استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندی به نام تو “A Brand Called YOU” عنوان جذاب ترین مقاله پرسنال برندینگ در دنیا بود. این مقاله آغازگر جنبش برندسازی شخصی شد. تام پیترز در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار در این مقاله که در مجله FAST COMPANY MAGAZINE منتشر شد،مفهوم برندسازی شخصی را مطرح و از استعاره‌ انسان به عنوان یک برند رونمایی کرد.این مقاله بلافاصله مورد توجه همگان قرار گرفت و الهام بخش مقالات، کتاب ها و سخنرانی های متعددی شد. تا جایی که می‌توان گفت تاریخ ۲۰ ساله برندسازی شخصی با نام تام پیترز و این مقاله پیوند خورده است.

برای اولین بار در دنیا، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۰۹، آقای اوباما از برندینگ فردی در حوزه برندینگ سیاسی استفاده نمود. مشاور برنامه‌ریزی استراتژیک کمپین او فردی به نام David Axelrod بود. او از مشاوره مدرسه مدیریت دانشگاه هاروارد نیز استفاده نمود. پس از او نیکولاس سرکوزی از این نوع برندینگ استفاده نمود. از سال ۲۰۱۲ استفاده از این روش برای انتخابات مجلس و حتی شوراهای شهرها در آمریکا استفاده می‌شود.

اولین و مهم ترین گام در برندسازی شخصی، خود آگاهی از موقعیت، جایگاه و تصویری است که تا به حال در ذهن اطرافیانتان اجتماعی ساخته‌اید. جایگاهی که در قلب، یا تصویری که در ذهن اعضای خانواده‌، آشنایان، همکاران، دوستان و فالوئرهایتان در شبکه‌های و… ساخته اید، با یکدیگر متفاوت است. این جایگاه یا تصویر با گذشت زمان بدست آمده است و ارتباط مستقیمی با کمیت و کیفیت روابطی دارد که تا به حال با این افراد برقرار کرده‌اید.برندسازی شخصی آنطور که در ذهن ما شکل گرفته به روندی معکوس فکر می‌کند. به این معنا که شغل من و موقعیت اجتماعی ام نسبت به بقیه برتری ندارند و احساس می‌کنم که با استفاده از برندسازی شخصی می‌توانم در این هیاهوی شلوغ جامعه، قدی بلندتر از اطرافیانم داشته باشم.

همه ما افراد مستعدی را می‌شناسیم که یا سر جای خودشان نیستند، یا کمتر از استحقاقشان دریافت می‌کنند، یا حتی بیکار هستند. برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ می‌گوید، افراد و مهارت‌هایشان نیز مانند محصولات کسب‌وکارها نیاز به معرفی دارند.

امروزه با وجود تجارت الکترونیک و دنیای ارتباطات ، ایجاد برند شخصی به یکی از نیاز های مهم افراد و فعالین کسب وکارها تبدیل شده است. در دنیای دیجیتالی امروز، مردم به جستجوی خدمات و محصولات می پردازند،‌ پس افراد نیز باید در نتایج مربوط ظاهر شوند و تلاش کنند بهترین تأثیر را روی مخاطب و مشتری احتمالی بگذارند. برند سازی شخصی در هرزمینه ای، نیازمند فعالیت‌ های منحصر به فرد خود است که با صبر و گذر زمان به وجود می آید . 

آشنایی با بوم برند سازی شخصی

بوم برندسازی شخصی، ابزاری است که به شما کمک می‌کند استراتژی برندینگ شخصی خود را در نهایت سادگی، سرعت و شفافیت خلق و آن را در قالب تصویر، نمایش دهید. نمایش تصویری به شما در به خاطرسپاری و یا بازطراحی استراتژی کمک ویژه‌ای خواهد کرد.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

پیشنهاد من برای پر کردن بوم برندینگ شخصی

برای پر کردن بوم برندینگ شخصی بهتر است تا حدودی با دانش تفکر طراحی آشنا باشید. مخصوصا برای پر کردن گام‌های ۱ تا ۳ و البته تکمیل و  نهایی نمودن اطلاعات کل بوم.

با فرض اینکه شما از دانش و مهارت‌ خوبی برخوردارید اما هنوز مخاطبانتان به درستی از توانایی‌های شما با خبر نیستد، با توجه به تجربه‌ای که در پر کردن بوم برندینگ شخصی داشته‌ام، پیمودن این روند ۶ مرحله‌ای را به شما پیشنهاد می‌کنم. این را بدانید که در شرایط و موقعیت‌های دیگر روند پر نمودن این بوم متفاوت خواهد بود.

نحوه پر کردن بوم برندینگ شخصی

  1. همزمان خانه های Identity، Audience و Result را پر کنید.
  2. همزمان خانه های Skills، offering و Promise را پر کنید.
  3. همزمان خانه های Competitors،positioning و Arena را پر کنید.
  4. خانه (Reason To Believe (RTB را پرکنید.
  5. خانه Communication را پر کنید.
  6. خانه Investments را پر کنید.
استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چرا برند سازی شخصی در فصای اینترنت مورد توجه قرار گرفته؟

با اطمینان زیاد می‌تونم بگم که ظهور شبکه های اجتماعی در جهان و رواج تب آن در ایران، یکی از ریشه های جدی شدن برندسازی شخصی آنلاین بوده است.ضمن اینکه شبکه های اجتماعی رسانه هایی ارزان قیمت یا رایگان به نظر می‌رسند و هر کسی فکر می‌کند حالا که رسانه ای در اختیار دارد، می‌تواند به برندسازی شخصی فکر کند.انبوه اعداد و ارقامی که با حضور در این رسانه ها، به سمت ما هجوم می‌آورند، اندیشیدن به برند شخصی را جدی‌تر کرده است.خلاصه اینکه ظهور شبکه های اجتماعی، ارزان شدن رسانه، عددی بودن و امکان مقایسه کمی موقعیت خود با دیگران در شبکه های اجتماعی،مواردی هستند که تب برندسازی شخصی را جدی‌تر از گذشته می کنند.

راهکارها و روشهای فوق العاده ای در رابطه با برند سازی شخصی :

  • مخاطب خود را تعریف کنید

تمرکز وبلاگ شما و تمام محتوای آن باید بر خوانندگان شما باشد. نیازهای آنها چه مواردی هستند؟ مشکلات آنها شامل چه مواردی است؟ شما باید بتوانید حدس بزنید، اما با حدس خطر اشتباه کردن را هم در پی خواهید داشت. بهترین روش برای حذف حدس زدن بررسی و مطالعه است. این بررسی، شما می توانید بطور خلاصه جمعیت مخاطب خود را شرح دهید و با هدف تهیه و توسعه محتوایی متمرکز تر تلاش کنید.

  • ارزش پیشنهادی مشخصی را ایجاد کنید

ما چه چیزی رو می توانیم به مخاطب خودمون عرضه کنیم؟ آیا شما منابعی را پیشنهاد می دهید که به دیگران کمک کند تا هوشمندانه تر کار کنند؟ آیا تفکرات رهبری را عرضه می کنید؟ اینها تنها چند نمونه کوچک از این دست هستند. برای این سوال پاسخی کوتاه و ساده ارائه دهید و آن پاسخ ارزش ارائه شده شماست. شما ممکن است نیاز داشته باشید تا این ارزش پیشنهاد شده خود را بررسی و تجربه کنید و در دوره های مختلف آن را تغییر دهید. داشتن یک ارزش پیشنهادی مشخص می تواند به عنوان یک چهارچوب روشن برای تلاش های شما مورد استفاده قرار بگیرد.

 

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

برندتان را ایجاد کنید

یک نام و شعار انتخاب کنید. که شما را توصیف کند و آسان باشد تا به خاطر سپرده شود. عکس بسیار مهم است. یک رنگ برای شرکت تان انتخاب کنید. یک لوگو که شما و هویت سازمانی را نشان دهد. خودتان باشید و درگیر داستان خودتان باشید و از بیوگرافی تان استفاده کنید.

قانون اساسی برندسازی،”متمایز بودن” است و هیچ برندی در دنیا با کپی کردن به برند قوی‌ای تبدیل نشده است. باید هویت حرفه‌ای‌تان را بر اساس چیزی بنا کنید که در مورد شخص شما صدق می‌کند. برای این کار باید بدانید جنبه تمایز شما و توانایی‌های متمایز شما نسبت به بقیه چیست و روی آن‌ها بیشتر سرمایه‌گذاری کنید.

آن چیزی که شما را از رقیبانتان متمایز می‌کند، ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتان است. پس سعی کنید از کپی کردن ترفند و یا تکرار روش‌هایی که به اسم افراد دیگر ثبت‌شده است، دوری‌کنید.

