سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

با توجه به تغییر پرسونای مخاطبان و الگوهای جدید رفتاری آنها در فضای دیجیتال، بسیاری از برند‌های بزرگ دنیا، فرایندهای بازاریابی خود را از شیوه‌های سنتی به بازاریابی مدرن با استفاده از ابزاری قدرتمند به نام «محتوا»، تغییر داده‌اند. کوکاکولا یکی از برندهای بزرگی است که در سال‌های اخیر از قدرت «بازاریابی محتوا» برای افزایش سهم بازار خود استفاده کرده و نتایج شگفت‌انگیزی را تجربه کرده است. از زمانی که فروش نوشیدنی‌های بدون الکل کاهش یافت، توسعه و بهبود استراتژی برندسازی برای این شرکت‌ بسیار ضروری و حیاتی به نظر می‌رسید. به همین منظور کوکاکولا سند استراتژیک برندسازی خود را در قالب بازاریابی محتوای کوکاکولا، با نام «محتوای ۲۰۲۰» تدوین و منتشر کرد که مورد تمجید انجمن بازاریابی محتوا نیز قرار گرفت. در این سند استراتژیک، کوکاکولا علنا اظهار داشت که این برند تعهد کرده است تا با استفاده از محتوای خلاق و اثربخش، برند خود را تقویت کند. جاناتان میلدنهال، مدیر استراتژی بازاریابی و تعالی خلاق کوکاکولا، معتقد است که محتوا ابزاری برای تقویت برند شرکت است: «همه‌‌ بازاریابان به محتوا نیاز دارند که بتوانند به جذب و حفظ مشتریان خود بپردازند و در هر زمانی پاسخگوی آنها باشند. اگر می‌خواهید در سرتاسر جهان موفق باشید، باید ایده‌های بزرگ و سازنده‌ای در سر داشته باشید.»

بازاریابی محتوا به شرکت کمک می‌کند تا جایگاه خود را از نو بسازد. با وجود اینکه درآمدزایی مستمر در این صنعت یک چالش بزرگ است اما کوکاکولا بهتر از سایر رقبایی مثل پپسی و دیگر تولیدکنندگان نوشیدنی غیر‌الکلی عمل کرد و به خوبی توانست نتیجه‌‌ این هوشمندی را با افزایش سهم بازار دریافت کند. دلایل مهمی که استراتژی بازاریابی محتوای کوکاکولا را نسبت به رقبا متفاوت کرد و موجب موفقیت در برندسازی مجدد آن شد عبارت است از: ۱- ایجاد محتوای جذاب و متمایز که ماهیت آنها غیر قابل پیش‌بینی بود و همواره مخاطبان را سورپرایز می‌کرد. همچنین محتوای تولیدی آنها آموزنده و راهکاری برای مشکلات مخاطبان بود و از همه مهم‌تر اینکه آن چیزی را تولید کردند که مورد علاقه مخاطبان بود. ۲- آنها محتوایی متناسب و در ارتباط با مردم تولید کردند و کمپین‌های آنها متناسب با فرهنگ هر کشور، به صورت متفاوت طراحی شد. ۳- کوکاکولا از کانال‌های متعددی برای انتشار محتوا و برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده کرد. 

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

به این ترتیب کوکاکولا با استفاده از استراتژی بازاریابی محتوای خود و تولید محتوای غیرقابل پیش‌بینی‌ و متناسب با علایق مخاطبان توانست فروش خود را در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۲ تا ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش دهد. ‌

طبق گفته هفزی اسائولو  مدیر B2C کوکاکولا، داده‌های بی‌شمار نشان داد که تلاش‌های بازایابی محتوا و برقراری ارتباط کوکاکولا با مخاطبان خود در سرتاسر جهان، به رشد درآمد منجر شده است. بنابراین شرکت‌هایی که در صنایع رقابتی فعالیت دارند نیازمند تأثیرگذاری بر ادراک مشتریان خود هستند. موفقیت کوکاکولا نشان داد که بازاریابی محتوا راه بسیار خوبی برای دستیابی به این هدف است.

