استراتژی برندسازی بزرگترین شرکت صنعتی دنیا

به یاد دارم سالها پیش اساتید رنگ شناسی از اصطلاح زرد کاترپیلار برای معرفی رنگ زرد خاصی که به نارجی تمایل داشت استفاده می کردندولی هیچ وقت درباره این اسم که به چه معنی هست و از کجا آمده چیزی نگفتند.شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید کاترپیلار، (به انگلیسی: Caterpillar) ‏(که معمولأ CAT نامیده می‌شود) شرکت صنایع سنگین آمریکایی واقع در پیوریا، ایلی‌نوی است. این شرکت بزرگ‌ترین تولیدکننده ماشین‌آلات سنگین عمرانی، ماشین‌آلات استخراج معدن، موتورهای دیزلی، موتورهای گازسوز، موتورهای درون‌سوز، لوکوموتیوهای دیزلی-الکتریکی و توربین‌های گازی و فعالیتهای راهسازی می‌باشد.

 
 

سهام این شرکت در بازار بورس نیویورک معامله می‌شود، همچنین به‌عنوان جزئی از شاخص‌های میانگین صنعتی داو جونز و اس اند پی ۵۰۰به‌شمار می‌آید.

شرکت کاترپیلار با دارایی بیش از ۷۰ میلیارد دلار، در سال ۲۰۰۹ در فهرست فرچون ۵۰۰ رتبه ۴۴ از بزرگترین شرکت‌های ایالات متحده را به خود اختصاص داد. این شرکت در سال ۱۹۲۵ با ادغام شرکت سی.ال. بست تراکتور کمپانی و شرکت کارخانجات هولت، توسط بنجامین هولتراه‌اندازی گردید و در سال ۱۹۸۶ باری شد.کاترپیلار با برند CAT و رنگ زرد محصولاتش، شناخته می‌شود.

 کاترپیلار که فعالیت خود را با ساخت تراکتور شروع کرد، اقدام به تولید کیف و کفش هم کرده ‌است که همانند ماشین‌آلات سنگینش، طرفداران زیادی در سراسر جهان دارد. ضمن این‌که کاترپیلار به این تنوع تولید بسنده نکرده و اقدام به تولید گوشی‌ هوشمند هم کرده است.

تولد یک برند: همه چیز از یک تمایز شروع شد

تولد برند کاترپیلار به قرن بیستم میلادی برمی‌گردد. از آنجا که خاک مزارع کالیفرنیا نرم بود و هنگام بارش باران به‌صورت گل در می‌آمد، تراکتورها امکان حرکت روی سطح گلی این زمین‌ها را نداشتند.

بنجامین هولت، یک صنعتگر آمریکایی بود که در آن زمان کارخانه‌ی تراکتورسازی داشت. این ایده در ذهن هولت خطور کرد که چطور می‌توان تراکتوری طراحی کرد که دچار این مشکل نشود. او برای عملی کردن ایده‌اش راهکارهای مختلف را بررسی کرد و کوشید مشکل تراکتورهای فعلی را با افزایش طول و عرض چرخ‌ها و همچنین افزایش طول تراکتور حل کند. اما این راهکار باعث می‌شد که ساختار تراکتورها پیچیده‌تر و در نتیجه هزینه‌ی آن گران‌تر شود. راه حل دیگر هولت قرار دادن یک قطعه‌‌ی موقتی در جلوی تراکتور بخار بود؛ اما این روش هم زمان‌گیر و گران‌قیمت بود. ضمن این‌که باعث برخورد تراکتور با دیگر وسایل می‌شد. در نهایت هولت به این نتیجه رسید که برای کشش تراکتورهای خود، به‌جای چرخ از شیارهای چوبی پیچیده به زنجیر استفاده کند.

این روش جواب داد و تراکتور هولت همانند کرم پیله‌ساز که معادل انگلیسی آن کاترپیلار است، روی سطح خاک حرکت می‌کرد. بنابراین هولت موافقت کرد که ماشین جدید خود را کاترپیلار بنامد و در سال ۱۹۸۶ از این نام به‌عنوان برند استفاده کند. به این ترتیب هولت اولین پتنت خود را در خصوص بهبود عملکرد تراکتور در سال ۱۹۰۷ به ثبت رساند.

کاترپیلار در اولین سال ساخت خود توانست ۱۳ میلیون دلار فروش داشته باشد. این رقم در سال‌های بعد روند رو به افزایشی داشت و با شروع جنگ جهانی اول، بولدوزرهای کاترپیلار استفاده‌‌ی زیادی در جنگ داشتند.

استراتژی برندسازی بزرگترین  شرکت صنعتی دنیا

استراتژی برندسازی بزرگترین
شرکت صنعتی دنیا

بیانیه ماموریت شرکت Caterpillar

بیانیه ماموریت کاترپیلار ترکیبی از چهار ماموریت است که راهبردها و تصمیمات را مطلع می کنند. به طور خلاصه، بیانیه ماموریت شرکت ” ارائه بهترین ارزش برای مشتریان، رشد کسب و کار سودآور، توسعه و پاداش مردم و تشویق مسئولیت اجتماعی است. 

  1. برای ارائه بهترین ارزش برای مشتریان . این شرکت رهبر در ارائه بهترین ارزش در ماشین آلات، موتور و خدمات پشتیبانی برای مشتریان اختصاص داده شده برای ساخت زیرساخت های جهان و توسعه و حمل و نقل منابع خود خواهد بود. ما برای مشتریان بهترین ارزش را ارائه می دهیم.
  2. برای رشد یک کسب و کار سودآور . مردم کاترپیلار، با تهاجمی به دنبال فرصت های رشد و سود که از مهندسی، تولید، توزیع، مدیریت اطلاعات و خدمات مالی خود بهره می برند، ارزش سهام را افزایش می دهند.
  3. برای توسعه و پاداش دادن به مردم . این شرکت نیروی کار در سراسر جهان را با محیطی فراهم می کند که تنوع، نوآوری، کار گروهی، یادگیری مداوم و بهبود را تحریک می کند و عملکرد فردی را مورد ارزیابی قرار می دهد. ما مردم را توسعه میدهیم و پاداش میدهیم.
  4. برای تشویق مسئولیت اجتماعی . این شرکت به منظور بهبود کیفیت زندگی و حفظ کیفیت زمین ما متعهد است. ما مسئولیت اجتماعی را تشویق می کنیم.
در ارائه ارزش به مشتریان، کاترپیلار باید محصولات و خدمات با کیفیت بالا ارائه دهد. 
این شرکت در این مأموریت به این نکته می پردازد زیرا محصولاتش با دوام و کیفیت بالا شناخته شده است. در حال رشد یک کسب و کار سودآور، این شرکت باید تولید سود را ادامه دهد. سازمان از این جزء ماموریت شرکت پیروی می کند، زیرا کسب و کاری است که همچنان در حال رشد در سطح بین المللی است، در حالی که حفظ ثبات مالی. در حال توسعه و پاداش دادن به افراد، کسب و کار باید از کارمندان و شرکای تجاری بهره مند شود. کاترپیلار از این دیدگاه بیانیه ماموریت از طریق برنامه های مختلف برای توسعه کارکنان و برنامه هایی که از شرکای تجاری حمایت می کند.
 

بیانیه دیدگاه Caterpillar

دیدگاه برندکاترپیلار این است که ” رهبر جهانی در ارزش مشتری باشد . “هدف این برند، رهبری جهانی در صنعت با استفاده از محصولات با کیفیت بالا است که نیاز مشتریان را برآورده می کنند. این برند همچنین به طور موثر ارزش کسب و کار خود را از طریق بازاریابی و شبکه توزیع آن در سراسر جهان توسعه می دهد. 

بیانیه چشم انداز کاترپیلار، بر اساس دستورالعمل های مرسوم در مورد توسعه اظهارات دیداری، خوب است. دیدگاه برند کوتاه و ساده است، که به راحتی قابل درک است. اصطلاح “رهبر جهانی” به اندازه کافی بلندپروازانه است تا شرکت را به سمت بهبود سوق دهد. با این حال، چشم انداز این بیانیه دارای مسائل مربوط به ویژگی های کسب و کار کاترپیلار است. این بیانیه حاوی اطلاعات کافی برای ارتباط آن با نوع تجارت یا صنعت شرکت نیست.

استراتژی برندسازی بزرگترین  شرکت صنعتی دنیا

استراتژی برندسازی بزرگترین
شرکت صنعتی دنیا

ارزیابی خارجی، ارزیابی کیفی شرکت Caterpillar (تجزیه و تحلیل رقابتی پنج نیروی پورتر)

تهدید از ورود کنندگان جدید . به دلیل نیاز به سرمایه بسیار بالا برای ایجاد یک شرکت جدید که تجهیزات سنگین را تولید می کند، تهدیدی برای وارد کنندگان جدید در صنعت وجود دارد. کسب و کارهای کوچک می توانند در صنعت وارد شوند و ماشین آلات سنگین را از طریق تولید در مقیاس کوچک عرضه کنند. با این حال، این تازه واردان کوچک تاثیرات کمتری بر شرکت هایی مانند شرکت کاترپیلار دارند.

