استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندی به نام تو “A Brand Called YOU” عنوان جذاب ترین مقاله پرسنال برندینگ در دنیا بود. این مقاله آغازگر جنبش برندسازی شخصی شد. تام پیترز در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار در این مقاله که در مجله FAST COMPANY MAGAZINE منتشر شد،مفهوم برندسازی شخصی را مطرح و از استعاره‌ انسان به عنوان یک برند رونمایی کرد.این مقاله بلافاصله مورد توجه همگان قرار گرفت و الهام بخش مقالات، کتاب ها و سخنرانی های متعددی شد. تا جایی که می‌توان گفت تاریخ ۲۰ ساله برندسازی شخصی با نام تام پیترز و این مقاله پیوند خورده است.

برای اولین بار در دنیا، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۹، آقای اوباما از برندینگ فردی در حوزه برندینگ سیاسی استفاده نمود. مشاور برنامه‌ریزی استراتژیک کمپین او فردی به نام David Axelrod بود. او از مشاوره مدرسه مدیریت دانشگاه هاروارد نیز استفاده نمود. پس از او نیکولاس سرکوزی از این نوع برندینگ استفاده نمود. از سال ۲۰۱۲ استفاده از این روش برای انتخابات مجلس و حتی شوراهای شهرها در آمریکا استفاده می‌شود.

اولین و مهم ترین گام در برندسازی شخصی، خود آگاهی از موقعیت، جایگاه و تصویری است که تا به حال در ذهن اطرافیانتان اجتماعی ساخته‌اید. جایگاهی که در قلب، یا تصویری که در ذهن اعضای خانواده‌، آشنایان، همکاران، دوستان و فالوئرهایتان در شبکه‌های و… ساخته اید، با یکدیگر متفاوت است. این جایگاه یا تصویر با گذشت زمان بدست آمده است و ارتباط مستقیمی با کمیت و کیفیت روابطی دارد که تا به حال با این افراد برقرار کرده‌اید.برندسازی شخصی آنطور که در ذهن ما شکل گرفته به روندی معکوس فکر می‌کند. به این معنا که شغل من و موقعیت اجتماعی ام نسبت به بقیه برتری ندارند و احساس می‌کنم که با استفاده از برندسازی شخصی می‌توانم در این هیاهوی شلوغ جامعه، قدی بلندتر از اطرافیانم داشته باشم.

همه ما افراد مستعدی را می‌شناسیم که یا سر جای خودشان نیستند، یا کمتر از استحقاقشان دریافت می‌کنند، یا حتی بیکار هستند. برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ می‌گوید، افراد و مهارت‌هایشان نیز مانند محصولات کسب‌وکارها نیاز به معرفی دارند.

امروزه با وجود تجارت الکترونیک و دنیای ارتباطات ، ایجاد برند شخصی به یکی از نیاز های مهم افراد و فعالین کسب وکارها تبدیل شده است. در دنیای دیجیتالی امروز، مردم به جستجوی خدمات و محصولات می پردازند،‌ پس افراد نیز باید در نتایج مربوط ظاهر شوند و تلاش کنند بهترین تأثیر را روی مخاطب و مشتری احتمالی بگذارند. برند سازی شخصی در هرزمینه ای، نیازمند فعالیت‌ های منحصر به فرد خود است که با صبر و گذر زمان به وجود می آید . 

آشنایی با بوم برند سازی شخصی

بوم برندسازی شخصی، ابزاری است که به شما کمک می‌کند استراتژی برندینگ شخصی خود را در نهایت سادگی، سرعت و شفافیت خلق و آن را در قالب تصویر، نمایش دهید. نمایش تصویری به شما در به خاطرسپاری و یا بازطراحی استراتژی کمک ویژه‌ای خواهد کرد.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

پیشنهاد من برای پر کردن بوم برندینگ شخصی

برای پر کردن بوم برندینگ شخصی بهتر است تا حدودی با دانش تفکر طراحی آشنا باشید. مخصوصا برای پر کردن گام‌های ۱ تا ۳ و البته تکمیل و  نهایی نمودن اطلاعات کل بوم.

با فرض اینکه شما از دانش و مهارت‌ خوبی برخوردارید اما هنوز مخاطبانتان به درستی از توانایی‌های شما با خبر نیستد، با توجه به تجربه‌ای که در پر کردن بوم برندینگ شخصی داشته‌ام، پیمودن این روند ۶ مرحله‌ای را به شما پیشنهاد می‌کنم. این را بدانید که در شرایط و موقعیت‌های دیگر روند پر نمودن این بوم متفاوت خواهد بود.

نحوه پر کردن بوم برندینگ شخصی

  1. همزمان خانه های Identity، Audience و Result را پر کنید.
  2. همزمان خانه های Skills، offering و Promise را پر کنید.
  3. همزمان خانه های Competitors،positioning و Arena را پر کنید.
  4. خانه (Reason To Believe (RTB را پرکنید.
  5. خانه Communication را پر کنید.
  6. خانه Investments را پر کنید.
استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چرا برند سازی شخصی در فصای اینترنت مورد توجه قرار گرفته؟

با اطمینان زیاد می‌تونم بگم که ظهور شبکه های اجتماعی در جهان و رواج تب آن در ایران، یکی از ریشه های جدی شدن برندسازی شخصی آنلاین بوده است.ضمن اینکه شبکه های اجتماعی رسانه هایی ارزان قیمت یا رایگان به نظر می‌رسند و هر کسی فکر می‌کند حالا که رسانه ای در اختیار دارد، می‌تواند به برندسازی شخصی فکر کند.انبوه اعداد و ارقامی که با حضور در این رسانه ها، به سمت ما هجوم می‌آورند، اندیشیدن به برند شخصی را جدی‌تر کرده است.خلاصه اینکه ظهور شبکه های اجتماعی، ارزان شدن رسانه، عددی بودن و امکان مقایسه کمی موقعیت خود با دیگران در شبکه های اجتماعی،مواردی هستند که تب برندسازی شخصی را جدی‌تر از گذشته می کنند.

راهکارها و روشهای فوق العاده ای در رابطه با برند سازی شخصی :

  • مخاطب خود را تعریف کنید

تمرکز وبلاگ شما و تمام محتوای آن باید بر خوانندگان شما باشد. نیازهای آنها چه مواردی هستند؟ مشکلات آنها شامل چه مواردی است؟ شما باید بتوانید حدس بزنید، اما با حدس خطر اشتباه کردن را هم در پی خواهید داشت. بهترین روش برای حذف حدس زدن بررسی و مطالعه است. این بررسی، شما می توانید بطور خلاصه جمعیت مخاطب خود را شرح دهید و با هدف تهیه و توسعه محتوایی متمرکز تر تلاش کنید.

  • ارزش پیشنهادی مشخصی را ایجاد کنید

ما چه چیزی رو می توانیم به مخاطب خودمون عرضه کنیم؟ آیا شما منابعی را پیشنهاد می دهید که به دیگران کمک کند تا هوشمندانه تر کار کنند؟ آیا تفکرات رهبری را عرضه می کنید؟ اینها تنها چند نمونه کوچک از این دست هستند. برای این سوال پاسخی کوتاه و ساده ارائه دهید و آن پاسخ ارزش ارائه شده شماست. شما ممکن است نیاز داشته باشید تا این ارزش پیشنهاد شده خود را بررسی و تجربه کنید و در دوره های مختلف آن را تغییر دهید. داشتن یک ارزش پیشنهادی مشخص می تواند به عنوان یک چهارچوب روشن برای تلاش های شما مورد استفاده قرار بگیرد.

 

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندتان را ایجاد کنید

یک نام و شعار انتخاب کنید. که شما را توصیف کند و آسان باشد تا به خاطر سپرده شود. عکس بسیار مهم است. یک رنگ برای شرکت تان انتخاب کنید. یک لوگو که شما و هویت سازمانی را نشان دهد. خودتان باشید و درگیر داستان خودتان باشید و از بیوگرافی تان استفاده کنید.

قانون اساسی برندسازی،”متمایز بودن” است و هیچ برندی در دنیا با کپی کردن به برند قوی‌ای تبدیل نشده است. باید هویت حرفه‌ای‌تان را بر اساس چیزی بنا کنید که در مورد شخص شما صدق می‌کند. برای این کار باید بدانید جنبه تمایز شما و توانایی‌های متمایز شما نسبت به بقیه چیست و روی آن‌ها بیشتر سرمایه‌گذاری کنید.

آن چیزی که شما را از رقیبانتان متمایز می‌کند، ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتان است. پس سعی کنید از کپی کردن ترفند و یا تکرار روش‌هایی که به اسم افراد دیگر ثبت‌شده است، دوری‌کنید.

خودتان باشید

استراتژی برند شخصی شما باید ازآنچه هستید نشات بگیرد. استفاده از عناوین و جایگاه‌های تقلبی در برندسازی در بلندمدت جوابگو نخواهد بود.

ویژگی‌های اصلی استراتژی برند شخصی چهار مورد زیر است:

تمایز: کپی کردن، از شما یک بازیگر درجه‌دو می‌سازد.
تمرکز: سعی کنید استراتژی برند شخصی خود را در یک عبارت خلاصه کنید.
اعتبار و قانونی بودن: استراتژی برند شخصی شما باید بر اساس آنچه شما هستید و دارایی‌ها و تجربیات شما تعریف شود و صرفاً چیزی را می‌توانید ادعا کنید که واقعیت داشته باشد.
جذابیت در بازار: استراتژی خود را طوری در نظر بگیرید که در بازار خریدار داشته باشد. به عبارتی بر توانایی‌ها و مهارت‌هایی تمرکز کنید که کاربردی و نیاز بازار باشد. در کالج تپسل بیشتر بخوانید https://college.tapsell.ir/personal-branding-tips/

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

 

می خواهید به چه چیزی برسید، هدفتان چیست؟

بخش کاری خود را مشخص کنید. محصول یا خدمات شخصی تان را در فیلد کسب و کارتان ایجاد کنید.
بازار محصول یا خدمات شما چگونه است؟ هدف حقیقی مخاطبان را برای برند خود شناسایی کنید. ، بازار محصول یا خدماتتان را تعیین کنید.
سبک و سیاق شما چیست؟ سبک و برنامه خود را تعیین کنید تا ارتباط هایتان صریح و استوار باشد.

محتوای اورجینال ایجاد کنید

محتوای باارزش ارسال کنید که برای کاربرانتان مفید باشد و به طور مرتب وبلاگ را بروزرسانی کنید. محتوای چند رسانه ای (صوتی یا ویدیویی) ایجاد کرده و به اشتراک بگذارید. آن ها مثل ویروس هستند سریع دست به دست خواهند شد. با توجه به پلت فرم شیوه ارتباط را تغییر دهید.

از تحلیل نقاط قوت-ضعف، فرصت- تهدید (SWOT) در پرسونال برندینگ استفاده کنید.
متخصصین بازاریابی، برند را با تحلیل SWOT نیز بررسی می‌کنند. برای شناخت کامل تحلیل SWOT این مطلب را پیشنهاد می کنیم.

این کار کمک می‌کند روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، سعی کنید نقاط ضعف خود را برطرف کنید و همچنین از فرصت‌های موجود در مسیر حرفه‌ای خود بیشترین استفاده را ببرید. 

