‌ها  و انتقال این پیام بوده، که “یک بانوی واقعی” باید خودش را زیبا ببیند.

گذشته از جنبه بازاریابی ویروسی، این ویدئو جاذبه عاطفی زیادی دارد که به طور مستقیم، مسائلی را که در قلب مخاطبان این برند وجود دارد، هدف قرار می‌دهد. این ویدئو به شدت ویروسی شد و داو را در معرض دید مخاطبان بسیار زیادی قرار داد، ضمن اینکه ارزش اخلاقی “زیبایی واقعی” را نیز در میان مخاطبان تقویت کرد.

 

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند Dove که اصلیت آن متعلق به انگلستان است، یکی از ۴۰۰ برند معروف متعلق به شرکت Unilever است. Unilever شرکت بریتانیایی هلندی است که مالک شمار زیادی از نام‌های تجاری بین‌المللی درزمینهٔ مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، محصولات مراقبت‌های شخصی، شوینده‌ها و لوازم‌آرایشی بهداشتی است. از نام‌های تجاری متعلق به Unilever می‌توان به: سیگنال، کنور، مگنوم، لوکس، سانسیلک، رکسونا، کلییر، دامستوس، سیف و … اشاره کرد.

Unilever برای اینکه بتواند بر روی نام‌های تجاری برتر خود تمرکز نماید درصدد برآمد با اعلام این مطلب به ۱۱۰ کسب‌وکار زیرمجموعه خود،۱۲۰۰ نام تجاری با نرخ اندک سود و کم‌فروش خود را به قیمت ۷۲ میلیارد یورو به فروش برساند. سپس آن دسته از نام‌هایی که از پتانسیل رشد بالا برخوردار نبودند، رها کرد. Unilever باقدرت بخشیدن به برند Dove، کسب‌وکاری را ایجاد کرد که فروش سالیانه آن به مرز ۲٫۵ میلیارد یورو فراتر رفت. در طول سال‌های دهه ۱۹۹۰، رشد سالیانه فروش محصولات این برند، در حدود ۲۵% بوده و امروزه نیز از رشد بالایی برخوردار است، به عبارتی این برند در طول دوران حیات خود، در رشد سودآوری روندی صعودی داشته است و با ارائه‌ی گزینه‌هایی جهت توسعه و رشد در بازار کشورهای جدید و انتخاب مسیرهای درست و خلاقانه به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یافته است.

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove اولین بار در ماورا پدیدار شد.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید قسمت اول.

هر برندی داستان منحصر به فرد خودش را دارد و کلید موفقیت همه برندها تغییر استراتژی برند سازی اینترنتی و تفکر روشن درباره طبیعت ذاتی برند شماست فکر میکنید تغییر برای چیست؟اگر تا به حال به صورت عمقی به هدف برند خودتان و ارزشهای آن و یا اینکه چه استراتژی هایی در برندسازی آنلاین و یا آفلاین می تواند سهام شما را قدرتمندتر از دیروز کند فکر نکرده اید در حالی که هنوز هم در حال برنامه ریزی برای برند خودتان هستید پس لطفا دست نگه دارید و این مقاله را مطالعه کنید و در آخر نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.برند شما به صورت صریح یا ضمنی چیزی که نمایانگرش هست را نشان میدهد این رابطه تجارت شما با مخاطبانتان هست، برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام می دهید و از این جهت پرسش بزرگ این هست که چطور می شود قدرتمندش کرد؟

برند شما شما لوگوی شما نیست. تکرار کنید: برند شما لوگو شما نیست

همانطور که در مثال های گذشته اشاره داشتم برندشما در واقع خیلی وسیعتر از آن چیزی هست که بخواهیم به عنوان لوگو ، نام و یا شعار تبلیغاتی یاد کنیم.برند در واقع یک مفهوم و نگرش از هر آن چیزی می باشد که وجود دارد و در نهایت برندشما همچون لنز دوربینی هست که مشتریان از طریق آن شما را مشاهده می کنند.

بیاید یک تمرین فکری برای جدا کردن دوچیز انجام بدیم:

یکی از بهترین دوستانتان را تصور کنید، چهره او، مدل موهایش و طرز لباس پوشیدنش و هر آن چیزی که ظاهر دوست شما را تعریف می کند.این در واقع چیزی هست که در برند سازی به عنوان لوگو از آن یاد می کنیم و در فضای آنلاین همه ویژگی های بصری از نمای ظاهری سایت، شبکه های اجتماعی رنگها دیده می شود است.حالا بیاییم یکن دقیقتر بشیم و در مورد شخصیت قردی و اجتماعی دوستتان صحبت کنیم اینکه چطور به اشخاصی که او را نمی شناسند معرفی کنیم این همان برند دوست شماست.باید این را هم اضافه کنم که این دو چیزی که مثال زدیم از هم جدا نیستند و به هیج وجه متضاد نمی باشند.در واقع شکا ظاهری یک قسمتی از برندشماست و بیان بیرونی آن می باشد.

به دلیل اینکه کسب و کارها در ذهن مشتریانشان معنی و مفهوم داشته باشند نیاز دارند که دارای شخصیت باشند.وقتی که این مهم بصورت درست انجام شود یک برند معتبر درعمل می تواند روابط عمیق تر و طولانی تری  را با مشتریانش ایجاد کند و در کنار آن شبکه های اجتماعی توانسته اند به بهترین شکل ممکن به کمک برندها بیایند زیرا که مشتریان در این شبکه ها همانند سفریان برندتان می شوند. مطالعات جدید نشان می دهد که محتوایی که توسط مشتریان در باره محصول مصرفی و خریداری شده در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود به مراتب ترافیک بیشتری را نسبت به محتوایی که خود برند تولید می کند ایجاد کرده برندها باید DNA واقعی خودشان را درک کنند تا اطمینان پیدا کنند که محتوایی که ایجاد می شود با عمیقترین ارزشها و و ماموریت آنها همراه است.

بسیاری از برندهایی که در گذشته می شناختیم و شاید در حال حاظر هنوز هم وجود داشته باشند هدف ارزشها و فلسفه وجودی برند را نادیده گرفته اند.

 

DNA نام تجاری شما همیشه متفاوت از آنچه دیگران است، خواهد بود. “

عصاره برند یا Brand Essence یکی از واژه‌های فراگیر در حوزه برند و برندسازی است .برای لغت عصاره برند از DNA و هسته (Kernel) هم استفاده شده است. عصاره برند یک «ایده» یا یک «جمله» است که قلب و روح برند را بیان می‌کند. برای اینکه برند زنده بماند و شیره‌ی جان آن از دست نرود، اگر همه چیز هم تغییر می‌کند، عصاره برند نباید تغییر کند. هیچ حرکتی در بازاریابی و تبلیغات، نباید این عصاره را تغییر داده یا تضعیف کند.