مزیت رقابتی . این شرکت با رقابت بالا در صنعت مواجه است. در تولید تجهیزات سنگین رقبای قابل توجهی از کشورهایی مانند ژاپن و هلند وجود دارد. این رقبا نیز بازیکنان عمده در بازار جهانی هستند. آنها دارای تخصص مهندسی نسبت به Caterpillar هستند. در خدمات مالی، رقابت حتی بالاتر است. بسیاری از شرکت های خدمات مالی کوچک، متوسط ​​و بزرگ وجود دارد که به طور مستقیم با شرکت هایی مانند کاترپیلار رقابت می کنند.

تهدید از جایگزین ها . تهدید جایگزینی کم است. به عنوان مثال، ابزار خام می تواند به عنوان جایگزین برای تجهیزات سنگین از شرکت استفاده شود. با این حال، روند فعلی مربوط به مکانیزاسیون و اتوماسیون است. بنابراین، مشتریان بعید است که از تجهیزات سنگین دیگر جز از شرکت کاترپیلار استفاده  کنند.

قدرت خرید خریداران . خریداران برند شامل گروه ها و سازمان ها می شوند. به عنوان مثال، شرکت های ساختمانی و سازمان های دولتی کامیون های سنگین و ماشین آلات را از شرکت هایی مانند کاترپیلار خریداری می کنند. قدرت چانه زنی خریداران به دلیل گزینه ها محدود است. تنها چند شرکت بزرگ، محصولاتی با کیفیت و دوام بالا در مقایسه با کالاهای برند کاترپیلار ارائه می دهند.

اختلاف قدرت در تامین کنندگان . تامین کنندگان این شرکت ها هستند که مواد خام و اجزای آن را برای محصولات خود عرضه می کنند. این برند از تولید کنندگان مختلف برای تولید خود استفاده می کند، زیرا دارای مکان های تولیدی مختلف در سراسر جهان است. هیچ تامین کننده ای به تنهایی نمی تواند فشار قابل توجهی را بر کسب و کار کاترپیلار اعمال کند. بنابراین، قدرت چانه زنی تامین کنندگان کم است.

استراتژی های شدید شرکت Caterpillar

نفوذ بازار و توسعه بازار . کاترپیلار از استراتژی های رشد فزاینده نفوذ بازار و توسعه بازار استفاده می کند. این ترکیب بر اساس انواع بازارها در سراسر جهان است. بازار های مختلف دارای ویژگی های متفاوتی هستند که نفوذ بازار یا توسعه بازار را به عنوان یک استراتژی فشرده برای رشد کسب و کار در برند کاترپیلار حاکم است.

نفوذ بازار استراتژی اصلی رشد فشرده شرکت کاترپیلار در بسیاری از بازارهای عمده در سراسر جهان، شرکت در حال حاضر در این بازارها حضور قابل توجهی دارد. استراتژی این برند بر فروش رو به رشد از جمعیت فعلی مشتریان متمرکز است، که هدف از نفوذ بازار است. از سوی دیگر، کسب و کار از استراتژی شدید توسعه بازار در برخی از بازارهای استفاده می کند. در کشورهای در حال توسعه آسیا و آفریقا، شرکت بر روی ایجاد حضور قابل توجهی از طریق توسعه بازار تمرکز دارد. برند کاترپیلار از توزیع کنندگان فعلی خود و توزیع کنندگان جدید برای این دو استراتژی رشد شدید استفاده می کند.

توسعه محصول . برند کاترپیلر بر توسعه محصول به عنوان یک استراتژی شدید برای رشد تکیه ندارد. این شرکت به طور عمده بر بهبود محصولات موجود تمرکز دارد. این شرکت به ندرت محصول کاملا جدیدی را معرفی می کند. در عوض، محصولات کابین موجود برای ارائه ویژگی های جدید و افزایش ارزش برای مشتریان اصلاح شده است.

تنوع . شرکت دارای تنوع متوسط ​​است. حتی با این شرایط، تنوع تنها در رشد کسب و کار برند کاترپیلار نقش کمی دارد. این استراتژی برند رشد فزاینده شامل توسعۀ کسب و کارهای جدید یا ورود به صنایع جدید، گسترش ریسک تجاری در بازارهای مختلف می شود. نرخ تنوع شرکت کمترین مقدار را دارد.

استراتژی برندسازی بزرگترین  شرکت صنعتی دنیا

استراتژی برندسازی بزرگترین
شرکت صنعتی دنیا

تجزیه و تحلیل برند کاترپیلار

نقاط قوت . نقاط قوت برند کاترپیلار عبارتند از: نام تجاری قوی خود، دارایی های بزرگ و شبکه قوی توزیع جهانی. تصویر نام تجاری قوی شرکت بر اساس این واقعیت است که نام کاترپیلار برای کیفیت به خوبی در سراسر جهان شناخته شده است. این شرکت همچنین دارای دارایی های وسیع است که می تواند برای حمایت از رشد و توسعه کسب و کار بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، شرکت دارای یک شبکه گسترده جهانی از توزیع کنندگان است.

نقاط ضعف . ضعف برند کاترپیلار شامل کم بودن میزان نوآوری و ارتباطات محدود در بازارهای نوظهور است. نرخ پایین نوآوری در صنایع سنگین تجهیزات و خدمات مالی معمول است. این ضعف باعث می شود که این برند نسبت به رقبا آسیب پذیر باشد که به شدت در نوآوری های تکنولوژیکی سرمایه گذاری می کنند. ارتباطات تجاری محدود در بازارهای در حال ظهور مانع از افزایش حداکثر درآمد برند می شود. به عنوان مثال، در حالی که در حال حاضر در چین عمل می کند، هنوز کابلی شبکه ای از توزیع کنندگان در بازار چین وجود ندارد.

فرصت ها . فرصت های برند کاترپیلار شامل افزایش درآمد خود از طریق رشد و گسترش و افزایش مزیت رقابتی از طریق نوآوری است. این شرکت می تواند در بازارهای نوظهور و در حال توسعه، به ویژه در آسیا، رشد و گسترش یابد.این کسب و کار می تواند رونق ساخت و ساز در این بازارها را مورد بهره برداری قرار دهد. کسب و کار می تواند نوآوری برای توسعه محصولات بهتر یا جدید برای گرفتن بیشتر از بازار جهانی است.

تهدید ها . تهدید به کسب و کار برند کاترپیلار تقلید و رقابت تهاجمی است. تقلید در ظهور شرکت های محلی یا منطقه ای که به سادگی طرح های اصلی شرکت های جهانی را کپی می کنند، تبدیل به یک مسئله شده است. به عنوان مثال، برخی از تولیدکنندگان چینی به راحتی می توانند از طرح های کپیرایت با تعدادی تغییر جهت تولید محصولاتی که در برابر شرکت رقابت می کنند استفاده کنند. از سوی دیگر، رقابت تهاجمی می تواند به شکل پیشرفت تکنولوژیکی رقبای اصلی باشد. به عنوان مثال، رقبای ژاپنی میتوانند در محصولات خود رباتیک را به کار ببندند تا آنها را نسبت به محصولات کاترپیلار رقابتیتر کنند.

 

امروزه واحدهای تجاری مختلف کاترپیلار به شیوه های گوناگون از بازاریابی رسانه های اجتماعی استفاده می کنند. به عنوان مثال، قدرت الکتریکی آن را برای رهبری تفکر استفاده می کند. اسپینوزا می گوید: “ما ارزش زیادی در رهبری فکر داشتیم،” رانندگی مردم را به جوامع و دادن مشاوره تخصصی در مورد چگونگی پیکربندی ژنراتورها و یا نحوه اندازه گیری ژنراتورهای آنها “.

کاترپیلار و معضلات نیروی کار

در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بود که کاترپیلار به ورشکستگی نزدیک شد و تقریبا یک میلیون دلار در روز دچار خسارت می‌شد؛ چرا که در رقابت با رقیب ژاپنی‌اش کوماتسو دچار رکود شدید شد. در آن زمان کوماتسو شعار «کاترپیلار را محاصره کنید» را در داخل سازمانش خط مشی قرار داده بود. بدشانسی دیگر کاترپیلار تحریم شوروی توسط ایالات متحده بود. پس از جنگ اتحاد جماهیر شوروی با افغانستان، دولت ایالات متحده صادرات محصول به این کشور را متوقف کرد. بنابراین کاترپیلار از فروش ۴۰۰ میلیون دلار ماشین‌آلات خط لوله‌ای که قبلا ساخته بود، باز ماند. پس از کاهش شدید تقاضا، کاترپیلار اقدام به اخراج نیروهایش کرد که این مسئله منجر به بروز اعتصابات و اعتراضات شد.