خودتان باشید

استراتژی برند شخصی شما باید ازآنچه هستید نشات بگیرد. استفاده از عناوین و جایگاه‌های تقلبی در برندسازی در بلندمدت جوابگو نخواهد بود.

ویژگی‌های اصلی استراتژی برند شخصی چهار مورد زیر است:

تمایز: کپی کردن، از شما یک بازیگر درجه‌دو می‌سازد.
تمرکز: سعی کنید استراتژی برند شخصی خود را در یک عبارت خلاصه کنید.
اعتبار و قانونی بودن: استراتژی برند شخصی شما باید بر اساس آنچه شما هستید و دارایی‌ها و تجربیات شما تعریف شود و صرفاً چیزی را می‌توانید ادعا کنید که واقعیت داشته باشد.
جذابیت در بازار: استراتژی خود را طوری در نظر بگیرید که در بازار خریدار داشته باشد. به عبارتی بر توانایی‌ها و مهارت‌هایی تمرکز کنید که کاربردی و نیاز بازار باشد. در کالج تپسل بیشتر بخوانید https://college.tapsell.ir/personal-branding-tips/

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

 

می خواهید به چه چیزی برسید، هدفتان چیست؟

بخش کاری خود را مشخص کنید. محصول یا خدمات شخصی تان را در فیلد کسب و کارتان ایجاد کنید.
بازار محصول یا خدمات شما چگونه است؟ هدف حقیقی مخاطبان را برای برند خود شناسایی کنید. ، بازار محصول یا خدماتتان را تعیین کنید.
سبک و سیاق شما چیست؟ سبک و برنامه خود را تعیین کنید تا ارتباط هایتان صریح و استوار باشد.

محتوای اورجینال ایجاد کنید

محتوای باارزش ارسال کنید که برای کاربرانتان مفید باشد و به طور مرتب وبلاگ را بروزرسانی کنید. محتوای چند رسانه ای (صوتی یا ویدیویی) ایجاد کرده و به اشتراک بگذارید. آن ها مثل ویروس هستند سریع دست به دست خواهند شد. با توجه به پلت فرم شیوه ارتباط را تغییر دهید.

از تحلیل نقاط قوت-ضعف، فرصت- تهدید (SWOT) در پرسونال برندینگ استفاده کنید.
متخصصین بازاریابی، برند را با تحلیل SWOT نیز بررسی می‌کنند. برای شناخت کامل تحلیل SWOT این مطلب را پیشنهاد می کنیم.

این کار کمک می‌کند روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، سعی کنید نقاط ضعف خود را برطرف کنید و همچنین از فرصت‌های موجود در مسیر حرفه‌ای خود بیشترین استفاده را ببرید. 

تکمیل پروفایل لینکدین

لینکدین یکی از ابزارهای مهم‌ برندسازی شخصی است. مخاطبان هدف پیش از اینکه بخواهند پروژه‌ای به شما محول کنند یا از محصولات و خدماتتان استفاده کنند، نام شما را در این شبکه‌ی اجتماعی جست‌وجو خواهند کرد. به‌همین‌دلیل، نباید به پرکردن مشخصات خود اکتفا کنید؛ بلکه باید پروفایل حرفه‌ای و کامل و جذابی داشته باشید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

متخصصان را به شرکتتان دعوت کنید

 تعامل با متخصصان حرکت کاملا هوشمندانه است که کمک می‌کند مهارت‌های لازم برای بازاریابی کسب‌و‌کار خود را به‌دست آورید. به‌علاوه، همین افراد پس از مشاهده‌ی قابلیت‌هایتان، روی همکاری‌های مشترک آینده حساب باز می‌کنند.

ارتباطات خود را در سطح بین‌المللی گسترش دهید

هدف از ساختن برند شخصی این است که دیگران شما و کارتان را در زمینه‌ی فعالیت‌هایتان بشناسند و بپذیرند. توسعه‌ی روابط بین‌المللی، خصوصا در بلندمدت، فرصت‌های فوق‌العاده‌ای پیش روی شما می‌گذارد که شاید پیش از این تصورش را هم نمی‌کردید.

روی یکی از کانال‌های بازاریابی بیشتر تمرکز کنید

 اغلب اوقات می‌شنویم باید بازاریابی محتوا را در چند کانال مختلف دنبال کنیم. این توصیه اشتباه نیست؛ اما بهتر است پیش از صرف انرژی و زمان، به مخاطبان توجه کنید. بررسی کنید آن‌ها محتوای مطلوب خود را بیشتر از چه کانال‌هایی پیگیری می‌کنند. سپس، سعی کنید در یکی از این کانال‌های ارتباطی مهارت خود را تاحدی افزایش دهید که محتوای واقعا تأثیرگذار و ارزشمندی در آن منتشر کنید.

محتوای هدفمند ارائه کنید

مخاطبان هدف خود را در شبکه‌های اجتماعی شناسایی کنید و به کمک پست‌هایی که به‌اشتراک گذاشته‌اند، به شخصیت آن‌ها پی ببرید. براین‌اساس، محتوای خود را به‌صورت هدفمند و هوشمندانه تنظیم کنید.

از اهرم قصه‌گویی استفاده کنید

 داستان‌سرایی یکی از بهترین ابزارهای بازاریابی برند است. شما می‌توانید با تعریف داستان‌های خودتان یا دیگران، ارتباط صمیمانه‌تری با مخاطبان برقرار کنید.

محیط AMA ایجاد کنید

 محیط AMA یا Ask Me Anything، یعنی فضایی که به دیگران اجازه می‌دهید سؤالات دلخواهشان را از شما بپرسند. سعی کنید از تبدیل این محیط به فضای تبلیغاتی اجتناب کنید و درعوض، پاسخ‌های دقیق و صحیح و مناسبی به سؤالات بدهید.

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ

چگونه در پرسونال برندینگ مخاطبین خود را بیابیم؟

بعد از تهیه چشم‌انداز پرسونال برندینگ، همانند محصول که برای فروش آن نیاز به شناخت بازار مشتریان دارید، برای پرسونال برندینگ هم نیاز به شناخت مخاطبین خود دارید. در واقع در پرسونال برندینگ تخصص و مهارت‌های خود را به مدیران عرضه می کنید و یا اگر خود در سمت مدیریت هستید، به جامعه مشتریان ارائه می‌دهید.سعی کنید انگیزه افراد (مدیران یا مشتریان پروژه‌ها و محصولات شما)، در همکاری با شما را متوجه شوید. دانستن اهداف و انگیزه‌ها فرصت‌های خوبی در اختیارتان خواهد گذاشت. در این صورت می‌توانید برای رشد و پیشرفت خود مهارت‌هایی را در همین راستا به دست آورید و یا در رزومه و توضیحات خود به توانایی‌های مربوط خود اشاره‌ کنید.برای جذب مخاطبان، در فضای آنلاین فعال باشید .

بیشترین فعالیت را در آن شبکه اجتماعی داشته باشید که اکثر مخاطبین موردنظرتان آنجا فعال هستند. ولی به عنوان یک فرد متخصص و کارشناس حتماً پروفایل لینکدین با اطلاعات کامل ایجاد کنید.
تهیه ویدئو بهترین ابزار برای ارتقای برند شخصی است. می‌توانید مباحثی را که در آن تخصص دارید، در ویدئویی آموزش دهید و در یوتیوب یا کانال آپارات با نام خودتان منتشر کنید.
یک وب‌سایت حرفه‌ای برای انتشار مطالبتان، بهترین تأثیرها را روی پرسونال برندینگ شما دارد. با ورد پرس می‌توانید وب‌سایت خود را مدیریت کنید.
برگه “درباره من” در وب‌سایت شخصی، مکانی است که در آن داستان حرفه‌ای خود را بیان می‌کنید. می‌توانید در این صفحه از علائق و سرگرمی‌هایتان نیز بگویید، اما دقت کنید که زیاد وارد جزئیات نشوید تا شکل حرفه‌ای وب‌سایت حفظ شود. 