کمپانی کوکا کولا بزرگ ترین شرکت تولید کننده نوشیدنی های گاز دار دنیا بوده و در بازار این صنعت، حرف اول را می زند. روزانه بیش از ۱/۹ میلیارد نفر از محصولات این شرکت استفاده می کنند، با این حال، مصرف کنندگان این کمپانی رو به افزایش هستند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از فرصت امروز، کوکا کولا از آن دست شرکت هایی نیست که تنها به موفقیت های گذشته خود تکیه کند، بلکه همیشه چشم اندازی رو به جلو داشته و دائماً به دنبال چالش ها و بازار های جدید است. حدود ۷۵درصد از فروش کمپانی از فروش برند کوکا کولا تأمین می شود و ۲۵درصد باقی مانده شامل فروش سایر نوشیدنی های غیر الکلی معروف از  جمله اسپرایت و فانتا است.

بخش های عملیاتی این کمپانی در شش گروه مجزا مدیریت می شود؛ آمریکای شمالی، آمریکای لاتین، آفریقا، اروپا، آسیای میانه و خاور  دور. امروزه کوکا کولا در سراسر دنیا شناخته شده است و چالشی که این کمپانی پیش رو دارد، ایجاد الگو های جدید توزیع در بین مصرف کنندگانش است.

توانایی یک برند در ورود به عرصه جهانی یکی از راز های موفقیت بسیاری از کمپانی های بزرگ است. در این مورد، کوکا کولا موفق عمل کرد و نماد هایی را ارائه داد که حتی بیشتر از طعم نوشابه های این کمپانی، بین مصرف کنندگان شناخته و معروف شد. فرم شاخص و کلاسیک بطری ها و قوطی های مشهور سفید و قرمز کوکا کولا، از  جمله این نماد ها بودند.

هیچ مغازه ای بدون داشتن بطری های شیشه ای کوکا کولا تکمیل نمی شد. طراحی این بطری ها به اوایل سال ۱۹۰۰ بر می گردد. آنها قصد داشتند که شکل منحصر به فردی را برای بطری های خود طراحی کنند تا حتی در تاریکی و با لمس کردن بطری بتوان متوجه شد که این بطری متعلق به کوکا کولا است. امروزه، این بطری های شیشه ای به یک نماد تبدیل شده اند؛ نماد یا سمبلی از یک دوره خاص.

از سوی دیگر، کوکا کولا دو برند محبوب از نوشابه های طعم دار را با نام های فانتا و اسپرایت وارد بازار کرد. این محصولات می توانستند به شکل گسترده ای به کمک کمپین های تبلیغاتی و استراتژی های ترویجی مناسب، در بازار جهانی انتشار پیدا کنند. از آنجایی که کوکا  کولا پرچمدار کمپانی است، بخش بیشتری از هزینه ها صرف تبلیغات و ترویج نوشابه های این برند می شود.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

استراتژی بازاریابی

بازاریابی شامل تولید محصول مناسب، در موقعیت، زمان و با قیمتی مناسب است. کوکا کولا همیشه مناسب ترین آمیخته بازاریابی را ارائه داده است.

کوکا کولا از همان ابتدا، کسب و کار خود را با استفاده از استراتژی های جهانی و بر اساس سه قانون اصلی پایه ریزی کرده است:

پذیرش؛ با کمک یک بازاریابی مؤثر، برند های کوکا کولا این اطمینان را خواهند داد که انتخاب اول مصرف کنندگان نوشابه های گاز دار بوده و جزئی از سبد غذایی روزانه مردم خواهند بود.

قیمت؛ کوکا کولا تضمین کرده که بهترین قیمت ها را به مشتریان خود ارائه کند، به طوری که از لحاظ اقتصادی برای مصرف کنندگان به صرفه باشد.

در دسترس بودن؛ اطمینان از اینکه برند های کوکا کولا همه  جا در  دسترس مصرف کنندگان باشد.