لغت عصاره برند توسط دیوید آکر به کار برده شده است. کوین کلر درکتاب مدیریت استراتژیک برندخود،‌ برای عصاره برند از لغت «مانترا» یا «ورد برند» استفاده می‌کند. کاپفرر در کتاب خود، واژه‌ی Kernel یا هسته را ترجیح می‌دهد. اما به هر حال مفهوم یکی است. اگر همه چیز هم در مورد یک برند تغییر کند، چیزی باید باشد که ثابت بماند!

ست گادین کتابی دارد به نام Tribes یا قبیله‌ها. او در این کتاب توضیح می‌دهد که هر فرد یا کسب و کار یا هر برند موفقی، باید تلاش کند که برای خودش یک قبیله بسازد. این چیزی است که می‌تواند آن ایده یا محصول یا برند را ماندگار کند. حرف‌های ست گادین را از جمله کاربردی‌ترین و قابل درک‌ترین نکات در خصوص شکل دادن به جامعه یک برند می‌دانند.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

 

صدای منحصر به فرد خود را پیدا کنید و تعریف کنید

هر نام تجاری دارای سه ویژگی اصلی است.قانع کردن ، تفاوت و اعتبار اگر به هر دلیلی یک کدام از این سه از دست بره  ارتباط خود با مشتریانتان را از دست می دهید.برای مثال برند  Starbucks یک تجربه با کیفیت بالا در هر مکان را تضمین می کند.استارباکس یک داستان عالی از یک برند با شخصیت و صدای مشخص ایجاد کرده است.این برای هر کارمند در هر استارباکس، از سطح شرکتی، به فروشگاه های خرده فروشی، به صورت آنلاین،به صورت واضح اجرا شده.

اصلی‌ترین و مهم‌ترین عنصر DNA برند

خود مالک برند / صاحب کسب‌وکار است. اگر شما شور و شوقی برای کار ندارید، پس پاسخ مناسبی برای “چرایی” حضور در این کسب‌وکار را در ذهنتان ندارید.این پاسخ همان ماموریت شماست. در نتیجه برند شما محکوم به شکست خواهد بود. استیو جابز ( مدیر پیشین اپل ) توانست برند اپل را به موفقیت بالایی برساند. اگر به سخنرانی‌های به زبان انگلیسی توجه نمایید ، شور و شوق را در کلام وی متوجه می‌شوید. انگیزه بالا برای موفقیت . او می‌دانست که چه می‌خواهد و می‌دانست که چگونه باید به آن دست پیدا نماید. زمانی که وی به علت سرطان از اپل جدا شد ، ضربه بزرگی به اپل زده شد ، زیرا وی بخش حیاتی و کلیدی برند اپل بود که اصطلاحا آن را کلید DNA ( کلید دی ان ای ) می‌نامند . او هوش و دانش عجیبی نداشت ، اما شور و شوق بالایی داشت.

مزایای تعریف DNA برند و یا همان عصاره برند

.تمرکز بر روی ارزش هویت برند

.تمرکز بر روی موقعیت برند

.خلق یک داستان خلاقانه برای برند

.فراهم کردن یک بستر مناسب برای ایده های جدید

.رشد نام تجاری همراه با ارزشها و پیام برند

DNA برند ترکیبی از سه عنصر اساسی است :

  1. علل بوجود آمدن برند
  2. چیزی که سبب شده که این علل در کنار هم باقی مانده و همچنان برند را پابرجا نگه دارند.
  3. اهداف بلندمدت برند
DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

مدل دافی در طراحی DNA برند

هدف اصلی از طراحی DNA برند، کمک به بهینه نمودن فرایند تطبیق سازمان با شرایط بسیار متغیر محیط پیرامون است. برای خلق DNA برند و شکوفا شدن، شناخت محیط کسب و کار یسبار مهم است.ما از مدل Duffy Brand Model برای تعریف این محیط استفاده می نماییم.

طراحی نقشه DNA برند بر اساس مدلDuffy

این مدل نشان می دهد همه نیروها و عناصر بر برند تاثیر گذاشته و موجب شکل دادن به پیشنهادهای برند برای بازار هدف است. در هنگام ایجاد استراتژی برند باید همه ابعاد داخلی و خارجی در نظر گرفته شود.در دسته بندی این نیروها به چهار مورد بر می خوریم تا بتوانیم بیشتر آنها را ارزیابی کنیم

ماهیت بازار هدف

شاخصه های جمعیت شناختی و روانشناختی

خواسته ها، علایق نیازها و اهداف

مشکلات، چالشها و دردها

احساسات، باورها، ادراکات

راه حلهای جایگزین

ارزش ها

فرایند خرید

افراد موثر بر کسب و کار

برندهای مورد علاقه و گروه هایی که به آنها وابسته است

نیروهای خارجی

برند با چه فرصتها و تهدیدهای خارجی در بازار مواجه است؟از منظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی و محیط زیست چه مواردی باید پیش بینی شود

نیروهای داخلی

نقاط قوت و ضعف شرکت در چیست؟چگونگی عواملی مانند بودجه بندی، باورهای قدیمی درون شرکت در خصوص شیوه بازاریابی، اهداف و ماموریت های برند،

استراتژی برند در بازار

استراتزی سازمان برای متمایز نمودن برند، تمرکز، ارائه پیشنهاد و رقابت چیست؟ چگونه این موضوع مربوط به هدف ، رقبا ، طبقه محصول یا خدمت، موقعیت، ارزش پیشنهادی برند، فروش برند، پروفایل مشتریان و فروش و انتخاب نام تجاری می باشد؟

برای همه اینها در ابتدا باید جایگاه بهینه برندتان و معنای بهینه را بصورت حساب شده انتخاب کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه برای هدایت هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون نیاز هست را انجام دهیم.

یکی از استراتژی های برند که همیشه مثال می زنم و می توانم با شما به اشتراک بگذارم جایگاه برند نایک برای زنان می باشد، برای همه شما تا چند سال گذشته برند نایک دارای یک پلتفورم مردانه بود و بصورت کلی همه نشانه های معرفی این برند به صورت عمدا مردانه طراحی شده بود و این امر باعث ناسازگاری نام تجاری این برند با خواسته های زنان شده بود و جالبه که بدونید بیش از ۶۰ درصد از فروش محصولات به زنان کاهش پیدا کرده بود.بعد از متوجه شدن این ضعف که در این چهارچوب درست شده بود و همه ابعاد را شامل نمی شد نایک متوجه این موضوع شد و از زنان قهرمان در حوزه های مختلف ورزشی بهره برد و به سرعت این کاهش فروش را متوقف کرد و فروش خود را به ۴۰۰ درصد افزایش داد.

نوشته DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید قسمت اول. اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

برند نایک که قبلاً بنام “محصولا ورزشی روبان آبی” (Blue Ribbon Sports) که به اختصار ” RBS ” نامیده میشد در سال ۱۹۶۴ توسط “فیل نایت” و “بیل باورمن” تاسیس شد. “فیل نایت” یک دونده نیمه استقامتی بود که تحت مربیگری “بیل باورمن” آموزش دیده بود. “بیل باورمن” که همیشه به دنبال راه هایی برای افزایش عملکرد شاگردش بود، در اوقات بیکاری سعی می کرد کفش های ورزشی او را بهبود بخشد.

