استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند داو Dove در سال ۱۹۵۴ با تولید قالب‌های صابونی که فرمول اولیه آن‌ها در ارتش آمریکا ایجادشده و مخصوص پوست‌های خشک و حساس می‌بود، گذاشته شد. موضع یابی نام برند Dove توسط David Ogilvy طراحی شد. او در این اقدام به شوخی بیان می‌کند: «من می‌توانستم این محصول را به‌عنوان ماده‌ی شوینده برای تمیزی دست مردان کارگر موضع یابی کنم.»

بااین‌حال او می‌دانست که با نگریستن دقیق به محصولات Dove مفاهیمی همچون: لطافت و نرمی، لوکس بودن و… در ذهن تداعی می‌گردد، به همین دلیل می‌توان گفت این محصول برای خانم‌ها مناسب‌تر است که به‌این‌ترتیب جایگاه این محصول برای جنس لطیف شناخته شد و برند Dove مبارزه‌های تبلیغاتی‌اش را با شعار «Dove تنها یک صابون نیست، بلکه کرم پوست شماست» آغاز نمود.

 

امروزه به شهرت رساندن برندتان در شبکه‌های اجتماعی کار آسانی نیست، در هر ۶۰ ثانیه بیش از ۱۰۰ ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود شده و هر ۲۴ ساعت بیش از ۴٫۷۵ میلیارد پست در فیسبوک به اشتراک گذاشته می‌شود. این آمارها حاکی از اهمیت فعالیت روی رسانه‌های اجتماعی و البته دشواری آن است. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که چه چیزی یک کمپین بازاریابی را ویروسی می کند و باعث می‌شود که محتوای آن از طریق رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها ثابت و از پیش تعیین شده نیستند (مثل بسیاری از مباحثی که در برندسازی آنلاین و بازاریابی وجود داد) و تنها روشی که برای نزدیک شدن به آن وجود دارد این است که کمپن‌های موفق در این زمینه را بررسی و تحلیل کنید، تا شاید ایده، استراتژی برندسازی اینترنتی ، یا ترفندی که متناسب با کسب‌و‌کار خودتان است را بیابید.  به همین منظور در این پست دو کمپین موفق داو در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ که پیام‌های مشابهی را منتقل می کنند برای شما آماده نمودیم.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

 

به طورکلی در ۶۰ سال گذشته Dove تعریف گسترده ای از زیبایی ارائه داده است، از کمپین« my beauty, my say» مشتمل بر آگهی تبلیغاتی «Beauty on your own terms» گرفته تا تجربه ی اجتماعی آن و به چالش کشیدن زنان در کمپین تبلیغاتی «Choose beautiful»، پیام Dove راجع به زیبایی درونی همواره از طریق تلاش های آن در حوزه ی بازاریابی به گوش مخاطبان می رسد. اکنون این برند یک قدم فراتر نهاده و برای اولین بار Dove با پیام خود اندام های مختلف را در قالب تغییر طراحی بسته بندی می ستاید.

داو در سال ۲۰۱۳ کمپینی به نام “ترسیم زیبایی واقعی” که مخاطبان آن زنان سراسر دنیا بودند، ترتیب داد. داو ویدئو این کمپین را به ۲۵ زبان مختلف در ۳۳ کانال یوتیوب خود آپلود کرد. این کمپین بیش از ۱۴۴ میلیون بار در یوتیوب در ماه اول دیده شد، بیش از ۳٫۸ میلیون بار به اشتراک گذاشته شد و ۱۵هزار مشترک جدید به کانال یوتیوب داو اضافه نمود. (تصور کنید که این میزان بازدید چه کمکی به گسترش پیام این برند نمود).

در این کمپین برای طراحی چهره خانم‌ها از یک کارشناس پزشکی قانونی FBI کمک گرفته شد که گیل زامورا (Gil Zamora) نام داشت. وی از پشت یک پرده با توجه به توصیفات خود فرد چهره‌ وی را ترسیم می‌کرد، سپس همان کار را بر اساس توصیفات یک فرد غریبه نیز انجام می‌داد. در بیشتر موارد تصویری که زامورا بر اساس توصیف شخص غریبه ترسیم می‌کرد بسیار زیباتر و دقیق‌تر از نمونه قبلی بود. هدف این کمپین تاکید بر اختلاف بین تصویر خانم‌ها از خودشان و تصویری است که دیگران از آن ها دارند. بر اساس اطلاعات منتشر شده به وسیله داو بیش از ۵۴ درصد از خانم‌ها در سراسر جهان اعتراف کرده‌اند که خودشان بدترین منتقد خودشان هستند. ویدئوی این کمپین را در زیر می‌بینید.

داو در سال ۲۰۱۵  نیز کمپین دیگری را با نام “زیبایی واقعی”  ترتیب داد که بار دیگر بر ارزش‌های والای اجتماعی و اخلاقی این برند تاکید می‌کرد.

در این ویدئو درب‌هایی با نام “معمولی” و “زیبا” تعبیه شده بود که بانوان باید برای ورود به مجتمع یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کردند. هدف این کمپین تقویت عزت نفس در خانم‌ها  و انتقال این پیام بوده، که “یک بانوی واقعی” باید خودش را زیبا ببیند.