تا چه زمانی باید به برندسازی شخصی ادامه دهم؟

ازنظر من برندسازی شخصی یک مقصد نیست. رسیدن به نقطه اوج موفقیت و شهرت نیست. بلکه یک مسیر است. یک مسیر برای پیمودن زندگی به شیوه درست. یک سبک زندگی است که شما این توانایی را پیدا می‌کنید که هم به کار موردعلاقه خود بپردازید و هم در این کار موفق شده و کسب درآمد و شهرت کنید. بسیاری از مردم از این سبک زندگی می‌ترسند. به دلیل اینکه فکر می‌کنند اگر به کار موردعلاقه خود بپردازند نمی‌توانند درآمد کافی کسب کنند. من این جمله شکسپیر را خیلی دوست دارم. او می‌گوید تردیدها به ما خیانت می‌کنند. گاهی اوقات ما تردید داریم که به کار موردعلاقه خود بپردازیم. چون می‌ترسیم.
تابه‌حال به ریشه این ترس‌ها و تردیدها فکر کرده‌اید؟ شاید یکی از دلایل آن این باشد که افرادی را دیده‌ایم که به این مسیر رفته‌اند و شکست‌خورده‌اند. بله درست است. هر فردی که به دنبال کار موردعلاقه‌اش برود صرفاً پیروز و موفق نمی‌شود. ممکن است حتی به‌شدت شکست بخورد. به دلیل اینکه قواعد کار را نمی‌داند. اگر ما قواعد برندسازی شخصی را ندانیم شکست می‌خوریم.

نوشته استراتژی برندسازی شخصی آنلاین وآشنایی با بوم برندینگ اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند داو Dove در سال ۱۹۵۴ با تولید قالب‌های صابونی که فرمول اولیه آن‌ها در ارتش آمریکا ایجادشده و مخصوص پوست‌های خشک و حساس می‌بود، گذاشته شد. موضع یابی نام برند Dove توسط David Ogilvy طراحی شد. او در این اقدام به شوخی بیان می‌کند: «من می‌توانستم این محصول را به‌عنوان ماده‌ی شوینده برای تمیزی دست مردان کارگر موضع یابی کنم.»

بااین‌حال او می‌دانست که با نگریستن دقیق به محصولات Dove مفاهیمی همچون: لطافت و نرمی، لوکس بودن و… در ذهن تداعی می‌گردد، به همین دلیل می‌توان گفت این محصول برای خانم‌ها مناسب‌تر است که به‌این‌ترتیب جایگاه این محصول برای جنس لطیف شناخته شد و برند Dove مبارزه‌های تبلیغاتی‌اش را با شعار «Dove تنها یک صابون نیست، بلکه کرم پوست شماست» آغاز نمود.

 

امروزه به شهرت رساندن برندتان در شبکه‌های اجتماعی کار آسانی نیست، در هر ۶۰ ثانیه بیش از ۱۰۰ ساعت ویدئو در یوتیوب آپلود شده و هر ۲۴ ساعت بیش از ۴٫۷۵ میلیارد پست در فیسبوک به اشتراک گذاشته می‌شود. این آمارها حاکی از اهمیت فعالیت روی رسانه‌های اجتماعی و البته دشواری آن است. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که چه چیزی یک کمپین بازاریابی را ویروسی می کند و باعث می‌شود که محتوای آن از طریق رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها ثابت و از پیش تعیین شده نیستند (مثل بسیاری از مباحثی که در برندسازی آنلاین و بازاریابی وجود داد) و تنها روشی که برای نزدیک شدن به آن وجود دارد این است که کمپن‌های موفق در این زمینه را بررسی و تحلیل کنید، تا شاید ایده، استراتژی برندسازی اینترنتی ، یا ترفندی که متناسب با کسب‌و‌کار خودتان است را بیابید.  به همین منظور در این پست دو کمپین موفق داو در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ که پیام‌های مشابهی را منتقل می کنند برای شما آماده نمودیم.

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

 

به طورکلی در ۶۰ سال گذشته Dove تعریف گسترده ای از زیبایی ارائه داده است، از کمپین« my beauty, my say» مشتمل بر آگهی تبلیغاتی «Beauty on your own terms» گرفته تا تجربه ی اجتماعی آن و به چالش کشیدن زنان در کمپین تبلیغاتی «Choose beautiful»، پیام Dove راجع به زیبایی درونی همواره از طریق تلاش های آن در حوزه ی بازاریابی به گوش مخاطبان می رسد. اکنون این برند یک قدم فراتر نهاده و برای اولین بار Dove با پیام خود اندام های مختلف را در قالب تغییر طراحی بسته بندی می ستاید.

داو در سال ۲۰۱۳ کمپینی به نام “ترسیم زیبایی واقعی” که مخاطبان آن زنان سراسر دنیا بودند، ترتیب داد. داو ویدئو این کمپین را به ۲۵ زبان مختلف در ۳۳ کانال یوتیوب خود آپلود کرد. این کمپین بیش از ۱۴۴ میلیون بار در یوتیوب در ماه اول دیده شد، بیش از ۳٫۸ میلیون بار به اشتراک گذاشته شد و ۱۵هزار مشترک جدید به کانال یوتیوب داو اضافه نمود. (تصور کنید که این میزان بازدید چه کمکی به گسترش پیام این برند نمود).

در این کمپین برای طراحی چهره خانم‌ها از یک کارشناس پزشکی قانونی FBI کمک گرفته شد که گیل زامورا (Gil Zamora) نام داشت. وی از پشت یک پرده با توجه به توصیفات خود فرد چهره‌ وی را ترسیم می‌کرد، سپس همان کار را بر اساس توصیفات یک فرد غریبه نیز انجام می‌داد. در بیشتر موارد تصویری که زامورا بر اساس توصیف شخص غریبه ترسیم می‌کرد بسیار زیباتر و دقیق‌تر از نمونه قبلی بود. هدف این کمپین تاکید بر اختلاف بین تصویر خانم‌ها از خودشان و تصویری است که دیگران از آن ها دارند. بر اساس اطلاعات منتشر شده به وسیله داو بیش از ۵۴ درصد از خانم‌ها در سراسر جهان اعتراف کرده‌اند که خودشان بدترین منتقد خودشان هستند. ویدئوی این کمپین را در زیر می‌بینید.

داو در سال ۲۰۱۵  نیز کمپین دیگری را با نام “زیبایی واقعی”  ترتیب داد که بار دیگر بر ارزش‌های والای اجتماعی و اخلاقی این برند تاکید می‌کرد.

در این ویدئو درب‌هایی با نام “معمولی” و “زیبا” تعبیه شده بود که بانوان باید برای ورود به مجتمع یکی از آن‌ها را انتخاب می‌کردند. هدف این کمپین تقویت عزت نفس در خانم‌ها  و انتقال این پیام بوده، که “یک بانوی واقعی” باید خودش را زیبا ببیند.

گذشته از جنبه بازاریابی ویروسی، این ویدئو جاذبه عاطفی زیادی دارد که به طور مستقیم، مسائلی را که در قلب مخاطبان این برند وجود دارد، هدف قرار می‌دهد. این ویدئو به شدت ویروسی شد و داو را در معرض دید مخاطبان بسیار زیادی قرار داد، ضمن اینکه ارزش اخلاقی “زیبایی واقعی” را نیز در میان مخاطبان تقویت کرد.

 

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی "زیبایی واقعی"  dove

استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove

برند Dove که اصلیت آن متعلق به انگلستان است، یکی از ۴۰۰ برند معروف متعلق به شرکت Unilever است. Unilever شرکت بریتانیایی هلندی است که مالک شمار زیادی از نام‌های تجاری بین‌المللی درزمینهٔ مواد غذایی، نوشیدنی‌ها، محصولات مراقبت‌های شخصی، شوینده‌ها و لوازم‌آرایشی بهداشتی است. از نام‌های تجاری متعلق به Unilever می‌توان به: سیگنال، کنور، مگنوم، لوکس، سانسیلک، رکسونا، کلییر، دامستوس، سیف و … اشاره کرد.

Unilever برای اینکه بتواند بر روی نام‌های تجاری برتر خود تمرکز نماید درصدد برآمد با اعلام این مطلب به ۱۱۰ کسب‌وکار زیرمجموعه خود،۱۲۰۰ نام تجاری با نرخ اندک سود و کم‌فروش خود را به قیمت ۷۲ میلیارد یورو به فروش برساند. سپس آن دسته از نام‌هایی که از پتانسیل رشد بالا برخوردار نبودند، رها کرد. Unilever باقدرت بخشیدن به برند Dove، کسب‌وکاری را ایجاد کرد که فروش سالیانه آن به مرز ۲٫۵ میلیارد یورو فراتر رفت. در طول سال‌های دهه ۱۹۹۰، رشد سالیانه فروش محصولات این برند، در حدود ۲۵% بوده و امروزه نیز از رشد بالایی برخوردار است، به عبارتی این برند در طول دوران حیات خود، در رشد سودآوری روندی صعودی داشته است و با ارائه‌ی گزینه‌هایی جهت توسعه و رشد در بازار کشورهای جدید و انتخاب مسیرهای درست و خلاقانه به موفقیت‌های چشم‌گیری دست‌یافته است.