در جریان اعتصاب، کاترپیلار در تلاش برای حفظ تولید، از مدیران خود استفاده کرد. از این رو بخش تحقیق و توسعه متوقف شد و هزاران مهندس و نیروی غیر قراردادی به بخش‌های مونتاژ رفتند تا جایگزین اعضای اعتصاب‌کننده باشند.

کاترپیلار تصمیم گرفت به‌جای درگیری با اتحادیه‌های کارگری، تاکتیک‌هایی به کار گیرد تا کم‌ترین آسیب را از این جریانات متحمل شود. یکی از راهکارهای کاترپیلار در این خصوص برون‌سپاری بخش عمده‌ای از تولید قطعات به خارج از شرکت‌هایش بود. حرکت دیگر کاترپیلار طبق اظهارات تحلیل‌گران صنعت، استفاده از از استراتژی جنوب بود که در آن تمرکز شرکت صرف تأسیس کارخانه‌های کوچک‌تر در ایالت‌های «بدون اعتراض» می‌شد.

 

استراتژی برندسازی بزرگترین  شرکت صنعتی دنیا

استراتژی برندسازی بزرگترین
شرکت صنعتی دنیا

کمک‌های انسان‌دوستانه در آفریقا

کاترپیلار در عرصه‌ی رعایت حقوق نیروی کارش چندان خوش‌نام نیست؛ اما در عرصه‌ی فعالیت‌های بشردوستانه دست به فعالیت‌های قابل توجهی زده است.

در دهه‌های اخیر، کاترپیلار بخشی از بزرگ‌ترین پروژه‌های زیرساختی در آفریقا را عهده‌دار بوده است. در واقع بنیاد کاترپیلار به‌منظور کاهش فقر و افزایش سطح رفاه زندگی مردم تأسیس شد. این بنیاد با همکاری شرکای غیر انتفاعی خود از سال ۲۰۱۰ بیش از ۵۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری کرده است تا پروژه‌های منطقه‌ای آفریقا و خاورمیانه را تأمین مالی کند. این سرمایه گذاری‌ها صدها هزار نفر از مردم فقیر آفریقا را از امکاناتی نظیر دسترسی به آموزش و پرورش، آب پاک، بهداشت و تأمین مالی بهره‌مند می‌کنند.

 در حال حاضر کاترپیلار حدود ۵۰ کارخانه‌ی تولیدی در ایالات متحده و ۶۰ کارخانه‌ی تولیدی در خارج از این کشور دارد و محصولات خود را به بیش از ۲۰۰ کشور جهان عرضه می‌کند.

نوشته استراتژی برندسازی بزرگترین شرکت صنعتی دنیا اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

به‌طور خلاصه اصل وجود شما و بازاریابی آگاه کردن دیگران از وجود شماست.برندینگ استراتژی شماست درحالی‌که بازاریابی اهداف تاکتیکی شمارا در برمی‌گیرد.برای اینکه به معنای برندینگ خود برسید و بفهمید که شما به‌عنوان یک شرکت یا یک سازمان چگونه تعریف می‌شوید، سؤالات زیر نقطه‌ی مناسبی برای شروع است.

اگر شما یک آرم، یک طراحی و یا یک شعار دارید ممکن است فکر کنید که یک نام تجاری دارید. ولی درواقع آنچه شما دارید مجموعه‌ای از مطالب و پیام‌های بازاریابی است.در مرحله‌ی اول شما باید ارزش برند خود را در بازار تعیین و تعریف کنید و بعد با یک استراتژی قوی برند خود را توسعه دهید. و ارزش آن را تقویت سازید و در مرحله‌ی آخر با ایجاد یک کمپین بازاریابی پیام خود را به گوش مخاطبتان برسانید.

مقاله چهار چوبهایی بنیادی در رابطه با ارزش ویژه برند برای آشنایی شما در سایت قرار داده شده است.

شما روش‌های بازاریابی خود را انتخاب می‌کنید و باعث می‌شوید مصرف‌کنندگان برند شمارا انتخاب کنند.در مقایسه با برندینگ، کنترل مارکتینگ آسان‌تر است. شما می‌توانید تبلیغات وسیع و گسترده انجام دهید، میلیون‌ها میلیون هزینه کنید ولی هیچ‌گاه نمی‌توانید با پول مستقیم برای برند خود ارزش بخرید.این ارزش را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند. شاید بتوان گفت مارکتینگ داستان‌سرائی و برندینگ گوش فرادادن است.یک برند معتبر زمانی ایجاد می‌شود که خوب گوش فرا دهید، زیرا این مصرف‌کنندگان شما هستند که به شما میگویند برندتان چقدر ارزش دارد. یا اینکه اصلاً به برند شما نیاز دارند یا خیر؟ جواب این سؤال را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند.برندهای معروف از تفاوت میان برندینگ و بازاریابی استفاده می‌کنند. آن‌ها با یک استراتژی قوی روی موقعیت برند در جامعه کار می‌کنند و به مشتریان خود گوش می‌دهند و ارزش‌ها، امید و خواسته‌های آن‌ها را در موقعیت تجاری خود مشخص می‌کنند که همه‌ی این‌ها منحصر به عمل برند سازی میشود و در آخر با کمپین‌های بازاریابی ارزش‌ها و تمایزات خود را به گوش مخاطبانشان می‌رسانند.

برندینگ یک استراتژی است و بازاریابی یک تکنیک

تفاوت اصلی که بین بازاریابی و برندسازی وجود دارد این است که بازاریابی مجموعه فعالیت‌ها، ابزارها و استراتژی‌هایی است که هر کسب‌وکاری به منظور ترویج و شناساندن خود به کار می‌برد.این ابزارها نیز طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند: رسانه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه، جستجوی محلی، تبلیغات سنتی و…در مقابل برند یا نام تجاری، پیام و فرهنگی است که ترویج شده و بین مصرف‌کنندگان نفوذ کرده و سمبلی از کسب‌وکار مورد نظر است.برندینگ، فارغ از هر گونه تلاش خاص بازاریابی است. زمانی که فعالیت های بازاریابی تمام شد و دیده شدن آن پایان پذیرفت، آنچه کماکان در فضای ذهنی مشتریان چسبیده است و خارج نمی شود، برند است. در حقیقت برندینگ، چیزی است که در زمان نیاز به خرید مشتری، او را به خریدن یا نخریدن محصول شما وادار می کند،حتی اگر تبلیغ شما را در آن لحظه نبیند.

بازاریابی، خریداران را تحریک می کند، اما برندینگ مشتری وفادار می سازد

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برندبرندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

اشتباه اول – ترکیب برند و بازاریابی

تصورات غلط و رایجی که در مورد نام تجاری بین مردم وجود دارد، به چندین شاخه تقسیم می‌شوند.مخلوط کردن نام تجاری و بازاریابی از اشتباهات رایجی است که در رابطه با برند وجود دارد.مفهوم برند بسیار عمیق‌تر از بازاریابی است. ابزارهای بازاریابی تنها به برقراری ارتباط بین نام تجاری و پیام تبلیغاتی می‌پردازند، به بیان دیگر نام تجاری دربردارنده پیام تبلیغاتی و هویت کسب‌وکار شماست و بنابراین مفهومی گسترده‌تر از بازاریابی دارد.

اشتباه دوم – برند یعنی قدرت نهایی

تصور اشتباه دیگری که در مورد برند شدن وجود دارد این است که اگر نام تجاری خود را به دست آورید، به قدرت نهایی می‌رسید.

به این معنا که اگر صاحبان کسب‌وکارهای مختلف با انجام فعالیت‌های بازاریابی متنوع بتوانند به یک نام تجاری دست یابند و برند شناخته‌شده‌ای شوند، دلیل بر این نیست که به نهایت قدرت و شهرت در کسب‌وکار خود رسیده باشند.

همانطور که بالاتر اشاره شد، بازاریابی و برندینگ با هم تفاوت دارند. اما یکی از معدود نقاطی که این دو با یکدیگر همپوشانی دارند، هنگام تولید تصویر برند برای کسب و کار است. در اصطلاحات ذکر می شود “یک تصویر به اندازه هزار کلمه صحبت می کند” باید به یاد داشت که طراحی لوگو، رنگ، کارهای گرافیکی و غیره، بخشی است که همه کسب و کارها برندسازی و بازاریابی را در کنار یکدیگر می بینند.

مقاله قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین راهنمای خوبی برای شما در این زمینه خواهد بود.

برندینگ یک استراتژی است و مارکتینگ یک تاکتیک
بازاریابی می‌گوید”مرا بخر”. اما برندینگ می‌گوید “این چیزی است که من هستم” و چنین ویژگی‌هایی دارم و اگر دوست داری می‌توانی مرا بخری و به دوستانت معرفی کنی و از من حمایت کنی.

