برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

به‌طور خلاصه اصل وجود شما و بازاریابی آگاه کردن دیگران از وجود شماست.برندینگ استراتژی شماست درحالی‌که بازاریابی اهداف تاکتیکی شمارا در برمی‌گیرد.برای اینکه به معنای برندینگ خود برسید و بفهمید که شما به‌عنوان یک شرکت یا یک سازمان چگونه تعریف می‌شوید، سؤالات زیر نقطه‌ی مناسبی برای شروع است.

اگر شما یک آرم، یک طراحی و یا یک شعار دارید ممکن است فکر کنید که یک نام تجاری دارید. ولی درواقع آنچه شما دارید مجموعه‌ای از مطالب و پیام‌های بازاریابی است.در مرحله‌ی اول شما باید ارزش برند خود را در بازار تعیین و تعریف کنید و بعد با یک استراتژی قوی برند خود را توسعه دهید. و ارزش آن را تقویت سازید و در مرحله‌ی آخر با ایجاد یک کمپین بازاریابی پیام خود را به گوش مخاطبتان برسانید.

مقاله چهار چوبهایی بنیادی در رابطه با ارزش ویژه برند برای آشنایی شما در سایت قرار داده شده است.

شما روش‌های بازاریابی خود را انتخاب می‌کنید و باعث می‌شوید مصرف‌کنندگان برند شمارا انتخاب کنند.در مقایسه با برندینگ، کنترل مارکتینگ آسان‌تر است. شما می‌توانید تبلیغات وسیع و گسترده انجام دهید، میلیون‌ها میلیون هزینه کنید ولی هیچ‌گاه نمی‌توانید با پول مستقیم برای برند خود ارزش بخرید.این ارزش را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند. شاید بتوان گفت مارکتینگ داستان‌سرائی و برندینگ گوش فرادادن است.یک برند معتبر زمانی ایجاد می‌شود که خوب گوش فرا دهید، زیرا این مصرف‌کنندگان شما هستند که به شما میگویند برندتان چقدر ارزش دارد. یا اینکه اصلاً به برند شما نیاز دارند یا خیر؟ جواب این سؤال را فقط مشتریانتان می‌توانند به شما بدهند.برندهای معروف از تفاوت میان برندینگ و بازاریابی استفاده می‌کنند. آن‌ها با یک استراتژی قوی روی موقعیت برند در جامعه کار می‌کنند و به مشتریان خود گوش می‌دهند و ارزش‌ها، امید و خواسته‌های آن‌ها را در موقعیت تجاری خود مشخص می‌کنند که همه‌ی این‌ها منحصر به عمل برند سازی میشود و در آخر با کمپین‌های بازاریابی ارزش‌ها و تمایزات خود را به گوش مخاطبانشان می‌رسانند.

برندینگ یک استراتژی است و بازاریابی یک تکنیک

تفاوت اصلی که بین بازاریابی و برندسازی وجود دارد این است که بازاریابی مجموعه فعالیت‌ها، ابزارها و استراتژی‌هایی است که هر کسب‌وکاری به منظور ترویج و شناساندن خود به کار می‌برد.این ابزارها نیز طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند: رسانه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه، جستجوی محلی، تبلیغات سنتی و…در مقابل برند یا نام تجاری، پیام و فرهنگی است که ترویج شده و بین مصرف‌کنندگان نفوذ کرده و سمبلی از کسب‌وکار مورد نظر است.برندینگ، فارغ از هر گونه تلاش خاص بازاریابی است. زمانی که فعالیت های بازاریابی تمام شد و دیده شدن آن پایان پذیرفت، آنچه کماکان در فضای ذهنی مشتریان چسبیده است و خارج نمی شود، برند است. در حقیقت برندینگ، چیزی است که در زمان نیاز به خرید مشتری، او را به خریدن یا نخریدن محصول شما وادار می کند،حتی اگر تبلیغ شما را در آن لحظه نبیند.

بازاریابی، خریداران را تحریک می کند، اما برندینگ مشتری وفادار می سازد

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برندبرندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

اشتباه اول – ترکیب برند و بازاریابی

تصورات غلط و رایجی که در مورد نام تجاری بین مردم وجود دارد، به چندین شاخه تقسیم می‌شوند.مخلوط کردن نام تجاری و بازاریابی از اشتباهات رایجی است که در رابطه با برند وجود دارد.مفهوم برند بسیار عمیق‌تر از بازاریابی است. ابزارهای بازاریابی تنها به برقراری ارتباط بین نام تجاری و پیام تبلیغاتی می‌پردازند، به بیان دیگر نام تجاری دربردارنده پیام تبلیغاتی و هویت کسب‌وکار شماست و بنابراین مفهومی گسترده‌تر از بازاریابی دارد.

اشتباه دوم – برند یعنی قدرت نهایی

تصور اشتباه دیگری که در مورد برند شدن وجود دارد این است که اگر نام تجاری خود را به دست آورید، به قدرت نهایی می‌رسید.

به این معنا که اگر صاحبان کسب‌وکارهای مختلف با انجام فعالیت‌های بازاریابی متنوع بتوانند به یک نام تجاری دست یابند و برند شناخته‌شده‌ای شوند، دلیل بر این نیست که به نهایت قدرت و شهرت در کسب‌وکار خود رسیده باشند.

همانطور که بالاتر اشاره شد، بازاریابی و برندینگ با هم تفاوت دارند. اما یکی از معدود نقاطی که این دو با یکدیگر همپوشانی دارند، هنگام تولید تصویر برند برای کسب و کار است. در اصطلاحات ذکر می شود “یک تصویر به اندازه هزار کلمه صحبت می کند” باید به یاد داشت که طراحی لوگو، رنگ، کارهای گرافیکی و غیره، بخشی است که همه کسب و کارها برندسازی و بازاریابی را در کنار یکدیگر می بینند.

مقاله قدرت جادویی رنگها در برندسازی انلاین راهنمای خوبی برای شما در این زمینه خواهد بود.

برندینگ یک استراتژی است و مارکتینگ یک تاکتیک
بازاریابی می‌گوید”مرا بخر”. اما برندینگ می‌گوید “این چیزی است که من هستم” و چنین ویژگی‌هایی دارم و اگر دوست داری می‌توانی مرا بخری و به دوستانت معرفی کنی و از من حمایت کنی.

اساسی‌ترین تفاوت میان برندینگ و مارکتینگ این است که بازاریابی سعی نمی‌کند احساسات طولانی‌مدت کاربر را نسبت به محصول شکل دهد.و با چند تبلیغ ساده مشتری را متقاعد می‌سازد. از سوی دیگر برندینگ به دنبال ساخت دیدگاه بلندمدت مشتری با استفاده از اهرم‌های استراتژیک یک برند می‌باشد. که در آخر با ایجاد وفاداری مشتری را متقاعد به خرید می‌سازد. وفاداری به نام تجاری همان چیزی است که برندینگ انجام می‌دهد. درواقع پس‌ازآنکه شما برند سازی را انجام دادید یک بازار آماده از مخاطبان خوددارید که بی‌صبرانه مشتاق دریافت محصولات شماست.
بازاریابی مشتریان را پیدا می‌کند اما برندینگ آن‌ها را نگه می‌دارد و مصرف‌کنندگان را روزبه‌روز فعال‌تر و مشتاق‌تر می‌کند و همچنین برندینگ است که حامیان را جذب می‌کند و باعث پیشرفت روزبه‌روز برند می‌شود.

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند

برقراری ارتباط بین برندتان و مخاطبان

در نهایت، به نقطه ای رسیدید که بازاریابی وارد می شود. اکنون باید تصمیم بگیرید که چطور می خواهید آگاهی از برندتان را افزایش دهید. مراحل قبل به همراه تحقیقات بازار و آنالیزها، نقش عظیمی در تعیینِ نحوه و محل ارتباط برند شما برای دستیابی موثر به مخاطبان هدف ایفا می کند.

موارد زیر، مهم ترین نکاتی ست که باید به هنگام برنامه ریزی برای استراتژی های ارتباطی خود به چالش بکشید:

بیانیه مأموریت شما که به راحتی می توانید از هدف خود استنتاج کنید.

مزایایی که مشتریان شما می توانند از کسب و کار شما بدست بیاورند که در ابتدای مرحله پاسخ داده شده است. (پاسخ به چراها)

پلت فرم های انتخابی شما و رسانه ی مناسب برای هر یک. 

به عنوان مثال استارباکس یک نمونه قوی و کلاسیک ار برندینگ می باشد. در حالیکه این برند تبلیغات بسیار کمی هم دارد، اما همواره تجربه ای با کیفیت از خرید کردن در تمامی شعبه های خودش در سراسر آمریکا در اختیار مشتریان قرار می دهد. به گفته یکی از کارشناسان این حوزه بنام جو سولیوان، “زمانیکه که برای بار سوم شما وارد یکی از شعبه های این برند می شوید، تمامی کارکنان به احتمال زیاد شما را با نام کوچک می شناسند و از نوشیدنی مورد علاقه شما اطلاع دارند. آنها آموزش های خود را دیده اند. البته نکته جالب توجه اینکه این برند در هیچ یک از تبلیغات خود اشاره به شناختن شما و نوع نوشیدنی شما هم نمی کند.”
شما چطور؟ آیا در بین برند های شناخته شده و مطرح ایرانی، برندی را می شناسید که بتوانید در این رابطه به عنوان یک مثال نمونه و خوب معرفی کنید که بخوبی بین فرایند های بازاریابی، تبلیغات و برندینگ خودش تفاوت و تمایز قائل شده باشد و آن را بخوبی اجرا کرده باشد؟
در بخش نظرات منتظر شما هستم تا با هم بیشتر در این رابطه صحبت کنیم       

نوشته برندسازی و بازاریابی آنلاین دو اصل بقای برند اولین بار در ماورا پدیدار شد.

سان استار به عنوان یکی از موفق‌ترین تولیدکنندگان آبمیوه‌های طبیعی در ایران می‌باشد. شرکت زرین جم مارینا در سال ۱۳۸۷ افتتاح شد و با راه‌اندازی کارخانه‌ای به مساحت بیش از صدهزار متر مربع در شهر صنعتی کاوه در سال ۱۳۹۱ به بهره‌برداری رسید.ورود به بازار سان استار مصادف با یکه‌تازی برند سن ایچ در صنعت نوشیدنی- آبمیوه- بود. در طول سال‌های اخیر برند سان استار توانسته است سهم بازار قابل توجهی از بازار نوشیندنی- آبمیوه- را در اختیار بگیرد. سان استار با اتخاذ استراتژی‌های مناسب به عنوان یک برند موفق در صنعت آبمیوه جایگاه مناسبی در ذهن مخاطبان به دست آورده است.

اگر سان استار یک انسان بود چه صفاتی را میتوانستیم به آن نسبت دهیم؟

با توجه به مسابقات، کمپین های ۳۶۰ درجه، حس برندی که شخصیت زانیار و سیروان خسروی ایجاد کرد اولین صفتی که به خوبی میتوان در سان استار دید، “جوانی” میباشد.زیرا در تمامی استراتژی های سان استار این کلمه به خوبی لمس میشود و مدیران این برند با موفقیت کامل توانسته اند این موضوع را در ذهن مخاطب جا انتقال دهند.دلیل این انتخاب به احتمال زیاد این است که سهم عمده بازار آبمیوه های پاکتی به جوانان اختصاص دارد و سان استار راهی جز ایجاد نقطه مشترک با آنها نخواهد داشت.خصوصیت دیگری که میتوان به این نام اختصاص داد “نوآوری” میباشد. زیرا در تمامی استراتژیها همواره نوآوری حس میشود.حتی انتخاب محصولات جدید سان استار از این قاعده مستثنی نیست کما اینکه در بسته بندی‌ها هم این واژه را میتوان لمس کرد.

البته بایستی به این نکته اشاره کنم که تعریف نوآوری با خلاقیت متفاوت است. خلاقیت یعنی خلق کردن محصول یا خدماتی بدون استفاده از وضع موجود و نوآوری یعنی تغییر وضع موجود به وضعی بهتر و در راستای نیاز مخاطب، که البته ریسک خلاقیت بالاتر از نوآوری میباشد اما سرعت رشد آن باورنکردنی است.بنابراین وعده ای که میتوان به این برند نسبت داد نوآوری و به روز بودن می باشد نه خلاقیت!

پرانرژی خصوصیت دیگری است که میتوانیم به سان استار نسبت دهیم و این کلمه با بررسی دقیق کمپین ها، حمایت های این برند قابل لمس است.

