به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

۷۰۰ ذهن به عنوان یک نفر که در ۱۷ دفتر فعالیت می‌کنند، مهم‌ترین مشخصه‌ای است که آژانس بازاریابی gyro از خود ارائه می‌دهد.

gyro تهیه محتوای متناسب و ارائه ایده‌هایی که به لحاظ انسانی مورد توجه هستند را در دستور کار خود قرار داده است. شخصی‌سازی محتوا، ارائه ویژگی‌های مناسب رسانه‌ای و تجزیه و تحلیل روند بازاریابی از جمله خدماتی است که این گروه بازاریابی به مشتریان خود ارائه می‌دهد.

داده‌های دقیق کافی نیست

گروه بازاریابی gyro با داشتن تیم‌های متخصص اندازه‌گیری بازار و ارائه داده‌ها، اطلاعات دقیقی را به دست می‌آورد؛ داده‌هایی که در نهایت انتخاب‌های دقیق‌تری را به دنبال خواهند داشت.

اما یکی از ویژگی‌های بارز این شرکت، توجه به این نکته است که نباید تنها به این داده‌های دقیق تکیه کرد! پیش‌بینی رفتار منطقی مردم که بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌ها انجام می‌شود، همیشه درست عمل نمی‌کند، زیرا انسان یک موجود دارای احساس و عاطفه است؛ به همین دلیل نیز نباید تنها به یک سری داده‌های دقیق اتکا کرد، بلکه باید با در نظر گرفتن عواطف مخاطبان رفتار آنان را پیش‌بینی کرد.

به همین دلیل نیز این گروه بازاریابی پس از اندازه‌گیری دقیق داده‌ها و به دست آوردن اطلاعات دقیق، آنها را مورد بازبینی قرار داده و سعی در ارائه ایده‌هایی دارد که هر چه بیشتر به روابط درونی و عاطفی انسان‌ها نزدیک‌تر باشند.

البته داده‌های دقیقی که این گروه بازاریابی از آنها به عنوان «داده‌های بزرگ» یاد می‌کند، در شکل‌گیری یک روند بازاریابی دقیق بسیار تأثیرگذار هستند، اما در صورتی که بتوانند الهام‌بخش ایده‌هایی باشند که در مقیاس انسانی کارآمد بوده و بتوانند با رفتارهای عاطفی انسان هماهنگ باشند.

محتوای شخصی با داستان‌های عاطفی

شخصی‌سازی محتوا برای گروه بازاریابی gyro به معنای ارائه یک محتوای داستانی است که خاص یک برند باشد؛ ایده‌های خلاقانه‌ای که از دل تجربه‌های مرتبط با یک نام تجاری بر‌آمده‌اند و به‌گونه‌ای جذاب و در قالب داستان‌های جالب ارائه می‌شوند.

این آژانس تبلیغاتی به دنبال داستان خاص مشتریان خود است، به این معنا که پس از مطالعه دقیق روند شکل‌گیری یک برند، داستان آن را می‌سازد، اما ساختن داستان پایان راه نیست، بلکه آغاز شکل‌گیری داستان اصلی است، به این معنا که صرف بیان سرگذشت و تجربیات یک برند، نمی‌تواند یک محتوای داستانی تأثیرگذار را ارائه دهد، بلکه باید به دنبال ایده‌هایی خلاقانه بود که بتوانند با توجه به عواطف انسانی مخاطبان، ویژگی‌های اصلی یک نام تجاری را در قالب داستانی گیرا، مانند یک سفر تفریحی بیان کنند.

در حقیقت این گروه بازاریابی به دنبال داستان‌هایی است که ارائه آنها منجر به درگیری عاطفی مخاطبان شود، چراکه هرگاه احساس درگیر شود، بازاریابی عاطفی شکل گرفته و یک نام تجاری می‌تواند در ذهن یک مخاطب باقی بماند.

 به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

شناخت مستمر مشتریان

شناخت دقیق مخاطبان یک ویژگی مهم در روند بازاریابی آژانس gyro است. این گروه می گوید حتی می‌تواند رفتار مصرف‌کنندگان را پیش‌بینی کند که البته رسیدن به این روش، نشان از یک بازه زمانی قابل توجه دارد که صرف مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان یک برند شده است.

همچنین از آنجایی که این گروه بازاریابی، اتکای صرف به داده‌ها نداشته و به دنبال پیش‌بینی رفتار عاطفی انسان‌هاست، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری را ارائه خواهد داد؛ زیرا یک مخاطب انسانی را با توجه به تمام ویژگی‌های فردی و اجتماعی آن در نظر گرفته و به همین دلیل نیز می‌تواند کمترین میزان خطا را در پیش‌بینی‌های خود مرتکب شود.