اولین تصویری که لوگوی نایکی به ذهن می‌آورد، کفش‌های ورزشی منحصر به‌فرد آن است. با این حال اولین محصولی که برای اولین بار لوگوی نایکی را با خود به همراه داشت کفش کتانی نبود بلکه کفش‌های فوتبال بودند. شرکت نایکی سال ۱۹۷۱ برای اولین بار کفش‌های فوتبال خود را با لوگوی نایکی به بازار عرضه نمود. این کفش ها اواین محصولاتی بودند که لوگوی نایکی را به همراه داشتند. نمایشگاه عرضه ی کفش های فوتبال با قیمت ۱۶ دلار و ۹۵ سنت، به دلیل بارندگی و هوای سرد به خوبی برگزار نشد و نایکی در مقابل سایر رقبای خود که در آن زمان برندهای معروفی بودند، شکست خورد. در همین زمان بود که نایکی تمرکز خود را روی کیفیت و دوام کفش‌های تنیس، بسکتبال و دو گذاشت.هرگاه به لوگوی نایکی می‌اندیشیم، شعار معروف آن نیز در ذهنمان مرور می‌شود: فقط انجامش بده (Just Do It) . این جمله مدت‌هاست که جزو بهترین شعارهای تبلیغاتی محسوب می‌شود. در واقع این شعار به‌عنوان یکی از پنج شعار برتر تبلیغاتی در قرن بیستم شناخته شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

وگوی نایکی نمادی است از بال خدای پیروزی در یونان 

نام نایکی برگرفته از نام یکی از خدایان یونانی است. در داستان‌های یونانی آمده است که نایکی، خدای پیروزی تعداد بی‌شماری از جنگجویان شجاع را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است تا در مبارزات سرزمین خود پیروز شوند. این بال‌های نایکی بود که به جنگجویان جسارت و انگیزه می‌بخشید تا راهی میدان نبرد شوند. بعضی از متخصصان معتقدند ایده‌ی اصلی لوگوی نایکی الهام گرفته از این داستان یونانی است.

برندسازی و استفاده از چهره های مشهور 

اولین سفیر برند نایک “استیو پرفونتین” دونده مشهور آمریکایی بوده که در طول دوران کالج خود یعنی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ توانست هفت رکورد آمریکایی از ۲۰۰۰ متر تا ۱۰۰۰۰ متر به ثبت رساند. مدتی بعد در سال ۱۹۷۹ برند نایک تکنولوژی “نایک ایر” را طراحی کرد. (در تکنولوژی نایک ایر کیسه های بالشتکی با هوای تحت فشار پر شده و در قسمت پایین زیره میانی و پنجه ی کفش تعبیه می شود.
 این تکنولوژی فشار ناشی از ضربات دویدن و راه رفتن را کاهش می دهد.) ارائه ی این تکنولوژی گام مهمی در پیشرفت برند نایک به شمار می رود و این برند توانست در عرصه کفش های ورزشی بسیار قدرتمند ظاهر شود.
 این پیشرفت مهم منجر به ارائه ی عمومی این محصول در سال ۱۹۸۰ شد. کمی بعد برند نایک میان رشته های ورزشی بسیار محبوب شد و در سال ۱۹۸۲ توانست به تولید کننده شماره یک کفش ورزشی در آمریکا تبدیل شود.
ممکنه که به نظر برسد نایک تبلیغات چندانی را انجام نمی دهد، در صورتی که بیشترین تمرکز این برند بر روی ابزارهای دیجیتال و اینفلوئنسرها و چهره های محبوب ورزشی می باشد.بدون شک این شرکت یک سروگردن از رقابای خود در شبکه های اجنماعی بالاتر است و در حقیقت بیشترین نرخ مشارکت را با مشتریان خود دارا می باشد.
رقیبان ورزش ماراتن در سطح جهانی، الیود کیپچوگی، للیسا دسایا و زرزنی تادسی تلاش کرده اند تا زیر دو ساعت به ۲۶٫۲۱۹ مایل راه یابند، که پیش از این در تاریخ ورزش انجام نشده است. صرفنظر از نتیجه، برنده نهایی، Nike بود؛ زیرا ورزشکاران نسخه سفارشی کفش مسابقه نایک را برای این رویداد پوشیدند.

هشگ و تم خاص جهت ایجاد اجتماعی از طرفداران

نایک یکی از برترین مارک های آنلاین است که از شبکه های اجتماعی جهت ایجاد یک شیوه جدید زندگی در میان طرفدارانش استفاده می کند و باید گفت شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام یکی از قدرتمندترین ابزارها برای برندسازی اینترنتی مارکهای مطرح همچون Nike می باشد.صفحه نایک فوتبال با ۸۲ میلیون هوادار یکی از ۱۰ مورد از صفحات با نام تجاری Nike در فیس بوک است، در حالی که حساب اصلی اینستاگرام با نام تجاری دوم، ۷۷ میلیون دنبال کننده است!پست های جذاب نایک بخشی از دو کمپین اصلی و  بزرگ در سال ۲۰۱۷ بود. پروژه “Breaking2” بلندپروازانه آنها سبب  جذب بالایی در  رسانه های اجتماعی شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نایک دارای استاندارد طلایی بی نظیر در Instagram

با شگفتی تمام ۷۷٫۱ میلیون طرفدار این برند سبب شده تا نایک دومین نام تجاری در Instagram باشد.و این سبب شده نایک بیستمین پیج برتر در اینستاگرام باشد.در سال ۲۰۱۷، این نام تجاری رشد ۱۰٫۷ درصدی را در پیروان خود به خود جلب کرد و بیش از ۷ میلیون هوادار جدید را اضافه کرد.این نام تجاری در ساعت ۷ صبح و ۸ بعد از ظهر بیشترین نرخ  مشارکت را به دست آورد، در حالی که نرخ تعامل در ساعت ۱۱ صبح در اوج خود می رسد.روز یکشنبه بیشترین جذب را این برای برند داشته به همین دلیل محتوای خود را در این روز منتشر می کنند.به جای فقط فروش محصول، نایک یک رویکرد جامع برای محور هویت نام تجاری خود در اطراف مفهوم تناسب اندام و یک شیوه زندگی سالم را انجام می دهد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

امروزه دنیای دیجیتال مارکتینگ، ابعاد مختلفی را تحت پوشش خود قرار می دهد تا به واسطه همه ابزارها، برای کسب و کارهای متقاضی،  شروع به برندسازی آنلاین نموده و برای آنها مشتریان هدف را جذب نماید.در این راستا یکی از مواردی که در اکثر موارد به آن اشاره می شود واژۀ اینفلوئنسر ها می باشد که از آنها به عنوان ابزاری موثر در راستای بازاریابی و برند سازی اینترنتی استفاده می شود که در این شرایط می گوییم از روش اینفلوئنسر مارکتینگ مورد استفاده قرار گرفته شده است.