در کل اگر بخواهیم انسانی که پشت این برند است را توصیف کنیم، با یک جوان پرانرژی، بانشاط، سرزنده، نوآور، عاشق موسیقی های مثبت و حامی افراد شبیه به خودش، مواجه هستیم.این تحلیل از ابزارهای تبلیغــــاتی و مخاطبین سان استار به دست آمده است و تیـــــــم سان استار توانسته این شخصیت مثبت را در قالب یک برند آبمیوه به نمایش بگذارد.و پیش بینی میشود اگر همین راه ادامه پیدا کند و تصمیمات سلیقه ای به وجود نیاید به زودی سهم عظیمی از بازار آبمیوه به سان استار اختصاص پیدا خواهد کرد.این جوان سرزنده در جایگاه حمایت از موسیقی همواره از موسیقی هایی حمایت کرده است که همگرایی بالایی با شخصیت خودش دارد و سعی کرده است با حمایت از این نوع موسیقی ها مخاطبین واقعی خودش را جذب نماید.یکی از این حمایت ها، همراه شدن با زانیار و سیروان خسروی بود، زیرا این دو جوان پرطرفدار کشورمان نزدیک ترین شخصیت را به سلیقه موسیقی سان استار داشتند.برای همین در جایی دیده نشده که این برند از موسیقی سنتی یا راک حمایت خاصی کند و این موضوع وسواس تیم برندسازی و مدیریت را به نمایش میگذارد.تعریف سان استار از موسیقی مورد پسند خود، همانطور که در کانال خود منتشر کرده است به شرح ذیل است:

سان استار، نسبت به موسیقی، از اون نوعی که لحظه ای پر از شادی و نشاط رو میسازه احساس مسئولیت میکنه و نسبت به هنرمندای عزیزی که بهترین خودشون هستند.”

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

برند به عنوان محصول

  • سالم است: ما محصولات متفاوتی برای گروه های مختلف مردم داریم. بنابراین اگر مصرف کننده مریضی خاصی داشته باشد و یا رژیم خاصی را دنبال کند ما یک آبمیوه ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهیم. سطح تحرکات روزانه کودکان و نوجوانان بالا است و آنها به انرژی بیشتری نیاز دارند برای همین ما نوشیدنی را پیشنهاد می دهیم که کمی شکر به آن اضافه شده است.
    بنابراین غذاها و نوشیدنی های سالم الزاماً رژیمی نمی باشند.
  • ‏ نوآور و به روز است: ما روندهای جدید در دنیا را دنبال می کنیم. ما تکنولوژی های جدید، طعم های جدید و کاربردهای جدید را به عنوان اولین شرکت در صنعت آبمیوه در ایران معرفی می کنیم. محصول و بسته بندی جدید ما (کامبی دام) نمایانگر این ادعا می باشد.

 

بازار هدف سان استار با توجه به رفتارهای این برند در این مدت کاملا قابل حدس است.سان استار از نظر فیزیکی افراد جوان را هدف قرار داده است.از نظر نگرشی افراد مثبت، با نشاط و به قول خودش کسانی که بهترین خودشان هستند و همواره به نوآوری می اندیشند.و از نظر اقتصادی قشر متوسط رو به بالا را هدف قرار داده است.شناسایی این بازار هدف از شخصیت های استفاده شده در تبلیغات کمپین ها و رویدادها امکان پذیر است.نکته ای که لازم است در هویت کلامی این برند به آن اشاره کنم یک دوگانگی ظریف است که در بلندمدت میتواند سرعت رشد این برند را کاهش دهد.نکته این است که در نام گذاری و تبلیغات سان استار با لحنی عامیانه و غیررسمی با مخاطب گفتگو  و این ادبیات در کلام عادی سان استار و در شبکه های اجتماعی تبدیل به لحن و ادبیات رسمی میشود.مثل اینکه دو سلیقه متفاوت در نوشتن محتوای شبکه های اجتماعی و نام گذاری کمپین ها دخیل هستند و امیدواریم این موضوع به بقیه ابزارها و استراتژی های برند سرایت نکند.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

هویت بصری سان استار

در رنگ های سازمانی این برند میتوان به شخصیت پی برد. رنگ طلایی در نماد برند، تیرگی رنگ سبز، و رنگ دوم سان استار یعنی بنفش نشان دهنده انتخاب بازار هدف متوسط رو به بالا میباشد که این موضوع در تمامی تبلیغات ها رعایت شده است.رنگ سبزی که استفاده شده است نمادی از سلامتی و سرزندگی میباشد که با الگو برداری از طبیعت سعی در طبیعی نشان دادن محصول دارد که با استفاده از پالپ در آبمیوه حس طبیعی بودن به مشتری القا میگردد.در لوگوی سان استار نرمی و خطوط خمیده نشان دهنده صمیمیت و دوستانه بودن این برند است و چکش بصری این لوگو ستاره طلایی رنگی است که با کلمه سان به معنای خورشید و استار به معنای ستاره همخوانی ایجاد میکند و باعث ثبت ذهنی این لوگو خواهد شد.در تحلیل هویت بصری سان استار به این نتیجه رسیدیم که؛ رنگ هایی که برای این برند انتخاب شده است به خوبی خصوصیات برند را به مخاطب القا میکند و میتوان گفت یکی از پایه های موفقیت سان استار در ایجاد حس برند و اعتماد در مخاطب همین موضوع میباشد.

کمپین‌های سان استار

#فرق میکنه

این کمپین با معرفی شخصیت موسیقی سان استار و با حمایت از اولین کنسرت زانیار خسروی شکل گرفت. تبلیغات گسترده زانیار خسروی با شعار و هشتگ #فرق_میکنه توسط سان استار در اغلب بیلبوردهای شهر تهران آغاز شد و با مسابقه اینستاگرامی ادامه پیدا کرد.

اما نقدی که به این مسابقه وارد است برگزاری اختصاصی برای شرکت کنندگان در کنسرت زانیار خسروی بود که به طور طبیعی باعث کاهش شرکت کنندگان در مسابقه میشد و بازخورد کمی داشت. در صورتی که اگر این کمپین در بین تمامی مخاطبین زانیار خسروی یا کل مخاطبین اینستاگرام برگزار میشد، مطمئنا سرمایه اجتماعی بیشتری به پیج اینستاگرام سان استار می پیوستند.از طرفی زانیار در بین طرفداران خود و در صفحه اینستاگرام این کنسرت و مسابقه را اطلاع رسانی کرد و همین موضوع باعث شد جمعیت موثری به صفحه سان استار اضافه شوند.اما از این نکته غافل نشویم که هــــدف اصلی سان استار بالا برند بود که در این موضوع هم موفق شد.

#خوشحالیتو_نشون_بده

کمپین بعدی سان استار که در شبکه های اجتماعی و این بار با مخاطبین بیشتر آغاز شد مسابقه ای به مناسبت یورو ۲۰۱۶ بود.این مسابقه با هشتگ #خوشحالیتو_نشون_بده گسترش یافت و برای اثرگذاری بیشتر در اکثر بیلبورد های شهر تهران چهره شبیه به کریستین رونالدو، در کنار این هشتگ به نمایش گذاشته شد.کسانی که قصد شرکت در این مسابقه را داشتند میبایست ویدئوی خوشحالی پس از گل خودشان را در آپارات با هشتگ سان استار و هشتگ کمپین منتشر میکردند و همین موضوع باعث کاهش شرکت کنندگان شد.زیرا آسان سازی مسیر مسابقه باعث افزایش مخاطبین میشود که سان استار در این کمپین این موضوع را رعایت نکرد.اما نوآوری در ایجاد روابط عمومی این اشتباهات را پوشش داد.  زیرا در مکانهای پرتردد و جوان پسند شهر تلویزیون های غول پیکر مسابقات یورو ۲۰۱۶ را به طور زنده با اسپانسری سان استار به نمایش میگذاشتند و این موضوع باعث افزایش حس برند و گسترش آن در بین مخاطبین پرشور سان استار شد.

به طور کلی سان استار با برگزاری دو کمپین پرشور با هزینه های بالا تقاضا از سوپر مارکت ها را بالا برد.زیرا جو و فضای ناشی از این دو کمپین حس خودبیانگری را در مخاطبین سان استار افزایش داد تا با مصرف آبمیوه پالپی طور دیگری به نظر برسند.این مسابقات و هیجان در برند سان استار ادامه یافت تا به بزرگترین نوآوری این برند در بسته بندی رسید.

در فرآیند برندسازی زمانی که وعده اصلی برند شکل گیرد برای اجرایی کردن این وعده، با استفاده از مزیت های فیزیکی، عملکردی و نگرشی وعده های ملموسی به مخاطب ارائه میگردد که برآیند این وعده ها حس برند وعده اصلی را به مخاطب القا مینماید.

حتی محصول یک برند میتواند بر اساس این راه اندازها طراحی گردد.

بنابراین حمایت از موسیقی یک راه انداز در برند سان استار است که تا به اینجا به مخاطب القا گردیده است و نکته اصلی اینجاست که به دلیل تمرکز بیش از حد روی این راه انداز فقط بخشی از حس مخاطب به سان استار تامین میگردد و در بلند مدت باعث تک بعدی شدن برند خواهد شد. زیرا فرآیند برندسازی و معرفی برند با تمام خصوصیات و رفتارها میباشد.

#شکست ناپذیرم

برند سان استار در طول سال‌های اخیر کمپین‌های موفق متعددی را برگزار کرده است که با استقبال خوبی از سمت مشتریان مواجه شده است. کمپین‌های تبلیغاتی برگزار شده توسط سان استار به خوبی برنامه‌ریزی و اجرا شده است. پارامترهایی مانند زمان‌بندی مناسب، محتوای جذاب، انتخاب درست مشتریان مخاطب و هدف و در نهایت اندازه‌گیری و بررسی عملکرد دستاوردهای کمپین‌هایی که برگزار شده‌اند.کمپین جذاب شکست ناپذیرم با محتوای مناسبی که توسط سان استار و کاربران آن تولید شده است توانسته به اهداف بازاریابی از پیش تعیین شده آن دست یابد. در این کمپین از مخاطبان خواسته شده است تا تجربیات و قصه کام‌بک( Come Back ) خودشون را توصیف کنند.این کمپین با پیام: به بازی برمی‌گردم چون شکست ناپذیرم شروع شده است و تا آخر بهمن ماه ۹۶ ادامه داشت و افرادی که قصه‌های جذابی از برگشت از یک شکست در زندگی شخصی‌شان دارند می‌توانستند با تهیه یک فیلم یک دقیقه‌ای در این کمپین شرکت کنند و جزء برندگان باشند.سان استار همواره در برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی خود، توانسته است بر ارزش‌ها و اعتقادات خود پایبند باشد و برند به عنوان شخص، سازمان و محصول را به خوبی به مشتریان منتقل کند.

در کمپین شکست ناپذیرم حمیدرضا صدر، کارشناس و مفسر محبوب فوتبال به عنوان اینفلوئنسر در تیزرهای تبلیغاتی سان استار نشان داده می‌شود. حمیدرضا صدر با سادگی، صراحت، صداقت و البته تخصصی که دارد مخاطبان بسیار زیادی میان علاقه‌مندان به فوتبال دارد به طوری که گزارش‌ها و متن‌های نوشته شده توسط این کارشناس خبره در سایت پربازدید ورزش سه، از پربازدیدترین مطالب منتشر شده در وب‌سایت می‌باشد.

استراتژِی برندسازی آنلاین و رازموفقیت سان استار

ویروسی شدن محتوا

به طور معمول برندها برای اجرای این نوع استراتژی ها از مدیا های مختلفی برای ارسال و اطلاع رسانی و در نهایت ایجاد تعامل بهره می برند.

در حال حاضر با وجود نقش شبکه های مجازی و ارتباط تنگاتنگ مردم با این برنامه های کاربردی انتخاب این فضا می تواند اثربخشی بالاتری را ایجاد کند و بر همین اساس سان استار فضای مجازی را برای ارائه این طرح انتخاب کرده که مسلما بیشترین مخاطبانش از سنینی است که با دنیای مجازی تعامل بیشتری دارند و باید اشاره کرد در این استراتژی، هدف درگیر کردن و تعامل جوانان با برند است که با بهره گیری از ذات و ماهیت برنامه های تعاملی توانسته به این هدف خود که در نهایت ایجاد ارتباط دو طرفه است برسد.

باید اضافه کرد نکته مهم در این نوع استراتژی ها جهت ارائه و اجرا در فضای مجازی بحث وایرال شدن محتواست یعنی اول اینکه محتوایی درخور و فاخر آماده شود و پیام در کوتاه ترین زمان به مخاطب برسد و نکته دوم اینکه تعدد ارسال و به اشتراک گذاری محتوای تولید شده به نحوی باشد که بیشتر مخاطب را تحت پوشش خود قرار دهد، چراکه هرچه تعداد مشارکت کنندگان بالاتر باشد اعتبار آمار گیری و نظر سنجی نیز افزایش می یابد و باورپذیری تولید محصول جدید برای تولید کنندگان چشمگیر تر می شود.

برای اجرای بازاریابی ویروسی می توانید از روش تبلیغات ۳۶۰ درجه استفاده کنید.کمپین های این شکلی، در بازاریابی به نام کمپین های High involvement یا کمپین های پردرگیر معروف هستند که سعی می کنند با مشتری یا مخاطبان شان ارتباط برقرار کرده و زمان آنها را بیشتر بگیرند و این کار در نهایت سبب می شود که به خاطر گذراندن زمان با یک برند خاص، وفاداری بیشتری در آنها ایجاد و درگیری مخاطب و خرید بیشتر انجام گیرد و در نتیجه تکرار خرید هم بیشتر اتفاق می افتد.