ترسیم مشخصات مشتری کاری است که این گروه بازاریابی برای مشتریان خود انجام می‌دهد؛ مشخصاتی که می‌توانند در ارائه برنامه‌های کارآمد تبلیغاتی بسیار مؤثر باشند، البته مطالعه مستمر روی رفتار مشتریان، یکی دیگر از روش‌های این گروه بازاریابی است که باید به صورت دنباله‌دار انجام شود، زیرا از نظر این گروه، مخاطب برندها انسان‌هایی هستند که عواطف و روحیات آنها ثابت نبوده و در گذر زمان تغییر می‌کند.

ایجاد جرقه بین ایده و مخاطب

شاید بتوان گفت مهم‌ترین هدفی که گروه gyro دنبال می‌کند، رسیدن به نقطه‌ای است که بین ایده‌هایی که ارائه می‌دهد و مخاطبان انسانی یک جرقه اتفاق بیفتد؛ جرقه‌ای که باعث تأثیرگذاری عمیق روی عواطف مخاطبان خواهد شد.

برای رسیدن به این هدف، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چالش پیش‌رو این است که چطور می‌توان محصول و خدمات یک برند را به افراد معرفی کرد که به یک تأثیرگذاری عاطفی و در نهایت تغییر رفتار آنها منجر شود؟! در حقیقت این مهم نیز از طریق مطالعه دقیق مشتریان، کسب داده‌های بزرگ و در نهایت، ارائه آنها در قالب ایده‌هایی انسانی امکان‌پذیر خواهد شد.

منبع:شنبه

نوشته به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین

مدت زمان مطالعه ۱۸ دقیقه

همه ما برای برندمان رویاها و برنامه هایی داریم، و بر این موضوع واقفیم که داشتن نام و نشان (لوگو) مناسب یک برند چقدر در سرعت بخشیدن به برنامه ها و ماندگاری در ذهن مخاطبین و مشتریان موثر است.
اما حالا که مراحل سخت اولیه را پشت سرگذاشتیم، موضوع مهم دیگری نیز باید در نظر داشته باشیم؛
انتخاب رنگ برند مناسب، عاملی که به نحوی به نام و نشان ما جلوه خواهد داد و روح فلسفه برند ما را به مخاطب انتقال می دهد!

چرا با وجود اینکه موضوع روانشناسی رنگ بسیار بحث برانگیز است، اما اطلاعات حقیقیِ بسیار کمی برای حمایت از آن وجود دارد؟

براساس نتایج یک تحقیق، سوءتفاهم‌هایی که در مورد رنگ‌ها بوجود میاد، اغلب به خاطر مواردی مثل ترجیحات شخصی، تجربیات، روش آموزش و تربیت، تفاوت‌های فرهنگی و در نهایت تاثیر مبهمی که ممکنه رنگ‌ها روی شخصیت ما داشته باشن، هست. پس این ایده که مثلا رنگ‌هایی مثل زرد یا ارغوانی می‌تونن یک نوع حس ماورایی خاص رو آزاد کنن، چندان هم صحبت غیرمنطقی نیست.

اما اگر بازهم قبول نداریم که پاسخ‌های محکم این چنینی نمی‌تونن تضمینی باشن، پس هنوز موارد زیادی وجود داره که باید در موردشون خوند و یادگرفت. راه‌چاره این هست که به دنبال راه‌هایی کاربردی باشید تا در مورد رنگ‌ها تصمیم‌گیری کنین.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

 

در عکس بالا رنگها اینگونه توضیح داده شدند:

  • زرد: خوش‌بینی، شفافیت و گرمی و صمیمیت
  • نارنجی: دوستانه، شاد، بااعتماد به نفس
  • صورتی: هیجان، جوانی، جسارت
  • بنفش:‌ خلاق، دارای قوه تخیل بالا، دانا
  • آبی: اطمینان، قابل اعتماد، قدرت
  • سبز: صلح‌طلب، رشد، سلامتی
  • خاکستری: تعادل، بی‌طرفی، آرامش

اطلاعات نادرست و بی روحی که روانشناسی رنگ را تنها در چند جمله  خلاصه می کند، شرایط را بدتر می کند، برخی از این عبارت ها در ذیل آمده است:

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلا

–    از لحاظ روانشناسی رنگ زرد شادترین رنگ موجود است.

–    شخصیت کارتونی گرین لنترن (Green Lantern) از رنگ زرد می‌ترسید.

–    ۷۵ درصد از مدادهایی که در امریکا به فروش می رسد به رنگ زرد هستند.

حالا زمان آن است که به بررسی تحقیقاتی مبنی بر نقش مهم رنگ در متقاعدسازی مشتری بپردازیم.

روانشناسی رنگ و انتخاب رنگ مناسب برای برند خود

مردم به روشهای مختلف از جمله شیوه های روانشناختی و اجتماعی بوسیله رنگ تحت تاثیر قرار می گیرند. با رنگ می توان بیانه ای ایجاد نمود ، خلق و خو را تغییر داد و توجه را جلب کرد. به همین دلیل روانشناسی رنگها دربرندسازی بسیار مهم است. صفحات مختلف در ایجاد بیانیه و جذب کاربر نقش حیاتی ایفا می کنند. اگر در طراحی یک برند رنگ مناسب بکار گرفته شود این رنگ می تواند علاوه بر انتقال پیام به کاربر انرژی نیز دهد.