گذشته از جنبه بازاریابی ویروسی، این ویدئو جاذبه عاطفی زیادی دارد که به طور مستقیم، مسائلی را که در قلب مخاطبان این برند وجود دارد، هدف قرار می‌دهد. این ویدئو به شدت ویروسی شد و داو را در معرض دید مخاطبان بسیار زیادی قرار داد، ضمن اینکه ارزش اخلاقی “زیبایی واقعی” را نیز در میان مخاطبان تقویت کرد.

 

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند Dove که اصلیت آن متعلق به انگلستان است، یکی از ۴۰۰ برند معروف متعلق به شرکت Unilever است. Unilever شرکت بریتانیایی هلندی است که مالک شمار زیادی از نام‌های تجاری بین‌المللی درزمینهٔ مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، محصولات مراقبت‌های شخصی، شوینده‌ها و لوازم‌آرایشی بهداشتی است. از نام‌های تجاری متعلق به Unilever می‌توان به: سیگنال، کنور، مگنوم، لوکس، سانسیلک، رکسونا، کلییر، دامستوس، سیف و … اشاره کرد.

Unilever برای اینکه بتواند بر روی نام‌های تجاری برتر خود تمرکز نماید درصدد برآمد با اعلام این مطلب به ۱۱۰ کسب‌وکار زیرمجموعه خود،۱۲۰۰ نام تجاری با نرخ اندک سود و کم‌فروش خود را به قیمت ۷۲ میلیارد یورو به فروش برساند. سپس آن دسته از نام‌هایی که از پتانسیل رشد بالا برخوردار نبودند، رها کرد. Unilever باقدرت بخشیدن به برند Dove، کسب‌وکاری را ایجاد کرد که فروش سالیانه آن به مرز ۲٫۵ میلیارد یورو فراتر رفت. در طول سال‌های دهه ۱۹۹۰، رشد سالیانه فروش محصولات این برند، در حدود ۲۵% بوده و امروزه نیز از رشد بالایی برخوردار است، به عبارتی این برند در طول دوران حیات خود، در رشد سودآوری روندی صعودی داشته است و با ارائه‌ی گزینه‌هایی جهت توسعه و رشد در بازار کشورهای جدید و انتخاب مسیرهای درست و خلاقانه به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یافته است.

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

به‌طور خلاصه اصل وجود شما و بازاریابی آگاه کردن دیگران از وجود شماست.برندینگ استراتژی شماست درحالی‌که بازاریابی اهداف تاکتیکی شمارا در برمی‌گیرد.برای اینکه به معنای برندینگ خود برسید و بفهمید که شما به‌عنوان یک شرکت یا یک سازمان چگونه تعریف می‌شوید، سؤالات زیر نقطه‌ی مناسبی برای شروع است.

اگر شما یک آرم، یک طراحی و یا یک شعار دارید ممکن است فکر کنید که یک نام تجاری دارید. ولی درواقع آنچه شما دارید مجموعه‌ای از مطالب و پیام‌های بازاریابی است.در مرحله‌ی اول شما باید ارزش برند خود را در بازار تعیین و تعریف کنید و بعد با یک استراتژی قوی برند خود را توسعه دهید. و ارزش آن را تقویت سازید و در مرحله‌ی آخر با ایجاد یک کمپین بازاریابی پیام خود را به گوش مخاطبتان برسانید.

مقاله چهار چوبهایی بنیادی در رابطه با ارزش ویژه برند برای آشنایی شما در سایت قرار داده شده است.

شما روش‌های بازاریابی خود را انتخاب می‌کنید و باعث می‌شوید مصرف‌کنندگان برند شمارا انتخاب کنند.در مقایسه با برندینگ، کنترل مارکتینگ آسان‌تر است. شما می‌توانید تبلیغات وسیع و گسترده انجام دهید، میلیون‌ها میلیون هزینه کنید ولی هیچ‌گاه نمی‌توانید با پول مستقیم برای برند خود ارزش بخرید.این ارزش را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند. شاید بتوان گفت مارکتینگ داستان‌سرائی و برندینگ گوش فرادادن است.یک برند معتبر زمانی ایجاد می‌شود که خوب گوش فرا دهید، زیرا این مصرف‌کنندگان شما هستند که به شما میگویند برندتان چقدر ارزش دارد. یا اینکه اصلاً به برند شما نیاز دارند یا خیر؟ جواب این سؤال را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند.برندهای معروف از تفاوت میان برندینگ و بازاریابی استفاده می‌کنند. آن‌ها با یک استراتژی قوی روی موقعیت برند در جامعه کار می‌کنند و به مشتریان خود گوش می‌دهند و ارزش‌ها، امید و خواسته‌های آن‌ها را در موقعیت تجاری خود مشخص می‌کنند که همه‌ی این‌ها منحصر به عمل برند سازی میشود و در آخر با کمپین‌های بازاریابی ارزش‌ها و تمایزات خود را به گوش مخاطبانشان می‌رسانند.