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین و جستجوی “زیبایی واقعی” dove اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

همانطور که می دانید هر شرکتی در دنیای رقابتی امروز به دنبال ایجاد تاثیر بلند مدت و ماندگار در ذهن مشتریان خود هست.در حقیقت هر زمان که می خواهیم به سرعت پول زیادی  را پرداخت کنیم به دنبال یک برند هستیم و همینطور علاقه ای به این نداریم که برای پول با یک برند چانه بزنیم بنابر این ما می توانیم به این نتیجه برسیم که چطور برندینگ مناسب  برای یک محصول و رشد آن در بازار رقابتی مهم است.شرکت های موفق در تلاش برای کشف مخاطبان هدف خود، بهترین محصولات و یا خدمات خود را در کانالهای مختلف تبلیغاتی  قرار می دهند و به نظر من پلتفرمهای موفق که این بستر را برای آنها فراهم میکنند مانند facebook, Instagram, linked in, twetter هستند.تا سال ۲۰۱۷ این پلتفرمها نقش اساسی را در برندسازی آنلاین به عهده داشتند.تعداد انگشت شماری از  استراتژی های برندسازی آنلاین در رسانه های اجتماعی وجود دارد که شرکتها باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند.

استراتژی پذیرش واقعیت مجازی

استراتژی  برندسازی آنلاین خود را بیابید

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

تصورکنید مشتریان شما بدون اینکه وارد فروشگاه یا محل عرضه محصولات شما بشوند می توانند محصولات و برند شما را امتحان کنند و بعد از آن تصمیم گیری کنند.به عنوان مثال برند ایکیا از فناوری AR  استفاده کرده و به مشتریان تجربه بصری جذابی را قبل از خرید خود هدیه می دهد.علی بابا هم یکی از کمپانی هایی است که برای تقویت و بهبود تجارب آنلاین از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هردو استفاده میکند. شاید شما با واقعیت مجازی بیشتر آشنا باشید تا واقعیت افزوده. این تکنولوژی واقعیتی جایگزین و کاملا همه جانبه را خلق میکند و به این ترتیب دنیای واقعی را کم رنگ جلوه میدهد. واقعیت افزوده حاصل یک گام فراتر نهادن واقعیت مجازی است. واقعیت افزوده المان های مجازی را بصورت ویژوال پوشش داده و آنها را در فضای فیزیکی خود قرارمیدهد. بعنوان مثال شما می توانید یک ربات مجازی را ببینید که روی میز کافه ی شما غلت میخورد.

به گفته ی Tracey Wiedmeyer، “واقعیت مجازی نوید بخش آن است که “واقعیت” دیگر همچون گذشته نمی تواند شما را محدود، یا از چیزی بازدارد.” کمپانی Wiedmeyer با کمپانی های بزرگی در دنیا همچون Kellog’s، Wal-Mart و Nestle همکاری داشته است. درواقع به این کمپانی ها کمک کرده است تا با استفاده از واقعیت مجازی تولیدات جدید خود را تست کرده یا برای جلب مشتری برندینگ بهتری خلق کنند.
واقعیت افزوده المان های مجازی را وارد دنیای واقعی میکند. به همین دلیل است که کاراکترهای 
Pokemon Go در خانه ها، پارک ها و استادیوم های فوتبال دیده میشوند. در سالهای اخیر خرده فروشان نیز به استفاده از این فناوری روی آورده اند. کمپانی IKEA از واقعیت افزوده در کاتالوگ های دیجیتال خود برای آندروید و iOS استفاده میکند و به این ترتیب مشتریان می توانند نحوه ی قرارگیری اثاثیه در منزل خود را ببینند. کمپانی EBay فروشگاه واقعیت مجازی خود در استرالیا را راه اندازی کرده است. کمپانی Gap به تازگی از واقعیت افزوده استفاده میکند و به این ترتیب کاربران آنها می توانند بصورت مجازی لباس ها را در منزل خود امتحان کنند. و کمپانی LEGO در فروشگاههای خود از کیوسک های واقعیت مجازی استفاده میکند که مشتریان می توانند LEGO set را اسکن کرده و یک تصویر سه بعدی از کیت تمام شده داشته باشند.صنعت گردشگری نیز می تواند از فواید واقعیت مجازی بهره مند شود. به گزارش YouVisit اگر مسافران بتوانند با استفاده از واقعیت مجازی حضور در یک مکان گردشگری را تجربه کنند احتمال رفتن آنها به این مسافرت ۱۳ درصد بیشتر میشود. مراکز ویزیتور نیز برای جذب بازدید کنندگان به واقعیت مجازی و افزوده روی آورده اند. کمپانی بریتیش کلمبیا تجربه ی واقعیت مجازی “The Wild Within” را توسعه داده است که براساس گزارش Destination Marketing(که یک سازمان بازرگانی میباشد) برای مسافرت های گروهی، موجب جذب ۶۵ میلیون گردشگر شده و پنج درصد تعداد توریست ها را افزایش داده است.
فناوری های واقعیت مجازی و افزوده خرید آنلاین پوشاک را نیز متحول کرده اند. روی صفحه نمایش کامپیوتر یا موبایل همه ی لباس ها و پیراهن ها یکی هستند زیرا تا زمانی که پوشیده نشوند نمیدانید برای شما مناسب اند یا نه. پلتفرم ها و تکنولوژی های بادی مپینگ (
body maping) مانند True Fit(یک پلتفرم شخصی سازی دیتا محور برای بسیاری از برندهای مشهور کفش و پوشاک) به مشتریان امکان میدهند تا قبل از خرید، آیتم مورد نظر را امتحان کنند. به گزارش Kate Spade’s COO با استفاده از این پلتفرم مرجوعی کالاها هجده درصد کاهش داشته است.

 

۲۵ درصد از برندها AR را برای بهبود تجربه کاربر نهایی خود در نظر می گیرند و هزینه های بیشتری را از سال ۲۰۱۸ تا سال ۲۰۲۲ ثبت خواهند کرد.

در پایان سال ۲۰۱۷، ۳۷ درصد از جمعیت جهان در رسانه های اجتماعی فعال شدند. در سال ۲۰۱۸، بسیاری از غول ها و برندها های میان رده در حال استفاده AR برای پیشی گرفتن از رقبای خود هستند.

پیش بینی می شود که کاربران AR & VR تا پایان سال ۲۰۱۹ به ۲۰۰ میلیون نفر برسند و ۶۵ درصد از مشتریان آنلاین تصمیم به خرید در صفحه فرود محصول خواهند داشت . نتیجه می گیریم کسب و کارها و بازاریابان باید بر روی استفاده از AR در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و وبلاگ ها بیشتر نفوذ کنند.

 سرمایه گذاری در بازاریابی نفوذ پذیری

شاید برای شما هم جالب باشه که بدانیدماهیت شبکه های اجتماعی جذب و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان برند شماست.در سال ۲۰۱۷ یکی از بهترین راه ها برای مطرح شدن در شبکه های اجتماعی اینفلوئنسر مارکتینگ معرفی شد،  به این معنی که اکثر شرکتها با استفاده از افراد تاثیر گذار در شبکه های اجتماعی مورد هدف خودشان مشتریان بالقوه خود را تحت تاثیر قرار می دهند و تمرکز بر این هدف تا سال آینده میلادی همچنان ادامه خواهد داشت.نیاز به اینفلوئنسر های علاقه مند در بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ ۹۰ برابر بوده و این روند تا سال آینده به دو برابر خود می رسد.در این راه اکثر برندها سعی بر آن دارند که به اندازه کافی تاثیر گذار باشند و فالوورهای زیادی را جذب کنند.

برای من یک نمونه بسیار موفق در این زمینه استراتژی برندH&M می باشد آنها از کسانی که در اینستاگرام به عنوان اینفلوئنسر شناخته می شدند دعوت به عمل می آوردند و در ازای معرفی برندشان از طرف آنها هر هفته یک هدیه رایگان ارسال می کردند هر چند این مورد به تازگی درایران توسط شرکت بامیلو به شکل و شمایل متفاوت به اجرا درآمد.