تلاش‌های فراوانی جهت طبقه‌بندی واکنش مصرف‌کننده به رنگ‌های مختلف انجام شده است. اما حقیقت امر این است که رنگ به تجارب شخصی افراد بسیار وابسته است و انتقال احساس و برداشت خاص از یک رنگ به صورت جهانی دشوار است.اما الگوهای پیامی بسیاری در مفهوم رنگ وجود دارد. به عنوان مثال رنگ‌ها نقش حیاتی در خرید و برند، بازی می‌کنند.

محققان بر اساس مقاله ای با عنوان ” تاثیر رنگ در بازاریابی”  یافته اند که بالغ بر ۹۰درصد قضاوت هایی که از سوی مصرف کنندگان درباره محصولات می شود، تنها بر اساس رنگ است. (انتخاب نوع رنگ هم به محصول بستگی دارد.)

با توجه به نقش مهم رنگ در برند، نتایج حاصل شده از یک مطالعه با عنوان ” تاثیرات متقابل رنگ” نشان می دهد که رابطه بین رنگ و برند بر پایه تناسب درکِ رنگی است که در برند خاصی استفاده می شود. ( به عبارت دیگر آیا رنگ با آنچه که فروخته می شود “تناسب” دارد یا نه)

مطالعه‌ای با عنوان “قرمزِ هیجان انگیز و آبی رقابتی” نیز تاثیر رنگ بر خرید را بر اساس چگونگی اثرگذاری مفهوم برند، تایید می‌کند. این بدان معنا است که رنگ باعث می شود مصرف کننده درباره “وبژگی” برند، قضاوت کند. (اگر موتورهای هارلی دیویدسان، حس خوب و قدرتمندی را به موتورسوار نمی دادند، دیگر چه کسی می خواست آنها را بخرد؟)

برخی دیگر از مطالعات نشان می‌دهند که مغز ما برندهای قابل شناسایی را ترجیح می دهد که باعث می شود رنگ اهمیت ویژه ای در ویژگی برند داشته باشد.حتی پیشنهاد شده که کسب‌و‌کارهای نوپا رنگی را برای لوگو انتخاب کنند که آنها را از سایر رقیبان خود متمایز سازد. (مثلا اگر کلیه رقیبان از رنگ آبی در برند خود در زمینه کسب و کارتان استفاده می کنند، شما رنگ بنفش را انتخاب کنید.)

بر اساس مطالعات محققان، زمانی که وقت انتخاب “صحیح ترین” رنگ می رسد، پیش بینی واکنش مصرف کننده به رنگ انتخابی که با محصول در تناسب باشد، بسیار مهم تر از خود رنگ است. بنابراین اگر مالکان کمپانی هارلی-دیویدسن (Harley-Davidson-migna.ir) می خواهند محصولی را تولید کنند که در مشتریان احساس قدرت کنند، باید پیش بینی کنند که محصولاتی با رنگ صورتی هرگز به فروش نخواهد رسید.

جنیفر آکر، استاد دانشگاه استنفورد، مطالعاتی را در زمینه‌ی وسعت ویژگی برند انجام داده و پنج اصلی را که نقش مهمی در شخصیت برند بازی می‌کند مورد بررسی قرار داده است. مطالعات دیگر نشان داده که واقعاً بین استفاده از رنگی خاص و برداشت مصرف‌کننده از ویژگی برند رابطه وجود دارد.

هر رنگ با ویژگی خاصی در ارتباط است. ( مثلاً رنگ قهوه ای با خشونت، بنفش با فرهیختگی، و رنگ قرمز با هیجان در ارتباط است). اما نکته قابل توجه در اکثر مطالعات دانشگاهی درباره رنگ و بازاریابی این است که به جای پرداختن به رنگ های کلیشه ای و مربوطه معمول، رنگ انتخابی تان باید با ویژگی دلخواهِ برندتان، تناسب داشته باشد.

به نادرست بودن این مفهوم کلی که رنگ سبز به معنی آرامش است توجه کنید. در صورت داشتن چنین عقیده ای از موضوع اصلی دور می مانیم؛ گاهی از رنگ سبز برای برندهای مربوط به امور زیست محیطی  مانند Timberland’s G.R.E.E.N standard, استفاده می شود، اما رنگ سبز گاهی اوقات جنبه مالی را هم مانند mint.com ( سرویس مدیریتی امورمالی شخصی در آمریکا) در برمی گیرد.