کوکا کولا شبکه پخش جهانی و سازماندهی شده ای ایجاد کرده که در  دسترس بودن محصولاتش را در کلیه نقاط دنیا تضمین می کند.

۱) استفاده از یک فرمول منحصر به فرد

سرهنگ جان پمبرتون (John Pemberton) بنیانگذار کوکاکولا، پس از خدمت در جنگ داخلی ایالات متحده، تصمیم به تولید نوشیدنی که حاوی کافئین و الکل باشد، گرفت. اما در سال ۱۸۸۶ قوانین آتلانتا با منع تولید مواد غذایی حاوی الکل، تولید کنندگان را وادار به تولید نوشیدنی‌های غیرالکلی کرد. بنابراین پمبرتون نیز فرمول تولید نوشیدنی خود به کمک آزمایش‌های مختلف و جمع‌آوری بازخوردهای مردم تغییر داد. این سعی و خطا به شکل‌گیری فرمول منحصر به فرد تولید کوکاکولا که متناسب با سلیقه‌ی مصرف‌کننده بود منجر شد. در سال ۱۹۰۳ کوکائین موجود در نوشیدنی‌های کوکاکولا نیز حذف شد. اما این نوشیدنی با طعم خاص خود همچنان یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های جهان است. می‌توان گفت فرمول منحصر به فرد این نوشیدنی رمز موفقیت آن در بازر جهانی بوده است. بنابراین استراتژی انحصار در تولید محصولات مختلف می‌تواند بسیار اثربخش باشد.

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید

۲) طراحی لوگو با یک فونت بی‌انتها

جالب است بدانید که اولین نمونه لوگوی برند کوکاکولا در سال ۱۸۸۵ یعنی در همان سال‌های نخست شکلگیری این کمپانی، طراحی شد و این امر نشان‌دهنده قدمت این لوگو است که بیش از یک قرن با این نام تجاری همراه بوده است. فرانک میسون رابینسون، حسابدار جان پمبرتون، اولین نسخه لوگوی کوکاکولا را ارائه کرد؛ تأکید او در طراحی این آرم، بر روی حرف C بود که در آغاز نام این برند، دوبار تکرار می‌شد؛ بنابراین با یک فونت شکسته دست‌نویس، به‌صورتی بسیار جذاب و متمایز نام این برند را نوشت. این دست‌نوشته به خط شکسته‌ای نوشته شده بود که به خط اسپنسری معروف بود و با خط رسمی و رایج آن زمان تفاوت داشت و جالب اینکه همین تفاوت نیز باعث تمایز و برجستگی این لوگو شده بود. همچنین جالب است بدانید که لوگوی کوکاکولا برای اولین‌بار در سال ۱۹۱۵ در مجله آتلانتا دیده شد و سپس به‌مرور زمان به‌عنوان نشان اصلی و شاخص برند مذکور در بین مردم جهان شناخته شد. در واقع می‌توان گفت این لوگو در مقام یک هویت سازمانی منحصر‌به‌فرد برای برند کوکاکولا درآمده است و جزئی جدایی‌ناپذیر در این مجموعه محسوب می‌شود.به توصیه‌ی حسابدار آقای پمبرتون، فرانک میسون رابینسون (Frank Mason Robinson)، در قالبی که در حسابداری استفاده می‌شود طراحی شد. دلیل این تصمیم‌گیری متمایز کردن لوگوی برند کوکاکولا در میان رقبای خود بود. لوگوی این برند یک بار در سال ۱۹۲۳ استانداردسازی شد و پس از آن بخش مرکزی لوگوی کوکاکولا نیز مانند فرمول منحصر به فرد آن بدون تغییر باقی ماند. از این رو لوگوی کوکاکولا نزدیک به یک قرن است که در ذهن مخاطبان خود حک شده است. بنابراین می‌توان گفت که ثبات لوگوی برند کوکاکولا یکی از عوامل موفقیت برندینگ آن است.