تکمیل پروفایل لینکدین

لینکدین یکی از ابزارهای مهم‌ برندسازی شخصی است. مخاطبان هدف پیش از اینکه بخواهند پروژه‌ای به شما محول کنند یا از محصولات و خدماتتان استفاده کنند، نام شما را در این شبکه‌ی اجتماعی جست‌وجو خواهند کرد. به‌همین‌دلیل، نباید به پرکردن مشخصات خود اکتفا کنید؛ بلکه باید پروفایل حرفه‌ای و کامل و جذابی داشته باشید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

متخصصان را به شرکتتان دعوت کنید

 تعامل با متخصصان حرکت کاملا هوشمندانه است که کمک می‌کند مهارت‌های لازم برای بازاریابی کسب‌و‌کار خود را به‌دست آورید. به‌علاوه، همین افراد پس از مشاهده‌ی قابلیت‌هایتان، روی همکاری‌های مشترک آینده حساب باز می‌کنند.

ارتباطات خود را در سطح بین‌المللی گسترش دهید

هدف از ساختن برند شخصی این است که دیگران شما و کارتان را در زمینه‌ی فعالیت‌هایتان بشناسند و بپذیرند. توسعه‌ی روابط بین‌المللی، خصوصا در بلندمدت، فرصت‌های فوق‌العاده‌ای پیش روی شما می‌گذارد که شاید پیش از این تصورش را هم نمی‌کردید.

روی یکی از کانال‌های بازاریابی بیشتر تمرکز کنید

 اغلب اوقات می‌شنویم باید بازاریابی محتوا را در چند کانال مختلف دنبال کنیم. این توصیه اشتباه نیست؛ اما بهتر است پیش از صرف انرژی و زمان، به مخاطبان توجه کنید. بررسی کنید آن‌ها محتوای مطلوب خود را بیشتر از چه کانال‌هایی پیگیری می‌کنند. سپس، سعی کنید در یکی از این کانال‌های ارتباطی مهارت خود را تاحدی افزایش دهید که محتوای واقعا تأثیرگذار و ارزشمندی در آن منتشر کنید.

محتوای هدفمند ارائه کنید

مخاطبان هدف خود را در شبکه‌های اجتماعی شناسایی کنید و به کمک پست‌هایی که به‌اشتراک گذاشته‌اند، به شخصیت آن‌ها پی ببرید. براین‌اساس، محتوای خود را به‌صورت هدفمند و هوشمندانه تنظیم کنید.

از اهرم قصه‌گویی استفاده کنید

 داستان‌سرایی یکی از بهترین ابزارهای بازاریابی برند است. شما می‌توانید با تعریف داستان‌های خودتان یا دیگران، ارتباط صمیمانه‌تری با مخاطبان برقرار کنید.

محیط AMA ایجاد کنید

 محیط AMA یا Ask Me Anything، یعنی فضایی که به دیگران اجازه می‌دهید سؤالات دلخواهشان را از شما بپرسند. سعی کنید از تبدیل این محیط به فضای تبلیغاتی اجتناب کنید و درعوض، پاسخ‌های دقیق و صحیح و مناسبی به سؤالات بدهید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چگونه در پرسونال برندینگ مخاطبین خود را بیابیم؟

بعد از تهیه چشم‌انداز پرسونال برندینگ، همانند محصول که برای فروش آن نیاز به شناخت بازار مشتریان دارید، برای پرسونال برندینگ هم نیاز به شناخت مخاطبین خود دارید. در واقع در پرسونال برندینگ تخصص و مهارت‌های خود را به مدیران عرضه می کنید و یا اگر خود در سمت مدیریت هستید، به جامعه مشتریان ارائه می‌دهید.سعی کنید انگیزه افراد (مدیران یا مشتریان پروژه‌ها و محصولات شما)، در همکاری با شما را متوجه شوید. دانستن اهداف و انگیزه‌ها فرصت‌های خوبی در اختیارتان خواهد گذاشت. در این صورت می‌توانید برای رشد و پیشرفت خود مهارت‌هایی را در همین راستا به دست آورید و یا در رزومه و توضیحات خود به توانایی‌های مربوط خود اشاره‌ کنید.برای جذب مخاطبان، در فضای آنلاین فعال باشید .

بیشترین فعالیت را در آن شبکه اجتماعی داشته باشید که اکثر مخاطبین موردنظرتان آنجا فعال هستند. ولی به عنوان یک فرد متخصص و کارشناس حتماً پروفایل لینکدین با اطلاعات کامل ایجاد کنید.
تهیه ویدئو بهترین ابزار برای ارتقای برند شخصی است. می‌توانید مباحثی را که در آن تخصص دارید، در ویدئویی آموزش دهید و در یوتیوب یا کانال آپارات با نام خودتان منتشر کنید.
یک وب‌سایت حرفه‌ای برای انتشار مطالبتان، بهترین تأثیرها را روی پرسونال برندینگ شما دارد. با ورد پرس می‌توانید وب‌سایت خود را مدیریت کنید.
برگه “درباره من” در وب‌سایت شخصی، مکانی است که در آن داستان حرفه‌ای خود را بیان می‌کنید. می‌توانید در این صفحه از علائق و سرگرمی‌هایتان نیز بگویید، اما دقت کنید که زیاد وارد جزئیات نشوید تا شکل حرفه‌ای وب‌سایت حفظ شود. 

تا چه زمانی باید به برندسازی شخصی ادامه دهم؟

ازنظر من برندسازی شخصی یک مقصد نیست. رسیدن به نقطه اوج موفقیت و شهرت نیست. بلکه یک مسیر است. یک مسیر برای پیمودن زندگی به شیوه درست. یک سبک زندگی است که شما این توانایی را پیدا می‌کنید که هم به کار موردعلاقه خود بپردازید و هم در این کار موفق شده و کسب درآمد و شهرت کنید. بسیاری از مردم از این سبک زندگی می‌ترسند. به دلیل اینکه فکر می‌کنند اگر به کار موردعلاقه خود بپردازند نمی‌توانند درآمد کافی کسب کنند. من این جمله شکسپیر را خیلی دوست دارم. او می‌گوید تردیدها به ما خیانت می‌کنند. گاهی اوقات ما تردید داریم که به کار موردعلاقه خود بپردازیم. چون می‌ترسیم.
تابه‌حال به ریشه این ترس‌ها و تردیدها فکر کرده‌اید؟ شاید یکی از دلایل آن این باشد که افرادی را دیده‌ایم که به این مسیر رفته‌اند و شکست‌خورده‌اند. بله درست است. هر فردی که به دنبال کار موردعلاقه‌اش برود صرفاً پیروز و موفق نمی‌شود. ممکن است حتی به‌شدت شکست بخورد. به دلیل اینکه قواعد کار را نمی‌داند. اگر ما قواعد برندسازی شخصی را ندانیم شکست می‌خوریم.

نوشته استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ اولین بار در ماورا پدیدار شد.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید قسمت اول.

هر برندی داستان منحصر به فرد خودش را دارد و کلید موفقیت همه برندها تغییر استراتژی برند سازی اینترنتی و تفکر روشن درباره طبیعت ذاتی برند شماست فکر میکنید تغییر برای چیست؟اگر تا به حال به صورت عمقی به هدف برند خودتان و ارزشهای آن و یا اینکه چه استراتژی هایی در برندسازی آنلاین و یا آفلاین می تواند سهام شما را قدرتمندتر از دیروز کند فکر نکرده اید در حالی که هنوز هم در حال برنامه ریزی برای برند خودتان هستید پس لطفا دست نگه دارید و این مقاله را مطالعه کنید و در آخر نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.برند شما به صورت صریح یا ضمنی چیزی که نمایانگرش هست را نشان میدهد این رابطه تجارت شما با مخاطبانتان هست، برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام می دهید و از این جهت پرسش بزرگ این هست که چطور می شود قدرتمندش کرد؟

برند شما شما لوگوی شما نیست. تکرار کنید: برند شما لوگو شما نیست

همانطور که در مثال های گذشته اشاره داشتم برندشما در واقع خیلی وسیعتر از آن چیزی هست که بخواهیم به عنوان لوگو ، نام و یا شعار تبلیغاتی یاد کنیم.برند در واقع یک مفهوم و نگرش از هر آن چیزی می باشد که وجود دارد و در نهایت برندشما همچون لنز دوربینی هست که مشتریان از طریق آن شما را مشاهده می کنند.

بیاید یک تمرین فکری برای جدا کردن دوچیز انجام بدیم:

یکی از بهترین دوستانتان را تصور کنید، چهره او، مدل موهایش و طرز لباس پوشیدنش و هر آن چیزی که ظاهر دوست شما را تعریف می کند.این در واقع چیزی هست که در برند سازی به عنوان لوگو از آن یاد می کنیم و در فضای آنلاین همه ویژگی های بصری از نمای ظاهری سایت، شبکه های اجتماعی رنگها دیده می شود است.حالا بیاییم یکن دقیقتر بشیم و در مورد شخصیت قردی و اجتماعی دوستتان صحبت کنیم اینکه چطور به اشخاصی که او را نمی شناسند معرفی کنیم این همان برند دوست شماست.باید این را هم اضافه کنم که این دو چیزی که مثال زدیم از هم جدا نیستند و به هیج وجه متضاد نمی باشند.در واقع شکا ظاهری یک قسمتی از برندشماست و بیان بیرونی آن می باشد.

به دلیل اینکه کسب و کارها در ذهن مشتریانشان معنی و مفهوم داشته باشند نیاز دارند که دارای شخصیت باشند.وقتی که این مهم بصورت درست انجام شود یک برند معتبر درعمل می تواند روابط عمیق تر و طولانی تری  را با مشتریانش ایجاد کند و در کنار آن شبکه های اجتماعی توانسته اند به بهترین شکل ممکن به کمک برندها بیایند زیرا که مشتریان در این شبکه ها همانند سفریان برندتان می شوند. مطالعات جدید نشان می دهد که محتوایی که توسط مشتریان در باره محصول مصرفی و خریداری شده در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود به مراتب ترافیک بیشتری را نسبت به محتوایی که خود برند تولید می کند ایجاد کرده برندها باید DNA واقعی خودشان را درک کنند تا اطمینان پیدا کنند که محتوایی که ایجاد می شود با عمیقترین ارزشها و و ماموریت آنها همراه است.

بسیاری از برندهایی که در گذشته می شناختیم و شاید در حال حاظر هنوز هم وجود داشته باشند هدف ارزشها و فلسفه وجودی برند را نادیده گرفته اند.

 

DNA نام تجاری شما همیشه متفاوت از آنچه دیگران است، خواهد بود. “

عصاره برند یا Brand Essence یکی از واژه‌های فراگیر در حوزه برند و برندسازی است .برای لغت عصاره برند از DNA و هسته (Kernel) هم استفاده شده است. عصاره برند یک «ایده» یا یک «جمله» است که قلب و روح برند را بیان می‌کند. برای اینکه برند زنده بماند و شیره‌ی جان آن از دست نرود، اگر همه چیز هم تغییر می‌کند، عصاره برند نباید تغییر کند. هیچ حرکتی در بازاریابی و تبلیغات، نباید این عصاره را تغییر داده یا تضعیف کند.

لغت عصاره برند توسط دیوید آکر به کار برده شده است. کوین کلر درکتاب مدیریت استراتژیک برندخود،‌ برای عصاره برند از لغت «مانترا» یا «ورد برند» استفاده می‌کند. کاپفرر در کتاب خود، واژه‌ی Kernel یا هسته را ترجیح می‌دهد. اما به هر حال مفهوم یکی است. اگر همه چیز هم در مورد یک برند تغییر کند، چیزی باید باشد که ثابت بماند!