این موضوع درباره‌ی سایر رنگ‌ها هم صدق می‌کند، مثلاً رنگ قهوه‌ای در یک حوزه به معنی خشونت و در جایی دیگر نشاندهنده‌ی صمیمت و احساس میزبانی (مانند مراسم شکرگزاری) و یا اشتها‌آور ( مانند آگهی تبلیغاتی شکلات)  است.

اما این نکته را به خاطر داشته باشید که زمینه کاری شما مهم ترین نقش را بازی می کند. احساس و تصویر ذهنی که برند شما در متقاعد کردن مصرف کننده می گذارد، بسیار مهم است. رنگ انتخابی حتما باید با برند متناسب باشد.

یکی از جالب‌ترین آزمایشات در این زمینه توسط آقای Joe Hallock انجام گرفته. تحقیقات این شخص نشون داد که جنسیت در ترجیح دادن رنگ‌ها هم نقش داره (البته اغلب پاسخ‌دهندگان به این پرسش‌ها از جوامع غربی بودن). یکی از نکات جالب در تحقیقات جو هالوک، همونطور که در تصویر زیر می‌بینین، برتری رنگ آبی نسبت به سایر رنگ‌ها در میان هردوجنس زن و مرد هست و البته تفاوت در گرایش نسبت به رنگ ارغوانی در بین این دو گروه البته این رو هم نباید از یاد برد که محیط شخص- به خصوص ادراک فرهنگی- نقشی مهمی رو در تناسب یک رنگ برای یک جنس خاص بازی می‌کنه که این این مورد می‌تونه انتخاب‌های شخصی رو تحت الشعاع قرار بده.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

شایان ذکر است که محیط زندگی فردـ خصوصا مفاهیم فرهنگی نقش خیلی مهمی در علاقمندی افراد به رنگ های خاصی دارد. مثلا مقاله ای در مجله‌ی Smithsonian توضیح می‌دهد که چگونه آبی به رنگی برای پسرها و صورتی به رنگ دخترها تبدیل شده است.
مهم ترین نکته ی قابل توجه در این تصویر، علاقه ی هر دو جنس مرد و زن به رنگ آبی است. اما درباره رنگ بنفش هیچ شباهتی باهم ندارند. رنگ بنفش در صدر لیست رنگ های مورد علاقه ی خانم ها است. در رابطه با درک رنگ، مردان رنگ های تند را ترجیح می دهند، درصورتی که زنان رنگ های ملایم تری را دوست دارند.

بهتر است برای طراحی لوگوی خود این اطلاعات را در ذهن داشته باشید. چرا که در جذب مصرف کنندگان تأثیر به سزایی دارد.

هماهنگی رنگ ها و نرخ تبدیل    

اخیرا انتخاب “بهترین” رنگ برای نرخ تبدیل در وب سایت ها به موضوع بسیار محبوبی تبدیل شده است.  این وبسایت ها با توجه به این نکته که هیچ رنگی، بهترین رنگ برای نرخ تبدیل نیست،  توانسته اند پیشرفت خوبی در این زمینه داشته باشند.

براساس قانون روان شناسی تحت عنوان “اثر جداسازی” (the Isolation Effect)، احتمال یادآوری  آیتمی که “مانند انگشت شست نسبت به سایر انگشتان متمایز باشد، بیشتر است”. تحقیقات به وضوح نشان می دهد زمانی که یک آیتم نسبت به آیتم های اطرافش برجسته تر است، افراد بیشتر به آن توجه کرده و آن را به خاطر می‌سپارند.

مثلاً در مثال بالا باکس Sign Up مانند یک جزیره قرمز در میان دریای آبی صفحه بیشتر خودنمایی می کند.

مطالعاتی تحت عنوان “پاسخ زیباشناختی به ترکیب رنگ” و “ترجیحات مصرف کننده درباره ی ترکیب رنگ” نشان می دهد  در حالی که اکثریت مصرف کنندگان الگوهای رنگی با ته رنگ های مشابه را ترجیح می دهند، اما پالت هایی با رنگ های  بسیار متضاد را می پسندند.

این عبارت از نظر هماهنگی رنگ به معنی ایجاد یک ساختار بصری متشکل از پایه رنگ های مشابه و متضاد کردن آنها با رنگ های مکمل تند است. از رنگ های ثانویه نیز می توانید استفاده کنید.

ممکن است پس از خواندن این مطلب احساس کنید یک  دکوراتور داخلی هستید، اما درک درست این اطلاعات در درک نوسانات و بهینه سازی نرخ تبدیل از اهمیت بالایی برخوردار است.

در مثال زیر تغییر رنگِ کادر باعث افزایش نرخ تبدیل شد:

زمانی که رنگ باکس را از سبز به قرمز تغییر دادند، نرخ تبدیل ۲۱ درصد افزایش یافت. اما این بدان معنا نیست که رنگ قرمز دارای قدرت جادویی است و مردم را جذب می کند.