برندینگ یک استراتژی است و بازاریابی یک تکنیک

تفاوت اصلی که بین بازاریابی و برندسازی وجود دارد این است که بازاریابی مجموعه فعالیت‌ها، ابزارها و استراتژی‌هایی است که هر کسب‌وکاری به منظور ترویج و شناساندن خود به کار می‌برد.این ابزارها نیز طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند: رسانه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه، جستجوی محلی، تبلیغات سنتی و…در مقابل برند یا نام تجاری، پیام و فرهنگی است که ترویج شده و بین مصرف‌کنندگان نفوذ کرده و سمبلی از کسب‌وکار مورد نظر است.برندینگ، فارغ از هر گونه تلاش خاص بازاریابی است. زمانی که فعالیت های بازاریابی تمام شد و دیده شدن آن پایان پذیرفت، آنچه کماکان در فضای ذهنی مشتریان چسبیده است و خارج نمی شود، برند است. در حقیقت برندینگ، چیزی است که در زمان نیاز به خرید مشتری، او را به خریدن یا نخریدن محصول شما وادار می کند،حتی اگر تبلیغ شما را در آن لحظه نبیند.

بازاریابی، خریداران را تحریک می کند، اما برندینگ مشتری وفادار می سازد

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برندبرندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

اشتباه اول – ترکیب برند و بازاریابی

تصورات غلط و رایجی که در مورد نام تجاری بین مردم وجود دارد، به چندین شاخه تقسیم می‌شوند.مخلوط کردن نام تجاری و بازاریابی از اشتباهات رایجی است که در رابطه با برند وجود دارد.مفهوم برند بسیار عمیق‌تر از بازاریابی است. ابزارهای بازاریابی تنها به برقراری ارتباط بین نام تجاری و پیام تبلیغاتی می‌پردازند، به بیان دیگر نام تجاری دربردارنده پیام تبلیغاتی و هویت کسب‌وکار شماست و بنابراین مفهومی گسترده‌تر از بازاریابی دارد.

اشتباه دوم – برند یعنی قدرت نهایی

تصور اشتباه دیگری که در مورد برند شدن وجود دارد این است که اگر نام تجاری خود را به دست آورید، به قدرت نهایی می‌رسید.

به این معنا که اگر صاحبان کسب‌وکارهای مختلف با انجام فعالیت‌های بازاریابی متنوع بتوانند به یک نام تجاری دست یابند و برند شناخته‌شده‌ای شوند، دلیل بر این نیست که به نهایت قدرت و شهرت در کسب‌وکار خود رسیده باشند.

همانطور که بالاتر اشاره شد، بازاریابی و برندینگ با هم تفاوت دارند. اما یکی از معدود نقاطی که این دو با یکدیگر همپوشانی دارند، هنگام تولید تصویر برند برای کسب و کار است. در اصطلاحات ذکر می شود “یک تصویر به اندازه هزار کلمه صحبت می کند” باید به یاد داشت که طراحی لوگو، رنگ، کارهای گرافیکی و غیره، بخشی است که همه کسب و کارها برندسازی و بازاریابی را در کنار یکدیگر می بینند.

مقاله قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین راهنمای خوبی برای شما در این زمینه خواهد بود.

برندینگ یک استراتژی است و مارکتینگ یک تاکتیک
بازاریابی می‌گوید”مرا بخر”. اما برندینگ می‌گوید “این چیزی است که من هستم” و چنین ویژگی‌هایی دارم و اگر دوست داری می‌توانی مرا بخری و به دوستانت معرفی کنی و از من حمایت کنی.

اساسی‌ترین تفاوت میان برندینگ و مارکتینگ این است که بازاریابی سعی نمی‌کند احساسات طولانی‌مدت کاربر را نسبت به محصول شکل دهد.و با چند تبلیغ ساده مشتری را متقاعد می‌سازد. از سوی دیگر برندینگ به دنبال ساخت دیدگاه بلندمدت مشتری با استفاده از اهرم‌های استراتژیک یک برند می‌باشد. که در آخر با ایجاد وفاداری مشتری را متقاعد به خرید می‌سازد. وفاداری به نام تجاری همان چیزی است که برندینگ انجام می‌دهد. درواقع پس‌ازآنکه شما برند سازی را انجام دادید یک بازار آماده از مخاطبان خوددارید که بی‌صبرانه مشتاق دریافت محصولات شماست.
بازاریابی مشتریان را پیدا می‌کند اما برندینگ آن‌ها را نگه می‌دارد و مصرف‌کنندگان را روزبه‌روز فعال‌تر و مشتاق‌تر می‌کند و همچنین برندینگ است که حامیان را جذب می‌کند و باعث پیشرفت روزبه‌روز برند می‌شود.

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برقراری ارتباط بین برندتان و مخاطبان

در نهایت، به نقطه ای رسیدید که بازاریابی وارد می شود. اکنون باید تصمیم بگیرید که چطور می خواهید آگاهی از برندتان را افزایش دهید. مراحل قبل به همراه تحقیقات بازار و آنالیزها، نقش عظیمی در تعیینِ نحوه و محل ارتباط برند شما برای دستیابی موثر به مخاطبان هدف ایفا می کند.