ست گادین کتابی دارد به نام Tribes یا قبیله‌ها. او در این کتاب توضیح می‌دهد که هر فرد یا کسب و کار یا هر برند موفقی، باید تلاش کند که برای خودش یک قبیله بسازد. این چیزی است که می‌تواند آن ایده یا محصول یا برند را ماندگار کند. حرف‌های ست گادین را از جمله کاربردی‌ترین و قابل درک‌ترین نکات در خصوص شکل دادن به جامعه یک برند می‌دانند.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

 

صدای منحصر به فرد خود را پیدا کنید و تعریف کنید

هر نام تجاری دارای سه ویژگی اصلی است.قانع کردن ، تفاوت و اعتبار اگر به هر دلیلی یک کدام از این سه از دست بره  ارتباط خود با مشتریانتان را از دست می دهید.برای مثال برند  Starbucks یک تجربه با کیفیت بالا در هر مکان را تضمین می کند.استارباکس یک داستان عالی از یک برند با شخصیت و صدای مشخص ایجاد کرده است.این برای هر کارمند در هر استارباکس، از سطح شرکتی، به فروشگاه های خرده فروشی، به صورت آنلاین،به صورت واضح اجرا شده.

اصلی‌ترین و مهم‌ترین عنصر DNA برند

خود مالک برند / صاحب کسب‌وکار است. اگر شما شور و شوقی برای کار ندارید، پس پاسخ مناسبی برای “چرایی” حضور در این کسب‌وکار را در ذهنتان ندارید.این پاسخ همان ماموریت شماست. در نتیجه برند شما محکوم به شکست خواهد بود. استیو جابز ( مدیر پیشین اپل ) توانست برند اپل را به موفقیت بالایی برساند. اگر به سخنرانی‌های به زبان انگلیسی توجه نمایید ، شور و شوق را در کلام وی متوجه می‌شوید. انگیزه بالا برای موفقیت . او می‌دانست که چه می‌خواهد و می‌دانست که چگونه باید به آن دست پیدا نماید. زمانی که وی به علت سرطان از اپل جدا شد ، ضربه بزرگی به اپل زده شد ، زیرا وی بخش حیاتی و کلیدی برند اپل بود که اصطلاحا آن را کلید DNA ( کلید دی ان ای ) می‌نامند . او هوش و دانش عجیبی نداشت ، اما شور و شوق بالایی داشت.

مزایای تعریف DNA برند و یا همان عصاره برند

.تمرکز بر روی ارزش هویت برند

.تمرکز بر روی موقعیت برند

.خلق یک داستان خلاقانه برای برند

.فراهم کردن یک بستر مناسب برای ایده های جدید

.رشد نام تجاری همراه با ارزشها و پیام برند

DNA برند ترکیبی از سه عنصر اساسی است :

  1. علل بوجود آمدن برند
  2. چیزی که سبب شده که این علل در کنار هم باقی مانده و همچنان برند را پابرجا نگه دارند.
  3. اهداف بلندمدت برند
DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید.

مدل دافی در طراحی DNA برند

هدف اصلی از طراحی DNA برند، کمک به بهینه نمودن فرایند تطبیق سازمان با شرایط بسیار متغیر محیط پیرامون است. برای خلق DNA برند و شکوفا شدن، شناخت محیط کسب و کار یسبار مهم است.ما از مدل Duffy Brand Model برای تعریف این محیط استفاده می نماییم.

طراحی نقشه DNA برند بر اساس مدلDuffy

این مدل نشان می دهد همه نیروها و عناصر بر برند تاثیر گذاشته و موجب شکل دادن به پیشنهادهای برند برای بازار هدف است. در هنگام ایجاد استراتژی برند باید همه ابعاد داخلی و خارجی در نظر گرفته شود.در دسته بندی این نیروها به چهار مورد بر می خوریم تا بتوانیم بیشتر آنها را ارزیابی کنیم

ماهیت بازار هدف

شاخصه های جمعیت شناختی و روانشناختی

خواسته ها، علایق نیازها و اهداف

مشکلات، چالشها و دردها

احساسات، باورها، ادراکات

راه حلهای جایگزین

ارزش ها

فرایند خرید

افراد موثر بر کسب و کار

برندهای مورد علاقه و گروه هایی که به آنها وابسته است

نیروهای خارجی

برند با چه فرصتها و تهدیدهای خارجی در بازار مواجه است؟از منظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیکی، قانونی و محیط زیست چه مواردی باید پیش بینی شود

نیروهای داخلی

نقاط قوت و ضعف شرکت در چیست؟چگونگی عواملی مانند بودجه بندی، باورهای قدیمی درون شرکت در خصوص شیوه بازاریابی، اهداف و ماموریت های برند،

استراتژی برند در بازار

استراتزی سازمان برای متمایز نمودن برند، تمرکز، ارائه پیشنهاد و رقابت چیست؟ چگونه این موضوع مربوط به هدف ، رقبا ، طبقه محصول یا خدمت، موقعیت، ارزش پیشنهادی برند، فروش برند، پروفایل مشتریان و فروش و انتخاب نام تجاری می باشد؟

برای همه اینها در ابتدا باید جایگاه بهینه برندتان و معنای بهینه را بصورت حساب شده انتخاب کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه برای هدایت هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون نیاز هست را انجام دهیم.

یکی از استراتژی های برند که همیشه مثال می زنم و می توانم با شما به اشتراک بگذارم جایگاه برند نایک برای زنان می باشد، برای همه شما تا چند سال گذشته برند نایک دارای یک پلتفورم مردانه بود و بصورت کلی همه نشانه های معرفی این برند به صورت عمدا مردانه طراحی شده بود و این امر باعث ناسازگاری نام تجاری این برند با خواسته های زنان شده بود و جالبه که بدونید بیش از ۶۰ درصد از فروش محصولات به زنان کاهش پیدا کرده بود.بعد از متوجه شدن این ضعف که در این چهارچوب درست شده بود و همه ابعاد را شامل نمی شد نایک متوجه این موضوع شد و از زنان قهرمان در حوزه های مختلف ورزشی بهره برد و به سرعت این کاهش فروش را متوقف کرد و فروش خود را به ۴۰۰ درصد افزایش داد.

نوشته DNA استراتژی برندسازی اینترتی خود را پیدا کنید قسمت اول. اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

قبل از هر صحبتی و وارد شدن به مبحث برندسازی آنلاین (اینترنتی) بهتر دیدم یک تعریف مختصر از واژه برند داشته باشیم و در این مقاله و مقالات آینده این بحث را بصورت موشکافانه تر همرا با مثالهای متعدد پیش ببریم .بعد از  بررسی های متعددی که تاکنون در مبحث برندسازی اینترنتی و تعدادی از برندهای مطرح دنیا در سایت ای ماورا داشتیم به این سوال بر می خوریم که چطور برندهای موفق توانسته اند جایگاه ویژه ای را در ذهن مخاطبان خودشون ایجاد کنند باید به این مسئله برخورد کنیم که چه اتفاقی در حال افتادن هست و چه میشه که یک برند در میان مخاطبان خود به یک جایگاه ویژه ای  دست پیدا میکند.با دیدن تصویر زیر چه سوالی در ذهن شما ایجاد می شود؟!

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

در گذشته برای من همیشه جای سوال بود که  چرا این محصول با مبلغ بسیار بالاتر و با رضایتمندی کامل در سبد خرید خیلی از ما قرار میگیرد ، شاید شکل بسته بندی، رنگ، لوگو و … تاثیر داشته، اما گویا موضوع خیلی فراتر از اینهاست و آن چیزی نیست جز ایجاد حس اعتماد و وفاداری و مهمتر از آن تمایز یک محصول برای خریدار در میان دیگر محصولات.برند معانی زیادی را ممکن است بدهد که همه آنها مهم و حیاتی و در عین حال متفاوت از هم هستند، وقتی به برند اشاره میکنیم بعضی ها به لوگو فکر میکنند بعضی به تبلیغات و بعضی ها به شبکه های اجتماعی باید بگم همه اینها از عناصر تشکیل دهنده برند هستند و استراتژی برند کمک میکنه از همه اینها بصورت متمرکز استفاده کنیم تا خود شما معرف برندتان باشید و اجازه ندید آن را بازار تعریف کنه .برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام میدید و از این جهت پرسش این هست که چطور میشه قدرتمندش کرد؟ برای این کار  باید جایگاه بهینه و معنای حساب شده آن را پیدا کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون انجام می دهیم استفاده کنیم استراتژی برند در واقع همین انتخاب حساب شده برند هست که در ادامه این استراتژی را در فضای آنلاین و راهکارهای برند سازی اینترنتی را مطرح خواهم کرد.

دیوید آکر در یکی از کتابهای قدیمی خود تحت عنوان ساختن برندهای قدرتمند یا Building Strong Brands در بحث شناخت برند به این نکته اشاره می‌کند که بر اساس مطالعات انجام شده، انسانها، برندی را که قبلاً بیشتر در معرض آن قرار گرفته باشند، بیشتر از سایر برندها دوست دارند.

متمایز بودن اولین کاری هست که یک برند باید آن را انجام دهد .

  • تعریف وفاداری به برند از دید رفتاری:کسی را میتوان به یک برند وفادار دانست که در خریدهای متعدد خود در یک دسته محصول خاص، یک برند را به برندهای مشابه ترجیح دهد. دقت داشته باشید که وفاداری به برند، عموماً در مورد یک دسته محصول خاص صادق است و نه یک شرکت.

اگر چه ممکن است معدود مثالهایی در ذهن شما باشد که وفاداری به برند در مقیاس یک شرکت معنا پیدا میکند (مانند اپل) اما عموماً در مورد برترین برندهای دنیا هم وفاداری بین دسته محصولات مختلف کاملاً متفاوت است. شما ممکن است به موتور جستجوی گوگل وفادار باشید. اما به شبکه اجتماعی گوگل پلاس، وفادار نمانید. یا اینکه شما ممکن است به برند سامسونگ برای خرید تلویزیون وفادار باشید، اما در خرید MP3Player به سامسونگ وفادار نمانید.

شناسایی مشتری در برندسازی دیجیتالی

هرچند مبحث برندسازی در هر حوزه ای بسیار گسترده هست اما در عین حال بسیار کار آمد و مفید می باشد و هدف بنده و همکارانم در مجموعه ای ماورا پرداختن به مفید ترین مطالب در  برندسازی اینترنتی می باشد.

در فرآیند برندسازی همه چیز با مشتری آغاز می شود، فاکتورهای چندگانه از سن و جنسیت گرفته تا درآمد مصرفی مورد تخمین در طول خریدهای متوالی باید در نظر گرفته شود. فرصت­ ها و چالش­ های موجود در برندسازی آنلاین ، و چگونگی افزایش آگاهی از برند از طریق  پلتفورمهایی که مخاطبان مرتباً با آنها در تعامل هستند، باید شناسایی شوند.اطلاعات آماری در دنیای دیجیتال اثراتی را به جا خواهند گذاشت. کاملاً ضروری است که تعیین کنید مشتریان در مورد چه موضوعاتی به جست­جو می پردازند، از چه ابزاری استفاده خواهند کرد و چه موقع و از کدام شبکه ­ی اجتماعی و وبسایتی استفاده می کنند، و با چه نرم افزاری­، در چه زمان و مکانی در تعامل هستند.