اساسی‌ترین تفاوت میان برندینگ و مارکتینگ این است که بازاریابی سعی نمی‌کند احساسات طولانی‌مدت کاربر را نسبت به محصول شکل دهد.و با چند تبلیغ ساده مشتری را متقاعد می‌سازد. از سوی دیگر برندینگ به دنبال ساخت دیدگاه بلندمدت مشتری با استفاده از اهرم‌های استراتژیک یک برند می‌باشد. که در آخر با ایجاد وفاداری مشتری را متقاعد به خرید می‌سازد. وفاداری به نام تجاری همان چیزی است که برندینگ انجام می‌دهد. درواقع پس‌ازآنکه شما برند سازی را انجام دادید یک بازار آماده از مخاطبان خوددارید که بی‌صبرانه مشتاق دریافت محصولات شماست.
بازاریابی مشتریان را پیدا می‌کند اما برندینگ آن‌ها را نگه می‌دارد و مصرف‌کنندگان را روزبه‌روز فعال‌تر و مشتاق‌تر می‌کند و همچنین برندینگ است که حامیان را جذب می‌کند و باعث پیشرفت روزبه‌روز برند می‌شود.

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برقراری ارتباط بین برندتان و مخاطبان

در نهایت، به نقطه ای رسیدید که بازاریابی وارد می شود. اکنون باید تصمیم بگیرید که چطور می خواهید آگاهی از برندتان را افزایش دهید. مراحل قبل به همراه تحقیقات بازار و آنالیزها، نقش عظیمی در تعیینِ نحوه و محل ارتباط برند شما برای دستیابی موثر به مخاطبان هدف ایفا می کند.

موارد زیر، مهم ترین نکاتی ست که باید به هنگام برنامه ریزی برای استراتژی های ارتباطی خود به چالش بکشید:

بیانیه مأموریت شما که به راحتی می توانید از هدف خود استنتاج کنید.

مزایایی که مشتریان شما می توانند از کسب و کار شما بدست بیاورند که در ابتدای مرحله پاسخ داده شده است. (پاسخ به چراها)

پلت فرم های انتخابی شما و رسانه ی مناسب برای هر یک. 

به عنوان مثال استارباکس یک نمونه قوی و کلاسیک ار برندینگ می باشد. در حالیکه این برند تبلیغات بسیار کمی هم دارد، اما همواره تجربه ای با کیفیت از خرید کردن در تمامی شعبه های خودش در سراسر آمریکا در اختیار مشتریان قرار می دهد. به گفته یکی از کارشناسان این حوزه بنام جو سولیوان، “زمانیکه که برای بار سوم شما وارد یکی از شعبه های این برند می شوید، تمامی کارکنان به احتمال زیاد شما را با نام کوچک می شناسند و از نوشیدنی مورد علاقه شما اطلاع دارند. آنها آموزش های خود را دیده اند. البته نکته جالب توجه اینکه این برند در هیچ یک از تبلیغات خود اشاره به شناختن شما و نوع نوشیدنی شما هم نمی کند.”
شما چطور؟ آیا در بین برند های شناخته شده و مطرح ایرانی، برندی را می شناسید که بتوانید در این رابطه به عنوان یک مثال نمونه و خوب معرفی کنید که بخوبی بین فرایند های بازاریابی، تبلیغات و برندینگ خودش تفاوت و تمایز قائل شده باشد و آن را بخوبی اجرا کرده باشد؟
در بخش نظرات منتظر شما هستم تا با هم بیشتر در این رابطه صحبت کنیم       

نوشته برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

برند نایک که قبلاً بنام “محصولا ورزشی روبان آبی” (Blue Ribbon Sports) که به اختصار ” RBS ” نامیده میشد در سال ۱۹۶۴ توسط “فیل نایت” و “بیل باورمن” تاسیس شد. “فیل نایت” یک دونده نیمه استقامتی بود که تحت مربیگری “بیل باورمن” آموزش دیده بود. “بیل باورمن” که همیشه به دنبال راه هایی برای افزایش عملکرد شاگردش بود، در اوقات بیکاری سعی می کرد کفش های ورزشی او را بهبود بخشد.

اولین تصویری که لوگوی نایکی به ذهن می‌آورد، کفش‌های ورزشی منحصر به‌فرد آن است. با این حال اولین محصولی که برای اولین بار لوگوی نایکی را با خود به همراه داشت کفش کتانی نبود بلکه کفش‌های فوتبال بودند. شرکت نایکی سال ۱۹۷۱ برای اولین بار کفش‌های فوتبال خود را با لوگوی نایکی به بازار عرضه نمود. این کفش ها اواین محصولاتی بودند که لوگوی نایکی را به همراه داشتند. نمایشگاه عرضه ی کفش های فوتبال با قیمت ۱۶ دلار و ۹۵ سنت، به دلیل بارندگی و هوای سرد به خوبی برگزار نشد و نایکی در مقابل سایر رقبای خود که در آن زمان برندهای معروفی بودند، شکست خورد. در همین زمان بود که نایکی تمرکز خود را روی کیفیت و دوام کفش‌های تنیس، بسکتبال و دو گذاشت.هرگاه به لوگوی نایکی می‌اندیشیم، شعار معروف آن نیز در ذهنمان مرور می‌شود: فقط انجامش بده (Just Do It) . این جمله مدت‌هاست که جزو بهترین شعارهای تبلیغاتی محسوب می‌شود. در واقع این شعار به‌عنوان یکی از پنج شعار برتر تبلیغاتی در قرن بیستم شناخته شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

وگوی نایکی نمادی است از بال خدای پیروزی در یونان 

نام نایکی برگرفته از نام یکی از خدایان یونانی است. در داستان‌های یونانی آمده است که نایکی، خدای پیروزی تعداد بی‌شماری از جنگجویان شجاع را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است تا در مبارزات سرزمین خود پیروز شوند. این بال‌های نایکی بود که به جنگجویان جسارت و انگیزه می‌بخشید تا راهی میدان نبرد شوند. بعضی از متخصصان معتقدند ایده‌ی اصلی لوگوی نایکی الهام گرفته از این داستان یونانی است.

برندسازی و استفاده از چهره های مشهور 

اولین سفیر برند نایک “استیو پرفونتین” دونده مشهور آمریکایی بوده که در طول دوران کالج خود یعنی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ توانست هفت رکورد آمریکایی از ۲۰۰۰ متر تا ۱۰۰۰۰ متر به ثبت رساند. مدتی بعد در سال ۱۹۷۹ برند نایک تکنولوژی “نایک ایر” را طراحی کرد. (در تکنولوژی نایک ایر کیسه های بالشتکی با هوای تحت فشار پر شده و در قسمت پایین زیره میانی و پنجه ی کفش تعبیه می شود.
 این تکنولوژی فشار ناشی از ضربات دویدن و راه رفتن را کاهش می دهد.) ارائه ی این تکنولوژی گام مهمی در پیشرفت برند نایک به شمار می رود و این برند توانست در عرصه کفش های ورزشی بسیار قدرتمند ظاهر شود.
 این پیشرفت مهم منجر به ارائه ی عمومی این محصول در سال ۱۹۸۰ شد. کمی بعد برند نایک میان رشته های ورزشی بسیار محبوب شد و در سال ۱۹۸۲ توانست به تولید کننده شماره یک کفش ورزشی در آمریکا تبدیل شود.
ممکنه که به نظر برسد نایک تبلیغات چندانی را انجام نمی دهد، در صورتی که بیشترین تمرکز این برند بر روی ابزارهای دیجیتال و اینفلوئنسرها و چهره های محبوب ورزشی می باشد.بدون شک این شرکت یک سروگردن از رقابای خود در شبکه های اجنماعی بالاتر است و در حقیقت بیشترین نرخ مشارکت را با مشتریان خود دارا می باشد.
رقیبان ورزش ماراتن در سطح جهانی، الیود کیپچوگی، للیسا دسایا و زرزنی تادسی تلاش کرده اند تا زیر دو ساعت به ۲۶٫۲۱۹ مایل راه یابند، که پیش از این در تاریخ ورزش انجام نشده است. صرفنظر از نتیجه، برنده نهایی، Nike بود؛ زیرا ورزشکاران نسخه سفارشی کفش مسابقه نایک را برای این رویداد پوشیدند.