مقاله پیشنهادی :شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

افزایش مشارکت برند در بسترهای ارسال پیام

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی دیجیتالی ( اینترنتی ) محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

در حالی که تقریبا ۲٫۵ میلیارد نفر از پلتفورم های  پیام رسان مختلف همچون تلگرام و واتس اپ استفاده می کنند با این حال، برندها همچنان بر ارتباط با مصرف کنندگان در شبکه های اجتماعی تمرکز می کنند. وقتش رسیده تا برندها بر روی سیستم عاملهای پیام رسانی تمرکز کنند که  هم برای مشتریان مفید باشند و هم ارتباطی مفید و دوسویه را ایجاد کنند.به احتمال بسیار زیاد اکثر برندها پول و زمان خود را بر روی پلتفورم های پیام رسان سرمایه گذاری  می کنند.به نظر شما این یک استراتژی عالی در برندسازی آنلاین نمیتونه باشه تا برندها سرمایه گذاری بیشتری را در این بخش انجام بدهند؟

 

سرمایه گذاری بر روی اینستاگرام

استوری اینستاگرام روز به روز مورد اقبال بیشتری در بین مخاطبان قرار می گیرد .بیشتر از ۲۰۰ میلیون کاربر در ماه از استوری اینستاگرام استفاده می کنند که این آمار در اسنپ چت ۵۰ میلیون را به ما نشان می دهد در نتیجه نیمی از کاربران اینستاگرام از استوری به طور روزانه استفاده می کنند که این آنار باید برای برندها مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانند محتوای مناسب و هدفمند تولید کنند.به علاوه استفاده از هشتگ و ترغیب مخاطبان به اشتراک گذاری محصولات و خدمات یک برند می تواند محتوای یک برند را بیش از پیش به جریان رسانه ای شدن وارد کند.به عنوان مثال برند رد بول با طرح یک کمپین در میان مخاطبان خود و با استفاده از عکس ها و فیلمهای مخاطبانش و هشتگ معرفی شده از سوی این شرکت بسیار موفق عمل کرده است و به گونه ای مخاطبان بدون هیچ چشمداشتی  در اینجا حکم قاصدان یک برند را در وایرال شدن محتوای یک برند به عهده می گیرند.تمامی برندها باید از این امر آگاه باشند که دیده می شوند، ارزیابی می شوند و نهایتاً به سمت پاسخگویی رقبا براساس فضای شفاف دنیای دیجیتالی ( اینترنتی ) کشیده می شوند. قیمت­ ها مقایسه می شوند و در یک رنج قرار می گیرند، پست ­ها و مطالبی که به اشتراک می گذارید بررسی می شود، و وبسایت ­ها به این مسیر کشیده می شوند بنابراین برندها میتوانند با داشتن منابع و تاکتیک­ های درست، شروع به کسب منفعت از مزیت رقابتی  کنند.

پیشناد میکنم این مقاله را هم مطالعه کنید:برندسازی آنلاین دراینستاگرام و تاثیر بلند مدت استوری!

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

۷۰۰ ذهن به عنوان یک نفر که در ۱۷ دفتر فعالیت می‌کنند، مهم‌ترین مشخصه‌ای است که آژانس بازاریابی gyro از خود ارائه می‌دهد.

gyro تهیه محتوای متناسب و ارائه ایده‌هایی که به لحاظ انسانی مورد توجه هستند را در دستور کار خود قرار داده است. شخصی‌سازی محتوا، ارائه ویژگی‌های مناسب رسانه‌ای و تجزیه و تحلیل روند بازاریابی از جمله خدماتی است که این گروه بازاریابی به مشتریان خود ارائه می‌دهد.

داده‌های دقیق کافی نیست

گروه بازاریابی gyro با داشتن تیم‌های متخصص اندازه‌گیری بازار و ارائه داده‌ها، اطلاعات دقیقی را به دست می‌آورد؛ داده‌هایی که در نهایت انتخاب‌های دقیق‌تری را به دنبال خواهند داشت.

اما یکی از ویژگی‌های بارز این شرکت، توجه به این نکته است که نباید تنها به این داده‌های دقیق تکیه کرد! پیش‌بینی رفتار منطقی مردم که بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌ها انجام می‌شود، همیشه درست عمل نمی‌کند، زیرا انسان یک موجود دارای احساس و عاطفه است؛ به همین دلیل نیز نباید تنها به یک سری داده‌های دقیق اتکا کرد، بلکه باید با در نظر گرفتن عواطف مخاطبان رفتار آنان را پیش‌بینی کرد.

به همین دلیل نیز این گروه بازاریابی پس از اندازه‌گیری دقیق داده‌ها و به دست آوردن اطلاعات دقیق، آنها را مورد بازبینی قرار داده و سعی در ارائه ایده‌هایی دارد که هر چه بیشتر به روابط درونی و عاطفی انسان‌ها نزدیک‌تر باشند.

البته داده‌های دقیقی که این گروه بازاریابی از آنها به عنوان «داده‌های بزرگ» یاد می‌کند، در شکل‌گیری یک روند بازاریابی دقیق بسیار تأثیرگذار هستند، اما در صورتی که بتوانند الهام‌بخش ایده‌هایی باشند که در مقیاس انسانی کارآمد بوده و بتوانند با رفتارهای عاطفی انسان هماهنگ باشند.

محتوای شخصی با داستان‌های عاطفی

شخصی‌سازی محتوا برای گروه بازاریابی gyro به معنای ارائه یک محتوای داستانی است که خاص یک برند باشد؛ ایده‌های خلاقانه‌ای که از دل تجربه‌های مرتبط با یک نام تجاری بر‌آمده‌اند و به‌گونه‌ای جذاب و در قالب داستان‌های جالب ارائه می‌شوند.

این آژانس تبلیغاتی به دنبال داستان خاص مشتریان خود است، به این معنا که پس از مطالعه دقیق روند شکل‌گیری یک برند، داستان آن را می‌سازد، اما ساختن داستان پایان راه نیست، بلکه آغاز شکل‌گیری داستان اصلی است، به این معنا که صرف بیان سرگذشت و تجربیات یک برند، نمی‌تواند یک محتوای داستانی تأثیرگذار را ارائه دهد، بلکه باید به دنبال ایده‌هایی خلاقانه بود که بتوانند با توجه به عواطف انسانی مخاطبان، ویژگی‌های اصلی یک نام تجاری را در قالب داستانی گیرا، مانند یک سفر تفریحی بیان کنند.

در حقیقت این گروه بازاریابی به دنبال داستان‌هایی است که ارائه آنها منجر به درگیری عاطفی مخاطبان شود، چراکه هرگاه احساس درگیر شود، بازاریابی عاطفی شکل گرفته و یک نام تجاری می‌تواند در ذهن یک مخاطب باقی بماند.

 به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

شناخت مستمر مشتریان

شناخت دقیق مخاطبان یک ویژگی مهم در روند بازاریابی آژانس gyro است. این گروه می گوید حتی می‌تواند رفتار مصرف‌کنندگان را پیش‌بینی کند که البته رسیدن به این روش، نشان از یک بازه زمانی قابل توجه دارد که صرف مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان یک برند شده است.

همچنین از آنجایی که این گروه بازاریابی، اتکای صرف به داده‌ها نداشته و به دنبال پیش‌بینی رفتار عاطفی انسان‌هاست، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری را ارائه خواهد داد؛ زیرا یک مخاطب انسانی را با توجه به تمام ویژگی‌های فردی و اجتماعی آن در نظر گرفته و به همین دلیل نیز می‌تواند کمترین میزان خطا را در پیش‌بینی‌های خود مرتکب شود.

ترسیم مشخصات مشتری کاری است که این گروه بازاریابی برای مشتریان خود انجام می‌دهد؛ مشخصاتی که می‌توانند در ارائه برنامه‌های کارآمد تبلیغاتی بسیار مؤثر باشند، البته مطالعه مستمر روی رفتار مشتریان، یکی دیگر از روش‌های این گروه بازاریابی است که باید به صورت دنباله‌دار انجام شود، زیرا از نظر این گروه، مخاطب برندها انسان‌هایی هستند که عواطف و روحیات آنها ثابت نبوده و در گذر زمان تغییر می‌کند.

ایجاد جرقه بین ایده و مخاطب

شاید بتوان گفت مهم‌ترین هدفی که گروه gyro دنبال می‌کند، رسیدن به نقطه‌ای است که بین ایده‌هایی که ارائه می‌دهد و مخاطبان انسانی یک جرقه اتفاق بیفتد؛ جرقه‌ای که باعث تأثیرگذاری عمیق روی عواطف مخاطبان خواهد شد.

برای رسیدن به این هدف، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چالش پیش‌رو این است که چطور می‌توان محصول و خدمات یک برند را به افراد معرفی کرد که به یک تأثیرگذاری عاطفی و در نهایت تغییر رفتار آنها منجر شود؟! در حقیقت این مهم نیز از طریق مطالعه دقیق مشتریان، کسب داده‌های بزرگ و در نهایت، ارائه آنها در قالب ایده‌هایی انسانی امکان‌پذیر خواهد شد.