بیشتر که به عکس توجه کنید متوجه می شوید که رنگ سبز با قسمت های دیگر صفحه هماهنگی بیشتری دارد. رنگ قرمز (که مکمل سبز است) تضاد بصری چشمگیری را به وجود آورده است.

چرا قهوه “موکا” دوست داریم اما از رنگ “قهوه ای” متنفریم.

                                                                                                                             اگرچه روش‌های درک رنگ‌های مختلف، متفاوت است، اما نام خود رنگ‌ها هم در علاقه‌ی ما به آنها بی‌تأثیر نیست.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

                                                                                                                  تصاویری که در زیر آورده شده متعلق به شرکت Chopra که میزان دانلود نرم‌افزار تولیدی این شرکت رو در استایل‌های مختلف دانلود نشون می‌دن.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

ا

 
در بعضی موارد فقط نوشته شده دانلود، ودر  بقیه نوشته شده دانلود رایگان. می‌تونین حدس بزنین که کدوم استایل عمکلرد بهتری داشت؟
 
استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

در یک مطالعه از افراد خواستند تا محصولات را بر اساس نام‌های رنگی مختلفی ارزیابی کنند. نام‌های “شیک” بیشتر مورد استقبال افراد قرار گرفتند. به عنوان مثال، برند موکا از رنگش که قهوه‌ای بود، طرفداران بیشتری داشت. در صورتی که محققان رنگ های یکسانی را به آنها نشان داده بودند.

این تحقیق در طیف متنوعی از محصولات انجام گرفت و نتیجه ی همه ی آنها یکسان بود. به چشم مصرف کنندگان برندهایی که رنگی نوشته شده بودند جذاب تر بود.

ثابت شده که هرچه نام رنگ ها غیرمعمول تر و منحصربه فردتر باشد، نیت خرید مصرف کننده را بیشتر می کند. مثلا پاستیل هایی با نام “رازماتا” (Razzmatazz) فروش بیشتری از پاستیل هایی با نام “زرد لیمویی” داشتند. این موضوع درباره محصولات غیرغذایی هم صدق می کند.

پس به خاطر داشته باشید که انتخاب رنگ هم به اندازه‌ی انتخاب نام برند از اهمیت ویژه‌ای در جلب توجه مصرف‌کننده دارد.

 

نوشته قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است!

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

اگر می خواهید بازار هدف خود را گسترش دهید و پروژه های جدیدی را بر مبنای همکاری ها و مشارکت های استراتژیک توسعه دهید، Outreach برنامه ای موثر برای رسیدن به آن است.

بازاریابی درصدی توانایی گرفتن یک حساب کاربری و استفاده از آن در یک  رویکرد جامع به هنگام یک معامله می باشد، به اینصورت که شما برای  استفاده از این حساب از ترکیبی از بازاریابی و فروش استفاده می کنید.نامی که به شما اختصاص داده می شود در واقع چیزی هست که قبلا افراد دیگر هم برای خود آن را ایجاد کرده اند که هماهنگی میان فروش و بازاریابی را ایجاد می کند.لیستی از شرکتهای برتری که می دانید بر چه اساس برای شما باز شده است را ایجاد می کنید و بعد از آن می توانید افراد مناسب را پیدا کرده و تبلیغات هدفمند خود را به آنها اختصاص دهید.مشکل زمانی هست که فروش و بازاریابی پیچیده در کنار هم باشند حتی در صورت  واجد شرایط بودن ارتباطی با هم نخواهند داشت.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

اوایل سال ۲۰۱۴ بنیانگذاران یک کسب‌و‌کار نوپا خود را در موقعیت بی‌پولی و نزدیک به ورشکستگی می‌دیدند که برای نجات خود باید اهدافی که تعیین کرده بودند را عملی می‌ساختند. آنها برای غلبه بر شرایط دست به کارتولید نرم‌افزاری شدند که کمک می‌کرد ۳ نفر نیروی فروش، قادر به انجام کاری معادل ۲۰ نفر باشد‌ و به این ترتیب شرکتی خلق شد که امروز ارزش نیم میلیارد دلاری دارد.
شرکت Outreach یک استارت‌آپ مستقر در سیاتل است که از سال ۲۰۱۴ بنیانگذاری شده و طی چند سال به یکی از شرکت‌های مطرح و موفق تبدیل شده است. این شرکت به‌تازگی موفقیت جدیدی را با جذب ۶۵ میلیون دلار سرمایه رقم زده است. به این ترتیب رقم سرمایه‌های جذب شده اخیر این شرکت بالغ بر ۱۲۵ میلیون دلار می‌شود. رشد این شرکت و ارزش ۵۰۰میلیون دلاری آن تا این مرحله، شرایط را برای ظهور یک تک‌شاخ جدید مهیا کرده است. 