اینفلوئنسر مارکتینگ، روند شناسایی، تحقیق، جذب و حمایت بوسیله افرادی است که با مشتریانتان درمورد نام تجاری، محصولات یا خدمات شما، مکالمات با تاثیر بسیار بالا را ایجاد می کنند.اینفلوئنسر به افراد شناخته شده و تاثیر گذاری گفته می شود که اکثراً در شبکه های اجتماعی مشغول به فعالیت بوده و جامعه هدف خاصی آنها را تحت عنوان فالوور پیگیری می نماید.با توجه به نفوذ هرچه بیشتر شبکه های اجتماعی در میان تمامی اقشار مختلف جامعه، افرادی هستند که در این شبکه های اجتماعی، در موضوعات مختلفی شروع به فعالیت نموده و سعی می کنند تا نگاه کاربران مورد نظر را به سوی خود جلب نمایند.فعالیت این افراد بدین صورت است که سعی می کنند تا از زندگی روزمره خود عکس، فیلم و استوری و لایو گرفته و با این روش، شروع به جذب کاربران مختلف شبکه های اجتماعی نمایند.این فعالیت ها می تواند به صورت دغدغه های فرهنگی، سیاسی، ورزشی، هنری، اقتصادی و غیره باشد که تحت عناوین مختلف، از صفحات این افراد منتشر می گردد.در این میان، گروهی از کاربران وجود دارند که بر اساس علایق و سلیقه شخصی خود، جذب اینگونه از مطالب و محتوای منتشر شده توسط افراد انتشار دهنده شده و در انتها، آنها را فالو می کنند.نکته جذابی که این شرایط وجود دارد، آن است که این افراد بر خلاف سلبریتی های جامعه، در خارج از فضای مجازی کمتر شناخته شده اند و معروفیت اصلی خود را مدیون فضایی که شبکه های اجتماعی در اختیار آنها قرار داده است می باشند.

اینفلوئنسر مارکتینگ، فراتر از این است که صرفاً بخواهید در کانال یک اینستاگرامر با فالوئرهای بالا، یا یک بازیگر پرطرفدار دیده شوید. برای استفاده از این ابزار، هدف خود را مشخص کنید. می خواهید محبوبیت برند خود را افزایش دهید یا برای صفحه کسب و کارتان عضو بگیرید؟ محصول جدیدی برای معرفی دارید؟ چگونه می خواهید اثربخشی کمپین اینفلوئنسری خود را بسنجید؟

دسته بندی اینفلوئنسرها

در شبکه های اجتماعی، افراد موثر را می توان از جنبه های مختلفی دسته بندی نمود اما در حال حاضر، شاخص اصلی دسته بندی اینفلوئنسرها بر اساس تعداد فالوورهای آنها می باشد.

در این میان، هستند کسانی که این افراد را به ۲ گروه اینفلوئنسر های بالای ۵۰۰ هزار فالوور و زیر ۵۰۰ هزار فالوور تقسیم نمایند.

اکثر اینفلوئنسرها در یکی از چند دسته ی زیر قرار میگیرند که آخرین دسته به سرعت به مهمترین دسته تبدیل شده است :

  1. سلیبریتی ها یا افراد مشهور
  2. متخصصان صنعت و رهبران فکری
  3. وبلاگ نویس ها و تولیدکنندگان محتوا
  4. میکرو اینفلوئنسرها

حال با واژه دیگری تحت عنوان “اینفلوئنسر مارکتینگ” آشنا خواهیم شد که در حال حاضر، به یکی از ابزار های موثر و کاربردی در دنیای دیجیتال تبدیل شده است.

 تنها به شهرت اینفلوئنسر توجه نکنید

شهرت اینفلوئنسرها نیز معیار مناسبی برای سنجش عیار تاثیرگذاری آنها نیست. همانطور که گفته شد، کیفیت ارتباط اینفلوئنسر با فالوئرهایش مسئله تعیین کننده ایست. ضمن اینکه شهرت به تنهایی به هیچ وجه تضمین کننده تاثیرگذاری وی بر سبک زندگی افراد نیست.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

 مهمترین هدف اینفلوئنسر حمایت از برند شماست.

اول مشخص کنید قصد برندینگ دارید یا فروش کالا برای ارتقاء فروش صفحات پربازدید در مرجله اول می باشند و برای برندینگ سلبریتی ها هستند که وزن برند شما را بیشتر می کنند.

“هرچه بزرگتر، بهتر!”

ذهنیت “هر چه بزرگتر، بهتر” بطور سنتی نشانه ی یک کمپین تبلیغاتی/ بازاریابی موفق بوده است. باوری قدیمی و بلند مدت در این مورد آن است که هرچه برندها از شبکه های اجتماعی مشهورتر و پر شورتر مثل اینستاگرام، توییتر، فیس بوک، یوتیوب و… استفاده کنند بیشتر به ذهن سپرده می شوند و نتایج بهتری را نیز رقم می زنند. اما جالب است بدانید، این رویکرد گران و از مد افتاده است.

و به همین دلیل است که این روزها برندهای باهوش به دنبال افراد تاثیر گذار در سطح خرد و با مخاطبان محدود هستند.

میکرو اینفلوئنسرها معمولا  مخاطبان پرشوری دارند و تمایل بیشتری برای همکاری جهت به اشتراک گذاری پیام ها و تصاویر برندها نشان میدهند. اما چرا؟

به این خاطر که اکثر آنها متوجه این مورد شده اند که فعالیت شبکه ی اجتماعی آنها به جای یک وسیله ی سرگرمی به یک شغل تمام وقت تبدیل شده است، و آنها حاضر اند زمان و تلاش قابل توجهی را صرف کنند تا از این طریق برای برندهای مختلف کار کنند.

صحبت آخر این است که اجازه ندهید تجربه بد یک نفر شما را از به کارگیری استراتژی بازاریابی اینفلوئنسر مارکتینگ، که می تواند برای برندتان موثر واقع شود، منصرف کند. در حال حاضر برندهای بزرگی مانند H&M و الی جی LG با به کارگیری بازاریابی افراد تاثیرگذار، به نتایج قابل توجهی دست یافته اند. از طرفی خود را با برندهای بزرگی که بودجه های هنگفتی برای تبلیغات در اختیار دارند مقایسه نکنید. اگر بودجه محدودی دارید بهتر است برای خود صفحه ای درست کنید و با خلق پست هایی جذاب و زیبا خود را معرفی کنید.

چگونگی فرایند فعالیت اینفلوئنسرها در اینفلوئنسر مارکتینگ

یکی از روش های پرکاربردی که افراد موثر در این روش تبلیغی از آن استفاده می کنند، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان و یا (Word of mouth marketing) می باشد.

روش بازاریابی دهان به دهان از جمله روش های پربازده در بازاریابی می باشد که همواره همیشه در کمپین های تبلیغاتی می توان آن را مشاهده نموده و تاثیرات شگرف آن را بررسی کرد.