منبع:شنبه

نوشته به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

وفاداری در برندینگ رمز موفقیت کسب وکار شماست

بزارید در ابتدا به این نکته اشاره کنم که روانشناسی برند مبحثی هست که همه مدیران موفق و کارشناسان بازاریابی در هر مارکتی باید به اون تسلط کامل داشته باشند.اگر به بازارهای جهانی نگاهی کوتاه بندازید همه برندهایی که نامشون مطرح هست دارای هویت قوی هستند.

متاسفانه صاحبان صنعت حاظر هستند میلیون ها پول بابت تبلیغات بیلبوردی هزینه کنند اما برای فکر و برنامه ریزی هویت برند هزینه ای نپردازند. روانشناسی برند راهکارهایی است که یک مدیر برند استفاده می کند تا یک برند را در ذهن مخاطب ماندگار کند.

اساس برندسازی بر پایه ارتباط بیش از ارتباط عقلانی صرف با مخاطب است.

برای مثال  وقتی دو آدم عادی از هم خوششان می آید به این معنی است که از مکانیسمهای روانشناختی استفاده شده است. اما اینکه طرف ما دانسته و از اینها استفاده می کند، با برنامه ریزی استفاده می کند یا به طور خود به خود این کار انجام می شود چند چیز متفاوت است .

 

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

 

اصول روانشناسی در انتخاب نام برند

همه شرکتهایی که در تلاش برای معرفی یک برند مطرح در بازار جهانی می باشند  در انتخاب نام تجاری خود این اصول پنجگانه را باید در نظر بگیرند که شامل:صمیمیت، هیجان، برازندگی، کمالگرا، مستحکم می باشند .هر کدوم از این ویژگی ها شخصیت یک برند را به عموم مردم نشان میده.

برای مثال کسانی که از ویژگی صمیمیت استفاده می کنند باید در بازار رقابتی خود از صداقت و سخاوتمندی برای بدست آوردن حس اعتماد به نفس استفاده کنند.

هیجان را می توان از طریق تاکتیک های جسورانه، آگهی های تخیلی و فن آوری های روزمره به کار برد. و ممکنه که برازندگی به وسیله مهار کردن یک تصویر قابل اعتماد و سودمند ایجاد شود.کمالگرایی می تواند از طریق رویدادهای مسحور کننده و سفیران فریبنده ارتباط برقرارکند.

جزء دیگر که وجود دارد برندینگ ناخودآگاه می باشد.این امر زمانی بدست می آید که کمپین انقدر تاثیر گذار بوده که مردم ناخود اگاه احساس وابستگی به برند را دارند حتی اگر تبلیغات از قبل به دست فراموشی سپرده شده باشند.

ممکنه تبلیغات در ایستگاه قطار و با در بیلبورد خیابانها دیده بشود و مردم بدون در نظر گرفتن و تشخیص، آنها را در ضمیر خود حفظ کنند.

هفت گام برای تغییر رفتار

متخصصان برند یک مسیر موثر برای تغییر رفتار مصرف کننده را شناسایی کرده اند که برای رسیدن به آن به این هفت مورد نیاز هست:۱- برای پیدا کردن مسیر جدید الگوهای قدیمی را کنار گذاشته۲-آسایش را برای مشتری های خود بوجود بیاورید تا تغییرات را به راحتی درک کنند.۳-تخیلات باید به یک عادت جدید منجر شود.۴-احساس را به نفع برند تغییر دهید و آن را با ذهن انتقادی دنبال کنید.۵-وقتی که شک و تردیدها شروع میشه مطمئن بشید که جواب های آنها از قبل وجود دارد.۶-به دستاوردهای خود بچسبید و وابستگی های خود را تغییر دهید.

مثالهایی از روانشناسی برند

در مقالات قبلی به مبحث روانشناسی رنگ پرداختیم و باید این را بدانید استفاده از رنگ استراتژی جالبی برای بازاریابان و متخصصین بازاریابی می باشد که جذابیت های یک برند را افزایش بدهند. رنگ های مختلف نشان دهنده ایده های مختلف هستند، بنابراین محصولات باید با این ذهنیت طراحی شوند. آن چیزی که مردم می بینند مشخص می کند که چه حسی را درباره شخصیت یک برند دارند.اطمینان حاصل کنید درک مردم با آنچیزی که کسب کار شما می خواهد انجام دهد همتراز باشد.

واژه ها باید به دقت انتخاب شوند.نام محصولات اغلب از طریق مشاوره های دقیق قبل از اینکه آنها نهایی شوند انتخاب می شوند . مصرف کنندگان تمایل دارند که به دنبال نامهایی به ظاهر گرانقیمت باشند همینطور اگر نامی را به سادگی بخوانند ناخودآگاه نگاهشان به سمت محصول دیگری خواهد رفت.

آنها براساس ادراک کمالگرایانه خود قضاوت می کنند. مثال دیگر ایجاد حس تعلق و دستیابی به موفقیت هست.برندها می توانند خودشان را متعلق به یک طبقه اجتماعی خاص مانند جوانان به رسمیت بشناسند.

وفاداری برخلاف بازار رقابتی موجود وقتی پرورش پیدا می کند که به مصرف کنندگان بگویید شما در کنار برند ما هستید.عمل خرید کردن ممکنه از یک کار ساده به تجربه ارتقاء یک نام تجاری منجر شود.فروشگاه های خرده فروشی می توانند به عنوان ابزار فیزیکی  هر چیزی که یک کسب و کار به آن نیاز دارد تا آن را به عموم انتقال دهد عمل کنند.

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

حس وفاداری را جدی بگیرید

اپل، فورد و استارباکس به عنوان شماره یک ها در رسته خود با توجه به شاخص وفاداری مشتری در نظر گرفته شده اند باید اینو صادقانه بپذیریم که استراتژی های برندینگ این شرکتها شایستگی بررسی این را دارند تا ببینیم چگونه همه مفاهیمشان در عمل کار می کند.برای مثال استفاده رنگها در اپل منطبق با رنگ سفید هست که بر می گرده به مفهوم پاکی، سادگی و ظرافت و همینطور برند اپل تبدیل شده به نماد فناوری های لوکس و پیشرفته، این در حالی است که منتقدان زیادی هم دارد اما شواهد نسان دهنده تمایل عموم برای خرید اپل با ویژگی های مطرح آن هست.

اکثریت داندگان آیفون ترجیح می دهند گوشی خود را با یکی از محصولات این کپانی جایگزین کنند و حتی تصور اینکه از برند گوشی دیگر استفاده کنند را ندارند.

از طرف دیگر فورد همیشه یکی از معتبرترین برندها در صنعت خودرو سازی در آمریکا بوده است. شعار بنیادین این برند ساخت بادوام است. این شرکت بر روی شعار سختی و پایداری  اتوموبیل سرمایه گذاری کرده تا رانندگان را متقاعد کند از آنها خرید کنند.

این تاکتیک برندسازی به مشتریان حس ایمنی و امنیت را می بخشد و باعث می شود آنها فورد را به ماشینهای دیگر ترجیح دهند.وفاداری مشتریان بر اساس نظر سنجی نشان می دهد که ۴۴ درصد از مشتریان این کمپانی فورد دیگری را از قبل در گاراژ منزل خود داشته اند میشه گقت دلیل وفاداری مردم به این برند این است که همه مدلهای ماشین در این برند حس قابل اعتماد بودن را برخوردارند اما با ید به شما دوستان این نکته را متذکر بشم که صرفا کار این کمپانی فروش بر اساس این شعار نیست بلکه حقیقتا این برند شعار خود را به نحو احسنت عملی کرده است.

استار باکس یکی دیگر از شرکتهای مطرح می باشد که از رنگها برای متمایز ساختن خود در میان رقبایش بهره گرفته تا برای مشتریان خود یک پیام قوی را ارسال کند.

رنگ سبز نشان دهنده تعهد به تجارت منصفانه قهوه و مسئولیت اجتماعی و حقوقی آن است. همینطور طبقه بندی اجتماعی برای توسعه پیوند میان مشترسان و دور نگه داشتن رقبا مورد استفاده قرار می گیرد.

نتیجه نهایی یک برنامه وفاداری مشتری بسیار موفق است پاداشهایی مانندتخفیف و هدیه تبلیغاتی باعث می شود مشتران گاه به گاه به مشتریان دائمی تبدیل شوند.کسانی قادر به دستیابی به یک وضعیت عالی از طریق برنامه پاداش هستند حسی از تعلق و موفقیت را گزارش می دهند.

و این باعث تشویق مشتریان به ادامه خرید از آنها می شود.

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

وفاداری در نام تجاری کلید موفقیت شما در کسب و کار است

دوصد گفته چون نیم ‌کردار نیست به عمل کار بر آید، به سخندانی نیست!