ایجاد هویت در برندسازی آنلاین ( اینترنتی )

اگر فرض کنیم یک برند مانند یک انسان است و تمام ویژگی‌های یک انسان را دارد، چه شخصیت انسانی را می‌توان به آن برند نسبت داد؟

یا اجازه بدهید به شکل دیگری بگوییم: اگر مردم، به برند ما به عنوان یک انسان نگاه کنند، مناسب است که آن را در قالب چه شخصیتی ببینند و بشناسند؟

شخصیت‌های انسانی، درونگرا هستند. برونگرا هستند. خلاق و ریسک پذیر هستند. محافظه کار و اهل تقلید هم هستند. شاد و زنده هستند. رسمی و مرده هم هستند. وحشی و رام نشدنی هستند. تابع و آرام هم هستند. هر صفتی را که به انسانی نسبت می‌دهیم می‌توانیم در مورد یک برند هم به کار ببریم.به گفته کارل یونگ روانشناس سوئیسی ۱۲ کهن الگوی شخصیتی وجود دارد که همه برندهای بزرگ و موفق از آنها استفاده می کنند که شامل:

شخصیت برند خلاق (Creator) : قدرت خیال پردازی، استعداد بیان خود و رها کردن هنرمند درون. مانند برند لِگو.

شخصیت برند آدم معمولی ((Ordinary manیکی مانند همه است. به ما تعلق دارد. این حس که همه‌ی انسانها مساوی‌اند. مانند فیات.

شخصیت برند دانا (Sage )دانائی و استادی. درک انسان‌ها. پخته رفتار می‫کند و به آموزش و تفکر تمایل دارد. مانند بوش.

شخصیت برند دلقک(Jester)شاد و خندان. اوقات خوش را به انسان‌ها وعده می‌دهد. حرف‌هائی را می زند که دیگران جسارت گفتنش را ندارند. مانند فانتا، چی توز.

شخصیت برند حاکم ((Rulerقدرت، پرستیژ، اعتبار و موقعیت بالا را نشان میدهد. مانند مرسدس.

شخصیت برند عاصی (Outlaw)معترض و در کار شکستن قوانین است. مانند دیزل، ماوی.

شخصیت برند بی گناه (Innocent )معصوم، نماینده خوبی و صداقت است. برای مشکلات پیچیده راه حل‌های آسان می‌یابد. مانند داو.

شخصیت برند کاشف ((Explorerبه دنبال کشف دنیا و لذت‌هاست. با کشف تازه ها خود را احیا می‌کند. مانند جیپ.

شخصیت برند شعبده باز (Magician) تغییر و تحول را با معجزه هایی که ایجاد می کند، وعده می دهد. مانند اپل، گوگل.

شخصیت برند عاشق ((Loverنماینده عشق، زیبائی و احساسات. همراه شدن با انسان‌های عاشق. مانند آلفا رومئو.

شخصیت برند قهرمان ((Hero دست‌یابی به تخصصی که دنیا را نجات دهد و رسیدن به اهداف را وعده می‌دهد. مانند نایکی، دومستوس.

شخصیت برند یاور ((Caregiver کمک به دیگران. به دیگران به اندازه خودش ارزش و نیرو می‫دهد. مانند ولوو.

کهن الگو ها می توانند باعث تمایز گذاری برند شما از سایرین بشود، در گذر زمان هویت برند به تصویری دیرینه برای ارائه ­ی تجربه مصرف ­کنندگان تبدیل می شود. هویت برند القا کننده ­ی احساس یا درکی متاثر از دیدگاه شما است، یا ممکن است تجربه­ ی مثبت یا منفی باشد که از برند مذکور دارید.

یکی از فاکتورهای مهمی که در هویت برند باید مدنظر قرارگیرد نام ­گذاری برند است، در بازاریابی دیجیتالی این مورد بیشتر تحت تاثیر تحقیق و جستجو است. دانستن نام یک چیز است، اما اگر به خاطر سپاری یا تلفظ آن دشوار باشد، می تواند به اندازه ­ی داشتن مغازه ­ای که فقط از طریق جاده ای فوق سری قابل دسترسی است، سخت و هولناک باشد.

همچنین، در اکثر مواقع حتی اگر کاربران آدرس ( URL ) شما را ندانند ولی از طریق آفلاین در مورد برند شما شنیده باشند، حتماً در اینترنت به جستجوی برند و وب سایت شما خواهند پرداخت. این عمل باعث می شود نام برندتان منتخب شود، اگر به گونه ­ای باشد که به یاد ماندنی باشد و همچنین اگر همچنان به عنوان کلید واژه اصلی باقی بماند مشتریان بالقوه­ تان نیز از آن استفاده خواهند کرد، و از این طریق به سئو ( SEO ) شما نیز کمک می شود چراکه در رتبه­ بندی ( URL ) شما عامل تاثیرگذاری خواهد بود.

فاکتور کلیدی دیگر چگونگی استقرار هویت در میان تجارب انبوه پلتفرم­ های چندگانه است. تمام افراد باید در مورد چگونگی ارائه­­ و اظهار هویت و برقراری ارتباط با هریک از پلت­فرم ­ها به خوبی در مورد موارد زیر فکر کنند : صفحات انتخابی کاربران ( bookmarks )، آیکون تب مناسب برای صفحه­ ی وب ( tab favicons )، برنامه­ های وب نصب شده بر روی مرورگرهای آنها، تصاویری که به عنوان نتایج جستجو نشان داده می شود و همچنین آیکون­ های نرم ­افزارهای موبایلی که از آن استفاده می کنند. مهمتر از آن حالا باید انعطاف پذیری هویت برند در مقابل تغییرات و حفظ به ­روز بودن و قابلیت شناسایی آسان آن را نیز درنظر بگیرید .فیس بوک ( Facebook ) در این مورد مثال خوبی است که چگونه “لوگو”ی متمایز آن یا  آیکون” علامت تایید”ش به خوبی برای آن کار می کند همچنین این لوگوی منحصر به فرد این برند را برای رویکردهایی با پلت­فرم ­های چندگانه ایده ­آل کرده است.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

  برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

پیام رسانی در برندسازی اینترنتی چطور اتفاق می افتد؟

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی اینترنتی محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

بهترین روش برای پیام رسانی برند و رساندن آنلاین ( اینترنتی ) پیام برند به مخاطبان و مشتریان، به نمایش درآوردن آن در میان تعداد بسیاری از برندها است اما لازم است پیام برند به اندازه کافی متمایز و جذاب باشد تا در میان انبوه ی از برندها که برای خود پیام بخصوصی هم دارند قابل تشخیص، شناسایی، جذاب و به یاد ماندنی باشد.محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که احساسی را در مخاطبانتان به وجود آورد که علاوه بر مرتبط بودن با ماهیت و ماموریت برند، احساس موردنظر شما باشد و القای این احساسات به مخاطبان برای شما مطلوب باشد و نهایتاً منجر به ترقی برند شما شود. پیام برند و تجربه مشتریان از تعامل با وبسایت و شبکه ­ی اجتماعی شما باید مرتبط، قابل دسترس و یکپارچه باشند. به گونه ­ای عمل کنید و خود را به شیوه ­ای معرفی کنید که به مخاطبانتان القا کند شما بهتر از رقبا عمل می کنید و در حوزه­ ی کاری خود بهترین هستید.علاوه بر ایجاد پیام­ های برند سطح بالا، برند شما در دنیای دیجیتال باید ارائه دهنده ­ی تن صدایی یکسان، سطوح اطلاعات سازگار و مشابه و داستان سرایی مداوم برای مخاطبان باشد به گونه ­ای که آنها احساسی طبیعی در مورد برند پیدا کنند و به پشتیبانی از آن برخیزند.

بستر مناسب برندسازی اینترنتی 

در هنگام توسعه­ ی یک پروژه برندسازی، مکان مناسب یکی از فاکتورهای اصلی محسوب می شود. مکانی که کسب و کار شما در آن قرار خواهد گرفت، جایی که مشتریان در آن زندگی می کنند، زبانی که با آن صحبت می کنند و جایی که از آن تقاضای سفارش می کنند، یا مکانی که سفارشات خود را از آن دریافت میکنند؟ اینها نمونه سوالاتی هستند که ارزش پاسخگویی را دارند.اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.

اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.ایجاد تعامل عامل ماندگاری در ذهن مشتریان شماست و چه بهتر که ابزارهای آنلاین در اختیار همه برندها قرار گرفته است. 

 

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 برندسازی دراینستاگرام

یکی از مباحثی که در آینده بصورت کامل به آن می پردازم استفاده از پلتفورم اینستاگرام جهت تعامل هرچه بشتر با مشتریان و ایجاد حس اعتماد و وفاداری آنها با برند شما خواهد بود.

 برندسازی در پلتفورم های انتشار محتوای ویدیویی

( اگر یک تصویر در خود صدها معنی را داشته باشد یک ویدیو میلیونها پیام را در بر می گیرد) برای مثال youtube  پلتفورم قدرتمندی هست که از سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و میلیونها کار بر در سراسر دنیا را در خود جای داده است، برندسازی چیزی نیست که محدود به فروش شود بلکه تعریف کردن یک داستان هست و ویدیو یکی از بهترین ابزارهای برندینگ می باشد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 

  اهمیت محصول در برندسازی آنلاین

شبکه های اجتماعی ، میزان مصرف آن، فرمت ­های متفاوت و تعاملی آن به برندهای موجود فرصتی برای نمایش خود، فروش، به اشتراک گذاری و تحویل آنلاین محصولات می دهد. در فرآیند برندسازی، محصولات بر حسب پیام اصلی شان و نمایش سطح بالای تصویر برند و جایگاه یابی شرکت، درنظر گرفته می شوند. اگر یک برند به عنوان برندی که دارای مشخصه ­های منحصربه­ فرد یا به اصطلاح “از بین برنده­ ی رقبا” در واقع  تمایز در میان رقبای خود را داشته باشد.

کسب و کار و عاملان آن باید سوالاتی مشابه عناوین زیر را از افراد بپرسند :

۱ ) آیا منابع لازم برای برقراری ارتباط آنلاین را دارم، جایگاه برند من و اصول دیکته شده توسط مشتریان چه طور؟در واقع برند من در ذهن مشتریان دارای چه جایگاهی می باشد؟

۲ ) آیا سبک محتوای آنلاین شما با پیام و صدای برند متناسب و همسان است ؟ آیا قبل از هر کاری لحن برند خود را انتخاب کرده اید؟

۳ ) از چه کانالی باید استفاده کنید تا خدمات مشتریان اثرگذاری را فعال کنید؟ در واقع باید بدانید مشتریان شما چه کسانی هستتند و در کجا بیشترین حضور را دارند

۴ ) اگر یک تیم نوشتن محتوای آنلاین داشتید چگونه باید از سازگاری محتوای تولید شده اطمینان حاصل کنید؟اصول محتوا نویسی از جمله مواردی هست که در بحث برندینگ نقش اساسی را عهده دار می باشد

برندسازی و به عبارت ساده ­تر برند دیگر وجود نخواهد داشت مگر آنکه دیجیتال ( اینترنت ) در محوریت نحوه­ ی برقراری ارتباط آن، تبلیغات، مصرف و به اشتراک گذاری آن قرارگیرد. و در چند سال آینده چیزی جز کلمه برند و تکنولوژی وجود نخواهد داشت و همه برندها برای حفظ حیاط خود باید وارد این زمین تشنه شوند همانطور که ما به خاک به عنوان بستری برای رویش و پیشرفت نگاه میکنیم فضای آنلاین در دنیای امروزی نوید بخش این پیام خواهد بود که هر برندی که وارد فضای آنلاین شود حیاط خود را تضمین نموده است .

نوشته برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول) اولین بار در ماورا پدیدار شد.

امنیت، بال پرواز برند volvo

هر زمان که راجع به برندینگ صحبت میکنم همیشه  از نام برند ولوو به عنوان نمونه یک برند موفق یاد میکنم. به مخاطبان خودم میگویم که می خواهم پیش بینی کنم چه کلمه جادویی مناسب یک برند است و چه کلمه ای بهترین توصیف برای برند ولوو می تواند باشد ؟ و اون کلمه چیزی نیست جز امنیت .