مدیر و بنیانگذار این شرکتManny Medina  است که پیش از این در بخش خدمات وب شرکت آمازون و بخش اجرایی مایکروسافت کار کرده و همه او را به عنوان فردی پر‌انرژی می‌شناسند. او مدیری شاد و سرحال است که اسامی همه کارکنان را به خاطر دارد و نخستین ساعات کار روزانه را صرف مشت‌پرانی به کارکنان می‌کند! شرکت او در حال حاضر ۳۰۰ کارمند دارد که تعداد آنها از سال گذشته دوبرابر شده. سرزنده‌بودن و شادمانی او صرف‌نظر از روحیه و عادات شخصی به موفقیت چشمگیر شرکتش نیز برمی‌گردد؛ شرکتی که فاصله ورشکستگی در سال ۲۰۱۴ تا نزدیک‌شدن به یک شرکت میلیارد‌دلاری را بسیار سریع طی کرده است.
مدینا و همکارانش کسب‌و‌کار خود را بر مبنای نرم‌افزاری ایجاد کرده بودند که خدمات مدیریت نیروی انسانی ارائه می‌کرد، این نرم‌افزار چندان مورد توجه قرارنگرفته و شرکت آنها در حال ورشکستگی بود. آنها اما در سال ۲۰۱۴ با مشتریانی مواجه شدند که به‌دنبال بهینه‌سازی روند فروش تلفنی بودند، آن مشتریان به نرم‌افزار مدیریت منابع انسانی نیاز نداشتند، اما مدینا موفق شد در مسیر کار نرم‌افزار را تغییر داده و آن را به ابزاری برای خودکار‌کردن روند فروش تلفنی تبدیل ساختند. این ابزار آنقدر کارآمد بود که کارکنان وقت کافی برای رسیدگی به سایر امور همچون تهیه ایمیل‌ها و شرکت در جلسات را هم داشته باشند. مدینا به این ترتیب موفق به جذب مشتریان شده و به سرعت رکورد فروش یک میلیون دلار را به دست آورد. 

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

وقتی که شرکای مدینا او را برای یافتن سرمایه‌گذار تحت فشار قرار دادند، او کاری بی‌رحمانه انجام داد و در جلسه‌ای که با سرمایه‌گذاران داشت، تنها یک اسلاید را نمایش داد و آنگونه که خودش بازگو می‌کند: «اسلاید من تنها یک نمودار بود، گفتم که این نشان‌دهنده رشد درآمد ماست. ما خدماتی را به فروشندگان می‌فروشیم. پرسشی هست؟» پس از این جلسه و نخستین جذب سرمایه بود که آنها موفق شدند نرخ رشد درآمد شرکت را افزایش دهند و پس از آن شرکت هدف جذب ۱۰ میلیون دلار را در دستور کار قرار داد و در زمانی کمتر از ۲سال بعد از اینکه در آستانه ورشکستگی قرار داشتند، موفق به عبور از مرحله درآمد ۱۰ میلیون دلاری شدند. آن جلسه جذب سرمایه با یک اسلاید، منجر به جذب ۲.۳ میلیون دلار سرمایه شد‌ و پس از آن نیز ۹.۲ میلیون دلار دیگر سرمایه جذب کردند. 
مدینا شرکتش را اینک در رتبه پس از شرکت بزرگ Salesforce قرار داده و موفق شده که برای جلسات جذب سرمایه، شرکت‌های بزرگی همچون مایکروسافت را مشارکت دهد. اما همچنان می‌داند که سایر رقبا هم موفق به جذب مقادیر قابل توجهی سرمایه شده‌اند. اما او معتقد است که در دنیای نرم‌افزارهای «مدیریت ارتباط با مشتری» که حوزه کاری آنهاست، نیاز نیست یک نرم‌افزار جایگزین نرم‌افزار دیگری شود، تنها باید نوآوری‌هایی صورت پذیرد. 