با ظهور شبکه های اجتماعی و همچنین، حضور افراد موثر اینفلوئنسر، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان بیش از هر زمان دیگری به عرصۀ نمایش گذاشته شده است. اینفلوئنسر ها سعی کردند تا در صفحات شخصی خود، اطلاعاتی در مورد برند های سفارش دهنده را با کاربران خود در میان گذاشته و در ازای تعریف و معرفی، مبلغی را از آنها دریافت نماید.

در حال حاضر، این فرایند ساده به یکی از پرکاربردترین و موثرترین روش های بازاریابی تبدیل شده است که باعث می شود تا برند بیش از هر زمان دیگری، توسعه نموده و کاربران بیشتری با آن آشنا شوند.

در نظر داشته باشید در تهیه محتوای قابل ارائه در صحفه اینفلوئنسر، اهتمام ورزید که مستقیماً تبلیغاتی نباشد. گویی که اینفلوئنسر بصورت خود جوش، و صرفاً بر اساس میل باطنی اش تجربه خود از استفاده از یک محصول، و یا مراجعه به یک رستوران را باشتراک گذاشته است.

برا اجرای یک کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ، ارائه یک محتوای از پیش تعیین شده به اینفلوئنسرها برای باشتراک گذاری، کاملاً اشتباه است. اینفلوئنسر خود می بایست با توجه به هدف و هویت برند شما، در راستای style و tone متداول پست هایش، و همچنین عادات و سبک زندگی خود برای شما محتوایی تولید و آنرا باشتراک بگذارد. محتوا باید با سبک زندگی و سبک پست های عادی او همخوانی داشته باشد تا باور پذیر تر شود.قبل از انتخاب اینفلوئنسر خود مدتی آنها را زیر نظر بگیرید. سایر برندها و کسب و کارهایی که با آنها همکاری می کنند را رصد کنید، بازخورها را ببینید، در صورت امکان با آن برندها صحبت کنید و میزان اثربخشی کمپینشان را جویا شوید.

از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

نرخ تاثیرگذاری (Engagement rate) این روش بازاریابی چگونه محاسبه می گردد؟

یکی از مواردی که در فرایند اینفلوئنسر مارکتینگ بسیار حائز اهمیت می باشد آن است که صفحات افراد موثر، دارای چه میزان نرخ تاثیر گذاری می باشد؟

یکی از موارد جالبی که می توان به آن اشاره نمود، نرخ تاثیرگذاری بالایی است که در میان افراد موثر زیر ۵۰۰ هزار فالوور وجود دارد که در برخی شرایط، می توان مشاهده نمود که میزان اثر گذاری در صفحات این افراد، حتی از افراد سلبریتی و افراد موثر بالای ۵۰۰ هزار فالوور نیز بیشتر می باشد.

در این شرایط به این نکته خواهیم رسید که میزان بازگشت از سرمایه (ROI) در هنگام استفاده از اینفلوئنسر های زیر ۵۰۰ هزار فالوور، بسیار بیشتر و مناسب تر از دیگر موارد می باشد.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است

 اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

نوشته اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

قبل از هر صحبتی و وارد شدن به مبحث برندسازی آنلاین (اینترنتی) بهتر دیدم یک تعریف مختصر از واژه برند داشته باشیم و در این مقاله و مقالات آینده این بحث را بصورت موشکافانه تر همرا با مثالهای متعدد پیش ببریم .بعد از  بررسی های متعددی که تاکنون در مبحث برندسازی اینترنتی و تعدادی از برندهای مطرح دنیا در سایت ای ماورا داشتیم به این سوال بر می خوریم که چطور برندهای موفق توانسته اند جایگاه ویژه ای را در ذهن مخاطبان خودشون ایجاد کنند باید به این مسئله برخورد کنیم که چه اتفاقی در حال افتادن هست و چه میشه که یک برند در میان مخاطبان خود به یک جایگاه ویژه ای  دست پیدا میکند.با دیدن تصویر زیر چه سوالی در ذهن شما ایجاد می شود؟!

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

در گذشته برای من همیشه جای سوال بود که  چرا این محصول با مبلغ بسیار بالاتر و با رضایتمندی کامل در سبد خرید خیلی از ما قرار میگیرد ، شاید شکل بسته بندی، رنگ، لوگو و … تاثیر داشته، اما گویا موضوع خیلی فراتر از اینهاست و آن چیزی نیست جز ایجاد حس اعتماد و وفاداری و مهمتر از آن تمایز یک محصول برای خریدار در میان دیگر محصولات.برند معانی زیادی را ممکن است بدهد که همه آنها مهم و حیاتی و در عین حال متفاوت از هم هستند، وقتی به برند اشاره میکنیم بعضی ها به لوگو فکر میکنند بعضی به تبلیغات و بعضی ها به شبکه های اجتماعی باید بگم همه اینها از عناصر تشکیل دهنده برند هستند و استراتژی برند کمک میکنه از همه اینها بصورت متمرکز استفاده کنیم تا خود شما معرف برندتان باشید و اجازه ندید آن را بازار تعریف کنه .برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام میدید و از این جهت پرسش این هست که چطور میشه قدرتمندش کرد؟ برای این کار  باید جایگاه بهینه و معنای حساب شده آن را پیدا کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون انجام می دهیم استفاده کنیم استراتژی برند در واقع همین انتخاب حساب شده برند هست که در ادامه این استراتژی را در فضای آنلاین و راهکارهای برند سازی اینترنتی را مطرح خواهم کرد.

دیوید آکر در یکی از کتابهای قدیمی خود تحت عنوان ساختن برندهای قدرتمند یا Building Strong Brands در بحث شناخت برند به این نکته اشاره می‌کند که بر اساس مطالعات انجام شده، انسانها، برندی را که قبلاً بیشتر در معرض آن قرار گرفته باشند، بیشتر از سایر برندها دوست دارند.

متمایز بودن اولین کاری هست که یک برند باید آن را انجام دهد .

  • تعریف وفاداری به برند از دید رفتاری:کسی را میتوان به یک برند وفادار دانست که در خریدهای متعدد خود در یک دسته محصول خاص، یک برند را به برندهای مشابه ترجیح دهد. دقت داشته باشید که وفاداری به برند، عموماً در مورد یک دسته محصول خاص صادق است و نه یک شرکت.

اگر چه ممکن است معدود مثالهایی در ذهن شما باشد که وفاداری به برند در مقیاس یک شرکت معنا پیدا میکند (مانند اپل) اما عموماً در مورد برترین برندهای دنیا هم وفاداری بین دسته محصولات مختلف کاملاً متفاوت است. شما ممکن است به موتور جستجوی گوگل وفادار باشید. اما به شبکه اجتماعی گوگل پلاس، وفادار نمانید. یا اینکه شما ممکن است به برند سامسونگ برای خرید تلویزیون وفادار باشید، اما در خرید MP3Player به سامسونگ وفادار نمانید.

شناسایی مشتری در برندسازی دیجیتالی

هرچند مبحث برندسازی در هر حوزه ای بسیار گسترده هست اما در عین حال بسیار کار آمد و مفید می باشد و هدف بنده و همکارانم در مجموعه ای ماورا پرداختن به مفید ترین مطالب در  برندسازی اینترنتی می باشد.