هشگ و تم خاص جهت ایجاد اجتماعی از طرفداران

نایک یکی از برترین مارک های آنلاین است که از شبکه های اجتماعی جهت ایجاد یک شیوه جدید زندگی در میان طرفدارانش استفاده می کند و باید گفت شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام یکی از قدرتمندترین ابزارها برای برندسازی اینترنتی مارکهای مطرح همچون Nike می باشد.صفحه نایک فوتبال با ۸۲ میلیون هوادار یکی از ۱۰ مورد از صفحات با نام تجاری Nike در فیس بوک است، در حالی که حساب اصلی اینستاگرام با نام تجاری دوم، ۷۷ میلیون دنبال کننده است!پست های جذاب نایک بخشی از دو کمپین اصلی و  بزرگ در سال ۲۰۱۷ بود. پروژه “Breaking2” بلندپروازانه آنها سبب  جذب بالایی در  رسانه های اجتماعی شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نایک دارای استاندارد طلایی بی نظیر در Instagram

با شگفتی تمام ۷۷٫۱ میلیون طرفدار این برند سبب شده تا نایک دومین نام تجاری در Instagram باشد.و این سبب شده نایک بیستمین پیج برتر در اینستاگرام باشد.در سال ۲۰۱۷، این نام تجاری رشد ۱۰٫۷ درصدی را در پیروان خود به خود جلب کرد و بیش از ۷ میلیون هوادار جدید را اضافه کرد.این نام تجاری در ساعت ۷ صبح و ۸ بعد از ظهر بیشترین نرخ  مشارکت را به دست آورد، در حالی که نرخ تعامل در ساعت ۱۱ صبح در اوج خود می رسد.روز یکشنبه بیشترین جذب را این برای برند داشته به همین دلیل محتوای خود را در این روز منتشر می کنند.به جای فقط فروش محصول، نایک یک رویکرد جامع برای محور هویت نام تجاری خود در اطراف مفهوم تناسب اندام و یک شیوه زندگی سالم را انجام می دهد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

امروزه دنیای دیجیتال مارکتینگ، ابعاد مختلفی را تحت پوشش خود قرار می دهد تا به واسطه همه ابزارها، برای کسب و کارهای متقاضی،  شروع به برندسازی آنلاین نموده و برای آنها مشتریان هدف را جذب نماید.در این راستا یکی از مواردی که در اکثر موارد به آن اشاره می شود واژۀ اینفلوئنسر ها می باشد که از آنها به عنوان ابزاری موثر در راستای بازاریابی و برند سازی اینترنتی استفاده می شود که در این شرایط می گوییم از روش اینفلوئنسر مارکتینگ مورد استفاده قرار گرفته شده است.

اینفلوئنسر مارکتینگ، روند شناسایی، تحقیق، جذب و حمایت بوسیله افرادی است که با مشتریانتان درمورد نام تجاری، محصولات یا خدمات شما، مکالمات با تاثیر بسیار بالا را ایجاد می کنند.اینفلوئنسر به افراد شناخته شده و تاثیر گذاری گفته می شود که اکثراً در شبکه های اجتماعی مشغول به فعالیت بوده و جامعه هدف خاصی آنها را تحت عنوان فالوور پیگیری می نماید.با توجه به نفوذ هرچه بیشتر شبکه های اجتماعی در میان تمامی اقشار مختلف جامعه، افرادی هستند که در این شبکه های اجتماعی، در موضوعات مختلفی شروع به فعالیت نموده و سعی می کنند تا نگاه کاربران مورد نظر را به سوی خود جلب نمایند.فعالیت این افراد بدین صورت است که سعی می کنند تا از زندگی روزمره خود عکس، فیلم و استوری و لایو گرفته و با این روش، شروع به جذب کاربران مختلف شبکه های اجتماعی نمایند.این فعالیت ها می تواند به صورت دغدغه های فرهنگی، سیاسی، ورزشی، هنری، اقتصادی و غیره باشد که تحت عناوین مختلف، از صفحات این افراد منتشر می گردد.در این میان، گروهی از کاربران وجود دارند که بر اساس علایق و سلیقه شخصی خود، جذب اینگونه از مطالب و محتوای منتشر شده توسط افراد انتشار دهنده شده و در انتها، آنها را فالو می کنند.نکته جذابی که این شرایط وجود دارد، آن است که این افراد بر خلاف سلبریتی های جامعه، در خارج از فضای مجازی کمتر شناخته شده اند و معروفیت اصلی خود را مدیون فضایی که شبکه های اجتماعی در اختیار آنها قرار داده است می باشند.

اینفلوئنسر مارکتینگ، فراتر از این است که صرفاً بخواهید در کانال یک اینستاگرامر با فالوئرهای بالا، یا یک بازیگر پرطرفدار دیده شوید. برای استفاده از این ابزار، هدف خود را مشخص کنید. می خواهید محبوبیت برند خود را افزایش دهید یا برای صفحه کسب و کارتان عضو بگیرید؟ محصول جدیدی برای معرفی دارید؟ چگونه می خواهید اثربخشی کمپین اینفلوئنسری خود را بسنجید؟

دسته بندی اینفلوئنسرها

در شبکه های اجتماعی، افراد موثر را می توان از جنبه های مختلفی دسته بندی نمود اما در حال حاضر، شاخص اصلی دسته بندی اینفلوئنسرها بر اساس تعداد فالوورهای آنها می باشد.

در این میان، هستند کسانی که این افراد را به ۲ گروه اینفلوئنسر های بالای ۵۰۰ هزار فالوور و زیر ۵۰۰ هزار فالوور تقسیم نمایند.

اکثر اینفلوئنسرها در یکی از چند دسته ی زیر قرار میگیرند که آخرین دسته به سرعت به مهمترین دسته تبدیل شده است :

  1. سلیبریتی ها یا افراد مشهور
  2. متخصصان صنعت و رهبران فکری
  3. وبلاگ نویس ها و تولیدکنندگان محتوا
  4. میکرو اینفلوئنسرها

حال با واژه دیگری تحت عنوان “اینفلوئنسر مارکتینگ” آشنا خواهیم شد که در حال حاضر، به یکی از ابزار های موثر و کاربردی در دنیای دیجیتال تبدیل شده است.

 تنها به شهرت اینفلوئنسر توجه نکنید

شهرت اینفلوئنسرها نیز معیار مناسبی برای سنجش عیار تاثیرگذاری آنها نیست. همانطور که گفته شد، کیفیت ارتباط اینفلوئنسر با فالوئرهایش مسئله تعیین کننده ایست. ضمن اینکه شهرت به تنهایی به هیچ وجه تضمین کننده تاثیرگذاری وی بر سبک زندگی افراد نیست.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

 مهمترین هدف اینفلوئنسر حمایت از برند شماست.

اول مشخص کنید قصد برندینگ دارید یا فروش کالا برای ارتقاء فروش صفحات پربازدید در مرجله اول می باشند و برای برندینگ سلبریتی ها هستند که وزن برند شما را بیشتر می کنند.

“هرچه بزرگتر، بهتر!”

ذهنیت “هر چه بزرگتر، بهتر” بطور سنتی نشانه ی یک کمپین تبلیغاتی/ بازاریابی موفق بوده است. باوری قدیمی و بلند مدت در این مورد آن است که هرچه برندها از شبکه های اجتماعی مشهورتر و پر شورتر مثل اینستاگرام، توییتر، فیس بوک، یوتیوب و… استفاده کنند بیشتر به ذهن سپرده می شوند و نتایج بهتری را نیز رقم می زنند. اما جالب است بدانید، این رویکرد گران و از مد افتاده است.

و به همین دلیل است که این روزها برندهای باهوش به دنبال افراد تاثیر گذار در سطح خرد و با مخاطبان محدود هستند.

میکرو اینفلوئنسرها معمولا  مخاطبان پرشوری دارند و تمایل بیشتری برای همکاری جهت به اشتراک گذاری پیام ها و تصاویر برندها نشان میدهند. اما چرا؟

به این خاطر که اکثر آنها متوجه این مورد شده اند که فعالیت شبکه ی اجتماعی آنها به جای یک وسیله ی سرگرمی به یک شغل تمام وقت تبدیل شده است، و آنها حاضر اند زمان و تلاش قابل توجهی را صرف کنند تا از این طریق برای برندهای مختلف کار کنند.

صحبت آخر این است که اجازه ندهید تجربه بد یک نفر شما را از به کارگیری استراتژی بازاریابی اینفلوئنسر مارکتینگ، که می تواند برای برندتان موثر واقع شود، منصرف کند. در حال حاضر برندهای بزرگی مانند H&M و الی جی LG با به کارگیری بازاریابی افراد تاثیرگذار، به نتایج قابل توجهی دست یافته اند. از طرفی خود را با برندهای بزرگی که بودجه های هنگفتی برای تبلیغات در اختیار دارند مقایسه نکنید. اگر بودجه محدودی دارید بهتر است برای خود صفحه ای درست کنید و با خلق پست هایی جذاب و زیبا خود را معرفی کنید.

چگونگی فرایند فعالیت اینفلوئنسرها در اینفلوئنسر مارکتینگ

یکی از روش های پرکاربردی که افراد موثر در این روش تبلیغی از آن استفاده می کنند، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان و یا (Word of mouth marketing) می باشد.

روش بازاریابی دهان به دهان از جمله روش های پربازده در بازاریابی می باشد که همواره همیشه در کمپین های تبلیغاتی می توان آن را مشاهده نموده و تاثیرات شگرف آن را بررسی کرد.