چنین کمپین هایی در دنیا روی یک سری کالاهای خاص ایجاد می شوند و مشتری را به سمت Customize یا سفارشی و تخصصی شدن محصول پیش می برند. اما اینکه محصولات FMCG تند مصرف و سوپرمارکتی که تعداد زیادی هستند چگونه با این روش جواب می گیرند،  باید بررسی شود.

نوشته اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

برند نایک که قبلاً بنام “محصولا ورزشی روبان آبی” (Blue Ribbon Sports) که به اختصار ” RBS ” نامیده میشد در سال ۱۹۶۴ توسط “فیل نایت” و “بیل باورمن” تاسیس شد. “فیل نایت” یک دونده نیمه استقامتی بود که تحت مربیگری “بیل باورمن” آموزش دیده بود. “بیل باورمن” که همیشه به دنبال راه هایی برای افزایش عملکرد شاگردش بود، در اوقات بیکاری سعی می کرد کفش های ورزشی او را بهبود بخشد.

اولین تصویری که لوگوی نایکی به ذهن می‌آورد، کفش‌های ورزشی منحصر به‌فرد آن است. با این حال اولین محصولی که برای اولین بار لوگوی نایکی را با خود به همراه داشت کفش کتانی نبود بلکه کفش‌های فوتبال بودند. شرکت نایکی سال ۱۹۷۱ برای اولین بار کفش‌های فوتبال خود را با لوگوی نایکی به بازار عرضه نمود. این کفش ها اواین محصولاتی بودند که لوگوی نایکی را به همراه داشتند. نمایشگاه عرضه ی کفش های فوتبال با قیمت ۱۶ دلار و ۹۵ سنت، به دلیل بارندگی و هوای سرد به خوبی برگزار نشد و نایکی در مقابل سایر رقبای خود که در آن زمان برندهای معروفی بودند، شکست خورد. در همین زمان بود که نایکی تمرکز خود را روی کیفیت و دوام کفش‌های تنیس، بسکتبال و دو گذاشت.هرگاه به لوگوی نایکی می‌اندیشیم، شعار معروف آن نیز در ذهنمان مرور می‌شود: فقط انجامش بده (Just Do It) . این جمله مدت‌هاست که جزو بهترین شعارهای تبلیغاتی محسوب می‌شود. در واقع این شعار به‌عنوان یکی از پنج شعار برتر تبلیغاتی در قرن بیستم شناخته شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

وگوی نایکی نمادی است از بال خدای پیروزی در یونان 

نام نایکی برگرفته از نام یکی از خدایان یونانی است. در داستان‌های یونانی آمده است که نایکی، خدای پیروزی تعداد بی‌شماری از جنگجویان شجاع را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده است تا در مبارزات سرزمین خود پیروز شوند. این بال‌های نایکی بود که به جنگجویان جسارت و انگیزه می‌بخشید تا راهی میدان نبرد شوند. بعضی از متخصصان معتقدند ایده‌ی اصلی لوگوی نایکی الهام گرفته از این داستان یونانی است.

برندسازی و استفاده از چهره های مشهور 

اولین سفیر برند نایک “استیو پرفونتین” دونده مشهور آمریکایی بوده که در طول دوران کالج خود یعنی از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ توانست هفت رکورد آمریکایی از ۲۰۰۰ متر تا ۱۰۰۰۰ متر به ثبت رساند. مدتی بعد در سال ۱۹۷۹ برند نایک تکنولوژی “نایک ایر” را طراحی کرد. (در تکنولوژی نایک ایر کیسه های بالشتکی با هوای تحت فشار پر شده و در قسمت پایین زیره میانی و پنجه ی کفش تعبیه می شود.
 این تکنولوژی فشار ناشی از ضربات دویدن و راه رفتن را کاهش می دهد.) ارائه ی این تکنولوژی گام مهمی در پیشرفت برند نایک به شمار می رود و این برند توانست در عرصه کفش های ورزشی بسیار قدرتمند ظاهر شود.
 این پیشرفت مهم منجر به ارائه ی عمومی این محصول در سال ۱۹۸۰ شد. کمی بعد برند نایک میان رشته های ورزشی بسیار محبوب شد و در سال ۱۹۸۲ توانست به تولید کننده شماره یک کفش ورزشی در آمریکا تبدیل شود.
ممکنه که به نظر برسد نایک تبلیغات چندانی را انجام نمی دهد، در صورتی که بیشترین تمرکز این برند بر روی ابزارهای دیجیتال و اینفلوئنسرها و چهره های محبوب ورزشی می باشد.بدون شک این شرکت یک سروگردن از رقابای خود در شبکه های اجنماعی بالاتر است و در حقیقت بیشترین نرخ مشارکت را با مشتریان خود دارا می باشد.
رقیبان ورزش ماراتن در سطح جهانی، الیود کیپچوگی، للیسا دسایا و زرزنی تادسی تلاش کرده اند تا زیر دو ساعت به ۲۶٫۲۱۹ مایل راه یابند، که پیش از این در تاریخ ورزش انجام نشده است. صرفنظر از نتیجه، برنده نهایی، Nike بود؛ زیرا ورزشکاران نسخه سفارشی کفش مسابقه نایک را برای این رویداد پوشیدند.

هشگ و تم خاص جهت ایجاد اجتماعی از طرفداران

نایک یکی از برترین مارک های آنلاین است که از شبکه های اجتماعی جهت ایجاد یک شیوه جدید زندگی در میان طرفدارانش استفاده می کند و باید گفت شبکه های اجتماعی همچون اینستاگرام یکی از قدرتمندترین ابزارها برای برندسازی اینترنتی مارکهای مطرح همچون Nike می باشد.صفحه نایک فوتبال با ۸۲ میلیون هوادار یکی از ۱۰ مورد از صفحات با نام تجاری Nike در فیس بوک است، در حالی که حساب اصلی اینستاگرام با نام تجاری دوم، ۷۷ میلیون دنبال کننده است!پست های جذاب نایک بخشی از دو کمپین اصلی و  بزرگ در سال ۲۰۱۷ بود. پروژه “Breaking2” بلندپروازانه آنها سبب  جذب بالایی در  رسانه های اجتماعی شد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نایک دارای استاندارد طلایی بی نظیر در Instagram

با شگفتی تمام ۷۷٫۱ میلیون طرفدار این برند سبب شده تا نایک دومین نام تجاری در Instagram باشد.و این سبب شده نایک بیستمین پیج برتر در اینستاگرام باشد.در سال ۲۰۱۷، این نام تجاری رشد ۱۰٫۷ درصدی را در پیروان خود به خود جلب کرد و بیش از ۷ میلیون هوادار جدید را اضافه کرد.این نام تجاری در ساعت ۷ صبح و ۸ بعد از ظهر بیشترین نرخ  مشارکت را به دست آورد، در حالی که نرخ تعامل در ساعت ۱۱ صبح در اوج خود می رسد.روز یکشنبه بیشترین جذب را این برای برند داشته به همین دلیل محتوای خود را در این روز منتشر می کنند.به جای فقط فروش محصول، نایک یک رویکرد جامع برای محور هویت نام تجاری خود در اطراف مفهوم تناسب اندام و یک شیوه زندگی سالم را انجام می دهد.

 استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین Nike را یاد بگیرید و شبیه سازی کنید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

امروزه دنیای دیجیتال مارکتینگ، ابعاد مختلفی را تحت پوشش خود قرار می دهد تا به واسطه همه ابزارها، برای کسب و کارهای متقاضی،  شروع به برندسازی آنلاین نموده و برای آنها مشتریان هدف را جذب نماید.در این راستا یکی از مواردی که در اکثر موارد به آن اشاره می شود واژۀ اینفلوئنسر ها می باشد که از آنها به عنوان ابزاری موثر در راستای بازاریابی و برند سازی اینترنتی استفاده می شود که در این شرایط می گوییم از روش اینفلوئنسر مارکتینگ مورد استفاده قرار گرفته شده است.

اینفلوئنسر مارکتینگ، روند شناسایی، تحقیق، جذب و حمایت بوسیله افرادی است که با مشتریانتان درمورد نام تجاری، محصولات یا خدمات شما، مکالمات با تاثیر بسیار بالا را ایجاد می کنند.اینفلوئنسر به افراد شناخته شده و تاثیر گذاری گفته می شود که اکثراً در شبکه های اجتماعی مشغول به فعالیت بوده و جامعه هدف خاصی آنها را تحت عنوان فالوور پیگیری می نماید.با توجه به نفوذ هرچه بیشتر شبکه های اجتماعی در میان تمامی اقشار مختلف جامعه، افرادی هستند که در این شبکه های اجتماعی، در موضوعات مختلفی شروع به فعالیت نموده و سعی می کنند تا نگاه کاربران مورد نظر را به سوی خود جلب نمایند.فعالیت این افراد بدین صورت است که سعی می کنند تا از زندگی روزمره خود عکس، فیلم و استوری و لایو گرفته و با این روش، شروع به جذب کاربران مختلف شبکه های اجتماعی نمایند.این فعالیت ها می تواند به صورت دغدغه های فرهنگی، سیاسی، ورزشی، هنری، اقتصادی و غیره باشد که تحت عناوین مختلف، از صفحات این افراد منتشر می گردد.در این میان، گروهی از کاربران وجود دارند که بر اساس علایق و سلیقه شخصی خود، جذب اینگونه از مطالب و محتوای منتشر شده توسط افراد انتشار دهنده شده و در انتها، آنها را فالو می کنند.نکته جذابی که این شرایط وجود دارد، آن است که این افراد بر خلاف سلبریتی های جامعه، در خارج از فضای مجازی کمتر شناخته شده اند و معروفیت اصلی خود را مدیون فضایی که شبکه های اجتماعی در اختیار آنها قرار داده است می باشند.

اینفلوئنسر مارکتینگ، فراتر از این است که صرفاً بخواهید در کانال یک اینستاگرامر با فالوئرهای بالا، یا یک بازیگر پرطرفدار دیده شوید. برای استفاده از این ابزار، هدف خود را مشخص کنید. می خواهید محبوبیت برند خود را افزایش دهید یا برای صفحه کسب و کارتان عضو بگیرید؟ محصول جدیدی برای معرفی دارید؟ چگونه می خواهید اثربخشی کمپین اینفلوئنسری خود را بسنجید؟

دسته بندی اینفلوئنسرها

در شبکه های اجتماعی، افراد موثر را می توان از جنبه های مختلفی دسته بندی نمود اما در حال حاضر، شاخص اصلی دسته بندی اینفلوئنسرها بر اساس تعداد فالوورهای آنها می باشد.

در این میان، هستند کسانی که این افراد را به ۲ گروه اینفلوئنسر های بالای ۵۰۰ هزار فالوور و زیر ۵۰۰ هزار فالوور تقسیم نمایند.

اکثر اینفلوئنسرها در یکی از چند دسته ی زیر قرار میگیرند که آخرین دسته به سرعت به مهمترین دسته تبدیل شده است :

  1. سلیبریتی ها یا افراد مشهور
  2. متخصصان صنعت و رهبران فکری
  3. وبلاگ نویس ها و تولیدکنندگان محتوا
  4. میکرو اینفلوئنسرها

حال با واژه دیگری تحت عنوان “اینفلوئنسر مارکتینگ” آشنا خواهیم شد که در حال حاضر، به یکی از ابزار های موثر و کاربردی در دنیای دیجیتال تبدیل شده است.

 تنها به شهرت اینفلوئنسر توجه نکنید

شهرت اینفلوئنسرها نیز معیار مناسبی برای سنجش عیار تاثیرگذاری آنها نیست. همانطور که گفته شد، کیفیت ارتباط اینفلوئنسر با فالوئرهایش مسئله تعیین کننده ایست. ضمن اینکه شهرت به تنهایی به هیچ وجه تضمین کننده تاثیرگذاری وی بر سبک زندگی افراد نیست.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

 مهمترین هدف اینفلوئنسر حمایت از برند شماست.

اول مشخص کنید قصد برندینگ دارید یا فروش کالا برای ارتقاء فروش صفحات پربازدید در مرجله اول می باشند و برای برندینگ سلبریتی ها هستند که وزن برند شما را بیشتر می کنند.

“هرچه بزرگتر، بهتر!”

ذهنیت “هر چه بزرگتر، بهتر” بطور سنتی نشانه ی یک کمپین تبلیغاتی/ بازاریابی موفق بوده است. باوری قدیمی و بلند مدت در این مورد آن است که هرچه برندها از شبکه های اجتماعی مشهورتر و پر شورتر مثل اینستاگرام، توییتر، فیس بوک، یوتیوب و… استفاده کنند بیشتر به ذهن سپرده می شوند و نتایج بهتری را نیز رقم می زنند. اما جالب است بدانید، این رویکرد گران و از مد افتاده است.

و به همین دلیل است که این روزها برندهای باهوش به دنبال افراد تاثیر گذار در سطح خرد و با مخاطبان محدود هستند.