 

 

نوشته از برندسازی کوکاکولا لذت ببرید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

به گزارش آلامتو و به نقل از ibazaryabi.com؛ از نظر روانشناختی اعتراف به اشتباه تاثیر روانی منفی بر روی فرد دارد. و جنبه‌های مختلف زندگی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از این رو پذیرش اشتباه بودن مسیر یک کسب و کار برای مدیران کار دشواری است.هر چند هدف از ایجاد هر کسب و کاری رشد و توسعه و برندسازی قوی برای آن است. اما گاهی نیز عقب نشینی برند و یا خروج از دور رقابت یک کسب و کار برای پیشگیری از متضرر شدن و مواجهه با مشکلات غیر قابل جبران ضروری است. مسئله مهمی که بیشتر صاحبان کسب و کار را دچار مشکل می‌کند نداشتن قدرت تشخیص بهترین زمان برای عقب نشینی برند و کسب و کار آن‌ها است. زیرا ادامه فعالیت یک کسب و کار در زمان بحران گاهی می‌تواند مشکلات اساسی برای صاحبان کسب و کار ایجاد کند. در ادامه این مطلب بهترین زمان برای عقب نشینی برند و خروج از دور رقابت آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

در چه شرایطی زمان عقب نشینی برند و خروج آن از دور رقابت فرا می‌رسد؟:

۱. زمان مناسب برای عقب نشینی برند

توسعه برند و داشتن پیشینه‌ی مثبت اعتبار بزرگی برای یک کسب و کار است. اما هر از گاهی ممکن است که برند معتبری نیز در معرض خطر نابودی قرار گرفته و وجهه‌ی آن دچار آسیب شود. در این مواقع لازم است که رشد آن متوقف شده و با دقت و تمرکز مشکلات علت یابی شوند. زیرا هر چند فعالیت چند جانبه برندها می‌تواند جریان درآمدی مختلفی را به سمت آن‌ها هدایت کند. اما حفظ نظم و انسجام در فرآیند رشد و برندسازی از اهمیت بالاتری برخوردار است. رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

رمز موفقیت یک کسب و کار تشخیص زمان مناسب برای عقب نشینی برند مربوط به آن در برخی از حوزه‌های غیر تخصصی است. تشخیص این موقعیت می‌تواند نقطه عطفی برای رشد برندها محسوب شود.

۲. مسیر موفقیت برند را از دست ندهید

معمولا هدف هر کسب و کار در زمان آغاز فعالیت آن تعیین می‌شود. البته ممکن است که در طی مسیر توسعه و پیشرفت اهداف جدیدی نیز تعیین شده و جایگزین اهداق قبلی شوند. اما مسیر فعالیت کسب و کار باید به درستی و طبق برنامه‌ی اصلی و از پیش تعیین شده‌ی آن طی شود. زیرا دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند.از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.دور شدن از هدف اصلی فرآیند اعتمادسازی در مشتریان را دچار مشکل می‌کند. از دست دادن اعتماد مشتری در اثر دور شدن از اهداف اصلی مانند زنگ خطری برای کسب و کارها است و باید به آن توجه شود.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

 

۳.پستی ها و بلندی های مسیر موفقیت

در هر زمینه‌ای که فعالیت کنید، بازار جزر و مد فراوانی خواهد داشت. در واقع می‌توان گفت که موفقیت یک برند در یک برهه‌ی زمانی به معنی موفقیت دائمی آن نخواهد بود. و هر آن ممکن است که زیر فشار رقابتی قرار گرفته و از دور رقابت خارج شود.تکنولوژی، نگرش، سیاست، اقتصاد و اعتماد مصرف کننده از جمله عوامل حیاتی برای بقای کسب و کارها هستند. از این رو بازاریابان موفق همواره این موارد را زیر نظر دارند و با دقت بررسی می‌کنند. تا در صورت لزوم بهترین زمان برای عقب نشینی برند خود را اعلام کرده و از بروز مشکلات جلوگیری کنند.