با ظهور شبکه های اجتماعی و همچنین، حضور افراد موثر اینفلوئنسر، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان بیش از هر زمان دیگری به عرصۀ نمایش گذاشته شده است. اینفلوئنسر ها سعی کردند تا در صفحات شخصی خود، اطلاعاتی در مورد برند های سفارش دهنده را با کاربران خود در میان گذاشته و در ازای تعریف و معرفی، مبلغی را از آنها دریافت نماید.

در حال حاضر، این فرایند ساده به یکی از پرکاربردترین و موثرترین روش های بازاریابی تبدیل شده است که باعث می شود تا برند بیش از هر زمان دیگری، توسعه نموده و کاربران بیشتری با آن آشنا شوند.

در نظر داشته باشید در تهیه محتوای قابل ارائه در صحفه اینفلوئنسر، اهتمام ورزید که مستقیماً تبلیغاتی نباشد. گویی که اینفلوئنسر بصورت خود جوش، و صرفاً بر اساس میل باطنی اش تجربه خود از استفاده از یک محصول، و یا مراجعه به یک رستوران را باشتراک گذاشته است.

برا اجرای یک کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ، ارائه یک محتوای از پیش تعیین شده به اینفلوئنسرها برای باشتراک گذاری، کاملاً اشتباه است. اینفلوئنسر خود می بایست با توجه به هدف و هویت برند شما، در راستای style و tone متداول پست هایش، و همچنین عادات و سبک زندگی خود برای شما محتوایی تولید و آنرا باشتراک بگذارد. محتوا باید با سبک زندگی و سبک پست های عادی او همخوانی داشته باشد تا باور پذیر تر شود.قبل از انتخاب اینفلوئنسر خود مدتی آنها را زیر نظر بگیرید. سایر برندها و کسب و کارهایی که با آنها همکاری می کنند را رصد کنید، بازخورها را ببینید، در صورت امکان با آن برندها صحبت کنید و میزان اثربخشی کمپینشان را جویا شوید.

از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

نرخ تاثیرگذاری (Engagement rate) این روش بازاریابی چگونه محاسبه می گردد؟

یکی از مواردی که در فرایند اینفلوئنسر مارکتینگ بسیار حائز اهمیت می باشد آن است که صفحات افراد موثر، دارای چه میزان نرخ تاثیر گذاری می باشد؟

یکی از موارد جالبی که می توان به آن اشاره نمود، نرخ تاثیرگذاری بالایی است که در میان افراد موثر زیر ۵۰۰ هزار فالوور وجود دارد که در برخی شرایط، می توان مشاهده نمود که میزان اثر گذاری در صفحات این افراد، حتی از افراد سلبریتی و افراد موثر بالای ۵۰۰ هزار فالوور نیز بیشتر می باشد.

در این شرایط به این نکته خواهیم رسید که میزان بازگشت از سرمایه (ROI) در هنگام استفاده از اینفلوئنسر های زیر ۵۰۰ هزار فالوور، بسیار بیشتر و مناسب تر از دیگر موارد می باشد.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است

 اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

نوشته اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

همانطور که می دانید هر شرکتی در دنیای رقابتی امروز به دنبال ایجاد تاثیر بلند مدت و ماندگار در ذهن مشتریان خود هست.در حقیقت هر زمان که می خواهیم به سرعت پول زیادی  را پرداخت کنیم به دنبال یک برند هستیم و همینطور علاقه ای به این نداریم که برای پول با یک برند چانه بزنیم بنابر این ما می توانیم به این نتیجه برسیم که چطور برندینگ مناسب  برای یک محصول و رشد آن در بازار رقابتی مهم است.شرکت های موفق در تلاش برای کشف مخاطبان هدف خود، بهترین محصولات و یا خدمات خود را در کانالهای مختلف تبلیغاتی  قرار می دهند و به نظر من پلتفرمهای موفق که این بستر را برای آنها فراهم میکنند مانند facebook, Instagram, linked in, twetter هستند.تا سال ۲۰۱۷ این پلتفرمها نقش اساسی را در برندسازی آنلاین به عهده داشتند.تعداد انگشت شماری از  استراتژی های برندسازی آنلاین در رسانه های اجتماعی وجود دارد که شرکتها باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند.

استراتژی پذیرش واقعیت مجازی

استراتژی  برندسازی آنلاین خود را بیابید

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

تصورکنید مشتریان شما بدون اینکه وارد فروشگاه یا محل عرضه محصولات شما بشوند می توانند محصولات و برند شما را امتحان کنند و بعد از آن تصمیم گیری کنند.به عنوان مثال برند ایکیا از فناوری AR  استفاده کرده و به مشتریان تجربه بصری جذابی را قبل از خرید خود هدیه می دهد.علی بابا هم یکی از کمپانی هایی است که برای تقویت و بهبود تجارب آنلاین از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هردو استفاده میکند. شاید شما با واقعیت مجازی بیشتر آشنا باشید تا واقعیت افزوده. این تکنولوژی واقعیتی جایگزین و کاملا همه جانبه را خلق میکند و به این ترتیب دنیای واقعی را کم رنگ جلوه میدهد. واقعیت افزوده حاصل یک گام فراتر نهادن واقعیت مجازی است. واقعیت افزوده المان های مجازی را بصورت ویژوال پوشش داده و آنها را در فضای فیزیکی خود قرارمیدهد. بعنوان مثال شما می توانید یک ربات مجازی را ببینید که روی میز کافه ی شما غلت میخورد.

به گفته ی Tracey Wiedmeyer، “واقعیت مجازی نوید بخش آن است که “واقعیت” دیگر همچون گذشته نمی تواند شما را محدود، یا از چیزی بازدارد.” کمپانی Wiedmeyer با کمپانی های بزرگی در دنیا همچون Kellog’s، Wal-Mart و Nestle همکاری داشته است. درواقع به این کمپانی ها کمک کرده است تا با استفاده از واقعیت مجازی تولیدات جدید خود را تست کرده یا برای جلب مشتری برندینگ بهتری خلق کنند.
واقعیت افزوده المان های مجازی را وارد دنیای واقعی میکند. به همین دلیل است که کاراکترهای 
Pokemon Go در خانه ها، پارک ها و استادیوم های فوتبال دیده میشوند. در سالهای اخیر خرده فروشان نیز به استفاده از این فناوری روی آورده اند. کمپانی IKEA از واقعیت افزوده در کاتالوگ های دیجیتال خود برای آندروید و iOS استفاده میکند و به این ترتیب مشتریان می توانند نحوه ی قرارگیری اثاثیه در منزل خود را ببینند. کمپانی EBay فروشگاه واقعیت مجازی خود در استرالیا را راه اندازی کرده است. کمپانی Gap به تازگی از واقعیت افزوده استفاده میکند و به این ترتیب کاربران آنها می توانند بصورت مجازی لباس ها را در منزل خود امتحان کنند. و کمپانی LEGO در فروشگاههای خود از کیوسک های واقعیت مجازی استفاده میکند که مشتریان می توانند LEGO set را اسکن کرده و یک تصویر سه بعدی از کیت تمام شده داشته باشند.صنعت گردشگری نیز می تواند از فواید واقعیت مجازی بهره مند شود. به گزارش YouVisit اگر مسافران بتوانند با استفاده از واقعیت مجازی حضور در یک مکان گردشگری را تجربه کنند احتمال رفتن آنها به این مسافرت ۱۳ درصد بیشتر میشود. مراکز ویزیتور نیز برای جذب بازدید کنندگان به واقعیت مجازی و افزوده روی آورده اند. کمپانی بریتیش کلمبیا تجربه ی واقعیت مجازی “The Wild Within” را توسعه داده است که براساس گزارش Destination Marketing(که یک سازمان بازرگانی میباشد) برای مسافرت های گروهی، موجب جذب ۶۵ میلیون گردشگر شده و پنج درصد تعداد توریست ها را افزایش داده است.
فناوری های واقعیت مجازی و افزوده خرید آنلاین پوشاک را نیز متحول کرده اند. روی صفحه نمایش کامپیوتر یا موبایل همه ی لباس ها و پیراهن ها یکی هستند زیرا تا زمانی که پوشیده نشوند نمیدانید برای شما مناسب اند یا نه. پلتفرم ها و تکنولوژی های بادی مپینگ (
body maping) مانند True Fit(یک پلتفرم شخصی سازی دیتا محور برای بسیاری از برندهای مشهور کفش و پوشاک) به مشتریان امکان میدهند تا قبل از خرید، آیتم مورد نظر را امتحان کنند. به گزارش Kate Spade’s COO با استفاده از این پلتفرم مرجوعی کالاها هجده درصد کاهش داشته است.

 

۲۵ درصد از برندها AR را برای بهبود تجربه کاربر نهایی خود در نظر می گیرند و هزینه های بیشتری را از سال ۲۰۱۸ تا سال ۲۰۲۲ ثبت خواهند کرد.