میکرو اینفلوئنسرها معمولا  مخاطبان پرشوری دارند و تمایل بیشتری برای همکاری جهت به اشتراک گذاری پیام ها و تصاویر برندها نشان میدهند. اما چرا؟

به این خاطر که اکثر آنها متوجه این مورد شده اند که فعالیت شبکه ی اجتماعی آنها به جای یک وسیله ی سرگرمی به یک شغل تمام وقت تبدیل شده است، و آنها حاضر اند زمان و تلاش قابل توجهی را صرف کنند تا از این طریق برای برندهای مختلف کار کنند.

صحبت آخر این است که اجازه ندهید تجربه بد یک نفر شما را از به کارگیری استراتژی بازاریابی اینفلوئنسر مارکتینگ، که می تواند برای برندتان موثر واقع شود، منصرف کند. در حال حاضر برندهای بزرگی مانند H&M و الی جی LG با به کارگیری بازاریابی افراد تاثیرگذار، به نتایج قابل توجهی دست یافته اند. از طرفی خود را با برندهای بزرگی که بودجه های هنگفتی برای تبلیغات در اختیار دارند مقایسه نکنید. اگر بودجه محدودی دارید بهتر است برای خود صفحه ای درست کنید و با خلق پست هایی جذاب و زیبا خود را معرفی کنید.

چگونگی فرایند فعالیت اینفلوئنسرها در اینفلوئنسر مارکتینگ

یکی از روش های پرکاربردی که افراد موثر در این روش تبلیغی از آن استفاده می کنند، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان و یا (Word of mouth marketing) می باشد.

روش بازاریابی دهان به دهان از جمله روش های پربازده در بازاریابی می باشد که همواره همیشه در کمپین های تبلیغاتی می توان آن را مشاهده نموده و تاثیرات شگرف آن را بررسی کرد.

با ظهور شبکه های اجتماعی و همچنین، حضور افراد موثر اینفلوئنسر، استفاده از روش بازاریابی دهان به دهان بیش از هر زمان دیگری به عرصۀ نمایش گذاشته شده است. اینفلوئنسر ها سعی کردند تا در صفحات شخصی خود، اطلاعاتی در مورد برند های سفارش دهنده را با کاربران خود در میان گذاشته و در ازای تعریف و معرفی، مبلغی را از آنها دریافت نماید.

در حال حاضر، این فرایند ساده به یکی از پرکاربردترین و موثرترین روش های بازاریابی تبدیل شده است که باعث می شود تا برند بیش از هر زمان دیگری، توسعه نموده و کاربران بیشتری با آن آشنا شوند.

در نظر داشته باشید در تهیه محتوای قابل ارائه در صحفه اینفلوئنسر، اهتمام ورزید که مستقیماً تبلیغاتی نباشد. گویی که اینفلوئنسر بصورت خود جوش، و صرفاً بر اساس میل باطنی اش تجربه خود از استفاده از یک محصول، و یا مراجعه به یک رستوران را باشتراک گذاشته است.

برا اجرای یک کمپین اینفلوئنسر مارکتینگ، ارائه یک محتوای از پیش تعیین شده به اینفلوئنسرها برای باشتراک گذاری، کاملاً اشتباه است. اینفلوئنسر خود می بایست با توجه به هدف و هویت برند شما، در راستای style و tone متداول پست هایش، و همچنین عادات و سبک زندگی خود برای شما محتوایی تولید و آنرا باشتراک بگذارد. محتوا باید با سبک زندگی و سبک پست های عادی او همخوانی داشته باشد تا باور پذیر تر شود.قبل از انتخاب اینفلوئنسر خود مدتی آنها را زیر نظر بگیرید. سایر برندها و کسب و کارهایی که با آنها همکاری می کنند را رصد کنید، بازخورها را ببینید، در صورت امکان با آن برندها صحبت کنید و میزان اثربخشی کمپینشان را جویا شوید.

از همکاری برند خود و اینفلوئنسرتان پرده بردارید.

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین

نرخ تاثیرگذاری (Engagement rate) این روش بازاریابی چگونه محاسبه می گردد؟

یکی از مواردی که در فرایند اینفلوئنسر مارکتینگ بسیار حائز اهمیت می باشد آن است که صفحات افراد موثر، دارای چه میزان نرخ تاثیر گذاری می باشد؟

یکی از موارد جالبی که می توان به آن اشاره نمود، نرخ تاثیرگذاری بالایی است که در میان افراد موثر زیر ۵۰۰ هزار فالوور وجود دارد که در برخی شرایط، می توان مشاهده نمود که میزان اثر گذاری در صفحات این افراد، حتی از افراد سلبریتی و افراد موثر بالای ۵۰۰ هزار فالوور نیز بیشتر می باشد.

در این شرایط به این نکته خواهیم رسید که میزان بازگشت از سرمایه (ROI) در هنگام استفاده از اینفلوئنسر های زیر ۵۰۰ هزار فالوور، بسیار بیشتر و مناسب تر از دیگر موارد می باشد.

آیا به راستی کمپین تبلیغاتی اینفلوئنسر شما سود آور است

 اگرچه کار با یک اینفلوئنسر پرستیژ خاصی به برند شما میبخشد؛ اگر این هزینه ها جبران نشوند ، زحمت و هزینه های صرف شده تان بی حاصل خواهد بود. در سال ۲۰۱۸ سعی کنید به دقت به میزان سودی که از این نوع تبلیغات آنلاین بدست می‌آورید نظارت داشته باشید. از پارامتر های UTM استفاده کنید تا بتوانید به درستی فعالییت هر مخاطب را بررسی کنید. گزینه ی دیگر دادن یک کد توسط اینفلوئنسر شما به مشتری ها خواهد بود؛ در این حالت هر بار که یک مشتری از آن کد استفاده میکند شما متوجه خواهید شد که این درآمد ،حاصل از فعالییت اینفلوئنسر شما بوده است.

نوشته اینفلوئنسرها بالهای پرواز برندسازی انلاین اولین بار در ماورا پدیدار شد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

قبل از هر صحبتی و وارد شدن به مبحث برندسازی آنلاین (اینترنتی) بهتر دیدم یک تعریف مختصر از واژه برند داشته باشیم و در این مقاله و مقالات آینده این بحث را بصورت موشکافانه تر همرا با مثالهای متعدد پیش ببریم .بعد از  بررسی های متعددی که تاکنون در مبحث برندسازی اینترنتی و تعدادی از برندهای مطرح دنیا در سایت ای ماورا داشتیم به این سوال بر می خوریم که چطور برندهای موفق توانسته اند جایگاه ویژه ای را در ذهن مخاطبان خودشون ایجاد کنند باید به این مسئله برخورد کنیم که چه اتفاقی در حال افتادن هست و چه میشه که یک برند در میان مخاطبان خود به یک جایگاه ویژه ای  دست پیدا میکند.با دیدن تصویر زیر چه سوالی در ذهن شما ایجاد می شود؟!

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

در گذشته برای من همیشه جای سوال بود که  چرا این محصول با مبلغ بسیار بالاتر و با رضایتمندی کامل در سبد خرید خیلی از ما قرار میگیرد ، شاید شکل بسته بندی، رنگ، لوگو و … تاثیر داشته، اما گویا موضوع خیلی فراتر از اینهاست و آن چیزی نیست جز ایجاد حس اعتماد و وفاداری و مهمتر از آن تمایز یک محصول برای خریدار در میان دیگر محصولات.برند معانی زیادی را ممکن است بدهد که همه آنها مهم و حیاتی و در عین حال متفاوت از هم هستند، وقتی به برند اشاره میکنیم بعضی ها به لوگو فکر میکنند بعضی به تبلیغات و بعضی ها به شبکه های اجتماعی باید بگم همه اینها از عناصر تشکیل دهنده برند هستند و استراتژی برند کمک میکنه از همه اینها بصورت متمرکز استفاده کنیم تا خود شما معرف برندتان باشید و اجازه ندید آن را بازار تعریف کنه .برند شما نتیجه هر کاری هست که انجام میدید و از این جهت پرسش این هست که چطور میشه قدرتمندش کرد؟ برای این کار  باید جایگاه بهینه و معنای حساب شده آن را پیدا کنیم و بعد از این انتخاب آگاهانه هر کاری که در راستای بر پا کردن تجارتمون انجام می دهیم استفاده کنیم استراتژی برند در واقع همین انتخاب حساب شده برند هست که در ادامه این استراتژی را در فضای آنلاین و راهکارهای برند سازی اینترنتی را مطرح خواهم کرد.

دیوید آکر در یکی از کتابهای قدیمی خود تحت عنوان ساختن برندهای قدرتمند یا Building Strong Brands در بحث شناخت برند به این نکته اشاره می‌کند که بر اساس مطالعات انجام شده، انسانها، برندی را که قبلاً بیشتر در معرض آن قرار گرفته باشند، بیشتر از سایر برندها دوست دارند.

متمایز بودن اولین کاری هست که یک برند باید آن را انجام دهد .

  • تعریف وفاداری به برند از دید رفتاری:کسی را میتوان به یک برند وفادار دانست که در خریدهای متعدد خود در یک دسته محصول خاص، یک برند را به برندهای مشابه ترجیح دهد. دقت داشته باشید که وفاداری به برند، عموماً در مورد یک دسته محصول خاص صادق است و نه یک شرکت.

اگر چه ممکن است معدود مثالهایی در ذهن شما باشد که وفاداری به برند در مقیاس یک شرکت معنا پیدا میکند (مانند اپل) اما عموماً در مورد برترین برندهای دنیا هم وفاداری بین دسته محصولات مختلف کاملاً متفاوت است. شما ممکن است به موتور جستجوی گوگل وفادار باشید. اما به شبکه اجتماعی گوگل پلاس، وفادار نمانید. یا اینکه شما ممکن است به برند سامسونگ برای خرید تلویزیون وفادار باشید، اما در خرید MP3Player به سامسونگ وفادار نمانید.

شناسایی مشتری در برندسازی دیجیتالی

هرچند مبحث برندسازی در هر حوزه ای بسیار گسترده هست اما در عین حال بسیار کار آمد و مفید می باشد و هدف بنده و همکارانم در مجموعه ای ماورا پرداختن به مفید ترین مطالب در  برندسازی اینترنتی می باشد.

در فرآیند برندسازی همه چیز با مشتری آغاز می شود، فاکتورهای چندگانه از سن و جنسیت گرفته تا درآمد مصرفی مورد تخمین در طول خریدهای متوالی باید در نظر گرفته شود. فرصت­ ها و چالش­ های موجود در برندسازی آنلاین ، و چگونگی افزایش آگاهی از برند از طریق  پلتفورمهایی که مخاطبان مرتباً با آنها در تعامل هستند، باید شناسایی شوند.اطلاعات آماری در دنیای دیجیتال اثراتی را به جا خواهند گذاشت. کاملاً ضروری است که تعیین کنید مشتریان در مورد چه موضوعاتی به جست­جو می پردازند، از چه ابزاری استفاده خواهند کرد و چه موقع و از کدام شبکه ­ی اجتماعی و وبسایتی استفاده می کنند، و با چه نرم افزاری­، در چه زمان و مکانی در تعامل هستند.

ایجاد هویت در برندسازی آنلاین ( اینترنتی )

اگر فرض کنیم یک برند مانند یک انسان است و تمام ویژگی‌های یک انسان را دارد، چه شخصیت انسانی را می‌توان به آن برند نسبت داد؟

یا اجازه بدهید به شکل دیگری بگوییم: اگر مردم، به برند ما به عنوان یک انسان نگاه کنند، مناسب است که آن را در قالب چه شخصیتی ببینند و بشناسند؟

شخصیت‌های انسانی، درونگرا هستند. برونگرا هستند. خلاق و ریسک پذیر هستند. محافظه کار و اهل تقلید هم هستند. شاد و زنده هستند. رسمی و مرده هم هستند. وحشی و رام نشدنی هستند. تابع و آرام هم هستند. هر صفتی را که به انسانی نسبت می‌دهیم می‌توانیم در مورد یک برند هم به کار ببریم.به گفته کارل یونگ روانشناس سوئیسی ۱۲ کهن الگوی شخصیتی وجود دارد که همه برندهای بزرگ و موفق از آنها استفاده می کنند که شامل:

شخصیت برند خلاق (Creator) : قدرت خیال پردازی، استعداد بیان خود و رها کردن هنرمند درون. مانند برند لِگو.

شخصیت برند آدم معمولی ((Ordinary manیکی مانند همه است. به ما تعلق دارد. این حس که همه‌ی انسانها مساوی‌اند. مانند فیات.

شخصیت برند دانا (Sage )دانائی و استادی. درک انسان‌ها. پخته رفتار می‫کند و به آموزش و تفکر تمایل دارد. مانند بوش.

شخصیت برند دلقک(Jester)شاد و خندان. اوقات خوش را به انسان‌ها وعده می‌دهد. حرف‌هائی را می زند که دیگران جسارت گفتنش را ندارند. مانند فانتا، چی توز.