موارد زیر، مهم ترین نکاتی ست که باید به هنگام برنامه ریزی برای استراتژی های ارتباطی خود به چالش بکشید:

بیانیه مأموریت شما که به راحتی می توانید از هدف خود استنتاج کنید.

مزایایی که مشتریان شما می توانند از کسب و کار شما بدست بیاورند که در ابتدای مرحله پاسخ داده شده است. (پاسخ به چراها)

پلت فرم های انتخابی شما و رسانه ی مناسب برای هر یک. 

به عنوان مثال استارباکس یک نمونه قوی و کلاسیک ار برندینگ می باشد. در حالیکه این برند تبلیغات بسیار کمی هم دارد، اما همواره تجربه ای با کیفیت از خرید کردن در تمامی شعبه های خودش در سراسر آمریکا در اختیار مشتریان قرار می دهد. به گفته یکی از کارشناسان این حوزه بنام جو سولیوان، “زمانیکه که برای بار سوم شما وارد یکی از شعبه های این برند می شوید، تمامی کارکنان به احتمال زیاد شما را با نام کوچک می شناسند و از نوشیدنی مورد علاقه شما اطلاع دارند. آنها آموزش های خود را دیده اند. البته نکته جالب توجه اینکه این برند در هیچ یک از تبلیغات خود اشاره به شناختن شما و نوع نوشیدنی شما هم نمی کند.”
شما چطور؟ آیا در بین برند های شناخته شده و مطرح ایرانی، برندی را می شناسید که بتوانید در این رابطه به عنوان یک مثال نمونه و خوب معرفی کنید که بخوبی بین فرایند های بازاریابی، تبلیغات و برندینگ خودش تفاوت و تمایز قائل شده باشد و آن را بخوبی اجرا کرده باشد؟
در بخش نظرات منتظر شما هستم تا با هم بیشتر در این رابطه صحبت کنیم       

نوشته برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

برند نایک که قبلاً بنام “محصولا ورزشی روبان آبی” (Blue Ribbon Sports) که به اختصار ” RBS ” نامیده میشد در سال ۱۹۶۴ توسط “فیل نایت” و “بیل باورمن” تاسیس شد. “فیل نایت” یک دونده نیمه استقامتی بود که تحت مربیگری “بیل باورمن” آموزش دیده بود. “بیل باورمن” که همیشه به دنبال راه هایی برای افزایش عملکرد شاگردش بود، در اوقات بیکاری سعی می کرد کفش های ورزشی او را بهبود بخشد.

اولین تصویری که لوگوی نایکی به ذهن می‌آورد، کفش‌های ورزشی منحصر به‌فرد آن است. با این حال اولین محصولی که برای اولین بار لوگوی نایکی را با خود به همراه داشت کفش کتانی نبود بلکه کفش‌های فوتبال بودند. شرکت نایکی سال ۱۹۷۱ برای اولین بار کفش‌های فوتبال خود را با لوگوی نایکی به بازار عرضه نمود. این کفش ها اواین محصولاتی بودند که لوگوی نایکی را به همراه داشتند. نمایشگاه عرضه ی کفش های فوتبال با قیمت ۱۶ دلار و ۹۵ سنت، به دلیل بارندگی و هوای سرد به خوبی برگزار نشد و نایکی در مقابل سایر رقبای خود که در آن زمان برندهای معروفی بودند، شکست خورد. در همین زمان بود که نایکی تمرکز خود را روی کیفیت و دوام کفش‌های تنیس، بسکتبال و دو گذاشت.هرگاه به لوگوی نایکی می‌اندیشیم، شعار معروف آن نیز در ذهنمان مرور می‌شود: فقط انجامش بده (Just Do It) . این جمله مدت‌هاست که جزو بهترین شعارهای تبلیغاتی محسوب می‌شود. در واقع این شعار به‌عنوان یکی از پنج شعار برتر تبلیغاتی در قرن بیستم شناخته شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

وگوی نایکی نمادی است از بال خدای پیروزی در یونان 

نام نایکی برگرفته از نام یکی از خدایان یونانی است. در داستان‌های یونانی آمده است که نایکی، خدای پیروزی تعداد بی‌شماری از جنگجویان شجاع را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است تا در مبارزات سرزمین خود پیروز شوند. این بال‌های نایکی بود که به جنگجویان جسارت و انگیزه می‌بخشید تا راهی میدان نبرد شوند. بعضی از متخصصان معتقدند ایده‌ی اصلی لوگوی نایکی الهام گرفته از این داستان یونانی است.