در باره برند ولوو

ولوو (به سوئدی: volvo) شرکت صنایع سنگین سوئدی است، که سازندهٔ خودروهای سنگین و قطعات مربوط به آن می‌باشد. از جمله تولیدات این شرکت تریلی، کامیون، اتوبوس، تجهیزات ترابری و سازه‌ای، سامانه‌های پیش‌رانش دریایی وصنعتی، تجهیزات هوافضا و ارائه خدمات مالی است.

شرکت ولوو در سال ۱۹۲۴ با مشارکت مدیر امور مالی کمپانی اس‌کااف؛ اسار گابریلسن و یکی از مهندسان ارشد این شرکت بنام؛ گوستاو لارسون، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه اس‌کااف راه‌اندازی شد. شرکت ولوو در نهایت در سال ۱۹۲۷ به عنوان یک شرکت خودروسازی، در شهر گوتنبورگ آغاز به کار کرد. این شرکت در آغاز شاخه‌ای از شرکت بلبرینگ‌سازی اس‌کااف به‌شمار می‌آمد، که در سال ۱۹۳۵ در پی ورود ولوو به بازار بورس اوراق بهادار سوئد، اس‌کااف سهامش در این شرکت را واگذار نمود.

گروه ولوو در سال ۱۹۹۹ اقدام به فروش بخش خودروهای سبک خود، تحت نام ولوو کارز، به ارزش ۶٫۴۵ میلیارد دلار، به شرکت آمریکایی فورد نمود. در سال ۲۰۱۰ فورد نیز ولوو کارز را با قیمت ۱٫۸ میلیارد دلار به شرکت چینی جیلی فروخت. در حال حاضر شرکت ولوو تنها تولیدکننده خودروهای سنگین شامل کامیون و اتوبوس می‌باشد، و بخش ساخت خودروی سواری (ولوو کارز)، زیرمجموعه شرکت چینیجیلی هست.

امنیت بال پرواز برند volvo

امنیت بال پرواز برند volvo

 اگر می خواهید یک برند بسازید ، باید برای داشتن یک کلمه مخصوص خودتان تمرکز کنید ، کلمه ای که تا الان هیچ کس آن را نداشته است. اعتبار نام تجاری چیزی هست که مشتریان و مردم راجع به شما فکر می کنند همیطور نمای بیرونی برند شما و جایگاه آن در ذهن مخاطبان را شامل می شود.

شرکت ولوو همیشه جلوتر از زمان در حرکت بوده و حتی یه مشتران خود محصولاتی که درآینده در دست تولید دارد را معرفی می کند.

به همین دلیل است که در استراتژی شرکت ولوو، شعار” طراحی شده برای شما ”   مردم را در مرکز تمام فعالیت های شرکت قرار می دهد دلیل اصلی سرمایه گذاری در نام تجاری ولوو استراتژی شرکت در  “طراحی شده برای شما”  بوده است و هدف رسیدن به فروش هشت صد هزار اتومبیل های سال ۲۰۲۰ می باشد.

ولوو در میانه راه یک استراتژی جاه‌طلبانه قرار دارد که در این استراتژی همه مدل‌های خط تولید ولوو تا انتهای دهه جاری تعویض می‌شوند و چند نسخه جدید اضافه خواهند شد. این مسئولیت ولوو را به طور منصفانه‌ای متعهد می‌سازد که تا تکمیل این استراتژی، وقت کمی را صرف مسائل دیگر کند. بنابراین پس از سه کانسپتی که از سری ۹۰ جدید در طول سه سال گذشته رونمایی شد، احتمالاً دیگر شاهد تعداد زیادی (اگر نگوییم هیچ) کانسپت جدید از الان تا سال ۲۰۲۰ نخواهیم بود. برای دیدن کوپه‌ها و کانورتیبل‌های دو در نیز باید صبر کنیم و ایده کوپه XC90 اسلنت‌بک برای رقابت با بی‌ام‌و X6 که رئیس آمریکایی ولوو لکس کرسمیکرز اقرار کرده است که “داشتن آن خوب خواهد بود”، حتی در زمان طولانی‌تری عملی خواهد شد. اما ولوو در طول چند سال آینده برای حفظ اشتیاق ما چند خودروی جدید عرضه خواهد کرد و ممکن است حتی چند سورپرایز هم برای ما داشته باشد.

هدف Volvo در ایجاد ایمنی یک اولویت است

در سال ۱۹۵۸، ولوو با کمربند ایمنی ۳ نقطه ای عرضه شد. با اینکه میلیون ها نفر  می توانستند ان را به اجرا درآورند، Volvo تصمیم گرفت که این فناوری را با سایر تولید کنندگان خودرو به اشتراک بگذارد.

ولوو همیشه ازمقررات ایمنی خودرو هم جلوتر می باشد، در حقیقت ایجاد ایمنی از اولویت های این شرکت برای مشتریانش می باشد. همینطور در دهه ۱۹۹۰ باز هم جلوتر از رقبای خود سیستم کیسه های هوای خود را با استفاده از تبلیقات تلوزیونی و ایجاد تست های مختلف معرفی کرد منحصر به فرد ترین ویژگی ولوو شاید برای همه ما وسواس ایجاد ایمنی و پیشرفت در محصولات خود است.

درآخر شما را به تماشای ویدیو تبلیغاتی شرکت ولوو دعوت میکنم ، لازم به ذکر است این ویدیو تا کنون ۹۰ میلیون بازدید در سایت youtube را داشته است قسمتی از جملاتی که ژان کلوود بازیگر معروف سینما بیان می کند:(من در زندگی بالا و پایین زیاد داشتم. از جاده‌های ناهموار عبور و بادهای شدید را تحمل کرده ام. این‌ها از من همان چیزی را ساخته که امروز هستم و الان روبروی شما ایستاده‌ام. آنچه می‌بینید بدنی آرمانی است)

 


 

نوشته امنیت، بال پرواز برند volvo اولین بار در ماورا پدیدار شد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

مدت زمان مطالعه ۱۰ دقیقه

همین که روی زمین سالم به مقصد برسم باید خدا را شکر کنم چه برسه به آسمان!

تجربه به همه ما ثابت کرده که در سالهای اخیر خیلی از ناممکن ها در دنیا امروزی ممکن شده است و تحقق هیچ چیز برای بشر دور از ذهن نمی باشد.در این مقاله قصد دارم دنیای جدید پیش رویمان را تصویر سازی کرده و تجربه آیندگان در استفاده از وسایل حمل و نقل شهری را درک کنیم هر چند که برای همه ما مشکلات و فواید استارتاپهای این حوزه مشخص می باشد اما دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده استارتاپهای هوایی را برای سفرهای درون شهری انتخاب کنیم.

در سالهای اخیر با اسامی زیادی مانند اوبر، تپسی، اسنپ و … برخورد کرده ایم که همه این برندها هر کدام به نوبه خود سروصدا های زیادی راه در فضای کسب و کار انلاین به را انداخته اند و کمتر کسی هست که از خدمات این استارتاپها استفاده نکرده باشد. ولی این روزها جدا از همه این بحث ها خبر از تاکسی های حمل و نقل هوایی به گوش می رسد و همانطور که رودین لیاسوف کارآفرین هوانوردی می گوید پرواز به زودی شخصی تر می شود به طوری که تاکسی های هوایی خودران کوچک به ما اجازه دور زدن شلوغی های ترافیک را می دهند و به طور کلی شیوه جا به جایی ما در شهرها و شهرک ها را تغییر خواهند داد.در قرن گذشته پرواز سیاره ما را به هم متصل کرد، در قرن بعدی جوامع محلی مان را دوباره پیوند خواهد داد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی چیست؟

تاکسی هوایی یا همان ایر‌تاکسی، یک نوع اصطلاح کلی است که برای انواع هواپیماهای دربستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایر تاکسی عبارت است از استفاده از هواپیما در مسیرهای مختلف پرواز بدون استفاده از برنامۀ پروازی که به‌خودی‌خود موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه خواهد شد. تاکسی هوایی یک هواپیمای سبک یا حتی فوق‌سبک است و می‌تواند با حداقل ظرفیت ممکن که چیزی در حدود ظرفیت یک تاکسی یا اتوبوس معمولی است، در مسیرهای کوتاه جا‌به‌جا شود.به تازگی شرکت Volicopter  از تاکسی‌های هوایی دونفره خود در دبی رونمایی کرد. این وسیله نقلیه با ۱۸ پروانه الکتریکی برای نخستین بار در آسمان دبی به پرواز درآمد و به این ترتیب نخستین سرویس تاکسی پرنده دنیا در این کشور آزمایش شد. این وسیله نقلیه خودران برای حمل دو سفر از نقطه A به B و بدون خلبان طراحی شده است. Volocopter  می تواند به مدت ۳۰ دقیقه پرواز کند و حداکثر سرعت آن نیز ۱۰۰ کیلومتر برساعت اعلام شده است.علاوه بر این موارد این تاکسی مجهز به چتر نجات، ۹ سیستم مستقل باتری، سیستم شارژ سریع و اتصال به شبکه برق است. شارژ کامل نمونه اولیه وسیله نقلیه حدود ۲ ساعت طول کشید که به گفته شرکت درنسخه های تولیدی کاهش می یابد. تاکسی‌های هوایی خودران با بقیه وسایل حمل ونقل عمومی دبی همخوان می شود و افراد می‌توانند با استفاده از اپلیکیشنی مخصوص آن را سفارش دهند. این تاکسی‌ها ۵ سال دیگر خدمات خود را در دبی آغاز می‌کنند.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی ایرباس با موفقیت تست های اولیه را پشت سر گذاشت

غول صنعت هوانوردی جهان یعنی ایرباس اخیرا از آزمایش موفقیت آمیز تاکسی پرنده برقی و خودران خود خبر داده است. این وسیله نقلیه منحصر بفرد که توسط لابراتوار A³ واقع در سیلیکون ولی توسعه یافته، واهانا (Vahana) نام دارد.

به گفته مقامات ایرباس، این تاکسی عمود پرواز توانسته تا ارتفاع ۱۶ فوتی (۴٫۸ متر) بلند شده و دوباره به طور سالم و موفق بر زمین بنشیند. طبق اطلاعات موجود تست اولیه در روز ۳۱ ژانویه در غرب آمریکا و در ایالت اورگن (Oregon) انجام شده است.

اگر چه این پرواز آزمایشی بسیار امیدوار کننده بوده، اما بیش از ۵۳ ثانیه طول نکشیده است. البته ظاهرا روز بعد مهندسین ایرباس یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر نیز انجام داده اند.

 آقای زاک لاورینگ (Zach Lovering) مدیر پروژه ایرباس در این باره گفته:

امروز ما یک دستاورد بسیار بزرگ در عرصه اختراعات هوانوردی را جشن می گیریم. در عرض تنها دو سال، واهانا از یک طرح اولیه بر روی کاغذ، به یک خودروی پرنده در مقیاس واقعی تبدیل شده و توانسته با موفقیت اولین پرواز خود را پشت سر بگذارد.

تیم ما قدردان حمایت هایی است که از سوی لابراتوار A³، خانواده بزرگ ایرباس و شرکایی مثل MTSI و Pendleton UAS Range دریافت است.واهانا با توجه به قابلیت های خود می تواند انقلابی در عرصه حمل و نقل بوجود بیاورد. این تاکسی هوایی ظرفیت حمل یک نفر را داشته و از پیشرانه ای الکتریکی بهره می برد؛ همچنین به لطف هوش مصنوعی و تجهیز به امکانات پیشرفته توانایی هدایت خودکار را دارد.