در پایان سال ۲۰۱۷، ۳۷ درصد از جمعیت جهان در رسانه های اجتماعی فعال شدند. در سال ۲۰۱۸، بسیاری از غول ها و برندها های میان رده در حال استفاده AR برای پیشی گرفتن از رقبای خود هستند.

پیش بینی می شود که کاربران AR & VR تا پایان سال ۲۰۱۹ به ۲۰۰ میلیون نفر برسند و ۶۵ درصد از مشتریان آنلاین تصمیم به خرید در صفحه فرود محصول خواهند داشت . نتیجه می گیریم کسب و کارها و بازاریابان باید بر روی استفاده از AR در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و وبلاگ ها بیشتر نفوذ کنند.

 سرمایه گذاری در بازاریابی نفوذ پذیری

شاید برای شما هم جالب باشه که بدانیدماهیت شبکه های اجتماعی جذب و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان برند شماست.در سال ۲۰۱۷ یکی از بهترین راه ها برای مطرح شدن در شبکه های اجتماعی اینفلوئنسر مارکتینگ معرفی شد،  به این معنی که اکثر شرکتها با استفاده از افراد تاثیر گذار در شبکه های اجتماعی مورد هدف خودشان مشتریان بالقوه خود را تحت تاثیر قرار می دهند و تمرکز بر این هدف تا سال آینده میلادی همچنان ادامه خواهد داشت.نیاز به اینفلوئنسر های علاقه مند در بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ ۹۰ برابر بوده و این روند تا سال آینده به دو برابر خود می رسد.در این راه اکثر برندها سعی بر آن دارند که به اندازه کافی تاثیر گذار باشند و فالوورهای زیادی را جذب کنند.

برای من یک نمونه بسیار موفق در این زمینه استراتژی برندH&M می باشد آنها از کسانی که در اینستاگرام به عنوان اینفلوئنسر شناخته می شدند دعوت به عمل می آوردند و در ازای معرفی برندشان از طرف آنها هر هفته یک هدیه رایگان ارسال می کردند هر چند این مورد به تازگی درایران توسط شرکت بامیلو به شکل و شمایل متفاوت به اجرا درآمد.

مقاله پیشنهادی :شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

افزایش مشارکت برند در بسترهای ارسال پیام

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی دیجیتالی ( اینترنتی ) محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

در حالی که تقریبا ۲٫۵ میلیارد نفر از پلتفورم های  پیام رسان مختلف همچون تلگرام و واتس اپ استفاده می کنند با این حال، برندها همچنان بر ارتباط با مصرف کنندگان در شبکه های اجتماعی تمرکز می کنند. وقتش رسیده تا برندها بر روی سیستم عاملهای پیام رسانی تمرکز کنند که  هم برای مشتریان مفید باشند و هم ارتباطی مفید و دوسویه را ایجاد کنند.به احتمال بسیار زیاد اکثر برندها پول و زمان خود را بر روی پلتفورم های پیام رسان سرمایه گذاری  می کنند.به نظر شما این یک استراتژی عالی در برندسازی آنلاین نمیتونه باشه تا برندها سرمایه گذاری بیشتری را در این بخش انجام بدهند؟

 

سرمایه گذاری بر روی اینستاگرام

استوری اینستاگرام روز به روز مورد اقبال بیشتری در بین مخاطبان قرار می گیرد .بیشتر از ۲۰۰ میلیون کاربر در ماه از استوری اینستاگرام استفاده می کنند که این آمار در اسنپ چت ۵۰ میلیون را به ما نشان می دهد در نتیجه نیمی از کاربران اینستاگرام از استوری به طور روزانه استفاده می کنند که این آنار باید برای برندها مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانند محتوای مناسب و هدفمند تولید کنند.به علاوه استفاده از هشتگ و ترغیب مخاطبان به اشتراک گذاری محصولات و خدمات یک برند می تواند محتوای یک برند را بیش از پیش به جریان رسانه ای شدن وارد کند.به عنوان مثال برند رد بول با طرح یک کمپین در میان مخاطبان خود و با استفاده از عکس ها و فیلمهای مخاطبانش و هشتگ معرفی شده از سوی این شرکت بسیار موفق عمل کرده است و به گونه ای مخاطبان بدون هیچ چشمداشتی  در اینجا حکم قاصدان یک برند را در وایرال شدن محتوای یک برند به عهده می گیرند.تمامی برندها باید از این امر آگاه باشند که دیده می شوند، ارزیابی می شوند و نهایتاً به سمت پاسخگویی رقبا براساس فضای شفاف دنیای دیجیتالی ( اینترنتی ) کشیده می شوند. قیمت­ ها مقایسه می شوند و در یک رنج قرار می گیرند، پست ­ها و مطالبی که به اشتراک می گذارید بررسی می شود، و وبسایت ­ها به این مسیر کشیده می شوند بنابراین برندها میتوانند با داشتن منابع و تاکتیک­ های درست، شروع به کسب منفعت از مزیت رقابتی  کنند.

پیشناد میکنم این مقاله را هم مطالعه کنید:برندسازی آنلاین دراینستاگرام و تاثیر بلند مدت استوری!

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

امنیت، بال پرواز برند volvo

هر زمان که راجع به برندینگ صحبت میکنم همیشه  از نام برند ولوو به عنوان نمونه یک برند موفق یاد میکنم. به مخاطبان خودم میگویم که می خواهم پیش بینی کنم چه کلمه جادویی مناسب یک برند است و چه کلمه ای بهترین توصیف برای برند ولوو می تواند باشد ؟ و اون کلمه چیزی نیست جز امنیت .

در باره برند ولوو

ولوو (به سوئدی: volvo) شرکت صنایع سنگین سوئدی است، که سازندهٔ خودروهای سنگین و قطعات مربوط به آن می‌باشد. از جمله تولیدات این شرکت تریلی، کامیون، اتوبوس، تجهیزات ترابری و سازه‌ای، سامانه‌های پیش‌رانش دریایی وصنعتی، تجهیزات هوافضا و ارائه خدمات مالی است.

شرکت ولوو در سال ۱۹۲۴ با مشارکت مدیر امور مالی کمپانی اس‌کااف؛ اسار گابریلسن و یکی از مهندسان ارشد این شرکت بنام؛ گوستاو لارسون، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه اس‌کااف راه‌اندازی شد. شرکت ولوو در نهایت در سال ۱۹۲۷ به عنوان یک شرکت خودروسازی، در شهر گوتنبورگ آغاز به کار کرد. این شرکت در آغاز شاخه‌ای از شرکت بلبرینگ‌سازی اس‌کااف به‌شمار می‌آمد، که در سال ۱۹۳۵ در پی ورود ولوو به بازار بورس اوراق بهادار سوئد، اس‌کااف سهامش در این شرکت را واگذار نمود.

گروه ولوو در سال ۱۹۹۹ اقدام به فروش بخش خودروهای سبک خود، تحت نام ولوو کارز، به ارزش ۶٫۴۵ میلیارد دلار، به شرکت آمریکایی فورد نمود. در سال ۲۰۱۰ فورد نیز ولوو کارز را با قیمت ۱٫۸ میلیارد دلار به شرکت چینی جیلی فروخت. در حال حاضر شرکت ولوو تنها تولیدکننده خودروهای سنگین شامل کامیون و اتوبوس می‌باشد، و بخش ساخت خودروی سواری (ولوو کارز)، زیرمجموعه شرکت چینیجیلی هست.

امنیت بال پرواز برند volvo

امنیت بال پرواز برند volvo

 اگر می خواهید یک برند بسازید ، باید برای داشتن یک کلمه مخصوص خودتان تمرکز کنید ، کلمه ای که تا الان هیچ کس آن را نداشته است. اعتبار نام تجاری چیزی هست که مشتریان و مردم راجع به شما فکر می کنند همیطور نمای بیرونی برند شما و جایگاه آن در ذهن مخاطبان را شامل می شود.

شرکت ولوو همیشه جلوتر از زمان در حرکت بوده و حتی یه مشتران خود محصولاتی که درآینده در دست تولید دارد را معرفی می کند.

به همین دلیل است که در استراتژی شرکت ولوو، شعار” طراحی شده برای شما ”   مردم را در مرکز تمام فعالیت های شرکت قرار می دهد دلیل اصلی سرمایه گذاری در نام تجاری ولوو استراتژی شرکت در  “طراحی شده برای شما”  بوده است و هدف رسیدن به فروش هشت صد هزار اتومبیل های سال ۲۰۲۰ می باشد.