به این نکته توجه کنید که برند شما چه کاری را انجام می دهد چرا که هر کلمه که شنیده می شود می تواند اثرات عمیقی را در ذهن مخاطبان بجا گذارد و همینطور این ارزشها باید در اقدامات خود منعکس شوند و هر بی تعهدی نسبت به اجرا نشدن آن با عث قطع ارتباط برند با مخاطبان می گردد.

برندها باید از طریق تعامل با مشتران خودشان صحبت کنند.مخصوصا در حال حاظر که عصر رسانه های اجتماعی هست و مبحث بسیار مهمی به نام دیجیتال مارکتینگ مطرح می باشد .

بازاریابان برند باید مخاطب هدف خود را به خوبی بشناسند و راه حلها را به خوبی انجام دهند اینکه درک صحیحی از یک برند داشته باشند و اینکه برند مطرح قصد دارد چه نیازی را برای مخاطبان خود بر آورده کند تا آنها به مشتریان وفادار شما تبدیل شوند هدف اصلی یک کسب و کار می باشد.

نوشته وفاداری در برندینگ رمز موفقیت کسب وکار شماست اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین

مدت زمان مطالعه ۱۸ دقیقه

همه ما برای برندمان رویاها و برنامه هایی داریم، و بر این موضوع واقفیم که داشتن نام و نشان (لوگو) مناسب یک برند چقدر در سرعت بخشیدن به برنامه ها و ماندگاری در ذهن مخاطبین و مشتریان موثر است.
اما حالا که مراحل سخت اولیه را پشت سرگذاشتیم، موضوع مهم دیگری نیز باید در نظر داشته باشیم؛
انتخاب رنگ برند مناسب، عاملی که به نحوی به نام و نشان ما جلوه خواهد داد و روح فلسفه برند ما را به مخاطب انتقال می دهد!

چرا با وجود اینکه موضوع روانشناسی رنگ بسیار بحث برانگیز است، اما اطلاعات حقیقیِ بسیار کمی برای حمایت از آن وجود دارد؟

براساس نتایج یک تحقیق، سوءتفاهم‌هایی که در مورد رنگ‌ها بوجود میاد، اغلب به خاطر مواردی مثل ترجیحات شخصی، تجربیات، روش آموزش و تربیت، تفاوت‌های فرهنگی و در نهایت تاثیر مبهمی که ممکنه رنگ‌ها روی شخصیت ما داشته باشن، هست. پس این ایده که مثلا رنگ‌هایی مثل زرد یا ارغوانی می‌تونن یک نوع حس ماورایی خاص رو آزاد کنن، چندان هم صحبت غیرمنطقی نیست.

اما اگر بازهم قبول نداریم که پاسخ‌های محکم این چنینی نمی‌تونن تضمینی باشن، پس هنوز موارد زیادی وجود داره که باید در موردشون خوند و یادگرفت. راه‌چاره این هست که به دنبال راه‌هایی کاربردی باشید تا در مورد رنگ‌ها تصمیم‌گیری کنین.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

 

در عکس بالا رنگها اینگونه توضیح داده شدند:

  • زرد: خوش‌بینی، شفافیت و گرمی و صمیمیت
  • نارنجی: دوستانه، شاد، بااعتماد به نفس
  • صورتی: هیجان، جوانی، جسارت
  • بنفش:‌ خلاق، دارای قوه تخیل بالا، دانا
  • آبی: اطمینان، قابل اعتماد، قدرت
  • سبز: صلح‌طلب، رشد، سلامتی
  • خاکستری: تعادل، بی‌طرفی، آرامش

اطلاعات نادرست و بی روحی که روانشناسی رنگ را تنها در چند جمله  خلاصه می کند، شرایط را بدتر می کند، برخی از این عبارت ها در ذیل آمده است:

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلا

–    از لحاظ روانشناسی رنگ زرد شادترین رنگ موجود است.

–    شخصیت کارتونی گرین لنترن (Green Lantern) از رنگ زرد می‌ترسید.

–    ۷۵ درصد از مدادهایی که در امریکا به فروش می رسد به رنگ زرد هستند.

حالا زمان آن است که به بررسی تحقیقاتی مبنی بر نقش مهم رنگ در متقاعدسازی مشتری بپردازیم.

روانشناسی رنگ و انتخاب رنگ مناسب برای برند خود

مردم به روشهای مختلف از جمله شیوه های روانشناختی و اجتماعی بوسیله رنگ تحت تاثیر قرار می گیرند. با رنگ می توان بیانه ای ایجاد نمود ، خلق و خو را تغییر داد و توجه را جلب کرد. به همین دلیل روانشناسی رنگها دربرندسازی بسیار مهم است. صفحات مختلف در ایجاد بیانیه و جذب کاربر نقش حیاتی ایفا می کنند. اگر در طراحی یک برند رنگ مناسب بکار گرفته شود این رنگ می تواند علاوه بر انتقال پیام به کاربر انرژی نیز دهد.

تلاش‌های فراوانی جهت طبقه‌بندی واکنش مصرف‌کننده به رنگ‌های مختلف انجام شده است. اما حقیقت امر این است که رنگ به تجارب شخصی افراد بسیار وابسته است و انتقال احساس و برداشت خاص از یک رنگ به صورت جهانی دشوار است.اما الگوهای پیامی بسیاری در مفهوم رنگ وجود دارد. به عنوان مثال رنگ‌ها نقش حیاتی در خرید و برند، بازی می‌کنند.

محققان بر اساس مقاله ای با عنوان ” تاثیر رنگ در بازاریابی”  یافته اند که بالغ بر ۹۰درصد قضاوت هایی که از سوی مصرف کنندگان درباره محصولات می شود، تنها بر اساس رنگ است. (انتخاب نوع رنگ هم به محصول بستگی دارد.)

با توجه به نقش مهم رنگ در برند، نتایج حاصل شده از یک مطالعه با عنوان ” تاثیرات متقابل رنگ” نشان می دهد که رابطه بین رنگ و برند بر پایه تناسب درکِ رنگی است که در برند خاصی استفاده می شود. ( به عبارت دیگر آیا رنگ با آنچه که فروخته می شود “تناسب” دارد یا نه)

مطالعه‌ای با عنوان “قرمزِ هیجان انگیز و آبی رقابتی” نیز تاثیر رنگ بر خرید را بر اساس چگونگی اثرگذاری مفهوم برند، تایید می‌کند. این بدان معنا است که رنگ باعث می شود مصرف کننده درباره “وبژگی” برند، قضاوت کند. (اگر موتورهای هارلی دیویدسان، حس خوب و قدرتمندی را به موتورسوار نمی دادند، دیگر چه کسی می خواست آنها را بخرد؟)

برخی دیگر از مطالعات نشان می‌دهند که مغز ما برندهای قابل شناسایی را ترجیح می دهد که باعث می شود رنگ اهمیت ویژه ای در ویژگی برند داشته باشد.حتی پیشنهاد شده که کسب‌و‌کارهای نوپا رنگی را برای لوگو انتخاب کنند که آنها را از سایر رقیبان خود متمایز سازد. (مثلا اگر کلیه رقیبان از رنگ آبی در برند خود در زمینه کسب و کارتان استفاده می کنند، شما رنگ بنفش را انتخاب کنید.)

بر اساس مطالعات محققان، زمانی که وقت انتخاب “صحیح ترین” رنگ می رسد، پیش بینی واکنش مصرف کننده به رنگ انتخابی که با محصول در تناسب باشد، بسیار مهم تر از خود رنگ است. بنابراین اگر مالکان کمپانی هارلی-دیویدسن (Harley-Davidson-migna.ir) می خواهند محصولی را تولید کنند که در مشتریان احساس قدرت کنند، باید پیش بینی کنند که محصولاتی با رنگ صورتی هرگز به فروش نخواهد رسید.

جنیفر آکر، استاد دانشگاه استنفورد، مطالعاتی را در زمینه‌ی وسعت ویژگی برند انجام داده و پنج اصلی را که نقش مهمی در شخصیت برند بازی می‌کند مورد بررسی قرار داده است. مطالعات دیگر نشان داده که واقعاً بین استفاده از رنگی خاص و برداشت مصرف‌کننده از ویژگی برند رابطه وجود دارد.

هر رنگ با ویژگی خاصی در ارتباط است. ( مثلاً رنگ قهوه ای با خشونت، بنفش با فرهیختگی، و رنگ قرمز با هیجان در ارتباط است). اما نکته قابل توجه در اکثر مطالعات دانشگاهی درباره رنگ و بازاریابی این است که به جای پرداختن به رنگ های کلیشه ای و مربوطه معمول، رنگ انتخابی تان باید با ویژگی دلخواهِ برندتان، تناسب داشته باشد.