تاکسی هوایی ایرباس نمونه ای مثال زدنی از تلاش شرکت های مختلف برای متحول کردن حمل و نقل شهری در آینده به شمار می رود. اما با وجود پیشرفت های زیاد و تست های موفقیت آمیز، هنوز برنامه زمانی دقیقی برای ورود وسایل نقلیه این چنینی به معابر و آسمان شهرها ارایه نشده است.

در زمان کنونی به نظر می رسد که واهانا و نمونه های مشابه هنوز نیازمند تکنولوژی پیشرفته تر، تست های گوناگون و البته توسعه قوانین و مقررات جدید هستند

تاکسی های هوایی خودران مسافرتهای شما را تغییر می دهند 

اگر برنامه های شرکت اوبر خوب پیش برود تا سال ۲۰۳۰ سرویسهای تاکسی های هوایی خود را راه می اندازد طرح تاکسی های اوبر خیلی خلاقانه به نظر می رسه اما در مرحله اجرا با مشکلات بسیاری هم روبروست، این تاکسی ها با باطری کار می کنند چیزی بین یک هواپیمای کوچک و یک هلیکوپتر با بالهای ثابت . شعار اوبر در مورد این تحول این است : ما به آسمان نگاه می کنیم و ما می خواهیم قانون حمل و نقل شهری را دگرگون کنیم با توجه به میزان حمل و نقل شهری که هر روز بیشتر می شود و مشکلاتی ایجاد می کند نیاز به طرحهای انقلابی داریم هرچند طرح تاکسی های هوایی در ابتدای کار بسیار گران خواهد بود چاالشهایی هم در راه تحقق رویای اوبر وجود دارد از جمله صدور گواهی نامه جدید پرواز و آموزش خلبانان و طراحی سیستم مدیریت ترافیک برای جلوگیری از تصادفات هوایی به این ترتیب باید منتظر باشیم و ببینیم دنیای فناوری چگونه جهانی که در آن زندگی میکنیم را دگرگون خواهد کرد و شرکتهای ایرانی آیا توانایی این را دارند که این گونه تحولات را در سیستم حمل و نقل وارد کنند !

پیشنهاد میکنم اگر علاقه مند این مبحث هستید ویدیو زیر را تماشا کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید:

 

نوشته آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

۷۰۰ ذهن به عنوان یک نفر که در ۱۷ دفتر فعالیت می‌کنند، مهم‌ترین مشخصه‌ای است که آژانس بازاریابی gyro از خود ارائه می‌دهد.

gyro تهیه محتوای متناسب و ارائه ایده‌هایی که به لحاظ انسانی مورد توجه هستند را در دستور کار خود قرار داده است. شخصی‌سازی محتوا، ارائه ویژگی‌های مناسب رسانه‌ای و تجزیه و تحلیل روند بازاریابی از جمله خدماتی است که این گروه بازاریابی به مشتریان خود ارائه می‌دهد.

داده‌های دقیق کافی نیست

گروه بازاریابی gyro با داشتن تیم‌های متخصص اندازه‌گیری بازار و ارائه داده‌ها، اطلاعات دقیقی را به دست می‌آورد؛ داده‌هایی که در نهایت انتخاب‌های دقیق‌تری را به دنبال خواهند داشت.

اما یکی از ویژگی‌های بارز این شرکت، توجه به این نکته است که نباید تنها به این داده‌های دقیق تکیه کرد! پیش‌بینی رفتار منطقی مردم که بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌ها انجام می‌شود، همیشه درست عمل نمی‌کند، زیرا انسان یک موجود دارای احساس و عاطفه است؛ به همین دلیل نیز نباید تنها به یک سری داده‌های دقیق اتکا کرد، بلکه باید با در نظر گرفتن عواطف مخاطبان رفتار آنان را پیش‌بینی کرد.

به همین دلیل نیز این گروه بازاریابی پس از اندازه‌گیری دقیق داده‌ها و به دست آوردن اطلاعات دقیق، آنها را مورد بازبینی قرار داده و سعی در ارائه ایده‌هایی دارد که هر چه بیشتر به روابط درونی و عاطفی انسان‌ها نزدیک‌تر باشند.

البته داده‌های دقیقی که این گروه بازاریابی از آنها به عنوان «داده‌های بزرگ» یاد می‌کند، در شکل‌گیری یک روند بازاریابی دقیق بسیار تأثیرگذار هستند، اما در صورتی که بتوانند الهام‌بخش ایده‌هایی باشند که در مقیاس انسانی کارآمد بوده و بتوانند با رفتارهای عاطفی انسان هماهنگ باشند.

محتوای شخصی با داستان‌های عاطفی

شخصی‌سازی محتوا برای گروه بازاریابی gyro به معنای ارائه یک محتوای داستانی است که خاص یک برند باشد؛ ایده‌های خلاقانه‌ای که از دل تجربه‌های مرتبط با یک نام تجاری بر‌آمده‌اند و به‌گونه‌ای جذاب و در قالب داستان‌های جالب ارائه می‌شوند.

این آژانس تبلیغاتی به دنبال داستان خاص مشتریان خود است، به این معنا که پس از مطالعه دقیق روند شکل‌گیری یک برند، داستان آن را می‌سازد، اما ساختن داستان پایان راه نیست، بلکه آغاز شکل‌گیری داستان اصلی است، به این معنا که صرف بیان سرگذشت و تجربیات یک برند، نمی‌تواند یک محتوای داستانی تأثیرگذار را ارائه دهد، بلکه باید به دنبال ایده‌هایی خلاقانه بود که بتوانند با توجه به عواطف انسانی مخاطبان، ویژگی‌های اصلی یک نام تجاری را در قالب داستانی گیرا، مانند یک سفر تفریحی بیان کنند.

در حقیقت این گروه بازاریابی به دنبال داستان‌هایی است که ارائه آنها منجر به درگیری عاطفی مخاطبان شود، چراکه هرگاه احساس درگیر شود، بازاریابی عاطفی شکل گرفته و یک نام تجاری می‌تواند در ذهن یک مخاطب باقی بماند.

 به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

شناخت مستمر مشتریان

شناخت دقیق مخاطبان یک ویژگی مهم در روند بازاریابی آژانس gyro است. این گروه می گوید حتی می‌تواند رفتار مصرف‌کنندگان را پیش‌بینی کند که البته رسیدن به این روش، نشان از یک بازه زمانی قابل توجه دارد که صرف مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان یک برند شده است.

همچنین از آنجایی که این گروه بازاریابی، اتکای صرف به داده‌ها نداشته و به دنبال پیش‌بینی رفتار عاطفی انسان‌هاست، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری را ارائه خواهد داد؛ زیرا یک مخاطب انسانی را با توجه به تمام ویژگی‌های فردی و اجتماعی آن در نظر گرفته و به همین دلیل نیز می‌تواند کمترین میزان خطا را در پیش‌بینی‌های خود مرتکب شود.

ترسیم مشخصات مشتری کاری است که این گروه بازاریابی برای مشتریان خود انجام می‌دهد؛ مشخصاتی که می‌توانند در ارائه برنامه‌های کارآمد تبلیغاتی بسیار مؤثر باشند، البته مطالعه مستمر روی رفتار مشتریان، یکی دیگر از روش‌های این گروه بازاریابی است که باید به صورت دنباله‌دار انجام شود، زیرا از نظر این گروه، مخاطب برندها انسان‌هایی هستند که عواطف و روحیات آنها ثابت نبوده و در گذر زمان تغییر می‌کند.

ایجاد جرقه بین ایده و مخاطب

شاید بتوان گفت مهم‌ترین هدفی که گروه gyro دنبال می‌کند، رسیدن به نقطه‌ای است که بین ایده‌هایی که ارائه می‌دهد و مخاطبان انسانی یک جرقه اتفاق بیفتد؛ جرقه‌ای که باعث تأثیرگذاری عمیق روی عواطف مخاطبان خواهد شد.

برای رسیدن به این هدف، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چالش پیش‌رو این است که چطور می‌توان محصول و خدمات یک برند را به افراد معرفی کرد که به یک تأثیرگذاری عاطفی و در نهایت تغییر رفتار آنها منجر شود؟! در حقیقت این مهم نیز از طریق مطالعه دقیق مشتریان، کسب داده‌های بزرگ و در نهایت، ارائه آنها در قالب ایده‌هایی انسانی امکان‌پذیر خواهد شد.

منبع:شنبه

نوشته به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین

مدت زمان مطالعه ۱۸ دقیقه

همه ما برای برندمان رویاها و برنامه هایی داریم، و بر این موضوع واقفیم که داشتن نام و نشان (لوگو) مناسب یک برند چقدر در سرعت بخشیدن به برنامه ها و ماندگاری در ذهن مخاطبین و مشتریان موثر است.
اما حالا که مراحل سخت اولیه را پشت سرگذاشتیم، موضوع مهم دیگری نیز باید در نظر داشته باشیم؛
انتخاب رنگ برند مناسب، عاملی که به نحوی به نام و نشان ما جلوه خواهد داد و روح فلسفه برند ما را به مخاطب انتقال می دهد!

چرا با وجود اینکه موضوع روانشناسی رنگ بسیار بحث برانگیز است، اما اطلاعات حقیقیِ بسیار کمی برای حمایت از آن وجود دارد؟

براساس نتایج یک تحقیق، سوءتفاهم‌هایی که در مورد رنگ‌ها بوجود میاد، اغلب به خاطر مواردی مثل ترجیحات شخصی، تجربیات، روش آموزش و تربیت، تفاوت‌های فرهنگی و در نهایت تاثیر مبهمی که ممکنه رنگ‌ها روی شخصیت ما داشته باشن، هست. پس این ایده که مثلا رنگ‌هایی مثل زرد یا ارغوانی می‌تونن یک نوع حس ماورایی خاص رو آزاد کنن، چندان هم صحبت غیرمنطقی نیست.

اما اگر بازهم قبول نداریم که پاسخ‌های محکم این چنینی نمی‌تونن تضمینی باشن، پس هنوز موارد زیادی وجود داره که باید در موردشون خوند و یادگرفت. راه‌چاره این هست که به دنبال راه‌هایی کاربردی باشید تا در مورد رنگ‌ها تصمیم‌گیری کنین.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

 

در عکس بالا رنگها اینگونه توضیح داده شدند:

  • زرد: خوش‌بینی، شفافیت و گرمی و صمیمیت
  • نارنجی: دوستانه، شاد، بااعتماد به نفس
  • صورتی: هیجان، جوانی، جسارت
  • بنفش:‌ خلاق، دارای قوه تخیل بالا، دانا
  • آبی: اطمینان، قابل اعتماد، قدرت
  • سبز: صلح‌طلب، رشد، سلامتی
  • خاکستری: تعادل، بی‌طرفی، آرامش

اطلاعات نادرست و بی روحی که روانشناسی رنگ را تنها در چند جمله  خلاصه می کند، شرایط را بدتر می کند، برخی از این عبارت ها در ذیل آمده است:

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلا

–    از لحاظ روانشناسی رنگ زرد شادترین رنگ موجود است.

–    شخصیت کارتونی گرین لنترن (Green Lantern) از رنگ زرد می‌ترسید.

–    ۷۵ درصد از مدادهایی که در امریکا به فروش می رسد به رنگ زرد هستند.

حالا زمان آن است که به بررسی تحقیقاتی مبنی بر نقش مهم رنگ در متقاعدسازی مشتری بپردازیم.