۴. مشتری های خود را فراموش نکنید

هر چند فضای فعالیت کسب و کارها فضایی کاملا رقابتی است. اما فعالیت در این فضا نباید سبب فراموشی مشتری و عدم توجه به رضایت او شود. متاسفانه بسیاری از برندها بدون توجه به سایر عوامل تنها در صدد افزایش کیفیت محصولات خود برای از دور خارج کردن رقبا هستند. همین امر نیز باعث از دست دادن مشتریان و کاهش فروش محصولات آن‌ها می‌شود. زیراافزایش کیفیت محصولات در کنار توجه به نیاز مشتری و تعدیل استراتژی قیمت‌گذاری معنا پیدا می‌کند. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک کسب و کار مشتری خود را از یاد برده و تنها در صدد از دور خارج کردن رقبای خود هستید. بهتر است بدانید که زمان عقب نشینی برند شما فرا رسیده است. در غیر این صورت طی زمان اندکی نابود خواهید شد.

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار

۵.سرمایه گذاری در ایده های نامناسب 

در حالت کلی می‌توان گفت این ایده‌ها هستند که کسب و کارها را به سمت جلو هدایت می‌کنند. بنابراین ارزیابی ایده‌ها نقش موثری در پیشرفت یا شکست یک برند دارد. زیرا سرمایه‌گذاری بر روی ایده‌های نامناسب می‌تواند سبب شکست و از دور خارج شدن یک کسب و کار و برند مربوط به آن شود. بنابراین توجه به ایده‌های عملی و تاثیرگذار می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در بقا یا عقب نشینی برند داشته باشد.

نتیجه‌گیری

رمز موفقیت کسب و کارها در عصر رقابتی حاضر داشتن اطلاعات دقیق و توجه به تغییرات تکنولوژی و اقتصادی است. از سوی دیگر با توجه داشت که هر چند هدف مدیران رشد و توسعه کسب و کارها است. اما گاهی برای بقای یک کسب و کار نیاز به عقب نشینی است. تشخیص زمان و موقعیت مناسب برای عقب نشینی برند یکی از وظایف یک مدیر موفق است.

نوشته زمان عقب نشینی برند در بازار کسب وکار اولین بار در ماورا پدیدار شد.

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

مدت مطالعه ۸ دقیقه

برخلاف اینکه طرح تعداد بسیار زیادی از کسب‌و‌کارهای نوپا و موفق محصول تحقیقات دانشگاهی است، اما در بخش سرمایه‌گذاری کسی نیست که شرکت‌ها را از این بابت ارزیابی کند که آیا آنچه انجام می‌دهند با نتایج تحقیقات دانشگاهی و تجارب موفق دانشگاه‌ها تطبیق دارد؟
 برخلاف کسب‌و‌کارهای نوپا در حوزه‌هایی همچون فناورهای زیستی و موارد مشابه، بیشتر کسب‌و‌کارهای نوپای فناورانه از بیرون مراکز دانشگاهی می‌آیند اما اغلب بر این اساس شکل گرفته‌اند که نیاز پاسخ داده نشده در بازار را برآورده سازند‌ و هیچ‌کس وقت کافی برای بحث با دانشگاهیان برای رفع این نقیصه صرف نمی‌کند.  به نظر می‌رسد که در حال حاضر این تفکر غالب و استاندارد در بین صنایع مختلف باشد اما من با حفظ احترام برای این دوست سرمایه‌گذار خود، فکر می‌کنم که این دسته‌بندی در اینجا به روشنی اشتباه است. نمی‌توان هر کسب‌و‌کار نوپایی را که فعالیتی خارج از تحقیقات دانشگاهی یا حتی در مسیر مخالف آنها انجام می‌دهد، مورد تردید قرار داد. اما پرسش‌هایی ایجاد می‌شود: آیا آنها به تحقیقات مرتبط توجهی دارند؟ آیا آنها چیزهایی می‌دانند که ما نمی‌دانیم؟ اگر کارآفرینان پاسخ‌های خوبی برای این پرسش‌ها دارند، پس دلایل خوبی برای ادامه کار خود دارند. اما اگر چنین نیست، باید زنگ خطر را به صدا درآورد. 