شخصیت برند حاکم ((Rulerقدرت، پرستیژ، اعتبار و موقعیت بالا را نشان میدهد. مانند مرسدس.

شخصیت برند عاصی (Outlaw)معترض و در کار شکستن قوانین است. مانند دیزل، ماوی.

شخصیت برند بی گناه (Innocent )معصوم، نماینده خوبی و صداقت است. برای مشکلات پیچیده راه حل‌های آسان می‌یابد. مانند داو.

شخصیت برند کاشف ((Explorerبه دنبال کشف دنیا و لذت‌هاست. با کشف تازه ها خود را احیا می‌کند. مانند جیپ.

شخصیت برند شعبده باز (Magician) تغییر و تحول را با معجزه هایی که ایجاد می کند، وعده می دهد. مانند اپل، گوگل.

شخصیت برند عاشق ((Loverنماینده عشق، زیبائی و احساسات. همراه شدن با انسان‌های عاشق. مانند آلفا رومئو.

شخصیت برند قهرمان ((Hero دست‌یابی به تخصصی که دنیا را نجات دهد و رسیدن به اهداف را وعده می‌دهد. مانند نایکی، دومستوس.

شخصیت برند یاور ((Caregiver کمک به دیگران. به دیگران به اندازه خودش ارزش و نیرو می‫دهد. مانند ولوو.

کهن الگو ها می توانند باعث تمایز گذاری برند شما از سایرین بشود، در گذر زمان هویت برند به تصویری دیرینه برای ارائه ­ی تجربه مصرف ­کنندگان تبدیل می شود. هویت برند القا کننده ­ی احساس یا درکی متاثر از دیدگاه شما است، یا ممکن است تجربه­ ی مثبت یا منفی باشد که از برند مذکور دارید.

یکی از فاکتورهای مهمی که در هویت برند باید مدنظر قرارگیرد نام ­گذاری برند است، در بازاریابی دیجیتالی این مورد بیشتر تحت تاثیر تحقیق و جستجو است. دانستن نام یک چیز است، اما اگر به خاطر سپاری یا تلفظ آن دشوار باشد، می تواند به اندازه ­ی داشتن مغازه ­ای که فقط از طریق جاده ای فوق سری قابل دسترسی است، سخت و هولناک باشد.

همچنین، در اکثر مواقع حتی اگر کاربران آدرس ( URL ) شما را ندانند ولی از طریق آفلاین در مورد برند شما شنیده باشند، حتماً در اینترنت به جستجوی برند و وب سایت شما خواهند پرداخت. این عمل باعث می شود نام برندتان منتخب شود، اگر به گونه ­ای باشد که به یاد ماندنی باشد و همچنین اگر همچنان به عنوان کلید واژه اصلی باقی بماند مشتریان بالقوه­ تان نیز از آن استفاده خواهند کرد، و از این طریق به سئو ( SEO ) شما نیز کمک می شود چراکه در رتبه­ بندی ( URL ) شما عامل تاثیرگذاری خواهد بود.

فاکتور کلیدی دیگر چگونگی استقرار هویت در میان تجارب انبوه پلتفرم­ های چندگانه است. تمام افراد باید در مورد چگونگی ارائه­­ و اظهار هویت و برقراری ارتباط با هریک از پلت­فرم ­ها به خوبی در مورد موارد زیر فکر کنند : صفحات انتخابی کاربران ( bookmarks )، آیکون تب مناسب برای صفحه­ ی وب ( tab favicons )، برنامه­ های وب نصب شده بر روی مرورگرهای آنها، تصاویری که به عنوان نتایج جستجو نشان داده می شود و همچنین آیکون­ های نرم ­افزارهای موبایلی که از آن استفاده می کنند. مهمتر از آن حالا باید انعطاف پذیری هویت برند در مقابل تغییرات و حفظ به ­روز بودن و قابلیت شناسایی آسان آن را نیز درنظر بگیرید .فیس بوک ( Facebook ) در این مورد مثال خوبی است که چگونه “لوگو”ی متمایز آن یا  آیکون” علامت تایید”ش به خوبی برای آن کار می کند همچنین این لوگوی منحصر به فرد این برند را برای رویکردهایی با پلت­فرم ­های چندگانه ایده ­آل کرده است.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

  برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای  دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

پیام رسانی در برندسازی اینترنتی چطور اتفاق می افتد؟

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی اینترنتی محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

بهترین روش برای پیام رسانی برند و رساندن آنلاین ( اینترنتی ) پیام برند به مخاطبان و مشتریان، به نمایش درآوردن آن در میان تعداد بسیاری از برندها است اما لازم است پیام برند به اندازه کافی متمایز و جذاب باشد تا در میان انبوه ی از برندها که برای خود پیام بخصوصی هم دارند قابل تشخیص، شناسایی، جذاب و به یاد ماندنی باشد.محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که احساسی را در مخاطبانتان به وجود آورد که علاوه بر مرتبط بودن با ماهیت و ماموریت برند، احساس موردنظر شما باشد و القای این احساسات به مخاطبان برای شما مطلوب باشد و نهایتاً منجر به ترقی برند شما شود. پیام برند و تجربه مشتریان از تعامل با وبسایت و شبکه ­ی اجتماعی شما باید مرتبط، قابل دسترس و یکپارچه باشند. به گونه ­ای عمل کنید و خود را به شیوه ­ای معرفی کنید که به مخاطبانتان القا کند شما بهتر از رقبا عمل می کنید و در حوزه­ ی کاری خود بهترین هستید.علاوه بر ایجاد پیام­ های برند سطح بالا، برند شما در دنیای دیجیتال باید ارائه دهنده ­ی تن صدایی یکسان، سطوح اطلاعات سازگار و مشابه و داستان سرایی مداوم برای مخاطبان باشد به گونه ­ای که آنها احساسی طبیعی در مورد برند پیدا کنند و به پشتیبانی از آن برخیزند.

بستر مناسب برندسازی اینترنتی 

در هنگام توسعه­ ی یک پروژه برندسازی، مکان مناسب یکی از فاکتورهای اصلی محسوب می شود. مکانی که کسب و کار شما در آن قرار خواهد گرفت، جایی که مشتریان در آن زندگی می کنند، زبانی که با آن صحبت می کنند و جایی که از آن تقاضای سفارش می کنند، یا مکانی که سفارشات خود را از آن دریافت میکنند؟ اینها نمونه سوالاتی هستند که ارزش پاسخگویی را دارند.اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.

اگر میخواهید برند شما در ذهن مشتری بهترین مکان ممکن را داشته باشد به گونه­ ای عمل کنید که مخاطبان و مشتریان شما جدای از آنکه از کدام یک از شبکه ­های اجتماعی استفاده میکنند و چه سلایق متفاوتی دارند، بازهم به شما دسترسی داشته باشند و حداقل برخی از محتواهای شما برایشان جذاب بوده و آن را دنبال کنند.ایجاد تعامل عامل ماندگاری در ذهن مشتریان شماست و چه بهتر که ابزارهای آنلاین در اختیار همه برندها قرار گرفته است. 

 

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 برندسازی دراینستاگرام

یکی از مباحثی که در آینده بصورت کامل به آن می پردازم استفاده از پلتفورم اینستاگرام جهت تعامل هرچه بشتر با مشتریان و ایجاد حس اعتماد و وفاداری آنها با برند شما خواهد بود.

 برندسازی در پلتفورم های انتشار محتوای ویدیویی

( اگر یک تصویر در خود صدها معنی را داشته باشد یک ویدیو میلیونها پیام را در بر می گیرد) برای مثال youtube  پلتفورم قدرتمندی هست که از سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و میلیونها کار بر در سراسر دنیا را در خود جای داده است، برندسازی چیزی نیست که محدود به فروش شود بلکه تعریف کردن یک داستان هست و ویدیو یکی از بهترین ابزارهای برندینگ می باشد.

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول)

 

  اهمیت محصول در برندسازی آنلاین

شبکه های اجتماعی ، میزان مصرف آن، فرمت ­های متفاوت و تعاملی آن به برندهای موجود فرصتی برای نمایش خود، فروش، به اشتراک گذاری و تحویل آنلاین محصولات می دهد. در فرآیند برندسازی، محصولات بر حسب پیام اصلی شان و نمایش سطح بالای تصویر برند و جایگاه یابی شرکت، درنظر گرفته می شوند. اگر یک برند به عنوان برندی که دارای مشخصه ­های منحصربه­ فرد یا به اصطلاح “از بین برنده­ ی رقبا” در واقع  تمایز در میان رقبای خود را داشته باشد.

کسب و کار و عاملان آن باید سوالاتی مشابه عناوین زیر را از افراد بپرسند :

۱ ) آیا منابع لازم برای برقراری ارتباط آنلاین را دارم، جایگاه برند من و اصول دیکته شده توسط مشتریان چه طور؟در واقع برند من در ذهن مشتریان دارای چه جایگاهی می باشد؟

۲ ) آیا سبک محتوای آنلاین شما با پیام و صدای برند متناسب و همسان است ؟ آیا قبل از هر کاری لحن برند خود را انتخاب کرده اید؟

۳ ) از چه کانالی باید استفاده کنید تا خدمات مشتریان اثرگذاری را فعال کنید؟ در واقع باید بدانید مشتریان شما چه کسانی هستتند و در کجا بیشترین حضور را دارند

۴ ) اگر یک تیم نوشتن محتوای آنلاین داشتید چگونه باید از سازگاری محتوای تولید شده اطمینان حاصل کنید؟اصول محتوا نویسی از جمله مواردی هست که در بحث برندینگ نقش اساسی را عهده دار می باشد

برندسازی و به عبارت ساده ­تر برند دیگر وجود نخواهد داشت مگر آنکه دیجیتال ( اینترنت ) در محوریت نحوه­ ی برقراری ارتباط آن، تبلیغات، مصرف و به اشتراک گذاری آن قرارگیرد. و در چند سال آینده چیزی جز کلمه برند و تکنولوژی وجود نخواهد داشت و همه برندها برای حفظ حیاط خود باید وارد این زمین تشنه شوند همانطور که ما به خاک به عنوان بستری برای رویش و پیشرفت نگاه میکنیم فضای آنلاین در دنیای امروزی نوید بخش این پیام خواهد بود که هر برندی که وارد فضای آنلاین شود حیاط خود را تضمین نموده است .

نوشته برندسازی آنلاین، بزرگراه بی انتهای دیجیتال مارکتینگ(قسمت اول) اولین بار در ماورا پدیدار شد.

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

همانطور که می دانید هر شرکتی در دنیای رقابتی امروز به دنبال ایجاد تاثیر بلند مدت و ماندگار در ذهن مشتریان خود هست.در حقیقت هر زمان که می خواهیم به سرعت پول زیادی  را پرداخت کنیم به دنبال یک برند هستیم و همینطور علاقه ای به این نداریم که برای پول با یک برند چانه بزنیم بنابر این ما می توانیم به این نتیجه برسیم که چطور برندینگ مناسب  برای یک محصول و رشد آن در بازار رقابتی مهم است.شرکت های موفق در تلاش برای کشف مخاطبان هدف خود، بهترین محصولات و یا خدمات خود را در کانالهای مختلف تبلیغاتی  قرار می دهند و به نظر من پلتفرمهای موفق که این بستر را برای آنها فراهم میکنند مانند facebook, Instagram, linked in, twetter هستند.تا سال ۲۰۱۷ این پلتفرمها نقش اساسی را در برندسازی آنلاین به عهده داشتند.تعداد انگشت شماری از  استراتژی های برندسازی آنلاین در رسانه های اجتماعی وجود دارد که شرکتها باید توجه ویژه ای به آن داشته باشند.

استراتژی پذیرش واقعیت مجازی

استراتژی  برندسازی آنلاین خود را بیابید

استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید

تصورکنید مشتریان شما بدون اینکه وارد فروشگاه یا محل عرضه محصولات شما بشوند می توانند محصولات و برند شما را امتحان کنند و بعد از آن تصمیم گیری کنند.به عنوان مثال برند ایکیا از فناوری AR  استفاده کرده و به مشتریان تجربه بصری جذابی را قبل از خرید خود هدیه می دهد.علی بابا هم یکی از کمپانی هایی است که برای تقویت و بهبود تجارب آنلاین از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده هردو استفاده میکند. شاید شما با واقعیت مجازی بیشتر آشنا باشید تا واقعیت افزوده. این تکنولوژی واقعیتی جایگزین و کاملا همه جانبه را خلق میکند و به این ترتیب دنیای واقعی را کم رنگ جلوه میدهد. واقعیت افزوده حاصل یک گام فراتر نهادن واقعیت مجازی است. واقعیت افزوده المان های مجازی را بصورت ویژوال پوشش داده و آنها را در فضای فیزیکی خود قرارمیدهد. بعنوان مثال شما می توانید یک ربات مجازی را ببینید که روی میز کافه ی شما غلت میخورد.