روانشناسی رنگ و انتخاب رنگ مناسب برای برند خود

مردم به روشهای مختلف از جمله شیوه های روانشناختی و اجتماعی بوسیله رنگ تحت تاثیر قرار می گیرند. با رنگ می توان بیانه ای ایجاد نمود ، خلق و خو را تغییر داد و توجه را جلب کرد. به همین دلیل روانشناسی رنگها دربرندسازی بسیار مهم است. صفحات مختلف در ایجاد بیانیه و جذب کاربر نقش حیاتی ایفا می کنند. اگر در طراحی یک برند رنگ مناسب بکار گرفته شود این رنگ می تواند علاوه بر انتقال پیام به کاربر انرژی نیز دهد.

تلاش‌های فراوانی جهت طبقه‌بندی واکنش مصرف‌کننده به رنگ‌های مختلف انجام شده است. اما حقیقت امر این است که رنگ به تجارب شخصی افراد بسیار وابسته است و انتقال احساس و برداشت خاص از یک رنگ به صورت جهانی دشوار است.اما الگوهای پیامی بسیاری در مفهوم رنگ وجود دارد. به عنوان مثال رنگ‌ها نقش حیاتی در خرید و برند، بازی می‌کنند.

محققان بر اساس مقاله ای با عنوان ” تاثیر رنگ در بازاریابی”  یافته اند که بالغ بر ۹۰درصد قضاوت هایی که از سوی مصرف کنندگان درباره محصولات می شود، تنها بر اساس رنگ است. (انتخاب نوع رنگ هم به محصول بستگی دارد.)

با توجه به نقش مهم رنگ در برند، نتایج حاصل شده از یک مطالعه با عنوان ” تاثیرات متقابل رنگ” نشان می دهد که رابطه بین رنگ و برند بر پایه تناسب درکِ رنگی است که در برند خاصی استفاده می شود. ( به عبارت دیگر آیا رنگ با آنچه که فروخته می شود “تناسب” دارد یا نه)

مطالعه‌ای با عنوان “قرمزِ هیجان انگیز و آبی رقابتی” نیز تاثیر رنگ بر خرید را بر اساس چگونگی اثرگذاری مفهوم برند، تایید می‌کند. این بدان معنا است که رنگ باعث می شود مصرف کننده درباره “وبژگی” برند، قضاوت کند. (اگر موتورهای هارلی دیویدسان، حس خوب و قدرتمندی را به موتورسوار نمی دادند، دیگر چه کسی می خواست آنها را بخرد؟)

برخی دیگر از مطالعات نشان می‌دهند که مغز ما برندهای قابل شناسایی را ترجیح می دهد که باعث می شود رنگ اهمیت ویژه ای در ویژگی برند داشته باشد.حتی پیشنهاد شده که کسب‌و‌کارهای نوپا رنگی را برای لوگو انتخاب کنند که آنها را از سایر رقیبان خود متمایز سازد. (مثلا اگر کلیه رقیبان از رنگ آبی در برند خود در زمینه کسب و کارتان استفاده می کنند، شما رنگ بنفش را انتخاب کنید.)

بر اساس مطالعات محققان، زمانی که وقت انتخاب “صحیح ترین” رنگ می رسد، پیش بینی واکنش مصرف کننده به رنگ انتخابی که با محصول در تناسب باشد، بسیار مهم تر از خود رنگ است. بنابراین اگر مالکان کمپانی هارلی-دیویدسن (Harley-Davidson-migna.ir) می خواهند محصولی را تولید کنند که در مشتریان احساس قدرت کنند، باید پیش بینی کنند که محصولاتی با رنگ صورتی هرگز به فروش نخواهد رسید.

جنیفر آکر، استاد دانشگاه استنفورد، مطالعاتی را در زمینه‌ی وسعت ویژگی برند انجام داده و پنج اصلی را که نقش مهمی در شخصیت برند بازی می‌کند مورد بررسی قرار داده است. مطالعات دیگر نشان داده که واقعاً بین استفاده از رنگی خاص و برداشت مصرف‌کننده از ویژگی برند رابطه وجود دارد.

هر رنگ با ویژگی خاصی در ارتباط است. ( مثلاً رنگ قهوه ای با خشونت، بنفش با فرهیختگی، و رنگ قرمز با هیجان در ارتباط است). اما نکته قابل توجه در اکثر مطالعات دانشگاهی درباره رنگ و بازاریابی این است که به جای پرداختن به رنگ های کلیشه ای و مربوطه معمول، رنگ انتخابی تان باید با ویژگی دلخواهِ برندتان، تناسب داشته باشد.

به نادرست بودن این مفهوم کلی که رنگ سبز به معنی آرامش است توجه کنید. در صورت داشتن چنین عقیده ای از موضوع اصلی دور می مانیم؛ گاهی از رنگ سبز برای برندهای مربوط به امور زیست محیطی  مانند Timberland’s G.R.E.E.N standard, استفاده می شود، اما رنگ سبز گاهی اوقات جنبه مالی را هم مانند mint.com ( سرویس مدیریتی امورمالی شخصی در آمریکا) در برمی گیرد.

این موضوع درباره‌ی سایر رنگ‌ها هم صدق می‌کند، مثلاً رنگ قهوه‌ای در یک حوزه به معنی خشونت و در جایی دیگر نشاندهنده‌ی صمیمت و احساس میزبانی (مانند مراسم شکرگزاری) و یا اشتها‌آور ( مانند آگهی تبلیغاتی شکلات)  است.

اما این نکته را به خاطر داشته باشید که زمینه کاری شما مهم ترین نقش را بازی می کند. احساس و تصویر ذهنی که برند شما در متقاعد کردن مصرف کننده می گذارد، بسیار مهم است. رنگ انتخابی حتما باید با برند متناسب باشد.

یکی از جالب‌ترین آزمایشات در این زمینه توسط آقای Joe Hallock انجام گرفته. تحقیقات این شخص نشون داد که جنسیت در ترجیح دادن رنگ‌ها هم نقش داره (البته اغلب پاسخ‌دهندگان به این پرسش‌ها از جوامع غربی بودن). یکی از نکات جالب در تحقیقات جو هالوک، همونطور که در تصویر زیر می‌بینین، برتری رنگ آبی نسبت به سایر رنگ‌ها در میان هردوجنس زن و مرد هست و البته تفاوت در گرایش نسبت به رنگ ارغوانی در بین این دو گروه البته این رو هم نباید از یاد برد که محیط شخص- به خصوص ادراک فرهنگی- نقشی مهمی رو در تناسب یک رنگ برای یک جنس خاص بازی می‌کنه که این این مورد می‌تونه انتخاب‌های شخصی رو تحت الشعاع قرار بده.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

شایان ذکر است که محیط زندگی فردـ خصوصا مفاهیم فرهنگی نقش خیلی مهمی در علاقمندی افراد به رنگ های خاصی دارد. مثلا مقاله ای در مجله‌ی Smithsonian توضیح می‌دهد که چگونه آبی به رنگی برای پسرها و صورتی به رنگ دخترها تبدیل شده است.
مهم ترین نکته ی قابل توجه در این تصویر، علاقه ی هر دو جنس مرد و زن به رنگ آبی است. اما درباره رنگ بنفش هیچ شباهتی باهم ندارند. رنگ بنفش در صدر لیست رنگ های مورد علاقه ی خانم ها است. در رابطه با درک رنگ، مردان رنگ های تند را ترجیح می دهند، درصورتی که زنان رنگ های ملایم تری را دوست دارند.

بهتر است برای طراحی لوگوی خود این اطلاعات را در ذهن داشته باشید. چرا که در جذب مصرف کنندگان تأثیر به سزایی دارد.

هماهنگی رنگ ها و نرخ تبدیل    

اخیرا انتخاب “بهترین” رنگ برای نرخ تبدیل در وب سایت ها به موضوع بسیار محبوبی تبدیل شده است.  این وبسایت ها با توجه به این نکته که هیچ رنگی، بهترین رنگ برای نرخ تبدیل نیست،  توانسته اند پیشرفت خوبی در این زمینه داشته باشند.

براساس قانون روان شناسی تحت عنوان “اثر جداسازی” (the Isolation Effect)، احتمال یادآوری  آیتمی که “مانند انگشت شست نسبت به سایر انگشتان متمایز باشد، بیشتر است”. تحقیقات به وضوح نشان می دهد زمانی که یک آیتم نسبت به آیتم های اطرافش برجسته تر است، افراد بیشتر به آن توجه کرده و آن را به خاطر می‌سپارند.

مثلاً در مثال بالا باکس Sign Up مانند یک جزیره قرمز در میان دریای آبی صفحه بیشتر خودنمایی می کند.

مطالعاتی تحت عنوان “پاسخ زیباشناختی به ترکیب رنگ” و “ترجیحات مصرف کننده درباره ی ترکیب رنگ” نشان می دهد  در حالی که اکثریت مصرف کنندگان الگوهای رنگی با ته رنگ های مشابه را ترجیح می دهند، اما پالت هایی با رنگ های  بسیار متضاد را می پسندند.

این عبارت از نظر هماهنگی رنگ به معنی ایجاد یک ساختار بصری متشکل از پایه رنگ های مشابه و متضاد کردن آنها با رنگ های مکمل تند است. از رنگ های ثانویه نیز می توانید استفاده کنید.

ممکن است پس از خواندن این مطلب احساس کنید یک  دکوراتور داخلی هستید، اما درک درست این اطلاعات در درک نوسانات و بهینه سازی نرخ تبدیل از اهمیت بالایی برخوردار است.

در مثال زیر تغییر رنگِ کادر باعث افزایش نرخ تبدیل شد:

زمانی که رنگ باکس را از سبز به قرمز تغییر دادند، نرخ تبدیل ۲۱ درصد افزایش یافت. اما این بدان معنا نیست که رنگ قرمز دارای قدرت جادویی است و مردم را جذب می کند.

بیشتر که به عکس توجه کنید متوجه می شوید که رنگ سبز با قسمت های دیگر صفحه هماهنگی بیشتری دارد. رنگ قرمز (که مکمل سبز است) تضاد بصری چشمگیری را به وجود آورده است.

چرا قهوه “موکا” دوست داریم اما از رنگ “قهوه ای” متنفریم.

                                                                                                                             اگرچه روش‌های درک رنگ‌های مختلف، متفاوت است، اما نام خود رنگ‌ها هم در علاقه‌ی ما به آنها بی‌تأثیر نیست.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

                                                                                                                  تصاویری که در زیر آورده شده متعلق به شرکت Chopra که میزان دانلود نرم‌افزار تولیدی این شرکت رو در استایل‌های مختلف دانلود نشون می‌دن.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

ا

 
در بعضی موارد فقط نوشته شده دانلود، ودر  بقیه نوشته شده دانلود رایگان. می‌تونین حدس بزنین که کدوم استایل عمکلرد بهتری داشت؟
 
استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

در یک مطالعه از افراد خواستند تا محصولات را بر اساس نام‌های رنگی مختلفی ارزیابی کنند. نام‌های “شیک” بیشتر مورد استقبال افراد قرار گرفتند. به عنوان مثال، برند موکا از رنگش که قهوه‌ای بود، طرفداران بیشتری داشت. در صورتی که محققان رنگ های یکسانی را به آنها نشان داده بودند.

این تحقیق در طیف متنوعی از محصولات انجام گرفت و نتیجه ی همه ی آنها یکسان بود. به چشم مصرف کنندگان برندهایی که رنگی نوشته شده بودند جذاب تر بود.