ولوو در میانه راه یک استراتژی جاه‌طلبانه قرار دارد که در این استراتژی همه مدل‌های خط تولید ولوو تا انتهای دهه جاری تعویض می‌شوند و چند نسخه جدید اضافه خواهند شد. این مسئولیت ولوو را به طور منصفانه‌ای متعهد می‌سازد که تا تکمیل این استراتژی، وقت کمی را صرف مسائل دیگر کند. بنابراین پس از سه کانسپتی که از سری ۹۰ جدید در طول سه سال گذشته رونمایی شد، احتمالاً دیگر شاهد تعداد زیادی (اگر نگوییم هیچ) کانسپت جدید از الان تا سال ۲۰۲۰ نخواهیم بود. برای دیدن کوپه‌ها و کانورتیبل‌های دو در نیز باید صبر کنیم و ایده کوپه XC90 اسلنت‌بک برای رقابت با بی‌ام‌و X6 که رئیس آمریکایی ولوو لکس کرسمیکرز اقرار کرده است که “داشتن آن خوب خواهد بود”، حتی در زمان طولانی‌تری عملی خواهد شد. اما ولوو در طول چند سال آینده برای حفظ اشتیاق ما چند خودروی جدید عرضه خواهد کرد و ممکن است حتی چند سورپرایز هم برای ما داشته باشد.

هدف Volvo در ایجاد ایمنی یک اولویت است

در سال ۱۹۵۸، ولوو با کمربند ایمنی ۳ نقطه ای عرضه شد. با اینکه میلیون ها نفر  می توانستند ان را به اجرا درآورند، Volvo تصمیم گرفت که این فناوری را با سایر تولید کنندگان خودرو به اشتراک بگذارد.

ولوو همیشه ازمقررات ایمنی خودرو هم جلوتر می باشد، در حقیقت ایجاد ایمنی از اولویت های این شرکت برای مشتریانش می باشد. همینطور در دهه ۱۹۹۰ باز هم جلوتر از رقبای خود سیستم کیسه های هوای خود را با استفاده از تبلیقات تلوزیونی و ایجاد تست های مختلف معرفی کرد منحصر به فرد ترین ویژگی ولوو شاید برای همه ما وسواس ایجاد ایمنی و پیشرفت در محصولات خود است.

درآخر شما را به تماشای ویدیو تبلیغاتی شرکت ولوو دعوت میکنم ، لازم به ذکر است این ویدیو تا کنون ۹۰ میلیون بازدید در سایت youtube را داشته است قسمتی از جملاتی که ژان کلوود بازیگر معروف سینما بیان می کند:(من در زندگی بالا و پایین زیاد داشتم. از جاده‌های ناهموار عبور و بادهای شدید را تحمل کرده ام. این‌ها از من همان چیزی را ساخته که امروز هستم و الان روبروی شما ایستاده‌ام. آنچه می‌بینید بدنی آرمانی است)

 


 

نوشته امنیت، بال پرواز برند volvo اولین بار در ماورا پدیدار شد.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است!

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

اگر می خواهید بازار هدف خود را گسترش دهید و پروژه های جدیدی را بر مبنای همکاری ها و مشارکت های استراتژیک توسعه دهید، Outreach برنامه ای موثر برای رسیدن به آن است.

بازاریابی درصدی توانایی گرفتن یک حساب کاربری و استفاده از آن در یک  رویکرد جامع به هنگام یک معامله می باشد، به اینصورت که شما برای  استفاده از این حساب از ترکیبی از بازاریابی و فروش استفاده می کنید.نامی که به شما اختصاص داده می شود در واقع چیزی هست که قبلا افراد دیگر هم برای خود آن را ایجاد کرده اند که هماهنگی میان فروش و بازاریابی را ایجاد می کند.لیستی از شرکتهای برتری که می دانید بر چه اساس برای شما باز شده است را ایجاد می کنید و بعد از آن می توانید افراد مناسب را پیدا کرده و تبلیغات هدفمند خود را به آنها اختصاص دهید.مشکل زمانی هست که فروش و بازاریابی پیچیده در کنار هم باشند حتی در صورت  واجد شرایط بودن ارتباطی با هم نخواهند داشت.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

اوایل سال ۲۰۱۴ بنیانگذاران یک کسب‌و‌کار نوپا خود را در موقعیت بی‌پولی و نزدیک به ورشکستگی می‌دیدند که برای نجات خود باید اهدافی که تعیین کرده بودند را عملی می‌ساختند. آنها برای غلبه بر شرایط دست به کارتولید نرم‌افزاری شدند که کمک می‌کرد ۳ نفر نیروی فروش، قادر به انجام کاری معادل ۲۰ نفر باشد‌ و به این ترتیب شرکتی خلق شد که امروز ارزش نیم میلیارد دلاری دارد.
شرکت Outreach یک استارت‌آپ مستقر در سیاتل است که از سال ۲۰۱۴ بنیانگذاری شده و طی چند سال به یکی از شرکت‌های مطرح و موفق تبدیل شده است. این شرکت به‌تازگی موفقیت جدیدی را با جذب ۶۵ میلیون دلار سرمایه رقم زده است. به این ترتیب رقم سرمایه‌های جذب شده اخیر این شرکت بالغ بر ۱۲۵ میلیون دلار می‌شود. رشد این شرکت و ارزش ۵۰۰میلیون دلاری آن تا این مرحله، شرایط را برای ظهور یک تک‌شاخ جدید مهیا کرده است. 

مدیر و بنیانگذار این شرکتManny Medina  است که پیش از این در بخش خدمات وب شرکت آمازون و بخش اجرایی مایکروسافت کار کرده و همه او را به عنوان فردی پر‌انرژی می‌شناسند. او مدیری شاد و سرحال است که اسامی همه کارکنان را به خاطر دارد و نخستین ساعات کار روزانه را صرف مشت‌پرانی به کارکنان می‌کند! شرکت او در حال حاضر ۳۰۰ کارمند دارد که تعداد آنها از سال گذشته دوبرابر شده. سرزنده‌بودن و شادمانی او صرف‌نظر از روحیه و عادات شخصی به موفقیت چشمگیر شرکتش نیز برمی‌گردد؛ شرکتی که فاصله ورشکستگی در سال ۲۰۱۴ تا نزدیک‌شدن به یک شرکت میلیارد‌دلاری را بسیار سریع طی کرده است.
مدینا و همکارانش کسب‌و‌کار خود را بر مبنای نرم‌افزاری ایجاد کرده بودند که خدمات مدیریت نیروی انسانی ارائه می‌کرد، این نرم‌افزار چندان مورد توجه قرارنگرفته و شرکت آنها در حال ورشکستگی بود. آنها اما در سال ۲۰۱۴ با مشتریانی مواجه شدند که به‌دنبال بهینه‌سازی روند فروش تلفنی بودند، آن مشتریان به نرم‌افزار مدیریت منابع انسانی نیاز نداشتند، اما مدینا موفق شد در مسیر کار نرم‌افزار را تغییر داده و آن را به ابزاری برای خودکار‌کردن روند فروش تلفنی تبدیل ساختند. این ابزار آنقدر کارآمد بود که کارکنان وقت کافی برای رسیدگی به سایر امور همچون تهیه ایمیل‌ها و شرکت در جلسات را هم داشته باشند. مدینا به این ترتیب موفق به جذب مشتریان شده و به سرعت رکورد فروش یک میلیون دلار را به دست آورد. 

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است.

وقتی که شرکای مدینا او را برای یافتن سرمایه‌گذار تحت فشار قرار دادند، او کاری بی‌رحمانه انجام داد و در جلسه‌ای که با سرمایه‌گذاران داشت، تنها یک اسلاید را نمایش داد و آنگونه که خودش بازگو می‌کند: «اسلاید من تنها یک نمودار بود، گفتم که این نشان‌دهنده رشد درآمد ماست. ما خدماتی را به فروشندگان می‌فروشیم. پرسشی هست؟» پس از این جلسه و نخستین جذب سرمایه بود که آنها موفق شدند نرخ رشد درآمد شرکت را افزایش دهند و پس از آن شرکت هدف جذب ۱۰ میلیون دلار را در دستور کار قرار داد و در زمانی کمتر از ۲سال بعد از اینکه در آستانه ورشکستگی قرار داشتند، موفق به عبور از مرحله درآمد ۱۰ میلیون دلاری شدند. آن جلسه جذب سرمایه با یک اسلاید، منجر به جذب ۲.۳ میلیون دلار سرمایه شد‌ و پس از آن نیز ۹.۲ میلیون دلار دیگر سرمایه جذب کردند. 
مدینا شرکتش را اینک در رتبه پس از شرکت بزرگ Salesforce قرار داده و موفق شده که برای جلسات جذب سرمایه، شرکت‌های بزرگی همچون مایکروسافت را مشارکت دهد. اما همچنان می‌داند که سایر رقبا هم موفق به جذب مقادیر قابل توجهی سرمایه شده‌اند. اما او معتقد است که در دنیای نرم‌افزارهای «مدیریت ارتباط با مشتری» که حوزه کاری آنهاست، نیاز نیست یک نرم‌افزار جایگزین نرم‌افزار دیگری شود، تنها باید نوآوری‌هایی صورت پذیرد. 

نوشته این چرخه فروش نیست این چرخه موفقیت است! اولین بار در ماورا پدیدار شد.