برندسازی و استفاده از چهره های مشهور 

اولین سفیر برند نایک “استیو پرفونتین” دونده مشهور آمریکایی بوده که در طول دوران کالج خود یعنی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ توانست هفت رکورد آمریکایی از ۲۰۰۰ متر تا ۱۰۰۰۰ متر به ثبت رساند. مدتی بعد در سال ۱۹۷۹ برند نایک تکنولوژی “نایک ایر” را طراحی کرد. (در تکنولوژی نایک ایر کیسه های بالشتکی با هوای تحت فشار پر شده و در قسمت پایین زیره میانی و پنجه ی کفش تعبیه می شود.
 این تکنولوژی فشار ناشی از ضربات دویدن و راه رفتن را کاهش می دهد.) ارائه ی این تکنولوژی گام مهمی در پیشرفت برند نایک به شمار می رود و این برند توانست در عرصه کفش های ورزشی بسیار قدرتمند ظاهر شود.
 این پیشرفت مهم منجر به ارائه ی عمومی این محصول در سال ۱۹۸۰ شد. کمی بعد برند نایک میان رشته های ورزشی بسیار محبوب شد و در سال ۱۹۸۲ توانست به تولید کننده شماره یک کفش ورزشی در آمریکا تبدیل شود.
ممکنه که به نظر برسد نایک تبلیغات چندانی را انجام نمی دهد، در صورتی که بیشترین تمرکز این برند بر روی ابزارهای دیجیتال و اینفلوئنسرها و چهره های محبوب ورزشی می باشد.بدون شک این شرکت یک سروگردن از رقابای خود در شبکه های اجنماعی بالاتر است و در حقیقت بیشترین نرخ مشارکت را با مشتریان خود دارا می باشد.
رقیبان ورزش ماراتن در سطح جهانی، الیود کیپچوگی، للیسا دسایا و زرزنی تادسی تلاش کرده اند تا زیر دو ساعت به ۲۶٫۲۱۹ مایل راه یابند، که پیش از این در تاریخ ورزش انجام نشده است. صرفنظر از نتیجه، برنده نهایی، Nike بود؛ زیرا ورزشکاران نسخه سفارشی کفش مسابقه نایک را برای این رویداد پوشیدند.

هشگ و تم خاص جهت ایجاد اجتماعی از طرفداران

نایک یکی از برترین مارک های آنلاین است که از شبکه های اجتماعی جهت ایجاد یک شیوه جدید زندگی در میان طرفدارانش استفاده می کند و باید گفت شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام یکی از قدرتمندترین ابزارها برای برندسازی اینترنتی مارکهای مطرح همچون Nike می باشد.صفحه نایک فوتبال با ۸۲ میلیون هوادار یکی از ۱۰ مورد از صفحات با نام تجاری Nike در فیس بوک است، در حالی که حساب اصلی اینستاگرام با نام تجاری دوم، ۷۷ میلیون دنبال کننده است!پست های جذاب نایک بخشی از دو کمپین اصلی و  بزرگ در سال ۲۰۱۷ بود. پروژه “Breaking2” بلندپروازانه آنها سبب  جذب بالایی در  رسانه های اجتماعی شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نایک دارای استاندارد طلایی بی نظیر در Instagram

با شگفتی تمام ۷۷٫۱ میلیون طرفدار این برند سبب شده تا نایک دومین نام تجاری در Instagram باشد.و این سبب شده نایک بیستمین پیج برتر در اینستاگرام باشد.در سال ۲۰۱۷، این نام تجاری رشد ۱۰٫۷ درصدی را در پیروان خود به خود جلب کرد و بیش از ۷ میلیون هوادار جدید را اضافه کرد.این نام تجاری در ساعت ۷ صبح و ۸ بعد از ظهر بیشترین نرخ  مشارکت را به دست آورد، در حالی که نرخ تعامل در ساعت ۱۱ صبح در اوج خود می رسد.روز یکشنبه بیشترین جذب را این برای برند داشته به همین دلیل محتوای خود را در این روز منتشر می کنند.به جای فقط فروش محصول، نایک یک رویکرد جامع برای محور هویت نام تجاری خود در اطراف مفهوم تناسب اندام و یک شیوه زندگی سالم را انجام می دهد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

امروزه دنیای دیجیتال مارکتینگ، ابعاد مختلفی را تحت پوشش خود قرار می دهد تا به واسطه همه ابزارها، برای کسب و کارهای متقاضی،  شروع به برندسازی آنلاین نموده و برای آنها مشتریان هدف را جذب نماید.در این راستا یکی از مواردی که در اکثر موارد به آن اشاره می شود واژۀ اینفلوئنسر ها می باشد که از آنها به عنوان ابزاری موثر در راستای بازاریابی و برند سازی اینترنتی استفاده می شود که در این شرایط می گوییم از روش اینفلوئنسر مارکتینگ مورد استفاده قرار گرفته شده است.

اینفلوئنسر مارکتینگ، روند شناسایی، تحقیق، جذب و حمایت بوسیله افرادی است که با مشتریانتان درمورد نام تجاری، محصولات یا خدمات شما، مکالمات با تاثیر بسیار بالا را ایجاد می کنند.اینفلوئنسر به افراد شناخته شده و تاثیر گذاری گفته می شود که اکثراً در شبکه های اجتماعی مشغول به فعالیت بوده و جامعه هدف خاصی آنها را تحت عنوان فالوور پیگیری می نماید.با توجه به نفوذ هرچه بیشتر شبکه های اجتماعی در میان تمامی اقشار مختلف جامعه، افرادی هستند که در این شبکه های اجتماعی، در موضوعات مختلفی شروع به فعالیت نموده و سعی می کنند تا نگاه کاربران مورد نظر را به سوی خود جلب نمایند.فعالیت این افراد بدین صورت است که سعی می کنند تا از زندگی روزمره خود عکس، فیلم و استوری و لایو گرفته و با این روش، شروع به جذب کاربران مختلف شبکه های اجتماعی نمایند.این فعالیت ها می تواند به صورت دغدغه های فرهنگی، سیاسی، ورزشی، هنری، اقتصادی و غیره باشد که تحت عناوین مختلف، از صفحات این افراد منتشر می گردد.در این میان، گروهی از کاربران وجود دارند که بر اساس علایق و سلیقه شخصی خود، جذب اینگونه از مطالب و محتوای منتشر شده توسط افراد انتشار دهنده شده و در انتها، آنها را فالو می کنند.نکته جذابی که این شرایط وجود دارد، آن است که این افراد بر خلاف سلبریتی های جامعه، در خارج از فضای مجازی کمتر شناخته شده اند و معروفیت اصلی خود را مدیون فضایی که شبکه های اجتماعی در اختیار آنها قرار داده است می باشند.