ثابت شده که هرچه نام رنگ ها غیرمعمول تر و منحصربه فردتر باشد، نیت خرید مصرف کننده را بیشتر می کند. مثلا پاستیل هایی با نام “رازماتا” (Razzmatazz) فروش بیشتری از پاستیل هایی با نام “زرد لیمویی” داشتند. این موضوع درباره محصولات غیرغذایی هم صدق می کند.

پس به خاطر داشته باشید که انتخاب رنگ هم به اندازه‌ی انتخاب نام برند از اهمیت ویژه‌ای در جلب توجه مصرف‌کننده دارد.

 

نوشته قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

مدت زمان مطالعه ۱۵ دقیقه

مجله دیجیتالی foundr  یک منبع و یک راهنما برای کارآفرینانی هست که بصورت حرفه ای کسب و کار خود را شروع کرده اند. مجله در چند سال کوتاه پس از شروع به کار موفق به انجام بیش از ۲۴۰ مصاحبه تخصصی با صاحبان مشاغل یا افراد موثر در کسب‌و‌کارهای نوپا شده و از ۱۷۳ کشور بازدید‌کننده دارد. اما داستان شروع به کار، موفقیت‌ و شیوه این مجله چیست؟ ناتهان چان، پایه‌گذار این مجله معتقد است که بیشترین تاثیر در پیشرفت کار مجله را از مربیان خود گرفته.
هنگامی‌که  ناتهان چان در جست‌وجوی حل مشکلات راه‌اندازی کسب‌و‌کار نوپای خودش بود، دریافت که منابع مناسب و قابل تکیه برای افراد تازه‌وارد در این حوزه وجود ندارد و  این نقطه شروع مجله‌ای شد با نام فاندر که اینک در بین علاقه‌مندان به موضوعات کسب‌و‌کارهای نوپا و داستان‌های واقعی موفقیت آنها، منبعی شناخته شده است. چان نمی‌خواست که حرف‌های معمولی همچون «کارتان را تا انتها ادامه دهید» بشنود و به عنوان کارآفرینی که شور زیادی در سر دارد، به دنبال راهنمایی‌های ملموس از سوی افراد شاخص و کارآفرینانی بود که آنچه می‌گویند را در عمل انجام داده و موفق شده باشند؛ برای همین سراغ بزرگان حوزه کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق همچون راسل برانسون رفت؛ به این ترتیب کسب‌و‌کار تازه‌ای شکل گرفت که امروز به نام مجله فاندر شناخته می‌شود.
شروع به کار برای فاندر در سال ۲۰۱۳ در واقع نخستین تجربه چان بود و او تقریبا هیچ چیزی درباره تولید یک اپلیکیشن، انتشار، جمع‌کردن گروه کاری‌ و کارآفرینی نمی‌دانست. اما تنها یک چیز باعث شد تا امروز در نقطه‌ای متفاوت باشد و آن هم آموختن از مربیان است. او به طور مستمر مربیانی در کنارش داشت که او را راهنمایی کرده و کمک‌های ارزشمندی را در اختیارش قرار دهند. در  این زمینه همواره یک نصیحت وارن بافت را به یاد داشت که: «آموختن از اشتباهات خوب است اما از آن بهتر آموختن از اشتباهات دیگران است.» 
گرچه مجله اینترنتی فاندر منبعی از نوشته‌ها، مصاحبه، گزارش‌ و اطلاعات مفید برای کارآفرینان و صاحبان کسب‌و‌کارهای نوپا‌ست، اما ناتهان چان که خود بنیانگذار این مجله است، بیشترین تاکید را بر استفاده از مربیان و راهنمایان دارد که در طول مراحل طراحی تا پیشبرد یک کسب‌و‌کار در اختیار کارآفرینان هستند. او داستان شروع به کار و مشکلات و مسائلی را که با آنها مواجه بوده، از این زاویه بررسی می‌کند که چگونه می‌توان و چرا باید از وجود مربیان استفاده کرد؟ داستان موفقیت این مجله، بازگویی دلایل و زوایای موضوع استفاده از مربیان است.

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  آیا کار کارآفرینان به مربی نیاز دارند؟

به‌راستی چرا کارآفرینان به مربی نیاز دارند و آیا افراد باهوشی که طرح‌های ارزشمندی دارند خودشان به‌تنهایی نمی‌توانند کار را پیش ببرند؟ اگر فردی همان مسیری را رفته که شما می‌خواهید دنبال کنید‌ و اگر بتوانید از آموخته‌های او استفاده کنید، در واقع می‌توانید از آموخته‌هایی که در طول ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ سال داشته در طول مسیر خود استفاده کنید. به این ترتیب می‌توانید آنچه را دوست دارید، روی یافته‌ها و تجربیات سایرین بنا کنید، این درست همان روشی است که در طول تاریخ با استفاده از آن دستاوردهای بزرگ فراهم شده. استفاده از مربی در هر نوع کسب‌و‌کاری توصیه می‌شود. آیا می‌توان بدون وجود مربی هم کارها را پیش برد؟ بله حتما، اما نمونه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد ادامه کار بدون راهنما و مربی، هزینه و مشکلات زیادی را تولید خواهد کرد در حالی‌که وقتی کارها را بدون دریافت راهنمایی از مربیان انجام دهیم،از بخت مناسب برای انجام بهتر کارها محروم شده‌ایم. 
راهنمایی‌های مربیان را می‌توان در کتاب‌ها یا متونی که منتشر شده‌اند یافت، یا اینکه آنها را استخدام کرد، یا از آنهایی که آشنایی قبلی داریم، در طول زمان به شکلی طبیعی به عنوان مربی استفاده کنیم. افراد موفقی که امکان دسترسی و فراگیری مستقیم از مربیان نداشته‌اند، حتما آموزش‌های لازم را از کتاب‌ها، دوره‌های آموزشی یا سایر شیوه‌های آموزشی دریافت کرده‌اند.

  •  چگونه مربی مناسب خودم را پیدا کردم؟

چان میگوید: من درس‌های بزرگی از مربیان خودم گرفته‌ام و بابت راهنمایی‌های ارزشمندی که کردند، از آنها سپاسگزارم. در همان زمانی‌که کار فاندر را تازه شروع کرده بودیم، در مدتی کمتر از ۴ ماه پس از شروع کار، بابت موضوع علامت تجاری از ما شکایت شد. این اتفاقی احمقانه به نظر می‌رسید ولی یکی از سخت‌ترین ایامی بود که من تجربه کردم. تصور کنید که رویای انجام کاری را دارید، آن را شروع می‌کنید‌ و ناگهان فردی از راه می‌رسد و از شما شکایت می‌کند. شاکی من یک شرکت بزرگ بود؛ مجله دیگری که چاپ دیجیتال کوچک ما را نابود کرد. من متاثر و وحشت‌زده شدم‌ و در آن شرایط نخستین چیزی که به ذهنم رسید، این بود که چگونه از این مخمصه رها شوم؟ با بالاگرفتن موضوع من سراغ کارفرمایم رفتم و موفق شدم که او را برای کمک جلب کنم.  پرسیدم که چه توصیه‌ای به من می‌کند‌ و او واقعا به من برای خروج از آن بحران کمک کرد. در آن موقعیت اگر امکان استفاده از آن فرد به عنوان راهنما و مربی را نداشتم، واقعا چه کاری باید انجام می‌دادم؟ و کار جدیدم به عنوان فاندر در چه وضعیتی قرار می‌گرفت و مسیرکاری من به عنوان یک کارآفرین به کجا می‌کشید؟ آن راهنمایی‌ها نه‌تنها من را در حل موضوع کمک کرد، بلکه تجربه بسیار گرانقدری نیز بود.حتی در نبود یک کارفرمای سابق یا راهنما، می‌توان سراغ دوستان و خانواده رفت و یا از شبکه آشنایان برای جلب کمک استفاده کرد. اما نکته این است که بهتر است تنها برای دریافت کمک سراغ افراد نرویم بلکه شیوه «نخست خدمت‌کن، سپس درخواست کن» را در پیش بگیریم. 

  •  متخصصان حوزه‌های کاری 

چان معتقد است که دسترسی به افراد متخصص در حوزه کاری‌اش به او کمک کرده که تجربیات موفقی داشته باشد. 
او با خواندن نوشته‌ها و گوش‌دادن به پادکست‌های این افراد از آنچه در ذهن و فکرشان می‌گذرد، مطلع شده و با ذکر مثالی در این مورد آن را توضیح می‌دهد: «من به شنیدن پادکست علاقه‌مند هستم و در این میان به مواردی که راسل برانسون درباره رموز بازاریابی گفته گوش می‌کنم. از همین‌جا بود که طرح تهیه یک نسخه چاپی از مجله و ارسال رایگان آن به ذهنم رسید. ما این نسخه خاص را، نسخه برانسون نامیدیم که حاوی یکی از دوست‌داشتنی‌ترین مصاحبه‌ها با برانسون است. ما هر ماه هزاران نسخه از آن را به صورت چاپی برای مخاطبان خود تهیه و ارسال می‌کنیم.»
اما واقعا متخصصان حوزه‌های کاری خود را چگونه پیدا کنیم؟ این افراد را الزاما نباید در میان دوستان و خانواده خود جست‌وجو کنیم. در گام نخست می‌توان به آنها از طریق کتاب‌ها و وب‌سایت‌ها یا پادکست‌هایشان دسترسی داشت. اما برخی از این افراد که می‌توانند نقش راهنما و مربی داشته باشند را می‌توان استخدام کرد. 
ناتهان چان می‌گوید: «من مربی بسیار ارزشمندی دارم که اغلب از او کمک می‌گیرم و به صورت ماهیانه هزینه خدمات او را پرداخت می‌کنم، من این مربی را از طریق وبلاگش در سایت مدیوم پیدا کردم. نمونه دیگر آنکه ما در ابتدا و زمانی‌که قصد داشتیم کارمان را توسعه دهیم و درس‌هایی را از طریق سایت ارائه کنیم، متخصص کارآمدی را که تجربیات ارزشمندی درباره ارائه دروس و آموزش داشت پیدا کردیم، اما در آن زمان توان پرداخت هزینه استخدام او را نداشتیم، مربی من پیشنهاد داد که او را برای همکاری در یک طرح آزمایشی دعوت کنیم و اگر او در انجام آن کار تاثیر مورد نظر را داشت، به صورت تمام‌وقت با هم همکاری کنیم. ما همین شیوه را در پیش گرفتیم و نتیجه خوبی هم برای‌مان داشت. اینک آن متخصص برای ما کار می‌کند و در طول یک‌سال محتوای ۱۲ دوره آموزش را برای‌مان فراهم کرده.»

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

داستان شروع به کار foundr برای یک برند

  •  مربیان کسب‌و‌کار، سرمایه‌های ارزشمند شما هستند

بر اساس تجربه و نمونه‌های مختلف باید اذعان کرد که مربیان برای هر کسب‌و‌کاری سرمایه‌های ارزشمندی هستند که نقش پررنگی در پیشبرد آن کسب‌و‌کار در هر گام دارند. اما باید به یاد داشته باشیم که با پرداخت هزینه خدمات، ارائه هدایا، یا کمک به آنها برای بهبود کسب‌و‌کار شخصی‌شان، نشان دهیم قدر کار آنها را می‌دانیم‌ و به یاد داشته باشیم که «نخست خدمت کن، سپس درخواست کن»

برگرفته از مجله اینترنتی شنبه.

اگر در تاریخ زمان مناسبی برای شروع یک کسب و کار وجود داشته باشد، آن هم اکنون است .

نوشته داستان شروع به کار foundr برای یک برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.