به گفته ی Tracey Wiedmeyer، “واقعیت مجازی نوید بخش آن است که “واقعیت” دیگر همچون گذشته نمی تواند شما را محدود، یا از چیزی بازدارد.” کمپانی Wiedmeyer با کمپانی های بزرگی در دنیا همچون Kellog’s، Wal-Mart و Nestle همکاری داشته است. درواقع به این کمپانی ها کمک کرده است تا با استفاده از واقعیت مجازی تولیدات جدید خود را تست کرده یا برای جلب مشتری برندینگ بهتری خلق کنند.
واقعیت افزوده المان های مجازی را وارد دنیای واقعی میکند. به همین دلیل است که کاراکترهای 
Pokemon Go در خانه ها، پارک ها و استادیوم های فوتبال دیده میشوند. در سالهای اخیر خرده فروشان نیز به استفاده از این فناوری روی آورده اند. کمپانی IKEA از واقعیت افزوده در کاتالوگ های دیجیتال خود برای آندروید و iOS استفاده میکند و به این ترتیب مشتریان می توانند نحوه ی قرارگیری اثاثیه در منزل خود را ببینند. کمپانی EBay فروشگاه واقعیت مجازی خود در استرالیا را راه اندازی کرده است. کمپانی Gap به تازگی از واقعیت افزوده استفاده میکند و به این ترتیب کاربران آنها می توانند بصورت مجازی لباس ها را در منزل خود امتحان کنند. و کمپانی LEGO در فروشگاههای خود از کیوسک های واقعیت مجازی استفاده میکند که مشتریان می توانند LEGO set را اسکن کرده و یک تصویر سه بعدی از کیت تمام شده داشته باشند.صنعت گردشگری نیز می تواند از فواید واقعیت مجازی بهره مند شود. به گزارش YouVisit اگر مسافران بتوانند با استفاده از واقعیت مجازی حضور در یک مکان گردشگری را تجربه کنند احتمال رفتن آنها به این مسافرت ۱۳ درصد بیشتر میشود. مراکز ویزیتور نیز برای جذب بازدید کنندگان به واقعیت مجازی و افزوده روی آورده اند. کمپانی بریتیش کلمبیا تجربه ی واقعیت مجازی “The Wild Within” را توسعه داده است که براساس گزارش Destination Marketing(که یک سازمان بازرگانی میباشد) برای مسافرت های گروهی، موجب جذب ۶۵ میلیون گردشگر شده و پنج درصد تعداد توریست ها را افزایش داده است.
فناوری های واقعیت مجازی و افزوده خرید آنلاین پوشاک را نیز متحول کرده اند. روی صفحه نمایش کامپیوتر یا موبایل همه ی لباس ها و پیراهن ها یکی هستند زیرا تا زمانی که پوشیده نشوند نمیدانید برای شما مناسب اند یا نه. پلتفرم ها و تکنولوژی های بادی مپینگ (
body maping) مانند True Fit(یک پلتفرم شخصی سازی دیتا محور برای بسیاری از برندهای مشهور کفش و پوشاک) به مشتریان امکان میدهند تا قبل از خرید، آیتم مورد نظر را امتحان کنند. به گزارش Kate Spade’s COO با استفاده از این پلتفرم مرجوعی کالاها هجده درصد کاهش داشته است.

 

۲۵ درصد از برندها AR را برای بهبود تجربه کاربر نهایی خود در نظر می گیرند و هزینه های بیشتری را از سال ۲۰۱۸ تا سال ۲۰۲۲ ثبت خواهند کرد.

در پایان سال ۲۰۱۷، ۳۷ درصد از جمعیت جهان در رسانه های اجتماعی فعال شدند. در سال ۲۰۱۸، بسیاری از غول ها و برندها های میان رده در حال استفاده AR برای پیشی گرفتن از رقبای خود هستند.

پیش بینی می شود که کاربران AR & VR تا پایان سال ۲۰۱۹ به ۲۰۰ میلیون نفر برسند و ۶۵ درصد از مشتریان آنلاین تصمیم به خرید در صفحه فرود محصول خواهند داشت . نتیجه می گیریم کسب و کارها و بازاریابان باید بر روی استفاده از AR در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و وبلاگ ها بیشتر نفوذ کنند.

 سرمایه گذاری در بازاریابی نفوذ پذیری

شاید برای شما هم جالب باشه که بدانیدماهیت شبکه های اجتماعی جذب و تحت تاثیر قرار دادن مشتریان برند شماست.در سال ۲۰۱۷ یکی از بهترین راه ها برای مطرح شدن در شبکه های اجتماعی اینفلوئنسر مارکتینگ معرفی شد،  به این معنی که اکثر شرکتها با استفاده از افراد تاثیر گذار در شبکه های اجتماعی مورد هدف خودشان مشتریان بالقوه خود را تحت تاثیر قرار می دهند و تمرکز بر این هدف تا سال آینده میلادی همچنان ادامه خواهد داشت.نیاز به اینفلوئنسر های علاقه مند در بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ ۹۰ برابر بوده و این روند تا سال آینده به دو برابر خود می رسد.در این راه اکثر برندها سعی بر آن دارند که به اندازه کافی تاثیر گذار باشند و فالوورهای زیادی را جذب کنند.

برای من یک نمونه بسیار موفق در این زمینه استراتژی برندH&M می باشد آنها از کسانی که در اینستاگرام به عنوان اینفلوئنسر شناخته می شدند دعوت به عمل می آوردند و در ازای معرفی برندشان از طرف آنها هر هفته یک هدیه رایگان ارسال می کردند هر چند این مورد به تازگی درایران توسط شرکت بامیلو به شکل و شمایل متفاوت به اجرا درآمد.

مقاله پیشنهادی :شکاف باریک بین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین

افزایش مشارکت برند در بسترهای ارسال پیام

پیام رسانی نیز یکی از بخش ­های اصلی در فرآیند برندسازی دیجیتالی ( اینترنتی ) محسوب می شود. پیام­ های کلیدی برای حمایت از محصول، خدمت یا ارزش مشتری ضروری هستند، چراکه هویت برند را غنی می سازد و به مشتریان این توانایی را می دهد تا در عرض چند دقیقه مفهوم آن را دریابند.

محرک برند و پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که ساده و قابل فهم باشد. اما همچنان سعی کنید پیام خود را به گونه ­ای انتخاب کنید که قشر بیشتری از مخاطبان را دربر بگیرد، هرچقدر پوشش محتوای تولیدی شما وسیع ­تر باشد مشتریان بالقوه ­ی بیشتری هم خواهید داشت. چرایی وجود خود را بیان کنید و وجه تمایز خود را نسبت به رقبا مشخص کنید. چند نکته را رعایت کنید تا جای ممکن به صورت شخصی سازی شده فعالیت کنید یعنی سعی کنید علایق کاربران را شناسایی کنید و مطابق با آن پیشنهاداتی را به آنان عرضه کنید. به علاوه سعی کنید از کانال­ های چندگانه برای برقراری ارتباط استفاده کنید مثلاً از نرم افزارهای تلفن همراه، وبسایت، ایمیل یا هر کانال ارتباط دیگری که کاربران زیادی دارد، پوشش دادن این کانال­ ها بسیار با اهمیت است. و همچنین تمام تلاش خود را بکنید که مخاطبانتان تجربه ­ی دلپذیری با کانال ارتباطی شما که حامل پیام برندتان است، کسب کنند.

در حالی که تقریبا ۲٫۵ میلیارد نفر از پلتفورم های  پیام رسان مختلف همچون تلگرام و واتس اپ استفاده می کنند با این حال، برندها همچنان بر ارتباط با مصرف کنندگان در شبکه های اجتماعی تمرکز می کنند. وقتش رسیده تا برندها بر روی سیستم عاملهای پیام رسانی تمرکز کنند که  هم برای مشتریان مفید باشند و هم ارتباطی مفید و دوسویه را ایجاد کنند.به احتمال بسیار زیاد اکثر برندها پول و زمان خود را بر روی پلتفورم های پیام رسان سرمایه گذاری  می کنند.به نظر شما این یک استراتژی عالی در برندسازی آنلاین نمیتونه باشه تا برندها سرمایه گذاری بیشتری را در این بخش انجام بدهند؟

 

سرمایه گذاری بر روی اینستاگرام

استوری اینستاگرام روز به روز مورد اقبال بیشتری در بین مخاطبان قرار می گیرد .بیشتر از ۲۰۰ میلیون کاربر در ماه از استوری اینستاگرام استفاده می کنند که این آمار در اسنپ چت ۵۰ میلیون را به ما نشان می دهد در نتیجه نیمی از کاربران اینستاگرام از استوری به طور روزانه استفاده می کنند که این آنار باید برای برندها مورد توجه قرار بگیرد تا بتوانند محتوای مناسب و هدفمند تولید کنند.به علاوه استفاده از هشتگ و ترغیب مخاطبان به اشتراک گذاری محصولات و خدمات یک برند می تواند محتوای یک برند را بیش از پیش به جریان رسانه ای شدن وارد کند.به عنوان مثال برند رد بول با طرح یک کمپین در میان مخاطبان خود و با استفاده از عکس ها و فیلمهای مخاطبانش و هشتگ معرفی شده از سوی این شرکت بسیار موفق عمل کرده است و به گونه ای مخاطبان بدون هیچ چشمداشتی  در اینجا حکم قاصدان یک برند را در وایرال شدن محتوای یک برند به عهده می گیرند.تمامی برندها باید از این امر آگاه باشند که دیده می شوند، ارزیابی می شوند و نهایتاً به سمت پاسخگویی رقبا براساس فضای شفاف دنیای دیجیتالی ( اینترنتی ) کشیده می شوند. قیمت­ ها مقایسه می شوند و در یک رنج قرار می گیرند، پست ­ها و مطالبی که به اشتراک می گذارید بررسی می شود، و وبسایت ­ها به این مسیر کشیده می شوند بنابراین برندها میتوانند با داشتن منابع و تاکتیک­ های درست، شروع به کسب منفعت از مزیت رقابتی  کنند.

پیشناد میکنم این مقاله را هم مطالعه کنید:برندسازی آنلاین دراینستاگرام و تاثیر بلند مدت استوری!

نوشته استراتژی برندسازی آنلاین خود را بیابید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

امنیت، بال پرواز برند volvo

هر زمان که راجع به برندینگ صحبت میکنم همیشه  از نام برند ولوو به عنوان نمونه یک برند موفق یاد میکنم. به مخاطبان خودم میگویم که می خواهم پیش بینی کنم چه کلمه جادویی مناسب یک برند است و چه کلمه ای بهترین توصیف برای برند ولوو می تواند باشد ؟ و اون کلمه چیزی نیست جز امنیت .

در باره برند ولوو

ولوو (به سوئدی: volvo) شرکت صنایع سنگین سوئدی است، که سازندهٔ خودروهای سنگین و قطعات مربوط به آن می‌باشد. از جمله تولیدات این شرکت تریلی، کامیون، اتوبوس، تجهیزات ترابری و سازه‌ای، سامانه‌های پیش‌رانش دریایی وصنعتی، تجهیزات هوافضا و ارائه خدمات مالی است.

شرکت ولوو در سال ۱۹۲۴ با مشارکت مدیر امور مالی کمپانی اس‌کااف؛ اسار گابریلسن و یکی از مهندسان ارشد این شرکت بنام؛ گوستاو لارسون، به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه اس‌کااف راه‌اندازی شد. شرکت ولوو در نهایت در سال ۱۹۲۷ به عنوان یک شرکت خودروسازی، در شهر گوتنبورگ آغاز به کار کرد. این شرکت در آغاز شاخه‌ای از شرکت بلبرینگ‌سازی اس‌کااف به‌شمار می‌آمد، که در سال ۱۹۳۵ در پی ورود ولوو به بازار بورس اوراق بهادار سوئد، اس‌کااف سهامش در این شرکت را واگذار نمود.

گروه ولوو در سال ۱۹۹۹ اقدام به فروش بخش خودروهای سبک خود، تحت نام ولوو کارز، به ارزش ۶٫۴۵ میلیارد دلار، به شرکت آمریکایی فورد نمود. در سال ۲۰۱۰ فورد نیز ولوو کارز را با قیمت ۱٫۸ میلیارد دلار به شرکت چینی جیلی فروخت. در حال حاضر شرکت ولوو تنها تولیدکننده خودروهای سنگین شامل کامیون و اتوبوس می‌باشد، و بخش ساخت خودروی سواری (ولوو کارز)، زیرمجموعه شرکت چینیجیلی هست.

امنیت بال پرواز برند volvo

امنیت بال پرواز برند volvo

 اگر می خواهید یک برند بسازید ، باید برای داشتن یک کلمه مخصوص خودتان تمرکز کنید ، کلمه ای که تا الان هیچ کس آن را نداشته است. اعتبار نام تجاری چیزی هست که مشتریان و مردم راجع به شما فکر می کنند همیطور نمای بیرونی برند شما و جایگاه آن در ذهن مخاطبان را شامل می شود.

شرکت ولوو همیشه جلوتر از زمان در حرکت بوده و حتی یه مشتران خود محصولاتی که درآینده در دست تولید دارد را معرفی می کند.