در فرآیند برندسازی همه چیز با مشتری آغاز می شود، فاکتورهای چندگانه از سن و جنسیت گرفته تا درآمد مصرفی مورد تخمین در طول خریدهای متوالی باید در نظر گرفته شود. فرصت­ ها و چالش­ های موجود در برندسازی آنلاین ، و چگونگی افزایش آگاهی از برند از طریق  پلتفورمهایی که مخاطبان مرتباً با آنها در تعامل هستند، باید شناسایی شوند.اطلاعات آماری در دنیای دیجیتال اثراتی را به جا خواهند گذاشت. کاملاً ضروری است که تعیین کنید مشتریان در مورد چه موضوعاتی به جست­جو می پردازند، از چه ابزاری استفاده خواهند کرد و چه موقع و از کدام شبکه ­ی اجتماعی و وبسایتی استفاده می کنند، و با چه نرم افزاری­، در چه زمان و مکانی در تعامل هستند.

ایجاد هویت در برندسازی آنلاین ( اینترنتی )

اگر فرض کنیم یک برند مانند یک انسان است و تمام ویژگی‌های یک انسان را دارد، چه شخصیت انسانی را می‌توان به آن برند نسبت داد؟

یا اجازه بدهید به شکل دیگری بگوییم: اگر مردم، به برند ما به عنوان یک انسان نگاه کنند، مناسب است که آن را در قالب چه شخصیتی ببینند و بشناسند؟

شخصیت‌های انسانی، درونگرا هستند. برونگرا هستند. خلاق و ریسک پذیر هستند. محافظه کار و اهل تقلید هم هستند. شاد و زنده هستند. رسمی و مرده هم هستند. وحشی و رام نشدنی هستند. تابع و آرام هم هستند. هر صفتی را که به انسانی نسبت می‌دهیم می‌توانیم در مورد یک برند هم به کار ببریم.به گفته کارل یونگ روانشناس سوئیسی ۱۲ کهن الگوی شخصیتی وجود دارد که همه برندهای بزرگ و موفق از آنها استفاده می کنند که شامل:

شخصیت برند خلاق (Creator) : قدرت خیال پردازی، استعداد بیان خود و رها کردن هنرمند درون. مانند برند لِگو.

شخصیت برند آدم معمولی ((Ordinary manیکی مانند همه است. به ما تعلق دارد. این حس که همه‌ی انسانها مساوی‌اند. مانند فیات.

شخصیت برند دانا (Sage )دانائی و استادی. درک انسان‌ها. پخته رفتار می‫کند و به آموزش و تفکر تمایل دارد. مانند بوش.

شخصیت برند دلقک(Jester)شاد و خندان. اوقات خوش را به انسان‌ها وعده می‌دهد. حرف‌هائی را می زند که دیگران جسارت گفتنش را ندارند. مانند فانتا، چی توز.

شخصیت برند حاکم ((Rulerقدرت، پرستیژ، اعتبار و موقعیت بالا را نشان میدهد. مانند مرسدس.

شخصیت برند عاصی (Outlaw)معترض و در کار شکستن قوانین است. مانند دیزل، ماوی.

شخصیت برند بی گناه (Innocent )معصوم، نماینده خوبی و صداقت است. برای مشکلات پیچیده راه حل‌های آسان می‌یابد. مانند داو.

شخصیت برند کاشف ((Explorerبه دنبال کشف دنیا و لذت‌هاست. با کشف تازه ها خود را احیا می‌کند. مانند جیپ.

شخصیت برند شعبده باز (Magician) تغییر و تحول را با معجزه هایی که ایجاد می کند، وعده می دهد. مانند اپل، گوگل.

شخصیت برند عاشق ((Loverنماینده عشق، زیبائی و احساسات. همراه شدن با انسان‌های عاشق. مانند آلفا رومئو.

شخصیت برند قهرمان ((Hero دست‌یابی به تخصصی که دنیا را نجات دهد و رسیدن به اهداف را وعده می‌دهد. مانند نایکی، دومستوس.

شخصیت برند یاور ((Caregiver کمک به دیگران. به دیگران به اندازه خودش ارزش و نیرو می‫دهد. مانند ولوو.

کهن الگو ها می توانند باعث تمایز گذاری برند شما از سایرین بشود، در گذر زمان هویت برند به تصویری دیرینه برای ارائه ­ی تجربه مصرف ­کنندگان تبدیل می شود. هویت برند القا کننده ­ی احساس یا درکی متاثر از دیدگاه شما است، یا ممکن است تجربه­ ی مثبت یا منفی باشد که از برند مذکور دارید.

یکی از فاکتورهای مهمی که در هویت برند باید مدنظر قرارگیرد نام ­گذاری برند است، در بازاریابی دیجیتالی این مورد بیشتر تحت تاثیر تحقیق و جستجو است. دانستن نام یک چیز است، اما اگر به خاطر سپاری یا تلفظ آن دشوار باشد، می تواند به اندازه ­ی داشتن مغازه ­ای که فقط از طریق جاده ای فوق سری قابل دسترسی است، سخت و هولناک باشد.

همچنین، در اکثر مواقع حتی اگر کاربران آدرس ( URL ) شما را ندانند ولی از طریق آفلاین در مورد برند شما شنیده باشند، حتماً در اینترنت به جستجوی برند و وب سایت شما خواهند پرداخت. این عمل باعث می شود نام برندتان منتخب شود، اگر به گونه ­ای باشد که به یاد ماندنی باشد و همچنین اگر همچنان به عنوان کلید واژه اصلی باقی بماند مشتریان بالقوه­ تان نیز از آن استفاده خواهند کرد، و از این طریق به سئو ( SEO ) شما نیز کمک می شود چراکه در رتبه­ بندی ( URL ) شما عامل تاثیرگذاری خواهد بود.

فاکتور کلیدی دیگر چگونگی استقرار هویت در میان تجارب انبوه پلتفرم­ های چندگانه است. تمام افراد باید در مورد چگونگی ارائه­­ و اظهار هویت و برقراری ارتباط با هریک از پلت­فرم ­ها به خوبی در مورد موارد زیر فکر کنند : صفحات انتخابی کاربران ( bookmarks )، آیکون تب مناسب برای صفحه­ ی وب ( tab favicons )، برنامه­ های وب نصب شده بر روی مرورگرهای آنها، تصاویری که به عنوان نتایج جستجو نشان داده می شود و همچنین آیکون­ های نرم ­افزارهای موبایلی که از آن استفاده می کنند. مهمتر از آن حالا باید انعطاف پذیری هویت برند در مقابل تغییرات و حفظ به ­روز بودن و قابلیت شناسایی آسان آن را نیز درنظر بگیرید .فیس بوک ( Facebook ) در این مورد مثال خوبی است که چگونه “لوگو”ی متمایز آن یا  آیکون” علامت تایید”ش به خوبی برای آن کار می کند همچنین این لوگوی منحصر به فرد این برند را برای رویکردهایی با پلت­فرم ­های چندگانه ایده ­آل کرده است.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

  برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

پیام رسانی در برندسازی اینترنتی چطور اتفاق می افتد؟

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی اینترنتی محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

بهترین روش برای پیام رسانی برند و رساندن آنلاین ( اینترنتی ) پیام برند به مخاطبان و مشتریان، به نمایش درآوردن آن در میان تعداد بسیاری از برندها است اما لازم است پیام برند به اندازه کافی متمایز و جذاب باشد تا در میان انبوه ی از برندها که برای خود پیام بخصوصی هم دارند قابل تشخیص، شناسایی، جذاب و به یاد ماندنی باشد.محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که احساسی را در مخاطبانتان به وجود آورد که علاوه بر مرتبط بودن با ماهیت و ماموریت برند، احساس موردنظر شما باشد و القای این احساسات به مخاطبان برای شما مطلوب باشد و نهایتاً منجر به ترقی برند شما شود. پیام برند و تجربه مشتریان از تعامل با وبسایت و شبکه ­ی اجتماعی شما باید مرتبط، قابل دسترس و یکپارچه باشند. به گونه ­ای عمل کنید و خود را به شیوه ­ای معرفی کنید که به مخاطبانتان القا کند شما بهتر از رقبا عمل می کنید و در حوزه­ ی کاری خود بهترین هستید.علاوه بر ایجاد پیام­ های برند سطح بالا، برند شما در دنیای دیجیتال باید ارائه دهنده ­ی تن صدایی یکسان، سطوح اطلاعات سازگار و مشابه و داستان سرایی مداوم برای مخاطبان باشد به گونه ­ای که آنها احساسی طبیعی در مورد برند پیدا کنند و به پشتیبانی از آن برخیزند.

بستر مناسب برندسازی اینترنتی 

در هنگام توسعه­ ی یک پروژه برندسازی، مکان مناسب یکی از فاکتورهای اصلی محسوب می شود. مکانی که کسب و کار شما در آن قرار خواهد گرفت، جایی که مشتریان در آن زندگی می کنند، زبانی که با آن صحبت می کنند و جایی که از آن تقاضای سفارش می کنند، یا مکانی که سفارشات خود را از آن دریافت میکنند؟ اینها نمونه سوالاتی هستند که ارزش پاسخگویی را دارند.اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.

اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.ایجاد تعامل عامل ماندگاری در ذهن مشتریان شماست و چه بهتر که ابزارهای آنلاین در اختیار همه برندها قرار گرفته است. 

 

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 برندسازی دراینستاگرام

یکی از مباحثی که در آینده بصورت کامل به آن می پردازم استفاده از پلتفورم اینستاگرام جهت تعامل هرچه بشتر با مشتریان و ایجاد حس اعتماد و وفاداری آنها با برند شما خواهد بود.

 برندسازی در پلتفورم های انتشار محتوای ویدیویی

( اگر یک تصویر در خود صدها معنی را داشته باشد یک ویدیو میلیونها پیام را در بر می گیرد) برای مثال youtube  پلتفورم قدرتمندی هست که از سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و میلیونها کار بر در سراسر دنیا را در خود جای داده است، برندسازی چیزی نیست که محدود به فروش شود بلکه تعریف کردن یک داستان هست و ویدیو یکی از بهترین ابزارهای برندینگ می باشد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 

  اهمیت محصول در برندسازی آنلاین

شبکه های اجتماعی ، میزان مصرف آن، فرمت ­های متفاوت و تعاملی آن به برندهای موجود فرصتی برای نمایش خود، فروش، به اشتراک گذاری و تحویل آنلاین محصولات می دهد. در فرآیند برندسازی، محصولات بر حسب پیام اصلی شان و نمایش سطح بالای تصویر برند و جایگاه یابی شرکت، درنظر گرفته می شوند. اگر یک برند به عنوان برندی که دارای مشخصه ­های منحصربه­ فرد یا به اصطلاح “از بین برنده­ ی رقبا” در واقع  تمایز در میان رقبای خود را داشته باشد.

کسب و کار و عاملان آن باید سوالاتی مشابه عناوین زیر را از افراد بپرسند :

۱ ) آیا منابع لازم برای برقراری ارتباط آنلاین را دارم، جایگاه برند من و اصول دیکته شده توسط مشتریان چه طور؟در واقع برند من در ذهن مشتریان دارای چه جایگاهی می باشد؟

۲ ) آیا سبک محتوای آنلاین شما با پیام و صدای برند متناسب و همسان است ؟ آیا قبل از هر کاری لحن برند خود را انتخاب کرده اید؟

۳ ) از چه کانالی باید استفاده کنید تا خدمات مشتریان اثرگذاری را فعال کنید؟ در واقع باید بدانید مشتریان شما چه کسانی هستتند و در کجا بیشترین حضور را دارند

۴ ) اگر یک تیم نوشتن محتوای آنلاین داشتید چگونه باید از سازگاری محتوای تولید شده اطمینان حاصل کنید؟اصول محتوا نویسی از جمله مواردی هست که در بحث برندینگ نقش اساسی را عهده دار می باشد

برندسازی و به عبارت ساده ­تر برند دیگر وجود نخواهد داشت مگر آنکه دیجیتال ( اینترنت ) در محوریت نحوه­ ی برقراری ارتباط آن، تبلیغات، مصرف و به اشتراک گذاری آن قرارگیرد. و در چند سال آینده چیزی جز کلمه برند و تکنولوژی وجود نخواهد داشت و همه برندها برای حفظ حیاط خود باید وارد این زمین تشنه شوند همانطور که ما به خاک به عنوان بستری برای رویش و پیشرفت نگاه میکنیم فضای آنلاین در دنیای امروزی نوید بخش این پیام خواهد بود که هر برندی که وارد فضای آنلاین شود حیاط خود را تضمین نموده است .

نوشته برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول) اولین بار در ماورا پدیدار شد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

مدت زمان مطالعه ۱۰ دقیقه

همین که روی زمین سالم به مقصد برسم باید خدا را شکر کنم چه برسه به آسمان!

تجربه به همه ما ثابت کرده که در سالهای اخیر خیلی از ناممکن ها در دنیا امروزی ممکن شده است و تحقق هیچ چیز برای بشر دور از ذهن نمی باشد.در این مقاله قصد دارم دنیای جدید پیش رویمان را تصویر سازی کرده و تجربه آیندگان در استفاده از وسایل حمل و نقل شهری را درک کنیم هر چند که برای همه ما مشکلات و فواید استارتاپهای این حوزه مشخص می باشد اما دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده استارتاپهای هوایی را برای سفرهای درون شهری انتخاب کنیم.