نوشته این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

مجله دیجیتالی foundr  یک منبع و یک راهنما برای کارآفرینانی هست که بصورت حرفه ای کسب و کار خود را شروع کرده اند. مجله در چند سال کوتاه پس از شروع به کار موفق به انجام بیش از ۲۴۰ مصاحبه تخصصی با صاحبان مشاغل یا افراد موثر در کسب‌و‌کارهای نوپا شده و از ۱۷۳ کشور بازدید‌کننده دارد. اما داستان شروع به کار، موفقیت‌ و شیوه این مجله چیست؟ ناتهان چان، پایه‌گذار این مجله معتقد است که بیشترین تاثیر در پیشرفت کار مجله را از مربیان خود گرفته.
هنگامی‌که  ناتهان چان در جست‌وجوی حل مشکلات راه‌اندازی کسب‌و‌کار نوپای خودش بود، دریافت که منابع مناسب و قابل تکیه برای افراد تازه‌وارد در این حوزه وجود ندارد و  این نقطه شروع مجله‌ای شد با نام فاندر که اینک در بین علاقه‌مندان به موضوعات کسب‌و‌کارهای نوپا و داستان‌های واقعی موفقیت آنها، منبعی شناخته شده است. چان نمی‌خواست که حرف‌های معمولی همچون «کارتان را تا انتها ادامه دهید» بشنود و به عنوان کارآفرینی که شور زیادی در سر دارد، به دنبال راهنمایی‌های ملموس از سوی افراد شاخص و کارآفرینانی بود که آنچه می‌گویند را در عمل انجام داده و موفق شده باشند؛ برای همین سراغ بزرگان حوزه کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق همچون راسل برانسون رفت؛ به این ترتیب کسب‌و‌کار تازه‌ای شکل گرفت که امروز به نام مجله فاندر شناخته می‌شود.
شروع به کار برای فاندر در سال ۲۰۱۳ در واقع نخستین تجربه چان بود و او تقریبا هیچ چیزی درباره تولید یک اپلیکیشن، انتشار، جمع‌کردن گروه کاری‌ و کارآفرینی نمی‌دانست. اما تنها یک چیز باعث شد تا امروز در نقطه‌ای متفاوت باشد و آن هم آموختن از مربیان است. او به طور مستمر مربیانی در کنارش داشت که او را راهنمایی کرده و کمک‌های ارزشمندی را در اختیارش قرار دهند. در  این زمینه همواره یک نصیحت وارن بافت را به یاد داشت که: «آموختن از اشتباهات خوب است اما از آن بهتر آموختن از اشتباهات دیگران است.» 
گرچه مجله اینترنتی فاندر منبعی از نوشته‌ها، مصاحبه، گزارش‌ و اطلاعات مفید برای کارآفرینان و صاحبان کسب‌و‌کارهای نوپا‌ست، اما ناتهان چان که خود بنیانگذار این مجله است، بیشترین تاکید را بر استفاده از مربیان و راهنمایان دارد که در طول مراحل طراحی تا پیشبرد یک کسب‌و‌کار در اختیار کارآفرینان هستند. او داستان شروع به کار و مشکلات و مسائلی را که با آنها مواجه بوده، از این زاویه بررسی می‌کند که چگونه می‌توان و چرا باید از وجود مربیان استفاده کرد؟ داستان موفقیت این مجله، بازگویی دلایل و زوایای موضوع استفاده از مربیان است.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  آیا کار کارآفرینان به مربی نیاز دارند؟

به‌راستی چرا کارآفرینان به مربی نیاز دارند و آیا افراد باهوشی که طرح‌های ارزشمندی دارند خودشان به‌تنهایی نمی‌توانند کار را پیش ببرند؟ اگر فردی همان مسیری را رفته که شما می‌خواهید دنبال کنید‌ و اگر بتوانید از آموخته‌های او استفاده کنید، در واقع می‌توانید از آموخته‌هایی که در طول ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال داشته در طول مسیر خود استفاده کنید. به این ترتیب می‌توانید آنچه را دوست دارید، روی یافته‌ها و تجربیات سایرین بنا کنید، این درست همان روشی است که در طول تاریخ با استفاده از آن دستاوردهای بزرگ فراهم شده. استفاده از مربی در هر نوع کسب‌و‌کاری توصیه می‌شود. آیا می‌توان بدون وجود مربی هم کارها را پیش برد؟ بله حتما، اما نمونه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد ادامه کار بدون راهنما و مربی، هزینه و مشکلات زیادی را تولید خواهد کرد در حالی‌که وقتی کارها را بدون دریافت راهنمایی از مربیان انجام دهیم،از بخت مناسب برای انجام بهتر کارها محروم شده‌ایم. 
راهنمایی‌های مربیان را می‌توان در کتاب‌ها یا متونی که منتشر شده‌اند یافت، یا اینکه آنها را استخدام کرد، یا از آنهایی که آشنایی قبلی داریم، در طول زمان به شکلی طبیعی به عنوان مربی استفاده کنیم. افراد موفقی که امکان دسترسی و فراگیری مستقیم از مربیان نداشته‌اند، حتما آموزش‌های لازم را از کتاب‌ها، دوره‌های آموزشی یا سایر شیوه‌های آموزشی دریافت کرده‌اند.