به عنوان مثال، من معمولا تعداد نوشته‌های اندکی در فیس‌بوک قرار می‌دهم، اما آنانی که من را در فیس‌بوک دنبال می‌کنند، همچنان برداشت درستی از آنچه انجام می‌دهم دارند، چرا؟ چون فیس‌بوک از شیوه بقای رفتاری برای تشخیص آنچه که من انجام می‌دهم، استفاده می‌کند و بدون نیاز به حضور من و بهنگام‌سازی نوشته‌ها به دوستانم اجازه می‌دهد از حال و روز من مطلع شوند. این‌کار هم توسط بقای رفتاری داخلی (بر اساس آنچه که می‌خوانم و مواردی که روی آن کلیک می‌کنم) و هم بقای رفتاری خارجی (مانند تصاویری که خارج از فیس‌بوک گرفته شده) انجام می‌شود. برای درک اهمیت این موضوع در مورد شبکه‌های اجتماعی در نظر بگیرید که ۱۰درصد از همه بازدیدکنندگان متعارف سایت‌ها اقدام به ایجاد حساب کاربری می‌کنند. همچنین ۱۰درصد از این تعداد حداقل یک مطلب به اشتراک می‌گذارند و از بین آنها حدود ۱۰درصد تبدیل به مشارکت‌کنندگان اصلی در سایت می‌شوند. بنابراین یک کاربر نمونه با چند صد دوست، به معنای مشاهده محتوا به صورت منظم توسط تعداد کمی از افراد دیگر است. 

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها

در نقطه مقابل فیس‌بوک، FourSquare است که مشکلات بزرگی در طراحی داخلی دارد: تنها محتوای موجود در سایت آنهایی است که به صورت دستی توسط کاربرانی ایجاد می‌شود که محلی را بازدید کرده و درباره آن نوشته‌ای می‌نویسند. 
بسیاری از کسب‌و‌کارهای نوپا که مورد تقدیر فراوان قرار می‌گیرند، موفق به جلب توجه خوبی هم می‌شوند اما تقریبا بخش زیادی از آنها قادر به نگهداری کاربران یا از بین‌بردن شکاف بین جریان اصلی نیستند. چرا کسی چنین شغلی ندارد که این موضوع را متوجه شود در حالی‌که این تحقیقات برای هرکس که مایل به خواندن آن باشد، در دسترس است؟  و چرا رویدادی در این حوزه نیست که سرمایه‌گذاران در آن پول نپاشند در حالی‌که تحقیقات نشان داده بسیاری از آنها بخت واقعی برای موفقیت ندارند؟

 

من معتقدم که جذابیت در کنار گروه همکاران دو عامل اثرگذار مهم در میزان موفقیت در جذب سرمایه است، اما آیا ما اینقدر کوته‌بین هستیم که ارزشی معادل صفر برای فهمیدن اینکه یک کسب‌و‌کار با نتایج تحقیقات بیش از ۸۰ سال اخیر مخالف یا موافق بوده، قائل نمی‌شویم؟ 
بنابراین آیا شما برای کسب‌و‌کاری که برای یادآوری وقت خوردن دارو پیامک می‌فرستد، سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ درباره به‌کارگیری کارگر موقت از طریق گوشی هوشمند چطور؟ در همه این موارد مقالات متعددی وجود دارد که می‌توان از آنها برای روشن‌شدن موقعیت استفاده کرد. به نظر می‌رسد که اگر کسی را ندارید که مقداری وقت صرف خواندن چنین مطالبی برای‌تان بکند، دچار یک نقیصه جدی هستید.

نوشته ارزیابی دانشگاهی در رابطه با استارت آپ ها اولین بار در ماورا پدیدار شد.