اینفلوئنسر مارکتینگ، فراتر از این است که صرفاً بخواهید در کانال یک اینستاگرامر با فالوئرهای بالا، یا یک بازیگر پرطرفدار دیده شوید. برای استفاده از این ابزار، هدف خود را مشخص کنید. می خواهید محبوبیت برند خود را افزایش دهید یا برای صفحه کسب و کارتان عضو بگیرید؟ محصول جدیدی برای معرفی دارید؟ چگونه می خواهید اثربخشی کمپین اینفلوئنسری خود را بسنجید؟

دسته بندی اینفلوئنسرها

در شبکه های اجتماعی، افراد موثر را می توان از جنبه های مختلفی دسته بندی نمود اما در حال حاضر، شاخص اصلی دسته بندی اینفلوئنسرها بر اساس تعداد فالوورهای آنها می باشد.

در این میان، هستند کسانی که این افراد را به ۲ گروه اینفلوئنسر های بالای ۵۰۰ هزار فالوور و زیر ۵۰۰ هزار فالوور تقسیم نمایند.

اکثر اینفلوئنسرها در یکی از چند دسته ی زیر قرار میگیرند که آخرین دسته به سرعت به مهمترین دسته تبدیل شده است :

  1. سلیبریتی ها یا افراد مشهور
  2. متخصصان صنعت و رهبران فکری
  3. وبلاگ نویس ها و تولیدکنندگان محتوا
  4. میکرو اینفلوئنسرها

حال با واژه دیگری تحت عنوان “اینفلوئنسر مارکتینگ” آشنا خواهیم شد که در حال حاضر، به یکی از ابزار های موثر و کاربردی در دنیای دیجیتال تبدیل شده است.

 تنها به شهرت اینفلوئنسر توجه نکنید

شهرت اینفلوئنسرها نیز معیار مناسبی برای سنجش عیار تاثیرگذاری آنها نیست. همانطور که گفته شد، کیفیت ارتباط اینفلوئنسر با فالوئرهایش مسئله تعیین کننده ایست. ضمن اینکه شهرت به تنهایی به هیچ وجه تضمین کننده تاثیرگذاری وی بر سبک زندگی افراد نیست.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

 مهمترین هدف اینفلوئنسر حمایت از برند شماست.

اول مشخص کنید قصد برندینگ دارید یا فروش کالا برای ارتقاء فروش صفحات پربازدید در مرجله اول می باشند و برای برندینگ سلبریتی ها هستند که وزن برند شما را بیشتر می کنند.

“هرچه بزرگتر، بهتر!”

ذهنیت “هر چه بزرگتر، بهتر” بطور سنتی نشانه ی یک کمپین تبلیغاتی/ بازاریابی موفق بوده است. باوری قدیمی و بلند مدت در این مورد آن است که هرچه برندها از شبکه های اجتماعی مشهورتر و پر شورتر مثل اینستاگرام، توییتر، فیس بوک، یوتیوب و… استفاده کنند بیشتر به ذهن سپرده می شوند و نتایج بهتری را نیز رقم می زنند. اما جالب است بدانید، این رویکرد گران و از مد افتاده است.

و به همین دلیل است که این روزها برندهای باهوش به دنبال افراد تاثیر گذار در سطح خرد و با مخاطبان محدود هستند.

میکرو اینفلوئنسرها معمولا  مخاطبان پرشوری دارند و تمایل بیشتری برای همکاری جهت به اشتراک گذاری پیام ها و تصاویر برندها نشان میدهند. اما چرا؟

به این خاطر که اکثر آنها متوجه این مورد شده اند که فعالیت شبکه ی اجتماعی آنها به جای یک وسیله ی سرگرمی به یک شغل تمام وقت تبدیل شده است، و آنها حاضر اند زمان و تلاش قابل توجهی را صرف کنند تا از این طریق برای برندهای مختلف کار کنند.

صحبت آخر این است که اجازه ندهید تجربه بد یک نفر شما را از به کارگیری استراتژی بازاریابی اینفلوئنسر مارکتینگ، که می تواند برای برندتان موثر واقع شود، منصرف کند. در حال حاضر برندهای بزرگی مانند H&M و الی جی LG با به کارگیری بازاریابی افراد تاثیرگذار، به نتایج قابل توجهی دست یافته اند. از طرفی خود را با برندهای بزرگی که بودجه های هنگفتی برای تبلیغات در اختیار دارند مقایسه نکنید. اگر بودجه محدودی دارید بهتر است برای خود صفحه ای درست کنید و با خلق پست هایی جذاب و زیبا خود را معرفی کنید.