به نادرست بودن این مفهوم کلی که رنگ سبز به معنی آرامش است توجه کنید. در صورت داشتن چنین عقیده ای از موضوع اصلی دور می مانیم؛ گاهی از رنگ سبز برای برندهای مربوط به امور زیست محیطی  مانند Timberland’s G.R.E.E.N standard, استفاده می شود، اما رنگ سبز گاهی اوقات جنبه مالی را هم مانند mint.com ( سرویس مدیریتی امورمالی شخصی در آمریکا) در برمی گیرد.

این موضوع درباره‌ی سایر رنگ‌ها هم صدق می‌کند، مثلاً رنگ قهوه‌ای در یک حوزه به معنی خشونت و در جایی دیگر نشاندهنده‌ی صمیمت و احساس میزبانی (مانند مراسم شکرگزاری) و یا اشتها‌آور ( مانند آگهی تبلیغاتی شکلات)  است.

اما این نکته را به خاطر داشته باشید که زمینه کاری شما مهم ترین نقش را بازی می کند. احساس و تصویر ذهنی که برند شما در متقاعد کردن مصرف کننده می گذارد، بسیار مهم است. رنگ انتخابی حتما باید با برند متناسب باشد.

یکی از جالب‌ترین آزمایشات در این زمینه توسط آقای Joe Hallock انجام گرفته. تحقیقات این شخص نشون داد که جنسیت در ترجیح دادن رنگ‌ها هم نقش داره (البته اغلب پاسخ‌دهندگان به این پرسش‌ها از جوامع غربی بودن). یکی از نکات جالب در تحقیقات جو هالوک، همونطور که در تصویر زیر می‌بینین، برتری رنگ آبی نسبت به سایر رنگ‌ها در میان هردوجنس زن و مرد هست و البته تفاوت در گرایش نسبت به رنگ ارغوانی در بین این دو گروه البته این رو هم نباید از یاد برد که محیط شخص- به خصوص ادراک فرهنگی- نقشی مهمی رو در تناسب یک رنگ برای یک جنس خاص بازی می‌کنه که این این مورد می‌تونه انتخاب‌های شخصی رو تحت الشعاع قرار بده.

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

انتخاب رنگ برند و تاثیر آن در بازاریابی آنلاین

شایان ذکر است که محیط زندگی فردـ خصوصا مفاهیم فرهنگی نقش خیلی مهمی در علاقمندی افراد به رنگ های خاصی دارد. مثلا مقاله ای در مجله‌ی Smithsonian توضیح می‌دهد که چگونه آبی به رنگی برای پسرها و صورتی به رنگ دخترها تبدیل شده است.
مهم ترین نکته ی قابل توجه در این تصویر، علاقه ی هر دو جنس مرد و زن به رنگ آبی است. اما درباره رنگ بنفش هیچ شباهتی باهم ندارند. رنگ بنفش در صدر لیست رنگ های مورد علاقه ی خانم ها است. در رابطه با درک رنگ، مردان رنگ های تند را ترجیح می دهند، درصورتی که زنان رنگ های ملایم تری را دوست دارند.

بهتر است برای طراحی لوگوی خود این اطلاعات را در ذهن داشته باشید. چرا که در جذب مصرف کنندگان تأثیر به سزایی دارد.

هماهنگی رنگ ها و نرخ تبدیل    

اخیرا انتخاب “بهترین” رنگ برای نرخ تبدیل در وب سایت ها به موضوع بسیار محبوبی تبدیل شده است.  این وبسایت ها با توجه به این نکته که هیچ رنگی، بهترین رنگ برای نرخ تبدیل نیست،  توانسته اند پیشرفت خوبی در این زمینه داشته باشند.

براساس قانون روان شناسی تحت عنوان “اثر جداسازی” (the Isolation Effect)، احتمال یادآوری  آیتمی که “مانند انگشت شست نسبت به سایر انگشتان متمایز باشد، بیشتر است”. تحقیقات به وضوح نشان می دهد زمانی که یک آیتم نسبت به آیتم های اطرافش برجسته تر است، افراد بیشتر به آن توجه کرده و آن را به خاطر می‌سپارند.

مثلاً در مثال بالا باکس Sign Up مانند یک جزیره قرمز در میان دریای آبی صفحه بیشتر خودنمایی می کند.

مطالعاتی تحت عنوان “پاسخ زیباشناختی به ترکیب رنگ” و “ترجیحات مصرف کننده درباره ی ترکیب رنگ” نشان می دهد  در حالی که اکثریت مصرف کنندگان الگوهای رنگی با ته رنگ های مشابه را ترجیح می دهند، اما پالت هایی با رنگ های  بسیار متضاد را می پسندند.

این عبارت از نظر هماهنگی رنگ به معنی ایجاد یک ساختار بصری متشکل از پایه رنگ های مشابه و متضاد کردن آنها با رنگ های مکمل تند است. از رنگ های ثانویه نیز می توانید استفاده کنید.

ممکن است پس از خواندن این مطلب احساس کنید یک  دکوراتور داخلی هستید، اما درک درست این اطلاعات در درک نوسانات و بهینه سازی نرخ تبدیل از اهمیت بالایی برخوردار است.

در مثال زیر تغییر رنگِ کادر باعث افزایش نرخ تبدیل شد:

زمانی که رنگ باکس را از سبز به قرمز تغییر دادند، نرخ تبدیل ۲۱ درصد افزایش یافت. اما این بدان معنا نیست که رنگ قرمز دارای قدرت جادویی است و مردم را جذب می کند.

بیشتر که به عکس توجه کنید متوجه می شوید که رنگ سبز با قسمت های دیگر صفحه هماهنگی بیشتری دارد. رنگ قرمز (که مکمل سبز است) تضاد بصری چشمگیری را به وجود آورده است.

چرا قهوه “موکا” دوست داریم اما از رنگ “قهوه ای” متنفریم.

                                                                                                                             اگرچه روش‌های درک رنگ‌های مختلف، متفاوت است، اما نام خود رنگ‌ها هم در علاقه‌ی ما به آنها بی‌تأثیر نیست.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

                                                                                                                  تصاویری که در زیر آورده شده متعلق به شرکت Chopra که میزان دانلود نرم‌افزار تولیدی این شرکت رو در استایل‌های مختلف دانلود نشون می‌دن.

استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

ا

 
در بعضی موارد فقط نوشته شده دانلود، ودر  بقیه نوشته شده دانلود رایگان. می‌تونین حدس بزنین که کدوم استایل عمکلرد بهتری داشت؟
 
استایل ۱۰ (دانلود رایگان با رنگ قرمز و فونت پیش‌فرض سایت)‌ با قاطعیت برنده‌ی این رقابت شد. احتمالا این موضوع اتفاقی نیست که این استایل مغایرت بیشتری با سایر استایل‌ها داره. در تصویر اول می‌تونین ببینین که عبارت PDFProducer (نرم‌افزاری تولیدی شرکت Chopra) با رنگ خاکستری و سایز فونت کوچک در کادر نوشته شده. اما متن اقدامی (Download for Free) با فونت بزرگ و با رنگ قرمز نوشته شده. یعنی همون کنتراستی که برای یک نرخ تبدیل بالا نیاز هست رو ایجاد کرده.

در یک مطالعه از افراد خواستند تا محصولات را بر اساس نام‌های رنگی مختلفی ارزیابی کنند. نام‌های “شیک” بیشتر مورد استقبال افراد قرار گرفتند. به عنوان مثال، برند موکا از رنگش که قهوه‌ای بود، طرفداران بیشتری داشت. در صورتی که محققان رنگ های یکسانی را به آنها نشان داده بودند.

این تحقیق در طیف متنوعی از محصولات انجام گرفت و نتیجه ی همه ی آنها یکسان بود. به چشم مصرف کنندگان برندهایی که رنگی نوشته شده بودند جذاب تر بود.

ثابت شده که هرچه نام رنگ ها غیرمعمول تر و منحصربه فردتر باشد، نیت خرید مصرف کننده را بیشتر می کند. مثلا پاستیل هایی با نام “رازماتا” (Razzmatazz) فروش بیشتری از پاستیل هایی با نام “زرد لیمویی” داشتند. این موضوع درباره محصولات غیرغذایی هم صدق می کند.

پس به خاطر داشته باشید که انتخاب رنگ هم به اندازه‌ی انتخاب نام برند از اهمیت ویژه‌ای در جلب توجه مصرف‌کننده دارد.

 

نوشته قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.