به همین دلیل است که در استراتژی شرکت ولوو، شعار” طراحی شده برای شما ”   مردم را در مرکز تمام فعالیت های شرکت قرار می دهد دلیل اصلی سرمایه گذاری در نام تجاری ولوو استراتژی شرکت در  “طراحی شده برای شما”  بوده است و هدف رسیدن به فروش هشت صد هزار اتومبیل های سال ۲۰۲۰ می باشد.

ولوو در میانه راه یک استراتژی جاه‌طلبانه قرار دارد که در این استراتژی همه مدل‌های خط تولید ولوو تا انتهای دهه جاری تعویض می‌شوند و چند نسخه جدید اضافه خواهند شد. این مسئولیت ولوو را به طور منصفانه‌ای متعهد می‌سازد که تا تکمیل این استراتژی، وقت کمی را صرف مسائل دیگر کند. بنابراین پس از سه کانسپتی که از سری ۹۰ جدید در طول سه سال گذشته رونمایی شد، احتمالاً دیگر شاهد تعداد زیادی (اگر نگوییم هیچ) کانسپت جدید از الان تا سال ۲۰۲۰ نخواهیم بود. برای دیدن کوپه‌ها و کانورتیبل‌های دو در نیز باید صبر کنیم و ایده کوپه XC90 اسلنت‌بک برای رقابت با بی‌ام‌و X6 که رئیس آمریکایی ولوو لکس کرسمیکرز اقرار کرده است که “داشتن آن خوب خواهد بود”، حتی در زمان طولانی‌تری عملی خواهد شد. اما ولوو در طول چند سال آینده برای حفظ اشتیاق ما چند خودروی جدید عرضه خواهد کرد و ممکن است حتی چند سورپرایز هم برای ما داشته باشد.

هدف Volvo در ایجاد ایمنی یک اولویت است

در سال ۱۹۵۸، ولوو با کمربند ایمنی ۳ نقطه ای عرضه شد. با اینکه میلیون ها نفر  می توانستند ان را به اجرا درآورند، Volvo تصمیم گرفت که این فناوری را با سایر تولید کنندگان خودرو به اشتراک بگذارد.

ولوو همیشه ازمقررات ایمنی خودرو هم جلوتر می باشد، در حقیقت ایجاد ایمنی از اولویت های این شرکت برای مشتریانش می باشد. همینطور در دهه ۱۹۹۰ باز هم جلوتر از رقبای خود سیستم کیسه های هوای خود را با استفاده از تبلیقات تلوزیونی و ایجاد تست های مختلف معرفی کرد منحصر به فرد ترین ویژگی ولوو شاید برای همه ما وسواس ایجاد ایمنی و پیشرفت در محصولات خود است.

درآخر شما را به تماشای ویدیو تبلیغاتی شرکت ولوو دعوت میکنم ، لازم به ذکر است این ویدیو تا کنون ۹۰ میلیون بازدید در سایت youtube را داشته است قسمتی از جملاتی که ژان کلوود بازیگر معروف سینما بیان می کند:(من در زندگی بالا و پایین زیاد داشتم. از جاده‌های ناهموار عبور و بادهای شدید را تحمل کرده ام. این‌ها از من همان چیزی را ساخته که امروز هستم و الان روبروی شما ایستاده‌ام. آنچه می‌بینید بدنی آرمانی است)

 


 

نوشته امنیت، بال پرواز برند volvo اولین بار در ماورا پدیدار شد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

مدت زمان مطالعه ۱۰ دقیقه

همین که روی زمین سالم به مقصد برسم باید خدا را شکر کنم چه برسه به آسمان!

تجربه به همه ما ثابت کرده که در سالهای اخیر خیلی از ناممکن ها در دنیا امروزی ممکن شده است و تحقق هیچ چیز برای بشر دور از ذهن نمی باشد.در این مقاله قصد دارم دنیای جدید پیش رویمان را تصویر سازی کرده و تجربه آیندگان در استفاده از وسایل حمل و نقل شهری را درک کنیم هر چند که برای همه ما مشکلات و فواید استارتاپهای این حوزه مشخص می باشد اما دور از ذهن نیست که تا چند سال آینده استارتاپهای هوایی را برای سفرهای درون شهری انتخاب کنیم.

در سالهای اخیر با اسامی زیادی مانند اوبر، تپسی، اسنپ و … برخورد کرده ایم که همه این برندها هر کدام به نوبه خود سروصدا های زیادی راه در فضای کسب و کار انلاین به را انداخته اند و کمتر کسی هست که از خدمات این استارتاپها استفاده نکرده باشد. ولی این روزها جدا از همه این بحث ها خبر از تاکسی های حمل و نقل هوایی به گوش می رسد و همانطور که رودین لیاسوف کارآفرین هوانوردی می گوید پرواز به زودی شخصی تر می شود به طوری که تاکسی های هوایی خودران کوچک به ما اجازه دور زدن شلوغی های ترافیک را می دهند و به طور کلی شیوه جا به جایی ما در شهرها و شهرک ها را تغییر خواهند داد.در قرن گذشته پرواز سیاره ما را به هم متصل کرد، در قرن بعدی جوامع محلی مان را دوباره پیوند خواهد داد.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی چیست؟

تاکسی هوایی یا همان ایر‌تاکسی، یک نوع اصطلاح کلی است که برای انواع هواپیماهای دربستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایر تاکسی عبارت است از استفاده از هواپیما در مسیرهای مختلف پرواز بدون استفاده از برنامۀ پروازی که به‌خودی‌خود موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه خواهد شد. تاکسی هوایی یک هواپیمای سبک یا حتی فوق‌سبک است و می‌تواند با حداقل ظرفیت ممکن که چیزی در حدود ظرفیت یک تاکسی یا اتوبوس معمولی است، در مسیرهای کوتاه جا‌به‌جا شود.به تازگی شرکت Volicopter  از تاکسی‌های هوایی دونفره خود در دبی رونمایی کرد. این وسیله نقلیه با ۱۸ پروانه الکتریکی برای نخستین بار در آسمان دبی به پرواز درآمد و به این ترتیب نخستین سرویس تاکسی پرنده دنیا در این کشور آزمایش شد. این وسیله نقلیه خودران برای حمل دو سفر از نقطه A به B و بدون خلبان طراحی شده است. Volocopter  می تواند به مدت ۳۰ دقیقه پرواز کند و حداکثر سرعت آن نیز ۱۰۰ کیلومتر برساعت اعلام شده است.علاوه بر این موارد این تاکسی مجهز به چتر نجات، ۹ سیستم مستقل باتری، سیستم شارژ سریع و اتصال به شبکه برق است. شارژ کامل نمونه اولیه وسیله نقلیه حدود ۲ ساعت طول کشید که به گفته شرکت درنسخه های تولیدی کاهش می یابد. تاکسی‌های هوایی خودران با بقیه وسایل حمل ونقل عمومی دبی همخوان می شود و افراد می‌توانند با استفاده از اپلیکیشنی مخصوص آن را سفارش دهند. این تاکسی‌ها ۵ سال دیگر خدمات خود را در دبی آغاز می‌کنند.

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم!

تاکسی هوایی ایرباس با موفقیت تست های اولیه را پشت سر گذاشت

غول صنعت هوانوردی جهان یعنی ایرباس اخیرا از آزمایش موفقیت آمیز تاکسی پرنده برقی و خودران خود خبر داده است. این وسیله نقلیه منحصر بفرد که توسط لابراتوار A³ واقع در سیلیکون ولی توسعه یافته، واهانا (Vahana) نام دارد.

به گفته مقامات ایرباس، این تاکسی عمود پرواز توانسته تا ارتفاع ۱۶ فوتی (۴٫۸ متر) بلند شده و دوباره به طور سالم و موفق بر زمین بنشیند. طبق اطلاعات موجود تست اولیه در روز ۳۱ ژانویه در غرب آمریکا و در ایالت اورگن (Oregon) انجام شده است.

اگر چه این پرواز آزمایشی بسیار امیدوار کننده بوده، اما بیش از ۵۳ ثانیه طول نکشیده است. البته ظاهرا روز بعد مهندسین ایرباس یک آزمایش موفقیت آمیز دیگر نیز انجام داده اند.

 آقای زاک لاورینگ (Zach Lovering) مدیر پروژه ایرباس در این باره گفته:

امروز ما یک دستاورد بسیار بزرگ در عرصه اختراعات هوانوردی را جشن می گیریم. در عرض تنها دو سال، واهانا از یک طرح اولیه بر روی کاغذ، به یک خودروی پرنده در مقیاس واقعی تبدیل شده و توانسته با موفقیت اولین پرواز خود را پشت سر بگذارد.

تیم ما قدردان حمایت هایی است که از سوی لابراتوار A³، خانواده بزرگ ایرباس و شرکایی مثل MTSI و Pendleton UAS Range دریافت است.واهانا با توجه به قابلیت های خود می تواند انقلابی در عرصه حمل و نقل بوجود بیاورد. این تاکسی هوایی ظرفیت حمل یک نفر را داشته و از پیشرانه ای الکتریکی بهره می برد؛ همچنین به لطف هوش مصنوعی و تجهیز به امکانات پیشرفته توانایی هدایت خودکار را دارد.

تاکسی هوایی ایرباس نمونه ای مثال زدنی از تلاش شرکت های مختلف برای متحول کردن حمل و نقل شهری در آینده به شمار می رود. اما با وجود پیشرفت های زیاد و تست های موفقیت آمیز، هنوز برنامه زمانی دقیقی برای ورود وسایل نقلیه این چنینی به معابر و آسمان شهرها ارایه نشده است.

در زمان کنونی به نظر می رسد که واهانا و نمونه های مشابه هنوز نیازمند تکنولوژی پیشرفته تر، تست های گوناگون و البته توسعه قوانین و مقررات جدید هستند

تاکسی های هوایی خودران مسافرتهای شما را تغییر می دهند 

اگر برنامه های شرکت اوبر خوب پیش برود تا سال ۲۰۳۰ سرویسهای تاکسی های هوایی خود را راه می اندازد طرح تاکسی های اوبر خیلی خلاقانه به نظر می رسه اما در مرحله اجرا با مشکلات بسیاری هم روبروست، این تاکسی ها با باطری کار می کنند چیزی بین یک هواپیمای کوچک و یک هلیکوپتر با بالهای ثابت . شعار اوبر در مورد این تحول این است : ما به آسمان نگاه می کنیم و ما می خواهیم قانون حمل و نقل شهری را دگرگون کنیم با توجه به میزان حمل و نقل شهری که هر روز بیشتر می شود و مشکلاتی ایجاد می کند نیاز به طرحهای انقلابی داریم هرچند طرح تاکسی های هوایی در ابتدای کار بسیار گران خواهد بود چاالشهایی هم در راه تحقق رویای اوبر وجود دارد از جمله صدور گواهی نامه جدید پرواز و آموزش خلبانان و طراحی سیستم مدیریت ترافیک برای جلوگیری از تصادفات هوایی به این ترتیب باید منتظر باشیم و ببینیم دنیای فناوری چگونه جهانی که در آن زندگی میکنیم را دگرگون خواهد کرد و شرکتهای ایرانی آیا توانایی این را دارند که این گونه تحولات را در سیستم حمل و نقل وارد کنند !

پیشنهاد میکنم اگر علاقه مند این مبحث هستید ویدیو زیر را تماشا کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید:

 

نوشته آینده تاکسی های زمینی را در هوا پیدا کنیم! اولین بار در ماورا پدیدار شد.

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

۷۰۰ ذهن به عنوان یک نفر که در ۱۷ دفتر فعالیت می‌کنند، مهم‌ترین مشخصه‌ای است که آژانس بازاریابی gyro از خود ارائه می‌دهد.

gyro تهیه محتوای متناسب و ارائه ایده‌هایی که به لحاظ انسانی مورد توجه هستند را در دستور کار خود قرار داده است. شخصی‌سازی محتوا، ارائه ویژگی‌های مناسب رسانه‌ای و تجزیه و تحلیل روند بازاریابی از جمله خدماتی است که این گروه بازاریابی به مشتریان خود ارائه می‌دهد.

داده‌های دقیق کافی نیست

گروه بازاریابی gyro با داشتن تیم‌های متخصص اندازه‌گیری بازار و ارائه داده‌ها، اطلاعات دقیقی را به دست می‌آورد؛ داده‌هایی که در نهایت انتخاب‌های دقیق‌تری را به دنبال خواهند داشت.

اما یکی از ویژگی‌های بارز این شرکت، توجه به این نکته است که نباید تنها به این داده‌های دقیق تکیه کرد! پیش‌بینی رفتار منطقی مردم که بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌ها انجام می‌شود، همیشه درست عمل نمی‌کند، زیرا انسان یک موجود دارای احساس و عاطفه است؛ به همین دلیل نیز نباید تنها به یک سری داده‌های دقیق اتکا کرد، بلکه باید با در نظر گرفتن عواطف مخاطبان رفتار آنان را پیش‌بینی کرد.

به همین دلیل نیز این گروه بازاریابی پس از اندازه‌گیری دقیق داده‌ها و به دست آوردن اطلاعات دقیق، آنها را مورد بازبینی قرار داده و سعی در ارائه ایده‌هایی دارد که هر چه بیشتر به روابط درونی و عاطفی انسان‌ها نزدیک‌تر باشند.