چگونگی فرایند فعالیت اینفلوئنسرها در اینفلوئنسر مارکتینگ

یکی از روش های پرکاربردی که افراد موثر در این روش تبلیغی از آن استفاده می کنند، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان و یا (Word of mouth marketing) می باشد.

روش بازاریابی دهان به دهان از جمله روش های پربازده در بازاریابی می باشد که همواره همیشه در کمپین های تبلیغاتی می توان آن را مشاهده نموده و تاثیرات شگرف آن را بررسی کرد.

با ظهور شبکه های اجتماعی و همچنین، حضور افراد موثر اینفلوئنسر، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان بیش از هر زمان دیگری به عرصۀ نمایش گذاشته شده است. اینفلوئنسر ها سعی کردند تا در صفحات شخصی خود، اطلاعاتی در مورد برند های سفارش دهنده را با کاربران خود در میان گذاشته و در ازای تعریف و معرفی، مبلغی را از آنها دریافت نماید.

در حال حاضر، این فرایند ساده به یکی از پرکاربردترین و موثرترین روش های بازاریابی تبدیل شده است که باعث می شود تا برند بیش از هر زمان دیگری، توسعه نموده و کاربران بیشتری با آن آشنا شوند.

در نظر داشته باشید در تهیه محتوای قابل ارائه در صحفه اینفلوئنسر، اهتمام ورزید که مستقیماً تبلیغاتی نباشد. گویی که اینفلوئنسر بصورت خود جوش، و صرفاً بر اساس میل باطنی اش تجربه خود از استفاده از یک محصول، و یا مراجعه به یک رستوران را باشتراک گذاشته است.

برا اجرای یک کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ، ارائه یک محتوای از پیش تعیین شده به اینفلوئنسرها برای باشتراک گذاری، کاملاً اشتباه است. اینفلوئنسر خود می بایست با توجه به هدف و هویت برند شما، در راستای style و tone متداول پست هایش، و همچنین عادات و سبک زندگی خود برای شما محتوایی تولید و آنرا باشتراک بگذارد. محتوا باید با سبک زندگی و سبک پست های عادی او همخوانی داشته باشد تا باور پذیر تر شود.قبل از انتخاب اینفلوئنسر خود مدتی آنها را زیر نظر بگیرید. سایر برندها و کسب و کارهایی که با آنها همکاری می کنند را رصد کنید، بازخورها را ببینید، در صورت امکان با آن برندها صحبت کنید و میزان اثربخشی کمپینشان را جویا شوید.

از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

نرخ تاثیرگذاری (Engagement rate) این روش بازاریابی چگونه محاسبه می گردد؟

یکی از مواردی که در فرایند اینفلوئنسر مارکتینگ بسیار حائز اهمیت می باشد آن است که صفحات افراد موثر، دارای چه میزان نرخ تاثیر گذاری می باشد؟

یکی از موارد جالبی که می توان به آن اشاره نمود، نرخ تاثیرگذاری بالایی است که در میان افراد موثر زیر ۵۰۰ هزار فالوور وجود دارد که در برخی شرایط، می توان مشاهده نمود که میزان اثر گذاری در صفحات این افراد، حتی از افراد سلبریتی و افراد موثر بالای ۵۰۰ هزار فالوور نیز بیشتر می باشد.

در این شرایط به این نکته خواهیم رسید که میزان بازگشت از سرمایه (ROI) در هنگام استفاده از اینفلوئنسر های زیر ۵۰۰ هزار فالوور، بسیار بیشتر و مناسب تر از دیگر موارد می باشد.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است

 اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

نوشته اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

امنیت، بال پرواز برند volvo

هر زمان که راجع به برندینگ صحبت میکنم همیشه  از نام برند ولوو به عنوان نمونه یک برند موفق یاد میکنم. به مخاطبان خودم میگویم که می خواهم پیش بینی کنم چه کلمه جادویی مناسب یک برند است و چه کلمه ای بهترین توصیف برای برند ولوو می تواند باشد ؟ و اون کلمه چیزی نیست جز امنیت .

در باره برند ولوو

ولوو (به سوئدی: volvo) شرکت صنایع سنگین سوئدی است، که سازندهٔ خودروهای سنگین و قطعات مربوط به آن می‌باشد. از جمله تولیدات این شرکت تریلی، کامیون، اتوبوس، تجهیزات ترابری و سازه‌ای، سامانه‌های پیش‌رانش دریایی وصنعتی، تجهیزات هوافضا و ارائه خدمات مالی است.