در سالهای اخیر با اسامی زیادی مانند اوبر، تپسی، اسنپ و … برخورد کرده ایم که همه این برندها هر کدام به نوبه خود سروصدا های زیادی راه در فضای کسب و کار انلاین به را انداخته اند و کمتر کسی هست که از خدمات این استارتاپها استفاده نکرده باشد. ولی این روزها جدا از همه این بحث ها خبر از تاکسی های حمل و نقل هوایی به گوش می رسد و همانطور که رودین لیاسوف کارآفرین هوانوردی می گوید پرواز به زودی شخصی تر می شود به طوری که تاکسی های هوایی خودران کوچک به ما اجازه دور زدن شلوغی های ترافیک را می دهند و به طور کلی شیوه جا به جایی ما در شهرها و شهرک ها را تغییر خواهند داد.در قرن گذشته پرواز سیاره ما را به هم متصل کرد، در قرن بعدی جوامع محلی مان را دوباره پیوند خواهد داد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی چیست؟

تاکسی هوایی یا همان ایر‌تاکسی، یک نوع اصطلاح کلی است که برای انواع هواپیماهای دربستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایر تاکسی عبارت است از استفاده از هواپیما در مسیرهای مختلف پرواز بدون استفاده از برنامۀ پروازی که به‌خودی‌خود موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه خواهد شد. تاکسی هوایی یک هواپیمای سبک یا حتی فوق‌سبک است و می‌تواند با حداقل ظرفیت ممکن که چیزی در حدود ظرفیت یک تاکسی یا اتوبوس معمولی است، در مسیرهای کوتاه جا‌به‌جا شود.به تازگی شرکت Volicopter  از تاکسی‌های هوایی دونفره خود در دبی رونمایی کرد. این وسیله نقلیه با ۱۸ پروانه الکتریکی برای نخستین بار در آسمان دبی به پرواز درآمد و به این ترتیب نخستین سرویس تاکسی پرنده دنیا در این کشور آزمایش شد. این وسیله نقلیه خودران برای حمل دو سفر از نقطه A به B و بدون خلبان طراحی شده است. Volocopter  می تواند به مدت ۳۰ دقیقه پرواز کند و حداکثر سرعت آن نیز ۱۰۰ کیلومتر برساعت اعلام شده است.علاوه بر این موارد این تاکسی مجهز به چتر نجات، ۹ سیستم مستقل باتری، سیستم شارژ سریع و اتصال به شبکه برق است. شارژ کامل نمونه اولیه وسیله نقلیه حدود ۲ ساعت طول کشید که به گفته شرکت درنسخه های تولیدی کاهش می یابد. تاکسی‌های هوایی خودران با بقیه وسایل حمل ونقل عمومی دبی همخوان می شود و افراد می‌توانند با استفاده از اپلیکیشنی مخصوص آن را سفارش دهند. این تاکسی‌ها ۵ سال دیگر خدمات خود را در دبی آغاز می‌کنند.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی ایرباس با موفقیت تست های اولیه را پشت سر گذاشت

غول صنعت هوانوردی جهان یعنی ایرباس اخیرا از آزمایش موفقیت آمیز تاکسی پرنده برقی و خودران خود خبر داده است. این وسیله نقلیه منحصر بفرد که توسط لابراتوار A³ واقع در سیلیکون ولی توسعه یافته، واهانا (Vahana) نام دارد.

به گفته مقامات ایرباس، این تاکسی عمود پرواز توانسته تا ارتفاع ۱۶ فوتی (۴٫۸ متر) بلند شده و دوباره به طور سالم و موفق بر زمین بنشیند. طبق اطلاعات موجود تست اولیه در روز ۳۱ ژانویه در غرب آمریکا و در ایالت اورگن (Oregon) انجام شده است.

اگر چه این پرواز آزمایشی بسیار امیدوار کننده بوده، اما بیش از ۵۳ ثانیه طول نکشیده است. البته ظاهرا روز بعد مهندسین ایرباس یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر نیز انجام داده اند.

 آقای زاک لاورینگ (Zach Lovering) مدیر پروژه ایرباس در این باره گفته:

امروز ما یک دستاورد بسیار بزرگ در عرصه اختراعات هوانوردی را جشن می گیریم. در عرض تنها دو سال، واهانا از یک طرح اولیه بر روی کاغذ، به یک خودروی پرنده در مقیاس واقعی تبدیل شده و توانسته با موفقیت اولین پرواز خود را پشت سر بگذارد.

تیم ما قدردان حمایت هایی است که از سوی لابراتوار A³، خانواده بزرگ ایرباس و شرکایی مثل MTSI و Pendleton UAS Range دریافت است.واهانا با توجه به قابلیت های خود می تواند انقلابی در عرصه حمل و نقل بوجود بیاورد. این تاکسی هوایی ظرفیت حمل یک نفر را داشته و از پیشرانه ای الکتریکی بهره می برد؛ همچنین به لطف هوش مصنوعی و تجهیز به امکانات پیشرفته توانایی هدایت خودکار را دارد.

تاکسی هوایی ایرباس نمونه ای مثال زدنی از تلاش شرکت های مختلف برای متحول کردن حمل و نقل شهری در آینده به شمار می رود. اما با وجود پیشرفت های زیاد و تست های موفقیت آمیز، هنوز برنامه زمانی دقیقی برای ورود وسایل نقلیه این چنینی به معابر و آسمان شهرها ارایه نشده است.

در زمان کنونی به نظر می رسد که واهانا و نمونه های مشابه هنوز نیازمند تکنولوژی پیشرفته تر، تست های گوناگون و البته توسعه قوانین و مقررات جدید هستند

تاکسی های هوایی خودران مسافرتهای شما را تغییر می دهند 

اگر برنامه های شرکت اوبر خوب پیش برود تا سال ۲۰۳۰ سرویسهای تاکسی های هوایی خود را راه می اندازد طرح تاکسی های اوبر خیلی خلاقانه به نظر می رسه اما در مرحله اجرا با مشکلات بسیاری هم روبروست، این تاکسی ها با باطری کار می کنند چیزی بین یک هواپیمای کوچک و یک هلیکوپتر با بالهای ثابت . شعار اوبر در مورد این تحول این است : ما به آسمان نگاه می کنیم و ما می خواهیم قانون حمل و نقل شهری را دگرگون کنیم با توجه به میزان حمل و نقل شهری که هر روز بیشتر می شود و مشکلاتی ایجاد می کند نیاز به طرحهای انقلابی داریم هرچند طرح تاکسی های هوایی در ابتدای کار بسیار گران خواهد بود چاالشهایی هم در راه تحقق رویای اوبر وجود دارد از جمله صدور گواهی نامه جدید پرواز و آموزش خلبانان و طراحی سیستم مدیریت ترافیک برای جلوگیری از تصادفات هوایی به این ترتیب باید منتظر باشیم و ببینیم دنیای فناوری چگونه جهانی که در آن زندگی میکنیم را دگرگون خواهد کرد و شرکتهای ایرانی آیا توانایی این را دارند که این گونه تحولات را در سیستم حمل و نقل وارد کنند !

پیشنهاد میکنم اگر علاقه مند این مبحث هستید ویدیو زیر را تماشا کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید:

 

نوشته آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم! اولین بار در ماورا پدیدار شد.