البته داده‌های دقیقی که این گروه بازاریابی از آنها به عنوان «داده‌های بزرگ» یاد می‌کند، در شکل‌گیری یک روند بازاریابی دقیق بسیار تأثیرگذار هستند، اما در صورتی که بتوانند الهام‌بخش ایده‌هایی باشند که در مقیاس انسانی کارآمد بوده و بتوانند با رفتارهای عاطفی انسان هماهنگ باشند.

محتوای شخصی با داستان‌های عاطفی

شخصی‌سازی محتوا برای گروه بازاریابی gyro به معنای ارائه یک محتوای داستانی است که خاص یک برند باشد؛ ایده‌های خلاقانه‌ای که از دل تجربه‌های مرتبط با یک نام تجاری بر‌آمده‌اند و به‌گونه‌ای جذاب و در قالب داستان‌های جالب ارائه می‌شوند.

این آژانس تبلیغاتی به دنبال داستان خاص مشتریان خود است، به این معنا که پس از مطالعه دقیق روند شکل‌گیری یک برند، داستان آن را می‌سازد، اما ساختن داستان پایان راه نیست، بلکه آغاز شکل‌گیری داستان اصلی است، به این معنا که صرف بیان سرگذشت و تجربیات یک برند، نمی‌تواند یک محتوای داستانی تأثیرگذار را ارائه دهد، بلکه باید به دنبال ایده‌هایی خلاقانه بود که بتوانند با توجه به عواطف انسانی مخاطبان، ویژگی‌های اصلی یک نام تجاری را در قالب داستانی گیرا، مانند یک سفر تفریحی بیان کنند.

در حقیقت این گروه بازاریابی به دنبال داستان‌هایی است که ارائه آنها منجر به درگیری عاطفی مخاطبان شود، چراکه هرگاه احساس درگیر شود، بازاریابی عاطفی شکل گرفته و یک نام تجاری می‌تواند در ذهن یک مخاطب باقی بماند.

 به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید

شناخت مستمر مشتریان

شناخت دقیق مخاطبان یک ویژگی مهم در روند بازاریابی آژانس gyro است. این گروه می گوید حتی می‌تواند رفتار مصرف‌کنندگان را پیش‌بینی کند که البته رسیدن به این روش، نشان از یک بازه زمانی قابل توجه دارد که صرف مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان یک برند شده است.

همچنین از آنجایی که این گروه بازاریابی، اتکای صرف به داده‌ها نداشته و به دنبال پیش‌بینی رفتار عاطفی انسان‌هاست، پیش‌بینی‌های دقیق‌تری را ارائه خواهد داد؛ زیرا یک مخاطب انسانی را با توجه به تمام ویژگی‌های فردی و اجتماعی آن در نظر گرفته و به همین دلیل نیز می‌تواند کمترین میزان خطا را در پیش‌بینی‌های خود مرتکب شود.

ترسیم مشخصات مشتری کاری است که این گروه بازاریابی برای مشتریان خود انجام می‌دهد؛ مشخصاتی که می‌توانند در ارائه برنامه‌های کارآمد تبلیغاتی بسیار مؤثر باشند، البته مطالعه مستمر روی رفتار مشتریان، یکی دیگر از روش‌های این گروه بازاریابی است که باید به صورت دنباله‌دار انجام شود، زیرا از نظر این گروه، مخاطب برندها انسان‌هایی هستند که عواطف و روحیات آنها ثابت نبوده و در گذر زمان تغییر می‌کند.

ایجاد جرقه بین ایده و مخاطب

شاید بتوان گفت مهم‌ترین هدفی که گروه gyro دنبال می‌کند، رسیدن به نقطه‌ای است که بین ایده‌هایی که ارائه می‌دهد و مخاطبان انسانی یک جرقه اتفاق بیفتد؛ جرقه‌ای که باعث تأثیرگذاری عمیق روی عواطف مخاطبان خواهد شد.

برای رسیدن به این هدف، مهم‌ترین و بزرگ‌ترین چالش پیش‌رو این است که چطور می‌توان محصول و خدمات یک برند را به افراد معرفی کرد که به یک تأثیرگذاری عاطفی و در نهایت تغییر رفتار آنها منجر شود؟! در حقیقت این مهم نیز از طریق مطالعه دقیق مشتریان، کسب داده‌های بزرگ و در نهایت، ارائه آنها در قالب ایده‌هایی انسانی امکان‌پذیر خواهد شد.

منبع:شنبه

نوشته به دنبال داستان خاص مشتریان خود باشید اولین بار در ماورا پدیدار شد.

گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

شرکت آمریکایی گوپرو (GoPro) که در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی شد، یکی از برندهای شناخته‌شده دوربین‌های عکاسی است که به‌خاطر تولید دوربین‌های شخصی با کیفیت بالا، جایگاه ممتازی در میان دیگر برندهای دوربین عکاسی جهان پیدا کرده است. مجهز‌بودن به دوربین‌های اکشن، ساختار سبک، قابلیت نصب روی هر وسیله‌ای و ارائه لوازم جانبی گسترده، از جمله مهم‌ترین دلایل محبوبیت این برند به شمار می‌روند. حضور فعال در رسانه‌های دیجیتال و سوق‌دادن مشتریان برای ارائه محتوای آنلاین، از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی این نام تجاری محسوب می‌شوند که موفقیت‌های چشمگیری را نیز برای این برند ۱۶ساله در پی داشته‌اند. در ادامه به برخی از مهم‌ترین استراتژی‌های برندسازی این شرکت اشاره خواهد شد

  • این دوربین برای همه است

طرح‌های بازاریابی که برند گوپرو تا‌کنون در پیش گرفته است، بیشتر متمرکز بر عکس‌هایی بوده که در گشت‌وگذارها، اسکیت‌سواری، اسکی روی برف، موتورسیکلت‌سواری و‌… گرفته شده‌اند، به این معنا که این نام تجاری، بیشتر در قالب یک دوربین حرفه‌ای برای افرادی که فعالیت‌های خاصی را به صورت حرفه‌ای انجام می‌دهند، معرفی شده است؛ اما اخیرا گروه بازاریابی این برند، روند متفاوتی را در پیش گرفته‌اند، به این معنا که معتقدند باید این دوربین عکاسی را به زندگی عادی مردم وارد کنند، بر همین اساس نیز کمپین‌های متفاوتی را راه‌اندازی کرده‌اند که تمرکز اصلی آنها بر کاربردی‌بودن این دوربین برای ثبت لحظات زندگی است. بنابراین، این نکته به مخاطبان القا می‌شود که می‌توانند به‌آسانی از این دوربین باکیفیت، در زندگی روزمره خود استفاده کنند. طبق نظر مدیران بازاریابی این برند، با اتخاذ چنین روشی، اندازه مصرف‌کنندگان این برند نیز چندین برابر شده و از انحصار حرفه‌ای‌ها خارج می‌شود.

  • مشتریانی که محتوا می‌سازند

همانگونه که خاطرنشان شد، مشارکت مشتریان در ارائه محتوا، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین استراتژی‌های برند گوپرو در زمینه بازاریابی محسوب می‌شود. تولید محتوای آنلاین، آن هم توسط مشتریان می‌تواند یک استراتژی موفق بازاریابی به شمار برود، چراکه یک برند از دریچه چشم مصرف‌کنندگان دیده شده و از لنز دوربین آنها پخش می‌شود. مشارکت مشتری در فرایند بازاریابی، در قالب کمپین‌هایی صورت می‌گیرد که به صورت آنلاین در رسانه‌های دیجیتال از مشتریان خواسته می‌شود تا با دوربین‌های گوپرو عکاسی و فیلمبرداری کرده و محتوای خود را به اشتراک بگذارند. بسیاری از ویدئوهایی که توسط کاربران این برند ارسال می‌شوند، شامل صحنه‌هایی زیبا از مناظر و اتفاقات منحصربه‌فرد طبیعت بوده و به همین دلیل نیز در میان سایر کاربران این برند، محبوب هستند و بازخورد خوبی دریافت می‌کنند. برند گوپرو با شرکت‌دادن مشتریان خود و پخش ویدئوهای آنها، زاوایای پنهانی از طبیعت را به نمایش می‌گذارد که این امر به صورت غیرمستقیم، قابلیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دوربین‌های این برند را برجسته کرده و یک ابزار تبلیغاتی مؤثر محسوب می‌شود.

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند

 

  •  تعامل مستقیم با مخاطبان آنلاین

به‌جرأت می‌توان گفت که بخش اعظمی از تبلیغات دیجیتال برند گوپرو، توسط مخاطبان این برند انجام می‌شود و این امر به روشنی از میزان بازخوردی که در صفحات مجازی این شرکت صورت می‌گیرد، دریافت می‌شود. داشتن بیش از ۵.۱میلیون کاربر در یوتیوب، ۱۳.۳میلیون و ۲.۳۲میلیون فالوئر به ترتیب در اینستاگرام و توییتر، بیانگر موفقیت این برند در اتخاذ این شیوه از بازاریابی محتوا‌ست. جالب است بدانید که  در سال ۲۰۱۴ کانال روزانه گوپرو بیش از ۶ هزار ویدئو را در یک روز از مخاطبان این برند دریافت می‌کرد که این آمار نشان‌دهنده اقبال مخاطبان از استراتژی مذکور بوده است. آنچه در شیوه اشتراکی این برند با مخاطبان جالب توجه است، ارتباط برقرار‌کردن با کاربرانی است که در مورد ویدئوهای مذکور نظر می‌دهند، به این معنا که برند گوپرو با مخاطبان آنلاین خود وارد یک تعامل مستقیم شده و به بحث و تبادل نظر درباره ویدئوهای ارسالی و خصوصیات دوربین‌های خود می‌پردازد که این امر نیز به‌نوبه خود، یک استراتژی موفق در نگهداری مخاطبان و جلب اعتماد آنها محسوب می‌شود.

  •  ویدئوداستان‌های جذاب گوپرو در توییتر

حضور اشتراکی این نام تجاری و مخاطبان آن در فضای مجازی، یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های بازاریابی به شمار می‌رود که موفقیت‌های قابل توجهی را برای این برند در پی داشته است. توییتر به عنوان یکی از ابزارهای دیجیتالی که در اختیار گوپرو قرار دارد، به وجه خاصی از خصوصیات این برند، یعنی داستانگویی پرداخته و بیشتر، ویدئوهایی را نمایش‌ می‌دهد که در قالب یک داستان هیجان‌انگیز از سوی کاربران به اشتراک گذاشته شده باشند؛ ضمن اینکه زیرنویس‌های جذاب آنها نیز در بازخوردی که از سوی مخاطبان دریافت می‌کنند، بسیار تأثیرگذار هستند. همچنین یکی از فعالیت‌های خاص دیگری که این برند در صفحه توییتر خود انجام می‌دهد، ارائه عکس‌ها و ویدئوهایی است که به ورزشکاران مشهور و حرفه‌ای اختصاص دارند و توسط کارشناسان بازاریابی تهیه می‌شوند؛ حضور ورزشکاران مشهور جهان که از دریچه دوربین‌های گوپرو دیده می‌شوند نیز خود به‌تنهایی یک ابزار تبلیغاتی قدرتمند برای این برند محسوب می‌شود.

  •  مشتریان قهرمان

بازاریابی محتوا که در روند برندسازی گوپرو شکل گرفته است، به‌شدت وابسته به مصرف‌کنندگان این برند است و بسیاری از محتواهای آنلاین و حتی داستان‌های هیجان‌انگیز این برند، محصول تلاش کاربران آن است، از این نظر می‌توان گفت که نام تجاری گوپرو بسیاری از فرایندهای بازاریابی خود را به صورت رایگان و از طریق مشتریان خود انجام می‌دهد؛ اما صرفه‌جویی در هزینه‌ها، تنها دستاورد این رویکرد نیست، بلکه به دست آوردن طیف گسترده‌ای از مشتریان وفادار مهم‌ترین دستاوردی است که رویکرد مذکور برای این برند به ارمغان آورده است؛ مشتریانی که محتوای آنها در طیف وسیعی از رسانه‌ها، سیستم‌عامل‌ها، ایمیل‌ها و‌… به نمایش در‌آمده و به نوعی قهرمان این برند محسوب می‌شوند.‌ بر این اساس، دیگر نباید حتما یک ورزشکار معروف و یا یک سلبریتی مشهور باشند تا در قالب یک قهرمان دیده شوند، تنها با استفاده از دوربین‌های گوپرو و تهیه یک عکس و یا فیلم، می‌توانند در قالب یک قهرمان برای برند گوپرو عمل کنند و این همان نکته‌ای است که وفاداری مشتریان را در پی خواهد داشت و آینده این برند را به لحاظ گروه مصرف‌کنندگان، تا حد‌ زیادی، تضمین خواهد کرد.

نوشته گوپرو، برندی که محتوایش را مشتریانش می سازند اولین بار در ماورا پدیدار شد.