شرکت ولوو در سال ۱۹۲۴ با مشارکت مدیر امور مالی کمپانی اس‌کااف؛ اسار گابریلسن و یکی از مهندسان ارشد این شرکت بنام؛ گوستاو لارسون، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه اس‌کااف راه‌اندازی شد. شرکت ولوو در نهایت در سال ۱۹۲۷ به عنوان یک شرکت خودروسازی، در شهر گوتنبورگ آغاز به کار کرد. این شرکت در آغاز شاخه‌ای از شرکت بلبرینگ‌سازی اس‌کااف به‌شمار می‌آمد، که در سال ۱۹۳۵ در پی ورود ولوو به بازار بورس اوراق بهادار سوئد، اس‌کااف سهامش در این شرکت را واگذار نمود.

گروه ولوو در سال ۱۹۹۹ اقدام به فروش بخش خودروهای سبک خود، تحت نام ولوو کارز، به ارزش ۶٫۴۵ میلیارد دلار، به شرکت آمریکایی فورد نمود. در سال ۲۰۱۰ فورد نیز ولوو کارز را با قیمت ۱٫۸ میلیارد دلار به شرکت چینی جیلی فروخت. در حال حاضر شرکت ولوو تنها تولیدکننده خودروهای سنگین شامل کامیون و اتوبوس می‌باشد، و بخش ساخت خودروی سواری (ولوو کارز)، زیرمجموعه شرکت چینیجیلی هست.

امنیت بال پرواز برند volvo

امنیت بال پرواز برند volvo

 اگر می خواهید یک برند بسازید ، باید برای داشتن یک کلمه مخصوص خودتان تمرکز کنید ، کلمه ای که تا الان هیچ کس آن را نداشته است. اعتبار نام تجاری چیزی هست که مشتریان و مردم راجع به شما فکر می کنند همیطور نمای بیرونی برند شما و جایگاه آن در ذهن مخاطبان را شامل می شود.

شرکت ولوو همیشه جلوتر از زمان در حرکت بوده و حتی یه مشتران خود محصولاتی که درآینده در دست تولید دارد را معرفی می کند.

به همین دلیل است که در استراتژی شرکت ولوو، شعار” طراحی شده برای شما ”   مردم را در مرکز تمام فعالیت های شرکت قرار می دهد دلیل اصلی سرمایه گذاری در نام تجاری ولوو استراتژی شرکت در  “طراحی شده برای شما”  بوده است و هدف رسیدن به فروش هشت صد هزار اتومبیل های سال ۲۰۲۰ می باشد.

ولوو در میانه راه یک استراتژی جاه‌طلبانه قرار دارد که در این استراتژی همه مدل‌های خط تولید ولوو تا انتهای دهه جاری تعویض می‌شوند و چند نسخه جدید اضافه خواهند شد. این مسئولیت ولوو را به طور منصفانه‌ای متعهد می‌سازد که تا تکمیل این استراتژی، وقت کمی را صرف مسائل دیگر کند. بنابراین پس از سه کانسپتی که از سری ۹۰ جدید در طول سه سال گذشته رونمایی شد، احتمالاً دیگر شاهد تعداد زیادی (اگر نگوییم هیچ) کانسپت جدید از الان تا سال ۲۰۲۰ نخواهیم بود. برای دیدن کوپه‌ها و کانورتیبل‌های دو در نیز باید صبر کنیم و ایده کوپه XC90 اسلنت‌بک برای رقابت با بی‌ام‌و X6 که رئیس آمریکایی ولوو لکس کرسمیکرز اقرار کرده است که “داشتن آن خوب خواهد بود”، حتی در زمان طولانی‌تری عملی خواهد شد. اما ولوو در طول چند سال آینده برای حفظ اشتیاق ما چند خودروی جدید عرضه خواهد کرد و ممکن است حتی چند سورپرایز هم برای ما داشته باشد.

هدف Volvo در ایجاد ایمنی یک اولویت است

در سال ۱۹۵۸، ولوو با کمربند ایمنی ۳ نقطه ای عرضه شد. با اینکه میلیون ها نفر  می توانستند ان را به اجرا درآورند، Volvo تصمیم گرفت که این فناوری را با سایر تولید کنندگان خودرو به اشتراک بگذارد.

ولوو همیشه ازمقررات ایمنی خودرو هم جلوتر می باشد، در حقیقت ایجاد ایمنی از اولویت های این شرکت برای مشتریانش می باشد. همینطور در دهه ۱۹۹۰ باز هم جلوتر از رقبای خود سیستم کیسه های هوای خود را با استفاده از تبلیقات تلوزیونی و ایجاد تست های مختلف معرفی کرد منحصر به فرد ترین ویژگی ولوو شاید برای همه ما وسواس ایجاد ایمنی و پیشرفت در محصولات خود است.

درآخر شما را به تماشای ویدیو تبلیغاتی شرکت ولوو دعوت میکنم ، لازم به ذکر است این ویدیو تا کنون ۹۰ میلیون بازدید در سایت youtube را داشته است قسمتی از جملاتی که ژان کلوود بازیگر معروف سینما بیان می کند:(من در زندگی بالا و پایین زیاد داشتم. از جاده‌های ناهموار عبور و بادهای شدید را تحمل کرده ام. این‌ها از من همان چیزی را ساخته که امروز هستم و الان روبروی شما ایستاده‌ام. آنچه می‌بینید بدنی آرمانی است)

 


 

نوشته امنیت، بال پرواز برند volvo اولین بار در ماورا پدیدار شد.