  •  چگونه مربی مناسب خودم را پیدا کردم؟

چان میگوید: من درس‌های بزرگی از مربیان خودم گرفته‌ام و بابت راهنمایی‌های ارزشمندی که کردند، از آنها سپاسگزارم. در همان زمانی‌که کار فاندر را تازه شروع کرده بودیم، در مدتی کمتر از ۴ ماه پس از شروع کار، بابت موضوع علامت تجاری از ما شکایت شد. این اتفاقی احمقانه به نظر می‌رسید ولی یکی از سخت‌ترین ایامی بود که من تجربه کردم. تصور کنید که رویای انجام کاری را دارید، آن را شروع می‌کنید‌ و ناگهان فردی از راه می‌رسد و از شما شکایت می‌کند. شاکی من یک شرکت بزرگ بود؛ مجله دیگری که چاپ دیجیتال کوچک ما را نابود کرد. من متاثر و وحشت‌زده شدم‌ و در آن شرایط نخستین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که چگونه از این مخمصه رها شوم؟ با بالاگرفتن موضوع من سراغ کارفرمایم رفتم و موفق شدم که او را برای کمک جلب کنم.  پرسیدم که چه توصیه‌ای به من می‌کند‌ و او واقعا به من برای خروج از آن بحران کمک کرد. در آن موقعیت اگر امکان استفاده از آن فرد به عنوان راهنما و مربی را نداشتم، واقعا چه کاری باید انجام می‌دادم؟ و کار جدیدم به عنوان فاندر در چه وضعیتی قرار می‌گرفت و مسیرکاری من به عنوان یک کارآفرین به کجا می‌کشید؟ آن راهنمایی‌ها نه‌تنها من را در حل موضوع کمک کرد، بلکه تجربه بسیار گرانقدری نیز بود.حتی در نبود یک کارفرمای سابق یا راهنما، می‌توان سراغ دوستان و خانواده رفت و یا از شبکه آشنایان برای جلب کمک استفاده کرد. اما نکته این است که بهتر است تنها برای دریافت کمک سراغ افراد نرویم بلکه شیوه «نخست خدمت‌کن، سپس درخواست کن» را در پیش بگیریم. 

  •  متخصصان حوزه‌های کاری 

چان معتقد است که دسترسی به افراد متخصص در حوزه کاری‌اش به او کمک کرده که تجربیات موفقی داشته باشد. 
او با خواندن نوشته‌ها و گوش‌دادن به پادکست‌های این افراد از آنچه در ذهن و فکرشان می‌گذرد، مطلع شده و با ذکر مثالی در این مورد آن را توضیح می‌دهد: «من به شنیدن پادکست علاقه‌مند هستم و در این میان به مواردی که راسل برانسون درباره رموز بازاریابی گفته گوش می‌کنم. از همین‌جا بود که طرح تهیه یک نسخه چاپی از مجله و ارسال رایگان آن به ذهنم رسید. ما این نسخه خاص را، نسخه برانسون نامیدیم که حاوی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین مصاحبه‌ها با برانسون است. ما هر ماه هزاران نسخه از آن را به صورت چاپی برای مخاطبان خود تهیه و ارسال می‌کنیم.»
اما واقعا متخصصان حوزه‌های کاری خود را چگونه پیدا کنیم؟ این افراد را الزاما نباید در میان دوستان و خانواده خود جست‌وجو کنیم. در گام نخست می‌توان به آنها از طریق کتاب‌ها و وب‌سایت‌ها یا پادکست‌هایشان دسترسی داشت. اما برخی از این افراد که می‌توانند نقش راهنما و مربی داشته باشند را می‌توان استخدام کرد. 
ناتهان چان می‌گوید: «من مربی بسیار ارزشمندی دارم که اغلب از او کمک می‌گیرم و به صورت ماهیانه هزینه خدمات او را پرداخت می‌کنم، من این مربی را از طریق وبلاگش در سایت مدیوم پیدا کردم. نمونه دیگر آنکه ما در ابتدا و زمانی‌که قصد داشتیم کارمان را توسعه دهیم و درس‌هایی را از طریق سایت ارائه کنیم، متخصص کارآمدی را که تجربیات ارزشمندی درباره ارائه دروس و آموزش داشت پیدا کردیم، اما در آن زمان توان پرداخت هزینه استخدام او را نداشتیم، مربی من پیشنهاد داد که او را برای همکاری در یک طرح آزمایشی دعوت کنیم و اگر او در انجام آن کار تاثیر مورد نظر را داشت، به صورت تمام‌وقت با هم همکاری کنیم. ما همین شیوه را در پیش گرفتیم و نتیجه خوبی هم برای‌مان داشت. اینک آن متخصص برای ما کار می‌کند و در طول یک‌سال محتوای ۱۲ دوره آموزش را برای‌مان فراهم کرده.»

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  مربیان کسب‌و‌کار، سرمایه‌های ارزشمند شما هستند

بر اساس تجربه و نمونه‌های مختلف باید اذعان کرد که مربیان برای هر کسب‌و‌کاری سرمایه‌های ارزشمندی هستند که نقش پررنگی در پیشبرد آن کسب‌و‌کار در هر گام دارند. اما باید به یاد داشته باشیم که با پرداخت هزینه خدمات، ارائه هدایا، یا کمک به آنها برای بهبود کسب‌و‌کار شخصی‌شان، نشان دهیم قدر کار آنها را می‌دانیم‌ و به یاد داشته باشیم که «نخست خدمت کن، سپس درخواست کن»

برگرفته از مجله اینترنتی شنبه.

اگر در تاریخ زمان مناسبی برای شروع یک کسب و کار وجود داشته باشد، آن هم اکنون است .

نوشته داستان شروع به کار foundr برای یک برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.